اکتبر 2026

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟

در این برهه حساس تاریخی، جهان و منطقه ما با تلاطم‌ها و تحولات بسیار مهمی روبرو است. از یک سو در آستانه چندین انتخابات تأثیرگذار در رژیم اسرائیل و امریکا و برخی کشورهای اروپایی قرار داریم و از سوی دیگر، شاهد ادبیات تهدیدآمیز «مادر همه بمب‌ها» از سوی «مادر همه ابرقدرت‌ها» پس از «مادر همه انتخابات‌ها» هستیم!! مخاطب اصلی من در این سخن، «مادر همه نسل‌ها» یعنی همان «نسل زد» (Generation Z) و جوانانی هستند که آینده خود را در خطر می‌بینند، و همچنین هموطنان عزیزم در داخل و خازج ایران که در میان هیاهوی رسانه‌ای و سانسور، به دنبال نگاهی مستقل می‌گردند.
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است.
جوانان امروز به دلیل دغدغه و اضطراب از آینده بدتر، در نظام سرمایه‌سالاری جهانی دست به اعتراض می‌زنند، اما باید متوجه باشند که خشونت‌ورزی نتیجه معکوس داده است. هنگامی که اعتراضات جوانان در ایران یا در کشورهای اروپایی (مانند فرانسه در یکی دو روز گذشته) به خشونت کشیده می‌شود، طبقات مسن‌تر و دارنده حق رأی، از بی‌ثباتی و تشنج‌های حاصل، می‌ترسند و این ترس در نهایت به تقویت راست افراطی در انتخابات‌ها و انحراف مطالبات اصیل می‌انجامد.
در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را بیشتر به بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پرپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
بررسی ساختار قدرت، نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:
ایدئولوژی قوم برگزیده: سیاست در تعریف قدرتمندان، رسیدن به قدرت و ماندن در آن به هر وسیله‌ای است که عملاً هر گناهی را مبدل به امری واجب می‌گرداند. ایدئولوژی آخرالزمانی «قوم برگزیده» و ادعای «سرزمین موعود» که «اسرائیل بزرگ» است که گستره‌ای «از نیل تا فرات» را شامل می‌شود، منطق حکمرانی حقوق‌مدارانه را نفی کرده و بر اساس خرافات و روایت‌های جعلی بنا شده است.
نقش مسیحیان صهیونیست و مسیحیان ناسیونالیست در آمریکا: در امریکا نیز جریان‌های مسیحی‌های صهیونیست و مسیحی‌های ملی‌گرا با باورهای آخرالزمانی، با شمار طرفداران میلیونی، نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت آرا و نتایج انتخابات ایفا می‌کنند.
https://www.youtube.com/watch?v=0cneAh_f3e0
https://www.youtube.com/watch?v=NEUuotOXHZU
https://www.youtube.com/watch?v=2bF3HM34s30
–
در داخل ایران نیز شاهد رفتارهای تنگ‌نظرانه و افراطی با بهانه قرار دادن «دین» هستیم. از جملهٌ آن‌ها و در این شرایط جنگی که بیش از پیش همبستگی ملی و سرمایه‌های اجتماعی یک ضرورت حیاتی است، راه‌اندازی کارگروه‌های حجاب در دانشگاه تهران در شرایطی که به علت مقاومت خشونت‌زدایانهٌ زنان و مردان ایران، قوانین حجاب اجباری ناکارآمدی خود را نشان داده‌اند. این‌گونه اقدامات، که دین و ایمان را وابسته به چند تار مو می‌دانن، مانند همان افکار «دینی» افراطیون مسیحی و یهودی است! تجربه تاریخی زندان اوین، به‌خصوص در دهه ۱۳۶۰ نیز نشان می‌دهد که چگونه افراد مغزشوی‌شده، اعمال خشونت را توجیه «دینی» می‌کردند. با یادآوری آن نحوهٌ تفکر و توجیهات «دینی»، درک چرایی تجاوزهای فاجعه‌آمیز رژیم اسرائیل، برای ما ایرانیان آسان‌تر می‌شود. این درک برای ما، کار را برای پیش‌گیری از بازتولید اشتباهات نیم قرن پیش آسان خواهد کود.
جریان‌های وابسته‌ای که در خارج از کشور (مانند لس‌آنجلس) خواستار بمباران ایران توسط «عمو ترامپ« یا «دایی نتانیاهو» هستند، به هیچ وجه نمایندگی ملت ایران را ندارند! همان‌طور که همجنس آن‌ها، یعنی افراطیون داخلیِ متوسل به سرکوب و خشونت، نماینده جامعه ایرانی نیستند.
نسل جدید (نسل زد) که با ابزارهای دیجیتال، شبکه‌بندی‌های اجتماعی و هوش مصنوعی رشد کرده است، بهتر از سایرین می‌تواند از این امکانات در جهت حقوق‌مداری، مردم‌سالاری و خشونت‌زدایی بهره گیرد. باید همه به کمک همدیگر ترویج خشونت و وابستگی به بیگانگان را نفی و محکوم کنیم!
اگر ما بر اساس حقوق‌مداری، به‌ویژه احقاقِ حقِ استقلال، و نیز رواداری، کثرت‌گرایی و خشونت‌زدایی متحد شویم، فرقی نمی‌کند چه کسی در آمریکا یا اسرائیل روی کار آید. ما با رفتارهای روزمرهٌ حقوق‌مدارانه و فعالیت‌های خشونت‌زدایانه، تغییر و تعدیل را به حاکمیت تحمیل خواهیم کرد. سرنوشت ما نه در واشنگتن و تل‌آویو، بلکه به دست خود ما رقم می‌خورد! هر کدام از همه ما به سهم خود و به نوبه خود!
تجربه جنبش‌های اخیر در ایران (از جمله جنبش و به‌خصوص ۱۴۰۱ و ادامه آن تا ۱۴۰۴) نشان داد که چگونه مداخلات قدرت‌های حاکم بر دنیا، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی (به‌ویژه رژیم اسرائیل)، و بقایای جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی توانستند حرکت اصیل مردم را به انحراف و بی‌راهه بکشانند. گرایش جنبش‌ها به سمت خشونت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد.
خشونت و خشونت‌کستری، فرصت را از حرکت‌های حق‌طلبانه می‌گیرد و آن جنبش‌ها را از جوشش فرو می‌نشاند. فاجعهٌ خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ که توسط قدرت‌های خارجی و وابستگان به آنها به مردم ایران تحمیل شد، نمونه بارزی از این واقعیت است…
…در رژیم اسرائیل و ایالات متحده، خشونت را با بهانه‌های مختلف، بیشتر در بیرون مرزها اعمال می‌کنند (مانند ادعای سلاح اتمی ایران) و جامعه را از تبعات آن خشونت‌گستری‌ها می‌ترسانند، و به سمت راست افراطی متمایل می‌کنند. در مبارزات انتخاباتی نتانیاهو، اکنون بسیار بیشتر از همیشه، تکیهٌ اصلی شعارها و وعده و وعیدهای وی، افزایش ابعاد خشونت و جنگ با ایران بوده است. جالب اینکه با توجه به پروپاگندای ایران‌ستیزی، مطالبات اکثریت یهودیان، گسترش جنگ علیه ایران بوده است، و به این علت مخالفان نتانیاهو در رابطه با حمله به وطن ما و تکه‌پاره کردن ایران، با یکدیگر در مسابقه و رقابت هستند! و وعدهٌ عمل‌کردهای شدیدتر علیه ایرانیان را به رای‌دهندگان قول می‌دهند!
انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم اسرائیل و ۳ نوامبر امریکا، بررسی ساختار قدرت را آسان‌تر کرده است، و نکات آموزنده‌ای درباره تقویت راست افراطی و کارکرد جنگ روانی و مغزشویی برای گسترش افراط‌گرایی، به‌ویژه افراط‌گرایی «دینی»، حتی در کشوری مثل امریکا که به‌شدت ادعای «سکولار» بودن دارد، به ما می‌آموزد:…..

صدارت- تهدید «مادر همه بمب‌ها» توسط «مادر همه ابرقدرت‌ها» بعد از «مادر همه انتخابات‌ها»!؟ بیشتر بخوانید »

خادمان به ایران، خدمتگذاران ایرانی-⁨بنی‌صدر بنی صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت-نیاز قدرت‌ها برای جابجایی جایگاه خادمان و خائنان، در جنگ روانی آن‌ها علیه ملت‌ها

برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری، حقوق‌مداری و خدمت به ایران و ایرانیان ضروری است. و نیز ضروری است که خادمان به وطن و هموطنان، شناسایی شوند، تا به عنوان سرمشق، در پندار ایرانیان قرار بگیرند.
مردمسالاری و حقوق‌مداری، چپاول منابع ایران را توسط قدرت‌ها، غیرِممکن می‌کند! به همین دلیل برای قدرت‌ها واجب است که خادمان به ایران و ایرانیان را خائن، و خائنان را خادم نشان دهند! این جابجایی، فقط با جنگ روانی ممکن است!…
…قدرت‌ها برای اینکه خائنان را به عنوان خادم جا بزنند، خود را ناچار می‌بینند که با ترور شخصیت و جنگ روانی، خادمان را خائن نمایش دهند! چرا که برای تجاوزهای موفق به میهن ما و برای منصوب کردن گماشتگان خود، و برای چپاول منابع ایران، بسیار «خطرناک» است که ایرانیان با اعتماد به نفس فردی، و با اعتماد به نفس ملی، برای احقاقِ حقوق خود، از جمله احقاقِ حقِ استقلال، تلاش و ایستادگی کنند!
همان موازنه منفی که دکتر مصدق را در مقاومت در مقابل قدرت‌ها و در دفاع از حقوق ایرانیان و در کارزار ملی کردن صنعت نفت پیروز نمود، همان روشی است که امروز می‌تواند، هم در مذاکرات، و هم در عملیات نظامی برای دفاع از وطن، زمینه را برای پیروزی‌های بیشتر فراهم آورد. همان افکاری که برای قدرت‌ها «افکار خطرناک» محسوب می‌شوند!
امروز همان «افکار خطرناک» بوده که باعث شده «ابرقدرت»های متجاوز به وطن ما در باتلاقی اسیر گردند!
امروز همان «افکار خطرناک» بوده که اجازه نداده ایران تکه‌پاره و به چندین جمهوری فدرال تجزیه شود، که بعد هم قدرت‌ها بتوانند جنگ‌های بی‌پایان داخلی را به ایرانیان تحمیل کنند و سرنوشتی مانند سومالی و سودان و و غزه و لبنان و سوریه ووو… را به ما تحمیل کنند!

صدارت-نیاز قدرت‌ها برای جابجایی جایگاه خادمان و خائنان، در جنگ روانی آن‌ها علیه ملت‌ها بیشتر بخوانید »

صدارت- پنجمین سال فقدان بنی‌صدر؛ جای خالیِ حقوق‌مداری، به‌ویژه استقلال و آزادی!

…بنی‌صدر پس از خروج از ایران، به پیمان خود برای افشای روابط ارگانیک میان قدرت‌های داخلی و خارجی (افشای روابط خمینی‌یسم و ریگانیسم) عمل کرد و یکی از پرمحتواترین و دقیق‌ترین مجموعه‌های تحلیلیِ مستند را در اختیار افکار عمومی گذاشت، و برای قضاوت تاریخ، ثبت کرد. از جمله به این دلیل، او هدف گسترده‌ترین سانسور، خودسانسوری و ترور شخصیت در تاریخ معاصر ایران قرار گرفت. هجمه‌ای که هم از سوی رژیم حاکم بر ایران، و هم از سوی جریان‌های مدعی چپ (مانند حزب توده و چریک‌های فدایی)، و هم جریان‌های وابسته به قدرت‌های خارجی (نظیر فرقهُ ولایتِ پهلوی، و فرقهُ ولایتِ رجوی، و فرقهُ ولایتِ «اتنیکی» به شکل احزاب فدرالیست تجزیه‌طلب) پی گرفته شد.
بر اساس اسناد منتشرشده (از جمله اسناد ویکی‌لیکس)، پیش از بحران گروگان‌گیری، مأموران امنیتی و دیپلمات‌های آمریکایی در دیدار با نمایندگان حکومت موقت، از افکار بنی‌صدر ابراز نگرانی کرده و اندیشه او را خطری برای اهداف خود می‌دانستند. در آن تماس‌ها با امریکایی‌ها، از سوی طرف ایرانی به آنان اطمینان داده شده بود که او سمتی در حکومت موقت مهندس مهدی بازرگان نخواهد داشت. با این حال، پیروزی او با ۷۶درصد آرای مردم در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، دومین غافل‌گیری بزرگ قدرت‌های داخلی و خارجی پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بود. علت اصلی این حجم از دشمنی تمام قدرت‌ها با بنی‌صدر یک چیز بود: او به قدرت‌ها پشت کرد و رو به سوی ملت داشت.
از دیدگاه بنی‌صدر، استقلال و آزادی دو روی یک سکه هستند. سکه‌ای که به اسم خودانگیختگی ضرب شد، و جوهرهُ آن حقوق‌مداری است. خودانگیختگی یعنی یک فرد، یک جمع و گروه، و یا یک ملت، آزادانه و به‌صورت خودجوش و بر پایه اراده مستقل خویش تصمیم بگیرد، نه آنکه توسط قدرت‌های خارجی یا داخلی به مسیرهای دلخواه آنان رانده شود. بدین ترتیب، اندیشه راهنمای بنی‌صدر تداوم «موازنه منفی» (مصدق) و «موازنه عدمی» (مدرس) بود که در یک اصل خلاصه می‌شد: 
نفی سلطه‌سالاری، یعنی «نه سلطه‌گر باش و نه سلطه‌پذیر»…
…امروز که حیات ملی ما در خطری جدی قرار دارد و ملت ما میان سرکوب داخلی و تجاوزهای خارجی له می‌شود، تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست فاجعه‌بار، نفی سلطه‌سالاری و پیشه کردن حقوق‌مداری است، چه در زندگی روزمرهٌ شخصی و فردی، و چه در زیستِ جمعی و ملی. ما باید احقاقِ حقِ استقلال و احقاقِ حقِ آزادی را محور فعالیت‌های فردی و همکاری‌های جمعی و ملی خود قرار دهیم و بر اساس حقوق با یکدیگر همکاری کنیم، راه حل دیگری به نظر شما می‌رسد؟

صدارت- پنجمین سال فقدان بنی‌صدر؛ جای خالیِ حقوق‌مداری، به‌ویژه استقلال و آزادی! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد

…خشونت به هیچ وجه به تفنگ و توپ و تانک منحصر نمی‌شود، و مهم اینکه استفاده از این خشونت‌های فیزیکی بدون فراهم کردن پیش‌زمینه خشونت‌های رفتاری و نوشتاری و گفتاری، غیرِممکن است. پیش از هر گونه از جنگ‌های فیزیکی، قدرت‌ها باید انواع جنگ‌های روانی را به‌راه بیاندازند و در آن‌ها پیروز شوند. پیش‌زمینه جنگ فیزیکی و تجاوزهای بی‌سایقه‌ای که از ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شده است، آن جنگ‌های روانی بود که از چند سال قبل شروع شده، و بعد از جنبش خودجوش در سال ۱۴۰۱ اوج گرفته است. همانطور که در جلسات پیش گفتیم، پیش‌زمینه‌سازی و مقدمه‌چینی طرفداری از رژیم اسرائیل، و به‌خصوص از «عمو نتانیاهو» و شرکا، که به همراه آن طرفداری از «عمو ترامپ» و شرکا، و نیز طرفداری از فرقه ولایت پهلوی را ناظر بود،  که اینها همه بود که به تجاوزات تروریستیِ خرداد و اسفند ۱۴۰۴، و افزایش تحریم‌ها و تجاوزات تروریستیِ اقتصادی علیه ایرانیان منجر شد، از شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و «رضا شاه روحت شاد» آغاز گردید!
دیدیم که در جنبش خودجوش اعتراض به قتل مهسا امینی در سال ۱۴۰۱، مفهوم «استقلال»، به عنوانِ کلیدِ اصلیِ گشایشِ بن‌بستِ سیاسیِ امروز، مغفول ماند. اگر شعار و پیام آن جنبش، به‌جای «زن، زندگی، آزادی» در خود احقاقِ حقِ استقلال را هم منظور داشت و «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، فرقه ولایت پهلوی بالا کشیده نمی‌شد که حالا این وطن‌فروشان بر مردم منت هم داشته باشند که با افتخار بگوید سفر وی به اسرائیل بود که زمینه را برای تجاوز به ایران فراهم نمود!
ولی طرفداری از فرقه ولایت پهلوی، نه تنها نزد ایرانیان زشت و نکوهیده و منفور است، بلکه حتی متجاوزان به ایران هم به این طرفداران، به دیدهٌ تحقیر و پستی و توهین می‌نگرند! ترامپ قبلا صریحا گفته بود که کسانی که از من می‌خواهند کشورشان را بمباران کنم «احمق» هستند! لوس‌آنجلسی‌هایی که «از محنت دیگران، بی‌غم» هستند صریحا از ترامپ خواسته بودند که کشورشان را بمباران کند! و به این دلیل، همین ترامپ آن‌ها را«احمق» خواند!
ترامپ امروز در یک تجمع انتخاباتی در ایالت نبراسکا، در حالی‌که از هزینه‌های اقتصادی جنگ آمریکا با ایران دفاع می‌کرد، گفت افزایش قیمت‌ها بهای اندکی برای حفظ امنیت آمریکا و جهان است. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت ایران می‌تواند «یک شهر را از بین ببرد» و سپس افزود که «بگذارید لوس‌آنجلس را از بین ببرند!» باید متذکر شد که لوس‌آنجلس یکی از شهرهایی است که بیشترین تظاهرات را برای دعوت از «عمو ترامپ» برای حمله به ایران، و حمایت از تجاوز به وطن ما را داشته. ولی حالا ترامپ از بین بردن لوس‌انجلس را به همراه به قول ترامپ«احمق»هایی که از وی دعوت کردند به مام وطن تجاوز کند را «بهای بسیار کوچکی» برای حفظ امنیت آمریکا توصیف می‌کند!
این است دست‌مزد به قول ترامپ «احمق»هایی که از «عمو ترامپ» تقاضا کردند ایران را بمباران کند! همان‌هایی که در لوس‌آنجلس، با برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل و تصاویر «عمو نتانیاهو» در کنار تصاویر پهلوی و پرچم ساواک، برای ۵-۶سرباز امریکایی که در حمله به ایران کشته شدند، مراسم عزاداری به‌راه انداختند و عکس‌های آن‌ها را گل‌باران کردند. همین افراد که حتی شخصی مثلِ ترامپ هم آن‌ها را صریحا بیشتر از«احمق»(به قول ترامپ) نمی‌خواند، با «بی‌غمی از محنت دیگران» دهها خردسالانی که در دبستان شجره طیبه میناب هدف دو یا سه موشکِ به فاصلهٌ چند دقیقه پشتِ سرِ هم قرار گرفتند را «تلفات جانبی جنگ» خواندند. آنها از به نمایش گذاشتن تصاویر این کودکان خردسال و یا نامبردن از آن‌ها خودداری کردند، و در حالی‌که پرچم رژیم اسرائیل را برافراشته بودند گفتند هر کس عکس و نام آن کودکان را می‌خواهد، برود به جایی که پرچم فلسطین و غزه و لبنان را دارند!
با نگاهی به داده‌های پژوهشی و واکاوی گزارش‌های مستقل، می‌بینیم که چگونه رویکرد مردم به خشونت، و بازتولید آن در زمینه‌های فیزیکی و روانی، نه‌تنها گشایشی در مسیر برپایی عدالت و استقلال و آزادی ایجاد نمی‌کند، بلکه حیات ملی و تمامیت سرزمینی ایران را با مخاطرات فاجعه‌بار و پیش‌بینی نشده و بازگشت‌ناپذیر مواجه می‌سازد. در این راستا در این جلسه، با فرارفتن از دوگانه انفعالی «خشونت‌گریزی» و «خشونت‌پرهیزی»، الگوی «خشونت‌زدایی فعال» به عنوان یک پارادایم راهبردی و کنشگرانه‌ برای خنثی‌سازی جنگ روانی، و پیش‌گیری از جنگ‌های فیزیکی، و حفظ حیات ملی جامعه ایران معرفی می‌گردد…….

صدارت- رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا