صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف!

بعد از جلسهُ بحثِ هفتهٌ پیش، سوالات و ابراز نظرهایی ارسال شدند، که مطرح نمودن بحث امروز، ضروری می‌نماید….
… زمان‌مندی برای تدبیر امور در سیاست آینده‌گرا، تولید کننده و زایا و خلاق است. «زمان‌مندی زایا» از شاخص‌های سیاست آینده‌گرا است. به این شکل که نباید منتظر ماند تا شاهزاده‌ای بر اسبِ سفید بال‌داری از راه برسد و ایران را دوباره به «عصر زرین پهلوی» و به آن «کشور گل و بلبل» بازگرداند! یا به‌جای این‌که مرتب تکرار کنم که «…اوضاع خیلی خراب است، ’مردم باید یک کاری بکنند‘ تا وضع عوض شود…»، خودم از همین الان منقلب شوم و بپذیرم که این «من» هستم که آن «مردم» را تشکیل می‌دهم! این «من» هستم که باید منقلب‌تر شوم و یک کاری بکنم! خودم باید با به‌کار بردن روش‌های خشونت‌زدا انقلاب کنم، به سهم خودم و به نوبهٌ خودم!
در سیاست آینده‌گرا، و با زندگی در «زمان‌مندی مولد»، انسان با زمان دوگانگی و تضاد ندارد، و زمان را یک پدیده بیرونی و خطی نمی‌داند. بلکه به عکس، زمان را بخشی از خویش، و درونِ خودِ عمل و فعالیت‌های انسانی نهفته می‌بیند به‌طوری که تغییرات در طی زمان تولید می‌شوند. بدین ترتیب، در سیاست آینده‌گرا از خود می‌پرسم که چگونه از زمانِ گذشته درس بگیرم، در زمانِ حال عمل کنم، و در زمانِ آینده زندگی می‌کنم. در این صورت «زمان» یک بستر ثابت و مکانیکی نیست، بلکه یک محیط حیات‌مند و فعال و سیال و پویا است، که در آن جریان آفرینش و هستی و رویدادها، توسط اجزاء هستی شکل می‌گیرد.
در نظام مردمسالاریِ مستقیمِ مشاورتیِ حقوق‌مدارِ مشارکتی، محلی برای تبعیض نیست! زن و مرد در حقوق با هم کاملا برابرند، مردسالاری یا زن‌سالاری و حتی فمینیسم جای خود را به انسان‌مداری می‌دهد. «نژاد» و «ژن برتر» و «شاه زاده» و «آخوند زاده» و… و «قوم» و «اتنیک» و… و همچنین عقاید دینی و دنیوی، هیچ‌کدام شامل هیچ‌گونه تبعیض مثبت یا منفی نمی‌شود! اگر هدف، این نظام مردمسالاری است، وسیله‌ها و ابزارها و روش‌های رسیدن به آن هدف، در همین زندگیِ همین امروزِ تک‌تکِ ما باید با آن هدف خوانایی داشته باشد. اگر به بهانهٌ رسیدن به دموکراسی، امروز لائیسیته را دین‌ستیزی می‌بینی و تبلیغ می‌کنی، قطعا فردا به دیکتاتوری «ایدئولژیک» و حتی «تئولژیک» از نوعی دیگر خواهی رسید!
بهبود وضعیت موجود، از «من» شروع می‌شود: ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر، از من شروع می‌شود! از تو شروع می‌شود! هر کدام به سهم خود و به نوبهُ خود! انسان یک موجود نسبی و فعال است، نه مطلق! و نه منفعل! هر فرد می‌تواند بهتر شود، حقوق‌مدارتر شود، مردمسالارتر شود! سعی و تلاشی پیوسته برای سبک جدیدی از زیستن و تعامل با دیگری و دیگران، و با طبیعت و زیست‌بوم، و حتی با خود.
حیات در چنین کوششی پیوسته، زندگیِ شخصیِ بسیار لذت‌بخشی است، صرف نظر از این که بقیه چه می‌کنند و چگونه زیستنی را انتخاب می‌کنند. زندگی در عشق به انسان و تمام هستی، آتشی در دل روشن می‌کند که همچو شمعی فروزان راهِ زندگی خوب و خوش‌وقت را فروزان می‌گرداند:
اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز!—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز!
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن!—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!—که به است یک قد خوش ز هزار قامتِ کوز!

صدارت- سیاست آینده‌گرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف! بیشتر بخوانید »