حقوق بشر

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل

از رسانه‌ها به عنوان کلیۀ وسایلی که در فضای حقیقی و مجازی می‌توان از آنها برای سیر اندیشه و خبر و نظر و علم و هنر و… استفاده کرد، یاد شده است. به عبارت دیگر هر وسیله‌ای که افکار عمومی بتوانند توسط آنها با یکدیگر در تماس باشند، نوعی از انواع رسانه‌ها هستند که به قرار ذیل از آنها یاد شده است:  
۱- رسانه‌های همگانی: 
از عنوان «رسانـه‌های همگانی» به معنای وسایل ارتباط جمعی آزاد و مستقل، که بودجه آن‌ها توسط ملت، و از منابع دولتی پرداخت می‌شود و گردانندگان آن،  توسط مردم، به طور مستقیم، برای دوره‌ای محدود، انتخاب می‌شوند، و در نتیجه مستقیما به مردم پاسخگو هستند. در حال حاضر، چنین حالت مطلوبی، در هیچ کشوری وجود ندارد. برای کشوری مثل ایران که قانون اساسی جدیدی باید تدوین شود، و به همه‌پرسی و رفراندم گذاشته شود، «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ٌ چهارمِ دولت» پیشنهاد شده است.
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی، متعلق به ما مردم است، پس گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند. تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
۲- رسانه‌های گروهی: 
از وسایل ارتباط جمعیِ غیرآزاد و نامستقل و وابسته به قدرت‌های دولتی و یا قدرت‌های غیردولتی، تحت عنوان رسانه‌های قدرت‌پیشه یا گروهی یاد شده است، زیرا که آنها منافع قدرت و گروهی  خاص را، چه بسا از راه ضایع کردن حقوق افراد و جامعه، پاسداری می‌کنند.
در دنیای امروز، قدرت‌های سلطه‌گر، وسایل ارتباط جمعی را در اختیار دارند، بطوری که همگان، با اجبارهای گوناگون، خود را مخاطب آن‌ها می‌یابند.
 در غرب، رادیو و تلوزیون و سایر رسانه‌ها، به شکل شبکه‌های عظیمی، که اکثرا متعلق به شرکت‌های خصوصی چندملیتی و فرامرزی هستند، پوشش رسانه‌ای را به اکثریت مطلق جامعه، در سلطه خود دارند. 
این رسانه‌ها، در زمره رسانه‌های گروهی قرار داده شده‌اند، بدین دلیل که منفع و منویات گروه خاصی را نمایندگی می‌کنند.
اگر درک قدرت‌پیشگی رسانه‌های غرب، در ظاهر به نظر مشکل بیاید، در میهن خود ایران، اختیار مطلق بر وسایل ارتباط جمعی، با ولایت مطلقه (قبلا ولایت مطلقه پهلوی و حالا ولایت مطلقه فقیه) بوده است. 
۳- رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی:
وسایل ارتباط جمعی از نوع تلفن همراه، وسایل ضبط صوت و تصویر، و وسایل انتشار مطلب و محتوی در اینترنت، کامپیوتر، نامه‌های الکترونیک (ای‌میل) به صورت محدود و گروهی و یا به صورت ارسال ای‌میل‌های انبوه، فیس‌بوک، توئیتر، وب‌سایت، وب‌لاگ، تلگرام، اینستاگرام، و…… و بسیار وسایل ارتباط جمعی دیگر که امروزه اکثرا  به طور رایگان و به سادگی در اختیار همگان قرار دارد و  مردم عادی و هسته‌های مردمی می‌توانند از آنها بطور آزاد و مستقل استفاده کنند، تحت عنوان «رسانه‌های شخصی  یا مردمی» یاد کرده شده است.

ملت اسرائیل، یکی از شکست‌خورده‌ترین مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها هستند. در این رابطه، نقش رسانه‌های گروهی و رسانه‌های دولتی، بسیار عبرت‌آموز است. ولی همین ملت، کم‌کم بیدار می‌شود، و این بیدار شدن به علت فعال بودن و فعال‌تر شدن رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی است که توسط مردمی که در غزه هستند تولید و به خارج از فلسطین، از جمله یهودیان، ارسال شده است

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های ملی به مثابه شاخه چهارم دولت

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت

برای تدوین قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید از انیرانیان تقلید کنیم، و باز هم قانون ما، ترجمهٌ قانون اساسی دیگران باشد؟
 قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید حتما سه شاخه (مجریه، مقننه، قضائیه) داشته باشد؟
«رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
این طرح چیست؟
هستهٌ پنداری این طرح چیست:
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی: 
متعلق به ما مردم است، پس:
گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که:
مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و
اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند.
تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
رسانه‌های شخصی، شامل شاخه چهارم دولت نمی‌شوند.
در آینده، ما ایرانیان این فرصت را خواهیم یافت که قانون اساسی جدیدی برای نظام آینده کشورمان تدوین کنیم.
(در همینجا این یادآوریِ واضح مهم است که زمان رسیدن به این «آینده» می‌تواند خیلی کوتاه باشد، در صورتی‌که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، در این زمینه فعال باشیم. در غیر این صورت نباید شکایت کنیم اگر «ملاتاریا» تا صد سال دیگر هم بر ایران و ایرانیان سلطه‌گری کنند!)
با توجه به تجربیات دهه‌های گذشته در دنیا با قوانین اساسی ایدئولژیک (چه باورها و ایدئولژی‌های دینی، و چه عقاید و ایدئولژی‌های دنیوی)، و به‌خصوص تجربهٌ ما ایرانیان با رژیم تئولژیک ولایت فقیه، قانون اساسی آینده باید لائیک و غیرِایدئولژیک باشد.
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
نظام مطلوب برای اداره جامعه، «مردمسالاریِ مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم است. یک قانون اساسی لائیک و غیرِایدئولژیک، قدم بزرگی در آن جهت است. با ورود نظارت مردم در امور کشور و ملت و دولت این قدم‌ها، استوارتر می‌گردند. مدیریت و اداره رسانه‌هایی که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند، توسط متصدیانی که توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب می‌شوند، زمینه‌های عملی این نظارت را برای ما مردم فراهم می‌سازد. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» تبلور عملی این نظارت است. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» فعالیت‌های حقوقی آگاهی‌یابی و آگاهی‌رسانی را برای همه ما مردم فراهم می‌کند. در این صورت است که همهٌ می‌توانیم با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان کنش‌گران حقوقِ بشر، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال شویم.

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت بیشتر بخوانید »

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی

تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما می‌خواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموش‌شدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربه‌های موفق از بهره‌گیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، می‌توانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های غربی و شرقی، و قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند.
ما مردم ایران می‌توانیم و باید با استفاده از رسانه‌ها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، میهن را از خطرات قدرت‌های داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانه‌ای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی می‌توان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانه‌ها و سواد رسانه‌ای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیق‌تر سواد رسانه‌ای، از زاویه حقوقی را می‌توان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌ها و دانسته‌های خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیست‌بوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانه‌ای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانه‌ها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی بیشتر بخوانید »

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

قدرت‌های خارجی، امریکا و بریتانیا، با عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی-امنیتی که اسم رمز آن «عملیات آژاکس» بود، محمدرضا پهلوی فراری را به کشور بازگرداند و بر ما مردم حاکم کردند.

اگر یک حداقل لازمی از ما مردم ایران در آن زمان، در میدان ساختن سرنوشت خود می‌ماندیم، کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ، سه روز بعد بازسازی نمی‌شد. مطالعه‌ی اسنادی که طی سال‌ها از طبقه‌بندی خارج شده‌اند ثابت می‌کند که ما مردم چقدر آسانی می‌توانستیم مانع موفقیت کودتا  در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بشویم. اگر با اعتماد به نفس فردی و با اعتماد به نفس ملی، در کنار مصیدق و فاطمی، مصیدق‌ها و فاطمی‌های آن زمان می‌ایستادیم و حکومت مصدق و یاران برانداخته نمی‌شد، پدیده‌ای به نام خمینی و خمینیسم پدید نمی‌آمد. اندیشمندان غربی، ایران را قلب طپنده‌ی دنیای اسلان می‌خوانند، و معتقدند اگر در ایران یک نظام مردمسالار مستقر و مستمر گردد، امن و آرامش به سایر کشورهای منطقه هم سرایت می‌کند. بدین ترتیب، بوجود آمدن طالبان و القاعده و داعش و… هم بسیار بعید می‌شد.

پهلوی و شرکا، با تجاوزات به حقوق، و فساد، و بی‌لیاقتی، و بی‌کفایتی، و…، زمینه را برای استبداد «دینی» فراهم ساختند. 

حکومت استبدادی ولایت مطلقه‌ی پهلوی، و به‌ویژه شخصِ محمدرضا پهلوی، مهمترین عامل انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گردید.

به همین ترتیب، خمینی و خامنه‌ای هم مهمترین عوامل افول و سقوط «سلسله‌ی روحانیت» هستند. 

❊❊❊

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن

پرسش‌هایی که در این جلسه پاسخ داده شدند:
– آیا گسترش دموکراسی در داخل کشور می‌تواند به کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند؟ اگر آری، چگونه؟
– شما سال‌هاست از «حقوق بشر» سخن می‌گویید. برخی می‌پرسند: آیا تمرکز بر حقوق بشر ما را در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر نمی‌کند؟ شما این تضاد ظاهری را چگونه توضیح می‌دهید؟
– چگونه می‌توان بین تجاوز نظامی مستقیم و مداخلات غیرمستقیم (مانند تحریم، جنگ شناختی یا جنگ رسانه‌ای) تمایز قائل شد و به هرکدام پاسخ مناسبی داد؟
– آیا تجربه‌ی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهایی که دچار مداخله‌ی خارجی شدند (مانند عراق، لیبی، اوکراین، سوریه)، می‌تواند برای ما آموزنده باشد؟ کدام تجربه‌ها بیشترین درس را برای ما دارند؟
– در دوره‌ای که «جنگ شناختی و روایت‌ها جای موشک و بمب را گرفته، نقش رسانه‌های مستقل چیست؟
– به نظر شما چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات واقعی حساس کرد بی‌آنکه گرفتار وحشت‌افکنی یا بی‌اعتمادی شد؟
– از نظر شما، نقش یک شهروند عادی در دفاع از استقلال کشور چیست؟ چه مسئولیت‌هایی بر دوش هر ایرانی است؟
– چه تلاش‌هایی از طرف ایرانیان پرنفوذ و صاحب اعتبار در جامعه مدنی کشورهای غربی در جهت فشار به دولت‌های خود برای محکومیت اسرائیل و حمایت حقوقی از ایران صورت گرفته؟
– چگونه میشه راه سوم بود در عمل؟ یعنی بدون اینکه از سیاست خارجی غیر ملی جمهوری اسلامی حمایت کنیم، بتونیم برای ایران در مقابل دشمن خارجی متحد بشیم.
اساساً آیا چنین چیزی ممکنه؟
آیا ایده رفراندوم و مجلس موسسان که از سوی میرحسین موسوی و به تبعش، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه ۱۷٠٠ امضایی مطرح شد، میتونه به جلوگیری از جنگ مجدد کمک کنه یا برعکس شانس ناامنی رو بالا میبره؟
– آیا امکانش هست که دولت پزشکیان، نیروهای تندرو داخل حکومت رو منزوی و متفرق کنه و یک صلح پایدار به وجود بیاره؟
– در صورتی که حکومت اقدامات اعتمادسازانه مثل تغییر در ترکیب صداوسیما یا آزادی بعضی زندانیان سیاسی بزنه، واکنش ما باید چه باشه؟

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی

رسانه‌های بزرگ، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، ابزار و اسلحه موثری بوده‌اند.

مردم اسرائیل یکی از شکست‌خورده‌ترین ملت‌ها در جنگ روانی هستند!

بسیاری از آن‌ها، به سراغ رسانه‌های غیراسرائیلی نمی‌روند، و این خودسانسوری باعث شده که پروپاگندای «مسلمانان حیوانات انسان‌نما هستند» را بپذیرند. سانسور خبرها توسط بسیاری از رسانه‌های اسرائیل، بسیار وسیع بوده است. ایجاد بحران و جنگ و خشونت و… در منطقه، و در نتیجه ترس و اضطراب از «دشمن» در دل‌ها، بسیاری از آن‌ها پذیرنده‌ی سیاست‌های نتانیاهو کرده است. بعد از حمله به ایران، محبوبیت نتانیاهو بالا رفت و برای مدتی، خطر از دست دادن مقام نخست‌وزیری را از خود دور کرد.

هنوز اکثریت مردم اسرائیل عقیده دارند که باید جنگ با فلسطینی‌ها را ادامه داد، و سرزمین آن‌ها را غصب کرد.

بسیاری از آن‌ها واقعا باور دارند که «قوم برگزیده» هستند که وظیفه دارند به «سرزمین موعود» باز گردند و آنجا را «پاکسازی» و اشغال کنند. کسانی که این جعلیات را به عنوان فرمان خداوند و احکام دین بپذیرند، به زبانی دیگر: کسانی که در این جنگ روانی شکست بخورند، بر خود واجب می‌دانند که به حقوق تجاوز کنند.

ذهنیت بسیاری از مردم امریکا، در اثر مشاهده خبرهای دلخراش از «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» به‌درد آمده است و جنگ روانی رسانه‌های صهیونیسفر و وابسته به اسرائیل، اثرگذاری سابق را از دست داده است. به عبارت دیگر، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، این افراد توانسته‌اند از خود دفاع پیروزمندانه‌ای را مدیریت کنند.
قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

❊❊❊

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟

با ادامهٌ حضور خامنه‌ای و شرکا، و نتانیاهو و شرکا، بدون تردید شاهد ادامهٌ جنگ و خشونت‌گستری‌ها در ایران و منطقه و دنیا، خواهیم بود. این پرستش‌گران قدرت و زورمداران، به خشونت و بی‌ثباتی و بحران و تنش و جنگ و…، و در نتیجه به وجود یک‌دیگر نیازمند هستند.

گفته شد:

«اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم و با هم متحد شویم»

«به تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم!»

«نیازمند تایید و یا همکاری قدرت هستیم!»

این کلی‌گویی‌های ناشفاف، نیاز به روشن‌گری و شفافیت دارند! دقیق کردن این عبارت‌ها، و آن‌ها را به عنوان راهکارهای ساده‌ای که هر کدام از تک‌تک ما می‌توانیم به راحتی انجام دهیم، به این شکل می‌شود:

با معیار قرار دادن حقوق، اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم، و حول محور حقوق با هم متحد شویم!

هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود به تنهایی می‌توانیم کارهای فراوانی انجام دهیم، به سهم خود و به نوبه خود!

ما نه تنها نیازمند تایید و یا همکاری قدرت‌ها نیستیم، بلکه به خود و دیگران یادآور می‌شویم که قدرت‌ها همیشه برای ما به‌غیر از ضرر و زیان‌های فاجعه‌بار، چیز دیگری نداشته‌اند!

پس برای: 

۱- پیش‌گیری از تجاوز مجدد اجنبی‌ها به مام وطن، و

۲- کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، 

شعار پرشعور و خودانگیختهُ ایرانیان، دوباره پژواک بلندتری پیدا می‌کند. آن شعار پرشعور این بوده است:

پشت به قدرت (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)

تجاوز اخیر اجنبی به میهن ما، نکاتی را مشخص کرد که قبل از آن در حد تحلیل و نظریه بودند:

استقلال، استقلال، استقلال، استقلال!

نفی وابستگی به قدرت‌ها،

انزجار و طرد وابستگان،

نفی و محکومیت دخالت اجنبی در امور میهن ما،

نفی خشونت، 

خشونت‌زدایی،

اعتماد به نفس فردی،

اعتماد به نفس ملی،

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟ بیشتر بخوانید »

علی صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

در پی تجاوزِ تروریستیِ دولتیِ رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما، باری دیگر، پیام واضح و روشن ایرانیان، به انیرانیان و دریوزگان آنها این بود:
❊ تکلیف خامنه‌ای و شرکا و سران قوای سرکوب و پاسداران و بسیجی‌های خائن به وطن را خود ما ایرانیان در دادگاه‌های عادله مشخص خواهیم کرد، ، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ باز کردن درب‌های زندان اوین و آزاد کردن زندانیان سیاسی را خود ما ایرانیان انجام می‌دهیم، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ هر گونه تغییری در حاکمیت ایران، حتما باید توسط خود ما ایرانیان انجام بگیرد، نه انیرانیان و اجنبی‌یان! همیشه همه تغییراتی که توسط انیرانیان و اجنبی‌یان انجام شده، تماما بدون استثنا، فاجعه‌آمیز بوده است. 

توهم پهلوی و هذیان او و سلطنت‌طلبان و سایر وابستگان غرب، و آنچه تحلیل اطلاعاتی-امنیتی‌های قدرت‌های خارجی امیدوار بود، واقع نشد. البته بنا بر عقل سلیم، قرار هم نبود واقع شود. مردم نه تنها به خیابان‌ها نریختند که برای سلطنت، فرش قرمز پهن کنند و رضا پهلوی را به شاهی برسانند (البته سلطنت به صورت دورکاری از امریکا!!! زیرا او صریحا گفت دوستان و خانواده‌اش در امریکا هستند، و لازم نیست در ایران میخ‌کوب شود!!!) بلکه ایرانیان، در دفاع از وطن، از خود همبستگی نشان دادند. حتی بمب‌باران و تخریب دروازهُ زندان اوین هم با انزجار و محکوم کردن توسط ایرانیان روبرو شد. 
در روز یازدهمِ جنگ دوازدهم روزه، اسرائیل دروازه‌ی زندان اوین را بمب‌باران می‌کند. به دنبال این تجاوز تروریستی به وطن، در همان روز، رضا پهلوی که در امریکا زندگی می‌کند، به ناگهان سر و کله‌اش در فرانسه پیدا می‌شود! وی به زبان انگلیسی (نه فارسی، انگلیسی!)، پیامی را از روی کاغذ می‌خواند، و به ایرانیان می‌گوید …این برای ما لحظهُ دیوار برلین است…!!! و می‌گوید …امروز من اینجا هستم که خود را برای رهبری ایرانیان معرفی کنم…!!!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا