صدارت- صدور انقلاب، اسلام‌ستیزی، انتخابات، مذاکرات، تشدید تجاوزها، افول «ابرقدرت»ها-همه مرتبط با هم

…این بیداری عمومی و عاملیت مردم و بی‌اثرتر شدن ابزارهای مالی و تبلیغاتی نخبگان، بسترساز بازتعریف مفهوم «صدور انقلاب» از بی‌ثباتی‌سازی‌های قدرت‌ها به حرکت‌های فراملی حقوق‌محور شده است. از منظر آکادمیک، تمایز مفهوم «انقلاب» به معنای واقعی کلمه با تحریف‌های قدرت‌ها از آن در تاریخ معاصر، یک ضرورت تحلیلی است. انقلاب در ذات خود به معنای «منقلب شدن» و عصیان و اعتراضات خودجوش مردم علیه تجاوز به حقوق است. مدل سنتی ارائه شده توسط روح‌الله خمینی و شرکا که بر پایه اقدامات دولت‌محور، صدور تروریسم و خشونت بود، خود بزرگ‌ترین مانع در مسیر صدور طبیعی انقلاب واقعی به شمار می‌رفت و در رأس رفتارهای ضد انقلابی قرار داشت.
صدور انقلاب، نه صدور ابزارهای سرکوب و مداخله‌گری دولتی، بلکه تکثیر خودبه‌خودی الگوی «عصیان علیه تجاوز به حقوق» است. این مفهوم بر اصل بنیادین «همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌‌کسانی» بودن حقوق استوار است. بدین ترتیب، هرگاه در نقطه‌ای از جهان به حقوق تجاوز شود، منقلب شدن آحاد جامعه انسانی در جغرافیای دیگر، تجلی عینی صدور انقلاب است.
تظاهرات دانش‌آموزی پاریس (۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ / سپتامبر ۲۰۲۶): اعتراض اولیه دانش‌آموزان در ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ در یک دبیرستان در حومه پاریس نسبت به کمبود معلم و لغو کلاس‌ها، ظرف چند روز به ۳۲۰ هزار نفر رسید و به سایر اصناف فرانسه سرایت کرد. به دنبال این «صدور انقلاب» در داخل فرانسه، «صدور انقلاب» در تعدا دیگری از کشورها را شاهد شدیم:
اعتراضات مردمی در آلمان: تظاهرات گسترده حدود ۲۰۰ هزار نفر در بیش از ۳۰ شهر آلمان علیه خدمت اجباری نظام وظیفه، کمک‌های تسلیحاتی رژیم حاکم به اسرائیل، علیرغم وجود قوانین بسیار سخت‌گیرانه و جرم‌انگاری هرگونه انتقاد، به همراه حرکت‌های مشابه در سوئیس، ایتالیا، اسپانیا و پرتغال.
بهار عرب (۲۶ آذر ۱۳۸۹ / دسامبر ۲۰۱۰): خودسوزی محمد البوعزیزی (دست‌فروش ۲۶ ساله تونس) در ۲۶ آذر ۱۳۸۹ در اعتراض به سیلی مامور شهرداری و سلب حق کرامت، که به انبار باروت کشورهای عربی شراره زد، و شاهد «صدور انقلاب» در چندین کشور بودیم. محمد بن زاید هنوز هم از «بهار عرب» در دلهره و نگرانی است، و به همراه محمد بن سلمان، و با کمک جرد کوشنر، برای «تغییر جغرافیای «خاور میانه» در تلاش هستند!
جنبش خودجوش در آمریکا (۵ خرداد ۱۳۹۹ / می ۲۰۲۰) و «صدور انقلاب»: قتل جورج فلوید توسط پلیس آمریکا در ۵ خرداد ۱۳۹۹ که دامنه انقلاب از شهر مینیاپولیس در ایالت مینه‌سوتا، به سایر ایالت‌های امریکا سرایت کرد. این صدورِ خودجوشِ انقلاب از ایالات آمریکا فراتر رفته و به اروپا و سایر نقاط صادر شد (حقوق همه‌مکانی هستند!). و باعث پایین کشیده شدن مجسمه‌های لئوپولد دوم در بلژیک، و ادوارد کالستون در بریتانیا بعد از چهار قرن (حقوق همه‌زمانی هستند!) شد!
…راهبرد «پشت به قدرت، روی به ملت» بر پایه بی‌اثر کردن اسلحه متجاوز از طریق رسانه‌ای کردن تجاوزهای آن‌ها، در واقع بر احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی استوار است. افشاگری آحاد مردم و رسانه‌های مستقل شخصی درباره جنایات، جنگ روانی دشمن را خنثی کرده و همبستگی جهانی خلق می‌کند…
…با این حال، تکرار خطاهای گذشته، به خصوص تجاوز به حقِ استقلال و حرکت به سمت قدرت‌های سلطه‌گر و تمایل به وابسته‌گان به آن‌ها، می‌تواند هزینه‌های سنگین زیر را تحمیل کند:

تشدید تروریسم اقتصادی: جهش شدید تورمی و جهش نرخ ارز از ۲۰۰-۳۳۰هزار تومان، مثلا به یک میلیون و ۲۰۰-۳۰۰هزار تومان در صورت تداوم تروریسم اقتصادی و وابستگی به قدرت‌ها.

خطر تجزیه وطن: احتمال موفقیت دشمنان در تکه‌پاره کردن جغرافیای ایران در صورت حملات بعدی، در صورت عدم ایستادگی بر اصل استقلال.
تحلیل مسیر آینده نشان می‌دهد که خطای وابستگی به قدرت‌های خارجی مستقیماً به تشدید تروریسم اقتصادی، حملات نظامی و خطر تجزیه کشور می‌انجامد! در حالی که احقاقِ حقِ استقلال، با پشت به قدرت و روی به ملت کردن، منجر به انسجام ملی، بازدارندگی فراملی و حفظ تمامیت ارضی خواهد شد…

صدارت- صدور انقلاب، اسلام‌ستیزی، انتخابات، مذاکرات، تشدید تجاوزها، افول «ابرقدرت»ها-همه مرتبط با هم بیشتر بخوانید »