مشارکت در ساختن سرنوشت

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

لائیسته به معنی دین‌ستیزی نیست، درست برعکس! لائیسته دین‌ستیزی را محکوم می‌کند! لائیسیته نافی دین‌ستیزی است! لائیسیته به این معنی است که هر انسانی بتواند به‌طور خودانگیخته و بدون هیچ اکراهی، دین یا مرامی را برای خود انتخاب کند. باورمندان به لائیسته، یک قانون اساسی لائیک را تدوین می‌کنند که براساس باورهای دینی و دنیوی نیست، و براساس ۵ دسته حقوق تدوین شده: حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایران و ایرانیان در جامعه بین‌المللی، و حقوق طبیعت. تقابل دولت تئولژیک اسرائیل و دولت تئولژیک ایران، تجربه‌ای بس عبرت‌آموز را در اختیار ما قرار داده است. بررسیِ وقایع امروز با عینک حقوق، و یافتن نکات تاریخیِ تکرار شونده و استمرار یابنده‌ی آن، این درس تجربه را برای ما ایرانیان برای براندازی ولایت مطلقه، و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بسیار مفید خواهد کرد.

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران

لائیسیته را در رابطه با جدایی نهاد عقاید دینی و دنیوی از هر چهار شاخه‌ی دولت (شاخه‌ی مجریه=حکومت؛ و شاخه‌ی  مقننه؛ و شاخه‌ی قضائیه؛ و شاخه‌ی  رسانه‌های همگانی به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت) باید مورد بحث قرار داد. 
با این یادآوری که شناسنامه دولت، قانون اساسی است. 
قانون اساسی وقتی لائیک است که اندیشه‌ی راهنمای آن عقاید دینی و دنیوی نیست، بلکه حقوق است.
سیاست به معنای تدبیر امور است.
تدبیر امور را نمی‌توان بدون اعتقادات دینی و یا اعتقادات دنیوی مدیریت کرد. سیاست نمی‌تواند از عقاید دینی و یا عقاید دنیوی جدا باشد!
هیچ فردی نمی‌تواند بدون اندیشه‌ی راهنما باشد. 
هیچ کسی نمی‌تواند انتظار داشته باشد یک فردی بتواند عقاید دینی و دنیوی خود را از مغز خود خارج، و سپس به تدبیر امور بپردازد!
یک فرد نمی‌تواند لائیک باشد، ولی یک فرد، می‌تواند باورمند به لائیسیته باشد. 
افراد باورمند به لائیسیته، این اندیشه را در جامعه مورد بحث قرار می‌دهند، و برای غنای وژدان علمی جامعه  تلاش می‌کنند.
جنبهٌ سلبی این اندیشه، تبعیض و خشونت است. تبعیض بر اساس عقاید دینی و دنیوی.
جنبهٌ ایجابی این اندیشه، حقوق است. حقوق ذاتی، که همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند! بدون هرگونه تبعیضی همه‌کسانی هستند.
هسته‌ای از افراد باورمند به لائیسیته، قانون اساسی لائیک را در جامعه مطرح می‌کنند و به بحث می‌گذارند. این هسته، قانون اساسی لائیک را تدوین و به جامعه پیشنهاد می‌کنند.

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک)

https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/


سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران، قانون اساسی موقت برای دوران انتقالی (سندی غیر ایدئولوژیک و لائیک):

https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/

این سند، که بر اساس حقوق پنج گانه تدوین شده است، لائیک و غیر ایدئولوژیک بوده، و متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست. صاحب این سند حقوقی در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی همهُ اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم برقرار کنیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران بیشتر بخوانید »

منقلب‌تر شدن!انقلاب کردن!پویایی ۳۰ تیرها!زنده‌باد دکتر مصدق‌ها! ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ محکوم‌باد قوام‌ها!

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت!

۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مانند یک رفراندم، ملت ایران، به قدرت (هم قدرت خارجی، و هم قدرت داخلی به عنوان دست‌نشاندگان و نوکران قدرت خارجی) پشت کردند. این رفتارشناسی خودجوش و مستقل مردم، یک منقلب‌تر شدن بود. این انقلاب، ادامه پیدا کرد تا ۱۳۵۷ و باز هم ادامه یافت تا ۱۴۰۴.
این منقلب‌تر شدن، به شکل یک رفراندمی که از تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و در ۳ تیر ۱۴۰۴ به تسلیم متجاوزان انجامید، باز هم یک نه! بزرگ بود به قدرت‌های داخلی و خارجی. پژواک این رفراندم، به این ترتیب بود که:
خودِ ما ملت ایران هر گونه تجاوز انیرانیان به مام میهن را محکوم می‌کنیم، و با خشونت‌زدایی و با ایستادن در کنار همدیگر، با آن‌ها مقابله می‌کنیم! و از ذره ذره خاک وطن دفاع می‌کنیم!
خودِ ما ملت ایران تکلیف رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران تکلیف سرکوب‌گران فاسد رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران دروازه‌های زندان اوین و سایر زندان‌های سیاسی را باز خواهیم کرد!

در رابطه با تجاوز اخیر اسرائیل و امریکا (۲۳خرداد-۳تیر ۱۴۰۴)، یکی از بارزترین تزویرهای قدرت‌ها در جبهه‌های جدید جنگ روانی این است که همبستگی مردم در دفاع از میهن را مساوی با تایید و طرفداری از رژیم ملاتاریا جعل کنند!
بازی‌خوردن در این سوءاطلاعات و پروپاگندا، از بدترین خطاهایی است که ممکن است مرتکب شویم.
بدترین خطاها به این علت که اجنبی‌ها، با فراهم‌ساختن زمینهٌ فکریِ افکار عمومی، عملیاتِ جنگ روانی را به شکلی مدیریت کنند که در تجاوز بعدیِ آن‌ها به وطن ما، همبستگی مردم کمتر شود و در نتیجهٌ آن، انیرانیان بتوانند باعث از هم پاشیگی اجتماعی، و جنگ داخلی، و تکه‌پاره شدن وطن بگردند.

از جمله روش‌های دفاع پیروزمندانه از خودمان در جنگ روانی و خنثی کردن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات و پروپاگندا، تسخیر بیشتر رسانه‌ها و شبکه‌بندی‌های اجتماعی است. این وسیله و روش، فعالیتی عملی، بی‌خطر، ساده، و در عین حال بسیار موثر است. برای مثال،  یک کنشِ ساده می‌تواند تولید و تکثیر و نشر و بازنشر مطالبات حقوقیِ ما، به شکل شعارهای پرشعور یک‌خطی باشد:
از جمله مطالباتِ حداقلیِ  ایرانیان:
حذف کامل و فوری مجازات اعدام!
لغو فوری همهٌ اعدام‌ها!
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و رسانه‌ای
پایان دادن به همهٌ شکنجه‌های روانی و فیزیکی
نه! به حجاب اجباری!
نه! به وابستگی!
نه! به وابستگان!
استقلال! استقلال! استقلال!
احقاقِ استقلال و آزادی
احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی
احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی
احقاقِ حقوق

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟

با ادامهٌ حضور خامنه‌ای و شرکا، و نتانیاهو و شرکا، بدون تردید شاهد ادامهٌ جنگ و خشونت‌گستری‌ها در ایران و منطقه و دنیا، خواهیم بود. این پرستش‌گران قدرت و زورمداران، به خشونت و بی‌ثباتی و بحران و تنش و جنگ و…، و در نتیجه به وجود یک‌دیگر نیازمند هستند.

گفته شد:

«اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم و با هم متحد شویم»

«به تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم!»

«نیازمند تایید و یا همکاری قدرت هستیم!»

این کلی‌گویی‌های ناشفاف، نیاز به روشن‌گری و شفافیت دارند! دقیق کردن این عبارت‌ها، و آن‌ها را به عنوان راهکارهای ساده‌ای که هر کدام از تک‌تک ما می‌توانیم به راحتی انجام دهیم، به این شکل می‌شود:

با معیار قرار دادن حقوق، اختلاف‌‌های سیاسی خود را کنار بگذاریم، و حول محور حقوق با هم متحد شویم!

هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود به تنهایی می‌توانیم کارهای فراوانی انجام دهیم، به سهم خود و به نوبه خود!

ما نه تنها نیازمند تایید و یا همکاری قدرت‌ها نیستیم، بلکه به خود و دیگران یادآور می‌شویم که قدرت‌ها همیشه برای ما به‌غیر از ضرر و زیان‌های فاجعه‌بار، چیز دیگری نداشته‌اند!

پس برای: 

۱- پیش‌گیری از تجاوز مجدد اجنبی‌ها به مام وطن، و

۲- کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، 

شعار پرشعور و خودانگیختهُ ایرانیان، دوباره پژواک بلندتری پیدا می‌کند. آن شعار پرشعور این بوده است:

پشت به قدرت (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)

تجاوز اخیر اجنبی به میهن ما، نکاتی را مشخص کرد که قبل از آن در حد تحلیل و نظریه بودند:

استقلال، استقلال، استقلال، استقلال!

نفی وابستگی به قدرت‌ها،

انزجار و طرد وابستگان،

نفی و محکومیت دخالت اجنبی در امور میهن ما،

نفی خشونت، 

خشونت‌زدایی،

اعتماد به نفس فردی،

اعتماد به نفس ملی،

صدارت- بعد از موفقیت ما ایرانیان در همبستگی برای دفع شر اجنبی‌ها، حالا من چه باید بکنم؟ بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟

بعد از شکست ارتش اسرائیل و امریکا در تجاوز به مام وطن، آن کسی که زمینه‌ساز اصلی جنگ روانی برای تجاوز اجنبی به ایران است، یعنی آن وطن‌فروشی که می‌گفت: « سَرِ مار را…، سَرِ اختاپوس را… باید در تهران بزنند!»، باز هم از اربابان خود، یعنی «ابرقدرت» در دنیا و «ابرقدرت» در آسیای باختری (خاور میانه)، ناامید و سرخورده شد! وی حتی نمیداند که سَرِ مارِ واقعی چیست!

متاسفانه بودند برخی ایرانیانی که راه حل را حمله قشون خارجی تصور کرده بودند. بسیاری از این افراد، با مشاهده اثرات تخریبی این تصورِ غلطِ خود، در همان روز اول تغییر موضع دادند و در کنار مردم قرار گرفتند. اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم، تعداد افرادی که از پهلوی و شرکا روی برگردانده‌اند و با پشت کردن به قدرت، به مردم روی آورده‌اند، بیشتر و بیشتر می‌شود. 

ولی در جامعه سیاسی هم، اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم که افرادی هم که با ناامیدی و سرخوردگی در کنار پهلوی و شرکا، روی به قدرت‌ها آوردند و آن‌ها را دعوت به حمله به ایران کردند، و یا از حمله خوشحال شدند، توسط مردم، بیش از پیش طرد و منزوی می‌شوند.

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟ بیشتر بخوانید »

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۳از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا

…بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند…

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۳از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا بیشتر بخوانید »

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۲از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا

در ماه فروردین [۱۳۶۰]، اتفاقا در زمانی است که این جریان کودتای خزنده سرعت می‌گیرد. چون حالا دیگه با آن هیات‌ها که به ایران آمده‌اند، و ایران موافقت کرد با پیشنهاد هیات عدم تعهد، احتمال اینکه جنگ تمام بشود و آن سازش پنهانی روی دست سازش‌کنندگان بماند و هر زمان افشاء شد و بخواهد آن‌ها را بی‌اعتبار بکند، وجود داشت.
پس آنها عجله داشتند که کودتا را انجام بدهند و نفع مشترک پیدا کرده بودند با قدرت‌های خارجی در ادامه جنگ.
یادآوری این نکته، مفید است که “الن کلارک” وزیر دفاع در حکومت تاچر [مارگرت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا]، بعدها در دادگاه “ایران گیت” گفت: جنگ در سود انگلستان و غرب بود، اسباب ایجاد و ادامه‌اش را فراهم کردیم.
گزارشی را “رشید صدرالحفاظی” که در دفتر رئیس جمهوری کار می کرد، او یک گزارش حدود صد صفحه تهیه کرده بود از روابط پنهانی سران حزب جمهوری با امریکایی‌ها، و در آن گزارش این بود. [شهید رشید صدرالحفاظی از حلقه مشاوران رئیس جمهوری. از جمله گناهان وی يكى اين بود كه او در باره روابط پنهان حزب جمهوری اسلامی و گروه مبارزات انتخاباتی ریگان، که بعدها به اکتبرسورپرایز معروف شد، به اطلاعات جامعى دست يافته بود و طى گزارشى مبسوط آقای بنی‌صدر را در جريان اين زد و بندها قرار داده بود] اما در نامه بیست و دوم فروردین [۱۳۶۰] که به آقای موسوی اردبیلی است، که این طرح کودتا را دقیق باز گفتیم، کودتایی که من خودم باید قربانی‌اش می‌شدم، و نامه‌ای است که بسیار از نظر تاریخ اهمیت دارد برای اینکه عین آنچه که در آن نامه آمده، از آن زمان‌ به بعد، به عمل درآمد:….

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۲از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا بیشتر بخوانید »

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۱از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا

آوانگاری جلسهُ اول از ۷ جلسه گفتگوی آقای بنی‌صدر با علی صدارت (۲۰۱۶۰۶۲۷=۱۳۹۵۰۴۰۷) در بارهُ کودتای قدرت‌ها در خرداد ۱۳۶۰ علیه مردم. (با تشکر فراوان از هموطن عزیزی که از ایران، این آوانگاری را انجام دادند)
آخرین و کامل‌ترین تاریخ‌نگاریِ حقیقی و گاه‌نگاریِ واقعیِ کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر قبل از فوت ایشان، در گفتگو با علی صدارت.
به همراه کامل‌ترین مجموعهُ مطالب (مصاحبه‌ها، گفتگوها، مقاله‌ها، سخنرانی‌ها،… و اسناد و مدارک یافته شده از آن زمان تا به امروز) در بارهُ کودتای خرداد ۱۳۶۰ و آخرین مرحلهُ خنثی‌کردن انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و خیانتِ تبدیلِ انقلاب به ضدانقلاب، برای حفظ ساختار استبدادی.
❊❊❊❊
یک درصد از جمعیت زمین، دنیا را در دست دارند،
۴درصد از جمعیت زمین جیره‌خوار و مزدورِ آن یک درصد هستند،
۵درصد از جمعیت زمین بیدارند و همه چیز را می‌دانند،
۹۰درصد از جمعیت زمین هم خوابند!
جنگ بر سر آن است که آن ۴درصد نگذارند که آن ۵درصد،  آن ۹۰درصد را از خواب بیدار کنند…
برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، لازم است که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود، تلاش کنیم که از تعداد آن ۹۰٪ بکاهیم، و به تعداد آن ۵٪ اضافه کنیم!
❊❊❊❊

صدارت-کودتای خرداد۱۳۶۰، کودتای قدرت‌ها علیه مردم(گفتگوی۱از۷)کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتا بیشتر بخوانید »

‎⁨تزویر رسانه‌ای-جنگِ روانی، مادرِ همه جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که ما دا آن، ابزار و توانایی دفاع پیروزمندانه از خود را داریم⁩

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

«شورای رسانه‌های ملی دوران گذار» به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی
منظور از «رسانه‌های ملی» فقط و فقط آن دسته از رسانه‌ها است که بودجه‌ی آن‌ها از منابع ملی (بودجه‌ی دولتی) تامین می‌شود، و در نتیجه متعلق به مردم هستند.
منحل کردن و از بین بردن رسانه‌های ملیِ به ارث رسیده از رژیم ولایت مطلقه، نابخردانه، و اخراج و بی‌کار کردن کارمندان آن‌ها، تجاوز به حقوق این هموطنان است. این رسانه‌ها و هم استعدادهای انسانی و متخصصانِ اصحابِ رسانه‌ها، و هم منابع مالی و تکنولوژیک آنها متعلق به مردم ایران هستند و نباید حیف و میل شوند.
بکارگیری حقوق‌مند این ثروت‌های ملی، در جهت برپایی و پویایی و پیشبرد مردم‌سالاری، نقشی حیاتی دارد. برای ساماندهی این امر، شاخه‌ی چهارم دولت موقت انتقالی، یعنی «شورای رسانه‌های ملی دوران گذار»  برای رسیدگی و اداره‌ی همه‌ی رسانه‌های مختلفی که با بودجه دولتی عمل می‌کنند تشکیل می‌شود.
دوران گذار از استبداد به مردمسالاری، از مدت‌ها پیش شروع شده، و توسط ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)، به قدرت‌ها تحمیل شده است. در این مدت، بسیاری از ما مردم(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود) در «دولتِ مردمیِ موازی» مشغول کار بوده‌ایم، و تا زمانی که فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران را به قدرت‌ها تحمیل کنیم، به همین ترتیب برای تغییر وضعیت فاجعه‌بار کنونی، و برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال خواهیم ماند(هر کدام به سهم خود و به نوبه‌ی خود)!
https://alisedarat.com/2025/04/06/14105/
بعد از فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم بر ایران، با ادامه‌ی کارهای نظری «دولتِ مردمیِ موازی» از سایه بیرون آمده و به صورت «دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»، به کارهای عملی و علنی خواهد پرداخت. 
این دولتِ موقتِ انتقالی برای مدیریت دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران دارای چهار شاخه است:
اول- شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران (پارلمان، شاخه‌ی مقننه)
دوم- شورای عالی قضائی موقت (شاخه‌ی قضاییه) و هئیت حقیقت‌یاب و صلح همگانی
سوم- حکومت دوران انتقال (شاخه‌ی مجریه)
چهارم- شورای رسانه‌های ملی دوران گذار (شاخه‌ی چهارم، رسانه‌هایِ ملیِ همگانی) (موضوع جلسه‌ی امروز)

شناسنامه‌ی دولتِ موقتِ انتقالی، قانون اساسیِ موقت است.
این قانون اساسی موقت، یک سند غیرِ ایدئولژیک است.
این قانون اساسی موقت، یک سند لائیک است.
اندیشه‌ی راهنمای این قانونِ اساسیِ موقتِ غیرِ ایدئولژیک، حقوق است، پنج دسته حقوق است (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ملت ایران در جامعه‌ی جهانی، و ۵-حقوقِ طبیعت)

در جلسه‌ی امروز می‌پردازیم به ادامه‌ی بحث در باره‌ی سندِ اساسیِ دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران:
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
به این سند، در واقع می‌توان به عنوان قانون اساسی موقت نگریست.

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۹)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است بیشتر بخوانید »

سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران

صدارت-سقوطِ فیزیکیِ رژیم، و برخی(۸)اصولِ حاکم بر دولتِ دورانِ موقت، که ضمانتِ اجراییِ آنها، حضورِ ما مردم است

به مناسبت سالگرد قتل سرلشکر شهید محمود افشارطوس ریاست شهربانی کل کشور در زمان دکتر محمد مصدق، در جلسه امروز از جمله به نیروهای انتظامی می‌پردازیم.

ارتشِ مردمیِ جمهوری ایران از ادغام همه‌ی نیروهای مسلح موجود پدید خواهد آمد. نیروهای مسلح منحل نمی‌شوند، بلکه برای احقاق حقوق و دفاع از آن‌ها، در هم ادغام می‌گردند.

از وظایف مهم حکومت و شورای انتقال حاکمیت به مردم ایران، مهیا کردن اسباب پدیدآوردن ارتش ملی یگانه است. ارتشی که در خدمت مردم و مدافع حقوق است، و نه متجاوز به حقوق آن‌ها.

وفاداری نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی، به حقوق پنجگانه (۱-حقوقِ بشر، و ۲-حقوقِ شهروندی، و ۳-حقوقِ ملی، و ۴-حقوقِ ایران در جامعه‌ی جهانی و در روابط بین‌الملل، و ۵-حقوقِ طبیعت) و قوانین متذکره در «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به مردم ایران» است.

https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/

وفاداری نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی به مردم و حقوق است، و نه به گرایش‌های سیاسی و عقاید دینی و دنیوی. ضروری است که این نیروها، در کلیه‌ی اختلافات سیاسی داخلی، کاملا بی‌طرف بمانند.

فرماندهی کل قوا با رئیس حکومت (رئیس شاخه‌ی مجریه‌ی موقت، رئیس جمهور موقت) است. برای انجام این وظیفه، وی از همکاری استعدادهای سالم و دانا به دانش و فنون نظامی برخوردار خواهد شد.

جهت برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری، صِرفِ براندازی یک مستبد و یا یک دیکتاتور کافی نیست. ساختارِ استبدادی و دیکتاتوری باید برانداخته شود. لازمه‌ی براندازیِ ساختار استبداد و مشارکت همگان در استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، از جمله خشونت‌زدایی و اطمینان از زندگی صلح‌آمیز و برخورداری از امنیت و ثبات و آرامش است، که از وظایف اولیه‌ی  نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی است.

انسجام ملی، ضمانتِ تمامیتِ ارضی و یک‌پارچگیِ میهن از مهمترین وظایف اولیه‌ی  نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی است.

هر گونه اقدام مسلحانه‌ای به قصد بازسازی ساختار استبداد، و یا تجزیه‌ی کشور، اکیدا ممنوع و پایان بخشیدن بدان برعهده نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی، تحت فرماندهی رئیس حکومت (رئیس شاخه‌ی مجریه‌ی موقت، رئیس جمهور موقت) است.

در دوران موقت، افراد شاغل در نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی، به حالت آماده‌باش می‌مانند، کارمندان و سربازان وظیفه و کادر، به پادگان‌ها باز می‌گردند و برای دفاع از وطن، به حالت آماده‌باش می‌مانند.

ورود نیروهای انتظامی و امنیتی و نظامی به عرصه اقتصاد مطلقا ممنوع است……

صدارت-سقوطِ فیزیکیِ رژیم، و برخی(۸)اصولِ حاکم بر دولتِ دورانِ موقت، که ضمانتِ اجراییِ آنها، حضورِ ما مردم است بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا