حق اطلاع‌یابی

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم!

……واقعیت این است که در هر جای دنیا، وقتی مردم منفعل باشند، هر کسی که در کانون قدرت قرار گیرد، ناچار یا به اختیار، به حقوق مردم تجاوز خواهد کرد. بنابراین، ضمانت اجرایی قانون، نه در جوهری بر روی کاغذی، بلکه در حضور فیزیکی و فکری ما مردم نهفته است!
درس‌های تلخ تاریخ، بسیار عبرت‌آموز هستند. ما مردم باید باید از خود بپرسیم چرا منفعل شدیم؟ ما نباید اشتباهات انقلاب ۵۷ را تکرار کنیم. در آن زمان، بسیاری تصور کردند که با سپردن کار به چند فرد «خوب»، رسالتشان تمام شده و می‌توانند به دنبال زندگی شخصی خود بروند. همین انفعال بود که به استبداد اجازه داد اولین قدم‌های سرکوب، مانند «حجاب اجباری»، را بردارد. اگر در همان روزهای نخست که شعار «یا روسری یا توسری» سر داده شد، مردم (چه موافق حجاب و چه مخالف آن) به عنوان یک حق و آزادی فردی در برابر آن می‌ایستادند، استبداد نمی‌توانست این‌گونه ریشه بدواند.
خط قرمز بین استقلال و وابستگی باید بسیار جدی گرفت! مسئله این است ما باید راه حل را در درون خود و بر اساس حقوق جستجو کنیم، نه در چشم‌داشت به قدرت‌های خارجی. کسانی که تصور می‌کنند قدرت‌هایی نظیر آمریکا و اسرائیل و…یا شخص ترامپ و نمتانیاهو و… می‌توانند ناجی ایران باشند، سخت در اشتباهند! اشتباهی مهلک! چرا که قدرت‌ها در نهایت به دنبال تأمین منافع خود هستند، نه حقوق ملت ایران. پذیرش دخالت خارجی در سرنوشت ملی، خود نوعی تجاوز به «حق استقلال» است، تجاوز به حقِ استقلالِ خود، تجاوز به حقِ استقلالِ ایران و ایرانیان! هیچ‌گاه از تجاوز اجنبی، خیری برای مام وطن حاصل نمی‌شود.
در همین راستا، برای شناسنامهٌ یک دولت حقوق‌مدار، شایسته و بایسته است که در تمدن امروز بشری، در کنار شاخهٌ مقننه، و شاخهٌ قضاییه، و شاخهٌ مجریه، یک شاخه چهارمی هم باشد به نام «رسانه‌هایِ ملیِ همگانی» یعنی رسانه‌هایی که بودجهٌ آن‌ها توسط مردم پرداخت می‌شود، در حقیقت متعلق به مردم هستند. پس گردانندگان آن رسانه‌ها هم باید نوسط خود ما مردم انتخاب شوند، تا آنها مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند. این رسانه‌ها به عنوان یک پان‌اپتیکان(Panopticon) و سراسربین واژگون، در واقع نه ابزار قدرت (آنچه که اکنون به‌علت انتصابی بودن مدیران آنها شاهد هستیم)، بلکه دیده‌بان حقوق مردم خواهند بود تا از بازتولید استبداد در هر شکلی جلوگیری کنند.
برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، مسیر ما از امروز تا فروپاشی رژیم، و از آنجا تا انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و رفراندم قانون اساسی و سپس انتخابات آزاد برای دولت غیرِ موقت، تنها با پرهیز از انفعال، و فعالیت و همکاری حول محور حقوق، و هوشیاری مدنی هموار می‌شود. اگر دوباره به انتظار بنشینیم تا کسی دیگر سرنوشت ما را رقم بزند، باز هم با چرخه تکراری استبداد مواجه خواهیم شد. ما باید خودمان ضامن حقوقمان باشیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنه‌ای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خوانده‌اند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برای روایت‌سازی و روایت‌پردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتی‌ها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم! بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران

… واقعیت این است که اضطراب، افسردگی و غمی که امروز جامعه ما را فراگرفته، می‌تواند یا به تخریب و خودتخریبی منجر شود، و یا می‌توانیم آن‌را به انرژی مثبتی برای تغییر وضعیت و سازندگی تبدیل کنیم.
سایهٌ جنگ توسط قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند! در این وادی، بازندهٌ بازی قدرت‌های جهانی در توازن قوا، همیشه ما مردم هستیم. بسیار تاسف‌با است که تعدادی از مردم، به این فاجعه گرایش پیدا کرده‌اند. یقین دارم که در آینده از این موضع خود، مانند مردم عراق و لیبی و افغانسات و سوریه و…سخت پشیمان خواهند شد…
… قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، از ترامپ و شرکا گرفته تا نتانیاهو و شرکا، به دنبال منافع خود هستند. نتانیاهو که حتی مردم ما را با تعابیر توهین‌آمیزی چون «عمالقه» خطاب می‌کند، نمی‌تواند خیرخواه ملت ایران باشد. او و امثال او خود را قوم برگزیده، و ما را «حیوان‌های انسان‌نما» می‌داند. تاریخ به ما آموخته است که مداخلات نظامی خارجی، مانند آنچه در افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و… رخ داد، نه تنها دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه با جمع کردن و تکیه به نیروهای وطن‌فروشِ وابسته به قدرت‌ها، تنها ویرانی به بار می‌آورد…
… قدرت‌ها متاسفانه توانستند با به‌راه انداختن یک جبهه دیگر از جنگ روانی، برای بعضی از ایرانیان، به طور کاذب یک توهمِ «ناجی خارجی» را جا بزنند! حقیقت این است که این توهم کاذب، به غیر از یک تزویر رسانه‌ای نیست که از جمله توسط چند رسانه‌گر محقق، مثلا در نشریه اسرائیلی هاآرتز و در نشریات معتبر دیگر، افشا و منتشر شده است. واقعیت این جنگ روانی باید مورد بررسی قرار بگیرد و وابستگی و تمایل مردم به وابستگان و قدرت‌ها باید مورد نقد قرار بگیرد، تا به کمک همدیگر بتوانیم از تکرار این خسران بزرگ پیش‌گیری کنیم…
… انفعال، در واقع یک خودکشی تدریجی و دردناک است، که در این زمان بسیار مهلک‌تر از قبل شده است.
سرنوشت ایران را نه در اتاق‌های دربسته واشینگتن و تل‌آویو و لندن، و نه در دور میزهای مذاکره‌ای که تنها با حضور افرادی که با شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» در واقع برای حفظ منافع ملی بیگانگان در تلاش هستند، بلکه در اراده ملت ایران باید جستجو کرد!
اگر ما وارد میدان ساختن سرنوشت خود نشویم، دیگران که چون گرگ‌های درنده جهانی ما را محاصره کرده‌اند، جای خالیِ ما را پر می‌کنند، و در نتیجه این قدرت‌ها هستند که برای ما تصمیم خواهند گرفت، البته تصمیم مطلوب خود را! نجات ما به دست خود ماست و این مسیر، مستلزم زحمت، آگاهی و نفی هرگونه وابستگی است.

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران بیشتر بخوانید »

خادمان به ایران-⁨بنی‌صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم

قدرت‌ها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطه‌گری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.

حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطه‌سالاران است!

قبل از هر چیزی، ارتباط خدمت‌گذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آن‌ها. ولی همهُ این‌ها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.

در تاریخ معاصر، بنی‌صدر هدف بیشترین حملات در جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.

به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنی‌صدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.

چند بار هم تلاش کردند که بنی‌صدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.

در زمان دادگاه میکونوس، تلاش‌ها برای تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بی‌پایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنی‌صدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید می‌گرفت را هم دریافت نکرده بود!

بعد از فوت بنی‌صدر، برای مدتی از میزان حمله‌ها به او کاسته شد، ولی قدرت‌ها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنی‌صدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشه‌ی او  هم به همان قدر برای قدرت‌ها خطرناک است.

در سند زیر می‌بینیم که منویات قدرت‌های داخلی و خارجی در اینکه بنی‌صدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافته‌اند.

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »

پهلوی، رضا-جنگ روانی-پروپاگندا-—تجاوز خشونت تزویر بزرگنمایی- اینترنشنال= ۳۷۶٪ ❊و بی‌بی‌سی= ۱۰۵٪ به نفع پهلوی، سلطنت، شاه،

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟

…ولی صلج پایدار، مورد نظر و مطلوب هیچ کدام از طرفهای مخامصه نیست! و همه از شرایط «نه جنگ-نه صلح» بیشتر منتفع می‌شوند!… و در این صورت است که با ادامهٌ بحران‌ها، ملت‌ها خود را به غلط ناچار می‌پندارند که باید به خفقان و سرکوب‌های دولت‌ها، تن دهند.
راه حل بحران جنگ و خشونت، مذاکرات بین قدرت‌ها نیست!
راه حل شرایط خطرناک فعلی، تسلیم شدن قدرت‌های داخلی، به قدرت‌های خارجی نیست!
راه حل تسلیم شدن قدرت‌ها به ملت‌ها است!
راه حل این است که ما مردم، خامنه‌ای و شرکا را مجبور کنیم که تسلیم مردم شوند!
در طول عمر این رژیم، اعتراضات متعددی را پشتِ سر گذاشته‌ایم ولی در همهٌ آن‌ها به محض اینکه یک حداقل لازمی از مردم، روی به قدرت کردند، آتش جنبش فروکش کرده و  به زیر خاکستر رفته است.
در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، روی‌کرد برخی از مردم ایران، به سوی قدرت‌های خارجی، و عوامل وابسته به آن‌ها شد. اینبار هم آتش به زیر خاکستر خزید. با وارد شدن تجاوزها به حقوق و خشونت به اعتراضات، نمی‌توانست هم جز این باشد!
در این روزها فیلمی با عنوان «سلطنت‌طلبان پاریس» برای من فرستاده شد که شخصی در پاریس، بالای تریبونی با عکس بزرگ محمدرضا پهلوی و پشت بلندگو، با فریاد می‌گوید: «…ملت ایران، اولین ملتی است در جهان که از کشورهای خارجی تقاضا می‌کنه بمب روی سرش بریزند…» یکی دیگر با بی‌آزرمی در مقابل دوربی گفت …اگر یک میلیون هم کشته شوند، مهم نیست… یادآوری کنم که این گونه افراد، خود در داخل ایران و در خطر بمباران و کشته شدن نیستند!
راه حل بحران، مذاکره و یا جنگ با ترامپ و نتانیاهو نیست، و با خفت و خواری تسلیم این یا آن شدن!  راه حل بحران، شنیدن صدای مردم و مطالبات برحق آنان است!
قدرتهای خارجی قادر نیستند بعد از بر هم زدن وضعت فعلی، چه با مذاکره و چه با جنگ، وضعیت مناسبی را به ارمغان بیاورند! تاریخ معاصر در افغانستان، و عراق، و لیبی، و سوریه، و… چیزی غیر از این را ثابت کرده است!؟
قدرت‌های خارجی، نتوانسته‌اند یک بدیل وابسته ساخته و به مردم ایران تحمیل کنند. پهلوی هم هیچ وقت نتوانست یک جایگاه واقعی در یک حداقل لازمی از ایرانیان پیدا کند. در خارج از ایران هم، به علت از حد خارج کردن بی‌مایه‌گی و دریوزگی، وی مورد تمسخر و توهین غیرِ ایرانیان است! گذشته از این در رابطه با پهلوی، هر آنچه که قدرت‌ها طی دهه‌ها با هزینه کردن میلیون‌ها دلار، بافته بودند، از شب پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ و روزهای بعد از آن، رشته رشته شد! آن هم به قیمت خون هزاران نفر.
راه حل در دست بزرگترین ابرقدرت دنیا، یعنی افکار عمومی است. راه حل واقعی در دست خود ما مردم است که با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، دولت‌های خارجی را زیر فشار ملت‌های خود قرار دهیم. با نزدیک شدن برخی ایرانیان به پهلوی و نتانیاهو و اسرائیل و ترامپ و امریکا، ما متاسفانه این فرصت را برای ۱۴۰۴ از دست دادیم! و شاهد مرگ هزاران نفر شدیم!

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟ بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت

روش‌هایی که برای پیروزی در جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ می‌تواند موثر باشد، بسیاری همان‌ها هستند که در تجربهٌ موفق سال ۱۳۵۷ موثر بودند:
هرچه فراگیرتر کردن اعتراضات و تظاهرات از مطالبات موضعی/گروهی (قیمت طلا، و ارز، و بازار، و…) تا برای مطالبات عمومی (تجاوزات به حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خشونت‌های روانی)
درآمیختن با بزرگترین «ابرقدرت» دنیا، یعنی «افکار عمومی»، با استفاده از رسانه‌های شخصیِ عمومی و رسانه‌های شخصیِ خصوصی، برای احقاقِ حقِ آگاهی:  حقِ آگاهی‌یابی و  حقِ آگاهی‌رسانی!
احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی، با این هشیاری:
پرهیز از اغراق و دروغ، نفی خشونت و خشونت‌زدایی در گفتار و نوشتار،
شکستن دیوارهای سانسور، پرهیز از خودسانسوری،
همکاری و اتحاد حول محور حقوق، هسته‌های حقوق‌مدار،
خودانگیختگی: آزادی و استقلال! استقلال! استقلال! (پشت به‌قدرت!)
احقاقِ حقِ استقلال
غنای وژدان تاریخی: احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی: آگاهی از تاریخ معاصر و عواملی که انقلاب ۱۳۵۷ را به پیروزی رساند، و عواملی که باعث شد ضدانقلاب، به قدرت برسد، و عواملی که باعث سرنوشت امروز ما شده‌اند
غنای وژدان تاریخیِ فردی و جمعی و ملی.
ادامهٌ نظاهرات و اعتصابات و هرچه فراگیرتر کردن آن‌ها!
هدایت راهپیمایی‌ها و تجمعات در مقابل زندان‌ها، و تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی،
فلج کردن چرخ‌دنده‌های ماشینِ «حفظ نظام»
عدم آغازگری در روش‌های خشونت‌آمیز، دفاع از خود در مقابل خشونت، خشونت‌زدایی و جذب پرسنل قوای سرکوب (قوای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی، امنیتی، لباس شخصی و بسیجی)
از جنس رژیم نبودن و نشدن، پشت به قدرت، روی به ملت:
پشت به قدرت!(قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت!(همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
مشارکت در ساختن سرنوشت، هر کس به سهم خود و به نوبه خود!
هدف: گذار از ساختار استبداد به نظام مردمسالار، مجبور کردن مستبد برای شنیدن صدای مردم و تحمیل انتقال حاکمیت به مردم و یا براندازی مستبد، با تکیه به حقوق به‌خصوص حق استقلال
وسیله/روش: حقوق‌مداری، مردمسالاری، خشونت‌زدایی

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت بیشتر بخوانید »

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴

…..خب این فرهنگ مردم‌سالاری چجوری میشه؟ اولاً من باید بپذیرم که من حق حاکمیت خودم رو، حق حاکمیت ملی خودم رو، احقاق بکنم. وظیفه دارم – یه چیز لوکس نیست: یک وظیفه است! هر فردی وظیفه دارد که که به سهم خودش و به نوبهٌ خودش در احقاق حق حاکمیت ملی تلاش بکنه! به صورت فردی. دوم اینه که راه حل در منه. من دارم راجع به «من» میگم که تحکم نکرده باشم به کسی دیگه؛ تو، تویِ مخاطب که دوم شخص مفرد هستی، به بغل دستت نگاه نکنی بگی ما باید یه کاری بکنیم. هر کسی منتظر «ما مردم» بشه، بالاخره ما نفهمیدیم این ما مردم چه کسانی هستند که باید یه کاری بکنن!؟ راه حل در توئه، در منه و در زمان منه؛ اونوقت اون اعمال حق حاکمیت ملی زمینه‌اش فراهم میشه. و در این صورت هستش که هر اتفاقی بیفته، یعنی حتی اگر نتانیاهو و ترامپ و ۱۰۰ مقابلش هم بیان ایران رو بزنن، کاری از پیش نمی‌برن! مگه ۱۲ روز نزدن؟ چی شد؟! مگه فکر نمی‌کردن که دیگه کار تموم میشه؟ خب نشد! گفتن پس بریم در زندان اوین رو بزنیم، زندانیان رو آزاد بکنیم، دیگه میان مردم بیرون! چی شد؟ نیومدن مردم بیرون. اون فرهنگ استقلال و آزادی نهادینه شده در پندار ما مردم؛ ما مردم نپذیرفتیم از جنس این رژیم قدرت‌سالار بشیم. ما مردم‌سالار بودیم که نپذیرفتیم اجنبی بیاد سرنوشت ما رو تحمیل بکنه بهمون. گفتیم تو خارجی هستی، تو اجنبی هستی برو پی کارت، این قدرت داخلی رو من خودم می‌تونم بر بیاندازم؛ موقعش که شد! تو برو بیرون من خودم درستش می‌کنم. حالا از اون موقع تا حالا درستش کردیم؟ بله که کردیم. منتهی هنوز منجر به سقوط رژیم نشده، ولی فرهنگ مردم‌سالاری پیشرفت کرده. یعنی بعد از حمله در عرض اون ۱۲ روز و بعد از اون تا حالا، ما مردم فرهنگمون مردم‌سالارتر و حقوق‌مدارتر شده.
نقشه راه و روش‌های حقوق‌مدارانه 
حالا از این به بعد چیکار بکنیم که این جنبش نخوابه و رژیم دوباره سرکوب نکنه؟…..

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴ بیشتر بخوانید »

جنبش همگانی، بیا بیرون هموطن، حقت رو فریاد بزن! اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، انقلاب،

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز!

…در صورتی‌که در پندارِ یک فرد برای قدرت، اصالت فرض شود، آن پندار با مطلق کردن قدرت و قدرت‌مداران، اصلا نمی‌تواند بپذیرد که «کله»ی قدرتمدار، کار نکند!
بعد از گذشت ۴۶ سال و با وجود انتشار بی‌شمار مقاله‌ها، و تحقیق‌ها، و خاطرات‌نویسی‌های مقامات مختلف، و ویکی‌لیکس، و…، و اسنادِ سریِ دولتیِ از طبقه‌بندی خارج شده، امروز و این روزها که باز هم مردم ایران فریادهای دادخواهی را بلندتر کرده‌اند، به خوبی می‌دانیم که این فقط «کله»ی محمدرضا پهلوی نبود که دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی هیچ‌یک از قدرت‌های داخلی دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی همهٌ قدرت‌های داخلی به‌کنار! کله‌ی همهٌ قدرت‌های خارجی هم دیگر کار نمی‌کرد!
کله‌ی کارتر و شرکا در امریکا هم دیگر کار نمی‌کرد! 
در گوادلوپ هم همین‌طور! کله‌ی جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و کله‌ی جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، و کله‌ی هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی، و کله‌ی میزبان یعنی خودِ ژیسکار دستن هم دیگر کار نمی‌کرد!
برای حفظ شاه، و یا اگر نتوانستند برای حفظ شاهنشاهی (شورای سلطنت)، و یا اگر آن هم نشد برای حفظ بختیار، و در نهایت اگر آن هم نشد برای کودتایی با رهبری ژنرال هایزر و شرکا برای پیشگیری از پیروزی انقلاب و برپا کردن یک رژیمِ جدیدِ حافظِ منافع آن‌ها در وطن ما،… کله‌ی هیچ‌کدامشان دیگر کار نمی‌کرد!
جنبشِ خودجوشِ مردمی که منقلب شده‌اند، مردمی که توسط افکار عمومی با یکدیگر درآمیخته‌اند و انقلاب کرده‌اند، کله‌ی قدرت‌ها را از کار می‌اندازد، و در نهایت پیروز است، در سال ۱۳۵۷ و امروز!

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا