صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرتها علیه مردم(گفتگوی۳از۷)کاملترین و دقیقترین مجموعه افشاگری کودتا
…بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند…
…بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند…
❊❊تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!؟ — تو یکی نهای، هزاری! تو چراغ خود بر افروز!❊❊
آیا با این شرایط، از ترامپ و نتانیاهو چه کاری ساخته است!؟
جمله هوایی!؟
حمله دریایی!؟
حمله زمینی!؟
با توجه به کارنامه ارتش «ابرقدرت» و نوچههای او درچند دههُ اخیر، این تجاوزها به مام وطن ما، به ترتیب فوق، اگر با شکست کامل همراه نباشد، قطعا با با موفقیتهای ظاهریِ سبک و با تبعات بسیارسنگینتری همراه خواهد بود.
خامنهای: «حفظ نظام!» —>حفظ خامنهای! دشمن: همهُ مردم دنیا نظامستیز هستند! گرچه دشمن اصلی امریکا و اسرائیل است، ولی با آن یکی معامله غیرقانونی و پنهانی میکنیم (اکتبر سورپرایز) و با این یکی هم بده بستان داریم (ایرانگیت، خرید اسلحه)
برای خامنهای و شرکا، خشونتگستریها کمال مطلوب است! در داخل در دورانی که تظاهرات صلحآمیز اوج میگرفتند، قوای سرکوب به آتشزدن و تخریب اموال عمومی میپرداختند! در خارج هم هر گونه خشونتی، بهخصوص علیه ایران، برای «حفظ نظام» لازم است!
ولی برای بعضی، این یادآوری ضروری است: ما مردم هم در این وادی، وجود خارجی داریم!
هر کدام از ما به سهم خود، و به نوبهی خود میتوانیم در بیاثرتر شدن اسلحه در دست سرکوبگران، موثرتر باشیم، و بیشتر بکوشیم.
❊❊که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر! — که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز❊❊
صدارت- تبعات سیاست ترامپ در امریکا و در دنیا بیشتر بخوانید »
در ماه فروردین [۱۳۶۰]، اتفاقا در زمانی است که این جریان کودتای خزنده سرعت میگیرد. چون حالا دیگه با آن هیاتها که به ایران آمدهاند، و ایران موافقت کرد با پیشنهاد هیات عدم تعهد، احتمال اینکه جنگ تمام بشود و آن سازش پنهانی روی دست سازشکنندگان بماند و هر زمان افشاء شد و بخواهد آنها را بیاعتبار بکند، وجود داشت.
پس آنها عجله داشتند که کودتا را انجام بدهند و نفع مشترک پیدا کرده بودند با قدرتهای خارجی در ادامه جنگ.
یادآوری این نکته، مفید است که “الن کلارک” وزیر دفاع در حکومت تاچر [مارگرت تاچر، نخستوزیر بریتانیا]، بعدها در دادگاه “ایران گیت” گفت: جنگ در سود انگلستان و غرب بود، اسباب ایجاد و ادامهاش را فراهم کردیم.
گزارشی را “رشید صدرالحفاظی” که در دفتر رئیس جمهوری کار می کرد، او یک گزارش حدود صد صفحه تهیه کرده بود از روابط پنهانی سران حزب جمهوری با امریکاییها، و در آن گزارش این بود. [شهید رشید صدرالحفاظی از حلقه مشاوران رئیس جمهوری. از جمله گناهان وی يكى اين بود كه او در باره روابط پنهان حزب جمهوری اسلامی و گروه مبارزات انتخاباتی ریگان، که بعدها به اکتبرسورپرایز معروف شد، به اطلاعات جامعى دست يافته بود و طى گزارشى مبسوط آقای بنیصدر را در جريان اين زد و بندها قرار داده بود] اما در نامه بیست و دوم فروردین [۱۳۶۰] که به آقای موسوی اردبیلی است، که این طرح کودتا را دقیق باز گفتیم، کودتایی که من خودم باید قربانیاش میشدم، و نامهای است که بسیار از نظر تاریخ اهمیت دارد برای اینکه عین آنچه که در آن نامه آمده، از آن زمان به بعد، به عمل درآمد:….
آوانگاری جلسهُ اول از ۷ جلسه گفتگوی آقای بنیصدر با علی صدارت (۲۰۱۶۰۶۲۷=۱۳۹۵۰۴۰۷) در بارهُ کودتای قدرتها در خرداد ۱۳۶۰ علیه مردم. (با تشکر فراوان از هموطن عزیزی که از ایران، این آوانگاری را انجام دادند)
آخرین و کاملترین تاریخنگاریِ حقیقی و گاهنگاریِ واقعیِ کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنیصدر قبل از فوت ایشان، در گفتگو با علی صدارت.
به همراه کاملترین مجموعهُ مطالب (مصاحبهها، گفتگوها، مقالهها، سخنرانیها،… و اسناد و مدارک یافته شده از آن زمان تا به امروز) در بارهُ کودتای خرداد ۱۳۶۰ و آخرین مرحلهُ خنثیکردن انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و خیانتِ تبدیلِ انقلاب به ضدانقلاب، برای حفظ ساختار استبدادی.
❊❊❊❊
یک درصد از جمعیت زمین، دنیا را در دست دارند،
۴درصد از جمعیت زمین جیرهخوار و مزدورِ آن یک درصد هستند،
۵درصد از جمعیت زمین بیدارند و همه چیز را میدانند،
۹۰درصد از جمعیت زمین هم خوابند!
جنگ بر سر آن است که آن ۴درصد نگذارند که آن ۵درصد، آن ۹۰درصد را از خواب بیدار کنند…
برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، لازم است که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود، تلاش کنیم که از تعداد آن ۹۰٪ بکاهیم، و به تعداد آن ۵٪ اضافه کنیم!
❊❊❊❊
کاملترین و دقیقترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنیصدر، تاریخنگاری آنگونه که واقع شد!
کودتای خرداد ۱۳۶۰، بدون هیچ زیادهگویی، مهمترین واقعهای بود که امروز، این سرنوشت را داریم.
بیش از چهار دهه گذشت! در رابطه با این واقعیت بسیار مهم، بیشترین سانسورها و شدیدترین خودسانسوریها را شاهد بودهایم!
صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و خامنهای و شرکا علیه مردم بیشتر بخوانید »
با متزلزلتر شدن رژیم و قدرتهای داخلی، و با افول قدرتهای خارجی، و با افزون شدن دردسرها و بلکه ضررهایی که از جانب اسرائیل و بهخصوص نتانیاهو متوجه امریکا و بریتانیا و اروپا میشوند، و با افسارگسیختهگی صهیونیستها در جنایتها علیه بشریت و جنایتهای جنگی و استفاده از فقر و گرسنگی به عنوان اسلحه کشتار جمعی، و همزمان با اینها، با افزایش آگاهی افکار عمومی دنیا از این تجاوزها به حقوق و خشونتگستریها، و… نوید کوتاهتر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم به گوشها میرسد!
صدارت-فعالتر شدن جمهوریخواهان، و سلب و ایجاب جمهوریخواهی! بیشتر بخوانید »
علی صدارت : اسدالله لاجوردی، با عملکرد سبعانهی خود، به یکی از عوامل اصلی و نمادهای شاخص خشونت و خشونتگستری در فاجعه ملی کشتارهای جمعی و جنایت علیه بشریت دهه ۱۳۶۰ شد. رفتار او حاکی از آن بود که به چه خدایی باورمند است و دین اسلام را هم بر همان اساس باور و ترویج و اجرا میکرد. با بررسی گفتههای وی، خدایگونهپنداری و حتی خودخداپنداری او را میتوان لمس کرد.
یکی از نکات مهم برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری این است که باید نحوهی تبدیل شدن یک انسان، به لاجوردی و لاجوردیها از همه زوایای مختلف، موضوعِ بررسی عملی آکادمیک و دقیق گردد و جزئیات این روند تحقیق و مطالعه و تدریس شود. این یک وظیفهی ملی است بر عهدهی همهی ما، و راهی برای ادای دِینی که همهی ما به قربانیان لاجوردی و لاجوردیها داریم.
نکته بسیار مهم آنکه رژیمهای دیکتاتوری به افرادی که بتوانند به مقام دونِ انسان هبوت کنند، نیازی حیلاتی دارند. ولی این روش برای پیشبرد شعار کلیدی آنها :«حفظ نظام، اوجب واجبات است» تاریخ مصرف کوتاهی دارد. با پایان آن تاریخ مصرف، خود آن لاجوردیها هم به درجات مختلف، و با اشکال متفاوت، قربانی همین شعار کلیدی میگردند.
نکته بسیار مهم دیگری را هم باید به خود یادآوری و گوشزد کنیم، و آن اینکه در آستانه سالگرد قتل دولتی مهسا امینی، به وضوح شاهدیم که رژیم ولایت فقیه، از ساختن و پرداختن لاجوردیها، خلخالیها، گیلانیها، سعید امامی-اسلامیها، و… علیل و ناتوان شده است. حتی احمدرضا رادان هم که اکنون فرمانده کل انتظامی رژیم است، علیرغم تمام تهدیداتی که کرده و میکند، از تکرار جنایاتی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ در مقام جانشین فرمانده نیروی انتظامی، به علت حضور یک حداقل لازمی از ما در میدان ساختن سرنوشتِ خویش، ناتوان است.
به امید افزونی تلاشها و مشارکت هرچه فراگیرتر، در جنبش خودجوش برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، و بدین ترتیب:
کوتاهتر کردن و خشونتزداتر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم ولایت فقیه،
کوتاهتر کردن و خشونتزداتر کردن دورهی موقت از سقوط فیزیکی رژیم تا انتخابات آزاد برای یک دولت غیر موقت،
کوتاهتر کردن و خشونتزداتر کردن زمان لازم برای بنا نهادن یک دموکراسی و رساندن آن به یک نقطهی غیرقابل بازگشت.
صدارت: لاجوردی و لاجوردیها، و دِینِ همه ما به قربانیان آنها بیشتر بخوانید »
به این سند، در واقع میتوان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.
در جلسهی امروز، در روند بررسی و بهروزرسانی و بحث «سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران» تغییری لازم دیده شد. امروز، در خارج از نوبتِ شمارهی مفادِ سندِ قانونِ اساسیِ موقت، به بحثی در رابطه با بخش « 4. هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی» و «اصل بیست و نهم» این سند میپردازیم.
هیئت حقیقت یاب و صلح همگانی:
هیئتی برای یافتن حقیقتها و واقعیتها،
هیئتی برای ترمیم بیعدالتیها و تجاوزها به حقوق،
هیئتی برای صلح همگانی،
–
برخی دلایلی که رسیدگی به خشونتها (خشونتهای سیاسی، و فرهنگی، و اجتماعی، و اقتصادی، و فیزیکی، و نیز خشونتهای احساسی\روحی\روانی) و تجاوزهای رژیم به حقوق را در اولویت قرار میدهد، از جمله موارد ذیل هستند، و اینکه اصولا این هیأت برای چیست؟:
برای خشونتزدایی،
برای دفع و رفع خشونتهایی که توسط این رژیم تحمیل شده،
برای اینکه قربانیان باید توان دادخواهی پیدا کنند، تا که با دردها و رنجهای خویش، تنها نمانند و بتوانند به نظام جدید که بر میزان عدالت اجتماعی برپا میشود، اعتماد بیابند، و امید به حال و آینده و شرکت در جامعه حقوند، آنها را از غم گذشته و یأس و احساس ناتوانی که گرفتارش هستند، برهاند،
برای اینکه بر وفقِ میزانِ عدالتِ ترمیمی، قربانیان و خانوادهها و نزدیکان آنان و تمامی جامعه، و از جمله متجاوزان به حقوق، بر ترمیم و جبران حق دارند،
آیا ایدئولژی اصالت قدرت و اقتصاد سرمایهسالاری، و تحمیل انواع بحرانها و خشونتها به مردم دنیا، حکایت از سرنوشتی مانند سرنوشت شوروی را برای رژیمهای حاکم بر ایران، و اسرائیل، و… و بسیاری دیگر از کشورهای دنیا، و حتی بهطور کلی سرمایهسالاری را پیشگویی میکند؟
پاسخ این پرسش از دید من مثبت است، اما فقط با یک شرط! به این شرط که یک حداقل لازمی از ما مردم دنیا بالاخره به این حقیقت آگاهی پیدا کنیم که ما باید در ساختن سرنوشت خود، فعال باشیم.
در ادامهی جنگ سرد، بین دو بلوک شرق و غرب، شوروی از درون فروپاشید. در یک پروپاگندای وسیع، دولت امریکا، فروپاشی شوروی را به حساب تدابیر خود نوشت! ولی واقعیت این بود که دستگاههای اطلاعاتی\امنیتی\نظامیِ امریکا حتی احتمال این فروپاشی را هم پیشبینی نکرده بودند! افزایش خشونتها، هزینههای هنگفت صنایع نظامی\امنیتی، افزایش کیفی و کمی فشار خشونتهای اقتصادی بر لایههای بیشتری از مردم، اعمال انواع تبعیضهای مثبت یا منفی، و تشدید سایر بحرانها، و…، باعث خودبراندازی شوروی شد. اصلاحات دیرهنگام، دکترین دوگانهی گورباچف پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) و گلاسنوست (فضای باز سیاسی) موثر واقع نشدند.
آیا ترامپ و شرکا، به همان نتیجهای رسیده است که گرباچف در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسیده بود؟ و یا آیا شرایط و بحرانهای مشابه دارد در این زمان به آنها تحمیل میشود؟…
صدارت- تشدید بحرانها، افزایش تنشهای قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها بیشتر بخوانید »
میهن ما دستخوش حوادث غیر قابل پیشبینی گوناگونی خواهد بود. کودتا، استعفای پزشکیان، حمله خارجی، تغییر و براندازیِ مسالمتآمیز نظام حاکم بر ایران،… و بسیاری دیگر، همه حوادث و سناریوهایی هستند که ممکن است به وقوع بپوندند.
در این رابطه، برای ما مردم ایران دو راه بیشتر متصور نیست:
۱- منفعلانه به انتظار بنشینیم تا قدرتهای داخلی و خارجی، در «توازن قوا» تصمیم بگیرند که چه سناریویی منافع آنها را بهتر تامین میکند و آن سرنوشت را به ایران و ایرانیان تحمیل کنند. این یعنی ادامهی وضعیت فاجعهبار ۴-۵ دههی گذشته، و بد و بدتر شدن سرنوشت ما برای ۴-۵ دههی آینده! و حتی بسیار طولانیتر!
۲- فعالانه برای فکر ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر برای خود باشیم، و سناریوهایی که برای خشونتزدایی و برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری مناسب و مناسبتر هستند را به بحث بگذاریم، و برای به واقعیت پیوستن آن تلاش کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهی خود. انفعال و سکوت و سکون و بیغمی بر ما بخشوده نیست!
این مشارکت فعال برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، منافاتی با زندگی معمولی در عرصهی شخصی و حرفهای، و حتی هیچ تضادی با تفریح و شادی عید و… ندارد. برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، اصلا لازم نیست زندگی معمولی را تعطیل کنیم.
برای ما ایرانیان، گزینهی دیگری به غیر از انتخاب یکی از این دو راه وجود خارجی ندارد! افرادی که راه اول را میروند، همان کسانی هستند که چهل سال دیگر انگشت خود را اتهام به دیگران نشانه میگیرند. در این دوران هم هستند همان نوع ایرانیانی که تقصیرِ انفعالِ خود را به گردن امریکا و انگلیس و کارتر و گوادلوپ و… میاندازند!