بایگانی ماهیانه: آوریل 2021

صدارت - نافرمانی مدنی تا روز انتخابات، تحریم «انتخابات» و خالی گذاشتن خیابان‌ها در تمام روز انتخابات

صدارت – نافرمانی مدنی تا روز انتخابات، تحریم «انتخابات» و خالی گذاشتن خیابان‌ها در تمام روز انتخابات

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰

سرپیچی از تسلیم، و خودداری از تن دادن به پذیرش این تلقین و مغزشوئی که:  هیچ راه حلی نیست…. و قضا و قدر بوده است…. ما را یارای مقابله با قدرت داخلی نیست…. قدرتهای خارجی اینگونه می‌خواهند و کار انگلیس و امریکا و اسرائیل است و کاری از دست ما برنمی‌آید…. سرپیچی از تسلیم و انفعال و خودداری از تن دادن به پذیرش این تلقین و مغزشوئی که مردم  بی‌عرضه و ناتوان هستند و سرنوشتی که دارند قابل تغییر نیست. پافشاری بر بی‌عرضه و ناتوان نبودن مردم و تلاش برای اثبات آن به خود و به هرچه بیشتر از افراد جامعه.

صدارت و بنی‌صدر گفتگو در بارهٌ: روش‌های عملی(۳)تشکیل و فعالیت هسته‌های مردمی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر

صدارت و بنی‌صدر گفتگو در بارهٌ: روش‌های عملی(۳)تشکیل و فعالیت هسته‌های مردمی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر

۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

دیدیم که اعتماد به آنچه خود داشته‌ایم و داریم، جنبشهای همگانی و خودجوشِ ۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ را به سوغات آورده و ما را در جهان زبانزد کرده. طلب جام جم از بیگانۀ به حاکمیت جمهور مردم، تمنای مردمسالاری را در تجربۀ انقلاب ۱۳۵۷ به هژمونی بیگانۀ ضد انقلاب و در سال ۱۳۸۸ به کهریزکها کشانید. نقشی را که خود در ساختن آیندۀ خود می‌توانیم و باید داشته باشیم، ز بیگانه های ایرانی و انیرانی تمنا کردن، سرنوشتی جز بدتر از پدیدۀ احمدی‌نژادها و دردناکتر از کهریزکها برایمان نمی‌آورد. تجربۀ موفق تونس را در فراری دادن بن‌علی در عرض چند هفته، به خود یادآور شویم. از جمله ریشه‌های اصلی ادامۀ وضعیت قبلی با شکلی دیگر و سرنوشتی بدتر از وضعیت قبلی در کشورمان، عدم باور اکثر افراد و گروه‌های سیاسی و از آن مهمتر عدم باور اکثر خودِ ما مردم به وجوب اعمال توانایی از طریق خودِ مردم و وجوب گرفتن مشروعیت برای مسائل و تصمیم‌های سیاسی از خودِ مردم است. باید به خود و به نفسِ خود اعتماد کنیم.

بنی‌صدر : استقلال و آزادی، کتاب تحقیقی در باره این دو حق ذاتی انسان

بنی‌صدر : استقلال و آزادی، کتاب تحقیقی در باره این دو حق ذاتی انسان

۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

چند نسل ایرانی، در پی یکدیگر، استقلال و آزادی را هدف جنبشهای خویش کردهاند. زمانی برای استقلال تقدم قائل شدهاند (جنبش تحریم تنباکو) و زمانی آزادی را مقدم شمردهاند (جنبش مشروطیت) و زمانی این دو را همزاد و همراه دانسته و خواستهاند (ملیکردن صنعت نفت و انقلابی که اسلام بمثابه بیان استقلال و آزادی، اندیشه راهنمای آن شد). اما آیا به استقلال و آزادی، بمثابه هدف و روش، وجدان داشتند؟ تحقیقی که اینک در اختیار خواننده قرار میگیرد، به پرسش، این پاسخ را میدهد: تعریف استقلال و آزادی بر اصل موازنه عدمی، تعریفیاستکه هدف و روشکردنش، هر شهروند و هر جامعه را از جبر پویاییهای نظام سلطهگر – زیرسلطه میرهد. این واقعیت که ایران در موضع زیرسلطه است و همچنان فقیر میشود، میگوید وجدان به استقلال و آزادی، نه تنها همگانی نگشتهاست، بلکه در سطح آن بخش از جامعهکه نقش نیروی محرکه را بر عهده دارد، نیز، همگانی نشدهاست؛ چه رسد به روش زندگی گشتن. چرا؟

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۶از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۶از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

درست در همان تاریخ  19 اکتبر تا 21 اکتبر 1980 آن معامله پنهانی با ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش در پاریس بر سر به تاخیر انداختن آزادی گروگانها تا انتخابات ریاست جمهوری که در ماه بعد در نوامبر 1980 در امریکا انجام میگرفت ،  این موافقت محرمانه  برای این بود که گروگانها آزاد نشوند تا کارتر شکست بخورد و ریگان  رئیس جمهور بشود ، همزمان با ان معامله این دو مقام میگویند ما اسلحه آمریکایی نمیخواهیم و  بعد گری سیک  در کتاب اکتبر سورپرایز مینویسد که :  وقتی که پیشنهاد ایران در باره مساله گروگانها آمد با کمال تعجب دیدیم که درخواست اسلحه و قطعات یدکی که ایران خریده بود و امریکا ان را توقیف کرده بود نبود  ، و آن را نمیخواهند با اینکه ما آماده بودیم آنها را تحویل بدهیم . یک کشور در جنگ ،  مذاکره کننده طرف مقابل حاضر است اسلحه را بدهد طرفی که مذاکره میکند نمیخواهد اسلحه را بگیرد و این معنایش خیلی روشن و واضح  است:

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۵از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۵از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

در نامه ۳ آبان به آقای خمینی اولاً درباره وضعیت ارتش نوشتم چون حالا یک ماه از جنگ گذشته بود دیگه اون چهار روز فعلاً یک ماه ازش گذشته بود و ایران شکست نخورده بود و ارتش هم در نامه به آقای خمینی نوشتم که شما بپرسید از اینهایی که وارد هستند کدوم ارتشی زیر ضربات دشمن توانسته تجدید سازمان کنه و با موفقیت از وطن خودش دفاع کند در برابر قشون مجهز متجاوز؟ به او گفتم‌ که ، برای این که دست از این توطئه ها بردارند و این مسئله سازیها و به اصطلاح جبهه از پشت گشودن ،  گفتم که:  بعد از جنگ استعفا می‌کنم ، البته استعفای من نزد او بود ، ولی من در این نامه باز هم گفتم که جنگ که تموم بشه استعفا می کنم  ، پس هیچ توجیهی برای کودتای خرداد ۶۰ نبود .

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۲ اردیبهشت ۱۴۰۰

 من هم نامه‌ای به او نوشتم در تاریخ ۱۳ آذر نوشتم که آقای عرفات گفته است ،  این را آقای عرفات آن زمان گفته بود : ارتش عراق می‌تواند اهواز رو تصرف کند دست نگه داشته است منتظر فعل و انفال در تهران است حقیقت را ۱۸۰ درجه وارونه کرده به آقای خمینی گفته بودند ، به خمینی در رابطه با معنای حرف عرفات گفته بودند که :  معنای حرف عرفات به نقل از صدام این است که صدام  منتظر است که ارتش در تهران کودتا کند.  من به نوه این آقا نوشتم به اینکه ارتش در تهران نیرو نداره که کودتا کنه دوتا گردان این ارتش در تهران نیرو داشت با آن  نمی‌شد کودتا کرد ،  پس وارونه سخن رو آقای عرفات گفته ، و اون گفته اش این است که قوای صدام  توانایی حمله به اهواز را ندارد ، قوای صدام منتظر است فعل و انفعالی در تهران رخ بده  و این توانایی را حاصل کند  در واقع آقای صدام هم منتظر بوده که این آقای خمینی سرشاخ بشه با بنی صدر رئیس جمهوری و گرنه خوب ارتش عراق ۵۰ روز نوشتم به اون آقا ، ۵۰ روز بیکار موند و هرروز تلفات می‌بیند و این فقط به انتظار این است که در تهران ارتش کودتا کند ؟ اگر  ارتش کودتا کنه که دلیلی ندارد که تواناییش برای مقابله با قوای مهاجم بیشتر نشده باشه  خب بعد هم از او پرسیدم که غیر آقای خمینی چه کسی می توانه رئیس جمهوری رو خرد کند و نقشه نوار آقای حسن آیت را به یادش آوردم که گفت بود که ، طرح ما این است که امام رو با بنی‌صدر رویارو کنیم  در اینجا در این نامه یک مطلب مهمی هم هست ، همه اینها مهم بودا ولی این یک نکته مهم است:

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۳از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۳از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

ماه اسفند از جهت آن کودتا در واقع یکی از ماههای مهم و تعیین‌ کننده بوده به لحاظ اینکه : ۱۴  اسفند سخنرانی من در دانشگاه و حمله چماقداران به آن سخنرانی ، پیامد هایی که پیدا کرد ، جلسه ۲۵ اسفند در خانه آقای خمینی به دعوت ایشان که در آنجا آقای بهشتی گفت یک طرف بماند یک طرف برود آمدن سران هشت کشور عضو سازمان کشورهای اسلامی و نمازی که آنها با آقای خمینی خواندند  صحبت آقای خمینی که بنی صدر بر قلبها حکومت میکند ، در مجلس طرح در واقع سلب اختیار از رئیس جمهور همان اختیارات منتها سر قانون اساسی  صحبت کودتای خزنده با آقای خمینی و اینکه بنای این کودتاچیان این است که این جنگ را هم ادامه بدهند تا در شکست تمام کنند  پیشنهاد همه پرسی به آقای خمینی که بگذارید مردم بیایند تکلیف را معین کنند  اینها همه در این ماه واقع شده و:...

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۲از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۲از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۳۱ فروردین ۱۴۰۰

بدین ترتیب می بینیم که این کودتا عملی یک نبوده که مثل این کودتاهای نظامی نبود که  شب بخوابی ، صبح پاشی   ببینید که یک اعلامیه نظامی می گوید که ما دیشب ، مثلا رئیس جمهور یا شاه را گرفتیم و هیات وزیران را حذف کردیم و اختیار حکومت را  در دست گرفتیم تا اطلاع ثانوی ! نه ، این یک کودتای خزنده ای بود که بعد از سازش پنهانی بر سر گروگان ها در اکتبر ۱۹۸۰ ،  که مهر ماه ۱۳۵۹ بود  این غیر قابل برگشت شده بود .  معامله انجام شده بود و نمی توانستند اینها از آن معامله برگردند ! برای اینکه یک طرفش ریگان و امریکا بود ، و یک طرفش هم رئیس جمهوری بود که این سازش پنهانی را نمی پذیرفت !  حالا اگر من آن را می پذیرفتم ، این کودتا البته بی معنی می شد . به قول آقای خمینی ، عزیز بودم و محبوب بودم و حکومت هم اهمیت نداشت که رجایی باشد یا کسی که من نصب کنم ، برای اینکه خودم در اختیار آنها بودم ...

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰ (جلسه۱از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰ (جلسه۱از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۳۰ فروردین ۱۴۰۰

خمینی در مقابل مردم قرار گرفت و خود در سه نوبت گفت:  نوبت اول، (در ۶ خرداد ۱۳۶۰) ملت موافقت کند ، من مخالفت می کنم !  نوبت دوم، (در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰) سی و پنج میلیون بگوید"  بله "  من می گویم " نه " و  نوبت سوم، (در ۳۱ خرداد، بهنگام امضای حکم عزل اولین منتخب تاریخ ایران) سی و شش میلیون " مرگ بر خمینی " بگوید ! من این حکم را امضاء می کنم . این تعریف زور است ! یکی در برابر همه . فرعون هم همچو حرفی نزد !