صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرتها علیه مردم(گفتگوی۳از۷)کاملترین و دقیقترین مجموعه افشاگری کودتا
…بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند…
…بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند…
در ماه فروردین [۱۳۶۰]، اتفاقا در زمانی است که این جریان کودتای خزنده سرعت میگیرد. چون حالا دیگه با آن هیاتها که به ایران آمدهاند، و ایران موافقت کرد با پیشنهاد هیات عدم تعهد، احتمال اینکه جنگ تمام بشود و آن سازش پنهانی روی دست سازشکنندگان بماند و هر زمان افشاء شد و بخواهد آنها را بیاعتبار بکند، وجود داشت.
پس آنها عجله داشتند که کودتا را انجام بدهند و نفع مشترک پیدا کرده بودند با قدرتهای خارجی در ادامه جنگ.
یادآوری این نکته، مفید است که “الن کلارک” وزیر دفاع در حکومت تاچر [مارگرت تاچر، نخستوزیر بریتانیا]، بعدها در دادگاه “ایران گیت” گفت: جنگ در سود انگلستان و غرب بود، اسباب ایجاد و ادامهاش را فراهم کردیم.
گزارشی را “رشید صدرالحفاظی” که در دفتر رئیس جمهوری کار می کرد، او یک گزارش حدود صد صفحه تهیه کرده بود از روابط پنهانی سران حزب جمهوری با امریکاییها، و در آن گزارش این بود. [شهید رشید صدرالحفاظی از حلقه مشاوران رئیس جمهوری. از جمله گناهان وی يكى اين بود كه او در باره روابط پنهان حزب جمهوری اسلامی و گروه مبارزات انتخاباتی ریگان، که بعدها به اکتبرسورپرایز معروف شد، به اطلاعات جامعى دست يافته بود و طى گزارشى مبسوط آقای بنیصدر را در جريان اين زد و بندها قرار داده بود] اما در نامه بیست و دوم فروردین [۱۳۶۰] که به آقای موسوی اردبیلی است، که این طرح کودتا را دقیق باز گفتیم، کودتایی که من خودم باید قربانیاش میشدم، و نامهای است که بسیار از نظر تاریخ اهمیت دارد برای اینکه عین آنچه که در آن نامه آمده، از آن زمان به بعد، به عمل درآمد:….
کاملترین و دقیقترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنیصدر، تاریخنگاری آنگونه که واقع شد!
کودتای خرداد ۱۳۶۰، بدون هیچ زیادهگویی، مهمترین واقعهای بود که امروز، این سرنوشت را داریم.
بیش از چهار دهه گذشت! در رابطه با این واقعیت بسیار مهم، بیشترین سانسورها و شدیدترین خودسانسوریها را شاهد بودهایم!
صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و خامنهای و شرکا علیه مردم بیشتر بخوانید »
برای کوتاهتر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، ایرانیان، بهخصوص جوانان باید از جزئیات کودتای خرداد ۱۳۶۰ مطلع شوند.
–
«انقلاب اسلامی» در واقع به معنای انقلاب در اسلام و نفی اسلامِ حوزوی و فقاهتی بود. درست مانند انقلاب در مسیحیت که در عصر روشنگری و رنسانس و انقلاب کبیر فرانسه شاهد آن بودیم. خمینی و شرکا، به طور مشخص در مقابل این روند رنسانس در اسلام مقاومت میکردند و با مردم میجنگیدند. انها میخواستند اسلام فقاهتی و حوزوی را حفظ کنند، تا بتوانند بر مردم سلطه داشته باشند.
خمینی حتی گفت: «…خیال میکنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده، باید در اسلام هم انقلاب بشود…»
ولی پهلوی هم نه تنها همین دین حوزوی و فقاهتی را قبول داشت، بلکه آن را به عنوان ابزاری برای اعمال سلطه بر ملت و خفقان و خشونتگستری در جامعه، و تجاوزها به حقوق، از جمله حقِ حاکمیتِ ملیِ جمهور شهروندان، بسیار ضروری میدید، و طی پیامی برای «چهارمین دورهُ مروجان مذهبی» گفت: «اسلام کاملترین و مترقیترین ادیان است و ما را از هر مکتبی بینیاز میکند!»
انقلاب از دید خمینی و شرکا به معنی خشونت و خشونتگستری و تجاوزات به حقوق بود. در حالیکه انقلابها وقتی اتفاق میافتند که مردم از خشونتها به ستوه میآیند، و وقتی که قدرت حاکم بر کشور راه را بر هر گونه اصلاحاتی میبندد، مردم منقلب میشوند و به زور و خشونت و تجاوز به حقوق، عصیان میکنند.
ولی علیرغم تمام تلاشهای قدرتها، برای منفی و بد نشان دادن انقلاب، مردم ایران دوباره به انقلاب متمایل شدهاند و به شکلی که شعار اخیر جوانان ایرانی این بود: بهش نگید اعتراض، اسمش شده انقلاب!
«در کودتای خرداد ۶۰، مردم ایران برای اولین بار در تاریخشان به مقاومت علیه روحانیت برخاستند.»
طی هفتههایی که به کودتای خرداد ۱۳۶۰ منتهی شد، خمینی در سه نوبت به طور واضح خود را در مقابل مردم قرار داد، و گفت:
«اگر ملت موافقت کند، من مخالفت میکنم»
«اگر سی و پنج میلیون بگوید ‘بله’، من میگویم ’نه’»
«اگر سی و شش میلیون ‘مرگ بر خمینی’ بگوید، من این حکم را امضاء میکنم.»
صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، نقطه عطف مصادره انقلاب، توسط ضد انقلاب بیشتر بخوانید »
مهمترین عامل «حفظ نظام»، رسانههای ملیِ تحت تصرف رژیم هستند که مدیریت اصلی جبهههای مختلف جنگ روانی قدرتها علیه مردم را به عهده دارند.
منظور از «براندازی» یا «گذار» حقیقتا این است که در واقع «نظام» و ساختار استبدادی و دیکتاتوری براندازی شود و از آن گذار کنیم، نه این که شاه برود و خمینی بیاید، یا خامنهای برود و یک مستبد دیگری مثل او یا بدتر از او بیاید!
برای این منظور، ضروری است که دیوارهای سانسور و خودسانسوری درهم شکسته شوند، و افکار عمومی بتوانند نه به صورت هرمی از بالا به پایین و قدرتفرموده، بلکه به صورت افقی و مردمی، هرم مدیریت کشور را از پایین به بالا، با مشارکت و مشاورت هرچه فراگیرتر، با توسل به خردِ جمعی شکل دهند.
با تجربهی چند نسل از ولایتِ مطلقهی پهلوی و ولایتِ مطلقهی فقیه، امروزه شاهدیم که این مفهوم بسیار مهم و حیاتی، به مثابه گفتمانی خودانگیخته و خودجوش، بیش از پیش در جامعه راه خود را باز کرده، و هرچه فراگیرتر شده است.
برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، ضروری است که گردانندگی و مدیریتِ رسانههای ملیِ همگانی، یعنی رسانههایی که با بودجهی دولتی اداره میشوند، توسط افرادی انجام شود که مستقیما توسط خود ما مردم انتخاب شدهاند. در این صورت است که مجبور خواهند بود که مستقیما به ما مردم پاسخگو باشند. بدین ترتیب، در یک قانون اساسی پیشرو و مردمی و حقوقی، در کنار شاخههای مقننه، ، قضاییه، و مجریه، لازم است که شاخهی چهارمی هم در نظر گرفته شود: «رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخهی چهارم دولت»
برخی وظایف «رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخهی چهارم دولت» از این قرار هستند:
فراهم آوردن و پیشبرد امکانات و وسایل لازم برای درآمیختن افکار عمومی، جهت استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری
سیر آزاد اخبار، اطلاعات، اندیشهها، نظرها، هنرها،
نظارت مستقل بر سایر شاخههای دولتی، و دیوان محاسبات، کارگروههای ضد فساد، و همچنین تضمین شفافیت، مقابله با فساد بهخصوص فسادهای مقامات دولتی چه در کارمندان کشوری و هم در کارمندان لشکری و نیز بخش خصوصی که طرف تعاملهای مالی\اقتصادی با دولت قرار میگیرند، و حمایت از حق دسترسی به اطلاعات مربوطه و تضمین امنیت اطلاعرسانان و رسانهگران.
تضمین آزادیهای رسانهای و اطلاعاتی شهروندان،
آموزشهای مدنی، آموزش حقوق پنجگانه،
فراهمکردن سازوکارهای دائمی برای آگاهیهای مردمی، و افزایش مشارکت مستقیم مردم در تصمیمگیری (مثلاً رفراندوم، بودجهریزی مشارکتی، شوراهای مردمی).
نهادینه کردن و سازماندهی ابزارهای مردمسالاری مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم
احقاقِ حقوقِ نسلهای آینده با نگهداری و پاسداری از منابع بیننسلی (مثل منابع طبیعی، آبوهوا، محیط زیست)
برای مشاهده سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
❊
«در پی فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟»، پرسشی است که مردم کشور با یکدیگر در میان میگذارند و پاسخ روشنی برای این پرسش نمییابند. چراکه تکرار بازسازی استبداد در پی سقوط سامانه سلطنت – با ایجاد ستون پایههای جدید، در دوران گذار، بنام پاسداری از انقلاب -، ترسهای شدید را برانگیخته و این ترسها ذهنها را به خود مشغول و گرفتار تردید جدی ساختهاند. از اینرو، ساختار حقوقی دوران گذار باید پیشاپیش معلوم بگردد و موضوع نقد و تصحیح شود تا که مردم ایران آن را اطمینان بخش بیابند و بپذیرند.
سند حاضر، انتقال حاکمیت به مردم ایران را به ترتیبی پیشنهاد میکند که از روز نخست، نهادهایی که تشکیل میشوند بیانگر مردمسالاری حقوند باشند. افزون به اینکه عمل به حقوق پنجگانه و بکاربردن قواعد خشونتزدایی از سوی شهروندان، نیازمند رهایی کامل از استبداد نیست، بلکه روش استبدادزدایی در سطوح مختلف زندگی شهروندان و جامعه مدنی و سرانجام دولت هستند.
گذار از استبداد به مردم سالاری و تثبیت مردم سالاری مبتنی بر حقوق و کرامت انسان، به یک میثاق ملی حقوقی نیاز دارد که شرایط و روشهای جایگزین را ارائه کند. بدینسان، تدوین و نشر متنی بعنوان ساختار حقوقی دوران گذار که اصول راهنمایی برای سامان بخشیدن حقوقمدارانه به اداره کشور– در این دوران سرنوشت ساز – باشد، ضرور است. مهمترین کارکرد سند ساختار حقوقی دوران گذار روشنایی بخشیدن به مراحل عمده دوران گذار به یک دولت حقوقمدار پایدار است.
بنابر این، تا زمان تصویب قانون اساسی، سند حاضر، قانون مرجع دوران انتقال حاکمیت به ملت ایران است. قانون اساسی جمهوری اسلامی بر پایه ولایت مطلقه فقیه ملغی و فاقد اعتبار است. قوانین و مقررات ناسازگار با حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایرانیان به عنوان عضوی از جامعه جهانی، حقوق طبیعت و یا با این اصول راهنما، در حدود ناسازگاریاشان، نامعتبراند. برای اداره امور کشور و تا تصویب قوانین جدید، شماری از قوانین و مقررات عادی سازگار با حقوق فوق لازم الاجرا هستند.
در دوران گذار، چهار قوه وجود دارند که با یکدیگر دولت موقت را تشکیل میدهند: شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران، حکومت انتقالی، شورای عالی قضایی دوران گذار و شورای رسانههای ملی. علاوه بر این چهار قوه، هیات حقیقت یاب و صلح همگانی نیز تشکیل می شود. نحوه تشکیل و وظایف هر یک از این پنج نهاد در این سند که ساختار حقوقی دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران است، مشخص شده است.
برای دوران گذار انتقال حاکمیت به ملت ایران و استقرار دولتی حقوقمدار و حقوقمند و حقوند از زمان اعلام رسمی استقرار شورای انتقال حاکمیت در ایران، یک سال تا حداکثر هجده ماه در نظر گرفته میشود. هر چند کوشش متصدیان دولت در دوران انتقال و جامعه مدنی باید این باشد که این دوران هرچه زودتر به سر آید.
صدارت-مختصری در بارهی سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران بیشتر بخوانید »
همکاری و عقل جمعی، ضریب خطا و کژروی را کاهش میدهد.
با توجه به اوضاع ایران و جهان، بحث در بارهی عقل جمعی و همکاریهای جمهوریخواهان بررسی این عوامل در میان جامعه سیاسی داغ بوده است.
ضرورت بررسی این همکاریها توسط جامعه مدنی، و عواملی که باعث پیروزی و شکست آنها میشود، در این زمان بیش از گذشته ملموس است.
سوال اول این است: همکاری برای چه موضوعی؟ مردمسالاری!
همکاری برای پیشبرد مردمسالاری در جامعه سیاسی و مدنی، همکاری برای استقرار مردمسالاری
همکاری برای کوتاهتر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم،
هموطنانی که در تمام طول عمر خویش، امتحان خود را در استقلال و عدم وابستگی، با نمرهی قبولی پس دادهاند، در یک همکاریِ طولانی و یک کارِ گروهی، متنی را تهیه کردهاند که مفاد پیشنهادی آن، نقشهی راهی است که با خشونتزدایی، روند امور را در مراحل ذیل نشان میدهد:…
صدارت: عوامل تعیین کنندهی پیروزی و یا شکست همکاریهای جمهوریخواهان در این زمان بیشتر بخوانید »
نقشهی راه ایرانیان برای نجات ایران و ایرانیان.!
ما خودمان بسیار توانا هستیم که خود را به شکل فردی، و خود را به شکل جمعی و ملی، از این وضعیت اسفبار نجات دهیم.
هموطنان شما که در تمام طول عمر خویش، امتحان خود را در استقلال و عدم وابستگی، با نمرهی قبولی پس دادهاند، در یک همکاریِ طولانی و یک کارِ گروهی، متنی را تهیه کردهاند که مفاد پیشنهادی آن، نقشهی راهی است که با خشونتزدایی، روند امور را از:
۱- از الان (از همین لحظه) تا سقوط فیزیکی رژیم، و
۲- از سقوط فیزیکی رژیم و در دوران موقت، و
۳- تشکیل دولت دوران موقت برای مدیریت امور و اداره کشور در دوران موقت انتقالی، و
۴- انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و تدوین و پیشنهاد قانون اساسی، و
۵- برگذاری همهپرسی و تصویب قانون اساسی جدید، و
۶- انتخابات آزاد برای دولت غیر موقت، و
۷- انحلال دولت دوران موقت همزمان با شروع کار دولت دائمی.
❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب اصلی آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را فقط خود ما مردم میتوانیم و باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
از هموطنان دعوت میشود که این سند را مطالعه فرمایند، و پیشنهادها و نظرهای خود را ارسال نمایند.
همچنین از همه کسانی که عشق وطن و هموطن را در دل دارند، دعوت میشود که، چنانچه با کلیات این سند مخالفت عمدهای ندارند، در انتشار آن، سایر هموطنان را یاری فرمایند. سانسورها، که کمکم به خودسانسوریها میانجامند، همچون دیوارهای بلندی، توسط قدرتمداران و مستبدان، اطراف حقیقت را گرفته است. این حقیقت که ما مردم، به کمک همدیگر، و با اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، توانا هستیم که سرنوشتهای خوب و خوبتری را برای خود رقم بزنیم.
صدارت- نقشهی راه نجات ایران، توسطِ خودِ ما ایرانیان بیشتر بخوانید »
تکیه موکد بر استقلال در دوران گذار:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
❊
تکیه موکد بر استقلال در قانون اساسی پیشنهادی برای نظام آینده ایران، بعد از فروپاشی وژیم ولایت مطلقه فقیه:
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
❊
صدارت: استقلال، خودانگیختگی فردی و جمعی و ملی، در تصمیمگیری و عملیکردن تصمیمها بیشتر بخوانید »
چرخ ار نگردد گرد دل، از بیخ و اصلش بر کنم!—گردون اگر دونی کند، گردون گردان بشکنم!
گر پاسبان گوید که هی! بر وی بریزم جام می—دربان اگر دستم کشد، من دست دربان بشکنم!
–
تلاش برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش، برای براندازی مستبد، و برای براندازی این رژیم اصلاح ناپذیر، و برای گذار از ساختار استبدادی، و برای استقرار و استمرار مردمسالاری، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.
من و تو، فقط باید به خودم، به خودت، یادآوری کنم٫ یاداوری کنی، که من و تو هم در این وضعیتی که امروز داریم مسئول هستیم. به همین ترتیب٫ من و تو هم در ساختن سرنوشت آینده خود مسئول هستیم. تصمیم با ما است که با عملکرد امروزمان، چه فردایی را بسازیم. این دختر دلیر ایران، یک تنه و تنها، تصمیم خود را گرفته و مطابق با آن الان دارد قدمی عملی برمیدارد. وی بدون ترس از دژخیمان که او را در محاصره گرفتهاند، با مقاومت در مقابل زور، و با نافرمانی مدنی، کلیت این رژیم را نفی میکند. این دختر جوان شجاع، با خشونتزدایی، اسلحه را در دست سرکوبگران بی اثر کرده است. این فرزند دلیر ایران، به سهم خود و به نوبه خود، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاهتر کرده است.
https://www.instagram.com/reel/DGLTewOufg_/
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟-
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
–
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!
که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کور!
–
اگر آتش است یارت، تو برو در او همی سوز،
به شب فراق سوزان، تو چو شمع باش تا روز
–
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی کن،
چو اباس تو درانند، تو لباس وصل میدوز!
–
و مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
تو یکی نه ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
صدارت- نقش من و تو در کاهش قدرت خامنهای! سهم من و تو در افول ابرقدرت امریکا! بیشتر بخوانید »