تجاوز اجنبی به مام وطن

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن

پرسش‌هایی که در این جلسه پاسخ داده شدند:
– آیا گسترش دموکراسی در داخل کشور می‌تواند به کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند؟ اگر آری، چگونه؟
– شما سال‌هاست از «حقوق بشر» سخن می‌گویید. برخی می‌پرسند: آیا تمرکز بر حقوق بشر ما را در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر نمی‌کند؟ شما این تضاد ظاهری را چگونه توضیح می‌دهید؟
– چگونه می‌توان بین تجاوز نظامی مستقیم و مداخلات غیرمستقیم (مانند تحریم، جنگ شناختی یا جنگ رسانه‌ای) تمایز قائل شد و به هرکدام پاسخ مناسبی داد؟
– آیا تجربه‌ی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهایی که دچار مداخله‌ی خارجی شدند (مانند عراق، لیبی، اوکراین، سوریه)، می‌تواند برای ما آموزنده باشد؟ کدام تجربه‌ها بیشترین درس را برای ما دارند؟
– در دوره‌ای که «جنگ شناختی و روایت‌ها جای موشک و بمب را گرفته، نقش رسانه‌های مستقل چیست؟
– به نظر شما چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات واقعی حساس کرد بی‌آنکه گرفتار وحشت‌افکنی یا بی‌اعتمادی شد؟
– از نظر شما، نقش یک شهروند عادی در دفاع از استقلال کشور چیست؟ چه مسئولیت‌هایی بر دوش هر ایرانی است؟
– چه تلاش‌هایی از طرف ایرانیان پرنفوذ و صاحب اعتبار در جامعه مدنی کشورهای غربی در جهت فشار به دولت‌های خود برای محکومیت اسرائیل و حمایت حقوقی از ایران صورت گرفته؟
– چگونه میشه راه سوم بود در عمل؟ یعنی بدون اینکه از سیاست خارجی غیر ملی جمهوری اسلامی حمایت کنیم، بتونیم برای ایران در مقابل دشمن خارجی متحد بشیم.
اساساً آیا چنین چیزی ممکنه؟
آیا ایده رفراندوم و مجلس موسسان که از سوی میرحسین موسوی و به تبعش، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه ۱۷٠٠ امضایی مطرح شد، میتونه به جلوگیری از جنگ مجدد کمک کنه یا برعکس شانس ناامنی رو بالا میبره؟
– آیا امکانش هست که دولت پزشکیان، نیروهای تندرو داخل حکومت رو منزوی و متفرق کنه و یک صلح پایدار به وجود بیاره؟
– در صورتی که حکومت اقدامات اعتمادسازانه مثل تغییر در ترکیب صداوسیما یا آزادی بعضی زندانیان سیاسی بزنه، واکنش ما باید چه باشه؟

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن بیشتر بخوانید »

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل

دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان. 

باری دیگر، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۳ تیر ۱۴۰۴ شاهد تجاوز اسرائیل و امریکا به میهن بودیم. محاسبات متجاوزان، غلط از آب در آمد!

باز هم با صدای بلند به دنیا می‌گوییم، این خودِ ما مردم ایران هستیم که دروازه‌های زندان‌های سیاسی را باز می‌کنیم، نه اجنبیان!

هر کار به ظاهر خیری هم که توسط تجاوز قدرت‌ها به وطن حاصل شود، قطعا نوبه آزمایش زمان گواهی خواهد داد که به غیر از شر نبوده است!

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل بیشتر بخوانید »

منقلب‌تر شدن!انقلاب کردن!پویایی ۳۰ تیرها!زنده‌باد دکتر مصدق‌ها! ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ محکوم‌باد قوام‌ها!

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت!

۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مانند یک رفراندم، ملت ایران، به قدرت (هم قدرت خارجی، و هم قدرت داخلی به عنوان دست‌نشاندگان و نوکران قدرت خارجی) پشت کردند. این رفتارشناسی خودجوش و مستقل مردم، یک منقلب‌تر شدن بود. این انقلاب، ادامه پیدا کرد تا ۱۳۵۷ و باز هم ادامه یافت تا ۱۴۰۴.
این منقلب‌تر شدن، به شکل یک رفراندمی که از تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و در ۳ تیر ۱۴۰۴ به تسلیم متجاوزان انجامید، باز هم یک نه! بزرگ بود به قدرت‌های داخلی و خارجی. پژواک این رفراندم، به این ترتیب بود که:
خودِ ما ملت ایران هر گونه تجاوز انیرانیان به مام میهن را محکوم می‌کنیم، و با خشونت‌زدایی و با ایستادن در کنار همدیگر، با آن‌ها مقابله می‌کنیم! و از ذره ذره خاک وطن دفاع می‌کنیم!
خودِ ما ملت ایران تکلیف رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران تکلیف سرکوب‌گران فاسد رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران دروازه‌های زندان اوین و سایر زندان‌های سیاسی را باز خواهیم کرد!

در رابطه با تجاوز اخیر اسرائیل و امریکا (۲۳خرداد-۳تیر ۱۴۰۴)، یکی از بارزترین تزویرهای قدرت‌ها در جبهه‌های جدید جنگ روانی این است که همبستگی مردم در دفاع از میهن را مساوی با تایید و طرفداری از رژیم ملاتاریا جعل کنند!
بازی‌خوردن در این سوءاطلاعات و پروپاگندا، از بدترین خطاهایی است که ممکن است مرتکب شویم.
بدترین خطاها به این علت که اجنبی‌ها، با فراهم‌ساختن زمینهٌ فکریِ افکار عمومی، عملیاتِ جنگ روانی را به شکلی مدیریت کنند که در تجاوز بعدیِ آن‌ها به وطن ما، همبستگی مردم کمتر شود و در نتیجهٌ آن، انیرانیان بتوانند باعث از هم پاشیگی اجتماعی، و جنگ داخلی، و تکه‌پاره شدن وطن بگردند.

از جمله روش‌های دفاع پیروزمندانه از خودمان در جنگ روانی و خنثی کردن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات و پروپاگندا، تسخیر بیشتر رسانه‌ها و شبکه‌بندی‌های اجتماعی است. این وسیله و روش، فعالیتی عملی، بی‌خطر، ساده، و در عین حال بسیار موثر است. برای مثال،  یک کنشِ ساده می‌تواند تولید و تکثیر و نشر و بازنشر مطالبات حقوقیِ ما، به شکل شعارهای پرشعور یک‌خطی باشد:
از جمله مطالباتِ حداقلیِ  ایرانیان:
حذف کامل و فوری مجازات اعدام!
لغو فوری همهٌ اعدام‌ها!
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و رسانه‌ای
پایان دادن به همهٌ شکنجه‌های روانی و فیزیکی
نه! به حجاب اجباری!
نه! به وابستگی!
نه! به وابستگان!
استقلال! استقلال! استقلال!
احقاقِ استقلال و آزادی
احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی
احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی
احقاقِ حقوق

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت! بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟

با ادامهٌ حضور خامنه‌ای و شرکا، و نتانیاهو و شرکا، بدون تردید شاهد ادامهٌ جنگ و خشونت‌گستری‌ها در ایران و منطقه و دنیا، خواهیم بود. این پرستش‌گران قدرت و زورمداران، به خشونت و بی‌ثباتی و بحران و تنش و جنگ و…، و در نتیجه به وجود یک‌دیگر نیازمند هستند.

گفته شد:

«اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم و با هم متحد شویم»

«به تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم!»

«نیازمند تایید و یا همکاری قدرت هستیم!»

این کلی‌گویی‌های ناشفاف، نیاز به روشن‌گری و شفافیت دارند! دقیق کردن این عبارت‌ها، و آن‌ها را به عنوان راهکارهای ساده‌ای که هر کدام از تک‌تک ما می‌توانیم به راحتی انجام دهیم، به این شکل می‌شود:

با معیار قرار دادن حقوق، اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم، و حول محور حقوق با هم متحد شویم!

هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود به تنهایی می‌توانیم کارهای فراوانی انجام دهیم، به سهم خود و به نوبه خود!

ما نه تنها نیازمند تایید و یا همکاری قدرت‌ها نیستیم، بلکه به خود و دیگران یادآور می‌شویم که قدرت‌ها همیشه برای ما به‌غیر از ضرر و زیان‌های فاجعه‌بار، چیز دیگری نداشته‌اند!

پس برای: 

۱- پیش‌گیری از تجاوز مجدد اجنبی‌ها به مام وطن، و

۲- کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، 

شعار پرشعور و خودانگیختهُ ایرانیان، دوباره پژواک بلندتری پیدا می‌کند. آن شعار پرشعور این بوده است:

پشت به قدرت (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)

تجاوز اخیر اجنبی به میهن ما، نکاتی را مشخص کرد که قبل از آن در حد تحلیل و نظریه بودند:

استقلال، استقلال، استقلال، استقلال!

نفی وابستگی به قدرت‌ها،

انزجار و طرد وابستگان،

نفی و محکومیت دخالت اجنبی در امور میهن ما،

نفی خشونت، 

خشونت‌زدایی،

اعتماد به نفس فردی،

اعتماد به نفس ملی،

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟ بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- جنگِ روانی=پیش‌نیازِ جنگ‌هایِ اسرائیل و امریکا علیه ایران! جنگِ روانی=مادرِ همهُ جنگ‌ها است!

اگر یک حداقل لازمی از ما مردم، جانبِ حق را می‌گرفتیم و نمی‌خواستیم که از طریق قدرت‌ها معضلات ایران را حل کنیم (مثال‌هایی در این باره را در متن این مقاله مطالعه بفرمایید)، آیا اسرائیل به خود اجازه می‌داد که باز هم در تاریخ ۱۳خرداد۱۴۰۴، به مام وطن ما تجاوز کند؟…
دلیل اینکه اسرائیل و بعد امریکا به خود اجازه داند به مام وطن ما ایران تجاوز کنند این بود که یک حداقل لازمی از مردم، درجنگ روانی قدرتها علیه مردم، شکست خورده بودند، و به شکل‌های مختلف و به درجات متفاوت با تجاوز موافق بودند، و یاحتی به اندازهُ کافی مخالفت نکردند…
باز کردن دروازه‌های اوین، و یا برخورد با نظامیان و حتی با سرکوبگران و متجاوزان به حقوق، امری داخلی و به عهدهُ ایرانیان است. امری که هیچ اجنبی نباید به خود اجازه دهد در آن دخالت کند!…

صدارت- جنگِ روانی=پیش‌نیازِ جنگ‌هایِ اسرائیل و امریکا علیه ایران! جنگِ روانی=مادرِ همهُ جنگ‌ها است! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود-peace begins with me-آدمی دیگر بباید ساخت-تا تغییر نکنی نمیتوانی تغییر دهی-

صدارت- درس‌گیری از تجاوز اسرائیل و امریکا- عمل در زمان حال- پیش‌گیری از تجاوزهای اجنبیان در آینده

درس‌گیری واجب و حیاتی است! (غنای وژدان تاریخی) وگرنه از یک سوراخ چندین و چند بار گزیده خواهیم شد.
 با سازندگی، و یا با تخریب و خودتخریبی
آیا ممکن است در آینده اصلا اشتباه نکنیم؟! آیا انتظار اصلا اشتباه نکردن از هیچ بشری ممکن است!؟
آیا بهتر نیست تلاش کنیم در آینده کمتر اشتباه کنیم؟
برای این منظور، باید روش ریشه‌یابی را پیشه کنیم (علت بیماری را درمان کنیم، و نه علام بیماری را!)، و پیوسته تلاش کنیم توان خود را برای ریشه‌یابی معضلات، افزایش دهیم.
❊ 
هر کدام از ما= من (بسیار مهم است که مرتب گفته نشود «مردم» و در نتیجه کاملا فراموش شود که خودِ من هم جز این «مردم» هستم، و از آن مهمتر این «مردم» از من شروع می‌شود  https://alisedarat.com/1397/08/06/4317/ ) 
 هر انسانی یک موجود نسبی، و فعال است.
پس بدون اینکه خود را مطلق بپندارم، تلاش می‌کنم منفعل نباشم، بلکه فعال باشم: به سهم خود، به نوبه خود
به خود یادآور می‌شوم که پایه و اساس کارهایی که باید انجام دهم، حقوق است.
هر فردی و هر جامعه‌ای می‌تواند و باید پیوسته تلاش کند که حقوق‌مدارتر شود.
به خود یادآور می‌شوم که پایه و اساس و مخرج مشترک همکاری‌هایی که باید انجام دهم، حقوق است.
تلاش برای احقاق هر حقی از حقوق هر کسی، در هر زمانی، و در هر مکانی!
همین نگاه از زاویهُ دیکر: مقاومت در مقابل قدرت‌ها برای اینکه مردم را، هرچه بیشتر (کمی و کیفی)  از جنس خود کنند: سانسور و خودسانسوری حقوق، تجاوز به حقوق، خشونت و خشونت‌گستری (در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی، و روحی-روانی)
قدرت داخلی: رژیم ولایت ملاتاریا: فساد و خشونت اقتصادی،…
قدرت خارجی: رژیم صهبونیست: از خوشحالی برای زدن درب زندان اوین تا جاسوسی برای اجنبی،…

صدارت- درس‌گیری از تجاوز اسرائیل و امریکا- عمل در زمان حال- پیش‌گیری از تجاوزهای اجنبیان در آینده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا