حقوق بشر

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور

در دنیای پر تلاطم امروز که بحث انتخاب نظام حکومتی مناسب برای تدبیر و اداره امور کشور مجدداً داغ شده است، پرسش اصلی این تیست که آیا باید نظام جمهوری ریاستی داشت یا پارلمانی، بلکه این است که واقعاً چه نوع نظامی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر مناسب است که باید در راه رسیدن به آن هدف، از هم‌اکنون قدم‌های استواری بردارم/برداریم؟ این سؤال، برخلاف تصور، نه یک پرسش انتزاعی و تئوریک، بلکه یک مسئله کاملاً عملی و بالینی است که از خودِ شخص آغاز می‌شود و به خانواده ادامه می‌یابد، و به اجتماع بزرگتر، و به جامعه و ملت تسری می‌یابد. برای رسیدن به یک تعریف عملی از “نظام مطلوب”، باید ابتدا به ریشه‌ای‌ترین هسته‌های جامعه، یعنی فرد و خانواده، بپردازیم.
اول در سطح کوچک: تدبیر و اداره امور شخصی، بر پایهٌ استقلال و آزادی و خودانگیختگی.
دوم در سطح بزرگ: گسترش دایره حکمرانی (تدبیر و اداره امور): از خانواده تا جامعه محلی
سوم در سطح بزرگتر: شش رکن نظام مطلوب برای تدبیر و اداره امور (حکمرانی) در سطوح کلان‌تر، و در سطح کشور….

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها

حقِ آگاهی (آگاهی‌یابی و آکاهی‌رسانی) حقی از حقوق انسان است. با انقلاب داده‌ورزی و انفورماتیک، انسان‌ها منقلب شدند. در این انقلاب، در رابطه با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی از یک سو، و از سوی دیگر تجاوز به حقِ آگاهی‌یابی و تجاوز به حقِ آگاهی‌رسانی، شاهد تغییرات کیفی و کمی بی‌سابقه‌ای بوده‌ایم. دنیای مجازی در فضای اینترنت، به چالشی جهانی تبدیل شده. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیو (Pew)، بزرگسالان در ۲۵ کشور جهان آن را به عنوان تهدید شماره یک، بالاتر از بحران اقتصادی و تروریسم، شناسایی کرده‌اند. در این راستا، سواد رسانه‌ای را در سطح فردی، مورد بحث قرار داده‌ایم.
https://alisedarat.com/2025/08/04/14459/
مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند رویکردی جامع است که فراتر از سواد رسانه‌ای فردی رفته و اصلاحات ساختاری در اکوسیستم دیجیتال را هدف قرار دهد. این مدیریت، نباید دستوری و از بالا به پایین باشد. مدیریت احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، باید به صورت افقی و ریشه‌ای، و توسط افراد، و توسط هسته‌های مردمیِ حقوق‌مدار شروع و مدیریت شود. اگر هم یک هرم مدیریتی لازم شود، ماهیت ذاتی آن هرم باید مردمی، و مردمسالارانه، و حقوق‌مدار، بوده و هرمی باشد که از پایین به بالا ساخته شده است.
فضای مجازی، که شاید زمانی به عنوان ابزاری برای دموکزاتیزه کردن اطلاعات و توانمندسازی شهروندان تلقی می‌شد، اکنون به میدانی برای جنگ‌های روانی و اطلاعاتی تبدیل شده است. فن‌آوری‌هایی مانند ربات‌های آنلاین (Bot) که پیام‌های از پیش آماده را منتشر می‌کنند، هوش مصنوعی که قادر به تولید محتوای غیرقابل اعتماد است، و پلتفرم‌هایی که بستر تحریف تصاویر و وارونه‌سازی حقایق را فراهم می‌آورند، همگی به گسترش بی‌سابقه اطلاعات نادرست دامن زده‌اند.
تلاش قدرت‌ها برای ساختن و پرداحتن یک «بدیل» وابسته برای حاکم کردن به ایران و ایرانیان، جهت چپاول منابع ما، موضوع جدیدی نیست. این تلاش، کار ساده و پرنتیجه‌ای نبوده. قدرت‌های خارجی نتوانسته‌اند «آپوزیسیون بدیل» وابسته‌ای بهتر از پهلوی را بسازند! انسان در عدم وجود درایت و کفایت این قدرت‌ها شگفت‌زده می‌شود که چگونه میان تمام پیغمبرها، مجبور شده‌اند این جرجیس بی‌مایه را انتخاب کنند. گرچه وابستگان به قدرت‌ها را در تمام طیف‌های سیاسی می‌توان یافت، ولی از میان همه وابستگان طیف سلطنت‌طلب، مشروطه‌خواه و پادشاهی‌طلب توانسته بیش از بقیه، وطن‌فروشی و دریوزگی خود را به قدرت‌ها ثابت کند. این دستهٌ خائن به ایران و ایرانیان که در میان ایرانیان، هیچ‌گونه پایگاه مردمیِ قابل شمارشی ندارند، بیش از بقیه امکانات و رانت رسانه‌ای را در اختیار دارند. این واقعیت را که پهلوی خود هیچ نیست، و هرچه هست، بادِ رسانه‌ای و انواع قمپز در جبهه‌های متعدد جنگ روانی است را با تحلیل‌هایی طی دهه‌های گذشته، با هموطنان خود در میان گذاشته‌ایم. ولی اکنون راستیِ این تحلیل با محک تحقیقات علمی سیتیزن-لب، و رسانه‌گری تحقیقاتی و مستندسازی رسانه‌های هاآرتز، و دی-مارکر به اثبات رسید……

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها بیشتر بخوانید »

نسل جوان، در صورت حاضر ماندن در میدان ساختن سرنوشت خویش و تلاش برای خشونتزدایی صلح، اینده بهتری را بر روی ویرانه‌ها -غزه، فلسطین، لبنان- نفی جنگ

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی

تاکید بر این یادآوری مهم که «دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست» شروع خوبی برای این نوشتار است! هیچ عاملی در دنیا به اندازه رژیم اسرائیل، و به‌خصوص نتانیاهو و شرکا، برای تمامیت ارضی ایران و حیات ملی ایرانیان خطرناک نبوده است. نتانیاهو و شرکا، و خامنه‌ای و شرکا، به ظاهر دشمنِ خونیِ قسم‌خورده، ولی در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر خشونت‌گستری‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌های اسرائیل با حمایت از خودفروختگان «ایرانی» نبود، چه بسا که سال‌ها پیش رژیم ولایت فقیه سقوط کرده بود. طولانی‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را با ورود وابستگانی چون پهلوی و…، و تجزیه‌طلبانی چون مهتدی و…، و نیز ساکت شده تظاهرات و اعتراضات خودجوش مردمی به علت تجاوز اسرائیل و امریکا به وطنمان شاهد بودیم.
تمرکزگرایی و تبعیض محکوم است! تمرکززدایی و عدالت و برابری ساکنان همه مناطق میهن ما، ضرورتی حیاتی برای ایران و ایرانیان است! «فدرالیسم» برای ایران تبدیل به تزویری برای تکه‌پاره کردن میهن ما شده است، گرچه نظام فدرال در بعضی کشورها نسبتا خوب عمل کرده است.
افراد و احزاب وابسته به پول و اسلحه و رانت رسانه‌ای قدرت‌ها، به علت طرد شدن توسط ایرانیان، به‌خصوص مردم منطقه‌ای که آنها ادعای نمایندگی آن‌ها دارند، دیگر از به‌کار بردن واژگانی که ماهیت آن‌ها را رسوامی‌نماید، پرهیز می‌کند. واژگانی چون «تجزیه‌طلب» یا «جدایی‌طلب» یا «استقلال‌طلب» یا… ولی آن‌ها خود را مجبور می‌بینند، برای پیشبرد و اجرایی کردن طرح تکه‌پاره کردن وطن ما، از اسم رمز «فدرالیسم» استفاده کنند! تمامیت ارضی میهن و یک‌پارچگی وطن ما مقوله‌ای نیست که ایرانیان کوچک‌ترین چشم‌پوشی و تخفیفی را پذیرا باشند.
دنبال کردن اخبار، و بررسی و تحلیل موضوعات مربوط به اسرائیل و فلسطین، برای سرنوشت ایران و ایرانیان، از اهمیت زیادی برخوردار است. تجاوزها به حقوق و جنایت‌های صهیونیسفر، منحصر به جنگی که از ۲سال پیش شدت و حدت گرفت، نیست. شناخت نحوهُ عمل‌کرد و ماهیت مهره‌هایی که اهرم‌های قدرت را در منطقه و در دنیا در دست دارند، برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، و گذار از ساختار استبدادی به نظام مردمسالاری ضرورتی حیاتی است…….

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود

در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، جهان بیش از هر زمان دیگری با خشونت، جنگ و بی‌ثباتی و بحران‌های مصنوعی دست به گریبان است. آنچه قرار بود «سازمان ملل متحد» باشد، در عمل به «بی‌سازمانی دوَلِ متخاصم» تبدیل شده است؛ نهادی که نه تنها در مهار تجاوزها به حقوق ناکام مانده، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل خشونت‌گستری‌های قدرت‌ها با مشروعیت بخشیدن و «قانونی» کردن آن‌ها، بدل شده است. وتوی ششمین قطعنامه آتش‌بس در فلسطین توسط ایالات متحده آمریکا در ده هزارمین جلسه شورای امنیت، که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ (۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵) رخ داد، نمادی آشکار از این ناکارآمدی ساختاری است. در این جلسه، به جز آمریکا، تمامی ۱۴ عضو دیگر شورا به آتش‌بس رأی مثبت دادند (حتی بدون یک رای ممتنع)، اما حق وتو بار دیگر منطق، حقوق بشر و اراده جامعه جهانی را به سخره گرفت. این عمل امریکا، کاملا «قانونی» بود!
این رویداد تلخ، که انزوای بیشتر آمریکا و افول شتابان آن امپراتوری را به همراه دارد، نشان می‌دهد که چگونه منافع ملی یک قدرت بزرگ می‌تواند بر سرنوشت میلیاردها انسان سایه افکند. اکنون شاهدیم که رژیم اسرائیل، یعنی رژیمی را که به اذعان متخصصان نسل‌کشی، سازمان‌های حقوق بشری و حتی نهادهای وابسته به سازمان ملل، حداقل چهار ویژگی از پنج ویژگی تعریف‌شده نسل‌کشی را مرتکب شده، مصون نگاه دارد. سازمان ملل با ساختار فعلی خود، از جمله حق وتوی پنج قدرت در شورای امنیت، و استقرار مقر آن در نیویورک که به آمریکا دست بالا را می‌دهد، عملاً به ابزاری برای قلدری و تحمیل منافع قدرت‌ها، بر ملت‌ها تبدیل شده است.
امروزه سرنوشت انسان‌ها در این کره خاکی بیش از همیشه به هم تنیده شده است. بحران‌های تغییرات اقلیمی، خطر جنگ‌طلبی و تسلیحات کشتار جمعی، بیماری‌های همه‌گیر جهانی (پندمی‌ها)، و سلطه‌گری اقتصادی و سیاسی، مرزهای ملی را درنوردیده و حیات کل تمدن بشری را تهدید می‌کننذ. در چنین شرایطی، نیاز به یک نهاد بین‌المللی که بر پایه حقوق ذاتی، جهان‌شمول و بدون تبعیض عمل کند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. این نیاز حیاتی و وجودی، ما را به بازاندیشی در کل نظم جهانی و حرکت به سوی یک انقلاب در ساختارهای بین‌المللی فرا می‌خواند. این انقلاب، بدون منقلب‌تر شدن ما مردم واقعیت پیدا نخواهد کرد. پیش‌نیاز نفیِ سلطه‌گری توسط قدرت‌ها و دولت‌ها، چیزی به جز نفیِ سلطه‌پدیری توسط ما مردم و ملت‌ها نیست. بدون بحث و روشنگری این مفاهیم در میان ما مردم، طرح راه حل ناممکن است!
مبانی یک شورا و یا کنفدراسیون حقوقی بین‌المللی: جایگزینی برای «سازمان ملل متحد»
برای عبور از این بن‌بست، باید به فکر تأسیس یک «کنفدراسیون بین‌المللی حقوقی» (و یا «شورای بین‌المللی حقوقی») باشیم؛ سازمانی نوین که بر پایه اصول حقوقی و با هدف خشونت‌زدایی در تمام عرصه‌ها شکل بگیرد. این کنفدراسیون باید بر اصولی استوار باشد که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. آن اصول، از جمله عبارتند از:

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها

…..یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنرانی نتانیاهو، رد راه‌حل ۲دولتی بود. او با لحنی قلدرمابانه و طلبکارانه و پرخاشگرانه اعلام کرد که اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد سیاست دو کشوری به آن حقنه شود، و حتی امکان چنین طرحی را هم در فکر خود راه نخواهذ داد. 
گر چه نتانیاهو طی ۳۰سال گذشته مخالفت خود را دربارهٌ تشکیل کشور فلسطین مخفی نکرده است، ولی به گفته ناظران، موضع‌گیری امروز نتانیاهو، آشکارترین و بی‌پرده‌ترین مخالفت وی با طرح به‌وجود آمدن کشور مستقل فلسطین، در بیش از ۳دههُ گذشته است. این خود نشان دهندهٌ آن است که او و متحدانش نه تنها هیچ چشم‌اندازی برای صلح متصور نیستند، بلکه هنوز به دنبال تحقق ایده «اسرائیل بزرگ» هستند؛ طرحی که بخش‌های وسیعی از کشورهای همسایه از جمله لبنان، سوریه، عراق، و حتی ایران و عربستان سعودی را در بر می‌گیرد. اسرائیل، ایران و ایرانیان را مانع بزرگی بر سر راه تشکیل «اسرائیل بزرگ» می‌داند، برای همین حداقل در حدود نیم قرن است که تلاش می‌کند ایران را به ۵-۶ «جمهوری» تجزیه و تکه‌پاره کند. رویکرد و همکاری اسرائیل و احزاب و گروههای تجزیه‌طلب با اسم رمز «فدرالیسم» از این روی بوده است….

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها بیشتر بخوانید »

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!

دولت «دینی» را ما ایرانیان نزدیک به نیم قرن تجربه کرده‌ایم.
در این مدت، دین‌ستیزی و به‌خصوص اسلام‌ستیزی، در دنیا قوت بیشتری گرفته است. در چنین حالتی، مردمِ باورمند به دین، به خاطر باورهایشان، از هر سو تحت فشارهای فراوان قرار می‌گیرند. این فشارها منحصر به خارج از ایران نیست و در داخل کشور هم فراوان دیده می‌شود. فشارهایی که منجر به بحران هویت با درجات مختلف، به‌خصوص در جوان‌ها می‌شود. 
از سوی دیگر، به برخی باورمندان قبولانده شده که با فروپاشی رژیم ولایت فقیه و رفتن «جمهوری اسلامی» دین و ایمان هم از ایران خواهد رفت! در تصور بسیاری، لائیسیته به عنوان دین‌ستیزی نقش بسته شده است. این تصویر نادرست، به «اپوزیسیون» منحصر نمی‌شود، و بسیاری از باورمندان نیز به همین شکل می‌اندیشند. متاسفانه نزد بسیاری از ایرانیان، مقولهٌ ارتباط باورهای دینی و دنیوی، با قدرت، از مطالعهٌ عمیقی برخوردار نبوده، و برخی هم خرافات را به‌جای علم نشانده‌اند! تاسف بیشتر این است که این پدیده در کسانی که خود را «اپوزیسیون لایک» می‌دانند بسیار بیشتر مشهود است!
با مشاهدهُ وقایع اخیر در منطقه، اهمیت جدایی و استقلال دولت از عقاید دینی و دنیوی، بیش از پیش نمایان است.
قدرت‌ها برای ادامهٌ سلطه‌گری، مجبور هستند در جوامع «خلق رضایت» بکنند. عقاید دینی، وسیلهٌ مهمی برای این منظور هستند. برای سلطه‌سالاری، استفاده از عقاید دینی بسیار راحت‌تر است، تا عقاید دنیوی. دیگر اینکه ساخت و پرداخت خرافات در باورهای «دینی» بسیار ساده‌تر است، تا در باورهای دنیوی.
باورهایی چون «قوم برگزیده» و «سرزمین موعود»‌ و «عمالقه» و «داهیه» «هانیبال» و «مسعده»‌ و «سامسون» و «عمالیق» و… تبعات فاجعه‌آمیزی را در مقابل دیدگان دنیا، از تئوری به عمل درآورده است، که……

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! بیشتر بخوانید »

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان!

…سران کشورهای «اسلامی» خود را به خواب زده‌اند! تنها عاملی که می‌تواند آن‌ها را مجبور به اقدامات عملی برای توقف «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» رژیم اسرائیل نماید، فشار افکار عمومی است. آیا این عمل جنایت‌کارانه امروز هم، مشمول مرور زمان خواهد شد، و رژیم اسرائیل خواهد توانست به تجاوزها به حقوق ادامه دهد؟ ادامهٌ این جنایت‌ها فقط در صورت سکوت من و تو ممکن خواهد شد!
کانال ۱۲ اسرائیل به‌ نقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داد حمله به رهبران حماس در قطر، با موافقت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، انجام شد. امریکا بارها از قطر به عنوان یک کشور دوست و یک همپیمان خارج از ناتو یاد کرده‌اند. امریکا دارای پایگاه‌های نظامی متعددی در منطقه است، ولی بزرگترین آن‌ها در قطر، و در حدود ۳۰ کیلومتری محل مورد حمله رژیم اسرائیل قرار دارد. پایگاه هوایی العُدِیْد همچنین معروف به فرودگاه ابونَخله، فرودگاهی نظامی در جنوب‌غربی شهر دوحه است. این پایگاه مرکز نیروهای هوایی سنتکام است. عملیات ترور قاسم سلیمانی هم از این پایگاه انجام شد. قطر اعلام کرد یک عضو نیروهای امنیتی این کشور در حمله اسرائیل به دوحه کشته شد.
چند ماه پیش ترامپ شخصا به قطر سفر کرده بود، و طی این سفر، امیر قطر یک هواپیمای جت به او هدیه داد! قراردادهای پرسودی هم از این سفر عاید امریکا شد!
ترامپ از این عملیات مطلع بودند، ولی به گفتهٌ مقامات قطر، زمانی «کشور دوست و همپیمان خود» آن‌ها را مطلع کرد که بیش از ۱۰ دقیقه از شروع حمله گذشته بود.
قدرت، دوستی و وفا نمی‌شناسد! ایجاب قدرت و قدرت‌مداری، خشونت و بی‌وفایی و بلکه خیانت است. محمدرضا پهلوی هویدا (نخست وزیر) و تیمسار نصیری (رئیس ساواک) را برای آرام کردن مردم، به زندان انداخت. هنگام آخرین فرار از ایران، شاه سگ‌های خود را هم با خود برد، ولی خدمت‌گذاران خود را حتی از زندان هم آزاد نکرد! خمینی هم بعد از زندانی‌کردن و اعدام کسانی که سال‌ها به او خدمت کرده بودند گفت: «من با کسی عقد اخوت نبسته‌ام»
انفعال و سکوت مردم و بی‌غمی افکار عمومی، مهمترین عامل جنگ‌طلبی‌ها و خشونت‌گستری‌ها بوده است. در رابطه با تکرار عملیات تروریستی علیه وطن ما، سکوت و انفعال، و یا اعتراض و جنبش ما مردم نقش تعیین‌کننده خواهد داشت!

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان! بیشتر بخوانید »

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب

…رژیم دیکتاتوری ملاتاریا که می‌دانست پایگاه مردمی ندارد، به تکرار اعلام می‌کرد که ما اشتباهِ رژیمِ پهلوی را در ماههای قبل از انقلاب، تکرار نخواهیم کرد! فاجعه ملی تجاوزها به حقوق و کشتارهای جمعی ایرانیان در دهه ۱۳۶۰ و اوج آن در تابستان ۱۳۶۷، نتیجه این توحش بود. ولی این جانیانی که کاملا همجنس جنایت‌کاران دوره پهلوی هستند، نمی‌دانند که روند کاهش سرکوب در آخر دورهٌ ولایت مطلقهٌ پهلوی، یک «اشتباه» و یا از روی دلسوزی و شفقتِ پهلوی و شرکا نبود! این یک اجباری بود که توسط مردم به قدرت‌های داخلی و خارجی تحمیل شد. اسلحه و وسایل سرکوب قوای نظامی و انتظامی و ابزار شکنجه ساواک که یک مرتبه ناپدید نشده بودند! همه در دست رژیم بودند، ولی دیگر نمی‌توانست از آن‌ها استفاده بکند. نخست‌وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ شروع شد و به علت به گلوله بستن دانش‌آموزان در ۱۳ آبان، یک روز بعد در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ سقوط کرد، و شاه یک حکومت متشکل از نظامیان با نخست‌وزیری ارتشبد غلامرضا ازهاری را منصوب کرد که در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، رسما کار خود را شروع کرد. ازهاری تعدادی از مهره‌های مهم رژیم ولایت مطلقه پهلوی را قربانی کرد. از جمله ارتشبد نعمت نصیری رئیس ساواک، منوچهر آزمون، عبدالعظیم ولیان، داریوش همایون، غلامرضا نیک‌پی، و… هویدا نخست‌وزیر…
به همین ترتیب است که رژیم در ساختن لاجوردی‌ها، و خلخالی‌ها، و سعید امامی‌ها، و سعید مرتضوی‌ها، و… و جانیانی دیگری مانند آن‌ها، در مقابل مردم علیل و ذلیل شده است. با اینکه رادان با جنایت‌هایش برای اثبات وفاداری به شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» ترفیع گرفته و اکنون عالی‌ترین مقام انتظامی کشور است، ولی فشار افکار عمومی او را هم از تکرار جنایت‌های ۱۳۸۸، علیل و ذلیل کرده است. آن‌ها حتی از اجرایی کردن «قانون حجاب و عفاف»، که رژیم آن‌را «آخرین خاکریز!» خواند، نیز عاجز مانده‌اند. هیچ بعید نیست رژیم ولایت مطلقه فقیه هم مانند رژیم ولایت مطلقه پهلوی، او و امثال او را برای حفظ خود قربانی کند. یعنی همان کاری که پهلوی با نصیری‌ها و هویداها و… انجام داد! خانواده پهلوی هنگام فرار از ایران، سگ‌های خود را با خود از ایران خارج کردند، ولی خدمت‌گذاران وفادار خود را در چنگال خمینی و شرکا رها کردند!
…در ۱۴ آبان ۱۳۵۷، پهلوی خود را مجبور دید که مستقیما با مردم صحبت کند. وی بعد از آخرین سخنرانی خود از تلوزیون ایران در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۷، در سرگیجه‌گی آن روزها، در گفتگوی تلفنی تایید علی امینی را جویا می‌شود و از او تقاضای کمک می‌کند. 
پهلوی به امینی می‌گوید: «با یه همچین دولتی که ما نمی‌تونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) آیا اون دولت می‌اومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمی‌گفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.»
امینی هم نظر شاه را مبنی براینکه که چاره‌ای جز خشونت و خون‌ریزی و کشتار نیست، تایید می‌کند و می‌گوید: «بله بله متاسفانه بله!»
…پشت به قدرت داخلی و خارجی:
اگر شعارِ اصلاح‌طلبیِ «رای من کو» در سال ۱۳۸۸، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «حقِ من کو» متبلور می‌شد، خودِ ما مردم ایران با اعمال حقِ حاکمیت ملی، طومار رژیم را مدت‌ها پیش، بسته بودیم!
اگر شعار «زن، زندگی، آزادی»، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «زن، زندگی، استقلال، آزادی» متبلور می‌شد، رضا پهلوی به هیچ وجه نمی‌توانست عمر رژیم دیکتاتوری ملاتاریا را طولانی‌تر کند، و خودبراندازی رژیم را به تاخیر بیاندازد.
اگر یک عده از «ایرانیان» برای نتانیاهو و شرکا با همراه کردن ترامپ و شرکا فرش قرمز پهن نمی‌کردند که به میهن ما تجاوز کنند، روند اعتراضات، به اعتصابات می‌کشید، و چه بسا که امروز خود ما مردم ایران موفق شده بودیم، با خشونت‌زدایی، گذاری صلح‌آمیز را به رژیم تحمیل کنیم. 
ما مردم با اتحاد حولِ محورِ حقوق، با نفی انفعال و بی‌غمی، با پشت کردن به قدرت‌های داخلی و خارجی، با خشونت‌زدایی، ما مردم تمام «اشتباهات» شاه را به ملاتاریا تحمیل می‌کنیم.

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب بیشتر بخوانید »

صدارت- ائتلاف اپوزیسیون؟ یا اتحاد و همبستگی مردم؟ و چگونگی آن

هدف درازمدت:
نظامِ مطلوب و مناسب برای مدیریت حقوقی و تدبیر امور کشور: 
مردمسالاریِ مشارکتیِ حقوقمدارِ مشاورتیِ مستقیم.
وسیله و روش و منش و کنش برای رسیدن به هدف:
هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند!
بلکه بر عکس:
وسیله، هدف واقعی را پیش‌گویی و نمایان می‌کند: 
هدف واقعیِ خواسته و دانسته، و یا حتی ناخواسته و نادانسته را، همین حالا بع وضوح نمایان می‌کند! 
هر وسیله‌ای که امروز به‌کار برده شود، به‌مثابه دوربینی است که می‌توان با آن ماهیت واقعی هدف در زمان آینده را به وضوح، در زمان حال دید!
پس وسیله و روش و منش و کنش برای رسیدن به هدف:
۱-مردمسالار ۲-حقوقمدار ۳-مشارکت ۴-مشاورت ۵-مستقیم
هدف کوتاه‌مدت:
– اشاعه و غنای فرهنگ مردمسالاری، و حقوق‌مداری، و خشونت‌زدایی. با تاکید بر این مهم که من باید از خودم شروع کنم. تو باید از خودت شروع کنی. چرا که فقط در آن صورت است که ما می‌توانیم برای خود، سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری رقم بزنیم.
– استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، و حقوق‌مداری، و خشونت‌زدایی در جامعه، و نهادینه شدن آن در نهادهای کشور، هم نهادهای دولتی، و هم نهادهای غیرِدولتی به‌خصوص سمن‌ها (سازمان‌های مردم نهاد) و هسته‌های مردمی. با تکرار و مجددا با این توجه که همهٌ این‌ها باید از من و از تو شروع شوند، و در زندگیِ خصوصی و حرفه‌ای و روزمرهٌ امروزه و هرروزهٌ ما متبلور گردد. چرا که همهٌ این نهادها را من و تو تشکیل می‌دهیم!
– برای تغییر و تحول مردمسالارنه، افراد و هسته‌های مردمی باید تغییر و تحول را افقی، و از پایین به بالا مدیریت کنند. تغییرات از بالا به پایین و قدرت‌فرموده، و با وجود جامعه‌ای منفعل، نمی‌تواند به مردمسالاری پایدار برسد.
حقوق‌مداری
تنها عاملی که برای اتحاد و همبستگی و همکاری، می‌تواند در هر زمان و در هر مکان و بین همه کسان، مخرج مشترک داشته باشد، حقوق هستند. چرا که حقوق همه‌زمانی، و حقوق همه‌مکانی، و حقوق همه‌کسانی هستند. در صورتی‌که باورهای دینی و دنیوی، جنس، نژاد، قوم، ژن، ایل، رنگِ پوست، و… و یا هر عاملی که ذاتی وجود همهُ انسان‌ها (و بدون تبعیض و استثنا همهُ انسان‌ها) نباشد، قدرت آن را به ایزاری برای «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مبدل می‌کند!
مشارکت:
تاکید بر لزوم حضور جوانان
تاکید بر لزوم حضور بانوان
برای رسیدن به این هدف، هر کس، من، تو، هرکدام از همهٌ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه، باید کاری بکند، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به‌نظر کوچک بیاید! در غیر این‌صورت، باز هم به‌جای «ملت–دولت»، شاهد «امت–امامت» خواهیم شد! 
راه حلی مطلوب است که: ۱-در خودِ من، و ۲-در زمانِ خودِ من باشد!

صدارت- ائتلاف اپوزیسیون؟ یا اتحاد و همبستگی مردم؟ و چگونگی آن بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا