بنی صدر- پیام به جلسهٌ بزرگداشت زادروز مصدق، اردیبهشت 1384 برابر با آوریل 2005 در جمعی از هموطنان
…..فلسفه زندگی بدون شکست و بدون پایان، قاعدهها میآموزد. از آن قاعدهها، به آوردن دو قاعده اکتفا میکنم:
قاعده اول:
هرانسان صاحب کرامت ذاتی است و هر ملتی کرامت ملی دارد. تا زمانی که انسان از کرامت خود و ملتی از کرامت ملی خویش غافل نشوند، از استقلال و آزادیشان غافل نمیمانند و از گرمی و هیجان حیات نیز خالی نمیشوند. از این رو، از دستآوردهای رشد، بسا مهمترین آنها، برانگیختن هیجان زندگی است. الا اینکه، این هیجان، این احساس گرمی حیات، بدون کرامت، و کرامت بدون آزادی و استقلال پدید نمیآید. از این رو، انسانهائی که در تاریخ ملتها تجسم کرامت و آزادی و استقلال میشوند، فریادهای بیدارباش میگردند و، در همان حال، نوری میشوند که گم شدهها در ظلمات خواری و تسلیم را به کرامت در استقلال و آزادی فرا میخوانند.
قاعده دوم:
آن کسانی که از ملتی در حقوق ملی نمایندگی میکنند،
اولاً، ممکن نیست به نمایندگی از همان حقوق با آنها مخالفت کرد، و
ثانیاً، مخالفت جز از راه قدرتپرستی و مراجعه به قدرت خارجی میسر نمیشود.
امروز که اسناد محرمانه دولتهای امریکا و انگلستان منتشر شدهاند، با افسوس تمام، به خود میگوئیم، اگر آنها که به بیراهه مخالفت افتادند و به قدرت خارجی مراجعه کردند و خویشتن را در اختیار این قدرت در کودتا بر ضد نهضت ملی قرار دادند، دو سه هفتهای دست نگاه میداشتند بسا نهضت ملی ایران به هدف رسیده بود.
توضیح اینکه در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش میکند، چارهای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا میرساند.
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن به وزیر خارجه امریکا گزارش میکنند چارهای دیگر دارد پیدا میشود. میدلتون گزارش میکند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شدهاند. او اینک نامزد نخستوزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق میشود مخالفان را بیاثر کند.
نوبتی دیگر، 5 روز پیش ازکودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا میدهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانیها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه میکنند: “دست نگهدارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله رابدلخواه شما حل کنیم.”……






