برگزیده از چارسوگان

استفن فوکر: پانزده قرن پیش از آتن، نشانه‌هایی از دموکراسی در آشور «نامه‌های کانِش[Kanesh]»

روح «دموکراتیک» در آغاز هزاره دوم قبل از میلاد، بین دجله و فرات غالب بود
در آتن، بین قرن‌های هفتم و پنجم پیش از میلاد، فلسفه ظهور کرد و دموکراسی، استبداد را سرنگون ساخت. همه ما این را در مدرسه یاد گرفتیم: «معجزه یونان». «معجزه‌ای» که، اگر بتوان گفت، به وارثان یونان که ما باشیم، بسیار می‌خورد: با ستایش آن، کمی خود را نیز ستایش می‌کنیم. ظهور نظام‌های سیاسی پیچیده، تقسیم قدرت‌ها و آغازهای دموکراسی، آیا همه این‌ها فقط از نبوغ اروپا برمی‌آید؟ اگر به این معجزه شک دارید، احتمالاً اشتباه نمی‌کنید
حدود ۲۲,۰۰۰ لوح گلی چهار هزار ساله که در خرابه‌های شهر آناتولیایی کانش کشف شده‌اند، دیدگاهی جذاب از سازماندهی یک شهر بزرگ عصر برنز ارائه می‌دهند که یادآور آتن زمان پریکلس است – در حالی که پانزده قرن قبل از آن وجود داشته است. اما، پیش از ادامه، باید نکته مهمی را روشن کنیم. نامه‌های کشف شده در کانش، اطلاعات زیادی درباره شهر کنش به دست نمی‌دهد، درباره شهر دیگری هستند: آشور، قلب امپراتوری آشوری، در هزار کیلومتری جنوب شرقی، در ارتفاعات رودخانه دجله، نزدیک موصل امروزی (عراق)

استفن فوکر: پانزده قرن پیش از آتن، نشانه‌هایی از دموکراسی در آشور «نامه‌های کانِش[Kanesh]» بیشتر بخوانید »

‎گروگانگیری-۱۹۷۹۱۱۰۴ تا ۱۹۸۱۰۱۲۰ - زمان بالا رفتن دانشجوها از دیوار سفارت-بنی‌صدر ایران گروگان امریکا-خمینی، انقلاب دوم

صدارت- طرحِ امریکاییِ گروگانگیری: راهکارِ موفقِ امریکا برای خنثی‌سازیِ انقلاب ایران و حذف خادمان ایرانی

 گروگان‌گیری طرحی بود که:
۱-در امریکا (از جمله توسط هنری کیسنجر، و دیوید راکفلر، و اشرف پهلوی) ریخته شد؛ و 
۲-توسط رابط/رابطانی که هنوز نامشخص هستند (گر چه در این رابطه اسمی از موسویِ خوینی‌ها آورده شده) به ایران آورده شد؛ و 
۳-در ایران توسط «دانشجویان پیرو خط امام» اجرایی شد.
کیسینجر و شرکا صدور اجازهٌ ورود محمدرضا پهلوی به امریکا را به کارتر تحمیل کردند، که با جریحه‌دار کردن احساسات ایرانیان و افزایش خشم آن‌ها علیه دخالت‌های امریکا در امور داخلی ما، زمینه روانیِ حملهٌ دوباره به سفارت امریکا را فراهم کنند،
قرار بر این بود که بعد از حمله به سفارت، اشغال‌کنندگان مانند دفعهٌ اول بعد از یکی دو روز، محل را ترک کنند. بنا نبود که ۵۲ عضو سفارت امریکا را برای ۴۴۴ روز به گروگان نگه دارند.
رئيس جمهور امریکا کارتر، و رئيس جمهور ایران بنی‌صدر از همان ابتدا، به طریق قانونی و از راههای متداول دیپلوماتیک، تلاش داشتند گروگان‌ها در اسرع وقت، آزاد شوند و به امریکا باز گردند،
دورهٌ ریاست جمهوری کارتر در ژانویه ۱۹۸۰ تمام می‌شد. در سال ۱۹۷۹، جیمی کارتر از حزب دموکرات، و رونالد ریگن از حزب جمهوری‌خواه، فینالیست‌های مبارزات انتخاباتی برای کاخ سفید بودند. انتخابات برای ریاست جمهوری، در ماه نوامبر برگزار می‌شود.
وقایع و اتفاقاتی که در ماهها و هفته‌های آخر سال مبارزات انتخاباتی می‌افتند، تاثیر فراوانی در نتیجهٌ انتخابات می‌گذارد. در این رابطه ماه اکتبر به‌ویژه خیلی مهم است. وقوع و یا عدمِ وقوعِ اتفاقاتِ غافل‌گیر کننده در این ماه، به «اکتبر سورپرایز» معروف شده است.
کارتر می‌دانست که اگر بتواند گروگان‌ها را تا ماه اکتبر ۱۹۷۹ آزاد کند، انتخابِ مجدد خود را تضمین کرده است. وی تمام تلاش خود را در این زمینه انجام داد تا با وقوعِ آزادی گروگان‌ها و حل بحرانِ گروگان‌گیری، «اکتبر سورپرایز» را به نفع خود تمام کند. 
ریگن هم می‌دانست که اگر بحرانِ گروگان‌گیری تا اکتبر-نوامبر ۱۹۷۹ حل نشود، برندهٌ انتخابات ریاست جمهوری وی خواهد بود. او هم تمام تلاش خود را انجام داد که با عدمِ وقوعِ آزادی گروگان‌ها و ادامهٌ بحرانِ گروگان‌گیری، با بی‌کفایت و بی‌لیاقت نشان دادن کارتر در افکار عمومیِ امریکا، «اکتبر سورپرایز» را به نفع خود تمام کند.
ریگن و شرکا برای به تاخیر انداختن آزادی گروگان‌ها، به بنی‌صدر مراجعه کردند، و با قول قرارهایی او را تطمیع کردند. بنی‌صدر شرکت در این معاملهٌ پنهانی و این عمل غیرِ قانونی و خلاف حقوق را نپذیرفت.
در نتیجه، ریگن و شرکا به مخالفان بنی‌صدر یعنی خمینی و شرکا و بهشتی و رفسنجانی و خامنه‌ای و برخی اعضا حزب «جمهوری اسلامی» مراجعه کردند، و با استقبال آن‌ها از شرکت در این معاملهٌ پنهانی و این عملِ غیرِ قانونی و خلافِ حقوق، ننگ شریک جرم شدن ریگن و شرکا را پذیرفتند. آن‌ها به این معامله ننگ‌آمیز، به عنوان موقعیتی برای تخریب بنی‌صدر و تضعیف ریاست جمهوری می‌نگریستند، و حتی کفتند که از گروگان‌ها به عنوان یک «آتو» علیه بنی‌صدر استفاده می‌کنند. تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر، از همان اوایل انقلاب شروع شده بود وقتی که خمینی به پاریس رفت، بیشتر هم شد. به‌طوری که او را حتی در ابتدا در «شورای انقلاب» منصوب نکرده بودند. این تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر، از زمانی که وی نامزد مقام ریاست جمهوری شد، اوج گرفت. بهشتی گفته بود: «…یا انتخابات انجام نمی‌شود، و یا اگر بشود بنی‌صدر رئیس جمهر نخواهد شد…» این تقابل‌ها که البته در واقع به ضرر ایران و ایرانیان بود، در دوران جنگ صدام هم ادامه داشت به حدی که گفتند: «اگر نصف ایران هم برود، بهتر از این است که بنی‌صدر (فرماندهٌ کل قوا) در جنگ پیروز شود!…» و با کودتای خرداد ۱۳۶۰، تدابیر موفق او را برای پایان جنگ، متوقف کردند، و در نهایت جنگ فاجعه‌آمیز، نزدیک به ۸ سال طول کشید.

صدارت- طرحِ امریکاییِ گروگانگیری: راهکارِ موفقِ امریکا برای خنثی‌سازیِ انقلاب ایران و حذف خادمان ایرانی بیشتر بخوانید »

ریگان، Reagan آزادی گروگانها در زمان سوگند-خروج گروگانها از ایران طوری هماهنگ شده بود که درست هنگام مراسم تحلیف باشد

صدارت- برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران

برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران [به‌تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹) تا ۳۰ دی ۱۳۵۹ (۲۰ ژانویه ۱۹۸۱)]:

برای به بی‌راهه کشاندن انقلاب، برای اینکه مردم سایر کشورهای زیرسلطه هوس انقلاب نکنند، قدرت‌ها دست به دست هم داده و بی‌ثباتی‌سازی‌های و بحران‌هایی را ساخته و پرداخته و به ایران و ایرانیان تحمیل کردند. در این رابطه، چند ابربحران، مسیر انقلاب را به ضدِ آن مبدل نمود، فاجعه‌ای که امروز شاهد آن هستیم.

 اولین ابربحران، جمله به سفارت امریکا، و به گروگان گرفتن اعضای آن به مدت ۴۴۴ روز بود. این بحران به شکلی مدیریت شد که تلاشهای کارتر، ریاست جمهوری امریکا از یک سو، و بنی‌صدر، ریاست جمهوری ایران از سوی دیگر، توسط ریگان و شرکا و خمینی و شرکا خنثی شد. گروگانها را که در چندین محل در شهرهای مختلف ایران و دور از هم نگه داشته شده بودند را به تهران آوردند و ساعت‌ها در هواپیما به انتظار نشاندند، تا آنها را طبق توافق، درست موقعی از ایران خارج کنند که رونالد ریگان در واشنگتن در مراسم تحلیف ریاست جمهوری بود.

از آأن موقع، اسنادی منتشر شده‌اند که در این سایت جمع‌آوری شده‌اند. برخی از آن‌ها از این قرارند:

صدارت- برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران بیشتر بخوانید »

انقلاب ملت ایران نمی‌توانست مورد تأیید بسیاری از مردم دنیا نباشد! همه پیام انقلاب ملت ایران را شنیدند!

«انقلاب ملت ایران نمی‌تواند مورد تأیید من به عنوان پادشاه ایران و به عنوان یک فرد ایرانی نباشد»
«من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم»
انقلاب به تصمیم کسی صورت نمی‌گیرد. این‌طور نبود که مردم یک مرتبه از روی بی‌کاری در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ بگویند، خوب حالا فردا چه بکنیم؟! و بعد بگویند چون کار دیگری نداریم، پس برویم و انقلاب بکنیم!!
انقلاب بهمن ۱۳۵۷ در خلاء اتفاق نیفتاد. عوامل متعدد داخلی و خارجی در وقوع انقلاب نقش داشتند.
مهمترین عامل داخلی انقلاب، ولایت مطلقه پهلوی و شرکا، و شخص محمدرضا پهلوی بود. هشدارهایی که طی سال‌ها توسط نزدیک‌ترین معتمدهای او داده شد، درست از آب در آمد که می‌گفتند اگر به این نحوهٌ گرداندن کشور ادامه دهی، انقلاب خواهد شد! افکار عمومی منقلب شد، و با انقلاب در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رژیم پهلوی به خودبراندازیِ خویش، زودتر رسید.
مهمترین عامل خارجی انقلاب، ولایت مطلقه سرمایه‌داری، و سلطه‌سالاری با افزون شدن خشونت و جنگ و فساد و تبعیض در غرب، به‌خصوص امریکا بود. افکار عمومی منقلب شد، و با انقلاب، سیاستمداران را از فساد و تزویر و خشونت، برحذر داشتند…
…از سوی دیگر، ملت ایران هم تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری و بی‌عدالتی‌ها و فسادهای قدرت‌ها را تجربه کرده بود. نتیجهٌ اینها همه، رسیدن شرایط کشور به نقطهٌ انفجار بود. افکار عمومی ایران که تجربه انقلاب مشروطه و ملی شدن صنعت نفت را در گذشتهٌ نه‌چندان دورِ خود در خاطر داشت، در دیالوگی ناگفته و در پیمانی نانوشته، با افکار عمومی امریکا و دنیا درآمیخت. بدین ترتیب قدرت‌ها خود را مجبور به بازنویسی سیاست‌ها دیدند. شرایط به حدی تغییر کرده بود که برای آن‌ها چاره‌ای جز این وجود نداشت.
محمدرضا پهلوی و شرکا، مهمترین عامل داخلی برای منقلب‌تر شدن مردم بودند. عصیان مردم و اعتراضات به سرکوب و خفقان و تجاوزها به حقوق، و خشونت‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی، به‌تدریج بالا می‌گرفت. پهلوی به توصیه‌ها، و حتی به هشدارهای واقع‌بینانهٌ نزدیک‌ترین افراد به خود هم اهمیتی نداد. سرانجام انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و منطقه، و بلکه دنیا را وارد عصر جدیدی کرد…

انقلاب ملت ایران نمی‌توانست مورد تأیید بسیاری از مردم دنیا نباشد! همه پیام انقلاب ملت ایران را شنیدند! بیشتر بخوانید »

میکونوس، قتلهای زنجیره‌ای سیاسی، ترور، جنایت، تجاوز به حقوق، خشونت

صدارت- برخی مطالب در باره قتل‌های سیاسی در خارج از ایران- میکونوس

استبداد، بدون خشونت و قتل نمی‌تواند ادامه حیات دهد. رژیم ولایت مطلقه فقیه هم، قتل‌های «زنجیره‌ای» سیاسی در داخل و نیز در خارج از ایران را، ضروری یافت. 

به جرات می‌توان گفت که روند دادگاه قتل‌هل در میکونوس و نتیجه‌ی آن، ضربه‌ی بسیار بزرگی برای رژیم بود که در نتیجه‌ی آن رژیم مجبور شد قتل و ترورهای خارج از کشور را متوقف کند.

در اینجا به مناسبت، برخی مطالب مربوطه را جمع‌آوری کرده‌ایم. در جستجو در این سایت، مطالب مرتبظ بیشتری را می‌توانید پیدا کنید.

صدارت- برخی مطالب در باره قتل‌های سیاسی در خارج از ایران- میکونوس بیشتر بخوانید »

سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران

«در پی فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟»، پرسشی است که مردم کشور با یکدیگر در میان می‌گذارند و پاسخ روشنی برای این پرسش نمی‌یابند. چراکه تکرار بازسازی استبداد در پی سقوط سامانه سلطنت – با ایجاد ستون پایه‌های جدید، در دوران گذار، بنام پاسداری از انقلاب -، ترسهای شدید را برانگیخته و این ترسها ذهن‌ها را به خود مشغول و گرفتار تردید جدی ساخته‌اند. از این‌رو، ساختار حقوقی دوران گذار باید پیشاپیش معلوم بگردد و موضوع نقد و تصحیح شود تا که مردم ایران آن را اطمینان بخش بیابند و بپذیرند. 

سند حاضر، انتقال حاکمیت به مردم ایران را به ترتیبی پیشنهاد می‌کند که از روز نخست، نهادهایی که تشکیل می‌شوند بیانگر مردمسالاری حقوند باشند. افزون به اینکه عمل به حقوق پنج‌گانه و بکاربردن قواعد خشونت‌زدایی از سوی شهروندان، نیازمند رهایی کامل از استبداد نیست، بلکه روش استبدادزدایی در سطوح مختلف زندگی شهروندان و جامعه مدنی و سرانجام دولت هستند.

گذار از استبداد به مردم سالاری و تثبیت مردم سالاری مبتنی بر حقوق و کرامت انسان، به یک میثاق ملی حقوقی نیاز دارد که شرایط و روشهای جایگزین را ارائه کند. بدین‌سان، تدوین و نشر متنی بعنوان ساختار حقوقی دوران گذار که اصول راهنمایی برای سامان بخشیدن حقوقمدارانه به اداره کشور– در این دوران سرنوشت ساز – باشد، ضرور است. مهمترین کارکرد سند ساختار حقوقی دوران گذار روشنایی بخشیدن به مراحل عمده دوران گذار به یک دولت حقوقمدار پایدار است.

بنابر این، تا زمان تصویب قانون اساسی، سند حاضر، قانون مرجع دوران انتقال حاکمیت به ملت ایران است. قانون اساسی جمهوری اسلامی بر پایه ولایت مطلقه فقیه ملغی و فاقد اعتبار است. قوانین و مقررات ناسازگار با حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایرانیان به عنوان عضوی از جامعه جهانی، حقوق طبیعت و یا با این اصول راهنما، در حدود ناسازگاری‌اشان، نامعتبر‌اند. برای اداره امور کشور و تا تصویب قوانین جدید، شماری از قوانین و مقررات عادی سازگار با حقوق فوق لازم الاجرا هستند.

در دوران گذار، چهار قوه وجود دارند که با یکدیگر دولت موقت را تشکیل می‌دهند: شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران، حکومت انتقالی، شورای عالی قضایی دوران گذار و شورای رسانه‌های ملی. علاوه بر این چهار قوه، هیات حقیقت یاب و صلح همگانی نیز تشکیل می شود. نحوه تشکیل و وظایف هر یک از این پنج نهاد در این سند که ساختار حقوقی دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران است، مشخص شده‌ است. 

برای دوران گذار انتقال حاکمیت به ملت ایران و استقرار دولتی حقوقمدار و حقوقمند و حقوند از زمان اعلام رسمی استقرار شورای انتقال حاکمیت در ایران، یک سال تا حداکثر هجده ماه در نظر گرفته می‌شود. هر چند کوشش متصدیان دولت در دوران انتقال و جامعه مدنی باید این باشد که این دوران هرچه زودتر به سر‌ آید. 

سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران بیشتر بخوانید »

دوازده روز جنگ، خشونت، تجاوز اسرائیل(۲۳خرداد تا ۳تیر۱۴۰۴)گزارش جامع

هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل.

علی صدارت: از هر گونه دخالت خارجی در وطن، هیچ پیامد مثبتی نمی‌توان انتظار داشت، محال ممکن است!

افرادی که با شکست خودن در جنگ روانی قدرتها علیه مردم، از تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما خوشحال شدند، خیلی زود متوجه شدند که چهره کریه جنگ واقعا چقدر فاجعه‌بار است. خیلی زود بعد از شروع حملات، بسیاری از این افراد، متوجه اشتباه خود شدند. حالا بسیاری از افراد، بیش از پیش متوجه اهمیت استقلال، به عنوان یک حق ذاتی، شده‌اند. درجه انزجاز مردم از وابستگانی چون پهلوی و شرکا، بسیار بیشتر از گذشته، شده است.

ما ایرانیان در ساختن سرنوشت خود، به انیرانیان و اجنبیان هیچ احتیاجی نداریم، و هر گونه دخالت خارجی در امور میهن را شدیدا محکوم می‌کنیم!
هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل.

هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل. بیشتر بخوانید »

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل

دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان. 

باری دیگر، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۳ تیر ۱۴۰۴ شاهد تجاوز اسرائیل و امریکا به میهن بودیم. محاسبات متجاوزان، غلط از آب در آمد!

باز هم با صدای بلند به دنیا می‌گوییم، این خودِ ما مردم ایران هستیم که دروازه‌های زندان‌های سیاسی را باز می‌کنیم، نه اجنبیان!

هر کار به ظاهر خیری هم که توسط تجاوز قدرت‌ها به وطن حاصل شود، قطعا نوبه آزمایش زمان گواهی خواهد داد که به غیر از شر نبوده است!

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل بیشتر بخوانید »

فرانتس عمار فانون - Ibrahim Frantz Fanon‎

صفری: بمناسبت یکصدمین سالگرد تولد فرانتس فانون

فرانتس فانون از طریق ناشرش ماسپرو (François Maspero)، از ژان پل سارتر خواسته بود که مقدمه‌‌ای بر کتاب «دوزخیان روی زمین» بنویسد. سیمون دوبوار گزارش داد که آنها این کتاب را «مانیفستی افراطی از جهان سوم» می‌دانستند، «روان و آتشین، اما در عین حال پیچیده و ظریف». وقتی ژان پل سارتر، سیمون دو بووُار، با فرانتس فانون در تابستان ۱۹۶۱ در رم ملاقات کردند، وی به شدت بیمار، و در حالت تب و تاب و هیجان بود. فرانتس فانون، تأثیرگذارترین متون جنبش ضداستعماری، بویژه “دوزخیان روی زمین” (“les damnés de la terre”) را نوشت. “دوزخیان روی زمین” با پیشگفتار ژان پل سارتر، اندکی پیش از مرگ فرانتس فانون، در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. ناگفته نماند که ترجمه این کتاب را به فارسی، بطور جداگانه، علی شریعتی و ابوالحسن بنی صدر انجام داده‌اند و«دوزخیان روی زمین» از “انتشارات مصدق” ترجمه‌ی ابوالحسن بنی صدر است.

ژان پل سارتر در پیشگفتار آن کتاب می نویسد:

«بیایید وقتمان را با مناجات‌‌های بی‌‌ثمر و تقلیدهای تهوع‌‌آور تلف نکنیم. این اروپا را رها کنید، جایی که هرگز از صحبت کردن دربارۀ انسان دست نمی‌کشند، اما در هر کجا که آنها را پیدا می‌‌کنند، در گوشه و کنار هر خیابان خودشان، در تمام گوشه و کنار جهان، انسان‌‌ها را به قتل می‌‌رسانند. قرن‌‌هاست که تقریباً تمام بشریت را به نام یک تجربه به اصطلاح معنوی خفه کرده‌‌اند». لحن جدید است. چه کسی جرأت دارد چنین صحبت کند؟ این یک آفریقایی است، مردی از جهان سوم، یک «بومی» سابق.

صفری: بمناسبت یکصدمین سالگرد تولد فرانتس فانون بیشتر بخوانید »

در حمله تروریستی (در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ جون ۲۰۲۵) به ایران، ترامپ امریکا هم به نتانیاهو پیوست! سلطه‌سالاران باز هم به مام وطن ما تجاوز کردند! ❊ دلیل اصلی حملهُ تروریستیِ نتانیاهو به وطن ما، اینست که وی جنگ و تجاوز را تنها راه برای در قدرت ماندن می‌بیند! ما مردم ایران و منطقه، با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، می‌توانیم وضعیت خطرناک امروزه را تغییر بدهیم! کمترین کاری که قبل وخیم‌تر شدن اوضاع، باید انجام دهم، احقاق حق اطلاع‌یابی، و احقاق حق اطلاع‌رسانی است. اتحاد همگانی ایرانیان در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از مام وطن در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند. دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل حمله‌ی انیرانیان، وظیفه‌ی همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد،

صدارت – در حمله تروریستی (در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴) به ایران، ترامپ امریکا هم (در یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴) به نتانیاهو پیوست!

علی صدارت: در حمله تروریستی (در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ جون ۲۰۲۵) به ایران، ترامپ امریکا هم (در یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴) به نتانیاهو پیوست!
سلطه‌سالاران باز هم به مام وطن ما تجاوز کردند!

دلیل اصلی حملهُ تروریستیِ نتانیاهو به وطن ما، اینست که وی جنگ و تجاوز را تنها راه برای در قدرت ماندن می‌بیند!
ما مردم ایران و منطقه، با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، می‌توانیم وضعیت خطرناک امروزه را تغییر بدهیم!
کمترین کاری که باید انجام دهم، قبل از وخیم‌تر شدن اوضاع، احقاقِ حق اطلاع‌یابی، و احقاق حق اطلاع‌رسانی است.

اتحاد همگانی ایرانیان در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از مام وطن در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند.
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل حمله‌ی انیرانیان، وظیفه‌ی همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد،

صدارت – در حمله تروریستی (در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴) به ایران، ترامپ امریکا هم (در یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴) به نتانیاهو پیوست! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا