تبعیض

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟

در این برهه حساس تاریخی، جهان و منطقه ما با تلاطم‌ها و تحولات بسیار مهمی روبرو است. از یک سو در آستانه چندین انتخابات تأثیرگذار در رژیم اسرائیل و امریکا و برخی کشورهای اروپایی قرار داریم و از سوی دیگر، شاهد ادبیات تهدیدآمیز «مادر همه بمب‌ها» از سوی «مادر همه ابرقدرت‌ها» پس از «مادر همه انتخابات‌ها» هستیم!! مخاطب اصلی من در این سخن، «مادر همه نسل‌ها» یعنی همان «نسل زد» (Generation Z) و جوانانی هستند که آینده خود را در خطر می‌بینند، و همچنین هموطنان عزیزم در داخل و خازج ایران که در میان هیاهوی رسانه‌ای و سانسور، به دنبال نگاهی مستقل می‌گردند.
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است.
جوانان امروز به دلیل دغدغه و اضطراب از آینده بدتر، در نظام سرمایه‌سالاری جهانی دست به اعتراض می‌زنند، اما باید متوجه باشند که خشونت‌ورزی نتیجه معکوس داده است. هنگامی که اعتراضات جوانان در ایران یا در کشورهای اروپایی (مانند فرانسه در یکی دو روز گذشته) به خشونت کشیده می‌شود، طبقات مسن‌تر و دارنده حق رأی، از بی‌ثباتی و تشنج‌های حاصل، می‌ترسند و این ترس در نهایت به تقویت راست افراطی در انتخابات‌ها و انحراف مطالبات اصیل می‌انجامد.
در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را بیشتر به بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پرپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
بررسی ساختار قدرت، نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:
ایدئولوژی قوم برگزیده: سیاست در تعریف قدرتمندان، رسیدن به قدرت و ماندن در آن به هر وسیله‌ای است که عملاً هر گناهی را مبدل به امری واجب می‌گرداند. ایدئولوژی آخرالزمانی «قوم برگزیده» و ادعای «سرزمین موعود» که «اسرائیل بزرگ» است که گستره‌ای «از نیل تا فرات» را شامل می‌شود، منطق حکمرانی حقوق‌مدارانه را نفی کرده و بر اساس خرافات و روایت‌های جعلی بنا شده است.
نقش مسیحیان صهیونیست و مسیحیان ناسیونالیست در آمریکا: در امریکا نیز جریان‌های مسیحی‌های صهیونیست و مسیحی‌های ملی‌گرا با باورهای آخرالزمانی، با شمار طرفداران میلیونی، نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت آرا و نتایج انتخابات ایفا می‌کنند.
https://www.youtube.com/watch?v=0cneAh_f3e0
https://www.youtube.com/watch?v=NEUuotOXHZU
https://www.youtube.com/watch?v=2bF3HM34s30
–
در داخل ایران نیز شاهد رفتارهای تنگ‌نظرانه و افراطی با بهانه قرار دادن «دین» هستیم. از جملهٌ آن‌ها و در این شرایط جنگی که بیش از پیش همبستگی ملی و سرمایه‌های اجتماعی یک ضرورت حیاتی است، راه‌اندازی کارگروه‌های حجاب در دانشگاه تهران در شرایطی که به علت مقاومت خشونت‌زدایانهٌ زنان و مردان ایران، قوانین حجاب اجباری ناکارآمدی خود را نشان داده‌اند. این‌گونه اقدامات، که دین و ایمان را وابسته به چند تار مو می‌دانن، مانند همان افکار «دینی» افراطیون مسیحی و یهودی است! تجربه تاریخی زندان اوین، به‌خصوص در دهه ۱۳۶۰ نیز نشان می‌دهد که چگونه افراد مغزشوی‌شده، اعمال خشونت را توجیه «دینی» می‌کردند. با یادآوری آن نحوهٌ تفکر و توجیهات «دینی»، درک چرایی تجاوزهای فاجعه‌آمیز رژیم اسرائیل، برای ما ایرانیان آسان‌تر می‌شود. این درک برای ما، کار را برای پیش‌گیری از بازتولید اشتباهات نیم قرن پیش آسان خواهد کود.
جریان‌های وابسته‌ای که در خارج از کشور (مانند لس‌آنجلس) خواستار بمباران ایران توسط «عمو ترامپ« یا «دایی نتانیاهو» هستند، به هیچ وجه نمایندگی ملت ایران را ندارند! همان‌طور که همجنس آن‌ها، یعنی افراطیون داخلیِ متوسل به سرکوب و خشونت، نماینده جامعه ایرانی نیستند.
نسل جدید (نسل زد) که با ابزارهای دیجیتال، شبکه‌بندی‌های اجتماعی و هوش مصنوعی رشد کرده است، بهتر از سایرین می‌تواند از این امکانات در جهت حقوق‌مداری، مردم‌سالاری و خشونت‌زدایی بهره گیرد. باید همه به کمک همدیگر ترویج خشونت و وابستگی به بیگانگان را نفی و محکوم کنیم!
اگر ما بر اساس حقوق‌مداری، به‌ویژه احقاقِ حقِ استقلال، و نیز رواداری، کثرت‌گرایی و خشونت‌زدایی متحد شویم، فرقی نمی‌کند چه کسی در آمریکا یا اسرائیل روی کار آید. ما با رفتارهای روزمرهٌ حقوق‌مدارانه و فعالیت‌های خشونت‌زدایانه، تغییر و تعدیل را به حاکمیت تحمیل خواهیم کرد. سرنوشت ما نه در واشنگتن و تل‌آویو، بلکه به دست خود ما رقم می‌خورد! هر کدام از همه ما به سهم خود و به نوبه خود!
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است…
…در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را با بهانه‌های مختلف، بیشتر در بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پروپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان، گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، با یکدیگر در مسابقه و رقابت هستند! و وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم اسرائیل و ۳ نوامبر امریکا، بررسی ساختار قدرت را آسان‌تر کرده است، و نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:…..

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟ بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد

…خشونت به هیچ وجه به تفنگ و توپ و تانک منحصر نمی‌شود، و مهم اینکه استفاده از این خشونت‌های فیزیکی بدون فراهم کردن پیش‌زمینه خشونت‌های رفتاری و نوشتاری و گفتاری، غیرِممکن است. پیش از هر گونه از جنگ‌های فیزیکی، قدرت‌ها باید انواع جنگ‌های روانی را به‌راه بیاندازند و در آن‌ها پیروز شوند. پیش‌زمینه جنگ فیزیکی و تجاوزهای بی‌سایقه‌ای که از ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شده است، آن جنگ‌های روانی بود که از چند سال قبل شروع شده، و بعد از جنبش خودجوش در سال ۱۴۰۱ اوج گرفته است. همانطور که در جلسات پیش گفتیم، پیش‌زمینه‌سازی و مقدمه‌چینی طرفداری از رژیم اسرائیل، و به‌خصوص از «عمو نتانیاهو» و شرکا، که به همراه آن طرفداری از «عمو ترامپ» و شرکا، و نیز طرفداری از فرقه ولایت پهلوی را ناظر بود،  که اینها همه بود که به تجاوزات تروریستیِ خرداد و اسفند ۱۴۰۴، و افزایش تحریم‌ها و تجاوزات تروریستیِ اقتصادی علیه ایرانیان منجر شد، از شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و «رضا شاه روحت شاد» آغاز گردید!
دیدیم که در جنبش خودجوش اعتراض به قتل مهسا امینی در سال ۱۴۰۱، مفهوم «استقلال»، به عنوانِ کلیدِ اصلیِ گشایشِ بن‌بستِ سیاسیِ امروز، مغفول ماند. اگر شعار و پیام آن جنبش، به‌جای «زن، زندگی، آزادی» در خود احقاقِ حقِ استقلال را هم منظور داشت و «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، فرقه ولایت پهلوی بالا کشیده نمی‌شد که حالا این وطن‌فروشان بر مردم منت هم داشته باشند که با افتخار بگوید سفر وی به اسرائیل بود که زمینه را برای تجاوز به ایران فراهم نمود!
ولی طرفداری از فرقه ولایت پهلوی، نه تنها نزد ایرانیان زشت و نکوهیده و منفور است، بلکه حتی متجاوزان به ایران هم به این طرفداران، به دیدهٌ تحقیر و پستی و توهین می‌نگرند! ترامپ قبلا صریحا گفته بود که کسانی که از من می‌خواهند کشورشان را بمباران کنم «احمق» هستند! لوس‌آنجلسی‌هایی که «از محنت دیگران، بی‌غم» هستند صریحا از ترامپ خواسته بودند که کشورشان را بمباران کند! و به این دلیل، همین ترامپ آن‌ها را«احمق» خواند!
ترامپ امروز در یک تجمع انتخاباتی در ایالت نبراسکا، در حالی‌که از هزینه‌های اقتصادی جنگ آمریکا با ایران دفاع می‌کرد، گفت افزایش قیمت‌ها بهای اندکی برای حفظ امنیت آمریکا و جهان است. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت ایران می‌تواند «یک شهر را از بین ببرد» و سپس افزود که «بگذارید لوس‌آنجلس را از بین ببرند!» باید متذکر شد که لوس‌آنجلس یکی از شهرهایی است که بیشترین تظاهرات را برای دعوت از «عمو ترامپ» برای حمله به ایران، و حمایت از تجاوز به وطن ما را داشته. ولی حالا ترامپ از بین بردن لوس‌انجلس را به همراه به قول ترامپ«احمق»هایی که از وی دعوت کردند به مام وطن تجاوز کند را «بهای بسیار کوچکی» برای حفظ امنیت آمریکا توصیف می‌کند!
این است دست‌مزد به قول ترامپ «احمق»هایی که از «عمو ترامپ» تقاضا کردند ایران را بمباران کند! همان‌هایی که در لوس‌آنجلس، با برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل و تصاویر «عمو نتانیاهو» در کنار تصاویر پهلوی و پرچم ساواک، برای ۵-۶سرباز امریکایی که در حمله به ایران کشته شدند، مراسم عزاداری به‌راه انداختند و عکس‌های آن‌ها را گل‌باران کردند. همین افراد که حتی شخصی مثلِ ترامپ هم آن‌ها را صریحا بیشتر از«احمق»(به قول ترامپ) نمی‌خواند، با «بی‌غمی از محنت دیگران» دهها خردسالانی که در دبستان شجره طیبه میناب هدف دو یا سه موشکِ به فاصلهٌ چند دقیقه پشتِ سرِ هم قرار گرفتند را «تلفات جانبی جنگ» خواندند. آنها از به نمایش گذاشتن تصاویر این کودکان خردسال و یا نامبردن از آن‌ها خودداری کردند، و در حالی‌که پرچم رژیم اسرائیل را برافراشته بودند گفتند هر کس عکس و نام آن کودکان را می‌خواهد، برود به جایی که پرچم فلسطین و غزه و لبنان را دارند!
با نگاهی به داده‌های پژوهشی و واکاوی گزارش‌های مستقل، می‌بینیم که چگونه رویکرد مردم به خشونت، و بازتولید آن در زمینه‌های فیزیکی و روانی، نه‌تنها گشایشی در مسیر برپایی عدالت و استقلال و آزادی ایجاد نمی‌کند، بلکه حیات ملی و تمامیت سرزمینی ایران را با مخاطرات فاجعه‌بار و پیش‌بینی نشده و بازگشت‌ناپذیر مواجه می‌سازد. در این راستا در این جلسه، با فرارفتن از دوگانه انفعالی «خشونت‌گریزی» و «خشونت‌پرهیزی»، الگوی «خشونت‌زدایی فعال» به عنوان یک پارادایم راهبردی و کنشگرانه‌ برای خنثی‌سازی جنگ روانی، و پیش‌گیری از جنگ‌های فیزیکی، و حفظ حیات ملی جامعه ایران معرفی می‌گردد…….

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت- ایران کانون موضوعات اجلاس ۸۱ سازمان ملل 

…ساختار سازمان ملل که به دههٌ ۱۹۴۰ باز می‌گردد، و نیازهای ملل دنیا در این عصر را برآورده نمی‌کند… هشتادویکمین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان انجام شد.
جنگ و خشونت و تجاوزها به حقوق در حال افزایش است و «سازمان ملل متحد»، که در عمل به «بی‌سازمانیِ دوَلِ متخاصم» مبدل شده است، از انجام وظایف خود عاجز است. ریشهٌ اصلی این تخاصم‌ها، تبعیض و ضوابط دوگانه به نفع قدرت‌ها و سلطه‌گران است. رژیم اسرائیل و امریکا نقش مهمی در این خشونت‌گستری‌ها دارند. از این منظر، سخنرانی‌های ترامپ و نتانیاهو قابل توجه بودند. صهیونیسم، منحصر به یهودیان نمی‌شود. در راس پیشبرد منویات منهیات این پروژهٌ سیاسی، تزامپ مسیحی و نتانیاهو یهودی قرار دارند. علی‌رغم هزینه‌های عظیم اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی و جنگ روانی و پروپاگندا، این پروژه هم به‌طور عملی و هم به‌لحاظ اخلاقی و حقوقی شکست خورده است. انتخابات رژیم اسرائیل در ۵آبان۱۴۰۵(۲۷اکتبر۲۰۲۶) در پیش است. اجلاس سازمان ملل، چندان به افزایش شانس نتانیاهو منجر نشد…
… نشریه هاآرتص اخیرا گزارش داد که چند روزی قبل از ۷اکتبر۲۰۲۶، امارات و مصر، از احتمال عملیات مهمی توسط حماس در روزهای آینده، به نتانیاهو خبر و هشدار داده بودند. وی این اطلاع مهم را در اختیار مقامات امنیتی-نظامی رژیم اسرائیل قرار نداد. حالا افشای این خبر هم، موقعیت نتانیاهو را در انتخابات پیشِ رو متزلزل‌تر کرده است! و بر آن اضافه شده است سفر سریِ چند ساعته دیروز نتانیاهو به امارات و افشای آن توسط شبکهٌ ۱۲ اسرائیل. گفته شد که نتانیاهو از بن زاید خواسته که خبر هاآرتص را تکذیب کند! حال نتانیاهو از شبکه ۱۲ شکایت کرده، تا مورد سانسور شین‌بت قرار بگیرد!
دوستان خارجی رژیم اسرائیل به‌طور کلی، مخصوصا نتانیاهو و شرکا، رو به کاهش است. وی همچنین خود را ملزم دید که در سخنرانی خود در سازمان ملل، علنا به تخریب ترکیه و قطر هم بپردازد. نقش مثبت شبکهٌ خبری الجزیره در افشای جنایت‌های رژیم اسرائیل، بسیار قابل توجه بوده است. از جمله به این دلایل، اضطراب نتایاهو در روانشناسی سخنرانی او در سازمان ملل، مشخص بود…
…ترامپ در رسیدن به اهداف نظامی در تجاوز به ایران ناکام مانده است! گزارش‌های کارشناسی متعددی حاکی از آن است که به علت حملات دفاعی ایران، تقریبا به تمام تاسیسات و پایگاههای امریکا صدمات عظیمی وارد آمده است و گفته شد بعضی نابود شده‌اند. انتقال پایگاه‌ها به اردن هم باعث در امان ماندن آن‌ها نشد! ناوهای امریکا هم مجبورند فاصلهٌ ۴۰۰کیلومتری خود را با تنگه هرمز نگه دارند…
…تنها امیدی که ترامپ و شرکا دارند این است که زیر بار فشارهای تروریسمِ اقتصادیِ امریکا، رژیم ایران فروبپاشد، که احزاب «اتنیکی» «فدرالیست» بتوانند از مرزها وارد شوند و ایران را تجزیه و تکه‌پاره کنند، و جنگهای داخلی بی‌پایان را در کشور ما به‌راه بیاندازند!…

صدارت- ایران کانون موضوعات اجلاس ۸۱ سازمان ملل  بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد

…باید حقایق را آن‌گونه که هست ببینیم، چراکه اگر این انفعال و بی‌توجهی ادامه یابد، روزی خواهد رسید که حسرت همین شرایط امروز را خواهیم خورد، و وقتی دلار به ۴۰۰هزار و ۵۰۰هزار تومان رسید، آرزوی دلار ۲۰۰هزار تومانی امروز را خواهیم داشت! ما امروز در میان یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و پیامدهای ویرانگر آن زندگی می‌کنیم که ریشه اصلی آن را باید در انفعال خودمان به عنوان یک فرد، و به عنوان یک ملت جستجو کنیم.
ایران در مقایسه با سایر کشورها در نوک پیکان حملات و فشارهای همه‌جانبه قرار دارد. امروز در رژیم اسرائیل، کاندیداهای انتخابات مجلس مقننه مسابقه گذاشته‌اند که چه کسی بیشتر به ایران ضربه بزند و شعار «زدن سر مار در ایران» را سر می‌دهند تا رژیم را آن‌گونه که خود می‌خواهند تغییر داده و دست‌نشاندگان خویش را بر امور مسلط کنند.  ریشه‌یابی بحران، یک هدف کلی در صهیونیسفر است که سودای «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده» در سر می‌پرورانند! آن‌ها معتقدند که قوانین بین‌المللی در مورد «قوم برگزیده» صدق نمی‌کند! و برای سایرین است! و این سایر ملت‌ها، هر چه بیشتر تلفات بدهند، بهتر! در میان ملت‌ها و کشورهای منطقه، ایران و ایرانیان، مهمترین مزاحم‌ها هستند. کشور ایران باید تکه‌پاره و به «فدرال» تجزیه شود، و بین «اتنیک‌ها» و «قوم‌ها» و «دین‌ها» و مذهب‌ها» و… جنگ و دعواهای بی‌پایان انداخته شود!
در عرصه تبلیغاتی و منطقه‌ای نیز شاهدیم که تمام جنگ‌ها و خشونت‌ها را به دروغ به پای ایران می‌نویسند و واکنش‌ها به متجاوزان را علت اصلی بحران جا می‌زنند. حدود نیم قرن است که هدف نهایی صهیونیسفر، تکه‌پاره کردن (بالکانیزه‌کردن) و تجزیه ایران به چند بخش فدرال و کشاندن خشونت‌ها به داخل مرزها از طریق جنگ‌های داخلی بر سر مسائل قومی، استانی و مذهبی است، که بعد خود به نظاره بنشینند و بر رنج‌های بیشتر برای ما بخندند! ریشه تمام این فجایع را باید در انفعال ما مردم دانست! باید با خود روراست باشیم و به نقش خود در وضعیت موجود بیندیشیم. اگر فعالیت‌هایمان خشونت‌زدا و حقوقی بوده، بر آن‌ها بیافزاییم. ولی اگر کارهای ما، به تجاوز به حقوق تمایل داشته، از آن‌ها درس بگیریم و برای جبران مافات، تلاش کنیم!
امروزه انحصار (مونوپولی) قدرتمندان بر انواع سلاح‌ها شکسته شده است. این خروج از انحصار شامل سلاح‌های نظامی مرگ‌آور، سلاح‌های سایبری، و همچنین سلاح‌های حقوقی و رسانه‌ای می‌شود. ابزارهایی که امروزه برای آگاهی از حقوق و احقاقِ حقوق در دست افراد عادی قرار دارد، امکاناتی بسیار توانا و بی‌سابقه‌ای را در اختیار ما مردم گذاشته است، که قبلا در دسترس ما نبوده است…
…در عرصهٌ نظامی هم دنیا شاهد این خروج از انحصار تسلیحاتی، غافلگیری و تعجب عظیم رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ‌های خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ بود. جایی که دستگاه‌های عریض و طویل اطلاعاتی-امنیتی نظیر «پنج چشم» (آمریکا، انگلیس، استرالیا، نیوزیلند و کانادا) و اروپا نتوانسته بودند توانمندی موشکی و پهپادی و شهپادی ایران را پیش‌بینی کنند…
…سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد. اما سرنوشت این تنگه‌ها فقط در دست فرماندهان نظامی، پرتاب‌کنندگان موشک و پهپاد یا مذاکره‌کنندگان نیست. بلکه بیش از همه، در دست ما مردم است. این ما مردم هستیم که با ابزارهای حقوقی و خشونت‌زدایی که در اختیار داریم، می‌توانیم سمت‌وسو و سیر مذاکرات و دفاع از خود را تعیین کنیم…
…در قرنی که گذشت، حتی در جنگ جهانی، ۹۰٪ کشته‌شدگان را نظامیان تشکیل می‌داند، ولی در این قرن ۹۰٪ کشته‌ها از غیرِنظامیان هستند. کشته شدن کودکان و زنان و غیرنظامیان در میناب، لامرد و غزه و… شهادتی است بر این آمار. تسلیم شدن در برابر این واقعیت، و در صورت انفعال ما، آمار کشته‌شدگان غیرنظامی ممکن است از این هم بیشتر شود و به ۹۵ یا ۹۹ درصد خواهد رساند، چرا که اخیرا فرقه ولایت پهلوی و شرکا، مشغول آماده کردن زمینه ذهنی حمله اتمی به ایران هستند……..

صدارت- سرنوشت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، سرنوشت دنیا را رقم خواهد زد بیشتر بخوانید »

مقاومت! ایستادگی بر حقوق! خشونت‌زدایی! تو مگو همه به‌جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزاری! تو چراغ خود برافروز!

صدارت- سرنوشت بحران تجاوزها به ایران، در گروگان دو بینش در سه کشور بازیگر در جنگ! نگرشی به بینش سوم

در این زمان، بازیگران اصلی جنگ در خلیج فارس، ایران و امریکا هستند. نقش «قوای نیابتی» در این خشونت‌گسترهایِ فاجعه‌آمیز، غیرقابل انکار بوده است. وقتی صحبت از «قوای نیابتی» می‌شود، توجه و تمرکز بسیاری، ناخودآگاه، به سمت «قوای نیابتیِ ایران» منعطف می‌گردد، و حزب‌الله و انصارالله و… تداعی می‌شود. دلیل این توجه و تمرکزِ ناخودآگاه هم واضح است! و آن این‌که اکثریت نزدیک به اتفاق رسانه‌ها و شبکه‌های خبریِ بزرگ، زیر سلطهٌ صهیونیسفر بوده‌اند، که به علت انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، از همان آغاز دشمنی با ایرانیان را شروع کرده و به مدت ۴۷سال ادامه داده‌اند، و جبهه‌های متعدد از جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان را مدیریت می‌کنند. ولی حقیقت این است که استفاده از «قوای نیابتی» نه تنها در ابتدا از طرف مقابل شروع شده و ادامه یافته، بلکه بسیار تشدید هم شده است!…
…با توجه به روابط رژیم اسرائیل و امریکا، این‌که در هر زمانی، کدامیک از این دو،  «قوای نیابتیِ» آن دیگری است، قابل تامل است! آیا رژیم اسرائیل «قوای نیابتیِ» آمریکا در منطقهٌ ماست؟ و یا امریکا «قوای نیابتیِ» رژیم اسرائیل در دنیا است؟ ولی در هر دو صورت، رژیم اسرائیل و امریکا، بدون سایر «قوای نیابتی» خود در منطقه، این تجاوزها را حتی نمی‌توانستند آغاز کنند، چه رسد به این‌که جنگ را به مدت ۱۴ماه ادامه دهند…
…بسیاری هستند که هم در جامعه مدنی، و هم در جامعه سیاسی، و هم در رژیم اسرائیل، به این شعار واقعا معتقد هستند: «جنگ، جنگ تا پیروزی!» و بلکه «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در دنیا!» از دید آن‌ها «پیروزی» یعنی «اسرائیل بزرگ» به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده»،  و «فتنه» هم یعنی هر کسی و کشوری که در سر راه هدفِ «اسرائیل بزرگ» قرار بگیرد! که البته در این میان، ایران و ایرانیان را بزرگترین مانع رسیدن به آن هدف می‌دانند!
بسیاری هستند که هم در جامعه مدنی، و هم در جامعه سیاسی، و هم در دولت امریکا، به همین نوع شعارهای «جنگ، جنگ تا پیروزی!» و بلکه «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در دنیا!» باور دارند. جان هیگی و مارک بیلتز دو کشیشی هستند که این شعارها را در باورهای آخرالزمانی تبلیغ می‌کنند. کشیش جان هیگی از جمله این باور را تبلیغ می‌کند: «…برای تعجیل و تسریع ظهور دوباره مسیح، باید از اسرائیل پشتیبانی کرد. در هنگام ظهور دوباره مسیح، جهودها مجبور خواهند شد به مسیحیت بگروند، و گرنه باید سوزانده شوند!…» طرفه اینکه امثال این تفکر توسط همان «جهودها» یعنی رژیم اسرائیل و لابی آن‌ها، حمایت می‌شوند!…
…گرچه اکثریت مردم ایران و امریکا خواهان پایان جنگ هستند، ولی خواسته‌های مردمِ اسرائیل و طرفداران آن رژیم، طور دیگری است!
مقایسهُ دغدغه‌ها و خواسته‌های مردم ایران و امریکا، قابل تامل است. در حالی‌که نگرانی اکثر امریکایی‌ها تورم چند دهمِ درصدی و قیمت بنزین است، دل‌نگرانی و اضطراب ایرانیان، حیات و ممات انسان‌ها و بلکه حیات ملی، تکه‌پاره شدن ایران توسط جدایی‌خواهان وتجزیه‌طلبان و جنگ‌های بی‌پایان مابین طرفدارانِ «فدرالیسم استانی» برای تعیین کردن حدود و مرزهای استانی بعد از تکه‌پاره کردن میهن ما است! ولی ایرانیان آمادکی و توانایی خود را برای تحمل سختی‌های اقتصادی، نشان داده‌اند. میزان تحمل ایرانیان در ادامه این وضعیتِ صبر و انتظار، و انسداد تنگه هرمز، بسیار بیشتر از امریکایی‌ها است. تا کنون هیچ تحلیل‌گری را ندیده‌ام که مخالف این نظر را ابراز کند…
…در رابطه با بینش دوم، ایرانیان، تسلیم ایران را با پوششِ صلح نمی‌پذیرند. بی‌اعتمادی به رژیم اسرائیل و امریکا، بی‌دلیل نیست، و سابقهٌ آن منحصر به کودتای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰ نمی‌شود. آن‌ها باعث بسیاری از بحران‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌ها از انقلاب ۱۳۵۷ تا به‌حال بوده‌اند، که  مستقیما و یا به‌طور غیر مستقیم، باعث وصعیت فعلی ایرانیان شده است. چرا که ۴۷سال است که هرگاه ایرانیان تمایل به سیاست ملایم‌تری را با امریکا از خود نشان داده‌اند، با زیاده‌خواهی و انتظار تسلیم مطلق ایرانیان در مقابل امریکا روبرو شده‌ و تحریم‌ها علیه ایران را ادامه داده و سخت‌تر کرده‌اند. شکی نیست که رژیم اسرائیل و لابی آن در شکست تمایلات دو طرف برای برقراری روابط طبیعی عامل اصلی بوده است! امریکا دولتی است که سابقهٌ فراموش نشدنیِ شروع و بازشروع تجاوزهای نظامی به وطن ما را دارد، آن هم درست در میانهٌ «مذاکرات»! این بدقولی و خیانت از دیدهٌ کسی پوشیده نمانده و از یادها نمی‌رود!…
…با احقاقِ حقِ استقلال، اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی افزایش می‌یابد. در این صورت است که دست گدایی به سوی قدرت‌ها دراز نمی‌شود! باید مرتب به خود یادآور شویم که میدان ساختن سرنوشت، نمی‌تواند خالی بماند. اگر ما مردم منفعلانه میدان ساختن سرنوشت خود را خالی بگذاریم، این خلاء به‌ناچار و بلافاصله توسط قدرت‌ها و «قوای نیابتی» آن‌ها پر می‌شود. فقط در آن صورت است که امثال فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» و سایر وابستگان به قدرت‌ها، امکان فعالیت پیدا می‌کنند. اگر ما امکان ورود آن‌ها را در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ فراهم نمی‌کردیم، به‌طور یقین الان این سرنوشت فاجعه‌آمیز و خطیر را برای خود نمی‌ساختیم!…
…یادآوری و توجه به دو روایت واقعی لازم و بسیار مهم است:
۱- رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا، بدون ساختن و پرداختن روایت فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» نمی‌نوانستند جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از جوشش بیاندازند و جنگ و ستیزهای ۱۴ماه اخیر را شروع کنند و ادامه بدهند!
۲- فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» نمی‌نوانستند بدون حمایت یک حداقل لازمی از مردم، مطرح شوند و اصلا موضوعیتی پیدا کنند!…
…سرنوشت بحران تجاوزها به ایران و ایرانیان، توسط ما مردم تعیین می‌گردد، هر کدام از تک‌تک همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- سرنوشت بحران تجاوزها به ایران، در گروگان دو بینش در سه کشور بازیگر در جنگ! نگرشی به بینش سوم بیشتر بخوانید »

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن

جان لیمبرت از کارمندان گروگان‌گیری شدهٌ سفارت امریکا در تهران، اخیرا(پنج روز پیش) مطلب سِّریِ بسیار مهمی را فاش گفت که ارتباط مستقیمی دارد با بحران تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، که در واقع یکی از ریشه‌های اصلی آن است! «او [بیل کیسی] ایرانی‌ها را متقاعد کرده بود… او به ایرانی‌ها رشوه داده بود تا ما را سه ماه بیشتر نگه دارند، تا انتخاب شدن ریگان در [نوامبر] ۱۹۸۰ را تضمین کند. منظورم این است که توافق انجام شده بود، توافق در سپتامبر-اکتبر ۱۹۸۰ انجام شده بود [«اکتبر سورپرایز»]»…
…ابراهیم یزدی: سه نفر کارتر را ناچار کردند به پهلوی اجازه ورزو به امریکا را بدهد، با علم به اینکه می‌دانستند آمدن پهلوی به امریکا باعث گروگانگیری میشود!…
این خود زمینه‌ساز و هستهٌ اولیهٌ بهانه‌ای شد برای آماده‌سازی افکار عمومی ایران برای توجیه حمله به سفارت امریکا در تهران، که به‌گروگان گرفتن اعضای آن منتهی شد. ایرانیان دخالت‌های قدرت‌ها در امور داخلی خود را تجربه کرده بودند و از تگرار کودتا از نوع ۲۸مرداد۱۳۳۲ توسط امریکا و انگلیس، بسیار مضطرب و نگران بودند.
با اینکه تا فقط مدت کوتاهی قبل از انقلاب، پهلوی برای قدرت‌های غربی، به‌عنوان مهرهٌ دست‌نشانده و وابسته به غرب، مهمترین حاکم در کشورهای منطقه بود و برایشان یکی از محبوب‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رفت! افکار عمومی دنیا(از جمله مردم امریکا) در سال ۱۳۵۷، آن‌چنان طرفدار و حامی انقلاب ایران و ایرانیان بود که هیچ کشوری حاضر نمی‌شد که به خانوادهٌ پهلوی اجازه ورود به خاک خود را بدهد. با این یادآوری که در «جنبش سبز» در ۱۳۸۸ و در جنبش «زن، زندگی آزادی» در ۱۴۰۱ هم مردم جهان شاهد توانایی مردم ایران را برای درآمیختن با افکار عمومی دنیا از خود بروز دادند. این جو باید می‌شکست! چهرهُ ایران انقلابی و چهرهُ ایرانیان منقلب شده که با خودانگیختگی و استقلال، رژیم شاهنشاهی پشتیبانی شده توسط غرب را، بدون کمک قوای نظامی خارجی، و یا میلیشیا و جنگ داخلی، برانداخته بودند، باید به یک چهرهُ تیره و تار و پلید مبدل می‌شد. در این رابطه، پروژهٌ قدرت‌ها مبنی بر «گروگان‌گیری» و تاخیر در آزاد کردن آن‌ها، بسیار موفق بود. ابعاد کیفی و کمی این موفقیت، در عرض حدود نیم قرنی که از آن می‌گذرد، بیشتر هم شده است!
رابرت مالی، رئیس تیم مذاکره‌کننده حکومت بایدن گفت: «امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست.» او هم با این اعتراف صریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصم‌ها و تقابل‌ها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیه ایران و ایرانیانِ بعد از انقلاب، به‌طور واضح و روشن اعلام کرده‌اند…
… به علت ایستادگی پیروزمندانهٌ ایرانیان در مقابل تجاوزهای دو «ابرقدرت هسته‌ای»، افکار عمومی دنیا در رابطه با ایرانیان، مثبت‌تر شده است. ما مردم با دفاع پیروزمندانه از خود، در جنگ احساسی-روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها، اسلحه را در دست متجاوزان، بی‌اثر کرده‌ایم. دیوید بارنیا، بعد از شکست در تلاش‌های پنج‌سالهٌ خود برای تکه‌پاره‌کردن ایران دیگر رئیس موساد نیست، و برخی دیگر ژنرال‌های جنگ روانی در رژیم اسرائیل به علت شکست در مقابل ایرانیان حذف شده‌اند. همین امروز هم در خبرها دیدیم که رئیس جدید موساد دو مقام ارشد این سازمان جاسوسی را به‌دلیل شکست طرح تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران برکنار کرده است. یکی از مقام‌های برکنارشده ریاست اداره اطلاعات موساد را بر عهده داشت و دیگری رئیس بخش ایران این سازمان بود.
کم‌کم برای باری دیگر پشتیبانی و حمایت‌های افکار عمومی دنیا، به کمک ایران و ایرانیان می‌آید. در صورتی‌که ما با استقامت و ایستادگی، بیشتر به فرهنگِ ایرانیِ استقلال و آزادگی و حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی و مردمسالاری وفادار بمانیم، افکار عمومی دنیا مانند سال ۱۴۰۱، و ۱۳۸۸ به پشتیبانی ما خواهند آمد. اگر بیشتر تلاش کنیم و حمایت افکار عمومی از ایران و ایرانیان را به حالتی که در دوران انقلاب ایران، بهار ایران در سال۱۳۵۷  شاهد بودیم، برسانیم، پیروزی ما برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری نزدیک‌تر خواهد بود!

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن بیشتر بخوانید »

صدارت- سرنوشت تنگه هرمز، سرنوشت ایران و ایرانیان!

…اکنون، سرنوشت تنگه هرمز، بدون شک و تردید، تعیین‌کنندهٌ سرنوشت ایران و ایرانیان خواهد شد…
…بدین ترتیب، اهمیت آب‌راه‌ها برای اِعمال نفوذ و سلطه، و برای به تاراج بردن منابع ملی کشورهای منطقه توسط قدرت‌ها، مسبوق به سابقه است. در سابقهٌ کانال سوئز، ارتش امپراطوری بریتانیا نه تنها نتوانست مانع از شتابگیر شدن افول امپراطوری شود، بلکه به آن سرعت بخشید! به نظر می‌رسد بعد از ۷۰سال، وضعیت امپراطوری امریکا در رابطه با تنگه هرمز، سرنوشت امپراطوری بریتانیا در رابطه با کانال سوئز را تداعی می‌کند! در رابطه با ناکارآمدی قدرت نظامی امپراطوری، یک تفاوت مهم که خوش‌خیم‌تر بودن سرنوشت ایران را نوید می‌دهد، قدرت نظامی ایران، آن هم توانایی‌هایِ نظامیِ بومی‌شده و مستقل ایرانیان، از جمله توانایی ساختن موشک و پهپاد و… است. عامل برتری جغرافیایی ایران در تنگه هرمز را هم نباید فراموش کرد. از سوی دیکر، مهمترین عامل در سرنوشت تنگه هرمز، انگیزهٌ ایرانیان در استقامت و ایستادگی و دفاع از وطن است…
فشارها بر ایرانیان، از جمله بر مذاکره‌کنندگان، برای تسلیم، بی‌سابقه بوده است. ولی تجربه به وضوح ثابت کرده که هر تسلیمی از جانب ایران، طلبکاری‌های بیشتری را به دنبال آورده، و موج جدیدی از تجاوزها و زیاده‌خواهی‌ها را بر ایران و ایرانیان تحمیل کرده است.
پیش‌نیاز جنبش‌های خشونت‌زدای ایرانیان، همیشه کاهش تحدیدها و تهدیدهای قدرت‌های خارجی بوده است. برای استقرار و استمرار و پیش‌برد مردمسالاری، باید دخالت‌های قدرت‌های خارجی در امور داخلی ایران را به صفر متمایل کنیم. 
هدف رژیم اسرائیل، به‌عنوان قوایِ نیابتیِ امریکا و صهیونیسم در منطقهٌ ما، برپاییِ «اسرائیل بزرگ» است، با ادعایِ آخرالزمانیِ «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده»! بنا بر اعترافات علنی مقامات ریز و درشت صهیونیست، و به دلایل متعدد، آن‌ها ایران و ایرانیان، مهمترین مانع برای رسیدن به اهدافِ خود می‌دانند…
هدف قدرت‌ها:
بعد از تحقیر و توهین به ایرانیان،
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن،
دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، و به جان هم انداختن مردم!
ناممکن ساختن زندگی در میهن، و تحمیل مهاجرت‌های اجباری!
تکه‌پاره کردن ایران! و تحمیل جنگ‌های بی‌پایان با بهانه‌های دین و مذهب و قوم و «اتنیک»، و… و اگر بتوانند فدرالیسم استانی» را جا بیاندازند، جنگ‌های دائمی برا تعیین مرزها بین استان‌های ادعایی آن‌ها!
چپاول و به یغما بردن منابع طبیعی ایران!
در مذاکرات جاری، هر پذیرش و قراردادِ بدون تضمینی بی‌تردید با کارشکنی و عهدشکنی و خیانت رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا روبرو خواهد بود. این در حالی است که گزارش‌هایی حاکی از خرید مقدار زیادی اسلحه (بمب سنگرشکن و پهپاد «هرمس ۹۰۰») توسط امارات از رژیم اسرائیل منتشر شده است. گروهها و احزاب جدایی‌خواه تجزیه‌طلب «اتنیکی» فدرالیست، هنوز به مسلح بودن خود، و در واقع به وابسته و مزدور بودن خود، افتخار می‌کنند. آن‌ها و فرقهٌ ولایت مطلقه رجوی، در کمین نشسته‌اند که با تحریک‌ها رژیم اسرائیل و امریکا، به وطن ما حمله کنند! این قوایِ نیابتیِ جیره‌خوارِ رژیم اسرائیل و امریکا، به همراه فرقهٌ ولایت مطلقه پهلوی، ابزار کار قدرت‌ها برای تکه‌پاره کردن ایران هستند! و باید اربابان آن‌ها را مجبور کرد که از حمایت آن‌ها دست بردارند.
مساله بسیار مهم در مذاکرات با امریکا و شرکا، خشونت‌زدایی و یافتن راه‌حلی پایدار است برای بازدارندگی و پیش‌گیری موثر برای انواع تجاوزات و خشونت‌ها علیه ایران و ایرانیان، که برای موثر بودن، باید توسط روش‌های خشونت‌زدا اِعمال شود. ما ایرانیان، با درآمیختن با افکار عمومیِ مردم دنیا، نباید اجازه دهیم که در آینده، امثال ترامپ و شرکا (بسته به اینکه آن روز از کدام دنده بیدار شد ه‌اند!) برای باری دیگر به میهن ما در آن روز حمله می‌کنند؟ و یا اینکه آن‌را به روزی دیگری واگذار می‌کنند!؟

صدارت- سرنوشت تنگه هرمز، سرنوشت ایران و ایرانیان! بیشتر بخوانید »

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟

… ترامپ، با اِعمال ضوابط دوگانه و قلدری بین‌المللی، رسماً مدعی مالکیت بر تنگه هرمز شده و با تغییر نام آن به «تنگهُ ترامپ»، خواهان باج‌گیری ۲۰ درصدی از کشتی‌های عبوری است. جالب اینجا است که عوارض گرفتن برای ما ایرانی‌ها در آب‌های سرزمینی خودمان «غیرقانونی» تلقی می‌شود، اما برای آمریکا از فرسنگ‌ها دورتر، کاملا قانونی است و با هیچ اعتراضی از جانب کشورهای منطقه و بسیاری دیگر نشده است!…
تجاوزهای اخیر اجنبیان به وطن ما، محصول همکاری مهره‌های «ایرانیِ» وابسته به قدرت‌های جهانی است، که به وطن‌فروشی و هموطن‌فروشی، و خودفروشی تن دادند. بر خلاف سازوکارهای استعمارگری در قرون گذشته، هیچ کشورِ استعمارگری در این عصر، نمی‌تواند بدون استفاده از عناصر وابستهُ نیابتی خود در کشوری دیگر، در چپاول و غارت منافع ملی آن کشور موفق شود. از جملهُ این مهره‌های وابسته و خود فروخته، فرقه ولایت پهلوی، و احزاب «انتنیکی» خواستار فدرالیسم برای تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران هستند. مثلا در مورد میهن ما، در قرن بیست و یکم، یک ژنرال رژیم اسرائیل یا آمریکا نمی‌تواند مستقیماً بر ایران حاکم شود، آن‌ها نیازمند مهره‌های ایرانی هستند تا تحت عناوین فریبنده‌ای چون «مداخله بشردوستانه»، لشکرکشی خود را توجیه کنند. این خیانت تنها به چهره‌های خائنِ شناخته‌شده‌ای چون پهلوی، رجوی محدود نمی‌شود. این جریان از دهه‌ها پیش با ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌آفرینی توسط گروه‌های وابسته و تجزیه‌طلب، به‌ویژه در کوردستان، آغاز شد تا زیرساخت‌های لازم برای مداخله فراهم گردد. باید به این واقعیت بسیار مهم توجه داشت که اگرچه ترامپ و نتانیاهو و شرکا، برای استعمارگری و تجاوزها به حقوق به قوای نیابتی چون پهلوی و رجوی و شرکا، و احزاب و تشکیلات «اتنیکی» فدرالیست نیازمند هستند، ولی همهُ اینها بدون طرفداری و حمایت یک حداقل لازمی از مردمِ معمولی در لایه‌های مختلف جامعه، نمی‌توانند مقاصد شوم خود را حتی آغاز کنند، چه برسد به اینکه ابعاد آن‌ها را به فاجعه‌های امروز برسانند! طرفداری و حمایت مردمِ معمولی، بدون شکست آن‌ها در جنگ روانی غیرِممکن است! ظرافتِ دقت در این واقعیتِ مهم، چراغی است که نقش من و تو و هر کدام از ما را در سرنوشتی که امروز برای خود و برای میهن خود ساخته‌ایم را، به وضوح می‌نمایاند. ولی دیدن همین چراغ برای برخی مشکل بوده است، و گفت «تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!»……

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟ بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

‎⁨صدارت- تنگهٌ هرمز⁩ وسیله خشونت‌زدایی، عامل بازدارندگی، صلح پایدار؛ خلیج فارس؛ شاخاب فارس

صدارت- تنگهٌ هرمز، وسیله‌ای موثر برای گشایشِ حدود نیم قرن بسته بودن تنگهٌ اقتصادی-بانکی: از جمله تحریم‌ها

نزدیک به دو هفته از امضای ’تفاهمنامه‘ و مهلت ۶۰روزه می‌گذرد. مذاکرات ایران و امریکا، فعلا نزدیک به تعلیق و توقف است، ولی امریکا خود را ناچار می‌بیند که مذاکرات را به نتیجه برساند. از جمله موانع اصلی، رژیم اسرائیل و در راس آن نتانیاهو و شرکا، و نیز نگرش سلطه‌گرانه و استعمارگرانه غرب به‌خصوص امریکا و به‌ویژه شخص ترامپ و شرکا، و از طرف دیگر نگرش سلطه‌برانه و استعمارپذیرانه و عقدهٌ حقارت و خودکم‌بینی بسیاری در کشورهای منطقه، به‌خصوص لبنان و فلسطین، و نیز کشورهای واسطهٌ مذاکرات، و سایر کشورهای خلیج فارس، و حتی عده‌ای در ایران هستند!
اگر نگرانی اولیهٌ ترامپ و شرکا، و نتانیاهو و شرکا، واقعا آن‌طور خود بارها گفته‌اند مسلح شدن ایران به اسلحهٌ اتمی است،…
اگر ترامپ و شرکا، و نتانیاهو و شرکا از حداقل عقل و تدبیر سیاسی دموکراتیک برخوردار باشند،…
خودشان شرایط لازم را برای کنترل کامل تنگه هرمز، با امکان دریافت هر گونه عوارض، برای ایران فراهم می‌کنند و از آن پشتیبانی کامل می‌کنند!
چرا که به علت وقایع اخیر و تجاوزهای انجام شده و ناامنی‌های مشاهده شده، و عمل‌کرد رژیم اسرائیل و امریکا یعنی ’ابرقدرت منطقه‘ و ’ابرقدرت دنیا‘ و هر دو مسلح به سلاح اتمی، اکنون بسیاری از ایرانیان خواهان مسلح شدن ایران به سلاح اتمی گشته‌اند، حتی عده‌ای از آن‌ها که قبلا با اسلحه کشتار جمعی مخالفت شدید داشتند!
آیا تهیه سلاح اتمی توسط ایرانیان غیرممکن است؟ فراموش نکنیم این همه انواع پهپادها و موشک‌ها و…، علی‌رغم تمام تحریم‌های بسیار سخت و بی‌سابقه به طول نزدیک به نیم قرن علیه ایران و ایرانیان، و با ترور کردن و به‌قتل رساندن دانشمندان و فن‌اورانِ ایرانی، و فرار مغزها، و…، و با فن‌اوری بومی مهیا شده است! و «ابرقدرت‌ها» خود را ناچار دیده‌اند که از خلاقیت و ابتکارهای فن‌اوری‌هایی که توسط ایرانیان آزمایشات میدانی خود را با موفقیت گذرانده‌اند، کپی‌برداری کنند!
کنترل تنگه هرمز توسط ایران، می‌تواند عامل بسیار مهمی برای انصراف از تهیه سلاح هسته‌ای بشود.
ولی هیچ‌کدام از این دو ’اگر‘ با واقعیت خوانایی ندارند!
و البته توقع اینکه این دو ’ابرقدرت‘ خودشان شرایط لازم را برای کنترل کامل تنگه هرمز توسط ایرانیان فراهم کنند هم اصلا با واقعیت خوانایی ندارد! و صد البته حقیقت این است که نباید منفعلانه در انتظار آن بنشینیم!
آن‌چه واقعیت دارد ناتوانی این دو ’ابرقدرت‘ است در مقابل توانایی‌های عظیم بزرگترین ابرقدرت دنیا: افکار عمومی!…
…..این یعنی بی‌اثر کردن اسلحه‌های قدرت‌ها! همهٌ قدرت‌ها! هم قدرت‌های دولتی و هم قدرت‌های غیرِدولتی، هم قدرت‌های غربی و هم قدرت‌های شرقی، و هم قدرت‌های خارجی و هم قدرت‌های داخلی!
این یعنی خشونت‌زدایی!
کنترل تنگه هرمز توسط ایران، می‌تواند عامل بسیار مهمی برای خشونت‌زدایی گردد.

صدارت- تنگهٌ هرمز، وسیله‌ای موثر برای گشایشِ حدود نیم قرن بسته بودن تنگهٌ اقتصادی-بانکی: از جمله تحریم‌ها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا