علی صدارت: شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز
تاریخ تولید و انتشار: ۸ دی ۱۴۰۴ | 29-12-2025 دوشنبه
❊
مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید:
❊❊❊
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
برای جلسهٌ امشبِ گاهنامهی «گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها» بنا داشتیم در رابطه با نشست گوادلوپ (۱۴ تا ۱۷ دی ۱۳۵۷) و شروع نخستوزیری شاپور بختیار (۱۶ دی ۱۳۵۷) بحثی داشته باشیم. ولی با توجه به جنبش جدیدی که از دیروز یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴ (برابر با ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵) شروع شده، به این دو رویداد، و برخی اسنادی که در این رابطه جدیدا از طبقهبندی خارج شده، فقط اشارهای میکنیم.
ولی با توجه به جنبش ۷ دی ۱۴۰۴، اهمیت بررسی وقایعی که انقلاب ۱۳۵۷ را در پی داشت بسیار با اهمیت است. چرا که اگر جوانانِ امروز بتوانند حقایق بهار ایران را دریابند، به ارزش و اهمیت خودانگیختگی و استقلال برای رهایی از وضعیت موجود، و ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، پی خواهند برد. در این صورت است که اعتماد بهنفس فردی و اعتماد بهنفس ملی ایرانیان در دوران ۱۳۵۶–۱۳۵۷، توسط نسل جوانِ امروز، بازیافت میگردد.
نقش اول را در انقلاب ۱۳۵۷، ما مردم ایران داشتیم. برای اینکه حال و هوای آن روزگار را بتوانیم امروز لمس کنیم، مفید است که فضای اعتراضات به قتل دولتی مهسا امینی، و جنبش خودجوش دههٌ هشتادیها و بقیه مردم را در شهریور ۱۴۰۱ بهیاد بیاوریم. همه ایران برخاسته بودند، منقلب شده بودند، انقلاب کردند! جوشش و شوقی که نه تنها به کشورهای منطقه، بلکه به دوردستها هم سرایت کرده بود. قدرتها (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) هر یک به نوعی و به دلایلی، انقلاب ایران را برای موقعیت خود خطرناک میدیدند. جالب است که در این رابطه، در یکی از اسناد منتشر شده بهطور واضح و رسما خطر «انقلاب عرب» هشدار داده میشود.
این بود که اصلا واژهی ’انقلاب‘ بهطور کلی، و ’انقلاب ایران‘ بهطور ویژه، باید هرچه زودتر و هرچه بیشتر تخریب میشد! که اولا بتوانند با جنگ و خشونتگستریهای داخلی و خارجی، نسل انقلاب را از بین ببرند، و ثانیا با جنگ روانی، و با سانسور و تحمیل خودسانسوری، ضدِ انقلاب را بهجای انقلاب بنشانند، بهطوری که برای چند نسل دیگر کسی حتی هوای انقلاب به کلهاش خطور نکند!
سوءاطلاعات و ضدِاطلاعات کلیشهای و بیپایه و اساسی از این قبیل، نُقل و نبات محافل «روشنفکری» شدند:
مثلا: «خمینی را کارتر آورد!»
یا «در گوادلوپ کارتر گفت باید شاه را برداریم!»
یا «شاه پررو شده بود، ورش داشتن!»
و یا «کار انگلیسها بود!»
و… از این قبیل!
در همهٌ این مثالها و اینگونه پنداشتنها و خیالبافیها، بههیچ وجه، هیچ نقشی برای مردم و افکار عمومی در نظر گرفته نمیشود. هیچ نمیگویند که سالها بود که نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی، تبعات ادامهٌ سیاستهای غلطش را به او هشدار میدادند، و میگفتند که در صورت ادامه، مردم انقلاب خواهند کرد!
هیچ نمیبینند که فردی که بیشترین نقش در وقوع انقلاب ۱۳۵۷ را داشت، شخصِ خود محمدرضا پهلوی بود! و همچنین اشخاصی که او را به قدرت رساندند، و در قدرت نگه داشتند، ساختار حاکم بر امریکا!
برای بررسی عوامل و عللی که زمینهساز وقوع انقلاب ۱۳۵۷ شدند، بسیار ضروری است که به تاریخ معاصر امریکا پرداخته شود، که در اینجا فقط به مختصری از آن اشاره میگردد:
❊❊❊
در ذیل، به گاهنگار مختصری از اوضاع ایران و جهان میپردازیم:
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در زمان ریاست جمهوری دوایت آیزنهاور از حزب جمهوریخواه امریکا بود. این کودتا، زخمهای عمیقی را بر جان و روح ایرانیان انداخته است.
رژیم ولایت پهلوی بعد از کودتای ۱۳۳۲ به تثبیت اقتدار و حاکمیت استبدادی «شاهنشاه» پرداخت، که در دهه ۱۳۴۰ اوج گرفت.
کمتر از چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، ریچارد نیکسون، معاون رئیسجمهور آیزنهاور برای استحکام روابطه حسنه دو کشور، به ایران سفر کرد. اعتراض دانشجویان با سرکوب خونین همراه شد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، سه دانشجوی معترض با نامهای مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی، توسط ارتش شاه، بهقتل رسیدند.
بعد از آیزنهاور، حزب دموکرات به قدرت رسید و جان کندی رئیس جمهور شد. بعد از قتل کندی، معاونش لیندن جانسون در مقام ریاست جمهوری امریکا نشست.
جنگ ویتنام، که از خاطرات بسیار تلخ و خفتبار تاریخ معاصر امریکا است، از نوامبر ۱۹۵۵ تا آوریل ۱۹۷۵ به طول انجامید، ولی امریکا به طور مستقیم از سال ۱۹۶۵ با شدت بیشتر مستقیما وارد و سرانجام در ۱۹۷۳ از این جنگ خارج شد.
سال ۱۹۶۸، شاهد مبارزات دو نامزد نهایی، هوبرت همفری (Hubert Humphrey) دموکرات و ریچارد نیکسون (Richard Nixon) جمهوریخواه، برای ریاست در کاخ سفید امریکا بود. در آن زمان اطلاعات سانسوریِ جنگ و جنگافروزیِ قدرتها در ویتنام، بیشتر از پسِ پردهٌ اسرار خارج میشد، و این افشا شدن خبرهای جنگ ویتنام، افکار عمومی را جریحهدار، و در عصیان به فجایعِ تجاوزها به حقوق، منقلب میکرد. (مشابه همین وضعی که امروز در رابطه با جنایتهای رژیم اسرائیل، که بعد از چند دهه سانسور و خودسانسوری، با انتشار وقایع توسط شهروندخبرنگاران، بالاخره به قضاوت افکار عمومی قرار گرفت.)
لیندن جانسون (Lyndon Johnson)، سیوششمین رئیس جمهور، که معاون جان اف. کندی بود و بعد از قتل وی، به مقام ریاست جمهوری رسیده بود، در بهار ۱۹۶۸، از نامزدی برای دوباره رئیس جمهور شدن انصراف داد، و معاون او هوبرت همفری این نامزدی را به عهده گرفت. این در حالی بود که تظاهرات ضد جنگ ویتنام، بیش از پیش افزایش مییافت.
در رابطه با مبحث امشب، اطلاع از فساد انتخاباتی امریکا، ضروری است. چرا که تکرار روشهای غیرِ قانونی نیکسون و شرکا، توسط رونالد ریگان و شرکا و از جمله عدهای از همدستان نیکسون، باعث بهوجود آمدن بحرانهای متعدد و بزرگی چون گروگانگیری، اکتبر سورپرایز، و ایران گیت شد، و وطن ما را در کانون حوادث عظیمی انداخت که هنوز، و تا مدتها، با تبعات فاجعهبار آنها دست به گریبان هستیم و خواهیم بود!
لیندن جانسون، از جمله برای کمک به معاون خود هوبرت همفری برای پیروزی در انتخابات، تلاشهایی را برای مذاکرات صلح شروع کرد. نیکسون و شرکا از این ماجرا باخبر شدند، و توسط واسطهای با رئیس جمهور وقت ویتنام جنوبی، نگوین ون تیو (Nguyen Van Thieu) تماس گرفته و قول دادند که در صورت پیروزی نیکسون در انتخابات، وی در مقام ریاست جمهوری امریکا به آنها شرایط بسیار بهتری را پیشنهاد خواهد کرد. بدین ترتیب نگوین ون تیو، بعد از ملاقاتهای سِرّی و غیرِ قانونی، و بعد از مذاکرات غیر قانونی با مقامات غیر رسمی امریکا، قرارهای قبلی با مقامات رسمی امریکا را لغو کرد و حتی حاضر نشد در اولین جلسه توافق شده برای شروع مذاکرات صلح حاضر شود! مدارکی که طی سالها توسط محققین مختلف در بارهی این رسوایی افشا شد، هیچ کدام به درجه اهمیت انتشار نوشتههای اچ آر هالدمن (H.R. Haldeman) نیستند. هالدمن رئیس دفترِ ریچارد نیکسون بود و نامههای نیکسون را منتشر کرد. در نامههای افشا شده، به وضوح به طرح توطئهآمیز نیکسون در مورد متوقف کردن تلاشهای صلح جانسون، و برای شکست رقیبش همفری اشاره شده است.
گرچه رئیس جمهور لیندن جانسون از این عمل خلاف قانونِ ریچارد نیکسون و شرکا مطلع شده بود ولی، از جمله به علت خطر افشا شدن منابع اطلاعاتی–امنیتی، و نیز به علت عدم در اختیار داشتن مدرک مستندی علیه شخصِ نیکسون، که بتوان با آن خودِ نیکسون را محکوم کرد، این واقعه مهم را افشا نکرد، و مردم امریکا را از حق مطلع شدن محروم کرد.
این ماجرای خیانتآمیز به مردم امریکا به ماجرای شنالت (Chennault Affair) معروف است. خانم آنا شنالت یک ثروتمند چینیتبار و همسر ژنرال شنالت امریکایی بود. وی با بوی دیم (Bui Diem) سفیر ویتنام جنوبی در امریکا و فرد اصلی در مذاکرات صلح، آشنایی و رفاقت داشت، و در کانون این ماجرای غیر قانونی قرار داشت. طی مدارکی که به تازگی افشا شده، ردگیری ملاقاتهای آنا شنالت و بوی دیم، به فوریه ۱۹۶۸ و فقط دو هفته بعد از اعلام نامزدی نیکسون برای ریاست جمهوری میرسد. در باره این افتضاح فاجعهآمیز، مطالعات فراوانی انجام شده ولی «ماجرای شنالت» هیچ وقت مورد پیگرد قضایی واقع نشد.
در این ماجرا لازم است که از ویلیام کیسی (William Joseph Casey) و ریچارد آلن (Richard Allen) هم نامی برده شود. چرا که این هر دو در ماجرای اکتبر ساپرایز (October Surprise) در انتخابات رونالد ریگن (Ronald Reagan) و سپس ایرانگیت (Irangate) هم دست داشتند. آلن مسئول امور بینالملل در مبارزات انتخاباتی نیکسون بود و در ماجرای شنالت عمیقا دخیل بود. وی مشاور امنیت ملی ریگان شد، ولی این مقام در دستگاه نیکسون به هنری کیسینجر داده شد. ویلیام کیسی از استراتژیستهای کلیدی کارزارِ انتخاباتی نیکسون بود که در حلقهی ارتباطی آنا شنالت و ویتنامیها بود. وی در به تعویق افتادن تلاشهای برای صلح ویتنام و بیاثر ماندن کنفرانس پاریس در این باره، نقشی بس موثر داشت، و مسئولیت خون دهها هزار نفر به گردن دارد.
با شکست این فرصت برای صلح با ویتنام در زمان مبارزات انتخاباتی، و البته این عملِ خلافِ قانونِ نیکسون و شرکا باعث شد که وی با اختلاف آراء کمی به مقام ریاست جمهوری امریکا برسد. بدین ترتیب نیکسون به تجاوزها به حقوق و اعمال خلاف قانون خود ادامه داد. جنگ ویتنام ادامه یافت و بعد از کشتار دهها هزار نفر، بالاخره در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ با سقوط سایگون پایان یافت. اعمال خلاف قانون نیکسون در انتخابات ۱۹۷۲ ابعاد بیشتری یافت، و نیکسون و ماجرای واترگیت، نماد تجاوزها به حقوق و فساد سیاسی امریکا شد که ضربه بزرگی به روانشناسی مردم بود. بیدلیل نبود که تمرکز بر شعار انتخاباتی حقوق بشر و قانونمندی، سبب پیروزی جیمی کارتر و رسیدن وی به مقام ریاست جمهوری گردید. نیکسون سرانجام در ۸ اگست ۱۹۷۴ ناچار به استعفا شد، و سپس در سال ۱۹۹۴ بهطور فیزیکی هم مرد.
(برگرفته از: ’اکتبر سورپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما!‘
alisedarat.com/2024/10/31/13718
و نیز:
alisedarat.com/2025/11/10/14852
’طرحِ امریکاییِ گروگانگیری: راهکارِ موفقِ امریکا برای خنثیسازیِ انقلاب ایران و حذف خادمان ایرانی‘)
❊
۱۳۵۴–۱۳۵۵ (۱ ژانویه ۱۹۷۶ = ۱۰ دی ۱۳۵۴)
کارتر:
جیمز (جیمی) کارتر فردی مذهبی (اعتقاد به کلیسای پروتستان باپتیست) از دههٌ ۱۹۵۰ در فعالیتهای سیاسی فعال شد و از همان ابتدا، فعالیتهای حقوق بشر.
برخی نکات مهم زندگی شخصی/سیاسی/مبارزات انتخاباتی کارتر:
مخالف جداییِ نژادی، (علیرغم اینکه پدرش از طرفداران جداییِ سیاهپوستان و سفیدپوستان بود)
حامی جنبش روبهرشد حقوق مدنی سیاهپوستان
رفع موانعِ نژادی و تبعیض نژادی،
حامی سیاست تبعیض مثبت برای اقلیتهای نژادی،
حامی تلاشها برای حفظ محیطزیست،
حامی کارآمدی دولت،
–
برخی مقامات کارتر:
سناتور ایالت جورجیا بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶
نامزد و مبارزات انتخاباتی برای فرمانداری ایالت جورجیا در سال ۱۹۶۶، که گرچه مورد تأیید حزب دموکرات قرار نگرفت، ولی باعث شناخته شدنِ مواضع حقوقِ بشریِ او طی آن مبارزات انتخاباتی گردید. با این توجه و با تجربهای که اندوخت، در سال ۱۹۷۰ به فرمانداری آن ایالت انتخاب شد.
فرماندار جورجیا از ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۴
نامزد ریاستجمهوری در سال ۱۹۷۶– و پیروزی بر جرالد فورد (معاون ریچارد نیکسون، که بعد از استعفایِ اجباریِ وی، سیوهشتمین رئیس جمهور شده بود) برای مقام سیونهمین رئیس جمهور(از ۲۰ ژانویه ۱۹۷۷ – تا ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱) علیرغم اینکه قبلا و حتی در اوایل مبارزات انتخاباتی خود بیرون از ایالت جورجیا زیاد شناخته شده نبود، ولی مواضع شدیدا طرفدارانهٌ وی، او را به سرعت در موقعیت نامزد محبوب بسیاری از امریکاییها قرار داد.
نکات دیگری در مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۷۶ برای ریاست جمهوری:
فسادهای مالی نیکسون و شرکا، کاهش چشمگیر محبوبیت حزب جمهوریخواه در افکار عمومی به خاطر مدیریت جنگ ویتنام، تجاوزها به حقوق، جنگطلبی، دروغگویی، بیصداقتی، فساد، رسوایی واترگیت، و…،
کارتر، در کارنامه زندگی خصوصی و اجتماعی و سیاسی خود، هیچ نکته منفی و تاریکی نداشت،
برخی شعارهای انتخاباتی کارتر: حقوق بشر، ارزشهای انسانی، پاکدستی، صداقت، ایمان، و…
مبارزات انتخاباتی کارتر با شعار نفی تجاوزها به حقوق بشر، فساد، خشونتگستری و جنگطلبی،…
این شعارهای انتخاباتی کارتر، مرحمی بود بر زخمهای عمیقی که افکار عمومی از فسادهای انتخاباتی نیکسون و شرکا، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در سال ۱۹۷۲ و همچنین تجاوزهای آنها به حقوق، و عملکرد فسادآمیز بعد از آن انتخابات، برداشته بود.
جیمی کارتر در مبارزات انتخاباتی خود صریحاً به سیاست حقوق بشر تأکید کرده بود. در همان زمان ایران (رژیم پهلوی) باز هم توسط موسسات حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل به دلیل موارد نقض حقوق بشر محکوم شده بود.
بدین ترتیب پهلوی، که پایگاه مردمی نداشت و مشروعیت خود را از زمان بهتخت شاهی نشستن و بهخصوص بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از پشتیبانی امریکا میگرفت، چارهای نداشت جز اینکه به دستگاه خشونت و سرکوب خود، دستور دهد از میزان خشونت و سرکوب و شکنجه و… بکاهند.
❊❊❊
نارضایتیها از فساد و بیکفایتی و بیلیاقتی و سرکوب و خفقان و استبداد پهلوی، از سال ۱۳۵۵ در ایران بالاتر گرفت، و از اوایل سال ۱۳۵۶ باز هم بیشتر شد. حوادثی از جمله مرگ مشکوک علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، باعث شدت گرفتن تظاهرات پراکنده گردید.
پهلوی و شرکا، در ابتدا از سیاستها و رفتار کارتر (پیام تبریک شاه برای پیروزی انتخابات ریاست جمهوری کارتر، ۲۸ روز بیجواب ماند) ناخرسند و نگران بودند. ساختار اقتصادی امپراطوری سرمایهسالاری امریکا، با سیاستهای حقوق بشری کارتر نه تنها خوانایی نداشتند، بلکه با آنها کاملا در تضاد بودند. پهلوی و سایر سران دستنشانده در کشورهای منطقه، از تحمیل این سیاستهای حقوق بشری بسیار ناراضی و نگران بودند.
آمریکا شدیدا گرفتار بحران سوخت بود، و قدرتهای دولتی و غیر دولتی امریکا، نگرانیهای عمیقی از بحران در منطقه و از کنترل خارج شدن اوضاع داشتند. کارتر و شرکا بهتدریج دریافتند که ساختار اقتصادی امریکا، با احقاق حقوق بشر، قابل ادامه نیست و سقوط خواهد کرد. نیاز به حفظ اقتدار پهلوی و دیکتاتورهای مشابه وی در منطقه، بیشتر احساس میشد. در این رابطه، نفت و سایر منابع طبیعیِ ایران، وطن ما را در موقعیت کشوری قرار داده بود که بسیار بیشتر از سایر کشورهای منطقه، دارای اهمیت حیاتی برای اقتصاد غرب، بهخصوص امریکا بود.
–
۱۳ آبان ۱۳۵۷
تیراندازی به تجمع دانشآموزان تهرانی معترض در محوطه دانشگاه تهران.
۱۴ آبان ۱۳۵۷
پهلوی اهمیت و ارتباط وقایع سالهای اخیر، و فشارها بر رژیم او برای کاهش اختناق و سرکوب اعتراف میکند، و خود میگوید که «…فضای باز سیاسی، که از دو سال پیش به تدریج ایجاد میشد…»! تاکید از ما: «از دو سال پیش!» یعنی از سال ۱۳۵۵! یعنی از زمانی که کارتر به قدرت رسید و تجاوزها به حقوق را محکوم میکرد!
محمدرضا پهلوی، ۱۰ صبح ۱۴ آبان ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) پیام زنده تلویزیونی:
«در فضای باز سیاسی، که از دو سال پیش به تدریج ایجاد میشد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد بپا خواستید.
انقلاب ملت ایران، نمیتواند مورد تایید من به عنوان پادشاه ایران، و به عنوان یک فرد ایرانی، نباشد.
من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم!»
–
ولی در همین زمان، باز هم با بیفکری و سوءِ تدبیر، پهلوی جعفر شریفامامی را از نخستوزیری عزل، و بهجای او یک ارتشی، غلامرضا ازهاری را به این مقام منصوب میکند!
گفتگوی پهلوی با علی امینی (بعد از این پیام و در همان روز) گویایی از نقش مردم منقلب شده و فعال در جنبش خودجوش، و توانایی آنها برای فلج کردن قدرتها از هر تدبیری دارد:
پهلوی: الو روز بخیر. بهتون اطلاع بدم که ما بالاخره بعد از اون جریانات دیروز [تیراندازی و کشتار دانشاموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در مقابل دانشگاه] و اون اعلامیههایی که اون حضرات دادن در خارج، و یه … از تشکیل حکومت ائتلافی [نخست وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ تا ۱۴ آبان ۱۳۵۷] که تازه اصلاً از اول هم شاید بیخود ما امید بسته بودیم بهش، و استعفای دولت، ناچار شدیم این اقدام [نخستوزیر کردن ازهاری] رو بکنیم برای برقراری نظم، بنا شد دولت موقتی تشکیل بدیم.
امینی: نه خوب بود آقا. خیلی خوب بود!
پهلوی: گوش دادید
امینی: بله، با … صحبت کردم، معلوم شد که یه مقداری از این اعلامیههای آقای سنجابی اینا صحیح نبوده قربان. بله. یعنی ملاقاتی… نکردن، یه مقدار جهت تبلیغاتی داره.
پهلوی: آخه فایدهش چی؟
امینی: خب بله. خب بیخود. ولی به هر حال من فکرم که اونطور نیست. ایشون انکار میکنن که توافق کردن، اینطور نیست.
پهلوی: اونم گفته که با سلطنت همکاری نخواهد کرد.
امینی: بله. ولی به طوری متناقض بوده و این ترتیبات، یک عده کشیده بودن، و اوپوزیسیون اثر بسیار بدی رویشون گذاشته بود.
پهلوی: فایدهش چیه؟
امینی: بیخود، بله، تبلیغاته!
پهلوی: با یه همچین دولتی که ما نمیتونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) پهلوی: آیا اون دولت میاومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمیگفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.
امینی: بله بله متاسفانه بله.
پهلوی: شنیدم که خیلی تاثیر خوبی کرد، اونا شنیدن میگفتند.
امینی: همین طور هم هست. حتما موثره، بله.
پهلوی: بله. و به هر صورت ما راجع به گذشته هم صحبت کردیم و خبط و خطا و فساد و ظلم و همه چیز،
امینی: بله، قطعا موثره
پهلوی: دیگه تکرار نخواهد شد. و حالا از شما میخواستم که هر نفوذی که دارید، در آخوندها و اینا به این جامعه، بگید شما ساکت بشینید دیگه.
امینی: بله. بنده میخوام با اجازه اعلیحصرت این کار را بنده خودم کردم، که یکی یکی ببینم، جمعشون بکنم، که واقعاً ببینیم که یه حداقل توافق روی چی میکنن.
پهلوی: پس از شما انتظار دارم که هر کاری میتونید بکنید.
امینی: اصلاً کوشش ما هم به همین راه بوده.
پهلوی: بسیار خوب.
امینی: بله بله، این نطقتون خیلی به موقع بوده، فوقالعاده.
پهلوی: بسیار خب، پس به پیام گوش بدید!
امینی: بله بله، حتماً، سایه مبارک کم نشه!
