جولای 2026

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- نهمین شب افزایش تجاوزات امریکا، و مردم در حالتِ انتظارِ «چه خواهد شد؟»!

در این میان، گروه‌هایی که خود را نجات‌دهنده معرفی می‌کنند، از پهلوی و شرکا گرفته تا جریان‌های تجزیه‌طلبِ فدرالیستِ «اتنیکی»، همه در واقع قوای نیابتیِ رژیم اسرائیل و امریکا هستند که با تضعیف اعتماد به نفس ملی و با نابود کردن همبستگی‌های مردمی، جاده‌صاف‌کنِ پروژه‌هایی نظیر «‘حق’ تعیین سرنوشت» به معنی ’محق‘ بودن برای جدایی از ایران و تجزیه ایران با اسم رمز «فدرالیسم» هستند. دز همین حال این وابستگان پول و اسلحه و تعلیمات و امکانات رسانه‌ای را به بهانه «دفاع مشروع»، از رژیم اسرائیل و امریکا دریافت می‌کنند. در نهایت خود را گوشتِ دمِ توپ اجنبیان شده‌اند، و در نتیجه وسیلهٌ دست، و یکی از مهمترین عوامل برای تکه پاره کردن ایران شده‌اند. آن‌ها حس ناتوانی خود را به مردم منتقل می‌کنند، و سعی دارند این باور را القا کنند که تنها یک قدرت خارجی می‌تواند ما را نجات دهد، آن هم با جنگ و خون‌ریزی، و با تجاوزها به حقوق…
…با توجه به واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های متجاوزان، علیرغم پروپاگندا و تبلیغات گسترده، گزینه‌های نظامی متجاوزان با کیفیت و کمیت بیشتر و برای زمان طولانی، با بن‌بست‌های جدی روبروست:
ناتوانی در اشغال سرزمینی: ایران کشوری پهناور با ۹۲ میلیون جمعیت است.
افکار عمومی: طبق گزارش نشریه اکونومیست، در نظرسنجی‌های اخیر، جنگ علیه ایران در میان مردم آمریکا بی‌سابقه‌ترین میزان عدم محبوبیت را در تاریج این نظرسنجی‌ها دارد.
تجربه تاریخی: همان‌طور که در زمان جنگ عراق، ارتش و مردم ایران اجازه تجزیه ایران را ندادند، امروز نیز ایستادگی ملی مانع اصلی تحقق رویاهای صهیونیسم و شرکای آن‌ها برای تکه‌پاره کردن میهن ما است.
راه حل و راهکار رهایی از این وضعیت بحرانی و خطرناک: «در من، و در زمان من، و بر اساس حقوق» است!…
راه حل در واشینگتن و تل‌اویو و… نیست! برای عبور از این بن‌بست نمی‌توان منفعلانه در انتظار برای تغییر وضعیت توسط قدرت‌ها نشست! راه حل در در بازگشت به خویشتن و آگاهی از حقوق و تلاش برای احقاق حقوق است…
… این‌ها همه، باید در زمینه استقلال، و با تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال باشد. احقاقِ حقِ استقلال در سطح فردی، احقاقِ حقِ استقلال در سطح ملی!
ما اکنون در یک نقطه تاریخی بسیار حساس هستیم. حیات ملی ما در معرض خطرات فراوان است. اگر بخواهیم از این مخمصه پیروز خارج شویم، باید سازندگی را جایگزین تخریب، و فعالیت را جایگزین انفعال کنیم. سرنوشت ایران به این بستگی دارد که ما چقدر به واقعیت واقفیم و چقدر حاضریم به جای انفعال، در خشونت‌زدایی و در این دفاع ملی شرکت کنیم، هر کدام از ما به سهم خود، و به نوبه خود!
راه حل در من است! و در زمان من است! و بر اساس حقوق است!

صدارت- نهمین شب افزایش تجاوزات امریکا، و مردم در حالتِ انتظارِ «چه خواهد شد؟»! بیشتر بخوانید »

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟

… ترامپ، با اِعمال ضوابط دوگانه و قلدری بین‌المللی، رسماً مدعی مالکیت بر تنگه هرمز شده و با تغییر نام آن به «تنگهُ ترامپ»، خواهان باج‌گیری ۲۰ درصدی از کشتی‌های عبوری است. جالب اینجا است که عوارض گرفتن برای ما ایرانی‌ها در آب‌های سرزمینی خودمان «غیرقانونی» تلقی می‌شود، اما برای آمریکا از فرسنگ‌ها دورتر، کاملا قانونی است و با هیچ اعتراضی از جانب کشورهای منطقه و بسیاری دیگر نشده است!…
تجاوزهای اخیر اجنبیان به وطن ما، محصول همکاری مهره‌های «ایرانیِ» وابسته به قدرت‌های جهانی است، که به وطن‌فروشی و هموطن‌فروشی، و خودفروشی تن دادند. بر خلاف سازوکارهای استعمارگری در قرون گذشته، هیچ کشورِ استعمارگری در این عصر، نمی‌تواند بدون استفاده از عناصر وابستهُ نیابتی خود در کشوری دیگر، در چپاول و غارت منافع ملی آن کشور موفق شود. از جملهُ این مهره‌های وابسته و خود فروخته، فرقه ولایت پهلوی، و احزاب «انتنیکی» خواستار فدرالیسم برای تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران هستند. مثلا در مورد میهن ما، در قرن بیست و یکم، یک ژنرال رژیم اسرائیل یا آمریکا نمی‌تواند مستقیماً بر ایران حاکم شود، آن‌ها نیازمند مهره‌های ایرانی هستند تا تحت عناوین فریبنده‌ای چون «مداخله بشردوستانه»، لشکرکشی خود را توجیه کنند. این خیانت تنها به چهره‌های خائنِ شناخته‌شده‌ای چون پهلوی، رجوی محدود نمی‌شود. این جریان از دهه‌ها پیش با ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌آفرینی توسط گروه‌های وابسته و تجزیه‌طلب، به‌ویژه در کوردستان، آغاز شد تا زیرساخت‌های لازم برای مداخله فراهم گردد. باید به این واقعیت بسیار مهم توجه داشت که اگرچه ترامپ و نتانیاهو و شرکا، برای استعمارگری و تجاوزها به حقوق به قوای نیابتی چون پهلوی و رجوی و شرکا، و احزاب و تشکیلات «اتنیکی» فدرالیست نیازمند هستند، ولی همهُ اینها بدون طرفداری و حمایت یک حداقل لازمی از مردمِ معمولی در لایه‌های مختلف جامعه، نمی‌توانند مقاصد شوم خود را حتی آغاز کنند، چه برسد به اینکه ابعاد آن‌ها را به فاجعه‌های امروز برسانند! طرفداری و حمایت مردمِ معمولی، بدون شکست آن‌ها در جنگ روانی غیرِممکن است! ظرافتِ دقت در این واقعیتِ مهم، چراغی است که نقش من و تو و هر کدام از ما را در سرنوشتی که امروز برای خود و برای میهن خود ساخته‌ایم را، به وضوح می‌نمایاند. ولی دیدن همین چراغ برای برخی مشکل بوده است، و گفت «تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!»……

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟ بیشتر بخوانید »

صدارت: ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، نه در مراجعه به قدرتها

در حالی که قدرت‌ها خود را در باتلاقی اسیر کرده‌اند، و بعد از امضای تفاهمنامه، یک وضعیت هم جنگ و هم صلح ادامه دارد، شاهد موقعیت بسیار حساس و تعیین‌کننذه‌ای هستیم. شرایطی که اگر به درستی آن را درک نکنم و منفعل بمانم، ممکن است اوضاع وطن به‌قدری خراب شود که روزی برای ایران، حسرت وضعیت فاجعه‌بار امروز سودان را بخوریم! کشوری که در آتش جنگ، فجایع انسانی و تکه‌پارگی می‌سوزد، و گناه اصلی این فاجعهٌ حقوقِ بشری، بر گردن سودانی‌هایی است که به قدرت‌ها در دنیا و در منطقه رجوع کرده‌اند. تجاوز به حقِ استقلال!
 پرسش اصلی و ساده‌ای که هر یک از ما باید از خود بپرسیم، و قبل از آن من از خودم باید بپرسم این است: «آیا من می‌توانم کاری انجام دهم یا باید بنشینم و ببینم قدرت‌های خارجی چه سرنوشتی برای من رقم می‌زنند؟» یا اینکه نه! واقعا لازم است بگویم «من می‌توانم کاری انجام دهم» و لازم است مرتب از خود بپرسم «آن کارهایی که من، به سهم خود و به نوبه خود، می‌توانم انجام دهم کدام‌ها هستند؟»
…این همان هشداری است که باید برای ایران جدی بگیریم، چرا که قدرت‌های خارجی و نیروهای نیابتی‌شان، همان سناریوی «سودانیزه کردن» را برای میهن ما در سر دارند. و در این صورت، با سودانی شدن ایران، ابعاد کیفی و کمی خشونت و تجاوز در کل منطقه افزایشی بی‌سابقه خواهد داشت.
خطر تجزیهٌ میهن، تحت پوشش فدرالیسم، یکی از جدی‌ترین تهدیدها، یک تلاش برای تکه‌پاره کردن ایران تحت عناوین فریبنده‌ای چون «فدرالیسم استانی» است. اگر این نقشهٌ شوم قبل از تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، در پرده‌ٌ ابهام بود، الان دیگر با اعترافاتِ علنیِ خودِ مهره‌های وابسته در رسانه‌ها، و نیز با فاش‌گویی‌های بی‌فیلتر ترامپ، چه به صورت صوتی-تصویری در رسانه‌های همگانی، و چه در پیام‌های نوشتاری بی‌محابا در تروث سوشیال و سایر رسانه‌های شخصی، شکی باقی نیست که رژیم اسرائیل و امریکا بر تلاش‌های خود برای تجزیه ایرن می‌افزایند. نتیجه این دسیسه‌ها و فتنه‌کاوی‌ها، چیزی جز به جان هم انداختن اقوام ایرانی و ایجاد جنگ‌های بی‌پایان نیست. قدرت‌ها در صهیونیسفر، که آرزوی «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیدهٌ خداوند» در سر دارند، ایران مقتدر و مستقل را، همیشه مانع اصلی برای رسیدن به اهداف خود می‌بینند، و به همین دلیل نیاز دارند از استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری توسطِ خودِ ما ایرانیان، جلوگیری کنند…
من باید بدانم که هیچ کدام از قدرت‌ها برای من و برای میهن من، آزادی و رفاه به ارمغان نمی‌آورد! راه حل در «خود من»، و در «زمان من»، و بر اساس «حقوق من» است. اگر ما مردم، چاره را در خود بیابیم، و برای کمک از قدرت‌ها، منفعلانه به انتظار ننشینیم، و خارجیان را وارد امور داخلی خود نکنیم، هیچ قدرتی نخواهد توانست ایران را به سودانی دیگر تبدیل کند.

صدارت: ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، نه در مراجعه به قدرتها بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا