بایگانی برچسب: s

صدارت : توصیه‌هایی برای دوران بازداشت و بازجویی.

صدارت : توصیه‌هایی برای دوران بازداشت و بازجویی.

۱۷ دی ۱۴۰۱

دو نکته: ۱- اداره و هدایت و مدیریت اعصاب و روان و احساست، از همان ابتدا، نقش کلیدی را در سرنوشت فرد دستگیر شده ایفا می‌کند. تمام تلاش رژیم، در خارج و به طریق اولی در داخل زندان‌ها، این است که بر روان و احساس و اعصاب مردم، سلطه پیدا کند. اگر بازجو در این‌کار موفق شود، حتی اگر «جرم» مهمی هم انجام داده نشده باشد، و شاید حتی اگر هیچ «جرمی» هم واقع نشده باشد، ممکن است فرد دستگیر شده، عاقبت خوبی پیدا نکند. - ۲- نقش حقوق‌دانان و دانشجویان و استادانی که در رشته‌های حقوقی مربوط به زندانیان سیاسی و حقوق بشر تخصص دارند، بسیار مهم است. آن‌ها می‌توانند با انتشار مقاله‌ها و خودآموزها و دستورالعمل‌ها، حقوقی را که در دستگاه قضایی همین رژیم موجود است را به هم‌وطنان خود آموزش دهند، و یا با نام واقعی خود، و یا در صورت ملاحظات امنیتی با نام‌های مستعار، و یا حتی توسط معتمدان خود در خارج از کشور به صورت «امضا محفوظ» منتشر و در اختیار هموطنان خود قرار دهند.

صدارت- دومین اعدام در روز ۸۷ جنبش خودجوش. محسن شکاری - مجیدرضا رهنورد

صدارت- دومین اعدام در روز ۸۷ جنبش خودجوش. محسن شکاری – مجیدرضا رهنورد

۲۱ آذر ۱۴۰۱

واضح است که خامنه‌ای و شرکا و حافظان رژیم، در مدیریت شرایط فعلی و نحوه برخورد با مردم برای «جمع کردن شورش‌ها» با هم اختلاف نظرهای عمیق دارند. آن‌ها همه ترسیده‌اند و این ترس و وحشت آن‌ها، در حرکات بدن و حالات صورت و انتخاب لغات در موقع صحبت کردن، کاملا واضح است، و برای تشخیص این اضطراب و پانیک، احتیاجی به یک روان‌پزشک ورزیده نیست. انسان گاهی در وحشت و اضطراب، هوش و ذکاوت خود را از دست می‌دهد، اگر اصلا از ابتدا دارای آن بوده باشند. برخی از حافظان رژیم که به این بیماری حاد مبتلا شده‌اند، تصور می‌کنند قدرت بازسازی جوی که در دهه ۱۳۶۰ شاهد آن بودیم را دارند. خامنه‌ای می‌گوید: «خدای سال ۶۰ همان خدای امسال است» این در حالی است که نمی‌داند که خدای وی، توانست با شکست دهه شصتی‌ها در جنگ روانی، آن‌ها را به انفعال بکشد. ولی این دوزخیان روی زمین نمی‌دانند که آن خدا، و خدای آن خدا هم نمی‌تواند با دهه هشتادی‌ها و دهه هفتادی‌ها همان معامله را بکند! میزان ذکاوت خامنه‌ای و شرکا به آن درجه نازل رسیده است که حتی تحلیل بازجویی که به قول خودش بیش از چهل سال سربازجو بوده است را، در مورد تظاهر کنندگان نمی‌تواند درک کند که گفت: «نه من حرف این‌ها را می‌فهمم، و نه این‌ها حرف من را…» ترجمه این حرف پر از استئصال این است که روش‌های جنایت‌ها علیه بشریت در دهه ۱۳۶۰، و حتی نسل‌کشی تابستان ۱۳۶۷، در این عصر امکان‌پذیر نیست. چرا که پیش‌نیاز آن جنایت‌ها، شکست مردم در جنگ روانی، و پذیرش انفعال است. مردم خوب می دانند که اگر امروز سکوت و انفعال پیشه کنند، فاجعه‌ای بدتر از فاجعه جنایت‌ها علیه بشریت که در دهه ۱۳۶۰ شاهد آن بودیم، در انتظار ما است. با وجود این متجاوزان در اریکه قدرت، هیچ نه معلوم که همین فردا، مهساها، و کیان‌ها، و…، و محسن‌های بعدی، فرزند من باشد یا شما، و یا خود من باشم و یا شما؟!

صدارت: نه به اعدام، آری به حقوق! آزمایشِ مردم برای میزان تحمل خشونت رژیم

صدارت: نه به اعدام، آری به حقوق! آزمایشِ مردم برای میزان تحمل خشونت رژیم

۱۹ آذر ۱۴۰۱

ولی ما اکنون، بعد از چهار دهه + ۸۵ روز تجربه‌اندوزی،  برای خنثی کردن نقشه‌های شیطانی این متجاوزان به حقوق، یک فرصت طلایی پیدا کرده‌ایم. ما می‌توانیم تجربه دیگر انسان‌ها در دیگر کشورها را هم به تجربیات خود اضافه کنیم. اگر ابعاد اثرات فیلم گرفتن از قتل شهروند امریکایی توسط پلیس، و انتشار آن در سراسر دنیا را در ذهن خود مرور کنیم، آن‌وقت به توانایی‌های بالقوه و بالفعل جوانان ایرانی در ایران و در سراسر جهان، به تواناییِ خود، و به تواناییِ افکارِ عمومی، این بزرگ‌ترین «ابرقدرت جهان» پی می‌بریم. در این ۸۵ روز اخیر، به صورت روزافزون و شتاب‌گیر،  سیر افزایش توانایی‌های مردم حیرت‌انگیز، و افزایش ناتوانی و بی‌قدرتیِ قدرت‌ها تمسخرآمیز بوده است.  اگر هر کدام از ما که در این روزهای حساس، با شکست از قدرت‌ها در جنگ روانی، در لاک خود فرو رویم، و انفعال پیشه کنیم، به سهم خود در تجاوزهای بعدی، شریک دژخیمان این رژیم هستیم. البته چه بسا که خود قربانی انواع تجاوزات شویم. در این عرض من، کمترین اغراقی نیست! با این توجه، ما (هر کدام از همه ما، به سهم خود و به نوبه خود) می‌توانیم، و بلکه وظیفه داریم که از تجاوز به حقوق، جلوگیری کنیم.  به خود باور داشته باشیم! به توان‌مندی جوانان باور داشته باشیم! به ملت خود باور داشته باشیم!

صدارت : خطر خشونت قوای سرکوب، دستگیری، شکنجه، و کشتار،  ۶۷ برابر کاهش یافت!؟

صدارت : خطر خشونت قوای سرکوب، دستگیری، شکنجه، و کشتار، ۶۷ برابر کاهش یافت!؟

۱ آذر ۱۴۰۱

در صورتی که هدف جنبش، استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری و حقوق‌مداری و استقلال و آزادی، خشونت‌زدایی باقی بماند، در صورتی که روش‌های جنبش هم مردم‌سالارانه و حقوق‌مدارانه و مستقل و آزادانه و خشونت‌زدایانه، یعنی منطبق بر هدف، باقی بماند و ادامه یابد،  در صورتی که پیوستنِ ایرانیانِ دهه‌های مسن‌تر، به دهه‌ی هشتادی‌ها ادامه یابد، می‌توان با اطمینان این ارزیابی را ارائه داد که فروپاشی این رژیم نزدیک است، و دوران موقت تا رسیدن به انتخابات آزاد، کوتاه و خشونت‌زدا خواهد بود.

بنی‌صدر در سفری به اهواز در اوایل جنگ، به زور مامورین زندان را خلع سلاح کرد و ۵۱ نفر از زندان آزاد کرد که به اتهام شرکت در کودتا، زندانی بودند

بنی‌صدر در سفری به اهواز در اوایل جنگ، به زور مامورین زندان را خلع سلاح کرد و ۵۱ نفر از زندان آزاد کرد که به اتهام شرکت در کودتا، زندانی بودند

۲۲ مهر ۱۴۰۱

بنی‌صدر به زور ۵۱ ارتشی را از زندان آزاد کرد. او که در سال ۶۰ اصرار به مجازات افسران و مخالفت با بنی صدر دارد که اسباب آزادی عده ای از آنها شده است، در کتاب خاطراتش که ۲۳ سال بعد در سال ۱۳۸۳ منتشر شد، آزادی افسران را به حساب خود می گذارد و مدعی می‌شود خود او موافقت خمینی را کسب می کند تا اسباب آزادی دستگیرشدگان را فراهم آورد و دیگر صحبتی هم از نقش بنی صدر نمی کند

صدارت: قدرت دوستی نمی‌شناسد! اعدام کریم دستمالچی، عضو جبهه ملی، در ۲۲ تیر ۱۳۶۰، بجرم سازماندهی راهپیمائی ۲۵ خرداد

صدارت: قدرت دوستی نمی‌شناسد! اعدام کریم دستمالچی، عضو جبهه ملی، در ۲۲ تیر ۱۳۶۰، بجرم سازماندهی راهپیمائی ۲۵ خرداد

۲۲ تیر ۱۴۰۱

خمينى در سخنرانى خود در ۲۵ خرداد اعلام مى‏ كند:«اگر سى و پنج مليون نفر بگويند بله من مى‏گويم نه. ...آن روز مسلح نداشتيم موفق شديم حالا مسلح نيز داريم! ...جبهه ملى مرتد است. ...من حالا هم توبه را قبول مى‏كنم. اسلام توبه را قبول مى‏كند. نهضت آزادى از راديو اعلام كند اين اطلاعيه جبهه ملى كفر آميز است...و آن آقا [بنی صدر] هم بروند از ملت عذرخواهى كند."

صدارت: قدرت‌سالاری و سلطه‌گری، بدون تجاوز به حقوق متصور نیست.

صدارت: قدرت‌سالاری و سلطه‌گری، بدون تجاوز به حقوق متصور نیست.

۱ آذر ۱۴۰۰

در راه زندان پیچی بود که وقتی از آنجا رد می‌شدیم زندان از دور نمایان می‌شد. آنوقت برادرم –که تازه به حرف افتاده بود- می‌فهمید که کجا می‌رویم؛ در تاکسی با خوشحالی داد می‌زد «خونه‌ی بابا! خونه‌ی بابا!»؛ یعنی واقعا فکر می‌کرد که زندان خانه‌ی پدرمان است، آنجا زندگی می‌کند و ما هفته‌ای یکبار به دیدنش می‌رویم!

صدارت - نوید افکاری، شاهین ناصری،... نوید افکاری‌ها، شاهین ناصری‌ها

صدارت – نوید افکاری، شاهین ناصری،… نوید افکاری‌ها، شاهین ناصری‌ها

۲ مهر ۱۴۰۰

از خود بپرسیم، اگر ما در آن موقعیت و در آن حالی که نوید افکاری‌ها و شاهین ناصری‌ها و...، بودند، و دست خود را از همه جا و همه کس کوتاه ببینیم و زیر خشن‌ترین شکنجه‌ها قرار بگیریم، از دیگران که فعلا  (فعلا،... در حال حاضر،... هنوز...) در آن وضعیت نیستند، چه انتظاری داریم؟  حداقل انتظاری که من، ما، در آن وضعیت از مردم خواهیم داشت چه خواهد بود؟...... بیاییم آن انتظار خود را، تا قبل از اینکه دست ما و یا عزیزان ما هم از همه جا کوتاه شود، و در واقع برای جلوگیری از اینکه ما و عزیزانمان و سایر انسان‌های آشنا و غریب، در آن وضعیت قرار بگیرند، عملی نماییم.