❊میبینیم که برخلاف تبلیغات سلطنتطلبان، پهلوی معتقد بود که باید ’هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم‘! و به امینی میگوید: «… پهلوی: با یه همچین دولتی [شریفامامی] که ما نمیتونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) پهلوی: آیا اون دولت میاومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمیگفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید…»
۲۲ آبان ۱۳۵۶
سفر پهلوی به امریکا
کارتر و شرکا تلاش برای بهبود روابط با شاه، از محمدرضا پهلوی و همسرش دعوت رسمی برای سفر به امریکا (۲۲آبان۱۳۵۶) کردند. این آخرین سفر رسمی شاه به کشوری خارجی، و از اهمیت فراوانی برخوردار بود. در این سفر کارتر قول ارسال سلاحهای پیشرفته به ایران را داد و محمدرضاشاه در مقابل قول داد قیمت نفت را تثبیت کند. کارتر همچنین برای باری دیگر از پهلوی خواست به تجاوزها به حقوق بشر پایان دهد، و زندانیان سیاسی را آزاد کند، و فضای باز سیاسی در کشور برقرار نماید.
۱۰ دی ۱۳۵۶
سفر کارتر به ایران
کمتر از دو ماه بعد، یعنی در ۱۰ دی ۱۳۵۶ (۳۱ دسامبر ۱۹۷۷) کارتر (که یک هیئت ۴۱۰ نفره را بههمراه داشت) در یک سفر رسمی برای اعتبار بخشیدن به رژیم پهلوی و تثبیت پایههای متزلزل آن، به بازدید شاه در کاخ نیاوران شتافت. «جزیره ثبات» خواندن رژیم بیثبات پهلوی، آن هم فقط ۱۳ ماه قبل سقوط آن، در تاریخ ثبت شد! اینکه یک رئیس جمهور امریکا سال نو میلادی را در یک کشور خارجی بگذراند، بیسابقه بود!
۱۷ دی ۱۳۵۶
یک هفته بعد از سخنرانی «جزیره ثبات» کارتر، رژیم برای ابراز وجود و نمایش اقتدار و حاکمیت خود، اشتباه مرگبار انتشار مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» را مرتکب شد. روزنامه کیهان جرات انتشار را پیدا نکرد. ولی روزنامه اطلاعات به عواقب آن فکر نکرد و در سالگرد کشف حجاب در ایران در تاریخ شنبه ۱۷ دی ۱۳۵۶ (۷ ژانویه ۱۹۷۸) آن را منتشر نمود. امضای جعلی مقاله نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» را داشت که در آن استعمار سرخ (عناصر چپ، حزب توده) «استعمار سیاه» (عناصر ملی، فئودال، روحانیون) مورد تخریب قرار گرفته بود. در این مقاله، مشخصا شخص روحالله خمینی اسم برده شده و مورد توهین قرار گرفته بود.
فردای آن روز، ۱۸ دیماه ۱۳۵۶ در قم بازار و حوزه علمیه، تعطیلی اعلام کردند. قوای سرکوب عدهای از مردم تظاهر کننده در قم را به خاک و خون کشیدند. اعتراضات از قم و از حوزه، با دانشگاهها و سایر شهرها کشیده شد.
در ۲۰ دی ۱۳۵۶، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران، کلاسها را تعطیل و در محوطه دانشگاه تظاهرات کردند.
بازار تهران هم با پیوستن به اعتراضات، در روز چهلم کشتگان قم اعلام تعطیلی کرد. بعد از آن هم اعتراضات و تظاهرات زنجیرهای در شهرهای مختلف دیگر، در هفتم و چهلم شهدای ادامه یافت.
❊❊❊
امیرعباس هویدا به مدت ۱۲سالونیم، نخستوزیری (از ۶ بهمن ۱۳۴۳ تا ۱۵ مرداد ۱۳۵۶) پهلوی را بهعهده داشت (طولانیترین نخستوزیری در تاریخ ایران). برای کاهش جنبش مردم، رژیم ولایت مطلقه پهلوی مجبور شد او را در ۱۵ مرداد ۱۳۵۶ از نخستوزیری برکنار و به مقام وزارت دربار منصوب کند. هویدا یک روز بعد از کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از مقام وزارت دربار استعفا داد. سپس به دستور شاه! وی مدتی در حصر خانگی، و در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۵۷ دستگیر و زندانی شد. هویدا بعدا در در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در «دادگاه انقلاب» بهقتل رسید. این مطلب که «…پهلویها سگهای خود را با خود از ایران بردند، ولی حتی به این فکر نیفتادند که کسی که وفادارانه به مدت ۱۲سالونیم نخستوزیر آنها بود و به دستور شاه زندانی شده بود را، از زندان شاهنشاهی آزاد کنند…» بسیار تفکر برانگیز و غمانگیز است.
بعد از هویدا، جمشید آموزگار (از ۱۶ مرداد ۱۳۵۶ تا ۵ شهریور ۱۳۵۷)، سپس جعفر شریفامامی (از ۵ شهریور تا ۱۴ آبان ۱۳۵۷)، و بعد غلامرضا ازهاری (از ۱۵ آبان تا ۱۰ دی ۱۳۵۷)، و سرانجام شاپور بختیار (از ۱۶ دی تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) در مقام آخرین نخستوزیران رژیم شاهنشاهی، بهخدمت در آمدند.
از ماهها قبل، محمدرضا پهلوی با افراد شناخته شده و خوشنام برای پذیرش مقام نخستوزیری گفتگو میکرد. ولی همه خوب میدانستند که دیر شده است، و خودِ شاه راه نجاتی برای رژیم ولایت پهلوی باقی نگذاشته است.
پهلوی که از سیاست تعویض نخستوزیران برای بهبود اوضاع رژیم خود شکست خورده بود، از میان همهٌ افراد سرانجام توانست بختیار را به تصدی مقام نخستوزیری راضی کند. این در حالی است که در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ یعنی ۲۰ ماه، یعنی یکسال و هشت ماه قبل از انقلاب شاپور بختیار، به اتفاق کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامهای را به «پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی» ارسال میدارند که اینطور شروع میشود:
«فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملّت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینمائیم….»
این نامه که با عنوان نامهی سه امضایی معروف شد، و عمل کردن به حتی بخشی از آن، میتوانست مانع وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بشود.
❊
’«کله»ی هیچیک از قدرتمداران کار نمیکند!‘
بعد از آن، نابسامانیها رو به وخامت بیشتری گذاشت، و هیچ کدام از تمهیدات پهلوی و شرکا، و کارتر و شرکا، و سایر حامیان رژیم شاهنشاهی، نتیجهٌ مطلوبشان را به همراه نمیآورد، و سرعت سقوط رژیمِ استدادیِ شاهنشاهی، شتابگیرتر میشد.
از قضا سرکنگبین صفرا فزود، روغن بادام خشکی مینمود!
شاپور بختیار در روز ۱۶ دی ۱۳۵۷ به مقام آخرین نخستوزیری شاهنشاهی در ایران رسید.
https://alisedarat.com/?s=بختیار
از هلیله قبض شد، اطلاق رفت، آب آتش را مدد شد همچو نَفت!
❊
نشست یا کنفرانس گوادلوپ (Guadeloupe) از ۴ تا ۷ ژانویه ۱۹۷۹/ ۱۴ تا ۱۷ دی ۱۳۵۷، به دعوت فرانسه در جزیره گوادلوپ و با شرکت رؤسای دولت ۴ قدرت اصلی «بلوک غرب» آن زمان (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) برگزار شد. در آن اجلاس، چندین موضوع، از جمله فروپاشی رژیم شاهنشاهی و وضعیت بحرانی ایران مورد بررسی قرار گرفت.
https://alisedarat.com/?s=گوادلوپ
❊
۱۸ دی ۱۳۵۷ (8 ژانویه 79)
یک روز بعد از پایان کنفرانس گوادولوپ، کارتر به خمینی پیام میدهد و او را از وقوع کودتای نظامی میترساند.
۲۵ دی ۱۳۵۷
سران ارتش اجتماع میکنند تا در باره طرح کودتا گفتگو کنند: مواد طرح عبارت بودهاند از:
1 – سر به نیست کردن خمینی و تمامی کسانی که در انقلاب نقش اول را داشتهاند و توقیف 100 تا 200 هزار نفر، ارتشیان توقیف 10 هزار تن را کافی میدانسته اند. اما بختیار به آنها میگوید شما جا برای 100 تا 200 هزار نفر باید تهیه کنید.
2 – در دست گرفتن صنایع نفت و برق،
3 – در دست گرفتن پست و تلگراف و تلفن،
4 – در دست گرفتن مایحتاج عمومی و
5 – در دست گرفتن وسائل ارتباط جمعی، بخصوص رادیو و تلویزیون.
● گفتگوها به نتیجه نمیرسد و شاه در 26 دیماه 1357 کشور را ترک می گوید.
۲۶ دی ۱۳۵۷
پهلویها ایران را ترک میکنند.
۳ بهمن ۱۳۵۷
در سوم بهمن، جلسه دیگری تشکیل می شود. بحث برسر این می شود که ارتش، ارتش شاهنشاهی است و یا ارتش ملی. باز بحث به نتیجه نمی رسد. زیرا به قول قره باغی و بنا بر سندی که زیر عنوان «ارتش چون برف آب میشود»، ارتش نه توان کودتا را داشته است و نه میتوانسته است مآنع از بازگشت خمینی به ایران شود.
۶ بهمن ۱۳۵۷ ( 26 ژانویه 79)
بنابر صورت جلسه شورای امنیت ملی، در 6 بهمن 57، برابر 26 ژانویه 79، احمد میرفندرسکی، وزیر خارجه در حکومت بختیار، شوری را از تصمیم سران چهار کشور از 8 کشور شرکت کننده در کنفرانس گوادولوپ مطلع میکند: سران چهار کشور امریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان، تصمیم به خروج اعلیحضرت از کشور گرفتهاند و بازگشتی نیز در کار نیست.
● پیش از آن، در جلسه شورای سلطنت، بختیار پیشنهاد میکند اجماع دو مجلس تشکیل و دو اصل از قانون اساسی را که مربوط به سلطنت است تغییر دهد تا که «بحران» (انقلاب) پایان پذیرد.
● همزمان، با اطلاع ژیسکاردستن، دو مقام عالیرتبه فرانسه، شایت و ژاک دوکنت، پیام کارتر را به خمینی ابلاغ میکنند: خروج شاه از کشور قطعی است و به زودی انجام خواهد گرفت و آیتالله باید به حملات خود به بختیار و حکومت او پایان دهد. در این پیام، کارتر خمینی را به کودتای نظامی تهدید میکند: اگر راهحل بختیار پذیرفته نشود، خطر کودتای نظامی که اینک وجود دارد، واقعیت پیدا میکند.
بدین قرار، تصمیم سران در گوادولوپ حمایت از «راه حل بختیار» بوده است. پس، هدف پیام 7 بهمن خمینی به کارتر، یک روز بعد از جلسه شورای امنیت ملی در حضور بختیار، منصرف کردن امریکا از حمایت از «راه حل بختیار» بوده است.
❊
توافق برسر اتحاد ارتش و روحانیت برای ایجاد دولت با ثبات، میان بازرگان و موسوی اردبیلی از سوئی و سالیوان از سوی دیگر
https://enghelabe-eslami.com/component/content/article/29-ees/gozaresh/7428-2014-02-24-17-23-31.html?Itemid=0
توافق را هم سالیوان در خاطرات خود بازگفته است و هم در اسناد سفارت امریکا بازگو شده است و هم مهندس بازرگان آن را، دیرهنگام، بعد از کودتای خرداد ۱۳۶۰، باز نوشته و گفته است.
● سالیوان، واپسین سفیر امریکا در ایران، طرح خود را ’طرح مشترک «سالیوان–بهشتی»‘ میخواند. شرکت کنندگان در گفتگو، در خانه فریدون سحابی، مهندس بازرگان و موسوی اردبیلی از سوی خمینی و سالیوان بودهاند. این توافق، که موضوع آن، اتحاد روحانیت و ارتش بوده است، بنابر قول سالیوان(خود آن را اندیشیدن در باره نیاندیشیدنی می خواند) نیاز به چهارعامل برای موافقیت داشته است:
1 – خمینی باید با همان قالب و محتوائی که مورد قبول امریکا است، موافقت میکرد،
2 – میانهروها (گروه نهضت آزادی و…) به اجرای طرح توانا میبودند،
3 – باید فکری هم به حال بختیار میشد که بموجب طرح، بیمحل میشد و
4 – امریکا میباید تضمینهای لازم را میداد که تمام نفوذ خود را برای تأمین همکاری ارتش بکار میبرد.
تاریخ این توافق، بعد از کنفرانس گوادولوپ (5 تا 7 ژانویه 79) و بعد از رفتن شاه از ایران (26 دی 57 برابر 16 ژانویه 79) بوده است.
حکومت کارتر طرح را نمیپذیرد. و برغم نظر سفیر خود در تهران، بر ’راه حل بختیار‘ اصرار میورزد. و کارتر پیام فوق را به خمینی میدهد.
❊
۷ بهمن ۱۳۵۷
پیام 7 بهمن 57 (27 ژانویه 79) خمینی از طریق دکتر یزدی به کارتر که تسلیم ساندرز، نماینده حکومت کارتر بعنوان طرف گفتگو با نماینده خمینی، شده است:
“… من پیام آقای خمینی به دولت آمریکا را به شرح زیر برای او خواندم: «کارها و عملیات بختیار و سران کنونی ارتش نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای دولت آمریکا هم به خصوص آینده خود آمریکا هم در ایران، سخت ضرر دارد. و من ممکن است مجبور شوم دستور جدیدی دربارۀ اوضاع ایران بدهم. بهتر است شما به ارتش توصیه کنید که از بختیار اطاعت نکند. دست از این حرکات بردارند. ادامۀ این عملیات توسط بختیار و سران ارتش ممکن است فاجعهای بزرگ به بار آورد. اگر او و ارتش در امور دخالت نکنند و ما ملت را ساکت کنیم ضرری برای آمریکا ندارد. اینگونه حرکات و رفتار، ثبات و آرامش منطقه را باعث نخواهد شد. ملت از من حرفشنوی دارد و ثبات به دستور من و با اجرای برنامۀ من به وجود خواهد آمد. وقتی من دولت موقت را اعلام کنم خواهید دید که رفع بسیاری از ابهامات خواهد شد و خواهید دید که ما با مردم آمریکا دشمنی خاصی نداریم و خواهید دید که جمهوری اسلامی که بر مبنای فقه و احکام اسلامی استوار است چیزی نیست جز بشردوستی و به نفع صلح و آرامش همۀ بشریت است. بستن فرودگاهها و جلوگیری از رفتن ما به ایران ثبات را بیش از پیش برهم میزند، نه آنکه اوضاع را تثبیت نماید. از جانب نیروهای طرفدار من خواسته شده است که اذن بدهم بروند فرودگاه را باز کنند با زور. اما من هنوز چنین اذنی ندادهام. همچنین نیروهای مسلح از نظامی و غیرنظامی، از جمله عشایر درخواست عمل برای پایان دادن به وضع کنونی کردهاند. اما من هنوز اذن ندادهام و ترجیح میدهم که کار با مسالمت تمام شود و سرنوشت مملکت به دست ملت سپرده شود.»”
https://enghelabe-eslami.com/component/content/article/29-ees/gozaresh/7430-2014-02-24-17-24-57.html?Itemid=0
نشریهٌ انقلاب اسلامی در هجرت: متنی که دکتر یزدی انتشار داده، همان است که در امریکا انتشار یافته است. متن گویای این چند حقیقت و واقعیت است:
1 – تا تاریخ 7 بهمن، 5 روز پیش از بازگشت خمینی به تهران، گزینه امریکا، همچنان دکتر بختیار بوده است. اگر توافقی در گوادولوپ انجام گرفته بود برسر پذیرفتن انقلاب و تغییر رژیم، دیگر دلیلی برای ارسال این پیام نبود. به سخن دیگر، این قول که در گوادولوپ تصمیم گرفته شده است، بختیار هم برود خمینی بیاید نادرست است.
2 – لحن پیام هم تهدید است و هم تحبیب. در همانحال که خمینی کارتر را از صدور دستور خود و بسا جنگ داخلی در ایران و بی ثباتی ایران و منطقه میترسآند، تحبیب نیز میکند. اطمینآن میدهد که رژیمی که او برقرار میکند، «بشردوستی و به نفع صلح و آرامش همه بشریت است». در پیام، خمینی رژیمی که خود میخواهد برپا کند را با حکومت بختیار مقایسه میکند. این حکومت را مضر برای امریکا «برای دولت امریکا هم بخصوص آینده خود امریکا هم در ایران» و رژیم خود را سودمند برای دولت امریکا، لاجرم، «هم در ایران» توصیف میکند.
با این حال، وقتی خمینی از دولت امریکا میخواهد از ارتش بخواهد از بختیار اطاعت نکند، با شناختن حق مداخله امریکا در امور داخلی ایران، اصل استقلال را نقض میکند.
❊
۵ بهمن ۱۳۵۷
در حدود این تاریخ، بختیار میپذیرد که ’نخست وزیر انقلاب‘ بشود، خمینی هم قبول میکند. ولی دستور کارتر به بختیار این بود: «با مردان خمینی هرگز»
❊
۱۲ بهمن ۱۳۵۷ (1 فوریه 79)
خمینی و همراهان او به ایران باز میگردند.
❊
مطلع شدن از اوضاع درونی حلقهٌ خصوصی رژیم و محاورات آنها، و روانشناسی پهلوی و شرکا در روزهای آخر، بسیار گویایی دارد. پرسیدنی است که روانشناسی خامنهای و شرکا از یک سو، و ترامپ و نتانیاهو و شرکا از سوی دیگر، در این روزها چه میتواند باشد، و در «کله»ی آنها چه میگذرد؟؟!!
بخشی از مصاحبه هوشنگ نهاوندی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سیزدهم
تاریخ مصاحبه: ۷ فروردین ۱۳۶۵
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
آخرین روزهای کابینه ازهاری با اولین روزهای کابینه بختیار بود. ولی هنوز ۱۶ ژانویه [روز خروج شاه: سهشنبه ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ = ۲۶ دی ۱۳۵۷] نشده بود و بختیار کابینهاش را معرفی نکرده بود. [البته] بختیار مأمور غیررسمی تشکیل کابینه شده بود.
[قرار شد با گروهی از اساتید دانشگاه و اشخاص مختلف] برویم در کاخ و به اعلیحضرت بگوییم که ما میخواهیم اینجا متحصن بشویم که شما از ایران نروید. و برنامه ما این بود که اگر ممکن است شب آنجا اطراق بکنیم همان سیستم قدیمی، و کمکم یک عدهای به ما ملحق بشوند… خلاصه یک [قیل و] قالی راه بیندازیم که جلوی رفتن شاه را از ایران بگیریم.
گروهی رفتیم… مصفا شعر خواند و که پدر بچهاش را نمیگذارد و فلان و فلان. دکتر اعتبار خیلی قشنگ صحبت کرد. علیاحضرت شروع کردند به گریه کردن که بنده معنای گریه ایشان را نفهمیدم، و اعلیحضرت عصبانی شدند گفتند «شما به ما دارید درس سیاست میدهید که ما نرویم یا برویم؟» ما هم راستش را بخواهید هنوز از ایشان میترسیدیم. جا زدیم و مثل سگ دممان را گذاشتیم روی کولمان و برگشتیم آمدیم بیرون و خلاصه هیچی.
بنده معذلک گفتم که چه کنیم؟ چه نکنیم؟ فردا با دکتر باهری باز هم تلفنی مشاوره کردیم. دکتر باهری گفت «خوب هر کداممان جداگانه برویم دوباره.» بنده وقت خواستم رفتم پهلوی اعلیحضرت. شبانگاهی بود، سهشنبه قبل از حرکت ایشان بود از ایران. شش هفت روز بود قبل از رفتن. گفتم، «بنده والله»، شب بود خیلی هم وضع خراب. شهر تاریک. آخر شبی رفتم و دیدیم اتومبیل سفیر انگلیس و اتومبیل سفیر آمریکا در جلوی کاخ ایستاده. اتفاقاً پرچم هم زده بودند هر دوتایشان.
بعد گفتند، «خوب، من اگر بخواهم…»، باز هم یک چیزی که اصلاً معلوم بود ایشان دیگر قاطی کرده. «من اگر بخواهم از اینجا بروم به کیش یا بروم به خارک مراسم نظامی در فرودگاه چه میشود؟» هر چه فکر کردم دیدم اصلاً [سوال بیربطی است]. گفتم، «قربان نمیدانم. بنده مراسم نظامی را نمیدانم چطور میشود؟» گفتم، «بنده تمام این مطالب را از روی صمیمیت به شما میگویم و حضور مبارکتان عرض میکنم بههرحال. از بین میرویم همهمان. دیگر حالا مسئله بود و نبود خودمان است.» یک مرتبه شاه با نهایت عصبانیت از پشت میزش بلند شد دستش را اینجوری [اشاره] کرد به کلهاش، گفت، «آقای نهاوندی»، وقتی یک کسی را آقای نهاوندی خطاب میکرد یعنی دیگر خیلی عصبانی است.
«آقای نهاوندی؛ این کله را میبینید؟ این دیگر کار نمیکند. ولم کنید. میخواهم بروم. ارتش هم هر غلطی میخواهد بکند خودش بکند. از دست من دیگر کاری برنمیآید.»
دست دراز کرد به طرف من و من هم ادب کردم به ایشان و از اتاق خارج شدم. و شب بدی را گذراندم.
❊
در صورتیکه در پندارِ یک فرد برای قدرت، اصالت فرض شود، آن پندار با مطلق کردن قدرت و قدرتمداران، اصلا نمیتواند بپذیرد که «کله»ی قدرتمدار، کار نکند!
بعد از گذشت ۴۶ سال و با وجود انتشار بیشمار مقالهها، و تحقیقها، و خاطراتنویسیهای مقامات مختلف، و ویکیلیکس، و…، و اسنادِ سریِ دولتیِ از طبقهبندی خارج شده، امروز و این روزها که باز هم مردم ایران فریادهای دادخواهی را بلندتر کردهاند، به خوبی میدانیم که این فقط «کله»ی محمدرضا پهلوی نبود که دیگر کار نمیکرد!
کلهی هیچیک از قدرتهای داخلی دیگر کار نمیکرد!
کلهی همهٌ قدرتهای داخلی بهکنار! کلهی همهٌ قدرتهای خارجی هم دیگر کار نمیکرد!
کلهی کارتر و شرکا در امریکا هم دیگر کار نمیکرد!
در گوادلوپ هم همینطور! کلهی جیمی کارتر رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، و کلهی جیمز کالاهان نخستوزیر بریتانیا، و کلهی هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی، و کلهی میزبان یعنی خودِ ژیسکار دستن هم دیگر کار نمیکرد!
برای حفظ شاه، و یا اگر نتوانستند برای حفظ شاهنشاهی (شورای سلطنت)، و یا اگر آن هم نشد برای حفظ بختیار، و در نهایت اگر آن هم نشد برای کودتایی با رهبری ژنرال هایزر و شرکا برای پیشگیری از پیروزی انقلاب و برپا کردن یک رژیمِ جدیدِ حافظِ منافع آنها در وطن ما،… کلهی هیچکدامشان دیگر کار نمیکرد!
جنبشِ خودجوشِ مردمی که منقلب شدهاند، مردمی که توسط افکار عمومی با یکدیگر درآمیختهاند و انقلاب کردهاند، کلهی قدرتها را از کار میاندازد، و در نهایت پیروز است، در سال ۱۳۵۷ و امروز!
❊❊❊
❊گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها❊
(دوشنبهها ساعت۲۱ بهوقت ایران بهصورت زنده)
❊❊❊
❊از تولیدات گروه سایت (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)❊
alisedarat.com/2025/12/29/15023
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگها است! تاکید میگردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهییابی، و احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرتها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمیتوانند انواع جنگهای فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونتها و تجاوزها به حقوق را هم همینطور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرالهای جنگِ روانیِ قدرتها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کمکم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطهسالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند: بعد از خرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!
❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.
یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:
لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:
مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
instagram.com/reel/DS28cPnEuqJ
❊
facebook.com/Sedarat57/videos/1809443109727601
❊
❊
مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی، در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/–e3cuqs7
❊
creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/–e3cuqs7
❊
در گروه واتساپ با شناسه «علی صدارت-نظر، خبر، تحلیل» همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu
❊
در گروه تلگرام با شناسه t.me/sedaratMD همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
❊ برخی دیگر رسانهها:
❊
سابستک:
❊
❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱– دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲– دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳– دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108
–
فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
https://enghelabe-eslami.de/77385/
❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
❊
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بیسر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
با کسی دشمنی ندارم، ولی میپرسم: کدامیک از اینها میتوانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنهای؟!
خامنهای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچکترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
#پهلوی_همجنس_نتانیاهو_خامنهای_پوتین_رجوی_ترامپ
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله انیرانیان، وظیفه همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! با این توجه بود که ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، اینچنین معجزه آفریدیم و هدف اسرائیل را برای تکهپاره کردن میهن، باز هم خنثی کردیم. این پیروزی ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، علیه ما بسیج شدند و بهکمک صدام شتافتند!
حیات ملی ما در خطر است! ضرورتی حیاتی: خشونتزدایی و درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطهای از دنیا برای خشونتزدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوزها، صرف نظر از اینکه رژیم حاکم بر ایران کیست!
❊
سکوت تو، انفعال ما، کم کاری من = خود را شریک جرم تجاوزها به حقوق بشر کردن!
میزان سکوت و تحمل امروز من است که میزان خشونتهای فردا را پیشبینی میکند!
به هر میزان که تجاوزها به حقوق را امروز تحمل کنم، به همان میزان، فردا ابعاد کیفی و کمّی خشونتها بیشتر خواهد شد!
–
پیام و دعوت انقلاب را بشنوم:
پشت به قدرت (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
❊❊❊
مردمسالاری یک فرهنگ است و هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری تلاش کنیم. هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید به سهم خود و به نوبه خود، کاری انجام دهیم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیاید.
«مردم» باید یک کاری بکنند!
چه باید کرد؟
alisedarat.com/1397/08/06/4317
❊
جنگ روانی مادرِ همهی جنگها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.
❊❊❊
مطالب دیگری در این زمینه…،
برخی دیگر خبرها، نظرها، رویدادها و اطلاعات…
برگرفته از برخی منابع، مراجع، ماخذ، مطالب مرتبط،….
در این روزها…:
در هفتهای که گذشت…:
ژنرال اسرائیلی: حمایت آمریکا از حمله دوباره اسرائیل به ایران محدود است؛ جنگ میتواند فاجعهبار باشد
https://enghelabe-eslami.de/77641/
به گزارش شبکه «کان» اسرائیل، به نظر میرسد که بنیامین نتانیاهو در دیدار روز دوشنبه [۲۹دسامبر۲۰۲۵] با دونالد ترامپ در پی چراغ سبز برای حمله به ایران است. اسحاق بریک، ژنرال اسرائیلی هشدار داد که واکنش ایران به چنین حملهای با جنگ ۱۲روزه متفاوت خواهد بود و پیامدهای آن برای اسرائیل میتواند فاجعهبار باشد.
نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل قرار است روز دوشنبه ۲۹دسامبر۲۰۲۵ در فلوریدا با ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا دیدار کند و به گزارش «انبیسی نیوز»، ارائه طرحهایی برای حمله مجدد اسرائیل به ایران از محورهای اصلی گفتگوی دو رهبر خواهد بود.
اسحاق بریک، ژنرال بازنشسته ارتش اسرائیل و دارنده مدال شجاعت این کشور در روزنامه هاآرتص با اشاره به این که اهداف حملات موشکی ایران به اسرائیل در جریان جنگ ۱۲روزه نه مراکز غیرنظامی، که عمدتا معطوف پایگاههای ارتش و دیگر مراکز راهبردی بود، نوشت: «با این وجود و با وجود همکاری آمریکا در رهگیری موشکها و توانایی چشمگیر سامانه گنبد آهنین اسرائیل در دفع تهدیدهای موشکی، همچنان دهها موشک به اهداف راهبردی و مناطق مسکونی اصابت کرد و خسارات قابل توجهی بر جای گذاشت.»
او افزود: «اگر همه آن موشکها به جای آن، به سوی منطقه “گوش دان” (منطقه کلانشهری تلآویو) در مرکز اسرائیل هدف گرفته شده بودند، قمار اسرائیل در حمله به ایران ممکن بود به یک فاجعه ملی ختم شود.»
آقای بریک افزود: «علاوه بر این، ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و اسرائیل به شکل چشمگیری کاهش یافت، و دولت آمریکا از پیش روشن کرده است که در درگیری بعدی قادر نخواهد بود همان تعداد موشکی را تامین کند که در درگیری قبلی تامین کرد. مهم است به یاد داشته باشیم که بیشتر قماربازهای حرفهای در نهایت همه پولشان را از دست میدهند و وقتی کسی با کشورش قمار میکند، آن را در معرض خطر نابودی کامل قرار میدهد.»
این ژنرال بازنشسته اسرائیلی با اشاره به اقدامات ایران برای احیای برنامه موشکهای بالستیک خود، هشدار داد که تهران با کمک چین در حال بازسازی توان موشکی است و تعداد موشکهای بالستیک ایران به زودی به سه هزار فروند خواهد رسید.
او گفت که در صورت حمله مجدد اسرائیل به ایران «بسیار محتمل است که ایرانیها این بار موشکهای بالستیک خود را مستقیما به مراکز جمعیتی، پیش و بیش از همه منطقه گوش دان هدف بگیرند.»
او با اشاره به این که منطقه «گوش دان» میزبان ۷۰ درصد از جمعیت اسرائیل و ۸۰ درصد از فعالیتهای این کشور است، گفت: «ایرانیها پیشتر تهدید کردهاند که در پاسخ به حمله دیگر، چنین خواهند کرد و اینبار آنها چه از نظر دفاعی و چه از نظر تهاجمی آمادهتر از دفعه پیش عمل میکنند.»
موازنه قدرت و وسعت جغرافیایی
اسحاق بریک با اشاره به این که وسعت ایران حدود ۷۵ برابر اسرائیل است گفت که حتی اگر اسرائیل در حملات مجدد به ایران بتواند خسارات قابل توجهی به تهران وارد کند، اثر این خسارات مشابه خسارات عظیم در «گوش دان» نخواهد بود.
او نوشت: «در نتیجه، ایران میتواند حتی اگر ضربات سختی بخورد هم دوام بیاورد. اما ممکن است اسرائیل نتواند از یک ضربه مرگبار به گوش دان کمر راست کند.» و «حتی اگر اسرائیل در درگیری بعدی دست بالا را داشته باشد و به ایران خسارات سنگینی وارد کند، بیشک بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد و ایران نیز دوباره طی شش ماه توان موشکی خود را بازسازی خواهد کرد.»
او افزود که اگر چنین جنگی مدت زیادی طول بکشد، تابآوری اسرائیل با توجه به وسعت کم و منابع محدود دشوار خواهد بود.
❊
اسناد بریتانیایی فاش میکنند: بریتانیا به مخالفان ایرانی در تبعید توصیه کرد از «مسئله کردها» برای جلب حمایت جهت سرنگونی خمینی استفاده کنند
برخی نکتهها و فرازهای مقاله:
اسناد بریتانیایی فاش میکنند: بریتانیا به مخالفان ایرانی در تبعید توصیه کرد از «مسئله کردها» برای جلب حمایت جهت سرنگونی خمینی استفاده کنند
استعمارگری بریتانیا، قدمتِ چند قرنی دارد. این استعمارگری همراه با تجاوزها به حقوق، پاکسازیهای قومی، جنایتهای جنگی،… و انواع خشونتهای بیحد و حساب بوده است. یک نمونه تالمآور برای ما ایرانیان، قحطی مصنوعیِ بعد از جنگ جهانی بود که نتیجهٌ آن، از بین رفتنِ نزدیک به نصف جمعیت ایران بود. ولی مدتهاست که خورشید در امپراطوری بریتانیا، غروب کرده! گرچه ظاهرا هنوز خودش خبر ندارد، و برخی از مقامات آن کشور هنوز رویاهایی مانند شرکت هند شرقی را در سر میپروراند، و توهم امکان تکرار آن روشها را دارد، آن هم در ایران! و آن هم نزد ایرانیانی که استقلال و یکپارچهگی میهن و تمامیت ارضی، جایگاهی والا در وژدانِ عمومیِ همگانیِ ایرانیان دارد!
مغز خشونتگستر، و عقل و پندار قدرتمکان بریتانیا، اصلا مردم را نمیبیند و مشخصا هموطنان کورد را بهحساب نمیآورد! آنها احزاب و گروههای ‘اتنیکی‘ که مورد طرد توسط همان «اتنیک»ها هستند را مساوی ایرانیان ساکن در آن مناطق میپندارد! استفادهٌ ابزاری از مردم برای چند قطبی کردن جامعه، با سیاست ‘تفرقه بیانداز و حکومت کن!’ از ترفندهای سیاست خارجی بریتانیا بوده است. خیال خام امپراطوری، تفرقههای «اتنیکی» در ایران بوده است، که بارها و بارها و در چندین بزنگاههای مهم تاریخی، دیدهایم که برعکس، بیشتر منجر به همبستگی بیشتر میان ساکنان مناطق مختلف ایران شده است!
https://enghelabe-eslami.de/77522
–
– جورج براون، وزیر أمور خارجه اسبق بریتانیا (از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸)، در برانگیختن صدام حسین به حمله به ایران نقش اساسی داشت،
– توصیه به اپوزیسیون برای حملیت از کوردها با وعده ایجاد یک نظام فدرال،
– مراجعهٌ سلطنتطلبها و طرفداران پهلوی، و برخی دیگر گروهها به دولت بریتانیا، برای دریافت حمایت سیاسی و نظامی،
– مقامهای بریتانیایی بر این باور بودند که گروههای مخالف در تبعید، بدون جلب حمایت اقلیتها—بهویژه کردها—شانس چندانی برای نفوذ در داخل ایران ندارند،
– درخواست مهدی سمیعی(رئیس پیشین بانک مرکزی ایران) در نوامبر ۱۹۸۱ از جان گراهام، معاون قائممقام وزیر خارجه در Foreign and Commonwealth Office (FCO) برای ملاقات. در این دیدار درباره رهبران بالقوه جایگزینی که بتوانند اپوزیسیون را علیه رژیم متحد کنند، گفتوگو شد. گراهامتوصیه کرد که هر گروه مخالف در تبعید که در پی سازماندهی مقاومت در داخل ایران است، باید «به دنبال متحدی باشد کهپایگاه قدرت محلی، دسترسی به نیروهای مسلح و ارتباطاتی در سراسر کشور داشته باشد». او پیشنهاد داد که محتملترینچنین گروهی، کردها هستند و افزود که بهترین راه برای «خریدن» حمایت کردها این است که «وعده یک دولت فدرال داده شود». سمیعی با این نظر موافقت کرد و گفت که فدرالیسم در ایران پس از تغییر رژیم، قطعاً ضروری خواهد بود.
’…بهترین راه برای «خریدن» حمایت [احزاب و گروههای ‘اتنیکی‘] کردها این است که «وعده یک دولت فدرال داده شود»…‘
– در جریان دیداری میان براون و گراهام، امکانپذیری بازگشت گروههای مخالف در تبعید به ایران و ایجاد نفوذ مورد بحث قرارگرفت. استدلال شد که چنین گروههایی باید «با ارائه وعده یک دولت فدرال در ایران، روابط خود را با کردها پرورش دهند». گراهام افزود که پیشنهادهای مشابهی نیز باید به دیگر اقلیتهای قومی ارائه شود.
– ’…با ارائه وعده یک دولت فدرال در ایران، روابط خود را با [احزاب و گروههای ‘اتنیکی‘] کردها پرورش دهند…‘
– عراق همچنان به دنبال یافتن یک گروه مخالف ایرانی است که بتواند از آن برای بیثباتسازی رژیم خمینی استفاده کند
– ژنرال غلامعلی اویسی، رئیس پیشین ستاد ارتش در دوران شاه، به بریتانیا اطلاع داده بود که روابط شخصی با رهبرانقبایل مختلف در سراسر کردستان دارد و همچنان از نفوذ قابل توجهی برخوردار است. با این حال، او هشدار داد که کردهایایران «ممکن است در نهایت به هر حضور (خارجی) که به آنها خودمختاری بدهد—حتی حضور اتحاد جماهیر شوروی—رضایت دهند»
’… [احزاب و گروههای ‘اتنیکی‘] کردهای ایران ممکن است در نهایت به هر حضور (خارجی) که به آنها خودمختاری بدهد—حتی حضور اتحاد جماهیر شوروی—رضایت دهند،،،‘
– …یک گروه لابیگر کرد با ارسال نامهای به Foreign and Commonwealth Office (FCO) درباره «دیدگاهها و نیتهای بریتانیا نسبت به تلاشهای کردها برایدستیابی به ’استقلال‘» پرسوجو کرد. در این نامه که کردها را دوستان سنتی بریتانیا معرفی میکرد، ادعا شده بودنشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه FCO در حال بررسی اعزام یک هیئت نظامی به استان کردستان—پایگاه اصلی کردها درهمسایگی آذربایجان غربی—برای بررسی راههای کمک به مبارزه کردهاست… در پایان تصریح کرد که بریتانیا در حال بررسیاعزام هیئت نظامی یا ارائه کمک نظامی به کردهای ایران نیست.
❊
UK recognised Hamas’s right to armed resistance 32 years ago, British documents reveal
the US was deeply concerned about the possibility of a final Iranian victory and worked both economically and militarily to prevent it.
❊
UK intelligence warned of Hamas-Iran ties but ruled out Tehran’s influence on the Palestinian group’s policies over 30 years ago
❊
US, UK informed of Israel’s secret plan to transfer Palestinians from Gaza to Egypt more than 50 years ago, British documents reveal
❊
Prophets of doom: Kissinger and the ‘intellectual’ decline of the West
❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊
آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آوردهایم.
مطلب صوتی/تصویری را، میتوانید مستقیما در این آدرس بشنوید/ببینید.
در این آدرس، بعضی دیگر رسانهها که هم این مطلب و نیز برخی دیگر از مطالب سایت در آنها منتشر میشوند، قابل دسترسی هستند.
https://alisedarat.com/2025/12/29/15023/
❊
لینکهای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما:
❊

https://linktr.ee/sedarat
❊
❊
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید