مصاحبه

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر

…انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، نه تنها ایران و منطقه، بلکه دنیا را وارد عرصهٌ جدیدی کرد. منقلب شدن ایرانیان و انقلاب ایران، باید با شدت تمام مورد هدف قدرت‌های شرق و غرب قرار می‌گرفت و منهدم می‌شد. قدرت‌ها، به‌خصوص امریکا و انگلیس و پایگاه نیابتی آن‌ها، رژیم اسرائیل، تمام توان خود را در این راه به‌کار بردند. بحران‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌ها، ابزار اولیه‌ی جنگ روانی بوده‌اند، که بزرگترین و موثرترین و اولین آن‌ها، طرح گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران بود. این طرح در امریکا ریحته شد، و توسط رابط-رابطه‌هایی که حویت آن‌ها هنوز ثابت نشده، به ایران آورده شد و توسط «دانشجویان خط امام» به اجرا در آمد. از همان موقع تخرین‌ها و تحریم‌ها و خشونت‌های اقتصادی، فرهنگیو اجتماعی، و سیاسی علیه ایران شروع شد. ابعاد آن چنان گسترده بوده که جزئی از واقعیتِ پذیرفته شده زندگی بین‌المللی گشته است! 
اما پرسش اساسی، و بلکه حیاتی اینجاست: در این میانه، نقش من، به عنوان یک فرد، چیست؟ نقش تو، و نقش ما چیست؟ آیا ما تنها تماشاگران منفعل این تراژدیِ مهلک هستیم؟
در همه بحران‌های بسیار کلان و دنیاگیر و پاندمی، باید نقش هر یک از افراد جامعه را به‌یاد آورد. پاندمی کووید-۱۹ مثال خوبی است، که هر یک از ما با شستن دست‌ها، زدن ماسک و رعایت فاصله‌گیری‌های اجتماعی، نقشی حیاتی در جلوگیری از یک فاجعه بسیار بزرگتر ایفا کردیم.
خشونت‌گستری و جنگ‌طلبی نیز مانند یک ویروس واگیردار است! اگر ما در فضای مجازی و حقیقی، به جای بازنشر اخبار جعلی و ترویج خشونت، به خنثی‌سازی جنگ روانی بپردازیم، به سهم خود سدی در برابر پیشروی، و حتی شروع جنگ ساخته‌ایم. وجه اشتراک افرادی که به ایران و ایرانیان پشت کردند، و به قدرت‌ها روی آوردند، شکست‌خوردگی آن‌ها در جنگ روانی است. کانون این شکست، مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی افراد است. «وژدان احساسی، روانی و عاطفی» در مرکزیت ساختار تصمیم‌گیری انسان قرار دارد و با سایر ابعاد وژدان (علمی، اخلاقی و تاریخی) در تعامل مداوم است. این وژدان نقش کلیدی در نحوه عمل ما در قلمروهای مختلف، از جمله سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد، ایفا می‌کند. در تصمیم‌گیری‌های سیاسی: قدرت‌ها با استفاده از جنگ روانی، مستقیماً «وژدان احساسی» جوامع را هدف قرار می‌دهند تا اراده آن‌ها را فلج کنند. در جوامعی مانند اسرائیل، وژدان‌های مختلف افراد، حتی از دوران کودکی، با پروپاگاندا و مفاهیمی مانند «سرزمین موعود» و «اسرائیل بزرگ» و انسان‌زدایی از سایر انسان‌ها، برنامه‌ریزی می‌شود تا افراد حتی در صورت دیدن حقایق جنگ، همچنان از خشونت پشتیبانی کنند. به طور خلاصه، وژدان احساسی-روانی، مانند فیلتری عمل می‌کند که می‌تواند علم و دانش، تجربه‌های تاریحی، و اخلاقیات ما را تقویت یا فلج کند. اگر این وژدان بر اثر جنگ روانی دچار آسیب شود، فرد توانایی تصمیم‌گیری سازنده را از دست داده و در قلمروهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، به جای کنشگریِ سازنده، به واکنش‌گریِ مخرب، و به ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود!…

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر بیشتر بخوانید »

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟

….در جنگ روانی، تلاش قدرت‌مداران این بوده که با روایت‌سازی و روایت‌پردازی، اولا نقطهٌ شروع این دشمنی‌ها را به برههٌ مورد نظر خودشان ببرند و در آن‌جا محدود کنند، و ثانیا قلم تاریخ‌نویسی را در انحصار خود قرار دهند و بررسی‌کننده و نویسندهٌ وقایع، فقط خودشان باشند! وقایع‌نویسی‌ای پر از ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات!
این‌ها همه، پیش‌نیاز سلطه‌سالاری، و زورمداری، و استعمارگری هستند!
در رابطه با سلطه‌سالاری، در کنار نقشی که سلطه‌گران دارند، باید به نقش سلطه‌بران و سلطه‌پذیران هم پرداخته شود! برای موفقیت در سلطه‌گری، باید «تولید رضایت» و روانشناسی سلطه‌پذیری را در سلطه‌بران تلقین و القا کرد:
ضروری است که هم در ذهنیت سلطه‌گران، و هم در ذهنیت سلطه‌بران، «برتر بودن سلطه‌گران»، و «پست بودن سلطه‌بران» جا افتاده باشد. 
با جنگ روانی، همراه با ایجاد توهم برتری/پست‌تری، انسان‌زدایی، و توهین و تحقیر، ایجاد عقده حقارت، و پذیرش انواع تبعیض و ضوابط دوگانه، و تجاوزها به حقوق، خشونت‌گستری و عادی‌سازی خشونت، افزایشِ تدریجی و پیوستهٌ ابعاد کیفی و کمیِ خشونت‌ها، افزایش سطح تحمل تجاوزها به حقوق، و… به عنوان یک روش معمول زندگی، پذیرفته می‌شود!…
…استعمار کهن: تسلط مستقیم و آشکار با اشغال و حکومت‌داری استعماری. مثال بارز استعمار استیطانی،  مربوط به چند قرن پیش می‌شود، امریکا است. نوعی از استعمار که کم‌کم منسوخ گردید، به غیر از یک مورد، که آن هم رژیم اسرائیل است.
۳- استعمار نو: تسلط غیرمستقیم از راه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بدون حکومت مستقیم. نتانیاهو و شرکا حتی به استعمار نو هم رضایت نمی‌دهند!!!….

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟ بیشتر بخوانید »

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟

عبور از بحران‌های فعلی مستلزم یک تحول فکری در فضای سیاسی است: گذار از «قدرت‌مداری» به «حق‌مداری»….
…نقطه آغازین این بحث، محکومیت صریح هرگونه عمل خشونت‌آمیز در فضای سیاسی است. خشونت به هر شکلی و علیه هر کسی، چه در جایگاه قدرت باشد و چه دز اپوزیسیون، محکوم است. خشونت تنها به برخوردهای فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه خشونت کلامی در رسانه‌ها، توهین به باورها و مقدسات مخالفان و تهدید فیزیکی، همگی مصادیقی از یک چرخه مخرب هستند که مانع از استقرار و استمرار و پیشبرد مردم‌سالاری می‌شوند. خشونت و خشونت‌گستری، نه تنها سودی ندارد، بلکه نتایج عکس به بار آورده و اجازه می‌دهند افراد با ایفای نقش «قربانی»، افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کنند.
وابستگی، خود یک خشونت است، یک تجاوز به حقوق است، تجاوز به حق استقلال!
وابستکی محکوم است!
وابستگان محکوم هستند!
تنها راه رهایی از وضعیت موجود، خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به‌خصوص احقاق حقِ استقلال! استقلال از قدرت‌ها و تکیه بر توان ملی است!…
…یکی از موضوعات کلیدی، برای ساختار سیاسی آینده ایران، بازتعریف جایگاه رسانه‌ها است. با توجه به نقش حیاتی رسانه‌ها و افکار عمومی، شایسته است در قانون اساسی آینده، رسانه‌های ملی به عنوان «شاخه چهارم دولت» (در کنار قوه‌های مجریه، مقننه و قضاییه) تعریف شوند تا بتوانند جایگاه لازم در تمدن قرن ۲۱ را پیدا کنند. تفاوت بنیادین این الگو با دموکراسی‌های فعلی در این است که گردانندگان رسانه‌هایی که با بودجه ملی اداره می‌شوند، نباید منصوبِ قوای دیگر باشند؛ بلکه باید مستقیما توسط مردم و برای دوره‌ای محدود انتخاب شوند تا مستقیماً به جامعه پاسخگو بوده و از انحصار قدرت خارج گردند…
…احقاق حقوق استقلال و آزادی، بدون تکیه بر افکار عمومی و درآمیختن افکار با همدیگر، غیرِ ممکن است، و این خود بدون استفاده بهینه از رسانه‌ها غیرِ ممکن!

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها

نقش ژئوپلیتیک، استراتژیک، نظامی، و…، و اقتصادیِ تنگه هرمز، دیگر از حدس و تثوری و تخمین عبور کرده، و واقعیت‌هایی در اثر ایستادگی و پیروزی ایرانیان در مقابل دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا، در عمل نمایان شدند!
ادامهٌ درگیری‌ها منجر به برملا شدن ضعف و ناتوانایی‌ها «ابرقدرت‌ها»، و نمایش توانایی‌های ایران کردیده است.
کشورهای منطقه که با عدم اعتماد به نفس ملی، برای حفظ امنیت خویش، دست تمنا به سوی دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا درازز کرده بودند، نتایج خطای فاجعه‌آمیز خود را در «توازن قوا» دیدند! بیشتر از حاکمان بر این کشورها، مردم منطقه دیدند که در «توازن قوا»، نه توازنی موجود است، و نزد قدرت‌های داخلی و خارجی، نه قوه و قوای ادعایی!…
…استقلال یک حق ذاتی است. حاکمیت مطلق بر منابع و قلمرو ملی، از جمله تنگه هرمز، راه موثری است که می‌تواند اسلحه را در دست قدرت‌های سلطه‌گر بی‌اثر کند و آن‌ها را از تروریسم اقتصادی بازدارد، خشونت‌هایی که نزدیک به نیم قرن بر ایران و ایرانیان اِعمل کرده‌اند! بدین ترتیب است که می‌توان امنیت پایدار را به منطقه بازگرداند. 

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است

استقامت و ایستادگی بر حقوق‌مداری، استقلال، و خشونت‌زدایی منجر به ریزش در قوای لشکری و در پرسنل کشوری می‌گردد. 

مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:

فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت

رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹

تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 

مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 

گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 

الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه

سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر

آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است بیشتر بخوانید »

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴

…..خب این فرهنگ مردم‌سالاری چجوری میشه؟ اولاً من باید بپذیرم که من حق حاکمیت خودم رو، حق حاکمیت ملی خودم رو، احقاق بکنم. وظیفه دارم – یه چیز لوکس نیست: یک وظیفه است! هر فردی وظیفه دارد که که به سهم خودش و به نوبهٌ خودش در احقاق حق حاکمیت ملی تلاش بکنه! به صورت فردی. دوم اینه که راه حل در منه. من دارم راجع به «من» میگم که تحکم نکرده باشم به کسی دیگه؛ تو، تویِ مخاطب که دوم شخص مفرد هستی، به بغل دستت نگاه نکنی بگی ما باید یه کاری بکنیم. هر کسی منتظر «ما مردم» بشه، بالاخره ما نفهمیدیم این ما مردم چه کسانی هستند که باید یه کاری بکنن!؟ راه حل در توئه، در منه و در زمان منه؛ اونوقت اون اعمال حق حاکمیت ملی زمینه‌اش فراهم میشه. و در این صورت هستش که هر اتفاقی بیفته، یعنی حتی اگر نتانیاهو و ترامپ و ۱۰۰ مقابلش هم بیان ایران رو بزنن، کاری از پیش نمی‌برن! مگه ۱۲ روز نزدن؟ چی شد؟! مگه فکر نمی‌کردن که دیگه کار تموم میشه؟ خب نشد! گفتن پس بریم در زندان اوین رو بزنیم، زندانیان رو آزاد بکنیم، دیگه میان مردم بیرون! چی شد؟ نیومدن مردم بیرون. اون فرهنگ استقلال و آزادی نهادینه شده در پندار ما مردم؛ ما مردم نپذیرفتیم از جنس این رژیم قدرت‌سالار بشیم. ما مردم‌سالار بودیم که نپذیرفتیم اجنبی بیاد سرنوشت ما رو تحمیل بکنه بهمون. گفتیم تو خارجی هستی، تو اجنبی هستی برو پی کارت، این قدرت داخلی رو من خودم می‌تونم بر بیاندازم؛ موقعش که شد! تو برو بیرون من خودم درستش می‌کنم. حالا از اون موقع تا حالا درستش کردیم؟ بله که کردیم. منتهی هنوز منجر به سقوط رژیم نشده، ولی فرهنگ مردم‌سالاری پیشرفت کرده. یعنی بعد از حمله در عرض اون ۱۲ روز و بعد از اون تا حالا، ما مردم فرهنگمون مردم‌سالارتر و حقوق‌مدارتر شده.
نقشه راه و روش‌های حقوق‌مدارانه 
حالا از این به بعد چیکار بکنیم که این جنبش نخوابه و رژیم دوباره سرکوب نکنه؟…..

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴ بیشتر بخوانید »

شهید دکتر حسین فاطمی: مبتکر ملی کردن صنعت نفت، مبتکر تشکیل جبهه ملی (۲۷مهر۱۳۳۱–۲۸مرداد۱۳۳۲)، جوان‌ترین وزیر خارجه ایران

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی

گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، به علت نبود حقانیت و مشروعیت، به علت عدم وجود جایگاه و پایگاه مردمی،
از یک طرف کنسرت خیابانی، از طرف دیگر سانسور و خفقان و سرکوب و انتشار سوءاطلاعات، حتی در مزار شهید فاطمی و در مراسم سال‌مرگ وی
یک مامور امنیتی/لباس شخصی: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» 
اگر این  بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی اطلاعاتی/امنیتی نیست، پس چیست!؟ که نتیجه ملموس آن، تجاوزهای اسرائیل و امریکا به میهن بوده و هست.
رژیم با بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی، دست به هر کاری که می‌زند، برای ایران و ایرانیان، به‌جز تخریب و تجاوز به حقوق نبوده است! دستگاههای متعدد اطلاعاتی/امنیتی نمی‌توانند از این قاعده مستثنی باشند!
مقامات کشوری و لشکری شاغل در رژیم ولایت فقیه، از جمله اطلاعاتی/امنتی‌ها، چند نوع هستند، از جمله:
هنوز کاملا باورمند به رژیم ولایت فقیه،
کاملا برگشته از رژیم، ولی دل‌سوز ایران و ایرانیان،
فقط به فکر خود و منافع خود، با بی‌غمی و حتی تنفر از ایران و ایرانیان، و بدون کمترین باور به رژیم از همان ابتدا، ولی دنبال ثروت و قدرت و رانت،
جاسوس اجنبیان،
باز هم در مزار شهید فاطمی، توجه عمده اطلاعاتی/امنیتی‌ها، تلفن‌های موبایل مردم بود. که این خود نایید دیگری است از اهمیت رسانه‌ها و رسانه‌گریِ «شهروندرسانه‌گران» به معنای فعالیت حقوقی ساده و عملی برای احقاقِ حقِ آکاهی (احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی)
ماموران اطلاعاتی/امنیتی بی‌جهت نیست که برای جنگ روانی و تخریب ایستادگان بر خط استقلال و آزادی، می‌گویند: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» چرا که خوب می‌دانند که استقلال، چه جایگاه رفیعی در اذهان ایرانیان دارد! و وابستگان به قدرت‌ها، چقدر نزد ایرانیان منفور و مطرود هستند!

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی بیشتر بخوانید »

نسل جوان، در صورت حاضر ماندن در میدان ساختن سرنوشت خویش و تلاش برای خشونتزدایی صلح، اینده بهتری را بر روی ویرانه‌ها -غزه، فلسطین، لبنان- نفی جنگ

