ژوئن 2026

صدارت- «یادداشت تفاهم!» سوءتفاهم؟ یا ادامه تبعیض و تخاصم؟ ادامه جنگ روانی! مقدمه جنگهای فیزیکی بیشتر

…شکست پروژه فروپاشی و تجزیه تنش‌های اخیر، از جمله حملات گسترده خرداد ۱۴۰۴، با این تصور خام‌اندیشانه طراحی شده بود که ایران طی یک «سفر تفریحی چند روزه»(نقل قول مستقیم از ترامپ!) فرو خواهد پاشید. هدف از این حملات و ترور مقامات ارشد کشوری، ایجاد خلأ قدرت و فراهم کردن زمینه برای ورود گروه‌های مسلح وابسته و تجزیه‌طلب از مرزهای غربی و شرقی بود تا در نهایت ایران به چند جمهوری کوچک و درگیر با هم تقسیم شود. اما هوشیاری مردم، به‌ویژه در مناطق مرزی مانند کوردستان، و ایستادگی ملی نشان داد که تغییرات سیاسی در ایران، حق انحصاری ایرانیان است و اجازه نخواهند داد قدرت‌های خارجی با «کشته‌سازی» توسط عناصر خائن به وطن و جنگ روانی، سرنوشت کشور را به نفع خود با نیابت مهره‌های وابسته به خود رقم بزنند…
…برای ادامه سلطه‌گریِ سلطه‌گران، ادامهٌ سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران ضروری است. به این منظور، سلطه‌بران باید در جنگ روانی شکست داده شوند، تا منفعلانه پذیرای سلطهٌ سلطه‌گران بمانند. برای این منظور، سلطه‌سالاران بایستی منقلب شدن و انقلاب کردن برای آزادی و استقلال و مردمسالاری را خنثی کنند. از سال ۱۳۵۷، ایران و ایرانیان و فرهنگ ایرانی، مزاحم امپراطوری امریکا، و پادگان نیابتی آن‌ها در منطقه یعنی رژیم اسرائیل بوده است.

صدارت- «یادداشت تفاهم!» سوءتفاهم؟ یا ادامه تبعیض و تخاصم؟ ادامه جنگ روانی! مقدمه جنگهای فیزیکی بیشتر بیشتر بخوانید »

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر

…انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، نه تنها ایران و منطقه، بلکه دنیا را وارد عرصهٌ جدیدی کرد. منقلب شدن ایرانیان و انقلاب ایران، باید با شدت تمام مورد هدف قدرت‌های شرق و غرب قرار می‌گرفت و منهدم می‌شد. قدرت‌ها، به‌خصوص امریکا و انگلیس و پایگاه نیابتی آن‌ها، رژیم اسرائیل، تمام توان خود را در این راه به‌کار بردند. بحران‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌ها، ابزار اولیه‌ی جنگ روانی بوده‌اند، که بزرگترین و موثرترین و اولین آن‌ها، طرح گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران بود. این طرح در امریکا ریحته شد، و توسط رابط-رابطه‌هایی که حویت آن‌ها هنوز ثابت نشده، به ایران آورده شد و توسط «دانشجویان خط امام» به اجرا در آمد. از همان موقع تخرین‌ها و تحریم‌ها و خشونت‌های اقتصادی، فرهنگیو اجتماعی، و سیاسی علیه ایران شروع شد. ابعاد آن چنان گسترده بوده که جزئی از واقعیتِ پذیرفته شده زندگی بین‌المللی گشته است! 
اما پرسش اساسی، و بلکه حیاتی اینجاست: در این میانه، نقش من، به عنوان یک فرد، چیست؟ نقش تو، و نقش ما چیست؟ آیا ما تنها تماشاگران منفعل این تراژدیِ مهلک هستیم؟
در همه بحران‌های بسیار کلان و دنیاگیر و پاندمی، باید نقش هر یک از افراد جامعه را به‌یاد آورد. پاندمی کووید-۱۹ مثال خوبی است، که هر یک از ما با شستن دست‌ها، زدن ماسک و رعایت فاصله‌گیری‌های اجتماعی، نقشی حیاتی در جلوگیری از یک فاجعه بسیار بزرگتر ایفا کردیم.
خشونت‌گستری و جنگ‌طلبی نیز مانند یک ویروس واگیردار است! اگر ما در فضای مجازی و حقیقی، به جای بازنشر اخبار جعلی و ترویج خشونت، به خنثی‌سازی جنگ روانی بپردازیم، به سهم خود سدی در برابر پیشروی، و حتی شروع جنگ ساخته‌ایم. وجه اشتراک افرادی که به ایران و ایرانیان پشت کردند، و به قدرت‌ها روی آوردند، شکست‌خوردگی آن‌ها در جنگ روانی است. کانون این شکست، مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی افراد است. «وژدان احساسی، روانی و عاطفی» در مرکزیت ساختار تصمیم‌گیری انسان قرار دارد و با سایر ابعاد وژدان (علمی، اخلاقی و تاریخی) در تعامل مداوم است. این وژدان نقش کلیدی در نحوه عمل ما در قلمروهای مختلف، از جمله سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد، ایفا می‌کند. در تصمیم‌گیری‌های سیاسی: قدرت‌ها با استفاده از جنگ روانی، مستقیماً «وژدان احساسی» جوامع را هدف قرار می‌دهند تا اراده آن‌ها را فلج کنند. در جوامعی مانند اسرائیل، وژدان‌های مختلف افراد، حتی از دوران کودکی، با پروپاگاندا و مفاهیمی مانند «سرزمین موعود» و «اسرائیل بزرگ» و انسان‌زدایی از سایر انسان‌ها، برنامه‌ریزی می‌شود تا افراد حتی در صورت دیدن حقایق جنگ، همچنان از خشونت پشتیبانی کنند. به طور خلاصه، وژدان احساسی-روانی، مانند فیلتری عمل می‌کند که می‌تواند علم و دانش، تجربه‌های تاریحی، و اخلاقیات ما را تقویت یا فلج کند. اگر این وژدان بر اثر جنگ روانی دچار آسیب شود، فرد توانایی تصمیم‌گیری سازنده را از دست داده و در قلمروهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، به جای کنشگریِ سازنده، به واکنش‌گریِ مخرب، و به ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود!…

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

کمک ۲۱میلیون دلار صدام حسین به غلامعلی اویسی قبل از حمله عراق – رابطه مستقیم سیا با شاپور بختیار و ملاقاتش با صدام

سرنوشت مراجعه‌کنندگان به اجنبی، و پی‌آمدهای خیانت‌های آن‌ها در رابطه با ایران و ایرانیان بس عبرت‌آموز است. 
نامه‌ای محرمانه به تاریخ ۱۳ ژوئن ۱۹۸۰، از طبقه‌بندی خارج شده. هم زمانی آن با ۱۳ جون ۲۰۲۵، تاریخ شروع تجاوز ۱۲ روزهٌ اسرائیل و امریکا به میهن ما، جالب است. ( ۱۳تا۲۵ژوئن-جون۲۰۲۵=۲۳خرداد۱۴۰۴ تا ۳تیر۱۴۰۴) وطن ما در چهارراه حوادث قرار داشته است، ولی با همبستگی و اتحاد و همکاری و استقامت ایرانیان در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، بلاهای سلطه‌سالاران از سر ایران و ایرانیان دفع خواهد شد. 
ترس قدرت‌ها از «انقلاب عرب» بعد از انقلاب ایران، مهمترین دلیل تلاش بیش از حد قدرت‌ها برای تبدیل انقلاب ایران، به ضدِانقلاب بود! در این سند، به وضوح به ترس آن‌ها از «انقلاب عرب» اشاره شده است.

کمک ۲۱میلیون دلار صدام حسین به غلامعلی اویسی قبل از حمله عراق – رابطه مستقیم سیا با شاپور بختیار و ملاقاتش با صدام بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت»

دیشب قوای نظامی ایرانیان، خاک رژیم اسرائیل را مورد حمله قرار داد، در حالی‌که ارتش رژیم اسرائیل بعد از آتش‌بس مورخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به ایران حملهٌ اشکار و مستقیمی نکرده بود!

واقعه‌ای تاریخی بی‌سابقه در چندین دههٌ اخیر اتفاق افتاد که معادلات قدرت را در منطقه و دز دنیا تغییر می‌دهد! و حکایت از ریزش هیمنه و ابهت و هیبت دو «ابرقدرت» هسته‌ای، رژیم اسرائیل و امریکا دارد! ترس از قدرت نابود کننده این دو ارتش، تا به‌حال به هیچ کشوری این جرات را نمی‌داد که، بدون اینکه مورد حمله قرار گرفته باشد، مستقیما به خاک رژیم اشغال‌گر اسرائیل حمله کند! قدرت‌ها، و مشخصا امریکا و به‌خصوص رژیم اسرائیل، از شهامت ایرانیان غافل‌گیر و شگفت‌زده شدند!  افکار عمومی دنیا دیدند که ایرانیان از رژیم اسرائیل و امریکا نمی‌ترسد! هنوز بیش از چند ساعتی از شروع مجدد و افزایش درگیری‌ها نگذشته ولی این باورِ افکار عمومی، در تحلیل‌های بسیاری از متخصصان امور، حتی در امریکا و انگلیس و اروپا، و حتی در خود اسرائیل، از جمله کلیمیان، هم بازتاب واضحی داشته است.

این عملیات، حتی اگر تخریب نظامیِ زیادی نداشته باشد، صدمات روانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی آن غیرِقابل انکار است. هزینه سیاسی آن به‌ویژه برای نتانیاهو و شرکا، بسیار سنگین بوده است! از سوی دیگر، عمل‌کرد ترامپ از هنگام باخبر شدن از تلافی ایرانیان، حکایت از پریشانی احوال او دارد، به‌ویژه در رابطه با قیمت بنزین/سوخت در امریکا، و نیز دغدغهٌ انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر ۲۰۲۶. ترامپ و شرکا با فشارهای افزاینده‌ای از جانب افکار عمومی مواجه هستند. انتقادات به اینجا رسده که می‌گویند شعار مبارزات انتخاباتی ترامپ و شرکا حول محور «امریکا اول»(America First) بود، ولی الان در عمل ما شاهد شعار «اسرائیل اول» هستیم. خبر تماس تلفنی فحاشانه و پرخاشگرانه ترامپ با نتانیاهو، به طور کم‌سابقه‌ای به رسانه‌ها درز کرد…
…نظرات سه طرف درگیر جنگ در رابطه با مذاکرات و امضای توافق، جالبِ  توجه است:

ترامپ: خیلی نزدیکیم! بزودی! چهارشنبه، یا سه‌شنبه، شاید حتی دوشنبه! 

ایران: خیلی دوریم! معلوم نیست! پیش‌نیازها باید انجام شوند!

نتانیاهو در علن: ما صلح می‌خواهیم، دشمن جنگ می‌خواهد!… نتانیاهو در عمل: صلح!!!؟؟؟؟ هرگز! هیچوقت! با هیچکس! افزایش دامنه جنگ، بله! پیش به‌سوی سرزمین موعود برای قوم برگزیده، اسرائیل بزرک از نیل تا فرات!

این در حالی است که در خبری که در شبکه الجزیره هم منتشر شد، یوآو گالانت، وزیر اسبق جنگ رژیم اسرائیل (همان کسی که مردم غزه را «حیوانات انسان‌نما» خوانده بود)، گفت:

«ما نتوانسته‌ایم برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنیم! ما نخواهیم توانست رژیم ایران را تغییر دهیم، ایدهٌ ’رژیم چنج‘ با حملات هوایی، یک خواب‌وخیال و توهم بود! تنگهٌ هرمز هم موضوع مخاصمهٌ ما نیست و ایران در آن پیروز شده است»!

به تکرار تاکید می‌شود که این قول گالانت و امثال او، و اعترافات آن‌ها در رابطه با پیروزی‌های ’ایران‘ مربوط به عمل‌کرد اکثریتِ ایرانیان، به‌خصوص ایرانیانِ ساکن مناطق مرزی ایران، به‌ویژه کوردستان بوده است که همگی با همدیگر نقشه‌های تکه‌پاره کردن میهن را خنثی کردیم. ما ایرانیان اهمیتِ حیاتیِ حقِ استقلال را درک کرده‌ایم، و اینکه احقاقِ حقِ استقلال، وظیفهٌ حیاتیِ ملی، و اصلا وظیفهٌ حیاتیِ فردی همه ما است! وظیفهٌ حیاتیِ فردی هر کدام از ما به سهم خودمان و به نوبهٌ خودمان! و هر کدام از آن اکثریتِ ایرانیان، هر یک به سهم خود و به نوبهٌ خود!

به تکرار تاکید می‌شود که حمله‌ها و تجاوزها به ایران، در نتیجهٌ عمل‌کرد اقلیتِ ایرانیان بوده است، به‌خصوص آن‌ها که در داخل به فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ پهلوی پاسخِ مثبت دادند، و در خارج تصویرهای نتانیاهو و پهلوی و پرچم‌های اسرائیل و ساواک را در خیابان‌ها گرداندند، و نیز آن‌ها که این خیانت را پذیرفتند که هموطنان گوردِ ما باید باز هم نیرویِ زمینیِ نیابتیِ اسرائیل و امریکا و انگلیس، و گوشتِ دمِ توپِ نتانیاهو و ترامپ و شرکا باشند! هر کدام از آن‌ها به سهم خودشان و به نوبهٌ خودشان! و هر کدام از آن اقلیتِ ایرانیان، هر کدامشان به سهم خود و به نوبهٌ خود!…

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت» بیشتر بخوانید »

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟

….در جنگ روانی، تلاش قدرت‌مداران این بوده که با روایت‌سازی و روایت‌پردازی، اولا نقطهٌ شروع این دشمنی‌ها را به برههٌ مورد نظر خودشان ببرند و در آن‌جا محدود کنند، و ثانیا قلم تاریخ‌نویسی را در انحصار خود قرار دهند و بررسی‌کننده و نویسندهٌ وقایع، فقط خودشان باشند! وقایع‌نویسی‌ای پر از ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات!
این‌ها همه، پیش‌نیاز سلطه‌سالاری، و زورمداری، و استعمارگری هستند!
در رابطه با سلطه‌سالاری، در کنار نقشی که سلطه‌گران دارند، باید به نقش سلطه‌بران و سلطه‌پذیران هم پرداخته شود! برای موفقیت در سلطه‌گری، باید «تولید رضایت» و روانشناسی سلطه‌پذیری را در سلطه‌بران تلقین و القا کرد:
ضروری است که هم در ذهنیت سلطه‌گران، و هم در ذهنیت سلطه‌بران، «برتر بودن سلطه‌گران»، و «پست بودن سلطه‌بران» جا افتاده باشد. 
با جنگ روانی، همراه با ایجاد توهم برتری/پست‌تری، انسان‌زدایی، و توهین و تحقیر، ایجاد عقده حقارت، و پذیرش انواع تبعیض و ضوابط دوگانه، و تجاوزها به حقوق، خشونت‌گستری و عادی‌سازی خشونت، افزایشِ تدریجی و پیوستهٌ ابعاد کیفی و کمیِ خشونت‌ها، افزایش سطح تحمل تجاوزها به حقوق، و… به عنوان یک روش معمول زندگی، پذیرفته می‌شود!…
…استعمار کهن: تسلط مستقیم و آشکار با اشغال و حکومت‌داری استعماری. مثال بارز استعمار استیطانی،  مربوط به چند قرن پیش می‌شود، امریکا است. نوعی از استعمار که کم‌کم منسوخ گردید، به غیر از یک مورد، که آن هم رژیم اسرائیل است.
۳- استعمار نو: تسلط غیرمستقیم از راه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بدون حکومت مستقیم. نتانیاهو و شرکا حتی به استعمار نو هم رضایت نمی‌دهند!!!….

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف!

بعد از جلسهُ بحثِ هفتهٌ پیش، سوالات و ابراز نظرهایی ارسال شدند، که مطرح نمودن بحث امروز، ضروری می‌نماید….
… زمان‌مندی برای تدبیر امور در سیاست آینده‌گرا، تولید کننده و زایا و خلاق است. «زمان‌مندی زایا» از شاخص‌های سیاست آینده‌گرا است. به این شکل که نباید منتظر ماند تا شاهزاده‌ای بر اسبِ سفید بال‌داری از راه برسد و ایران را دوباره به «عصر زرین پهلوی» و به آن «کشور گل و بلبل» بازگرداند! یا به‌جای این‌که مرتب تکرار کنم که «…اوضاع خیلی خراب است، ’مردم باید یک کاری بکنند‘ تا وضع عوض شود…»، خودم از همین الان منقلب شوم و بپذیرم که این «من» هستم که آن «مردم» را تشکیل می‌دهم! این «من» هستم که باید منقلب‌تر شوم و یک کاری بکنم! خودم باید با به‌کار بردن روش‌های خشونت‌زدا انقلاب کنم، به سهم خودم و به نوبهٌ خودم!
در سیاست آینده‌گرا، و با زندگی در «زمان‌مندی مولد»، انسان با زمان دوگانگی و تضاد ندارد، و زمان را یک پدیده بیرونی و خطی نمی‌داند. بلکه به عکس، زمان را بخشی از خویش، و درونِ خودِ عمل و فعالیت‌های انسانی نهفته می‌بیند به‌طوری که تغییرات در طی زمان تولید می‌شوند. بدین ترتیب، در سیاست آینده‌گرا از خود می‌پرسم که چگونه از زمانِ گذشته درس بگیرم، در زمانِ حال عمل کنم، و در زمانِ آینده زندگی می‌کنم. در این صورت «زمان» یک بستر ثابت و مکانیکی نیست، بلکه یک محیط حیات‌مند و فعال و سیال و پویا است، که در آن جریان آفرینش و هستی و رویدادها، توسط اجزاء هستی شکل می‌گیرد.
در نظام مردمسالاریِ مستقیمِ مشاورتیِ حقوق‌مدارِ مشارکتی، محلی برای تبعیض نیست! زن و مرد در حقوق با هم کاملا برابرند، مردسالاری یا زن‌سالاری و حتی فمینیسم جای خود را به انسان‌مداری می‌دهد. «نژاد» و «ژن برتر» و «شاه زاده» و «آخوند زاده» و… و «قوم» و «اتنیک» و… و همچنین عقاید دینی و دنیوی، هیچ‌کدام شامل هیچ‌گونه تبعیض مثبت یا منفی نمی‌شود! اگر هدف، این نظام مردمسالاری است، وسیله‌ها و ابزارها و روش‌های رسیدن به آن هدف، در همین زندگیِ همین امروزِ تک‌تکِ ما باید با آن هدف خوانایی داشته باشد. اگر به بهانهٌ رسیدن به دموکراسی، امروز لائیسیته را دین‌ستیزی می‌بینی و تبلیغ می‌کنی، قطعا فردا به دیکتاتوری «ایدئولژیک» و حتی «تئولژیک» از نوعی دیگر خواهی رسید!
بهبود وضعیت موجود، از «من» شروع می‌شود: ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر، از من شروع می‌شود! از تو شروع می‌شود! هر کدام به سهم خود و به نوبهُ خود! انسان یک موجود نسبی و فعال است، نه مطلق! و نه منفعل! هر فرد می‌تواند بهتر شود، حقوق‌مدارتر شود، مردمسالارتر شود! سعی و تلاشی پیوسته برای سبک جدیدی از زیستن و تعامل با دیگری و دیگران، و با طبیعت و زیست‌بوم، و حتی با خود.
حیات در چنین کوششی پیوسته، زندگیِ شخصیِ بسیار لذت‌بخشی است، صرف نظر از این که بقیه چه می‌کنند و چگونه زیستنی را انتخاب می‌کنند. زندگی در عشق به انسان و تمام هستی، آتشی در دل روشن می‌کند که همچو شمعی فروزان راهِ زندگی خوب و خوش‌وقت را فروزان می‌گرداند:
اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز!—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز!
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن!—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!—که به است یک قد خوش ز هزار قامتِ کوز!

صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا