تجاوز به حقوق

نسل جوان، در صورت حاضر ماندن در میدان ساختن سرنوشت خویش و تلاش برای خشونتزدایی صلح، اینده بهتری را بر روی ویرانه‌ها -غزه، فلسطین، لبنان- نفی جنگ

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی

تاکید بر این یادآوری مهم که «دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست» شروع خوبی برای این نوشتار است! هیچ عاملی در دنیا به اندازه رژیم اسرائیل، و به‌خصوص نتانیاهو و شرکا، برای تمامیت ارضی ایران و حیات ملی ایرانیان خطرناک نبوده است. نتانیاهو و شرکا، و خامنه‌ای و شرکا، به ظاهر دشمنِ خونیِ قسم‌خورده، ولی در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر خشونت‌گستری‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌های اسرائیل با حمایت از خودفروختگان «ایرانی» نبود، چه بسا که سال‌ها پیش رژیم ولایت فقیه سقوط کرده بود. طولانی‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را با ورود وابستگانی چون پهلوی و…، و تجزیه‌طلبانی چون مهتدی و…، و نیز ساکت شده تظاهرات و اعتراضات خودجوش مردمی به علت تجاوز اسرائیل و امریکا به وطنمان شاهد بودیم.
تمرکزگرایی و تبعیض محکوم است! تمرکززدایی و عدالت و برابری ساکنان همه مناطق میهن ما، ضرورتی حیاتی برای ایران و ایرانیان است! «فدرالیسم» برای ایران تبدیل به تزویری برای تکه‌پاره کردن میهن ما شده است، گرچه نظام فدرال در بعضی کشورها نسبتا خوب عمل کرده است.
افراد و احزاب وابسته به پول و اسلحه و رانت رسانه‌ای قدرت‌ها، به علت طرد شدن توسط ایرانیان، به‌خصوص مردم منطقه‌ای که آنها ادعای نمایندگی آن‌ها دارند، دیگر از به‌کار بردن واژگانی که ماهیت آن‌ها را رسوامی‌نماید، پرهیز می‌کند. واژگانی چون «تجزیه‌طلب» یا «جدایی‌طلب» یا «استقلال‌طلب» یا… ولی آن‌ها خود را مجبور می‌بینند، برای پیشبرد و اجرایی کردن طرح تکه‌پاره کردن وطن ما، از اسم رمز «فدرالیسم» استفاده کنند! تمامیت ارضی میهن و یک‌پارچگی وطن ما مقوله‌ای نیست که ایرانیان کوچک‌ترین چشم‌پوشی و تخفیفی را پذیرا باشند.
دنبال کردن اخبار، و بررسی و تحلیل موضوعات مربوط به اسرائیل و فلسطین، برای سرنوشت ایران و ایرانیان، از اهمیت زیادی برخوردار است. تجاوزها به حقوق و جنایت‌های صهیونیسفر، منحصر به جنگی که از ۲سال پیش شدت و حدت گرفت، نیست. شناخت نحوهُ عمل‌کرد و ماهیت مهره‌هایی که اهرم‌های قدرت را در منطقه و در دنیا در دست دارند، برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، و گذار از ساختار استبدادی به نظام مردمسالاری ضرورتی حیاتی است…….

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود

در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، جهان بیش از هر زمان دیگری با خشونت، جنگ و بی‌ثباتی و بحران‌های مصنوعی دست به گریبان است. آنچه قرار بود «سازمان ملل متحد» باشد، در عمل به «بی‌سازمانی دوَلِ متخاصم» تبدیل شده است؛ نهادی که نه تنها در مهار تجاوزها به حقوق ناکام مانده، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل خشونت‌گستری‌های قدرت‌ها با مشروعیت بخشیدن و «قانونی» کردن آن‌ها، بدل شده است. وتوی ششمین قطعنامه آتش‌بس در فلسطین توسط ایالات متحده آمریکا در ده هزارمین جلسه شورای امنیت، که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ (۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵) رخ داد، نمادی آشکار از این ناکارآمدی ساختاری است. در این جلسه، به جز آمریکا، تمامی ۱۴ عضو دیگر شورا به آتش‌بس رأی مثبت دادند (حتی بدون یک رای ممتنع)، اما حق وتو بار دیگر منطق، حقوق بشر و اراده جامعه جهانی را به سخره گرفت. این عمل امریکا، کاملا «قانونی» بود!
این رویداد تلخ، که انزوای بیشتر آمریکا و افول شتابان آن امپراتوری را به همراه دارد، نشان می‌دهد که چگونه منافع ملی یک قدرت بزرگ می‌تواند بر سرنوشت میلیاردها انسان سایه افکند. اکنون شاهدیم که رژیم اسرائیل، یعنی رژیمی را که به اذعان متخصصان نسل‌کشی، سازمان‌های حقوق بشری و حتی نهادهای وابسته به سازمان ملل، حداقل چهار ویژگی از پنج ویژگی تعریف‌شده نسل‌کشی را مرتکب شده، مصون نگاه دارد. سازمان ملل با ساختار فعلی خود، از جمله حق وتوی پنج قدرت در شورای امنیت، و استقرار مقر آن در نیویورک که به آمریکا دست بالا را می‌دهد، عملاً به ابزاری برای قلدری و تحمیل منافع قدرت‌ها، بر ملت‌ها تبدیل شده است.
امروزه سرنوشت انسان‌ها در این کره خاکی بیش از همیشه به هم تنیده شده است. بحران‌های تغییرات اقلیمی، خطر جنگ‌طلبی و تسلیحات کشتار جمعی، بیماری‌های همه‌گیر جهانی (پندمی‌ها)، و سلطه‌گری اقتصادی و سیاسی، مرزهای ملی را درنوردیده و حیات کل تمدن بشری را تهدید می‌کننذ. در چنین شرایطی، نیاز به یک نهاد بین‌المللی که بر پایه حقوق ذاتی، جهان‌شمول و بدون تبعیض عمل کند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. این نیاز حیاتی و وجودی، ما را به بازاندیشی در کل نظم جهانی و حرکت به سوی یک انقلاب در ساختارهای بین‌المللی فرا می‌خواند. این انقلاب، بدون منقلب‌تر شدن ما مردم واقعیت پیدا نخواهد کرد. پیش‌نیاز نفیِ سلطه‌گری توسط قدرت‌ها و دولت‌ها، چیزی به جز نفیِ سلطه‌پدیری توسط ما مردم و ملت‌ها نیست. بدون بحث و روشنگری این مفاهیم در میان ما مردم، طرح راه حل ناممکن است!
مبانی یک شورا و یا کنفدراسیون حقوقی بین‌المللی: جایگزینی برای «سازمان ملل متحد»
برای عبور از این بن‌بست، باید به فکر تأسیس یک «کنفدراسیون بین‌المللی حقوقی» (و یا «شورای بین‌المللی حقوقی») باشیم؛ سازمانی نوین که بر پایه اصول حقوقی و با هدف خشونت‌زدایی در تمام عرصه‌ها شکل بگیرد. این کنفدراسیون باید بر اصولی استوار باشد که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. آن اصول، از جمله عبارتند از:

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها

…..یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنرانی نتانیاهو، رد راه‌حل ۲دولتی بود. او با لحنی قلدرمابانه و طلبکارانه و پرخاشگرانه اعلام کرد که اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد سیاست دو کشوری به آن حقنه شود، و حتی امکان چنین طرحی را هم در فکر خود راه نخواهذ داد. 
گر چه نتانیاهو طی ۳۰سال گذشته مخالفت خود را دربارهٌ تشکیل کشور فلسطین مخفی نکرده است، ولی به گفته ناظران، موضع‌گیری امروز نتانیاهو، آشکارترین و بی‌پرده‌ترین مخالفت وی با طرح به‌وجود آمدن کشور مستقل فلسطین، در بیش از ۳دههُ گذشته است. این خود نشان دهندهٌ آن است که او و متحدانش نه تنها هیچ چشم‌اندازی برای صلح متصور نیستند، بلکه هنوز به دنبال تحقق ایده «اسرائیل بزرگ» هستند؛ طرحی که بخش‌های وسیعی از کشورهای همسایه از جمله لبنان، سوریه، عراق، و حتی ایران و عربستان سعودی را در بر می‌گیرد. اسرائیل، ایران و ایرانیان را مانع بزرگی بر سر راه تشکیل «اسرائیل بزرگ» می‌داند، برای همین حداقل در حدود نیم قرن است که تلاش می‌کند ایران را به ۵-۶ «جمهوری» تجزیه و تکه‌پاره کند. رویکرد و همکاری اسرائیل و احزاب و گروههای تجزیه‌طلب با اسم رمز «فدرالیسم» از این روی بوده است….

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها بیشتر بخوانید »

نتانیاهو در 79th جلسه سالیانه مجمع عمومی «بی‌سازمانی دوَل متخاصم»۲۷سپتامبر۲۰۲۴در همان زمانی که حمله به داهیه و ترور نصرالله اجرایی می‌شد

صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی

در حالی که در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمانی به نام «سازمان ملل متحد» به سر می‌بریم که بیشتر به «بی‌سازمانی دوَل متخاصم» شبیه است،  راهی مناسب و عملی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر چیست؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که ذهن بسیاری از ما ایرانیان را به خود مشغول کرده است. برای یافتن پاسخ، باید از تحلیل‌های سطحی فراتر رویم و به ریشه‌ی مشکلات، یعنی وجودِ موازنه قوا و مفهوم قدرت و اصالت آن، و سلطه و سلطه‌سالاری، بپردازیم.

اخیراً در مطلبی به تجاوزها و خشونت‌گستری‌های رژیم اسرائیل در منطقه اشاره کردم، هم‌وطن عزیزی برایم نوشتند: «دشمن اصلی مردم داخل ایران ’جمهوری اسلامی‘ست… نه اسرائیل و امریکا». این دیدگاه، هرچند از دردی عمیق و واقعی نشأت می‌گیرد، اما بخشی از تصویر بزرگ‌تر را نادیده می‌گیرد. آیا می‌توانیم وضعیت ایران را تنها با تمرکز بر عامل داخلی تحلیل کنیم و از تأثیر عوامل خارجی چشم بپوشیم؟

پاسخ این پرسش منفی است. به تکرار به یاد خود بیاوریم که قدرت‌های داخلی و خارجی مانند ظروف مرتبطه به یکدیگر متصل هستند، یکی به دیگری نیاز دارد، و یگدیگر را ایجاب می‌کنند. این یک خیال‌پردازی است که تصور کنیم با حذف رژیم ولایت فقیه، بدون در نظر گرفتن نقش سلطه‌سالاری و قدرت‌های خارجی، میهن ما به کشور گل و بلبل تبدیل خواهد شد! جنبش‌های مردمی ما، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که مفهوم ’استقلال‘ در این شعار در این شعار دیده نشد. در خیابان‌ها، شعار حقوقی‌ترِ «زن، زندگی، استقلال، آزادی» شنیده نشد! جنبش دقیقاً زمانی از جوش و خروش افتادند که حملات خارجی به کشورمان صورت گرفت و مهره‌های خودفروخته و وابسته به خارج، نبض آن را از دست مردم گرفتند. پس چگونه می‌توانیم تأثیر این دو عامل را از هم جدا بدانیم؟

مسئله اصلی، باور به سلطه‌سالاری و اصیل دانستن قدرت است. جغرافیا و خطوط مرزی  و کشورگشایی و اشغال‌گری، وجه رایجی است که در چهار سوق بازار روابط قوا، مبادله می‌گردند…..

صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی بیشتر بخوانید »

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!

دولت «دینی» را ما ایرانیان نزدیک به نیم قرن تجربه کرده‌ایم.
در این مدت، دین‌ستیزی و به‌خصوص اسلام‌ستیزی، در دنیا قوت بیشتری گرفته است. در چنین حالتی، مردمِ باورمند به دین، به خاطر باورهایشان، از هر سو تحت فشارهای فراوان قرار می‌گیرند. این فشارها منحصر به خارج از ایران نیست و در داخل کشور هم فراوان دیده می‌شود. فشارهایی که منجر به بحران هویت با درجات مختلف، به‌خصوص در جوان‌ها می‌شود. 
از سوی دیگر، به برخی باورمندان قبولانده شده که با فروپاشی رژیم ولایت فقیه و رفتن «جمهوری اسلامی» دین و ایمان هم از ایران خواهد رفت! در تصور بسیاری، لائیسیته به عنوان دین‌ستیزی نقش بسته شده است. این تصویر نادرست، به «اپوزیسیون» منحصر نمی‌شود، و بسیاری از باورمندان نیز به همین شکل می‌اندیشند. متاسفانه نزد بسیاری از ایرانیان، مقولهٌ ارتباط باورهای دینی و دنیوی، با قدرت، از مطالعهٌ عمیقی برخوردار نبوده، و برخی هم خرافات را به‌جای علم نشانده‌اند! تاسف بیشتر این است که این پدیده در کسانی که خود را «اپوزیسیون لایک» می‌دانند بسیار بیشتر مشهود است!
با مشاهدهُ وقایع اخیر در منطقه، اهمیت جدایی و استقلال دولت از عقاید دینی و دنیوی، بیش از پیش نمایان است.
قدرت‌ها برای ادامهٌ سلطه‌گری، مجبور هستند در جوامع «خلق رضایت» بکنند. عقاید دینی، وسیلهٌ مهمی برای این منظور هستند. برای سلطه‌سالاری، استفاده از عقاید دینی بسیار راحت‌تر است، تا عقاید دنیوی. دیگر اینکه ساخت و پرداخت خرافات در باورهای «دینی» بسیار ساده‌تر است، تا در باورهای دنیوی.
باورهایی چون «قوم برگزیده» و «سرزمین موعود»‌ و «عمالقه» و «داهیه» «هانیبال» و «مسعده»‌ و «سامسون» و «عمالیق» و… تبعات فاجعه‌آمیزی را در مقابل دیدگان دنیا، از تئوری به عمل درآورده است، که……

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! بیشتر بخوانید »

میکونوس، قتلهای زنجیره‌ای سیاسی، ترور، جنایت، تجاوز به حقوق، خشونت

صدارت- برخی مطالب در باره قتل‌های سیاسی در خارج از ایران- میکونوس

استبداد، بدون خشونت و قتل نمی‌تواند ادامه حیات دهد. رژیم ولایت مطلقه فقیه هم، قتل‌های «زنجیره‌ای» سیاسی در داخل و نیز در خارج از ایران را، ضروری یافت. 

به جرات می‌توان گفت که روند دادگاه قتل‌هل در میکونوس و نتیجه‌ی آن، ضربه‌ی بسیار بزرگی برای رژیم بود که در نتیجه‌ی آن رژیم مجبور شد قتل و ترورهای خارج از کشور را متوقف کند.

در اینجا به مناسبت، برخی مطالب مربوطه را جمع‌آوری کرده‌ایم. در جستجو در این سایت، مطالب مرتبظ بیشتری را می‌توانید پیدا کنید.

صدارت- برخی مطالب در باره قتل‌های سیاسی در خارج از ایران- میکونوس بیشتر بخوانید »

صدارت- «حالا چی میشه؟ آخوندها پس کی می‌رند؟ بعد چی میشه؟» ویژگی‌های نقشه راه از «حالا» تا «بعد» چیست

…پاسخ به این پرسش‌ها در گرو درک و باور قلبی به یک اصل اساسی است:
برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، من به سهم خود و به نوبه خود باید یک کاری انجام بدهم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به‌نظر ناچیز و کوجک بیاید.
اگر هر فردی وظیفه خود را برای مشارکت در اعمال حق حاکمیت ملی به خود و دیگران گوشزد کند، آنگاه این گفتگوها معنا پیدا خواهد کرد. در غیرِ این صورت، فقط اتلاف وقت است، و «آخوندها» ۱۰۰ سال دیگر هم نمی‌روند!
اگر فردی برای خود هیچ نقشی در این ماجرا قائل نباشد، طرح این سؤالات بی‌معنا است! و آن فرد منفعلانه منتظر خواهد نشست و قطعا شاهد اوضاع بسیار بدتری خواهد بود!
راه حل و نقشه راه: از یک فرد، هر یک فردی، تا «سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»
https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/ 
راه حل و پاسخ به سؤالات مطرح‌شده باید از درون خود فرد، هر یک فردی، و در زمان حال نشأت بگیرد، نه اینکه از یک کشور و دولت و ملت دیگر یا توسط شخص دیگری انجام شود، یا به آینده و مثلا به بعد از رفتن «آخوندها» موکول گردد. عده‌ای هموطنان، طی مدت طولانی، با هم‌فکری و هم‌اندیشی، سندی تحت عنوان «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران» را به تصویب رسانده و منتشر کرده‌اند.
سه مرحله کلیدی در نقشه راه عبور از ساختار استبدادی، به نظام مردمسالار:
مرحله اول: 
از همین لحظه تا سقوط فیزیکی رژیم: 
این مرحله شامل زمان حال تا فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم است، شبیه آنچه اخیرا در نپال، بنگلادش و دیگر کشورها دیدیم، و البته در «بهار ایران» در میهن خودمان مشاهده کردیم. آن عواملی که چفت و بست‌های اسکلت پوسیده رژیم را نگه داشته بود، ناگهان «مثل برف آب شد» یا «مثل یک حباب ترکید». فروپاشی می‌تواند به اشکال مختلفی رخ دهد: کودتا، مرگ رهبر، درگیری‌های داخلی رژیم،… ولی آنچه مطلوب است، اوج‌گیریِ موج‌های عظیم مردمی در خیابان‌های جقیقی و مجازی، که سرکوب‌گران را تحت تأثیر قرار داده و وژدانشان را بیدار کند. هرچه تعداد مردمی که در جنبش شرکت می‌کنند، بیشتر باشد، مدت این مرحله کوتاه‌تر می‌شود، و میزان خشونت‌ها به صفر میل می‌کنذ.
مرحله دوم: 
دوران موقت پس از سقوط: 
پس از فروپاشی فیزیکی، یک دوره موقت آغاز می‌شود که در آن گردانندگی کشور بر عهده «کنگره‌ای» از ایرانیان خواهد بود. این کنگره وظیفه تشکیل یک «دولت انتقالی» مستقل از عناصر متکی به قدرت‌های داخلی (مانند استمرارطلبان) و نیز مستقل از عناصر متکی به قدرت‌های خارجی (مانند سلطنت‌طلبان و مشروطه‌خواهان) را دارد. دولت انتقالی از ایرانیان غیروابسته و حقوقمدار تشکیل شده که تدبیر امور کشور را در دوران موقف انتقالی، مدیریت می‌کنند. از جمله وظایف دولت انتقالی، تشکیل یک «هسته انتخاباتی حقوقمدار» است که با بهره‌گیری از مؤسسات دولتی و کمک وطن‌دوستان با تجربه در امر انتخابات آزاد، یک انتخابات مهندسی‌نشده، آزاد، مستقل را برای تشکیل «مجلس مؤسسان» برگزار می‌کند. این «دولت انتقالی» یا «دولت موقت» پس از فروپاشی رژیم ولایت فقیه امور را در دست می‌گیرد تا زمانی که مجلس مؤسسان تشکیل شده، و قانون اساسی پیشنهادی مورد بحث و تصویب قرار گیرد و سپس در همه‌پرسی به آرای عمومی گذاشته شود.
مرحله سوم: 
استقرار دولت غیرموقت و انحلال دولت انتقالی: 
به محض اینکه همه‌پرسی برگزار و قانون اساسی مشروعیت پیدا کرد، همان هسته انتخاباتی، انتخابات را برای مقامات غیرموقت برگزار می‌کند. این مقامات شامل رئیس‌جمهور (شاخه مجریه)، وکلای مجلس شورا (شاخه مقننه)، و سوم شاخه قضائیه، و گردانندگان شاخه چهارم (رسانه‌های ملی و همگانی) خواهند بود. پس از انتخاب و استقرار این مقامات و متصدیان غیرموقت، دولت انتقالی بلافاصله منحل می‌شود.
نقش مردم: 
از هسته‌های کوچک، تا تلاش‌های خوجوش برای تشکیل هرم ملی از پایین به بالا برای مدیریت امور کشور:……

صدارت- «حالا چی میشه؟ آخوندها پس کی می‌رند؟ بعد چی میشه؟» ویژگی‌های نقشه راه از «حالا» تا «بعد» چیست بیشتر بخوانید »

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب

…رژیم دیکتاتوری ملاتاریا که می‌دانست پایگاه مردمی ندارد، به تکرار اعلام می‌کرد که ما اشتباهِ رژیمِ پهلوی را در ماههای قبل از انقلاب، تکرار نخواهیم کرد! فاجعه ملی تجاوزها به حقوق و کشتارهای جمعی ایرانیان در دهه ۱۳۶۰ و اوج آن در تابستان ۱۳۶۷، نتیجه این توحش بود. ولی این جانیانی که کاملا همجنس جنایت‌کاران دوره پهلوی هستند، نمی‌دانند که روند کاهش سرکوب در آخر دورهٌ ولایت مطلقهٌ پهلوی، یک «اشتباه» و یا از روی دلسوزی و شفقتِ پهلوی و شرکا نبود! این یک اجباری بود که توسط مردم به قدرت‌های داخلی و خارجی تحمیل شد. اسلحه و وسایل سرکوب قوای نظامی و انتظامی و ابزار شکنجه ساواک که یک مرتبه ناپدید نشده بودند! همه در دست رژیم بودند، ولی دیگر نمی‌توانست از آن‌ها استفاده بکند. نخست‌وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ شروع شد و به علت به گلوله بستن دانش‌آموزان در ۱۳ آبان، یک روز بعد در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ سقوط کرد، و شاه یک حکومت متشکل از نظامیان با نخست‌وزیری ارتشبد غلامرضا ازهاری را منصوب کرد که در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، رسما کار خود را شروع کرد. ازهاری تعدادی از مهره‌های مهم رژیم ولایت مطلقه پهلوی را قربانی کرد. از جمله ارتشبد نعمت نصیری رئیس ساواک، منوچهر آزمون، عبدالعظیم ولیان، داریوش همایون، غلامرضا نیک‌پی، و… هویدا نخست‌وزیر…
به همین ترتیب است که رژیم در ساختن لاجوردی‌ها، و خلخالی‌ها، و سعید امامی‌ها، و سعید مرتضوی‌ها، و… و جانیانی دیگری مانند آن‌ها، در مقابل مردم علیل و ذلیل شده است. با اینکه رادان با جنایت‌هایش برای اثبات وفاداری به شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» ترفیع گرفته و اکنون عالی‌ترین مقام انتظامی کشور است، ولی فشار افکار عمومی او را هم از تکرار جنایت‌های ۱۳۸۸، علیل و ذلیل کرده است. آن‌ها حتی از اجرایی کردن «قانون حجاب و عفاف»، که رژیم آن‌را «آخرین خاکریز!» خواند، نیز عاجز مانده‌اند. هیچ بعید نیست رژیم ولایت مطلقه فقیه هم مانند رژیم ولایت مطلقه پهلوی، او و امثال او را برای حفظ خود قربانی کند. یعنی همان کاری که پهلوی با نصیری‌ها و هویداها و… انجام داد! خانواده پهلوی هنگام فرار از ایران، سگ‌های خود را با خود از ایران خارج کردند، ولی خدمت‌گذاران وفادار خود را در چنگال خمینی و شرکا رها کردند!
…در ۱۴ آبان ۱۳۵۷، پهلوی خود را مجبور دید که مستقیما با مردم صحبت کند. وی بعد از آخرین سخنرانی خود از تلوزیون ایران در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۷، در سرگیجه‌گی آن روزها، در گفتگوی تلفنی تایید علی امینی را جویا می‌شود و از او تقاضای کمک می‌کند. 
پهلوی به امینی می‌گوید: «با یه همچین دولتی که ما نمی‌تونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) آیا اون دولت می‌اومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمی‌گفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.»
امینی هم نظر شاه را مبنی براینکه که چاره‌ای جز خشونت و خون‌ریزی و کشتار نیست، تایید می‌کند و می‌گوید: «بله بله متاسفانه بله!»
…پشت به قدرت داخلی و خارجی:
اگر شعارِ اصلاح‌طلبیِ «رای من کو» در سال ۱۳۸۸، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «حقِ من کو» متبلور می‌شد، خودِ ما مردم ایران با اعمال حقِ حاکمیت ملی، طومار رژیم را مدت‌ها پیش، بسته بودیم!
اگر شعار «زن، زندگی، آزادی»، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «زن، زندگی، استقلال، آزادی» متبلور می‌شد، رضا پهلوی به هیچ وجه نمی‌توانست عمر رژیم دیکتاتوری ملاتاریا را طولانی‌تر کند، و خودبراندازی رژیم را به تاخیر بیاندازد.
اگر یک عده از «ایرانیان» برای نتانیاهو و شرکا با همراه کردن ترامپ و شرکا فرش قرمز پهن نمی‌کردند که به میهن ما تجاوز کنند، روند اعتراضات، به اعتصابات می‌کشید، و چه بسا که امروز خود ما مردم ایران موفق شده بودیم، با خشونت‌زدایی، گذاری صلح‌آمیز را به رژیم تحمیل کنیم. 
ما مردم با اتحاد حولِ محورِ حقوق، با نفی انفعال و بی‌غمی، با پشت کردن به قدرت‌های داخلی و خارجی، با خشونت‌زدایی، ما مردم تمام «اشتباهات» شاه را به ملاتاریا تحمیل می‌کنیم.

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب بیشتر بخوانید »

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران

توجه! توجه!
قابل توجه کسانی که از اجنبی، برای تجاوز به مام وطن دعوت می کنند!
تو که خواهان حمله امریکا به میهن هستی، ببین در خودِ امریکا، افرادی مثل تو، چه موقعیت پستی دارند، و سایر مردمِ امریکا نسبت به او چگونه می‌اندیشند:
بر اساس قوانین امریکا، دعوت از اجنبی برای حمله به امریکا، در این کشور مجازات اعدام دارد!
شرم بر «ایرانیانی» که از اسرائیل/امریکا دعوت، و یا حتی خوشحالی می‌کنند که به میهن ما تجاوز کنند.
شرم بیشتر بر «ایرانیان» و «روشنفکرانی» که در نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، با توجیهات بی‌اساس و کژمنطق، برای مشاطهٌ چهرهٌ کریه خیانت و وابستگی، پذیرفته‌اند که سرباز پیادهٌ حقوق‌بگیرِ قدرت‌ها در جنگ روانی علیه مردم بشوند! همهٌ اینها حقوق‌بگیر نیستند، و برخی خدمتکارانِ بی جیره و مواجب اجنبیان هستند! ولی نقش همه این «ایرانی»ها در مغزشوی و پروپاگندا و جنگ روانی برای فرهم آوردن شرایط مناسب برای پذیرش تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری و جنگ و قتل و ترور و خونریزی، بسیار بیشتر از کارهایی است که خود اجنبیان انجام می‌دهند. 
شما «ایرانیان» ضدِایران و ضدِایرانیان از آن بترسید که چهره خود را در آینه ببینید و خود را نشناسید!
تا به‌حال کمی فکر کرده‌ای که همان شهروندان و مردمِ اسرائیل/امریکا راجع به تو که از حمله خارجی به وطن خودت، وطن من، وطن ما خوشحالی می‌کنی، چگونه می‌اندیشند!؟
با دست خودت، چهره جنگ و خشونت را بر صورت خود و عزیزان خود، و سایر انسان‌ها ثبت نکن:
https://www.instagram.com/p/DAz1k9Bu9mt/ 
نه! به جنگ!
وقتی از « قدرت‌ها» سخن به میان است، باید هم به قدرت‌های داخلی و خارجی؛ و هم به قدرت‌های دولتی و غیردولتی؛ و همچنین به قدرت‌های غربی و شرقی پرداخته شود.
بدون اینکه مثل بعضی از «اپوزیسیون» وقت عزیز خود و شما را با جنگ واژه‌ها (براندازی، فروپاشی، گذار، عبور، اصلاحات، تحولات،…) تلف بکنم، وارد بحث بررسی موقعیت قدرت‌های خارجی می‌شوم. با اطلاع‌یابی از این وضعیت، بهتر می‌توانیم از خود دفاع کنیم، و حتی توانا هستیم که اصلا از شروع جنگ جلوگیری کنیم، هر یک از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود.
از بزرگنمایی رژیم و قدرتِ نداشته‌اش در مقابل مردم نترسیم!  وضعیتِ “ابرقدرت” شرق در جنگ سرد را، فقط چند ماه قبل از خودبراندازی، ببینید:
https://www.instagram.com/p/DG7DzCSOG3M/ 
اصلا کسی می‌توانست باور بکند!؟ 
حتی “ابرقدرت” غرب هم نمی‌توانست سقوط «ابر قدرت شرق» را باور کند!! کنگره امریکا سی‌آی‌اِی (CIA) را مورد مواخذه قرار داد، که چرا از پیش‌بینی سقوط  روسیه شوروی عاجز مانده بود!
الان هم برخی از ایرانیان ، به علت شکست در جنگ روانی و از دست دادن اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، نزدیک‌تر شدن پایان عمر رژیم ولایت فقیه را نمی‌توانند ببینند، و در نتیجه منفعل و منتظر نشسته‌اند تا تراپپ و نتانیاهو میهن را نجات دهند!!! واین هموطنان به علت باور نداشتن به توانایی‌های خود و سایر ایرانیان، در انفعالی مرگبار، با سکوت نظاره گر وضعیت وخیم وطن هستند. 
امریکا:
https://alisedarat.com/2023/01/06/8977/
جان بولتون، و کالین پاول (Colin Powell)، و… سایر کارکشته‌گان سیاسی امریکا که به اسناد سری و طبقه‌بندی شده سازمان‌های جاسوسی و امنیتی امریکا دسترسی دارند، اعتراف کرده‌اند که روش‌های جنگ روانی که طی دهه‌ها در کشورهایی مثل ایران بکار برده‌اند (انواع بی‌ثباتی‌سازی‌ها، القای ترس و اضطراب در جامعه، بحران‌سازی، خصومت و کینه و دشمنی‌سازی، تحقیر یک گروه در مقابل سایر لایه‌های مردم، دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، تنش‌آفرینی، ایجاد ناامنی، ایجاد تزلزل در قلمروهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، انتشار ضداطلاعات و سوءاطلاعات، ترور شخصیت، اخبار دروغ، خشونت‌گستری، قدیس کردن قدرت و تقدیس و پرستش قدرت، تخریب و ترور شخصیت، خائن نمایاندن خادمان و خادم معرفی کردن خائنان  اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، و…)، ترامپ و شرکا برای چیزی که کمتر از کودتا نبود، خودشان در کشور خود امریکا بکار بردند. 
کالین پاول که سابقه ۳۵ سال خدمت در ارتش، ریاست ستاد نیروهای مسلح، مشاور امنیت ملی، و وزارت خارجه امریکا را دارد، ساعت ۶ شب ۷ژانویه۲۰۲۱ یک روز بعد از حمله به کنگره (۶ژانویه۲۰۲۱) در مصاحبه زنده خود با Wolf ولف BLITZER بلیتزر در شبکه رسانه‌ایِ سی‌ان‌ان CNN به وضوح گفت:
«سوال: شما فکر می‌کنید دشمنان خارجی ما (…ایران،…) که این صحنه‌ها را می‌بینند [فیلم‌های حمله به کنگره آمریکا که به طور زنده در سراسر دنیا تماشا می‌شد] چگونه فکر می‌کنند؟
جواب پاول: آنها با اشتیاق فراوان تماشا می‌کنند و باور نمی‌کنند ما این کار را در مورد خودمان انجام دادیم.»
توضیح اینکه روشهای جنگ روانی که امریکا برای سلطه‌گری بر کشورهایی مانند ایران بکار برده و میبرد را ترامپ برای سلطه‌گری بر جامعه سیاسی و مدنی امریکا بکار برد که مورد اعتراض و تعجب پاول و بولتون و… قرار گرفت. یکی از اولین روشهای تخریبی جنگ روانی ترامپ در سال‌هایی که منجر شد به مقام ریاست جمهوری برسد، انتشار سواطلاعات در مورد اوباما بود که می‌گفت او مسلمان است،… و در امریکا بدنیا نیامده، و در نتیجه نمی‌تواند رئیس جمهور بشود. علی‌رغم انتشار عمومی گواهی‌نامه تولد اوباما در یک مریض‌خانه در هاوایی، بسیاری از مردم، در جنگ روانی ترامپ شکست خورده بودند، و دروغ ترامپ را باور کرده بودند.
در این روزها هم می‌بینیم که ترامپ، فرماندهی پلیس پایتخت امریکا را با قلدری گرفته، و در اختیار ارتش تحت کنترل خود درآورده. شبیه این کار را در سال ۱۳۳۲ در ایران انجام دادند. کودتاچیان، طی عملیاتی، شهید افشارطوس، رئیس پلیس، که به مصدق و به ایرانیان وفادار بود را ربودند و به قتل رساندند.
نقش قدرت‌های غیرِدولتی: گوگل قراداد ۴۵میلیون دلاری با دفتر نتانیاهو برای گسترش پروپاگندا و جنگ روانی
https://www.instagram.com/p/DOOGSaPk1L5/
نقش سفارت امریکا در بی‌ثباتی‌سازی‌ها و کودتاها
https://www.instagram.com/p/DONABwiiQ_R/
سوال: «چرا امریکا تنها کشوری است که در آن کودتا نشده؟»
پاسخ: «زیرا که امریکا تنها کشوری‌است که در آن سفارت امریکا وجود ندارد!»

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران بیشتر بخوانید »

صدارت- ائتلاف اپوزیسیون؟ یا اتحاد و همبستگی مردم؟ و چگونگی آن

هدف درازمدت:
نظامِ مطلوب و مناسب برای مدیریت حقوقی و تدبیر امور کشور: 
مردمسالاریِ مشارکتیِ حقوقمدارِ مشاورتیِ مستقیم.
وسیله و روش و منش و کنش برای رسیدن به هدف:
هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند!
بلکه بر عکس:
وسیله، هدف واقعی را پیش‌گویی و نمایان می‌کند: 
هدف واقعیِ خواسته و دانسته، و یا حتی ناخواسته و نادانسته را، همین حالا بع وضوح نمایان می‌کند! 
هر وسیله‌ای که امروز به‌کار برده شود، به‌مثابه دوربینی است که می‌توان با آن ماهیت واقعی هدف در زمان آینده را به وضوح، در زمان حال دید!
پس وسیله و روش و منش و کنش برای رسیدن به هدف:
۱-مردمسالار ۲-حقوقمدار ۳-مشارکت ۴-مشاورت ۵-مستقیم
هدف کوتاه‌مدت:
– اشاعه و غنای فرهنگ مردمسالاری، و حقوق‌مداری، و خشونت‌زدایی. با تاکید بر این مهم که من باید از خودم شروع کنم. تو باید از خودت شروع کنی. چرا که فقط در آن صورت است که ما می‌توانیم برای خود، سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری رقم بزنیم.
– استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، و حقوق‌مداری، و خشونت‌زدایی در جامعه، و نهادینه شدن آن در نهادهای کشور، هم نهادهای دولتی، و هم نهادهای غیرِدولتی به‌خصوص سمن‌ها (سازمان‌های مردم نهاد) و هسته‌های مردمی. با تکرار و مجددا با این توجه که همهٌ این‌ها باید از من و از تو شروع شوند، و در زندگیِ خصوصی و حرفه‌ای و روزمرهٌ امروزه و هرروزهٌ ما متبلور گردد. چرا که همهٌ این نهادها را من و تو تشکیل می‌دهیم!
– برای تغییر و تحول مردمسالارنه، افراد و هسته‌های مردمی باید تغییر و تحول را افقی، و از پایین به بالا مدیریت کنند. تغییرات از بالا به پایین و قدرت‌فرموده، و با وجود جامعه‌ای منفعل، نمی‌تواند به مردمسالاری پایدار برسد.
حقوق‌مداری
تنها عاملی که برای اتحاد و همبستگی و همکاری، می‌تواند در هر زمان و در هر مکان و بین همه کسان، مخرج مشترک داشته باشد، حقوق هستند. چرا که حقوق همه‌زمانی، و حقوق همه‌مکانی، و حقوق همه‌کسانی هستند. در صورتی‌که باورهای دینی و دنیوی، جنس، نژاد، قوم، ژن، ایل، رنگِ پوست، و… و یا هر عاملی که ذاتی وجود همهُ انسان‌ها (و بدون تبعیض و استثنا همهُ انسان‌ها) نباشد، قدرت آن را به ایزاری برای «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مبدل می‌کند!
مشارکت:
تاکید بر لزوم حضور جوانان
تاکید بر لزوم حضور بانوان
برای رسیدن به این هدف، هر کس، من، تو، هرکدام از همهٌ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه، باید کاری بکند، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به‌نظر کوچک بیاید! در غیر این‌صورت، باز هم به‌جای «ملت–دولت»، شاهد «امت–امامت» خواهیم شد! 
راه حلی مطلوب است که: ۱-در خودِ من، و ۲-در زمانِ خودِ من باشد!

صدارت- ائتلاف اپوزیسیون؟ یا اتحاد و همبستگی مردم؟ و چگونگی آن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا