بایگانی برچسب: s

صدارت : جشن زندگی ابوالحسن بنی‌صدر در اولین سال‌گرد سفر وی

صدارت : جشن زندگی ابوالحسن بنی‌صدر در اولین سال‌گرد سفر وی

۲۴ مهر ۱۴۰۱

خانم بنی‌صدر!     سفر همسر شما،  فقدان بزرگی است.  همیشه با یاد ایشان، قلبم  به زبانم فرمان می‌دهد که  بگو  «روحش شاد»  ولی در همان زمان، قلبم به مغزم فرمان می‌دهد که فکر کن! اندیشه کن! ابتکار کن! ببین چه بکنی، و نیز چه نکنی، تا روح آن فرزند مصدق را، شاد بکنی.  به‌نظرم این‌که فقط عزا بگیریم، و فقط حسرت از دست دادن دوست را بخوریم، روح بنی‌صدر شاد نمی‌شود. بنی‌صدری که من می‌شناسم، این طور نیست! با عزا و انفعال و افسردگی، چه بسا که روح بنی‌صدر محزون هم بشود!دوست عزیزم، مرگت را عزا نمی‌گیرم، زندگیت را جشن می‌گیرم.

بنی‌صدر در سفری به اهواز در اوایل جنگ، به زور مامورین زندان را خلع سلاح کرد و ۵۱ نفر از زندان آزاد کرد که به اتهام شرکت در کودتا، زندانی بودند

بنی‌صدر در سفری به اهواز در اوایل جنگ، به زور مامورین زندان را خلع سلاح کرد و ۵۱ نفر از زندان آزاد کرد که به اتهام شرکت در کودتا، زندانی بودند

۲۲ مهر ۱۴۰۱

بنی‌صدر به زور ۵۱ ارتشی را از زندان آزاد کرد. او که در سال ۶۰ اصرار به مجازات افسران و مخالفت با بنی صدر دارد که اسباب آزادی عده ای از آنها شده است، در کتاب خاطراتش که ۲۳ سال بعد در سال ۱۳۸۳ منتشر شد، آزادی افسران را به حساب خود می گذارد و مدعی می‌شود خود او موافقت خمینی را کسب می کند تا اسباب آزادی دستگیرشدگان را فراهم آورد و دیگر صحبتی هم از نقش بنی صدر نمی کند

امیرحسینی: سخنرانی بمناسبت یکمین سالگرد درگذشت شادروان بنی‌صدر - لندن

امیرحسینی: سخنرانی بمناسبت یکمین سالگرد درگذشت شادروان بنی‌صدر – لندن

۹ مهر ۱۴۰۱

"دردناک است که از من توقع دارید تا به آلت خودکامگی بدل شوم، در مورد شما سخت در اشتباه بودم. اصل برحفظ قدرت به هر قیمت نيست، اگر پایبندی بر اصول و پایداری بر عقیده و میثاق ما با مردم نبود، هیچکس خطرنمی کرد تا مستبدی برود و استبدادی مخوف‌تر جای آنرا بگیرد. از من انتظار عدول از عقیده و شکستن پیمان با این مردم را نداشته باشید. همانطور که عرض شد اگر بدنبال آلت هستید، من آلت بشو نیستم. آلت فروان است".

بنی‌صدر: فکرِ جمعیِ جبار (۱) و ویژگی‌های آن

بنی‌صدر: فکرِ جمعیِ جبار (۱) و ویژگی‌های آن

۴ شهریور ۱۴۰۱

از ﺁنجا که هر « فکر جمعی جبار » بکار قدتمداری می ﺁید، بمحض این که کسی دید قابل نقد و تجربه نیست ، می باید ﺁن را نقد کند و بداند که حتی اگر یک تن نترسد و « فکر» ی از این نوع را نقد کند و بر این نقد پای فشرد، « فکر جمعی جبار » محل و مجال جمعی شدن نمی یابد.

صدارت : پهلوی، خامنه‌ای، کودتاهای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰، درسی آموزنده برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری

صدارت : پهلوی، خامنه‌ای، کودتاهای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰، درسی آموزنده برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری

۲۸ مرداد ۱۴۰۱

تکلیف وابستگی به قدرت داخلی، جدیدا پررنگ‌تر می‌شود، و ایرانیان در تظاهرات خودجوش خویش با شعارهای پرشعور  از جمله گفتند: «...اصلاح‌طلب، اصول‌گرا - دیگه تمومه ماجرا...» تکلیف وابستگی به قدرت‌های خارجی، یا به قول معروف «نوکر اجنبی» بودن، مدت‌ها است که روشن بوده است. منتهی برخی هستند که گوش شنوا و چشم بینا ندارند. حتی اردشیر زاهدی در مورد رجوی و فرقه مجاهدین، و رضا پهلوی و فرقه سلطنت‌طلبی و یا به‌تازگی و با رنگی تازه مشروطه‌خواهی، در مصاحبه با آقای لیمونادی می‌گوید: «…هر دو شون پول بگیر هستند. برای من چه فرق می‌کند دزد، دزد است. می‌خواهد از این پنجره بیاد، می‌خواهد از آن در. اونی که از عرب پول می‌گیره، اونی که از سیا پول می‌گیره، اونی که از اسرائیل پول می‌گیره، هر کدوم یه اسمی ام دارن، اینا هیچکدوم برای آینده ایران بدرد نمی‌خورن. آینده ایران، آینده ایران جوانان ایران…»

صدارت - سلمان رشدی، تجاوز به حق حیات «مرتد»، تروریسم محکوم است.

صدارت – سلمان رشدی، تجاوز به حق حیات «مرتد»، تروریسم محکوم است.

۲۴ مرداد ۱۴۰۱

در دین اسلام، نوزایشی که دین مسیحیت قرون وسطی را منقلب کرد (انقلاب مسیحی) را شاهد نبودیم، تا اینکه در بهار ایران، با انقلاب اسلامی، یعنی با انقلاب در اسلام، خمینی و خامنه‌ای و شرکا توانستند چهره واقعی خود و باورهای خود را، به عناوین چون «اسلام فیضیه» و یا «اسلام حوزوی» و یا «اسلام فقاهتی» به قضاوت افکار عمومی بگذارند.  علی‌رغم وجود ایدئولژی‌های متعدد در بهار انقلاب، اسلام بیان استقلال و آزادی و حق‌وندی که اندیشه راهنمای انقلاب ایران بود توانست انقلاب را به ثمر برساند. اطمینان دارم که آن دسته از مخاطبان این قلم که در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم شکست خورده‌اند، به علت سانسورهای گسترده و عظیم، این عرایض من را برنمی‌تابند. چه بسا که به علت خودسانسورهای گسترده و عظیم، خواندن این نوشته را به انتها نرسانند. در این جنگ روانی، همان روش‌هایی را که شکنجه‌گران و بازجوها برای شکستن و منفعل کردن زندانیان سیاسی به‌کار می‌برند را، برای مردم در خارج زندان‌ها بکار می‌برند. از روش‌های بسیار مرسوم در این جنگ، این است که، با خشونت و خشونت‌گستری، باور و عقیده افراد (چه در زندانهای سیاسی و چه در خارج زندان‌ها) را غلط، و پلید، و کثیف، و… بباورانند. دیگر اینکه تلاش می‌کنند، با تخریب ترور شخصیت، هر خادمی را خائن؛ و با دروغ و تزویر، هر خائنی را خادم بنمایانند. با اندیشه، نمی‌توان جنگید. اندیشه را می‌توان نقد کرد. با اندیشه، نمی‌توان جنگید، چه اندیشه سلمان رشدی و شاری ابدو و…، و چه اندیشه خمینی، و خامنه‌ای، و بن‌لادن، و الظواهری، و البغدادی، و پهلوی، و رجوی، و… اندیشه را می‌توان نقد کرد. با نقد، و با نقدِ نقد… در بحث‌های آزاد، انواع و اقسام خشونت‌ها بی‌محل می‌شوند و اسلحه در دست سرکوب‌گران و خشونت‌گستران، بی‌اثر می‌گردد.

صدارت-کودتای خرداد ۱۳۶۰، باز شدن دست قدرت‌ها برای کودتا علیه جمهور مردم

صدارت-کودتای خرداد ۱۳۶۰، باز شدن دست قدرت‌ها برای کودتا علیه جمهور مردم

۳۰ خرداد ۱۴۰۱

در آن روزهای آخر، آقای خمینی فردی را نزد آقای بنی‌صدر فرستاد، با این پیام که اگر شرایط وی را بپذیرد، «رئیس جمهور و محبوب و فرمانده کل قوا» باقی می‌ماند و بجای آقای رجایی تحمیل شده، هرکس را که او می‌خواست نخست‌وزیر می‌شد. آقای خمینی تهدید کرده بود اگر شرایط او را نپذیرد، «تا آخر خواهد رفت» به این ترتیب، ‌بنی‌صدر «پشت به قدرت، و روی به ملت» کرد و با نفی قدرت، مورد غضب قرار گرفت. 

بنی‌صدر، آخرین بیانیه

بنی‌صدر، آخرین بیانیه

۲۲ خرداد ۱۴۰۱

مکرر می‌گفت: ساحل افتاده گفت: گرچه بسی زیستم، — هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم؟ موج ز خود رفته‌ئی، تیز خرامید و گفت: — هستم اگر میروم! گر نروم نیستم!

صدارت -چرا حتی بعد از مرگ بنی صدر، ترور شخصیت وی اوجب واجبات است؟

صدارت -چرا حتی بعد از مرگ بنی صدر، ترور شخصیت وی اوجب واجبات است؟

۲۲ فروردین ۱۴۰۱

   در زمستان 59، در گزارشهای روزانه، رئیس جمهوری، اظهارات مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل را در کنست نقل کرده‌است:  مناخیم بگین: «…انقلاب ایران، بیشتر از همه، به زیان اسرائیل است. ما نباید بگذاریم مسئولان جدید ایران در هیچ کاری موفق بشوند. باید در درون، ایرانیان را به جان هم بیاندازیم و اگر کافی نشد، از بیرون، برایشان مشکل و حتی جنگ ایجاد کنیم…» 

صدارت: ترور شخصیت بنی‌صدر «اوجبِ واجبات است»، حتی بعد از درگذشت وی!  

صدارت: ترور شخصیت بنی‌صدر «اوجبِ واجبات است»، حتی بعد از درگذشت وی!  

۱۵ فروردین ۱۴۰۱

آیا اگر بنی‌صدر و بنی‌صدری‌ها، با کودتای خرداد ۱۳۶۰ حذف نمی‌شدند، امکان وقوع فاجعه ملی دهه ۱۳۶۰ و جنایت‌ها علیه بشریت در آن زمان و تا به حال، اصلا می‌توانست فراهم شود؟ آیا اگر مصدق و مصدقی‌ها، با کودتای مرداد ۱۳۳۲ حذف نمی‌شدند، امکان وقوع فاجعه خمینیسم، اصلا می‌توانست حتی قابل تصور باشد؟