وژدان

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

علی صدارت : وژدان احساسی، کانون تاثیر و تاثر سایر وژدان‌ها، و قلمروهای سیاسی، و اجتماعی، و فرهنگی، و اقتصادی، و بن‌مایه تعقل و تفکر، و وطن است

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن

…با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرت‌ها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمی‌توانند انواع جنگ‌های فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق را هم همین‌طور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرال‌های جنگِ روانیِ قدرت‌ها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کم‌کم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطه‌سالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند: 
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن، تکه‌پاره کردن ایران!
مصاحبه با خانم سرور سامانی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، برنامهٌ دریچه ای رو به آگاهی:
سؤال ۱: با توجه به کشته شدن صدها نفر در سرکوب‌ها و اعتراضات، چه راه‌هایی برای کاهش خشونت وجود دارد که جان مردم حفظ شود و کشتار تکرار نشود؟
سؤال ۲: مردم تا کجا حق دفاع از خود دارند، بدون اینکه این دفاع باعث افزایش تعداد کشته‌ها و تشدید خشونت شود؟
سؤال ۳: وقتی از خارج کشور درباره خشونت یا تقابل صحبت می‌شود، آیا این مواضع می‌تواند به افزایش کشته‌ها در داخل منجر شود؟ مسئولیت گویندگان چیست؟
سؤال ۴: ادامه کشتار و خشونت دولتی چه تأثیری بر جامعه دارد؟
آیا جامعه را به سمت رادیکالیسم می‌برد یا فرسوده و بی‌جان می‌کند؟
سؤال ۵: اگر اولویت اصلی نجات جان مردم و جلوگیری از کشته‌های بیشتر است، چه گزینه‌های عملی و غیرخشونت‌آمیزی در شرایط فعلی ایران وجود دارد….

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن بیشتر بخوانید »

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی

…هر مستبدی، و هر رژیم استبدادی حاکم بر هر کشور، و هر دولت دیکتاتوری نیاز دارد که برای بقای خود، ملتِ زیر یوغ خود را، همیشه در احساس ناتوانی و ترس و اضطراب و بی‌ثباتی و تزلزل و ابهام و بی‌اطلاعی و نگرانی و افسردگی و فرسودگی و ناامیدی و یاس و…  نگه دارد. این ترفند، به طور عملی، از طریق جنگ روانی اجرایی می‌گردد.
با شکست دادنِ یک حداقل لازمی از ما مردم در جنگ روانی، خامنه‌ای و نتانیاهو (که هر دو از یک جنس هستند) توانسته‌اند حاکمیتی بس طولانی بر مردم داشته باشند. جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم را، خامنه‌ای و شرکا «جهاد تبیین»، و نتانیاهو و شرکا «هاسبارا» می‌نامند! هر چه تعداد افرادی بیشتری، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، در این جنگ روانی شکست بخورند، طول عمر مستبد هم به همان نسبت بیشتر می‌شود.
…روش‌هایی که قدرت‌ها برای «رام کردن» ملت‌ها و به سکوت و سکون و انفعال نشاندن جامعه به‌کار می‌برند، مشابه همان روش‌هایی است که علیه زندانیان سیاسی به‌کار برده می‌شود. در واقع بدین ترتیب، همان اختلالات در تنظیمات طبیعی ترشحات سلول‌های عصبی ملت ما، باعث شده همان عارضهٌ احساسی-روانی-روحی-عاطفی  که در یک زندانی سیاسیِ «شکسته» یا «بریده» می‌افتد، در یک حداقل لازمی از ما ایرانیان هم ایجاد شود. به این دلیل است که این رژیم توانسته بیش از چهاز دهه، بر اریکهٌ قدرت دوام یابد! به این هموطنان هم نباید با دیدهٌ قضاوت‌مندانه نگریست.
…بدون تلاش برای غنای وژدانِ عمومیِ فردی برای وژدانِ عمومیِ فردیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته، نمی‌توانیم وژدانِ عمومیِ همگانی را غنی نماییم. برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، باید در جنبش و جوشش برای وژدانِ عمومیِ همگانیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته باشیم! نفی سلطه و سلطه‌سالاری! پذیرش حقوق‌سالاری! مردم‌سالاری!
…برای رهایی از این سرنوشت فاجعه‌آمیز، باید اول از خود شروع کنم، باید اول از خود شروع کنیم! تا تغییر نکنم، نمی‌توانم تغییر بدهم! تا تغییر نکنیم، نمی‌توانیم تغییر بدهیم! برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، وژدان عمومی فردی و وژدان عمومی همگانی باید غنی شود، یک پارادایم شیفت!​

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی

حمله مجدد به ایران، و ایده‌ی تکه‌پاره کردن ایران با اسم رمز فدرالیسم، بار دیگر بالا گرفته.
برای نتانیاهو بازگرداندن زندانیان اسرائیلی در اولویت نیست. تظاهرات شهروندان اسرائیلی هم برای بازگرداندن زندانیان اسرائیلی و آنش‌بس فعلا به جایی نرسیده. او خواهان صلح نیست. هر وقت مذاکرات صلح به خوبی پیشرفته و به آتش‌بس و پایان جنگ نزدیک شده، با به قتل رساندن آن مذاکره‌کنندگانِ صلح‌طلب، و با ایجاد تشنج و بحران، به ابعاد خشونت افزوده است. این خشونت‌گستری‌ها، بدون دروغ‌سازی و دروغ‌پردازی، و در یک کلام بدون جنگ روانی به‌عنوان پیش‌نیاز، غیرِممکن است.
اولویت‌های نتانیاهو عبارتند از: 
بر قدرت ماندن (حفظ نتانیاهو، اوجب واجبات است!)، و…

…اکنون، ارتش اسرائیل، قشونی خسته است! در حمله ۲۰۰۶ اسرائیل به لبنان، ارتش اسرائیل نزدیک به دو سال در جنگ نبود!
اسرائیل نتوانسته به بسیاری از هدف‌هایی جنگی که خودِ نتانیاهو و شرکا از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد اعلام کرده‌اند، دست یابد. حذف مقامات عالی‌رتبه نظامی-انتظامی، و منصوب کردن مهره‌های مطلوب هم اثر لازم و مطلوب را نداشته است! از آن مهمتر، ناکامی و بلکه شکست فاحش ژنرال‌های رنگارنگ و بسیار پرشمار صهیونیسفر در پروپاگندا، و مغزشویی، و جنگ روانی در سراسر دنیا بوده است. ژنرال‌های جنگ روانی در جبهه‌های مختلف، خاکریزهای متعددی را از دست داده و می‌دهند. 
از این رو نتانیاهو، دیروز چهارشنبه ۱۳ اگوست ۲۰۲۵، بر خود واجب دید که یک پیام تصویری برای ایرانیان فرستاده و به آن‌ها دستور بدهد که به «خیابان‌ها را بگیرند!» برای موثرتر بودن این مغزشویی، وی یک لیوان و یک پارچ آب زلال خنک روی میز مقابل خود قرار داده، و می‌گوید: «…شما حتی آب تمیز و خنک که به بچه‌هایتان بدهید، ندارید!…»
امثال این کوته‌فکران از اتحاد و همیاری ایرانیان برای دفاع از وطن در «جنگ ۱۲ روزه» درس نگرفته‌اند، و تلاش مذبوحانهٌ دیگری را در سر می‌پرورانند.
پیش‌نیاز این جنگ، و هر جنگی، پیروزی ابتدایی آن‌ها در جنگ روانی است. برای همین دروغ گفتن واجب می‌شود. برای دروغ گفتن، قدرت‌ها باید اول به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، تجاوز کنند. برای تجاوز به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، قدرت‌ها باید روزنه‌های خبری را کور و مردم را با دروغ‌های خود، کر کنند. اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، وظیفه رسانه‌های تحت کنترل صهیونیسفر در بیش از یک قرنی که گذشت بوده. هر وقت هم که شبکه‌ها و یا رسانه‌گرانی، بر خلاف منویات قدرت عمل می‌کردند، به سرعت از کار بی‌کار و حذف می‌شدند.
ولی حالا به علت ضعفِ قدرت‌مداران و رسانه‌های قدرت‌پیشه، حالا باید روش‌های خشن‌تر، و حذف فیزیکی اجرایی شوند. ژنوسید در غزه، برای افکار عمومی دنیا، مستندتر شده است. ولی در بطن این نسل‌کُشی و ژنوسید عمومی، باید نسل گروههای خاصی بیشتر مورد توجه قرار داده شود. رسانه‌گران هم از جملهٌ این نسل‌ها هستند، که باید با کشتاری هدفمند، نسل‌شان برداشته شود.
در رابطه با کشتار هدفمند (و نه قتل اتفاقی در جبهه‌های جنگ) رسانه‌گران در غزه، تعداد ۲۳۷ و ۲۴۳ نفر را از منابع مختلف خوانده‌ام. گزارش‌گر آمریکایی دیگری می گوید: «… [از اکتبر ۲۰۲۳] بیش از ۲۰۰ رسانه‌گر توسط اسرائیلیان به قتل رسیده‌اند. این آمار بیش از مجموعه‌ی همهٌ رسانه‌گران کشته‌شده در جنگ جهانی اول+ جنگ جهانی دوم+جنگ کره+ جنگ ویتنام+ جنگ افغانستان بوده است(بیش از مجموعهٌ همهُ اینها!). کسی می‌تواند این آمار هولناک را ببیند و نپرسد: آخر چرا!؟ ولی پاسخ این پرسش بسیار ساده است. نتانیاهو و شرکا مجبورند که…….

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی بیشتر بخوانید »

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی

انسان مجبور است با محیط خود، در بُعدهای مختلف ۱-اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، روبرو شود و تعامل کند.

فعالیت‌های روزانهٌ هر انسانی در همهٌ این چهار بُعد محیطی، بر اساس داده‌هایی در ۱-زمینهٌ علمی و ۲-زمینهٌ اخلاقی و ۳-زمینهٌ تاریخی است. 

یک کامپیوتر و یا یک روبات نیز در این بُعدها و در این زمینه‌ها، داده‌ورزی می‌کند. ولی البته یکی از وجوه تمایز انسان و کامپیوتر، احساس و عاطفه است. انسان یک موجود زنده است که دارای احساس و عاطفه است، و هر انسانی در زمان‌های مختلف، به دلایل متعدد، در حالات روحی روانی متفاوتی قرار می‌گیرد. این حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی، و در واقع زمینهٌ اصلی و مرکزی یعنی ۴-زمینهٌ احساسی_روانی انسان است که با ارتباطی چندطرفه با سه زمینهٌ دیگر (علمی و اخلاقی و تاریخی)، نحوهٌ تعاملِ هر انسانی را در بُعدهای مختلف (فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی) در محیط خود، نقش می‌بندد.

انسان یک موجودِ ۱-نسبی، و ۲-فعال است!

به هر مقدار که هر انسانی خود را نسبی‌تر ببیند، و از مطلق‌انگاری و مطلق‌اندیشی دوری گزیند، به همان نسبت در میدان ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، فعال‌تر می‌شود.

به هر مقدار که هر انسانی منفعل‌تر باشد، به همان نسبت به نیستی و بیماری و مرگ نزدیک‌تر می‌شود.

مجموعهٌ انسان‌های نسبی و فعال، جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند که مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را وظیفهُ خود می‌داند، و در عمل کردن به این وظیفهٌ حیاتی خویش، فعالانه می‌کوشد. در چنین جامعه‌ای، اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس جمعی و ملی پیوسته رو به افزایش است. در چنین جامعه‌ای، هر فردی و مجموعهٌ افراد، پیوسته مردمسالارتر و حقوق‌مدارتر می‌شوند.

میزان آگاهی احساسی_روانی، را به زبان انگلیسی emotional quotient= EQ می‌گویند، و در زبان فارسی به هوش احساسی_روانی معروف است. 

افرادی که از هوش احساسی_روانی بیشتری برخوردار هستند، زمینهٌ احساسی_روانی خود و دیگری و دیگران را بهتر و عمیق‌تر مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهند، و آن را کانون بررسی و تحلیل در رابطه با سه زمینه‌ٌ دیگر قرار می‌دهند. 

وژدان (وژدان یک واژه‌ی پارسی، با ریشه‌ی کردیِ لکی، و معرب آن وجدان است) به معنی خودآگاهی است. 

وژدان احساسی_روانی یا هوش احساسی_روانی، به معنای میزان سواد و آگاهی فرد از حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی خویش، و اطرافیان خود یعنی دیگری و دیگران است.

هر چه وژدان احساسی_روانی غنی‌تر باشد،وژدان علمی و وژدان اخلاقی و وژدان تاریخی فرد، و مجموعه افراد، غنی‌تر می‌گردد. در این صورت ارتباط و تعامل‌های یک انسان، و مجموعه انسان‌ها، در زمینه‌های -اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، حقوق‌مدارانه‌تر می‌گردد. و بدین ترتیب یک جامعه پیوسته مردمسالارتر می‌شود. 

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی

تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما می‌خواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموش‌شدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربه‌های موفق از بهره‌گیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، می‌توانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های غربی و شرقی، و قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند.
ما مردم ایران می‌توانیم و باید با استفاده از رسانه‌ها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، میهن را از خطرات قدرت‌های داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانه‌ای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی می‌توان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانه‌ها و سواد رسانه‌ای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیق‌تر سواد رسانه‌ای، از زاویه حقوقی را می‌توان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌ها و دانسته‌های خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیست‌بوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانه‌ای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانه‌ها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی

رسانه‌های بزرگ، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، ابزار و اسلحه موثری بوده‌اند.

مردم اسرائیل یکی از شکست‌خورده‌ترین ملت‌ها در جنگ روانی هستند!

بسیاری از آن‌ها، به سراغ رسانه‌های غیراسرائیلی نمی‌روند، و این خودسانسوری باعث شده که پروپاگندای «مسلمانان حیوانات انسان‌نما هستند» را بپذیرند. سانسور خبرها توسط بسیاری از رسانه‌های اسرائیل، بسیار وسیع بوده است. ایجاد بحران و جنگ و خشونت و… در منطقه، و در نتیجه ترس و اضطراب از «دشمن» در دل‌ها، بسیاری از آن‌ها پذیرنده‌ی سیاست‌های نتانیاهو کرده است. بعد از حمله به ایران، محبوبیت نتانیاهو بالا رفت و برای مدتی، خطر از دست دادن مقام نخست‌وزیری را از خود دور کرد.

هنوز اکثریت مردم اسرائیل عقیده دارند که باید جنگ با فلسطینی‌ها را ادامه داد، و سرزمین آن‌ها را غصب کرد.

بسیاری از آن‌ها واقعا باور دارند که «قوم برگزیده» هستند که وظیفه دارند به «سرزمین موعود» باز گردند و آنجا را «پاکسازی» و اشغال کنند. کسانی که این جعلیات را به عنوان فرمان خداوند و احکام دین بپذیرند، به زبانی دیگر: کسانی که در این جنگ روانی شکست بخورند، بر خود واجب می‌دانند که به حقوق تجاوز کنند.

ذهنیت بسیاری از مردم امریکا، در اثر مشاهده خبرهای دلخراش از «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» به‌درد آمده است و جنگ روانی رسانه‌های صهیونیسفر و وابسته به اسرائیل، اثرگذاری سابق را از دست داده است. به عبارت دیگر، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، این افراد توانسته‌اند از خود دفاع پیروزمندانه‌ای را مدیریت کنند.
قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

❊❊❊

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی بیشتر بخوانید »

صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و  خامنه‌ای و شرکا علیه مردم

کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر، تاریخ‌نگاری آن‌گونه که واقع شد!

کودتای خرداد ۱۳۶۰، بدون هیچ زیاده‌گویی، مهمترین واقعه‌ای بود که امروز، این سرنوشت را داریم. 

بیش از چهار دهه گذشت! در رابطه با این واقعیت بسیار مهم، بیشترین سانسورها و شدیدترین خودسانسوری‌ها را شاهد بوده‌ایم!

صدارت- کودتای خرداد ۱۳۶۰، کودتای خمینی و  خامنه‌ای و شرکا علیه مردم بیشتر بخوانید »

صدارت : کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر، تاریخ‌نگاری آن‌گونه که واقع شد

کودتای خرداد ۱۳۶۰، بدون هیچ زیاده‌گویی، مهمترین واقعه‌ای  بود که امروز، این سرنوشت را داریم. 

بیش از چهار دهه گذشت! در رابطه با این واقعیت بسیار مهم، بیشترین سانسورها و شدیدترین خودسانسوری‌ها را شاهد بوده‌ایم.

تدریس رسمی در بعضی از کتابهای آموزشی رژیم ولایت مطلقه، به گونه‌ای است که پنداری در ایران اولین رئیس جمهوری، اصلا وجود نداشته، و به مدد امدادهای غیبی «انقلاب» طوری اتفاق افتاد که شماره رئیس جمهورهای ایران در رژیم «جمهوری اسلامی»، از دو شروع می‌شود!! 

نقطه عطفی که انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به ضدانقلاب، و بهار ایران، به خزان و زمستان مبدل گردید، این بود که علیرغم اینکه سنجش افکار عمومی که در یکی دو ماه اول سال ۱۳۶۰ محبوبیت آقای خمینی را حدود ۲۰-۳۰درصد و محبوبیت آقای بنی‌صدر را تا ۸۰٪  نشان می‌داد، حزب جمهوری اسلامی و آقای خمینی و شرکا، توانستند با خشونت و سرکوب، علیه مردم و منتخب مردم، کودتا کنند. 

محاسبات صدام که فکر می‌کرد در عرض یک هفته کنفرانس مطبوعاتی پیروزی حمله و تجاوزش به ایران را برگزار خواهد کرد، به یمن ایستادگی مردم و ارتش دلیر ایران و علیرغم ازهم‌پاشیدگی نیروههای مسلح، غلط از آب در آمد. با تماسی که از دفتر آقای رجایی با هیئتی که قرار بود پیام رسمی صدام مبنی بر پذیرفتن شرایط ایران برای پایان جنگ را به آقای بنی‌صدر برساند، گرفته شد، این سفر لغو شد. 

با افزایش محبوبیت آقای بنی‌صدر، از جمله به علت: پافشاری در مخالفت با حجاب اجباری، مخالفت با «انقلاب فرهنگی» به عنوان بهانه‌ای برای تعطیلی دانشگاهها (در نقل به فحوای صحبت‌های آقای آیت  از شرکای آقای خمینی در حزب جمهوری اسلامی، در نوار افشا شده گفته بود: …کاری می‌کنیم که این بار پدر بنی‌صدر هم نتواند موفق بشود…)، مدیریت اقتصاد ورشکسته به ارث رسیده از «دوران زرین پهلوی» ، سامان‌دهی وضعیت معیشتی کارگران، مخالفت با شکنجه و اعدام و زندانهای متعدد، مخالفت با تبعیض، پیروزی‌های موفق در دفاع از حمله صدام و تلاش برای پایان دادن به جنگ، مخالفت با عملکرد قوه قضائیه،… به طوری که روزنامه کیهان در آن زمان نوشت: «شما رئیس جمهور هستید و یا رهبر اپوزیسیون»

صدارت : کامل‌ترین و دقیق‌ترین مجموعه افشاگری کودتای خرداد ۱۳۶۰ از زبان آقای بنی‌صدر، تاریخ‌نگاری آن‌گونه که واقع شد بیشتر بخوانید »

لاجوردی=ثابتی-ساواک=واواک-خشونت، تجاوز به حقوق، زندانی سیاسی، شکنجه، اعدام،

صدارت: لاجوردی و لاجوردی‌ها، و دِینِ همه ما به قربانیان آن‌ها

علی صدارت : اسدالله لاجوردی، با عمل‌کرد سبعانه‌ی خود، به یکی از  عوامل اصلی و نمادهای شاخص خشونت و خشونت‌گستری در فاجعه ملی کشتارهای جمعی و جنایت علیه بشریت دهه ۱۳۶۰ شد. رفتار او حاکی از آن بود که به چه خدایی باورمند است و دین اسلام را هم بر همان اساس باور و ترویج و اجرا می‌کرد. با بررسی گفته‌های وی، خدای‌گونه‌پنداری و حتی خودخداپنداری او را می‌توان لمس کرد.

یکی از نکات مهم برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری این است که باید نحوه‌ی تبدیل شدن یک انسان، به لاجوردی و لاجوردی‌ها از همه زوایای مختلف، موضوعِ بررسی عملی آکادمیک و دقیق گردد و جزئیات این روند تحقیق و مطالعه و تدریس شود. این یک وظیفه‌ی ملی است بر عهده‌ی همه‌ی ما، و راهی برای ادای دِینی که همه‌ی ما به قربانیان لاجوردی و لاجوردی‌ها داریم.

نکته بسیار مهم آن‌که رژیم‌های دیکتاتوری به افرادی که بتوانند به مقام دونِ انسان هبوت کنند، نیازی حیلاتی دارند. ولی این روش برای پیشبرد شعار کلیدی آن‌ها :«حفظ نظام، اوجب واجبات است» تاریخ مصرف کوتاهی دارد. با پایان آن تاریخ مصرف، خود آن لاجوردی‌ها هم به درجات مختلف، و با اشکال متفاوت، قربانی همین شعار کلیدی می‌گردند.

نکته بسیار مهم دیگری را هم باید به خود یادآوری و گوش‌زد کنیم، و آن این‌که در آستانه سالگرد قتل دولتی مهسا امینی، به وضوح شاهدیم که رژیم ولایت فقیه، از ساختن و پرداختن لاجوردی‌ها، خلخالی‌ها، گیلانی‌ها، سعید امامی-اسلامی‌ها، و… علیل و ناتوان شده است. حتی احمدرضا رادان هم که اکنون فرمانده کل انتظامی رژیم است، علی‌رغم تمام تهدیداتی که کرده و می‌کند، از تکرار جنایاتی سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ در مقام جانشین فرمانده نیروی انتظامی، به علت حضور یک حداقل لازمی از ما در میدان ساختن سرنوشتِ خویش، ناتوان است.

به امید افزونی تلاش‌ها و مشارکت هرچه فراگیرتر، در جنبش خودجوش برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، و بدین ترتیب:

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم ولایت فقیه،

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن دوره‌ی موقت از سقوط فیزیکی رژیم تا انتخابات آزاد برای یک دولت غیر موقت، 

کوتاه‌تر کردن و خشونت‌زداتر کردن زمان لازم برای بنا نهادن یک دموکراسی و رساندن آن به یک نقطه‌ی غیرقابل بازگشت.

صدارت: لاجوردی و لاجوردی‌ها، و دِینِ همه ما به قربانیان آن‌ها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا