صدارت- «حالا چی میشه؟ آخوندها پس کی میرند؟ بعد چی میشه؟» ویژگیهای نقشه راه از «حالا» تا «بعد» چیست
…پاسخ به این پرسشها در گرو درک و باور قلبی به یک اصل اساسی است:
برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، من به سهم خود و به نوبه خود باید یک کاری انجام بدهم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر بهنظر ناچیز و کوجک بیاید.
اگر هر فردی وظیفه خود را برای مشارکت در اعمال حق حاکمیت ملی به خود و دیگران گوشزد کند، آنگاه این گفتگوها معنا پیدا خواهد کرد. در غیرِ این صورت، فقط اتلاف وقت است، و «آخوندها» ۱۰۰ سال دیگر هم نمیروند!
اگر فردی برای خود هیچ نقشی در این ماجرا قائل نباشد، طرح این سؤالات بیمعنا است! و آن فرد منفعلانه منتظر خواهد نشست و قطعا شاهد اوضاع بسیار بدتری خواهد بود!
راه حل و نقشه راه: از یک فرد، هر یک فردی، تا «سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»
https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/
راه حل و پاسخ به سؤالات مطرحشده باید از درون خود فرد، هر یک فردی، و در زمان حال نشأت بگیرد، نه اینکه از یک کشور و دولت و ملت دیگر یا توسط شخص دیگری انجام شود، یا به آینده و مثلا به بعد از رفتن «آخوندها» موکول گردد. عدهای هموطنان، طی مدت طولانی، با همفکری و هماندیشی، سندی تحت عنوان «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران» را به تصویب رسانده و منتشر کردهاند.
سه مرحله کلیدی در نقشه راه عبور از ساختار استبدادی، به نظام مردمسالار:
مرحله اول:
از همین لحظه تا سقوط فیزیکی رژیم:
این مرحله شامل زمان حال تا فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم است، شبیه آنچه اخیرا در نپال، بنگلادش و دیگر کشورها دیدیم، و البته در «بهار ایران» در میهن خودمان مشاهده کردیم. آن عواملی که چفت و بستهای اسکلت پوسیده رژیم را نگه داشته بود، ناگهان «مثل برف آب شد» یا «مثل یک حباب ترکید». فروپاشی میتواند به اشکال مختلفی رخ دهد: کودتا، مرگ رهبر، درگیریهای داخلی رژیم،… ولی آنچه مطلوب است، اوجگیریِ موجهای عظیم مردمی در خیابانهای جقیقی و مجازی، که سرکوبگران را تحت تأثیر قرار داده و وژدانشان را بیدار کند. هرچه تعداد مردمی که در جنبش شرکت میکنند، بیشتر باشد، مدت این مرحله کوتاهتر میشود، و میزان خشونتها به صفر میل میکنذ.
مرحله دوم:
دوران موقت پس از سقوط:
پس از فروپاشی فیزیکی، یک دوره موقت آغاز میشود که در آن گردانندگی کشور بر عهده «کنگرهای» از ایرانیان خواهد بود. این کنگره وظیفه تشکیل یک «دولت انتقالی» مستقل از عناصر متکی به قدرتهای داخلی (مانند استمرارطلبان) و نیز مستقل از عناصر متکی به قدرتهای خارجی (مانند سلطنتطلبان و مشروطهخواهان) را دارد. دولت انتقالی از ایرانیان غیروابسته و حقوقمدار تشکیل شده که تدبیر امور کشور را در دوران موقف انتقالی، مدیریت میکنند. از جمله وظایف دولت انتقالی، تشکیل یک «هسته انتخاباتی حقوقمدار» است که با بهرهگیری از مؤسسات دولتی و کمک وطندوستان با تجربه در امر انتخابات آزاد، یک انتخابات مهندسینشده، آزاد، مستقل را برای تشکیل «مجلس مؤسسان» برگزار میکند. این «دولت انتقالی» یا «دولت موقت» پس از فروپاشی رژیم ولایت فقیه امور را در دست میگیرد تا زمانی که مجلس مؤسسان تشکیل شده، و قانون اساسی پیشنهادی مورد بحث و تصویب قرار گیرد و سپس در همهپرسی به آرای عمومی گذاشته شود.
مرحله سوم:
استقرار دولت غیرموقت و انحلال دولت انتقالی:
به محض اینکه همهپرسی برگزار و قانون اساسی مشروعیت پیدا کرد، همان هسته انتخاباتی، انتخابات را برای مقامات غیرموقت برگزار میکند. این مقامات شامل رئیسجمهور (شاخه مجریه)، وکلای مجلس شورا (شاخه مقننه)، و سوم شاخه قضائیه، و گردانندگان شاخه چهارم (رسانههای ملی و همگانی) خواهند بود. پس از انتخاب و استقرار این مقامات و متصدیان غیرموقت، دولت انتقالی بلافاصله منحل میشود.
نقش مردم:
از هستههای کوچک، تا تلاشهای خوجوش برای تشکیل هرم ملی از پایین به بالا برای مدیریت امور کشور:……