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی

تاکید بر این یادآوری مهم که «دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست» شروع خوبی برای این نوشتار است! هیچ عاملی در دنیا به اندازه رژیم اسرائیل، و به‌خصوص نتانیاهو و شرکا، برای تمامیت ارضی ایران و حیات ملی ایرانیان خطرناک نبوده است. نتانیاهو و شرکا، و خامنه‌ای و شرکا، به ظاهر دشمنِ خونیِ قسم‌خورده، ولی در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر خشونت‌گستری‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌های اسرائیل با حمایت از خودفروختگان «ایرانی» نبود، چه بسا که سال‌ها پیش رژیم ولایت فقیه سقوط کرده بود. طولانی‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را با ورود وابستگانی چون پهلوی و…، و تجزیه‌طلبانی چون مهتدی و…، و نیز ساکت شده تظاهرات و اعتراضات خودجوش مردمی به علت تجاوز اسرائیل و امریکا به وطنمان شاهد بودیم.
تمرکزگرایی و تبعیض محکوم است! تمرکززدایی و عدالت و برابری ساکنان همه مناطق میهن ما، ضرورتی حیاتی برای ایران و ایرانیان است! «فدرالیسم» برای ایران تبدیل به تزویری برای تکه‌پاره کردن میهن ما شده است، گرچه نظام فدرال در بعضی کشورها نسبتا خوب عمل کرده است.
افراد و احزاب وابسته به پول و اسلحه و رانت رسانه‌ای قدرت‌ها، به علت طرد شدن توسط ایرانیان، به‌خصوص مردم منطقه‌ای که آنها ادعای نمایندگی آن‌ها دارند، دیگر از به‌کار بردن واژگانی که ماهیت آن‌ها را رسوامی‌نماید، پرهیز می‌کند. واژگانی چون «تجزیه‌طلب» یا «جدایی‌طلب» یا «استقلال‌طلب» یا… ولی آن‌ها خود را مجبور می‌بینند، برای پیشبرد و اجرایی کردن طرح تکه‌پاره کردن وطن ما، از اسم رمز «فدرالیسم» استفاده کنند! تمامیت ارضی میهن و یک‌پارچگی وطن ما مقوله‌ای نیست که ایرانیان کوچک‌ترین چشم‌پوشی و تخفیفی را پذیرا باشند.
دنبال کردن اخبار، و بررسی و تحلیل موضوعات مربوط به اسرائیل و فلسطین، برای سرنوشت ایران و ایرانیان، از اهمیت زیادی برخوردار است. تجاوزها به حقوق و جنایت‌های صهیونیسفر، منحصر به جنگی که از ۲سال پیش شدت و حدت گرفت، نیست. شناخت نحوهُ عمل‌کرد و ماهیت مهره‌هایی که اهرم‌های قدرت را در منطقه و در دنیا در دست دارند، برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، و گذار از ساختار استبدادی به نظام مردمسالاری ضرورتی حیاتی است…….

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها

…..یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنرانی نتانیاهو، رد راه‌حل ۲دولتی بود. او با لحنی قلدرمابانه و طلبکارانه و پرخاشگرانه اعلام کرد که اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد سیاست دو کشوری به آن حقنه شود، و حتی امکان چنین طرحی را هم در فکر خود راه نخواهذ داد. 
گر چه نتانیاهو طی ۳۰سال گذشته مخالفت خود را دربارهٌ تشکیل کشور فلسطین مخفی نکرده است، ولی به گفته ناظران، موضع‌گیری امروز نتانیاهو، آشکارترین و بی‌پرده‌ترین مخالفت وی با طرح به‌وجود آمدن کشور مستقل فلسطین، در بیش از ۳دههُ گذشته است. این خود نشان دهندهٌ آن است که او و متحدانش نه تنها هیچ چشم‌اندازی برای صلح متصور نیستند، بلکه هنوز به دنبال تحقق ایده «اسرائیل بزرگ» هستند؛ طرحی که بخش‌های وسیعی از کشورهای همسایه از جمله لبنان، سوریه، عراق، و حتی ایران و عربستان سعودی را در بر می‌گیرد. اسرائیل، ایران و ایرانیان را مانع بزرگی بر سر راه تشکیل «اسرائیل بزرگ» می‌داند، برای همین حداقل در حدود نیم قرن است که تلاش می‌کند ایران را به ۵-۶ «جمهوری» تجزیه و تکه‌پاره کند. رویکرد و همکاری اسرائیل و احزاب و گروههای تجزیه‌طلب با اسم رمز «فدرالیسم» از این روی بوده است….

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا