بایگانی برچسب: s

بنی‌صدر‌ : کتاب تضاد و توحید

بنی‌صدر‌ : کتاب تضاد و توحید

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

انسان بدون بینش نمی توان یافت. از اینرو همواره کوشش هاي خرد متوجه تصحیح بینش بوده و هنوز نیز هست. این تصحیح گاه در بنیاد و اصول و گاه در هر دو به عمل آمده اند، یا به عمل می آیند. دو مفهوم تضاد و توحید، دو بنیاد دو بیـنش هستند. تناقض چیست؟ عدم تناقض چیست؟ تضاد چیست؟ عدم تضاد چیست؟ تناقض اصل است یا عدم تناقض اصل است؟ نـوع پاسخ به این پرسش ها، در نوع بینش اثري تعیین کننده دارد. بدین جهت، مباحثه منازعه و حتی جنگ بر سر درستی این یا آن نظر، با تاریخ سیر اندیشه هم آغاز است، و هنوز باز ادامه دارد

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت - قتل و خشونت، به هر بهانه‌ای محکوم است، بخصوص به نام دین و عقیده

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت – قتل و خشونت، به هر بهانه‌ای محکوم است، بخصوص به نام دین و عقیده

۱۲ آبان ۱۳۹۹

هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی اتخاذ کند؛ هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، نوع آن عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی، خودش انتخاب کند؛ این خودانگیختگی است که لائیسیته را در سطح افراد و هسته‌های مردمی و به تبع آن در سطح جامعۀ مدنی و ملت به طور عملی متبلور می‌کند. این تبلور، با اشراف به حقوق ذاتی بشر و حقوق شهروندی و حقوق ملی، و بر اساس این حقوق (از جمله، و به خصوص، استقلال و آزادی) استوار است. یک چنین جامعه و ملتی به این ترتیب، نوعی قانون اساسی تدوین می‌کند که آکنده از حقوق و واکنده از هرگونه مرام دیگری باشد، و بدین ترتیب مردم و هسته‌های مردمی، به طور مداوم، و با حضور هرچه فراگیرتر و هرچه خودانگیخته‌تر در میدان ساختن سرنوشتی خوب و خوب‌تر برای خویش حضوری مستر دارند، و با خشونت‌زدایی، لائیسیته را هرچه بیشتر به قدرت‌های دولتی و قدرت‌های غیردولتی تحمیل می‌کنند که قدرت و دولت نسبت به نهادهای دینی و عقیدتی، پیوسته بی‌طرف‌تر بگردد، و گسترۀ خصوصی از هرگونه سانسور و ممیزی و خشونت و تجاوز قدرت، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند، و قلمرو خصوصی و جامعۀ مدنی از تجاوز قدرت‌های دولتی و خصوصی و غیردولتی، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند.

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۲)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۲)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۷ مهر ۱۳۹۹

این مطالب، که طی دوازده جلسه گفتگو، تحت عنوان ’روزها بر رئیس جمهور چگونه می‌گذرد‘  و یا  ’کارنامه ریاست جمهور‘ در اختیار شما هموطنان گرامی قرار داده شده،  مطالعه و تحقیقی میدانی و بالینی با شناسایی امرهایی است که در برههٌ بسیار مهمی از تاریخ معاصر ایران واقع شده‌اند. به این وقایع، به عنوان امرهایی که به طور مستمر، در تاریخ اتفاق می‌افتند، باید نگریست، که با درس تجربه از تاریخ، از تکرار آن‌ها در حال و آینده پیش‌گیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!  گرچه شکل و ظاهر این امور واقع شده،  ممکن است با هم متفاوت به نظر برسند، ولی با تحقیق در آن‌ها و با ریشه‌یابی و تحلیل آن‌ها، به وضوح این حقیقت نمایان می‌شود که همگی در باطن یک ریشه را دارا هستند که دینامیسم پویایی‌های قدرت و موازنه قوا در همه نظام‌های سلطه‌گر-سلطه‌بر است.

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۱)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۱)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۳۱ شهریور ۱۳۹۹

...نکته بسیار مهم این است که مطلبی را که این رژیم به عنوان «اسلام» برای بقای خود دستمایه کرده است را به چالش کشید. این استاد دانشگاه فقط مثالهایی را متذکر شده است، ولی برای مخاطب خود، هیچ راه حلی را ارائه نداده است. نمیتوان گفت که در داخل کشور است و باید مواظب باشد که گرفتار نشود. ولی بسیاری از هموطنان داخل کشود، بسیار شجاعتر از بسیاری خارج نشینان بوده‌اند! با عقیده، بخصوص با عقاید دینی، نمیتوان جنگید. باید آنها را به بحث گذاشت. به چالش کشیدن تبلیغات «اسلامی» رژیم و با دوستی و سعه صدر، به بحث آزاد نشستن را تجربه موفقی یافته ام...  آبادی می‌خانه ز ویرانی ماست—جمعیت کفر از پریشانی ماست اسلام به ذات خود ندارد عیبی—هر عیب که هست، از مسلمانی ماست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۰)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۱۰)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۲۴ شهریور ۱۳۹۹

برای شکنجه،... قتل و کشتار،... خفقان،... سرکوب،... با جنگ روانی باید به مزدوران استبداد باورانده شود که انسان برای دین و عقیده است، و هر کاری در آن راستا، مستحب که هیچ، بلکه واجب است! یکی از درس‌های مهم و حیاتی بازخوانی کارنامه نوشته شده در چهار دهه پیش، این است که برای برپایی و پویایی و پیشبرد مردمسالاری، لازم است که در وژدان عمومی همگانی حداقل لازمی از ما مردم، باور به اینکه دین و مرام برای انسان است و نه برعکس، جا بیفتد.

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۹)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۹)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۱۷ شهریور ۱۳۹۹

بنا بر کارنامه که ۴دهه از نوشتن آن می‌گذرد، و مطالعه بالینی  ؟  است، سفیر شوروی، در مقابل تجاوز به حق استقلال و سایر حقوق، میخواست ۴ شرط به رئیس جمهور تحمیل کند، و تهدید کرد که در صورت عدم پذیرش، شوروی توسط حزب توده و چریکهای فدایی و سایر عناصر سرسپرده و مزدور خود، از خمینی و شرکا، برای تخریب خط استقلال و آزادی، پشتیبانی خواهد کرد، و چنین کرد.  وقتی خط استقلال و آزادی، در تغییر از پایین پافشاری کرد و در مقابل تحمیل تغییر از بالا مقاومت کرد، خمینی توسط برادرزاده خود به رئیس جمهور پیغام داد و میخواست ۸ شرط به خط استقلال و آزادی تحمیل کند، و گرنه «تا آخر می‌روم» و چنین کرد. خمینی تهران (با ورود در توازن قوا=موازنه وجودی)، با باور به اصالت قدرت، و با باور به اینکه انسان برای دین است، علیه خمینی فرانسه کودتا کرد. وقتی اولین منتخب مردم ایران، اولین جبهه مبارزه را نفی قدرت، و نفی باور انسان برای دین است، اعلام کرد، با نپذیرفتن ۸ شرط وی، علیه رئیس جمهور هم کودتا کرد.

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۷)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

گفتگوی آقای بنی‌صدر و علی صدارت -کارنامه بنی‌صدر و بازخوانی(۷)هشدارهایی که بعد از کودتای خرداد۱۳۶۰ به وقوع پیوست

۲۷ مرداد ۱۳۹۹

مردمسالاری یک فرهنگ است! فروپاشی این رژیم، حتمی است! دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز ندارد! هرچه تعداد بیشتری از ما مردم، در هرچه مردمسالارتر شدن خود تلاش کنند، فروپاشی هرچه زودتر، و هرچه خشونت‌زداتر خواهد بود. در این صورت است که بعد از فروپاشی این رژیم، ساختار آن هم متزلزل خواهد شد و فرو خواهد پاشید، امر مهمی که در انقلاب ۱۳۵۷ کمتر به آن توجه شد. در نتیجه، ساختار استبداد حفظ شد و استبداد شاهی به استبداد فقیه مبدل شد.