علی صدارت: رویکرد مردم به خشونت، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد!
تاریخ تولید و انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵ | 05-10-2026 دوشنبه
❊
مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید:
❊❊❊
❊هفتهنامه گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها❊
(دوشنبهها ساعت۲۱ بهوقت ایران بهصورت زنده)
❊از تولیدات رسانههای «سایت علی صدارت:رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت»❊
https://alisedarat.com/2026/10/05/15926/
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊❊❊
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
تحولات شتابان و بحرانهایی که در بازه زمانی اخیر، بهویژه از خردادماه ۱۴۰۴ تا کنون، زیستبوم سیاسی و اجتماعی ایران را فراگرفته است، ضرورت بازخوانی مفهومی و راهبردی «خشونت»، و اهمیت زدودن خشونت (خشونتزدایی) را بیش از هر زمان دیگری به مسئلهای حیاتی مبدل میسازد. تجربهٌ زیستهٌ جامعهٌ ایران و فشار متقاطع تحریمهای اقتصادی، تهدیدات و مداخلات نظامی خارجی، و انباشت نارضایتیهای ساختاری داخلی، کشور را در بزنگاهی تاریخی و فوقالعاده مخاطرهآمیز قرار داده است.
اول به برخی عواملی بپردازیم که تجاوزهای بیسایقهای که از۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شد را در پی داشتند.
خشونت به هیچ وجه به تفنگ و توپ و تانک منحصر نمیشود، و مهم اینکه استفاده از این خشونتهای فیزیکی بدون فراهم کردن پیشزمینه خشونتهای رفتاری و نوشتاری و گفتاری، غیرِممکن است. پیش از هر گونه از جنگهای فیزیکی، قدرتها باید انواع جنگهای روانی را بهراه بیاندازند و در آنها پیروز شوند. پیشزمینه جنگ فیزیکی و تجاوزهای بیسایقهای که از ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شده است، آن جنگهای روانی بود که از چند سال قبل شروع شده، و بعد از جنبش خودجوش در سال ۱۴۰۱ اوج گرفته است. همانطور که در جلسات پیش گفتیم، پیشزمینهسازی و مقدمهچینی طرفداری از رژیم اسرائیل، و بهخصوص از «عمو نتانیاهو» و شرکا، که به همراه آن طرفداری از «عمو ترامپ» و شرکا، و نیز طرفداری از فرقه ولایت پهلوی را ناظر بود، که اینها همه بود که به تجاوزات تروریستیِ خرداد و اسفند ۱۴۰۴، و افزایش تحریمها و تجاوزات تروریستیِ اقتصادی علیه ایرانیان منجر شد، از شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و «رضا شاه روحت شاد» آغاز گردید!
دیدیم که در جنبش خودجوش اعتراض به قتل مهسا امینی در سال ۱۴۰۱، مفهوم «استقلال»، به عنوانِ کلیدِ اصلیِ گشایشِ بنبستِ سیاسیِ امروز، مغفول ماند. اگر شعار و پیام آن جنبش، بهجای «زن، زندگی، آزادی» در خود احقاقِ حقِ استقلال را هم منظور داشت و «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، فرقه ولایت پهلوی بالا کشیده نمیشد که حالا این وطنفروشان بر مردم منت هم داشته باشند که با افتخار بگوید سفر وی به اسرائیل بود که زمینه را برای تجاوز به ایران فراهم نمود!
ولی طرفداری از فرقه ولایت پهلوی، نه تنها نزد ایرانیان زشت و نکوهیده و منفور است، بلکه حتی متجاوزان به ایران هم به این طرفداران، به دیدهٌ تحقیر و پستی و توهین مینگرند! ترامپ قبلا صریحا گفته بود که کسانی که از من میخواهند کشورشان را بمباران کنم «احمق» هستند! لوسآنجلسیهایی که «از محنت دیگران، بیغم» هستند صریحا از ترامپ خواسته بودند که کشورشان را بمباران کند! و به این دلیل، همین ترامپ آنها را«احمق» خواند!
ترامپ امروز در یک تجمع انتخاباتی در ایالت نبراسکا، در حالیکه از هزینههای اقتصادی جنگ آمریکا با ایران دفاع میکرد، گفت افزایش قیمتها بهای اندکی برای حفظ امنیت آمریکا و جهان است. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت ایران میتواند «یک شهر را از بین ببرد» و سپس افزود که «بگذارید لوسآنجلس را از بین ببرند!» باید متذکر شد که لوسآنجلس یکی از شهرهایی است که بیشترین تظاهرات را برای دعوت از «عمو ترامپ» برای حمله به ایران، و حمایت از تجاوز به وطن ما را داشته. ولی حالا ترامپ از بین بردن لوسانجلس را به همراه به قول ترامپ«احمق»هایی که از وی دعوت کردند به مام وطن تجاوز کند را «بهای بسیار کوچکی» برای حفظ امنیت آمریکا توصیف میکند!
این است دستمزد به قول ترامپ «احمق»هایی که از «عمو ترامپ» تقاضا کردند ایران را بمباران کند! همانهایی که در لوسآنجلس، با برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل و تصاویر «عمو نتانیاهو» در کنار تصاویر پهلوی و پرچم ساواک، برای ۵–۶سرباز امریکایی که در حمله به ایران کشته شدند، مراسم عزاداری بهراه انداختند و عکسهای آنها را گلباران کردند. همین افراد که حتی شخصی مثلِ ترامپ هم آنها را صریحا بیشتر از«احمق»(به قول ترامپ) نمیخواند، با «بیغمی از محنت دیگران» دهها خردسالانی که در دبستان شجره طیبه میناب هدف دو یا سه موشکِ به فاصلهٌ چند دقیقه پشتِ سرِ هم قرار گرفتند را «تلفات جانبی جنگ» خواندند. آنها از به نمایش گذاشتن تصاویر این کودکان خردسال و یا نامبردن از آنها خودداری کردند، و در حالیکه پرچم رژیم اسرائیل را برافراشته بودند گفتند هر کس عکس و نام آن کودکان را میخواهد، برود به جایی که پرچم فلسطین و غزه و لبنان را دارند!

با نگاهی به دادههای پژوهشی و واکاوی گزارشهای مستقل، میبینیم که چگونه رویکرد مردم به خشونت، و بازتولید آن در زمینههای فیزیکی و روانی، نهتنها گشایشی در مسیر برپایی عدالت و استقلال و آزادی ایجاد نمیکند، بلکه حیات ملی و تمامیت سرزمینی ایران را با مخاطرات فاجعهبار و پیشبینی نشده و بازگشتناپذیر مواجه میسازد. در این راستا در این جلسه، با فرارفتن از دوگانه انفعالی «خشونتگریزی» و «خشونتپرهیزی»، الگوی «خشونتزدایی فعال» به عنوان یک پارادایم راهبردی و کنشگرانه برای خنثیسازی جنگ روانی، و پیشگیری از جنگهای فیزیکی، و حفظ حیات ملی جامعه ایران معرفی میگردد.
برای دستیابی به یک تحلیل دقیق عملی، نخستین گام واسازی مفاهیم و ارائه تعریفی جامع از خشونت است. در ادبیات رایج سیاسی و رسانهای، خشونت غالباً به اعمال زور فیزیکی، درگیریهای مسلحانه یا سرکوبهای خیابانی تقلیل داده میشود. اما از منظر حقوق سیاسی و روانشناسی و جامعهشناسی تحلیلی، چنین برداشتی دچار تقلیلگرایی مفرط است.
تعریف بالینی و عملیاتی خشونت: خشونت در بنیادینترین سطح مفهومی خود، عبارت است از هرگونه تجاوز به حقوق، و نفی و انکار حقوق.
هرگاه هر حقی، اعم از حق استقلال و آزادی، حق صلح و دوستی، حق اختلاف و اشتراک، حق سلامتی و حیات، حق بهرهمندی اقتصادی، و حق امنیت روانی، حقِ آگاهییابی و آگاهیرسانی، سلب و نفی شود، خلاء حاصل از آن با مؤلفههای جبری نظیر زور، قدرت عریان، تجاوز و تخریب و تبعیض و خشونت پر میشود.
بر پایه این تعریف، خشونت پدیدهای تکبعدی نیست، بلکه طیف گستردهای از رفتارهای ساختارمند را در بر میگیرد که میتوان آنها را از جمله در چهار بعد اصلی دستهبندی کرد:
خشونت فیزیکی و نظامی: شامل سرکوبهای ساختاری داخلی، اقدامات تروریستی، و تجاوزات نظامی مستقیم خارجی نظیر حملات هوایی و موشکی.
خشونت پنهان و روانشناختی: شامل عملیات روانی، مهندسی ترس، ایجاد اضطراب جمعی، و القای درماندگی آموختهشده از طریق رسانهها. جبهههایی از جنگ روانی!
خشونت و تروریسم اقتصادی: شامل تحریمهای همهجانبه و فلجکننده، انسداد شریانهای مبادلاتی، محاصره دریایی و مسدودسازی مرزها و فرودگاهها که مستقیماً معیشت و حیات روزمره عامه مردم را هدف قرار میدهد. جبهههای دیگری از جنگ روانی!
خشونت سیاسی و ساختاری: شامل قطبیسازی جامعه، سلب حق تعیین سرنوشت، تبعیضهای نهادینهشده، و زوال سرمایه اجتماعی در زیستبوم مجازی دیجیتال و حقیقی. باز هم جبهههای دیگری از جنگ روانی!
جنگ روانی در چارچوب نبردهای نامتقارن عصر حاضر، به عنوان «مادر تمامی جنگها» عمل میکند. بدین معنا که هیچ اقدام نظامی و جنگ فیزیکی، یا حتی تحریمها و سایر خشونتها و تروریسم اقتصادی گستردهای، بدون زمینهسازی ادراکی، و ساختن و پرداختن روایتهای مطلوب قدرتها، برای دستکاریِ افکار عمومی (و در یک کلام: جنگ روانی) میسر نمیگردد. قدرتهای سلطهگر و افراد و جریانهای وابسته و خودفروخته و وطنفروش، ابتدا سازوکارهای ادراکی جامعهٌ مورد هدف خود را دستکاری میکنند، تا پس از ساختن ذهنیتی لازم برای شکستن مقاومت روانی، پروژه خشونت فیزیکی را به اجرا درآورند.
یکی از نمونههای عینی و تکاندهنده که ابعاد هولناک زوال اخلاقی و انسانی قدرتهای مداخلهگر را برملا میسازد، حادثه بمباران دبستان شجره طیبه در شهر میناب در تاریخ نهم اسفندماه ۱۴۰۴ است. بررسیهای جامع و مستند که توسط رسانههای مختلف و نیز نشریه مستقل «دراپسایت نیوز» (Drop Site News) که رسانهای غیروابسته است و پیشینه کارهای تحقیقی و تحلیلی آن به افشای گزارشهای جنگ عراق بازمیگردد، منتشر شد، ابعاد جعلِ خبر، و روایتسازی کاذب را آشکار ساخت.

مرحله نخست جنگ روانی، روایتسازی با تکذیب، و فرافکنی، و انتساب به خودیها شروع شد: در ساعات اولیه پس از تهاجم، رسانههای وابسته مدعی شدند که نقطه هدفگیریشده یک پایگاه نظامی متعلق به نیروهای سپاه بوده، و نه یک دبستان. پس از افشای هویت غیرنظامی قربانیان، با هدف سلب مسئولیت حقوقی و اخلاقی، روایت تغییر یافت و «احتمال» داده شد که حمله ناشی از «اقدامات داخلی» بوده و خود سپاه مسئول این جنایت است. ترامپ و شرکا پس از مواجهه با مدارک انکارناپذیر مبنی بر به کارگیری موشکهای پیشرفته آمریکایی، مدعی شدند که آن موشکها در «بازار آزاد» معامله شده است! در بعضی رسانهها هم اعلام شد که سامانههای تحلیل هدف بر پایه هوش مصنوعی دچار خطای محاسباتی شدهاند. استفاده سپاه از «سپر انسانی» روایتسازی دیگری برای توجیه این جنایت بود. برخی گزارشهای بعدی حکایت دارند که هدفگیری این دبستان، نه یک خطا بلکه با آگاهی کامل صورت گرفته است. تلختر آنکه، بر اساس گزارشات، شواهد میدانی حاکی از بهکارگیری الگوی مجرمانه «تکرار حمله» (Double-tap/Triple-tap) بود، روشی متداول در جنایات جنگی در غزه و لبنان که طی آن پس از موج اول حمله، منتظر تجمع نیروهای امدادی، پزشکان و مردم میمانند و سپس موج دوم و سوم بمباران را برای افزایش تلفات انسانی اجرا میکنند. هدف راهبردی از چنین اقداماتی، ایجاد شوک روانی عمیق، جریحهدار کردن عواطف جمعی، و وارد ساختن ضربه و تروما به بدنه جامعه است تا از طریق تولید فروپاشی روانی، افکار عمومی را برای پذیرش سناریوهای بعدی آماده سازند. انجام چنین جنایتی، به هر ترتیبی که بوده، بدون همراه کردن برخی از ایرانیان به فرقهٌ ولایت پهلوی و شرکا، و رویکرد مردم به خشونت، و دعوت از اجنبیان برای تجاوز به میهن، از اساس غیرِممکن میشد!
قضاوت تاریخ در مورد کسانی که پشت به مردم کرده و روی به قدرت دارند، نمیتواند مثبت باشد. کسانی که در تجاوز اجنبیان به میهن، طرف آنها را گرفتند، حتی نزد همان متجاوزان خوب قضاوت نمیشوند!
همزمان، وضعیت «ابرقدرت دنیا» و «ابرقدرت منطقه»، به عنوان «ابرقدرت»های در حال افول، ممکن است ترامپ و شرکا و یا نتانیاهو و شرکا را در وضعیتی قرار دخد که خود را مجبور به افزایش باز هم بیسابقهتر خشونتها ببینند! اکنون مدتی است که زمزمههایی از مسلح کردن مردم و حمله اتمی به ایران شنیده میشود. این زمزمهها، در واقع حاکی از گشودن جبهههای دیگری از جنگ روانی است، که بدون آن، و بدون تولید رضایت و همراه کردن مردم، و تبدیل مردم به سربازهایی در جبهههای جنگ روانی، که پشت به ایران و ایرانیان کرده و خود از «ابرقدرتها» برای حملهٌ اتمی و مسلح کردن مردم و جنگ داخلی دعوت کنند!
مشکلات داخلی برای رژیم اسرائیل «ابرقدرت منطقه با سلاح هستهای»، بسیار بیشتر از آن است که در نشریات و رسانههای قدرتمدار، نمایش داده میگردد. گزارشهای ارزیابی درونی ساختارهای امنیتی غرب، نظیر گزارش «هسته قرمز» (Red Cell) در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، تحلیلهای متفاوتی با استنباط بسیاری از مردم را ارائه میدهند. این گزارشها صریحاً تحرکات نظامی بیمحابا و ماجراجوییهای رژیم اسرائیل را خطری مستقیم برای کشیده شدن آن رژیم به شورشها و ناآرامیهای مدنی، درگیریها و حتی جنگ داخلی و فروپاشی درونساختاری ارزیابی کردهاند. اطلاعاتی که رسانههای اصلی تلاش در پنهانسازی آن دارند. آیا نتانیاهو و شرکا خود را مجبور میبینند که این مشکلات درونی را با بحرانسازیهای بزرگتر بیرونی، از جمله حمله مجدد به میهن ما، مدیریت کنند؟ البته پیشنیاز حمله نظامی مجدد، باز هم شکست دادن برخی ایرانیان در جنگ روانی است. یعنی همان روش آمادهسازیِ افکارِ عمومیِ یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، که پیش از حملات نظامی قبلی انجام گردید! یعنی ایجاد رضایت در ذهن مردم برای تجاوزات اجنبیان، بهطوریکه عدهای از «عمو ترامپ» و «دایی نتانیاهو» خواهش کنند که به ایران حملهور شوند، و حالا دارند زمینههای حملهور شدن با بمب اتم را هم آماده میکنند! حمله اتمی و جنگ داخلی، بدون همراه شدن یک حداقل لازمی از مردم در فضای مجازی و حقیقی، با قدرتها و مهرههای وابسته به آنها، غیرِممکن است!
تحلیل تاریخ تطور مداخلات خارجی در ایران، بهخصوص طی ۳–۴ سال گذشته (و بهویژه پس از خرداد ۱۴۰۴)، نشان میدهد که قدرتهای متخاصم بر پایه «روانشناسی خودبزرگبینانه» و محاسبات نادرست، تصور میکردند با یک مداخله نظامی ۲ یا ۳ روزه (که ترامپ آن را «یک Excursion یا سفر تفریحی کوتاه» خواند) کار ساختار سیاسی ایران را تمام خواهند کرد. اما با بنبست میدانی و عدم تحقق اهداف، سناریوهای مداخله وارد مراحل به مراتب خطرناکتر و جنایتکارانهتری شده است. ورود قدرتهای اجنبی به مراحل به مراتب خطرناکتر و جنایتکارانهتر، بدون رویکرد مردم به خشونت، غیرممکن خواهد بود! این رویکرد مردم به خشونت، اکثرا بیشتر از رد و بدل شدن مطالب خشونتآمیز در فضای مجازی، و لایک زدن و بازنشر دادن و… در شبکهبندیهای اجتماعی نیست!
وصعیت «ابرقدرت دنیا با سلاح هستهای» هم بهتر از این نیست! تجربه تاریخی اشغال عراق نشان میدهد که ایالات متحده با وجود گسیل داشتن بیش از ۱۷۰هزار نیروی نظامی و استفاده از دروغهای بزرگ رسانهای (مانند وجود سلاحهای کشتار جمعی که بعدتر به اعتراف و پشیمانی امثال کالین پاول، و عذرخواهی تونی بلر انجامید)، در باتلاق بحران گرفتار شد. در این زمان هم تخریب پایگاهها و تاسیسات امریکا در کشورهای منطقه، ترامپ را مجبور کرده که قوای خود را به پایگاههای دورتر، و خارج از همسایگی ما منتقل کند. جابهجاییهای اضطراری نیروها و تخلیه شتابزده پایگاهها (نظیر تخلیه هراسآلود پایگاه هوایی فِیرفورد (RAF Fairford) در آخر هفته ۳ و ۴ اکتبر ۲۰۲۶(۱۲ و ۱۳ مهر ۱۴۰۵) در بریتانیا که محل نگهداری هواپیماهای جنگی امریکا بود) گواهی بر محدودیت ساختاری «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت» است.
با توجه به وسعت جغرافیایی، موقعیت ژئواستراتژیک، و توانمندیهای دفاعی ایران، هرگونه اشغال خاک ایران، مستلزم گسیل داشتن سربازان بیشتری، احتمالا صدها هزار نیروی پیادهنظام امریکایی است. امری که با توجه به مخالفت شدید افکار عمومی بینالمللی و جامعه آمریکا، غیرممکن بهنظر میرسد. پس ضرورت این تجاوزات زمینی، گماشتنِ قوای محلی مثل گروهها و احزاب «اتنیکی» فدرالیست تجزیهطلب، و یا مسلح کردن مردم در داخل کشور، به عنوان پیادهنظامِ نتانیاهو و شرکا! و «گوشتِ دمِ توپ» ترامپ و شرکا! برای کشتهسازیهایی از نوع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ است. این فاجعه، بدون رویکرد مردم به خشونت، و آمادسازی ذهنی آنها غیرِممکن است!
از آنجا که قدرتهای خارجی مایل به پرداخت هزینه انسانی و جانی برای نیروهای خود نیستند، سه سناریوی جایگزین را در دستور کار عملیات روانی و میدانی قرار دادهاند:
عادیسازی و زمینهسازی برای حملات هستهای: جریانهای افراطی و گروههای وابسته در خارج از کشور مانند فرقه ولایت پهلوی و شرکا، با همراهی برخی چهرههای سیاسی غربی (نظیر استدلالهای سناتور لینزی گراهام درباره بمباران اتمی ژاپن)، در حال جابهجا کردن مرزهای اخلاقی و انسانی هستند. آنان ننگینترین جنایات بشر را تحت عنوان «تلفات جانبی» (Collateral Damage) در «مداخله بشردوستانه» توجیه میکنند و جامعه را برای پذیرش فاجعه اتمی آماده میسازند.
مسلحسازی گروههای قومی و بسترسازی و بسترپذیری تجزیهطلبی: واگذاری نقش پیادهنظام به احزاب و جریانهای مسلح مرزی (تحت عناوین مجعول فدرالیسم اتنیکی، و یا جغرافیایی و استانی). این گروهها با دریافت پول، اسلحه و پشتیبانی لوجستیک از رژیم صهیونیستی و آمریکا، در صددند مرزهای کشوری را دچار آشوب کرده و زمینه لازم برای تجزیه و تکهپاره کردن ایران را ایجاد کنند، اقدامی که با برائت و انزجار هموطنان شریف کورد و سایر ایرانیان مواجه شده است.
مهندسی جنگ داخلی و قطبیسازی ویرانگر: آخرین و خبیثانهترین نقشهٌ قدرتها، تسلیح عمومی و راهاندازی «جنگ همه علیه همه» در داخل کشور است. دشمنان میکوشند با نابود کردن سرمایه اجتماعی، تعمیق شکافهای عقیدتی و مذهبی و قومی، و تبدیل فضای مجازی به میدان ترور شخصیت، ایرانیان را به دست خودشان نابود سازند تا منابع ملی را همانند مدلهای ونزوئلا و عراق تحت مدیریت مستقیم خود قرار دهند.
در مواجهه با این حجم عظیم از عادیسازی خشونت، و خشونتگستری، و جنگ روانی، جامعه سیاسی، و آحاد جامعه مدنی، رفتارهای متفاوتی بروز میدهند. برای روشن شدن مسیر آینده، نقد این الگوها ضروری است:
یک) رویکرد به خشونت، خشونتطلبی، خشونتگستری
این رویکرد عبارت است از استقبال از خشونت، بازتولید ادبیات کینهتوزانه، لایک و بازنشر مطالب ترویجکننده انواع خشونتها، تهاجم نظامی، بمباران اتمی، یا جنگ داخلی. کسانی که به این رویکرد روی میآورند، چه از روی غفلت و چه با خیانت آگاهانه، همپیمان عملی قدرتهای متجاوز هستند. رویکرد به خشونت، وضعیت میهن ما را از شرایط بحرانی کنونی به فاجعه جنگ داخلی و تکهپاره شدن و تجزیه و نابودی کامل سوق میدهد.
دو) خشونتگریزی
خشونتگریزی نوعی فرار انفعالی و گریز از واقعیت است. در شرایطی که خشونت اقتصادی و نظامی بر یک ملت تحمیل شده است، نادیده گرفتن واقعیت و فرار ذهنی، مانع از اعمال خشونت توسط قدرتها نمیشود، بلکه صرفاً جامعه را منفعل و بیدفاع کرده و در این خلاء و نبود مردم، دست قدرتمدران را برای خشونتگستریهای بیشتر، باز میسازد.
سه) خشونتپرهیزی
خشونتپرهیزی، اگرچه از نظر اخلاقی یک گام مثبتتر از خشونتگریزی است، اما در زیستبومی که رسانهها و اتاقهای فکر متخاصم به صورت ۲۴ ساعته در حال تزریق خشم و خشونت هستند، موضعی ناکافی است. پرهیزِ محض، توانایی خنثیسازی هجوم دشمن را ندارد، چه هجوم نظامی و فیزیکی، و چه هجمه روانی.
چهار) خشونتزدایی فعال (Active De-violencization) — الگوی مطلوب
«خشونتزدایی فعال» عبارت است از کنشگری هوشمندانه، آگاهانه و ساختاریافته برای زدودن و خنثیسازی خشونت در تمامی ابعاد، و حتی فراهم آوردن زمینهها و شرایط و وسایل پیشگیری از شروع خشونتها. خشونتزدایی به معنای تسلیم یا انفعال نیست، بلکه به معنای بیاثر کردن ابزار خشونت در دست متجاوزان داخلی و خارجی است.
جوهر خشونتزدایی فعال: اگر خشونت به معنای نفی حقوق است، «خشونتزدایی» به معنای احیا، پاسداری و احقاق حقوق است. خشونتزدایی فعال با ابزار غیرپیدا و آگاهیبخش، ماشین جنگ روانی دشمن را فلج میسازد. این افلیج، مانع تجاوزهای فیزیکی و نظامی متجاوزان میگردد.
امروز ما در یک پیچ تاریخی فوقالعاده حساس و تعیینکننده قرار گرفتهایم. حیات ملی، تمامیت سرزمینی و موجودیت فیزیکی جامعه ایران در معرض تهدیدی بنیادین است. قدرتهای خارجی و ساختارهای سرکوبگر داخلی، هیچیک دلسوز سرنوشت مردم ایران نیستند؛ بنابراین تنها متغیر تعیینکننده و نجاتبخش، خودِ ما ملت ایران هستیم.
در الگوی خشونتزدایی فعال، کنشگری و جنبش نیازمند برداشتن سلاح و ورود به درگیریهای خیابانی نیست! بلکه مستلزم هوشمندی ادراکی در فضای مجازی و حقیقی است:
مسئولیت در فضای مجازی: هر کاربر در فضای مجازی و زیستبوم دیجیتال باید بداند که لایک کردن، بازنشر دادن یا تایید مضامین ترویجکننده تهاجم نظامی، بمباران اتمی و یا مسلح کردن مردم و جنگ داخلی، مستقیماً به معنای مشارکت در تروریسم روانی، و آغشته ساختن دست خود به خون هموطنان، و مسئولیت در تجزیه و تکهپاره شدن وطن است.
پاسداری از سرمایه اجتماعی: خنثیسازی پروژههای قطبیسازی، آگاهیبخشی نسبت به افشاگریهای رسانههای مستقل بینالمللی، و صیانت از پیوندهای دوستانه میان افراد و اقشار مختلف جامعه، پدافند غیرعامل ملت در برابر جنگ روانی است.
بیاثر ساختن سلاح سرکوب و تهاجم: هنگامی که افکار عمومی یک ملت در برابر جنگ روانی، مقاومت و دفاع پیروزمندانه بکند، و از بازی در زمین بازی قدرتهای مداخلهگر امتناع ورزد، پیششرط ذهنی تهاجم فیزیکی از بین میرود و سلاح، حتی سلاح اتمی، در دست جنگطلبان کارایی خود را از دست میدهد.
سرنوشت ایران نه در اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو، و نه در اتاقهای بیفکریِ وابستگانِ بیاراده، بلکه در اراده جمعی و وژدانِ عمومیِ همگانیِ مردم ایران رقم میخورد. رویکرد مردم به خشونت با همراه شدن با قدرتها و وابستگان آنها، وضعیت ما را از این هم بدتر خواهد کرد! پذیرش تجاوزها به حقوق، و خشونت، و جنگ توسط گروههای مسلح داخلی، و یا احزاب و گروههای مسلح مستقر در اطراف مرزهای ایران، و یا توسط قشون خارجی، مسیر زوال و نابودی ایران است! اما اتخاذ راهبرد خشونتزدایی فعال، بر پایه پاسداری از حقوق، آگاهی رسانهای و فعالیتهای هرچه بیشتر در رسانههای شخصی، و همبستگی ملی، تنها کلید صیانت از حیات ملی ما، و گذر سرافرازانه ایران و ایرانیان از این پیچ خطرناک تاریخی است.
هر یک از ما، فارغ از موقعیت اجتماعی خود، دارای وظیفه و نقشی حیاتی در ساختن فردا هستیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود! با درک مسئولیت تاریخی خود و بیداری از خواب غفلت انفعال، میتوانیم خشونت را از فرهنگ و زیستبوم مجازی و حقیقیِ خود بزداییم و آیندهای مبتنی بر استقلال و آزادی، صلح و عدالت برای خود و سایر ایرانیان، و برای ایران زمین پیریزی کنیم.
❊❊❊
❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.
یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:
لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:
مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
https://www.instagram.com/reels/DeH13zUj0Ei/
❊
https://www.facebook.com/Sedarat57/videos/1873696677344483
❊
https://www.youtube.com/watch?v=KY_II2_flSY
❊
مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی، در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
https://creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/–e3pveug
❊
castbox.fm/channel/علی-صدارت-id3317800?country=us
❊
در گروه واتساپ با شناسه «علی صدارت-نظر، خبر، تحلیل» همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu
❊
در گروه تلگرام با شناسه t.me/sedaratMD همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
❊ برخی دیگر رسانهها:
https://signal.group/#CjQKIND3XrJ9ZBDZsS7Ejd8mtT5t5lfWFZcTlDkcMQqujuZcEhDX1cNxfC5aMQdzGqGdPnlF
❊
❊
سابستک:
❊
❊

❊
انحطاط متدولوژیک و تنش ساختاری با دکترین تاریخی موازنۀ منفی، از جمال صفری
مقاله اخیر نشریه «پیام»، ارگان جبهه ملی ایران در داخل کشور، واجد یک هسته عقلانی روشن است که با محکومیت توامان تجاوز خارجی و سرکوب داخلی، بر مدار مبارزه مدنی و حاکمیت ملی استوار است. اعتراض صریح این مقاله به جنایات، اعدامها، شکنجهها و حبس نظاممند مخالفان، بر مبنای قوانین بینالمللی و معیارهای بنیادین انسانی، موضعی کاملاً مشروع، اصولی و مورد توافق است. با این حال، تحلیل ارگان این جریان در مواجهه با ژئوپلیتیک منطقه و پدیده «محور مقاومت»، دچار انحطاط متدولوژیک و تنش ساختاری با دکترین تاریخی «موازنه منفی» میشود؛ چرا که این جریان از یک سو در بحبوحه تهدیدات خارجی، از ابراز حمایت شفاف و استراتژیک از قوای مسلح ایران که طبق قاعده، مسئولیت دفاع از تمامیت ارضی کشور صراحتاً بر عهده آنان است، طفره رفته و از سوی دیگر با وامگیری کورکورانه از ادبیات، برچسبها و چارچوبهای تفسیری بلوک غرب (ایالات متحده و اسرائیل)، گزارههای انتقادی خود را دگردیسی داده و ناخواسته به کارگزار زبانی سلطهگران جهانی تبدیل شده است. این رویکرد که میتوان آن را الگوبرداری مقلدانه از کلانروایت هژمون نامید، ناشی از فقدان خرد انتقادی و مستقل است.
دکترین موازنه منفی در سنت سیاسی ایران—از قائممقام و امیرکبیر تا محمد مصدق—صرفاً نفی یک دولت خارجی نبود، بلکه صیانت از حق تعیین سرنوشت در برابر هرگونه کانالیزه شدن فکری بود. تقلیل دادن صورتمسئله ژئوپلیتیک به تعاریف غربی از «تروریسم»، نادیده گرفتن تعمدی حافظه تاریخی ملتهای پیرامونی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین است.
در این انحطاط تحلیلی، رجوع به فرانتس فانون و شاهکار او «دوزخیان روی زمین»، ابعاد معرفتشناختی فاجعه را عیان میکند؛ چرا که فانون به ما میآموزد سلطه فرآیندی صرفاً فیزیکی، سرزمینی و منحصر به غارت منابع نیست، بلکه عمیقترین لایههای آن در تسخیر دستگاه محاسباتی، زبان و معیارهای داوری سوژه تجلی مییابد. خطر بنیادی زمانی آغاز میشود که سوژه مغلوب، ناخواسته جهان و پدیدههای پیرامونی آن را با عینک و واژگان همان سلطهگری بسنجد که مدعی نقد آن است؛ این همان «استعمار ذهنی» است که جبهه ملی در تحلیل نیروهای منطقه به آن تن داده است. بر اساس تز فانون، استعمارزدایی واقعی بدون گسست از صورتبندیهای زبانی و معیارهای تحمیلی سلطهگران جهانی ناممکن است.
نقد بنیادین متوجه موضعگیری جبهه ملی علیه جریانات منطقهای نیست، بلکه متوجه اسارت متدولوژیک آنهاست. استقلال و آزادی تفکیکناپذیرند و هر دو در برابر سلطه قرار میگیرند؛ عدول از این همبستگی، حقوق ملی را قربانی یک نگاه تکمحور و مداربسته میکند. یک خرد سیاسی اصیل و وفادار به سنت ملی، برای نقد استبداد داخلی و دفاع از حقوق بشر نیازی به بازتولید ترمینولوژی واشنگتن و تلآویو ندارد، همانگونه که نقد سلطهگران جهانی، مستلزم همزبانی با توتالیتاریسم حاکم نیست. صیانت از تمامیت ارضی کشور و مرزها در برابر تجاوز خارجی، یعنی همان مسئولیتی که طبیعتاً بر عهده قوای مسلح ایران است، ایجاب میکند که در موقع حساس جنگ تجاوزکارانه، نیروهای نظامی ایران مورد حمایت معنوی و مادی قرار گیرند؛ این امر همپای دفاع از آزادیهای اساسی ملت، رکن رکین ناسیونالیسم قوامیافته است. معیار سنجش باید دادههای عینی، بستر تاریخی و منافع ملی باشد، نه کمپینهای پروپاگاندای قدرتهای جهانی. این همان جایی است که خرد انتقادی نظری و تجربی ما از موازنه منفی جدا نمیشود.
پاینده ایران
جمال صفری،
۱۰ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲ اکتبر ۲۰۲۶
https://enghelabe-eslami.de/87613/
❊
**گزارش سیا هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است بهسوی جنگ داخلی و فروپاشی کامل برود**
CIA Report Warns Israel Could Head Toward Civil War, Total Collapse
https://www.dropsitenews.com/p/cia-report-israel-civil-war-collapse
U.S. intelligence raises fears of civil unrest and state breakdown in Israel ahead of October 27 elections.
AÍDA CHÁVEZ
۱۳ مهر ۱۴۰۵ | 05-10-2026 دوشنبه
اطلاعات آمریکا پیش از انتخابات ۲۷اکتبر۲۰۲۶ (۵آبان۱۴۰۵) نسبت به ناآرامیهای مدنی و ازهمپاشیدن حکومت در اسرائیل ابراز نگرانی میکند.
یک ارزیابی محرمانه سیا هشدار میدهد که اسرائیل در معرض خطر جنگ داخلی یا فروپاشی حکومت قرار دارد؛ زیرا سالها نسلکشی در غزه و جنگ در لبنان و ایران، شکافهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درون این کشور را عمیقتر کرده است.
به گفته دو منبع آمریکایی که محتوای گزارش را برای «دراپ سایت نیوز» شرح دادهاند، این گزارش در ماه اوت۲۰۲۶ (مرداد و شهریور ۱۴۰۵) تهیه شده و عنوان آن «شکاف از درون»(“Fracture From Within”) است. این ارزیابی را کارشناسان «سلول قرمز»(The Red Cell) سیا تدوین کردهاند. سلول قرمز واحدی است که در این سازمان مسئول ارائهٔ «تحلیل جایگزین»(alternative analysis) است؛ این ارزیابی با ترکیبی از اطلاعات منابع علنی و اطلاعات آمریکا تهیه شده است. به نظر میرسد ارزیابی فقط به شهروندان یهودی اسرائیل اشاره دارد و شهروندان فلسطینی این کشور را در نظر نمیگیرد؛ شهروندانی که حدود ۲۰درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند و زیر انواع تبعیض زندگی میکنند؛ تبعیضهایی که عفو بینالملل و دیگر گروههای حقوق بشری آنها را بخشی از نظام گستردهتری از آپارتاید دانستهاند. سیا به درخواست برای اظهارنظر پاسخی نداد.
کارشناسان سیا به مجموعهای بیثبات از فشارها اشاره کردند که در آستانه انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر۲۰۲۶ (۵آبان۱۴۰۵) بر هم انباشته شدهاند: ۱-بحران اقتصادی و افزایش سرسامآور هزینههای نظامی؛ ۲-بازگشت سربازان قدیمیِ بهشدت مسلح از نبردهای طولانی، که بسیاری از آنها آسیبهای روانی جدی دارند؛ ۳-خشم فزاینده از معافیت مردان افراطیارتدوکس از خدمت نظامی؛ ۴-تشدید خشونت شهرکنشینان در کرانه باختریِ اشغالی؛ و۵- تلاش بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای حفظ قدرت که به بروز بحران قانون اساسی دامن زده است.
«تیمهای قرمز» سیا(The CIA’s “red teams”) وظیفه دارند تحلیلها و ایدههایی ارائه کنند که فرضهای رایج را به چالش میکشند و تفکر گروهی یا نقاط کوری را آشکار میکنند که ممکن است در دستگاه اطلاعاتی شکل بگیرند. یکی از منابع جامعه اطلاعاتی گفت: «نویسندگان این گزارش کارشناسان اسرائیل هستند. این یک فرض خیالی از جنسِ “چه میشود اگر…” نیست—با توجه به انتخابات پیش رو و شکافهای موجود در اسرائیل، باید نتیجهگیری آنها را جدی بگیریم که اسرائیل فقط یک جرقه با درگیری داخلی واقعی فاصله دارد.»
یکی از عمیقترین شکافها در سیاست اسرائیل نه بر سر مخالفت با جنایات جنگی این کشور، بلکه بر سر این پرسش شکل گرفته است که از چه کسانی انتظار میرود بجنگند و چه کسانی معافاند. مردان افراطیارتدوکس در گذشته بهطور گسترده از خدمت نظامی معاف بودهاند و در عین حال از مزایای دولتی برخوردار ماندهاند؛ ترتیبی که در پی فراخوانهای مکرر نیروهای ذخیره، بیش از پیش مناقشهبرانگیز شده است. امتناع جمعی آنان از خدمت، ریشه در مخالفت با جنگهای اسرائیل ندارد؛ رهبران افراطیارتدوکس استدلال میکنند که خدمت نظامی زندگی دینی و وظیفهٔ آنان برای مطالعهٔ تورات را تهدید میکند. اما پس از سالهایی که نیروهای ذخیره بارها از کار و خانوادههایشان دور فراخوانده شدهاند، این معافیت به منبعی نیرومند برای خشم و نارضایتی در جامعهٔ اسرائیل تبدیل شده است. خانوارها همچنین هزینههای سیاستهای جنگطلبانهٔ اسرائیل را متحمل شدهاند. قیمت مواد غذایی به رکوردهای تازهای رسیده و هزینهٔ خوراکیها—از جمله میوه و سبزی تازه—در دو سال گذشته ۹٫۵ درصد افزایش یافته است؛ افزایشی که پس از سالها جنگ، بحران شدید و ازپیشموجودِ هزینهٔ زندگی را عمیقتر کرده است.
با این حال، بخش زیادی از مخالفت با نتانیاهو مخالفت با خشونت اسرائیل علیه فلسطینیان نیست، بلکه خشم از شیوهٔ مدیریت اوست. احزاب اصلی صهیونیستیِ مخالف نتانیاهو خود بر سر رهبری و راهبرد ائتلافی اختلاف دارند؛ در همین حال، یکی از محورهای اصلی حمله به نتانیاهو، مسئولیت او در قبال شکست امنیتی ۷ اکتبر۲۰۲۳ (۱۵مهر۱۴۰۲) است. نظرسنجیهای اخیر نشان دادهاند که هر دو بلوکِ نتانیاهو و مخالفان او برای رسیدن به ۶۱ کرسی لازم جهت تشکیل دولت با دشواری روبهرو هستند.
منابع هشدار دادند که ترکیب شکاف سیاسی و جمعیت رو به افزایشِ سربازان قدیمیِ بهشدت مسلح و آسیبدیده از تروما، نمونههای تاریخی دارد. او گفت: «سپاه آزاد آلمان مشهور بود؛ نیروهایی متشکل از کهنهسربازانی که به اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) دچار بودند، سلاح داشتند و تشنهٔ خونریزی بودند. نمیگویم اسرائیلِ پس از غزه همان آلمانِ پس از جنگ جهانی اول است، اما قطعاً جنبههایی از این وضعیت برای من شباهتهایی دارد.»
اسرائیل همچنین با انزوای فزاینده در خارج از کشور روبهرو است؛ از جمله با کاهش حمایت در ایالات متحده، موضوعی که مقامهای اسرائیلی خود در محافل خصوصی آن را تهدیدی بلندمدت دانستهاند. گزارش ماه اوت۲۰۲۶ (مرداد و شهریور۱۴۰۵) تبدیلشدن فزایندهٔ اسرائیل به یک دولت منفور را عاملی دانست که میتواند به فروپاشی حکومت بینجامد.
بر اساس ارزیابی دیگری از سیا که نشریهٔ «کپیتال اند امپایر» در ماه ژوئیه۲۰۲۶ (تیر و مرداد۱۴۰۵) گزارش کرد، مقامهای اسرائیلی باور دارند اجماع سیاسی آمریکا که زیربنای این اتحاد است در حال فروپاشی است و اتکای مداوم به میلیاردها دلار کمک مستقیم نظامی آمریکا ممکن است سرانجام از نظر سیاسی تحملناپذیر شود. واکنش آنان تلاش برای ادغام عمیقتر در ساختار نظامی، اطلاعاتی و دفاعی آمریکا بوده است—پیوندهایی که برچیدنشان برای دولتهای آینده دشوارتر خواهد بود. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو، تا بهار آن سال ۶۰ درصد آمریکاییها دیدگاهی نامطلوب نسبت به اسرائیل داشتند؛ این رقم یک سال پیشتر ۵۳ درصد بود.
این کاهش حمایت در داخل ساختار امنیت ملی آمریکا نیز هرچه بیشتر آشکار شده است. این منبع گفت: «جامعهٔ اطلاعاتی، مثل آمریکا، ارتش و همهجا، از سرمایهٔ واقعی و سیاسیای که برای سرپا نگهداشتن اسرائیل صرف میشود، روزبهروز بیشتر سرخورده میشود. حالا که داریم ظرفیت نظامیـصنعتیمان را بیش از پیش با آنها ادغام میکنیم، نارضایتی عمیقی وجود دارد از اینکه این کار را برای کشوری انجام میدهیم که ما را به جنگی کشاند که در حال باختنش هستیم؛ کشوری که از ما جاسوسی میکند.»
گزارش سیا همچنین کوشیده بود بررسی کند که اگر بحران داخلی اسرائیل عمیقتر شود، این فشارها چگونه میتوانند با هم تعامل کنند—اینکه یک جرقهٔ منفرد چگونه میتواند شکاف سیاسی را به درگیری علنی داخلی تبدیل کند و پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد. از جمله سناریوهای مطرحشده این بود که ۱-شرکتهای فناوری و هوش مصنوعی خارجی سرمایهگذاری یا کارکنان خود را از اسرائیل خارج کنند و به این ترتیب اقتصادِ ازپیشتحتفشار بیشتر تضعیف شود؛ ۲-دولتهای منطقهای ارزش سیاسی و راهبردیِ گسترش روابط عادیسازی با اسرائیل را دوباره بررسی کنند؛ و ۳-حماس یا حزبالله از دورهٔ ضعف داخلی بهرهبرداری کنند. به گفتهٔ منابع، گزارش مشخصاً از اصطلاح «درگیری داخلی»(“civil conflict”) استفاده کرده بود.
قدرت اسرائیل در طول دههها نهفقط به سلاحها و پشتیبانی آمریکا، بلکه به این تصور نیز وابسته بوده است که برتری نظامی، برتری اطلاعاتی و انسجام داخلیاش، این کشور را عملاً شکستناپذیر میکند. اما همانطور که ارزیابی هشدار داده بود، اسرائیل زیر این نمایشِ قدرتِ فراگیر، در حال انباشتن تناقضهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که شاید صرفاً با نیروی نظامی مهارشدنی نباشند.
❊
Massacre at Minab: The School That Became a Grave
The bombing of an Iranian school, killing 120 children, is one of the worst U.S. war crimes since Vietnam. Drop Site spoke to survivors, first responders, parents, and witnesses. This is their story.
https://www.dropsitenews.com/p/minab-school-massacre-iran-war-children-families
❊
Video: The Morning the U.S. Bombed a School in Iran
Parents, teachers, and first responders tell the story of what happened in Minab at the Shajareh Tayyebeh School massacre on the first day of the war.
https://www.dropsitenews.com/p/minab-iran-bombing-school-massacre-video
❊
جنگ روانی را خامنهای و شرکا «جهاد تبیین» یا «بلاغ مبین»، نتانیاهو و شرکا Hasbara و ترامپ و شرکا «مدیریت روایت» خواندهاند. عملیات روانی psyops, یا psychological operations برای روایتسازی و روایتپردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتیها در دنیا است. قدرتها و دیوانسالاریِ اطلاعاتی-امنیتیها (psyopcracy)، حتی آنها که با هم دشمنی دارند، مانند ظروف مرتبطه با هم تعامل و بدهبستان دارند.
نتانیاهو تاکید فراوان بر جنگ روانی دارد، و بهخصوص بعد از گماشتن دیوید بارنیا به ریاست موساد در سال ۲۰۲۱، ابعاد کیفی و کمی جنگ روانی افزایش چشمگیر و فزایندهای یافته است، که بسیاری از آنها، ایران و ایرانیان را مورد هدف قرار داشتهاند. نتایج جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان، در جنبشهای سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ فاجعهآور بود، و در ۱۴۰۴ به جنگهای فیزیکی و تجاوزهای بیسابقه رسیده است. با توجه به شکست استراتژیک در مقابل ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، بودجههای جنگ روانی خود علیه مردم را چندین برابر کردهاند.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگها است! ولی تکرار و تاکید لازم است که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.
روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! همهُ ما مردم هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!:
این روشِ ساده و عملی تلاش برای احقاق حقوق است، از جمله:
احقاقِ حقِ آگاهییابی، و
احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، و
احقاقِ حقِ آزادی، و
احقاقِ حقِ استقلال!
قدرتها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمیتوانند انواع جنگهای فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونتها و تجاوزها به حقوق را هم همینطور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرالهای جنگِ روانیِ قدرتها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کمکم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطهسالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند:
هدف سلطهسالاران:
بعد از توهین و تحقیر ایرانیان،
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن،
دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، و به جان هم انداختن مردم!
ناممکن ساختن زندگی در میهن و تحمیل مهاجرتهای اجباری!
تکهپاره کردن ایران!
چپاول و به یغما بردن منابع طبیعی ایران!
❊❊❊❊❊
دوران گذار را چگونه میتوانیم طی کنیم؟
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسیِ موقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617
❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
❊❊❊
خود را با دست خود در سیاهچال «‘انتخاب’ میان بد و بدتر» زندانی نکنم:
فرار از بدتر(اصولگرا)، پناه به بد(اصلاحطلب): با پای خود به حوزههای ’رایگیری‘ رفتن، و با دست خود به رژیم مشروعیت دادن! از جوشش انداختن جنبش ۱۳۸۸!
فرار از بدتر(خامنهای)، پناه به بد(پهلوی، تجزیهطلبانِ فدرالیستِ «اتنیکی»، نتانیاهو، ترامپ،…): از جوشش انداختن جنبش ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، و کشتارهای دیماه۱۴۰۴، دعوت از اجنبی برای تجاوز به وطن در ۲۳خرداد تا ۳تیر۱۴۰۴، و از ۹اسفند۱۴۰۴ تا ۲۸خرداد۱۴۰۵،… و…
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بیسر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
با کسی دشمنی ندارم، ولی میپرسم: کدامیک از اینها میتوانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنهای؟!
خامنهای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچکترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
#پهلوی_همجنس_نتانیاهو_خامنهای_پوتین_رجوی_ترامپ
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله انیرانیان، وظیفه همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! با این توجه بود که ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، اینچنین معجزه آفریدیم و هدف اسرائیل را برای تکهپاره کردن میهن، باز هم خنثی کردیم. این پیروزی ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، علیه ما بسیج شدند و بهکمک صدام شتافتند!
حیات ملی ما در خطر است! ضرورتی حیاتی: خشونتزدایی و درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطهای از دنیا برای خشونتزدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوزها، صرف نظر از اینکه رژیم حاکم بر ایران کیست!
❊
سکوت تو، انفعال ما، کم کاری من = خود را شریک جرم تجاوزها به حقوق بشر کردن!
میزان سکوت و تحمل امروز من است که میزان خشونتهای فردا را پیشبینی میکند!
به هر میزان که تجاوزها به حقوق را امروز تحمل کنم، به همان میزان، فردا ابعاد کیفی و کمّی خشونتها بیشتر خواهد شد!
–
پیام و دعوت انقلاب را بشنوم:
پشت به قدرت (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
❊❊❊❊❊
قدرتها، برای ادامه سلطهسالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونتهای سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونتهای فیزیکی و انواع جنگها هستند. مادرِ همه جنگها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همهی جنگها، نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، بهراحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همهی جنگها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.
❊❊❊❊❊
مردمسالاری یک فرهنگ است و هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری تلاش کنیم. هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید به سهم خود و به نوبه خود، کاری انجام دهیم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیاید.
«مردم» باید یک کاری بکنند!
چه باید کرد؟
alisedarat.com/1397/08/06/4317
❊
جنگ روانی مادرِ همهی جنگها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.
❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊
آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آوردهایم.
مطلب صوتی/تصویری را، میتوانید مستقیما در این آدرس بشنوید/ببینید.
در این آدرس، بعضی دیگر رسانهها که هم این مطلب و نیز برخی دیگر از مطالب سایت در آنها منتشر میشوند، قابل دسترسی هستند.
از این راه نیز هر کدام از ما هم میتوانیم به سهم خود و به نوبه خود، برای احقاق حقِ آگاهییابی و آگاهیرسانی، به عنوان یک «کنشگر حقوق بشر» فعال شویم. با عضو شدن، و دنبال کردن، و مشترک شدن، و رایدادن، و ابراز نظر، و پسندیدن، و پیاده کردن، و به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و با ابتکار برای سایر روشهای همرسانی، نقشآفرین گردیم:
https://alisedarat.com/2026/10/05/15926/
❊
لینکهای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما:
❊

https://linktr.ee/sedarat
❊
❊
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید