هفته‌نامه-گاه‌نامه‌ی گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

‎⁨صدارت- تنگهٌ هرمز⁩ وسیله خشونت‌زدایی، عامل بازدارندگی، صلح پایدار؛ خلیج فارس؛ شاخاب فارس

صدارت- تنگهٌ هرمز، وسیله‌ای موثر برای گشایشِ حدود نیم قرن بسته بودن تنگهٌ اقتصادی-بانکی: از جمله تحریم‌ها

نزدیک به دو هفته از امضای ’تفاهمنامه‘ و مهلت ۶۰روزه می‌گذرد. مذاکرات ایران و امریکا، فعلا نزدیک به تعلیق و توقف است، ولی امریکا خود را ناچار می‌بیند که مذاکرات را به نتیجه برساند. از جمله موانع اصلی، رژیم اسرائیل و در راس آن نتانیاهو و شرکا، و نیز نگرش سلطه‌گرانه و استعمارگرانه غرب به‌خصوص امریکا و به‌ویژه شخص ترامپ و شرکا، و از طرف دیگر نگرش سلطه‌برانه و استعمارپذیرانه و عقدهٌ حقارت و خودکم‌بینی بسیاری در کشورهای منطقه، به‌خصوص لبنان و فلسطین، و نیز کشورهای واسطهٌ مذاکرات، و سایر کشورهای خلیج فارس، و حتی عده‌ای در ایران هستند!
اگر نگرانی اولیهٌ ترامپ و شرکا، و نتانیاهو و شرکا، واقعا آن‌طور خود بارها گفته‌اند مسلح شدن ایران به اسلحهٌ اتمی است،…
اگر ترامپ و شرکا، و نتانیاهو و شرکا از حداقل عقل و تدبیر سیاسی دموکراتیک برخوردار باشند،…
خودشان شرایط لازم را برای کنترل کامل تنگه هرمز، با امکان دریافت هر گونه عوارض، برای ایران فراهم می‌کنند و از آن پشتیبانی کامل می‌کنند!
چرا که به علت وقایع اخیر و تجاوزهای انجام شده و ناامنی‌های مشاهده شده، و عمل‌کرد رژیم اسرائیل و امریکا یعنی ’ابرقدرت منطقه‘ و ’ابرقدرت دنیا‘ و هر دو مسلح به سلاح اتمی، اکنون بسیاری از ایرانیان خواهان مسلح شدن ایران به سلاح اتمی گشته‌اند، حتی عده‌ای از آن‌ها که قبلا با اسلحه کشتار جمعی مخالفت شدید داشتند!
آیا تهیه سلاح اتمی توسط ایرانیان غیرممکن است؟ فراموش نکنیم این همه انواع پهپادها و موشک‌ها و…، علی‌رغم تمام تحریم‌های بسیار سخت و بی‌سابقه به طول نزدیک به نیم قرن علیه ایران و ایرانیان، و با ترور کردن و به‌قتل رساندن دانشمندان و فن‌اورانِ ایرانی، و فرار مغزها، و…، و با فن‌اوری بومی مهیا شده است! و «ابرقدرت‌ها» خود را ناچار دیده‌اند که از خلاقیت و ابتکارهای فن‌اوری‌هایی که توسط ایرانیان آزمایشات میدانی خود را با موفقیت گذرانده‌اند، کپی‌برداری کنند!
کنترل تنگه هرمز توسط ایران، می‌تواند عامل بسیار مهمی برای انصراف از تهیه سلاح هسته‌ای بشود.
ولی هیچ‌کدام از این دو ’اگر‘ با واقعیت خوانایی ندارند!
و البته توقع اینکه این دو ’ابرقدرت‘ خودشان شرایط لازم را برای کنترل کامل تنگه هرمز توسط ایرانیان فراهم کنند هم اصلا با واقعیت خوانایی ندارد! و صد البته حقیقت این است که نباید منفعلانه در انتظار آن بنشینیم!
آن‌چه واقعیت دارد ناتوانی این دو ’ابرقدرت‘ است در مقابل توانایی‌های عظیم بزرگترین ابرقدرت دنیا: افکار عمومی!…
…..این یعنی بی‌اثر کردن اسلحه‌های قدرت‌ها! همهٌ قدرت‌ها! هم قدرت‌های دولتی و هم قدرت‌های غیرِدولتی، هم قدرت‌های غربی و هم قدرت‌های شرقی، و هم قدرت‌های خارجی و هم قدرت‌های داخلی!
این یعنی خشونت‌زدایی!
کنترل تنگه هرمز توسط ایران، می‌تواند عامل بسیار مهمی برای خشونت‌زدایی گردد.

صدارت- تنگهٌ هرمز، وسیله‌ای موثر برای گشایشِ حدود نیم قرن بسته بودن تنگهٌ اقتصادی-بانکی: از جمله تحریم‌ها بیشتر بخوانید »

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟

…ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه دارد!
به علت ادامه عقدهٌ حقارت و خودکوچک‌بینی و سلطه‌پذیری مقامات و سران کشورهای منطقه، ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه پیدا کرده است!
تنگه هرمز ایران در مقابل تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی امریکا و شرکا: ترامپ بر مسدود کردن غیرقانونی فعالیت‌های اقتصادی ایران – کنترل کردن قانونی هرمز (تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی در مقابل تنگه هرمز) حساسیت زیادی دارد!
احتمال بر هم خوردن و شکست مذاکرات زیاد است،
بسیاری از خواسته‌های امریکا از ایران غیرقابل بازگشت است، ولی اکثر تعهدات امریکا قابل لغو هستند،
داستان «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ بک» در این مذاکرات چه خواهد بود؟
رژیم اسرائیل، به‌خصوص نتانیاهو، از زوایای مختلف تلاش‌های فراوانی برای شکست مذاکرات، و ادامه جنگ و تجاوز انجام می‌دهد. صهیونیست‌ها در دنیا، از جمله صهیونیست‌های مسیحی، به خصوص در امریکا هم در همین تلاش هستند…
… در شرایط موجود، مهمترین دست‌آوردی که ایران می‌تواند داشته باشد، کنترل کامل تنگه هرمز است! امیدواریم مذاکره کنندگان در احقاق حقوق و تامین منافع ایران و ایرانیان، از خود بی‌کفایتی نشان ندهند.
تنها راه حل بحران‌ها، فشار امریکا بر رژیم اسرائیل برای بازداری از ادامه جنگها و بی‌ثباتی‌سازی و خشونت‌گستری در منطقه است. تنها و تنها و تنها عاملی که می‌تواند باعث شود ترامپ رژیم اسرائیل را از این همه تجاوزهای آشکار باز دارد، فشار افکار عمومی دنیا، از جمله مردم امریکا است. بدون شک نقش ما مردم ایران در تاثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در این دوران خطیر، بسیار مهم و حیاتی است. امیدوارم این وظیفه را دریابم!
باید از خود پرسید: رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ به سوی قدرت‌ها و خشونت؟ و یا به سوی مردم و حقوق؟
باید از خود پرسید: در این دوران خطیر معیار رویکرد چه باید باشد؟ خشونت و تبعیض و تجاوز و اصالت قدرت؟ و یا حقوق و کرامت و منزلت انسان‌ها؟

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- «یادداشت تفاهم!» سوءتفاهم؟ یا ادامه تبعیض و تخاصم؟ ادامه جنگ روانی! مقدمه جنگهای فیزیکی بیشتر

…شکست پروژه فروپاشی و تجزیه تنش‌های اخیر، از جمله حملات گسترده خرداد ۱۴۰۴، با این تصور خام‌اندیشانه طراحی شده بود که ایران طی یک «سفر تفریحی چند روزه»(نقل قول مستقیم از ترامپ!) فرو خواهد پاشید. هدف از این حملات و ترور مقامات ارشد کشوری، ایجاد خلأ قدرت و فراهم کردن زمینه برای ورود گروه‌های مسلح وابسته و تجزیه‌طلب از مرزهای غربی و شرقی بود تا در نهایت ایران به چند جمهوری کوچک و درگیر با هم تقسیم شود. اما هوشیاری مردم، به‌ویژه در مناطق مرزی مانند کوردستان، و ایستادگی ملی نشان داد که تغییرات سیاسی در ایران، حق انحصاری ایرانیان است و اجازه نخواهند داد قدرت‌های خارجی با «کشته‌سازی» توسط عناصر خائن به وطن و جنگ روانی، سرنوشت کشور را به نفع خود با نیابت مهره‌های وابسته به خود رقم بزنند…
…برای ادامه سلطه‌گریِ سلطه‌گران، ادامهٌ سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران ضروری است. به این منظور، سلطه‌بران باید در جنگ روانی شکست داده شوند، تا منفعلانه پذیرای سلطهٌ سلطه‌گران بمانند. برای این منظور، سلطه‌سالاران بایستی منقلب شدن و انقلاب کردن برای آزادی و استقلال و مردمسالاری را خنثی کنند. از سال ۱۳۵۷، ایران و ایرانیان و فرهنگ ایرانی، مزاحم امپراطوری امریکا، و پادگان نیابتی آن‌ها در منطقه یعنی رژیم اسرائیل بوده است.

صدارت- «یادداشت تفاهم!» سوءتفاهم؟ یا ادامه تبعیض و تخاصم؟ ادامه جنگ روانی! مقدمه جنگهای فیزیکی بیشتر بیشتر بخوانید »

صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف!

بعد از جلسهُ بحثِ هفتهٌ پیش، سوالات و ابراز نظرهایی ارسال شدند، که مطرح نمودن بحث امروز، ضروری می‌نماید….
… زمان‌مندی برای تدبیر امور در سیاست آینده‌گرا، تولید کننده و زایا و خلاق است. «زمان‌مندی زایا» از شاخص‌های سیاست آینده‌گرا است. به این شکل که نباید منتظر ماند تا شاهزاده‌ای بر اسبِ سفید بال‌داری از راه برسد و ایران را دوباره به «عصر زرین پهلوی» و به آن «کشور گل و بلبل» بازگرداند! یا به‌جای این‌که مرتب تکرار کنم که «…اوضاع خیلی خراب است، ’مردم باید یک کاری بکنند‘ تا وضع عوض شود…»، خودم از همین الان منقلب شوم و بپذیرم که این «من» هستم که آن «مردم» را تشکیل می‌دهم! این «من» هستم که باید منقلب‌تر شوم و یک کاری بکنم! خودم باید با به‌کار بردن روش‌های خشونت‌زدا انقلاب کنم، به سهم خودم و به نوبهٌ خودم!
در سیاست آینده‌گرا، و با زندگی در «زمان‌مندی مولد»، انسان با زمان دوگانگی و تضاد ندارد، و زمان را یک پدیده بیرونی و خطی نمی‌داند. بلکه به عکس، زمان را بخشی از خویش، و درونِ خودِ عمل و فعالیت‌های انسانی نهفته می‌بیند به‌طوری که تغییرات در طی زمان تولید می‌شوند. بدین ترتیب، در سیاست آینده‌گرا از خود می‌پرسم که چگونه از زمانِ گذشته درس بگیرم، در زمانِ حال عمل کنم، و در زمانِ آینده زندگی می‌کنم. در این صورت «زمان» یک بستر ثابت و مکانیکی نیست، بلکه یک محیط حیات‌مند و فعال و سیال و پویا است، که در آن جریان آفرینش و هستی و رویدادها، توسط اجزاء هستی شکل می‌گیرد.
در نظام مردمسالاریِ مستقیمِ مشاورتیِ حقوق‌مدارِ مشارکتی، محلی برای تبعیض نیست! زن و مرد در حقوق با هم کاملا برابرند، مردسالاری یا زن‌سالاری و حتی فمینیسم جای خود را به انسان‌مداری می‌دهد. «نژاد» و «ژن برتر» و «شاه زاده» و «آخوند زاده» و… و «قوم» و «اتنیک» و… و همچنین عقاید دینی و دنیوی، هیچ‌کدام شامل هیچ‌گونه تبعیض مثبت یا منفی نمی‌شود! اگر هدف، این نظام مردمسالاری است، وسیله‌ها و ابزارها و روش‌های رسیدن به آن هدف، در همین زندگیِ همین امروزِ تک‌تکِ ما باید با آن هدف خوانایی داشته باشد. اگر به بهانهٌ رسیدن به دموکراسی، امروز لائیسیته را دین‌ستیزی می‌بینی و تبلیغ می‌کنی، قطعا فردا به دیکتاتوری «ایدئولژیک» و حتی «تئولژیک» از نوعی دیگر خواهی رسید!
بهبود وضعیت موجود، از «من» شروع می‌شود: ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر، از من شروع می‌شود! از تو شروع می‌شود! هر کدام به سهم خود و به نوبهُ خود! انسان یک موجود نسبی و فعال است، نه مطلق! و نه منفعل! هر فرد می‌تواند بهتر شود، حقوق‌مدارتر شود، مردمسالارتر شود! سعی و تلاشی پیوسته برای سبک جدیدی از زیستن و تعامل با دیگری و دیگران، و با طبیعت و زیست‌بوم، و حتی با خود.
حیات در چنین کوششی پیوسته، زندگیِ شخصیِ بسیار لذت‌بخشی است، صرف نظر از این که بقیه چه می‌کنند و چگونه زیستنی را انتخاب می‌کنند. زندگی در عشق به انسان و تمام هستی، آتشی در دل روشن می‌کند که همچو شمعی فروزان راهِ زندگی خوب و خوش‌وقت را فروزان می‌گرداند:
اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز!—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز!
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن!—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!—که به است یک قد خوش ز هزار قامتِ کوز!

صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف! بیشتر بخوانید »

صدارت- وژدان احساسى-روانی، كانون تاثير و تاثر ساير وژدانها، و قلمروهاى سياسى، و اجتماعى، و فرهنكى، و اقتصادى، و به مثابه تعقل و تفكر، تن و وطن است. وجدان=معربِ وژدان

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم.

…فوق‌العاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاه‌وهفتی‌ها» در سال‌های انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باج‌دهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکره‌کنندگان ایرانی سلطه‌سالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطه‌گر باشی، و یا باید سلطه‌پذیر و سلطه‌بر!)؟…
…مصدق و بنی‌صدر و پهلوی و خمینی و خامنه‌ای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و…  چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسان‌ها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسان‌ها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن  زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوش‌وقتی و خوش‌بختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاست‌های دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه می‌داریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی)، آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم، با دیگران به اشتراک می‌گذاریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی) و بدون تکیه بر قدرت‌های داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روش‌های خشونت‌زدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابان‌های مجازی و حقیقی مطرح می‌کنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور می‌شوم که قدرت‌ها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوسته‌ای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرت‌ها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آن‌ها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! 
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمی‌شود! سلطه‌سالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟ 
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنه‌ای)، بد(پهلوی) را انتخاب می‌کنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرت‌ها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آن‌ها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکه‌ها و جزئیات پارادایم، و تغییر آن‌ها است که تصمیم‌های ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین می‌کند! جنبش‌های مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عده‌ای دست به دامان قدرت‌ها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمی‌آید و باید همیشه برای کمک از قدرت‌ها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایت‌کاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالت‌های بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم. بیشتر بخوانید »

صدارت- لازمهٌ سلطه‌گری: سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران، افزایش سطح تحمل تحقیر و تجاوز به حقوق، ترویج خودتخریبی

…ویژگی‌های حقوق را باید به خود یادآور شویم: حقوق همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی! در این صورت است که شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نقد می‌شود و به‌جای آن شعار «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» پیشنهاد می‌گردد. باید پرسید، کسانی که «تازی‌ستیز» و «اسلام‌ستیز» شدند و شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را با خشونت سر دادند، هیچ می‌توانستند تصور کنند که روزی کارشان به این خیانت می‌رسد که عکس پهلوی را در کنار تصاویر «عمو نتانیاهو» و «دایی ترامپ» را به‌همراه پرچم رژیم اسرائیل، در خیابان‌های لوس‌آنجلس و لندن و تورنتو و… بچرخانند و در واقع شعار را در عمل به اینجا برسانند: «نه غزه، نه لبنان، نه ایران، جانم فدای اسرائیل و امریکا» آن هم در همان روزهایی که این اجنبیان به میهن ما تجاوز کرده و فقط در همان روز اول نزدیک به ۸۰  دانش‌اموز خردسال دبستانی را تکه‌تکه کردند؟
شعار‌های ضدِ حقوقی و تبعیض‌آمیزی مانند «نه غزه، نه لبنان» نمونه‌های از انفعال و شکست در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، و در واقع نشانگرِ ناتوانی در درک حقوق بشر به عنوان یک مفهوم فراگیر هستند. حقوق بشر، مفهومی همه‌مکانی، همه‌زمانی و همه‌کسانی است. اگر ما در برابر نقض حقوق دیگران سکوت کنیم یا از آن استقبال کنیم، در واقع مشروعیت اعتراض به نقض حقوق خودمان را از دست می‌دهیم. انفعال در برابر ظلم به دیگران، روزی دامن‌گیر خود ما نیز خواهد شد. در این مورد به‌خصوص، بالا بردن تصاویر ترامپ و نتانیاهو و پرچم اسرائیل در کشورهای خارجی نزد شهروندان آن کشورها، حالتی به‌جز انزجار نسبت به ایرانیان خائن به وطن خویش را نداشته است! یک امریکایی در لوس‌آنجلس با تعجب و نفرت می‌پرسید: اسرائیل به ایران حمله نظامی کرده!  آیا این ایرانیان می‌دانند که اگر این کار را یک امریکایی بکند، محکومیت جرم خیانت به وطن در همین امریکا می‌تواند اعدام باشد!؟
تکیه بر حقوق، و تلاش برای خشونت‌زدایی، و نفی سلطه‌سالاری، و اجتناب از سلطه‌پذیری، و مردود دانستن و محکوم کردن انواع تبعیض‌ها و ضوابط دوگانه، همه از لوازم ابتدایی زندگی روزانهٌ یک انسان دموکرات، برای ساحتن یک جامعه دموکراتیک است، هم در زندگی شخصی، و هم در زندگی اجتماعی و حرفه‌ای. 
با این توجه، برای افرادی که اکنون در مقام تصمیم‌گیری و تدبیر امور کلان کشور هستند، یک فرصت طلایی پیش آمده است که در کنار مردم ایران بایستند و نه در مقابل آنها. تنها در این صورت است که مذاکرات با اجنبیان متجاوز به حقوق ایران و ایرانیان، حتما نتیجه مطلوب و پایداری را برای ما به ارمغان خواهد آورد، و از جنگ و تجاوزهای آینده به ایران، پیشگیری خواهد کرد.

صدارت- لازمهٌ سلطه‌گری: سلطه‌پذیریِ سلطه‌بران، افزایش سطح تحمل تحقیر و تجاوز به حقوق، ترویج خودتخریبی بیشتر بخوانید »

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری

… میهن ما ایران، در آستانهٌ تغییر و تحولات عظیمی است. این تغییر و تحولات محتوم، می‌تواند در جهت بد و بدتر شدن اوضاع، و یا در جهت خوب و خوب‌تر شدن سرنوشت ما بشود. بر سر این دو راهی، انتخاب کنندهٌ راه، ما مردم هستیم، هر کدام از تک‌تک ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!…
…این روزها مصادف است با روز کارگر، روز معلم، و روز جهانی آزادی رسانه‌ها
شایسته و بایسته است که همه ۳۶۵ روز سال را روزهای مردمی، روزهای انسان، روزهای حقوق بدانیم. باشد که یادآوری و هشداری باشد برای برون‌رفت از بحران‌های عظیمی که نه تنها ایران و منطقه ما، بلکه دنیا را فراگرفته و مردم، همه انسان‌ها و نیز طبیعت را در خود غرق می‌کند….

…..بدین ترتیب شد که کارگران و معلمان، بعد از انقلاب هم دوباره وضعیت قبل از انقلاب را پیدا کردند، و حالا وضعیتی بسیار بدتر!……
… ساختار «ولایت مطلقهٌ سرمایه داری» هم همان وضعیت را دارد! «توازن قوا» و تضاد و تقابل و تبعیض و تجاوزها به حقوق!….
… در این سال‌روز معلم و کارگر، و در هیچ روز دیگری، لازم نیست با دیکتاتوری، پرولتاریا و کارگر را در مقابل قدرت سرمایه‌دار و کارفرما قرار داد، و در مبارزه با آن‌ها، از جنس همان‌ها و از آن‌ها هم بدتر شد!…
…لازمه مبارزه با قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) خشونت‌زدایی و پیشبرد فرهنگ مردمسالاری است، هم به‌عنوان هدف است و هم به‌عنوان وسیله، و هم به‌عنوان روش رسیدن به آن هدف!
برای مبارزه با سلطه‌گریِ قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی ضرورتی ابتدایی است. لازمهٌ این ضرورت ابتدایی، در هم آمیختن افکار عمومی است. بدون رسانه‌های آزاد و مستقل، در هم آمیختن افکار عمومی غیرِممکن است! غیرِممکنی بدیهی!…

…برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، برخی مفاهیم کلیدی که طرح و بحث می‌طلبند، از جمله از این قرار هستند:…………

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری بیشتر بخوانید »

صدارت-  قدرت و خشونت، در مقابل مردم و حقوق

…ما مردم ایران در کوردستان و سایر مناطق پیرامونی و مرزی کشور، به افراد و احزاب تجزیه‌طلب و مسلح، مجال خشونت‌گستری و تکه‌پاره شدن ایران را ندادیم!
ما مردم ایران در بدنهٌ نیروهای نظامی، با موفقیت در مقابل دو «ابرقدرت» مسلح به انواع سلاح‌های پیچیده و مدرن نظامی و اطلاعاتی، و البته سلاح‌های هسته‌ای ایستادگی کردیم و از مام وطن دفاع کردیم!
ما مردم ایران نقشه‌های شوم دشمنان ایران را برای جنگ داخلی در پی ترور مقامات کشور در ۲۳خرداد و ۹اسفند ۱۴۰۴، خنثی کردیم!
ما مردم ایران در کمک به آسیب‌دیدگان تجاوزهای اجنبیان، با جان و دل کوشیدیم!
ما مردم ایران با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر، باز هم در جنگ پیروز هستیم!
ما مردم ایران با ادامهٌ پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، کاملا توانا هستیم برای بعد از پایان جنگ و دفع شر قدرت‌های خارجی، بر تلاش‌های خود برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر بیافزاییم!

❊❊❊افرادی که سیاست‌گذاری‌های کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊
بدون شک قدرت‌ها مجبور خواهند بود که در مذاکرات به ایران و ایرانیان امتیازات بیشتری بدهند، ولی فقط در صورتی‌که پشتیبانی مردم ایران ادامه یابد!
❊❊❊افرادی که سیاست‌گذاری‌های کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊
در این زمان برای شما یک فرصت طلایی فراهم شده که به آغوش باز مردم بیایید! در کنار مردم بایستید و به اعتبار و مشروعیت ادامه پشتیبانی ایرانیان، از ایران دفع شر کنید! کژراهه‌های گذشته را تکرار نکنید! خواسته‌های به‌حقِ هموطنان خود را با سرکوب و خفقان پاسخ ندهید! هر چه زودتر همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید! قوای اطلاعاتی و امنیتی را در سرکوب هموطنان دردمند خود تلف نکنید، بلکه این نیروها را مردمی کنید و آن‌ها را صرف مقابله با جاسوسان واقعی کنید!
ایرانیانی که در بدنه قوای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی-امنیتی هستید، به این مطالب مطرح شده بیاندیشید! نسبت به فرماندهان، برای شما راحت‌تر است که به آغوش باز مردم بیایید! به مافوق‌های خود فشار بیاورید، و آن‌ها را از تجاوزها به حقوق بازدارید! آن‌ها را مجبور به احقاق حقوق حقهٌ ایران و ایرانیان کنید!
❊❊❊هشدار! ایرانیانی که از فرقه ولایت پهلوی حمایت کرده‌اید، و از اجنبی برای تجارز به مام وطن دعوت کردید! اجنبیان نمی‌توانستند بدون مهره‌های وابسته‌ای چون پهلوی و شرکا به میهن ما تجاوز کنند و ایران ما را تکه‌پاره و تجزیه، و گرفتار جنگ داخلی و جنگهای بی‌پایان کنند! پهلوی از خود هیچ ندارد! هیچ نیست! یک موجود مجازی است که ساخته و پرداختهٌ ایران‌اینترنشنال و دیگر رسانه‌های وابسته و سایر جبهه‌های جنگ روانی صهیونیسم است! ولی بدون حمایت شما، همین موجود مجازی هم نمی‌توانست ساخته شود! همه این جنگ و خشونت‌های اجنبیان علیه وطن و هموطنان ما، بدون حمایت شما از پهلوی و شرکا، امکان نداشت واقع شود. تا دیر نشده به آغوش باز مردم ایران باز گردید، دوستِ ایران و ایرانیان بشوید!

صدارت-  قدرت و خشونت، در مقابل مردم و حقوق بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ

…ما بدون تکیه بر قشون خارجی، در مقابل ابرقدرت‌های هسته‌ای ایستاده‌ایم و نشان دادیم که برای بازدارندگی، نیازی به سلاح هسته‌ای و بمب اتم نداریم. چرا که با خشونت‌زدایی و تکیه بر حق حاکمیت ملی – از جمله بر تنگه هرمز – تواتنا هستیم نقشه‌های شوم قدرت‌ها را خنثی کرد…
سوالی که لازم است هر کس برای خود مطرح کند و برای آن پاسخی داشته باشد این است که:
آیا من در ساختن سرنوشت، نقشی دارم، یا نه؟
اگر پاسخ مخاطب گرامی منفی است، بهتر است که وقت خود را برای بقیه این مطلب تلف نکند!
ولی اگر پاسخ مثبت است، و مخاطب گرامی معتقد است هر کسی به سهم خود و به نوبه خود، نه تنها می‌تواند، بلکه وظیفه دارد و باید در ساختن سرنوشت مشارکت کند، قطعا با کمک همدیگر می‌توانیم با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، وظیفه خود را برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر انجام دهیم.
پاسخ ایرانیان با این پرسش در مقاطعی حیاتی، مثبت بود. از جمله آن مقاطع، سال ۱۳۵۷، و نیز در دفاع از میهن در مقابل تجاوز صدام که با پشتیبانی بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، بود…
… متجاوزان این خیال خام را داشتند که با حملاتی بسیار گسترده‌تر از آنچه در عراق انجام دادند و با هدف قرار دادن «رهبر» و مقامات بالای کشوری و لشکری، شیرازه وطن ما از هم می‌پاشد. آن‌ها میلیاردها دلار صرف دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی خود کردند تا نقشهٌ قدیمیِ جنگ داخلی و تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران را از طریق جنگ داخلی و ورود گروه‌های تجزیه‌طلب وابسته اجرا کنند.
صهیونیست‌ها از ابتدا سودای «اسرائیل بزرگ» را در سر داشته‌اند. صهیونیسم سوسیالیست در ابتدا گفتمان غالب را در اختیار داشت، و رهبر تاریخی آن‌ها، دیوید بن گوریون، با وجود این‌که مردی کاملآ ناباور به دین بود، در سال ۱۹۳۷ اعلام می‌کند:
«کتاب مقدس فرمان ماست». با تکیه بر کتاب مقدس به عنوان راهنما، مرزهای «ارض اسرائیل» بر حسب شرایط و فتوحات، ناپایدار و تغییر پذیر می‌شود.
بیش از نیم قرن است که صهیونیست‌ها ایران را مانع اصلی رسیدن به توهم «اسرائیل بزرگ» می‌بینند! پس باید ایران را بی‌ثبات، تجزیه و تکه‌پاره، و گرفتار در خشونت‌ها و حتی جنگ‌های داخلی کرد
اما چرا شکست خوردند؟
پاسخ در پایداری در هم‌بستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق نهفته است.
این پایداری و همبستگی و اتحاد و حقوقمداری را در جامعه مدنی، و در بدنه قوای مسلح شاهد بودیم که به اتفاق، دفاع از وطن را ممکن ساختند!
دنیا امروز با تحسین به مقاومت جانانه ملت ایران می‌نگرد. این پیروزی نه فقط به خاطر بمب و موشک، بلکه بیشتر به دلیل ایستادگی بدنه نیروهای مسلح، در کنار ایران و ایرانیان بوده است. همان‌گونه که در سال ۱۳۵۷، بدنه ارتش شاهنشاهی در مقابل دستور تیر فرماندهان ایستاد و به ملت پیوست. امروز نیز فرزندان این مرز و بوم با اتحاد و ایستادگی در کنار هم، اجازه ندادند نقشه‌های شوم برای «ویرانی تمدن ایران» و «بردن به عصر حجر» به نتیجه برسد…
… حاکمیت بر تنگه هرمز که قسمتی از محدوده میهن مت است، ایران را توانا ساخته تا در مصاف با «ابرقدرت»های اقتصادی و نظامی و رسانه‌ای دنیا، پیروز باشد، و آن‌ها را به استیصال و عقب‌نشینی و حتی تسلیم وادارد.
اهمیت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، گرچه قبلا جنبه نظری و تئوریک داشت، ولی الان در عمل می‌بینیم که برای احقاق حقوق ایران و ایرانیان، بسیار موثر و مفیدتر از خوش‌بینانه‌ترین تحلیل‌ها شده است.
حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز، حربه‌ای بسیار موثرتر از سلاح هسته‌ای برای بازدارندگی دشمنان، از تجاوزات به میهن است!…

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا