علی صدارت: پنجمین سال فقدان بنیصدر؛ جای خالیِ حقوقمداری، بهویژه استقلال و آزادی!
ایران و ایرانیان میان دو سنگِ آسیابِ تجاوزهایِ قدرتهای خارجی و داخلی!
تاریخ تولید و انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | 12-10-2026 دوشنبه
❊
مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید:
❊❊❊
❊هفتهنامه گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها❊
(دوشنبهها ساعت۲۱ بهوقت ایران بهصورت زنده)
❊از تولیدات رسانههای «سایت علی صدارت:رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت»❊
https://alisedarat.com/2026/10/12/15955/
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊❊❊
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
مراسم یادبود پنجمین سالگرد فقدان ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیسجمهور منتخب مردم ایران و فرمانده کل قوا در دوران جنگ صدام، در بیستم مهرماه ۱۴۰۵ (دوازدهم اکتبر۲۰۲۶) برگزار شد. با افزودن بر تلاشها، برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری و حقوقمداری, روح بنیصدرها را شاد میکنیم!
فرزند ایشان، خانم دکتر فیروزه بنیصدر، سخنرانی بسیار مفیدی را ارائه دادند:
https://enghelabe-eslami.de/87900/
هنگامی که تجاوز ارتش صدام به خاک ایران در شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد، در شرایطی که هنوز سازوکارهای یک حکومت استوار در سه شاخه اجرایی و تقنینی و قضایی شکل نگرفته بود و کشور با خشونتها و بحرانسازیهای فرامرزی دستوپنجه نرم میکرد، این خبر بهصورت زنده توسط بنیصدر از تلویزیون به اطلاع مردم رسانده شد. اشارهای به برخی زوایای اندیشه راهنمای او در شرایط خطیر امروز و تذکر شباهتهای شرایط امروز و آن روزها، نه یک تجدید خاطره صرف، بلکه یک ضرورت عاجل ملی است.
امروز ایران میان دو سنگ آسیاب قرار گرفته است: از یک سو سرکوب و فشار قدرتهای داخلی به دلیل تجاوزها به حقِ آزادی، و از سوی دیگر تهاجم و تهدیدهای قدرتهای خارجی و قوای نیابتی آنها به دلیل تجاوزها به حقِ استقلال! حتی در آن شرایط جنگی و بیثباتی و بحرانهای بزرگِ داخلی، بنیصدر با تکیه بر حقوق و «حقوقمداری»، بر احقاق دو حق بنیادین تأکید میورزید: حق استقلال در رابطه با قدرتهای خارجی و حق آزادی در رابطه با قدرتهای داخلی. در این زمان، متأسفانه شاهد تجاوزها به حقِ استقلال و حقِ آزادی هستیم.
بنیصدر پس از خروج از ایران، به پیمان خود برای افشای روابط ارگانیک میان قدرتهای داخلی و خارجی (افشای روابط خمینییسم و ریگانیسم) عمل کرد و یکی از پرمحتواترین و دقیقترین مجموعههای تحلیلیِ مستند را در اختیار افکار عمومی گذاشت، و برای قضاوت تاریخ، ثبت کرد. از جمله به این دلیل، او هدف گستردهترین سانسور، خودسانسوری و ترور شخصیت در تاریخ معاصر ایران قرار گرفت. هجمهای که هم از سوی رژیم حاکم بر ایران، و هم از سوی جریانهای مدعی چپ (مانند حزب توده و چریکهای فدایی و… که گوی سبقت را از راستهای افراطی بردهاند!)، و هم جریانهای وابسته به قدرتهای خارجی (نظیر فرقهُ ولایتِ پهلوی، و فرقهُ ولایتِ رجوی، و فرقهُ ولایتِ «اتنیکی» به شکل احزاب فدرالیست تجزیهطلب) پی گرفته شد.
❊

بسیاری از کسانی که در تخریب و ترور شخصیت بنیصدر و کودتای خرداد۱۳۶۰ دست داشتند، اکنون با دیدن عواقب آن، پشیمانند و حتی این پشیمانی را در علن ابراز کرده و گفتهاند ما با بنیصدر بد کردیم! ولی موضوع شخص بنیصدر نیست. موضوع حقوقمداری و تلاش برای آگاهی از حقوق و کوشش برای احقاق حقوق است. در این دوران خطیر، بایسته است که این افراد، بعد از فوت وی ای کاش همان راه رفته را ادامه ندهند. راه حل در آن زمان، و در این زمان و در تمام اعصار، پشت به قدرت!(قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) و روی به ملت!(همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق) داشتن است!
بر اساس اسناد منتشرشده (از جمله اسناد ویکیلیکس)، پیش از بحران گروگانگیری، مأموران امنیتی و دیپلماتهای آمریکایی در دیدار با نمایندگان حکومت موقت، از افکار بنیصدر ابراز نگرانی کرده و اندیشه او را خطری برای اهداف خود میدانستند. در آن تماسها با امریکاییها، از سوی طرف ایرانی به آنان اطمینان داده شده بود که او سمتی در حکومت موقت مهندس مهدی بازرگان نخواهد داشت. با این حال، پیروزی او با ۷۶درصد آرای مردم در نخستین انتخابات ریاستجمهوری، دومین غافلگیری بزرگ قدرتهای داخلی و خارجی پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بود. علت اصلی این حجم از دشمنی تمام قدرتها با بنیصدر یک چیز بود: او به قدرتها پشت کرد و رو به سوی ملت داشت.
از دیدگاه بنیصدر، استقلال و آزادی دو روی یک سکه هستند. سکهای که به اسم خودانگیختگی ضرب شد، و جوهرهُ آن حقوقمداری است. خودانگیختگی یعنی یک فرد، یک جمع و گروه، و یا یک ملت، آزادانه و بهصورت خودجوش و بر پایه اراده مستقل خویش تصمیم بگیرد، نه آنکه توسط قدرتهای خارجی یا داخلی به مسیرهای دلخواه آنان رانده شود. بدین ترتیب، اندیشه راهنمای بنیصدر تداوم «موازنه منفی» (مصدق) و «موازنه عدمی» (مدرس) بود که در یک اصل خلاصه میشد:
نفی سلطهسالاری، یعنی «نه سلطهگر باش و نه سلطهپذیر».
پویش و کوشش در این راه، برخی قدمهای عملی، برای هر فردی، از جمله میتوانند از این قرار باشند:
۱. شکستن جوّ سانسور و رهایی از جنگ روانی قدرتها
بازخوانی آگاهانه تاریخ: نخستین گام عملی برای نسل جوان، مطالعه و بازخوانی تاریخ معاصر (از جمله انقلاب ۱۳۵۷، و کودتای خرداد ۱۳۶۰، و «اکتبرسورپرایز»، و «ایرانگیت») خارج از چارچوب تبلیغات و جنگ روانی قدرتها است، بهگونهای که هویت ملی و انقلابی ایرانیان به یک ناسزا یا حس خجالت و تحمیل پشیمانی تبدیل نشود.
عبور از ترور شخصیت و خودسانسوری: شناخت اندیشههای مبتنی بر حقوق، و رهایی از سانسور و خودسانسوری و نفی ترور شخصیت گستردهای که قدرتهای داخلی و خارجی، و وابستگان به آنها، علیه نظریهپردازان استقلال و آزادی و حقوقمداری اعمال کردهاند.
۲. نهادینهسازی اصل «خودانگیختگی» و موازنه منفی
پیوند ناگسستنی استقلال و آزادی: فعالان ملی نباید آزادی را بر استقلال یا استقلال را بر آزادی مقدم بدارند؛ زیرا این هر دو، در هر دو روی یک سکه قرار دارند! و غفلت از هرکدام، و حتی اولویت دادن به هر کدام در مقابل دیگری، مبارزه را به انحراف یا وابستگی میکشاند.
پایبندی به اصل «نه سلطهگر باش و نه سلطهپذیر، و یار سلطهبران باش در مقابل سلطهگران!»: اتخاذ موضعی کاملاً خودانگیخته و مستقل که همزمان سرکوب و بیحقوقی داخلی را نفی میکند و با هرگونه مداخله، تجاوز یا وابستگی به قدرتهای خارجی به مخالفت میپردازد.
۳. پشتکردن به قدرتها و روآوردن به مردم
علت اصلی دشمنی همزمان قدرتهای داخلی و خارجی با الگوی حقوقمداری، روآوردن ایرانیان به آن الگو، و نفی باجدهی به ساختارهای قدرت، و نفی سلطهسالاری بوده است. راهکار عملی برای همه، بهخصوص جوانان، تکیه بر خود و بر بدنه جامعه، اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، و آگاهیبخشی عمومی و پرهیز اکید از دلبستن به مداخله قدرتهای خارجی یا جناحهای حاکمیت است.
۴. سازماندهی فردی و جمعی حول محور حقوق
تنظیم فعالیت فردی بر پایه حقوق: هر فرد میتواند احقاقِ حقِ استقلال و احقاقِ حقِ آزادی را معیار کنشها و تصمیمگیریها و فعالیتهای روزمره خود قرار دهد.
همکاریهای شبکهای و ملی: تشکیل هستههای کوچک و بزرگ حقوقمدار، شکلدهی به تشکلها، جبههها و همکاریهای جمعی نه بر محور فردپرستی یا منافع جناحی، بلکه صرفاً حول محور حقوق.
احقاقِ حقِ آکاهییابی، و احقاقِ حقِ آکاهیرسانی.
امروز که حیات ملی ما در خطری جدی قرار دارد و ملت ما میان سرکوب داخلی و تجاوزهای خارجی له میشود، تنها راه برونرفت از این بنبست فاجعهبار، نفی سلطهسالاری و پیشه کردن حقوقمداری است، چه در زندگی روزمرهٌ شخصی و فردی، و چه در زیستِ جمعی و ملی. ما باید احقاقِ حقِ استقلال و احقاقِ حقِ آزادی را محور فعالیتهای فردی و همکاریهای جمعی و ملی خود قرار دهیم و بر اساس حقوق با یکدیگر همکاری کنیم، راه حل دیگری به نظر شما میرسد؟
❊
مباحثه حسن احمدیان و جوی هود دیپلمات آمریکایی: ابتدا کدام طرف یادداشت تفاهمنامه بین ایران و امریکا را نقض کرد؟!
❊❊❊❊❊❊❊❊❊
❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.
یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:
لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:
مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
https://www.instagram.com/p/DeZ2Ppoj9ZC/
❊
https://www.facebook.com/Sedarat57/videos/1703941284041503
❊
https://youtube.com/live/6gloZNtyqKE
❊
❊
مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی، در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
https://creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/—e3qi1qp
❊
castbox.fm/channel/علی-صدارت-id3317800?country=us
❊
در گروه واتساپ با شناسه «علی صدارت-نظر، خبر، تحلیل» همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu
❊
در گروه تلگرام با شناسه t.me/sedaratMD همراه شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
❊ برخی دیگر رسانهها:
https://signal.group/#CjQKIND3XrJ9ZBDZsS7Ejd8mtT5t5lfWFZcTlDkcMQqujuZcEhDX1cNxfC5aMQdzGqGdPnlF
❊
❊
سابستک:
❊
❊
مطالب دیگری در این زمینه…،
برخی دیگر خبرها، نظرها، رویدادها و اطلاعات…
برگرفته از برخی منابع، مراجع، ماخذ، مطالب مرتبط،….
در این روزها…:
در هفتهای که گذشت…:
بنیصدر بیشترین مخالفتها را با «دولت اسلامی» ابراز میکرد، و در رابطه با لائیسیته، بنیصدر تولیدات فراوانی داشت. از جمله به همین دلیل بیشترین تخریبها و ترور شخصیت را به این خاطر متحمل شد!
نگاهی به سرنوشت امروز رژیم اسرائیل و امریکا که دین را خرجِ قدرت کردهاند نشان میدهذ که نفی لایسیته فقط منحصر به دولتهای «اسلامی» نیست:
❊
لائیسیته، و پیامدهای فاجعهبار نبود آن در کشورهای مسیحی و کلیمی در این زمان–۱
❊
لائیسیته، و پیامدهای فاجعهبار نبود آن در کشورهای مسیحی و کلیمی در این زمان–۲
❊
لائیسیته، و پیامدهای فاجعهبار نبود آن در کشورهای مسیحی و کلیمی در این زمان–۳
❊
لائـیـسـیـتـه، و ابـهـامزدایـی از تـعـریـف و توضیح آن:
وقتی پندار، از قدرت و سلطهسالاری دوری بجویید و به سمت و سوی حقوقمداری میل کند، تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، در سه اصل نمایان میگردد:
۱– حقوقمداری و بهخصوص خودانگیختگی، و
۲– عدم تبعیض، و
۳– خشونتزدایی هم در عقاید دینی، و همچنین در عقاید دنیوی!
–
ضمانت اجرایی لائیسیته و خشونتزدایی و حقوقمداری، خودِ ما مردم هستیم.
هرچه جامعه حقوقمدارتر بشود، هرچه جامعه مردمسالارتر بشود، به همان نسبت تکتک مردم در میدان ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر حاضرتر خواهند بود، و باز به همان نسبت این ضمانت اجرایی بیشتر میشود!
❊
https://alisedarat.com/?s=لائیسیته
❊
یکی از موضوعاتی که بنیصدر را هدف بیشترین و سختترین تخریبها و ترور شخصیت قرار داد، پروپاگندا و تهمتِ طرفداریِ او از «دولت اسلامی» بود. این در حالی است که وی در مورد لائیسیته و پیشبرد آن در ایران، فراوان فعالیت و تلاش کرد، که سابقهٌ آن تلاش حتی به از قبل از انقلاب میرسد. در دوران انقلاب و در روزهایی که اولین قانون اساسی بعد از رژیم شاهنشاهی تدوین میشد، وی بر کوششهای خود برای جدایی دولت از نهاد دین، افزود ولی اگرچه به علت در اقلیت قرار داشتن، نتوانست فقه و فقیه را کاملا از اولین قانون اساسی حذف کند، ولی موفق شد اصل «ولایت فقیه» را به «نظارت فقیه» تقلیل دهد. یکی از کسانی که اصرار فراوانی برای دیکتاتوری دینی به نام «ولایت فقیه» داشت، حسن آیت بود، که توانسته بود تعداد زیادی را در این زمینه با خود همراه کند. مدتی بعد از کودتای خرداد ۱۳۶۰، آقای منتظری با مشاهده تبعات فاجعهبار «دولتٍِ دینی» از این نظر خود سخت پشیمان شده بود، و میگفت: «…میخواستیم ’دولت دینی‘ داشته باشیم ولی ’دین دولتی‘ نصیبمان شد!…»
منقلب شدن مسیحیان و انقلاب در دین مسیح، به انقلاب مسیحی، و رونسانس در مسیحیت انجامید. از جمله به علت کوششهای بنیصدر و همفکران او برای رنسانس در دین اسلام بود که انقلاب ۱۳۵۷ به «انقلاب اسلامی» به معنی انقلاب در اسلام معروف شد. یکی از بیشترین مقاومتها در مقابل این «انقلاب اسلامی» و کوششها برای خنثی کردن رنسانس دین اسلام، توسط روحالله خمینی انجام شد! خمینی در یک سخنرانی گفت: «…یک همچو آدمهایی خیال می کنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده، باید اسلام هم انقلاب بشود…»
https://alisedarat.com/2023/04/27/10923/
❊

❊
در مجلس خبرگان، بنیصدر مخالفت سرسختی با ولایت فقیه را در تاریخ ثبت کرد.
در روند شتابگیر حذف بنیصدر و کودتا علیه وی، از جمله دلایل مهمی که در خرداد ۱۳۶۰، علی خامنهای برای «بیکفایتی برای مقام ریاست جمهوری» و «عزل» بنیصدر در مجلس قرائت کرد، عبارت بودند از: « عدم اعتقاد به، و مخالفت با ولایت فقیه» و « مخالفت با اسلام فقاهتی» و «مخالفت با احکام قضات شرع و حدود و تعزیرات «اسلامی» و «اعدامها و شکنجهها»
نطق خامنهای در مجلس برای انجام آخرین مرحله کودتای ۱۳۶۰
https://alisedarat.com/2018/06/18/3640/
طی مرور ایام بعد از کودتای خرداد ۱۳۶۰، و برای توجیه آن، رژیم حاکم بر ایران تعداد بیشتری «دلایل» برای «عزل» بنیصدر منتشر کرد که برخی از آنها به طور خلاصه از این قرار هستند:
https://alisedarat.com/1399/03/30/6216/
تاریخ شفاهی کودتای خرداد ۱۳۶۰-
“شاید ۹۰الی۹۹٪ ایرانیان از واقعیات کودتای ۱۳۶۰ بیخبرند”
دلائل “عزل” آقای بنیصدر از مقام ریاست جمهوری، کودتای خرداد 1360:
۱- عدم اعتقاد به، و مخالفت با ولایت فقیه — (که اصلیترین آسیبشناسی دخالت نهاد دین در دولت و نقض لائیسیته بود و هست)
۲- مخالفت با تبلیغ برای آقای خمینی— (آقای خمینی به عنوان ولی فقیه که جایگاهی خشنتر از ولایت مطلقهٌ پاپ در قرون وسطی اروپا را داشت، و بعد از کودتای خرداد ۱۳۶۰، ناگزیر بود از آن هم خشنتر بشود. رژیمی که شیرازه آن، یک مهره در راس است، نمیتواند بدون پروپاگندا و مغزشویی و جنگ روانی، و در نتیجه اعمل خشونت فرهنگی و اجتماعی، به حیات مصنوعی خود ادامه دهد)
۳- مخالفت با اسلام فقاهتی— (به عنوان پایگاه نظریهپردازی برای تجاوز به حقوق بشر، و حفظ ساختار استبدادی رژیم پهلوی و چهره «اسلامی» دادن به همان ساختار، و هرچه بیشتر دور کردن جامعه از شعار «جدایی کلیسا از دولت» و پیشبرد گفتمان نفی لائیسیته)
۴- جانبداری از حقوق بشر.
۵- مخالفت با احکام «قضات شرع» و حدود و تعزیرهای «اسلامی» و اعدامها و شکنجهها
۶- مخالفت با «انتصابات امام» (مقصود نصب آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی به ریاست و دادستانی دیوان کشور بر خلاف قانون اساسی)
۷- جانبداری از دموکراسی.
۸- موافقت با ملی گرایى و طرفداری از دکتر مصدق (یعنی همان موازنه منفی و دو اصل استقلال و آزادی)
۹- مخالفت با «نهادهای ’انقلاب اسلامی‘» (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و دادگاه انقلاب اسلامی، و کمیتههای انقلاب اسلامی، و…)
۱۰- مخالفت با طرح امریکایی گروگانگیری.
۱۱- مخالفت با سازشهای پنهانی با امریکا، و استقامت در پیگیری این خیانت و اعلام جرم علیه آقایان بهزاد نبوی و رجایی بابت قرارداد الجزایر
۱۲- مخالفت با قرارداد الجزایر بر سر گروگانها— (توضیح اینکه بر اساس کمیسیون تاور و نیز تحقیقات و اسناد و مدارکی که بعدها و از جمله چند روز پیش منتشر شده در امریکا، طرح گروگانگیری اعضای سفارت امریکا در تهران، درواقع در امریکا ریخته شده بود و توسط واسطه یا واسطههایی در ایران به دانشجویان به عنوان یک «طرح انقلابی» داده شد و «دانشجویان خط امام» آن را به اجرا گذاشتند. گرچه یک مقام امنیتی رژیم ولایت مطلقه، که خود را ملزم دید فتیله برخوردهای داخلی را در جنبش ۱۳۸۸، بالا بکشد، از آقای موسوی خوینیها به عنوان آن واسطهٌ آورنده طرح امریکایی به ایران اسم برد، ولی در این زمان صحت و دقت این حدیث، محرز نیست. از آقای ابراهیم اصغرزاده، از دانشجویان خط امام گروگانگیر، در گفتگوی ۲۵ آبان ۱۳۹۷ با اعتمادانلاین، پرسیده شد: «شبهات و شایعاتی هم راجع به ایده اولیه مطرح میکنند که با آنها کاری ندارم. واقعیت این است که در چه مقطع زمانی و حالتی بودید که به این رسیدید باید یک کاری در قبال سفارت آمریکا و آمریکا بکنید. این ایده از کجا به ذهن شما رسید؟» آقای اصغرزاده بدون تردید و بلادرنگ پاسخ داد: «چرا فکر میکنید چیزی که در این ۳۸ سال برملا نشده من بهراحتی در این مصاحبه برایتان برملا کنم؟»
توافق بر سر گروگانها را آقای بهزاد نبوی در الجزایر تصدی کرد، که بر اساس آن به قول آقای کارتر، امریکا ایرانیان را نقرهداغ گردیدند. و چون میدانستند که بنیصدر با آن قرارداد مخالف است و طبق قانون اساسی رئیس جمهور باید قراردادها را امضا کند، اسم آن را نه قرارداد و نه عهدنامه، بلکه «بیانیه» الجزایر گذاشتند. آقایان بهزاد نبوی و محمدعلی رجایی، خود به خوبی میادنستند که مرتکب خیانت به ایران و ایرانیان میشوند، ولی با نفی لائیسیته، چون دستور از ولایت فقیه به آنها رسیده بود، آنرا اجرا کردند. با کودتای خرداد ۱۳۶۰، پرونده شکایت آقای بنیصدر به دادگاه و اعلام جرم علیه آقایان بهزاد نبوی، و محمدعلی رجائی و شرکا، مختومه شد.
با معامله پنهانی و زد و بند آقای خمینی و شرکا با آقای ریگان و شرکا، از گروگانها، در خارج به عنوان اکتبر سورپرایز برای شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در مقابل ریگان، و در داخل به عنوان «آتو بر علیه بنیصدر»، و مخالفت او با ولایت فقیه و دولت اسلامی، استفادههای موثری شد)
۱۳- مخالفت با ادامه جنگ — (توضیح اینکه صدام که قرار بود جشن پیروزی تجاوز به ایران را، بعد از یک هفته در اهواز بگیرد، ارتش خود را به زودی زمینگیر و فلج و ناکارآمد دید، و به علت ادامه مقاومت دلیرانه ارتشیان وطنپرست ایران، بعد از گذشت فقط چهار ماه از شروع جنگ بر او محرز شد که بازنده است و دنبال این بود که چگونه از این مخمصه خارج شود، بدین ترتیب صدام، در خرداد ۱۳۶۰ صلح و پرداخت غرامت را پذیرفته بود، که از دفتر آقای رجایی با وزیرخارجه کوبا که قرار بود پیام پذیرش صلح و پرداخت غرامت صدام را به تهران بیاورند، تماس گرفته شد که تا سفر خود را لغو کنند، چرا که قراربود «اتفاقات مهمی» در ایران بیفتد که البته چیزی جز کودتای خرداد ۱۳۶۰ نبود. در پی این خیانت، جنگی که بعد از فقط چند ماه از شروع تجاوز صدام میتوانست با پیروزی ایران و پرداخت غرامت به ایران تمام شود، به مدت هشت سال ادامه یافت که منجر به خسارات جبرانناپذیری گردید)
۱۴. مخالفت با نخستوزیر و هیئت وزیران تحمیل شده توسط آقای روحالله خمینی
۱۵. جانبداری از مردمسالاری و دموکراسی.
❊
https://alisedarat.com/category/asnad-kodeta-1360/
❊
آیا کارزار ترامپ برای خفه کردن اقتصاد ایران، تجارت را در آسیای مرکزی دگرگون خواهد کرد؟
❊
Trump’s Big Bluff on Iran
JOHN J. MEARSHEIMER
https://mearsheimer.substack.com/p/trumps-big-bluff-on-iran
❊
دکتر فیروزه بنی صدر : بنی صدر میان دو جبهه؛ مبارزه با استبداد داخلی و تجاوز خارجی
https://enghelabe-eslami.de/87900/
متن سخنرانی در مراسم پنجمین سالگرد ابوالحسن بنی صدر:
با ادای احترام به قربانیان رژیم ولایت فقیه
با ادای احترام به قربانیان تجاوز جنایتکارانه ترامپ و نتانیائو
و با قدر دانی از دفاع قهرمانانه و حماسهآفرین نیروهای نظامی ایران در برابر تجاوز بیگانه برای دفاع از استقلال، تمامیت ارضی وطن و کرامت ملی
پدرم در پنجمین سالگرد وفاتتان، در زمانی که مام وطن مورد حمله جنایتکاران جنگی، ترامپ و نتانیاهو، با همرایی وطن فروشان قرار گرفته، جای شما بهعنوان نماد مبارزه و مدافع سرسخت خط استقلال، آزادی و عدالت بسیار خالی است. شما تنها از نظر تئوری درباره رابطه این دو اصل، استقلال و آزادی مطالعه نکردید و در کار دقیق کردن تعریفهای این اصول نبودید بلکه عملکرد سیاسی شما در طول ۷۰ سال زندگی سیاسی نیز تبلور باور عمیق شما، وفاداری شما به این دو اصل و دفاع پیگیر این دو بود.
بارها تکرار کرده اید که دو اصل استقلال و آزادی، دو روی یک سکه و تفکیک ناپذیرند هستند. تا استقلال نباشد، آزادی امکانپذیر نیست و تا استبداد برقرار است، استقلال تحقق نخواهد یافت.
شما در اوائل انقلاب، به مرحوم مهندس بازرگان که در آن مقطع زمانی به تقدم آزادی بر استقلال باورمند بود، به تکرار هشدار می دادید که اگر دفاع از استقلال از وظایف مبرم دولت شناخته نشود، فضای خالی را دیگران پر خواهند کرد. متأسفانه اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری اعضای آن نتیجه اهمیت ندادن کافی به اصل استقلال شد و اقلیتی بهعنوان دفاع نمادین از اصل استقلال و مبارزه با آمریکا، بهانه ای به ابر قدرت آمریکا دادند تا دوباره نقش محوری را تا به امروز در سیاست داخلی و خارجی ایران پیدا کند. سرانجام این عمل، زد و بند آقای خمینی و حزب جمهوری اسلامی با دستگاه ریگان- بوش برای به تاخیر انداختن آزادی گروگانها شد و عاقبت قرارداد ننگین الجزایر و به قول کارتر، با نقره داغ کردن ایران، تصاحب بیش از ده میلیارد دلار سرمایه ملت توسط آمریکا.
سپس گروگانگیری نیز زمینه ساز برای جنگ صدام علیه ایران شد. جنگی که با چراغ سبز آمریکا شروع و مورد حمایت کشورهای عربی نیز شد.
در همان ساعات ابتدایی جنگ صدام، شما بهعنوان فرمانده کل قوا، با تمام توان و در خط مقدم جبهه، به مسئولیت دفاع از استقلال و تمامیت ارضی میهن پرداختید. اما به قول خودتان، در دو جبهه می جنگیدید، یکی در مرزها و جبهه علیه متجاوز خارجی برای دفاع از استقلال میهن و دیگری در جبهه داخلی برای دفاع از آزادی، برای ممانعت از بازسازی، استحکام و استقرار کامل استبداد.
شما دفاع از میهن را برای سکوت در مقابل نقض حقوق بشر، اعمال شکنجه و اعدام، نقض آزادیها و نقد سیاست اقتصاد مصرف محور، را توجیه و بهانه نکردید.
شما مبارزه طاقت فرسایی را در دو جبهه به عهده گرفتید زیرا به خوبی می دانستید که زمانی که برقراری و بقا استبداد هدف می شود، هم آزادی و هم استقلال نقض و قربانی می شوند و موجب شکست میهن می گردند.
با معامله اکتبر سورپرایز برسر گروگانها که ایران گیتی ها یعنی سران حزب جمهوری اسلامی با جمهوری خواهان آمریکا یعنی ریگان و بوش بسته بودند، رژیم خمینی با سلاح آمریکایی اسرائیلی جنگی که می توانست در خرداد ۶۰ با پیروزی شگفت انگیز نیروهای مسلح و پیروزی کامل ایران تمام شود را ۸ سال ادامه داد تا با کودتا در خرداد ۶۰ علیه جمهوریت نظام، قدرت داخلی خود را مستحکم کرده و استبداد مطلقه را برقرار کند.
میزان بی وطنی و خیانت کودتاچیان در جمله معروفی که نخست وزیر حزب جمهوری اسلامی بزبان آورد، نمایان شد: خوزستان از دست برود بهتر از آنست که بنی صدر پیروز بشود.
اما شما در همان زمان کودتای خرداد ۶۰، و در مقابل چنین بی وطن هایی، از اصول استقلال و آزادی منحرف نشدید. با پیشنهاد کودتایی که ملزم به موافقت صدام حسین برای توقف جنگ و عدم حمله به نیروهای ایران برای حداقل دو هفته تا در این فاصله دو گردان لازم برای عملیات بتوانند از جبهه به تهران برسند، موافقت نکردید از جمله بدان خاطر که غیر از اینکه شدیدآ مخالف دخالت دادن نیروهای نظامی در أمور سیاسی بودید، و دیگر آنکه خطر آن بود که صدام از آن فرصت استفاده کرده و خوزستان را تصرف کند و نیز چنین کودتایی، خطر جنگ داخلی را به همراه داشت.
عدم موافقت با طرح صلح پیشنهادی کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که از قضا مورد تایید آقای خمینی هم بود در خرداد ۶۰ به بهانه ادامه جنگ تا رفع فتنه و سرنگونی صدام و ایجاد کمربند سبز از ایران تا لبنان توجیه شد. با القای توهم قدرت در آقای خمینی – با تملق هایی نظیر آنکه شخص اوست که رئیس جمهور آمریکا را تعیین می کند – شکست کارتر و برسر کار آمدن ریگان- که از این پس قادر خواهد شد بر خاورمیانه تسلط پیدا کند.
ادامه جنگ ایران و عراق، ایران و عراق و کشورهای منطقه را وارد تعادل ضعفها نمود. هیچ یک توان پیروزی و سلطه بر منطقه را نداشت؛ مهمترین هدف از جنگ و ادامه آن، ممانعت از به ثمر رسیدن اهداف انقلاب ایران بود، یعنی برپایی دولتی حقوقمدار در خط استقلال و آزادی که بزرگترین خطر برای غرب و استبدادهای همدست آن در منطقه بود. یک نسل جوان ایرانی و عراقی در جبههها نفله شد و فرصت رشد نیافت و میلیاردها دلار خسارت ببار آورد. میلیاردها دلار وارد اقتصاد سرمایه داری غرب، بخصوص آمریکا، شد تا کشورهای منطقه هزینه جنگ، کشتار، نابودی و تضعیف یکدیگر بکنند. یادآور می شوم که سنتکم در سال 1362 تشکیل شد و به مرور زمان پایگاههای نظامی آمریکایی در تمام خلیج فارس مستقر شدند.
اثر تبدیل انقلاب به ضد انقلاب در قیمت نفت نیز نمایان شد. انقلاب ایران موجب دومین شوک نفتی بود و قیمت نفت در تیر 1358، یعنی در ژوئن 1979، 20 درصد افزایش یافت، اما در سال 1986 به زیر 10 دلار سقوط کرد یعنی قیمتی پایین تر از اول انقلاب که 14 دلار بود.
رژیم ولایت فقیه جنگ را ادامه داد تا زمانی که دیگر ایران نه از نظر اقتصادی و نه از نظر انسانی توان ادامه جنگ را نداشت. در حالی که در سال 1367 بخشی از سرزمین وطن در اشغال عراق بود، نه ایرانگیتیها و نه سران سپاه پاسداران حاضر نبودند مسئولیت شکست را بپذیرند. جام زهر را به آقای خمینی دادند تا او سر بکشد.
کار به جایی رسید که آقای رفسنجانی که نزدیک به شش سال مسئولیت کامل عملیات نظامی را بر عهده داشت، با وقاحت کامل گفت: «میخواهند گناهان را گردن ما بیندازند.» و با حمایت و توافق آقای خمینی، محسن رضایی که فرمانده سپاه پاسداران بود و امروز نماینده مجتبی خامنه ای در شورای عالی دفاع شده است، را توسط مأموران وزیر اطلاعات، آقای ریشهری، بازداشت کرد و او مجبور شد «یا در دادگاه نظامی حاضر شود و یا در یک جلسه تلویزیونی تحقیرآمیز، خودانتقادی کند». او وادار شد مسئولیت تمام شکستهای پیاپی را بپذیرد.
اما آقای رفسنجانی برای آرام کردن خشم سپاهیان، دست آنها را در فعالیت های اقتصادی باز گذاشت تا فرهنگ آرمان و فداکاری فراموش شود و جای خود را به فرهنگی که با قدرت مطابقت دارد، بسپارد، یعنی فرهنگ نمادهای قدرت، ثروت، تجمل و فساد. رژیم به اصطلاح انقلابی و در واقع ضد انقلاب، اینچنین به رژیم مافیاهای نظامی مالی تبدیل شد.
در طول سالهای تبعید، پدرم، شما یکی از نادر شخصیتهای مبارز وطن بودید که به ایستادگی در خط استقلال و آزادی استوار ماندید. دعوت و تقاضاهای مکرر برای همکاری با قدرتهای خارجی را رد و افشا کردید. تمام سعی خویش را کردید تا سازمان مجاهدین خلق همانند پهلویطلبها و شاپور بختیار که صدام را به جنگ با ایران بنام مبارزه برای سرنگونی رژیم و بر قراری آزادی تشویق کرده بودند و سالها با پولهای این دیکتاتور خونریز و رژیم های مستبد عرب زندگی کردند را منصرف کنید و مانع خودکشی سیاسی آنها بشوید.
شما بارها تاکید می کردید که ایران، در قلب و مرکز دنیا قرار دارد و در طول تاریخ، از سوی همه مرزهایش مورد حمله قرار گرفته، موقعیتی بس حساس دارد و کوچکترین غفلت از اصل استقلال منجر به نابودی وطن می گردد. اگر گروهی به دنبال قدرت خارجی رفت، دیگر گروههای رقیب منعی نخواهند داشت که به قدرتهای خارجی دیگر مراجعه کنند و بدین ترتیب، ایران را تبدیل به محل برخورد قدرتهای خارجی و وطنمان و مردم ایران اولین قربانی بازی های قدرت های خارجی خواهد شد.
از این روبود که، زمانی که قبل از جنگ بوش پسر با عراق، آمریکاییها به سراغ شما آمدند تا موافقت شما را برای آلترناتیوی که توسط آمریکا جایگزین رژیم ولایت فقیه قرار گیرد، بدست آورند. شما نه تنها موافقت نکردید که تا توانستید به افکار عمومی هشدار دادید که آزادی و دموکراسی صادراتی نیستند که توسط جنگ به مردمی «هدیه» داده شوند. ایجاد خاورمیانه جدید با شعار آزادی و حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، از سوی قدرت آمریکا پوششی بیش نیستند برای سلطه بر منطقه و در واقع نفت.
از آن زمان ببعد، شما مرتب به مردم ایران و افکار عمومی دنیا هشدار می دادید که تهدید به جنگ خارجی و تحریمها جنبش مردم ایران برای آزادی و استقلال را تضعیف و حتی فلج می کند. امروز، متاسفانه شاهد آنیم که این پیش بینی شما به واقعیت پیوست و جنگ ترامپ نتانیائو جنبش مردم ایران را در حال حاضر متوقف کرده است.
و باز تکرار می کردید که مردم زمانی به جنبش عمومی روی می آورند که اطمینان حاصل کنند که سرنگونی رژیم راه را برای به قدرت رساندن گروه های وابسته خارجی باز نکند و وطن گرفتار سرنوشت افغانستان، عراق، لیبی و سوریه نشود.
در سال های آخر، که اسرائیل از زبان عدهای از مخالفین خواستار تروریست خواندن کل سپاه شد، باز شما هشدار دادید که هدف سرانی نیست که دست در جنایات دارند، هدف زمینه سازی برای تجاوز به ایران است.
متاسفانه، غفلت از اصل استقلال در مبارزات اخیر مردم ایران، فضایی را برای عده ای فراهم آورد تا بنام دفاع از آزادی، اصل استقلال را به تمسخر گرفته و واپس گرا بخوانند، تا بتوانند عامل قدرتهای خارجی شدن را موجه سازند و دعوت به جنگ علیه مام وطن بکنند.
اما عدهای پس از آغاز جنگ، بنام دفاع از اصل استقلال و اولویت دفاع از تمامیت ارضی، خواهان آن هستند که در این مقطع حیاتی ایستادگی و مقاومت در برابر رژیم ولایت فقیه، به زمان پس از پیروزی براستعمار خارجی موکول شود.
این نوع طرز فکر و برخورد منجر به ایجاد مدار بسته ای بین دو قدرت و زندانی شدن و زندانی کردن مردم بین سرسپردگی به قدرتهای خارجی یا تسلیم شدن به رژیم ولایت فقیه است. شما همیشه یادآور میشدید که ماندن در مدار بسته که قدرت پدید می آورد، انسان را هم از استقلال و هم از آزادی محروم می سازد زیرا در این مدار، انسان میباید دائماً رفتار و کردار خود را با قدرت تنظیم بکند و در نتیجه الزاماً عمل او همیشه واکنشی می گردد. پیامد دیگر اصالت بخشیدن به قدرت منجر می شود که انسان به جای پرداختن و پروریدن توانایی های خویش، عمر خود را در تطبیق یافتن با عملکرد قدرت صرف و خلاصه کند.
شما همیشه دفاع از استقلال و آزادی را مبارزه با مدارهای بسته ساخته قدرت می دانستید. و دفاع از حق و حقوق را تنها فکر راهنما و روشی می دانستید که به انسان توانایی آزاد و مستقل گشتن از مدار بسته قدرت را می دهد.
از این رو، به تعریف دقیق حق و حقوق پرداختید از جمله حقوق ملی. شما واژه منافع ملی را رد می کردید زیرا تعریف آن را سلطه گر می کند و از حقوق ملی دفاع می کردید که تعریف آن شفاف است و می تواند جهانشمول باشد.
شما معتقد بودید که پیروزی در برابر جبهه خارجی ملزم به حضور فعال مردم در صحنه است و آن نیازمند و ارتباط مستقیم به میزان آزادی دارد. در واقع مهمترین عامل بازدارننده، مردم هستند.
امروز مردم ایران هم گرفتار جنگ جنایتکارانه ترامپ و نتانیائو هستند و هم گرفتار استبداد داخلی.
دولت امریکا امروز بزرگترین عامل بی ثباتی در منطقه و در جهان شده است و در تلاش است که با اتکا به قانون جنگل و زور و استعمار عریان برتمامی ثروت های دنیا چنگ بیاندازد.
بخشی از حاکمیت آمریکا، صنعت نظامی آمریکا و غرب، شرکت های نفتی، رژیم اسرائیل و وابستههای وطن فروش تمام کوشش خود را می کنند تا اسباب ادامه جنگ تا ویرانی ایران را فراهم سازند،
در مقابل، طبیعت مستبد رژیم ولایت فقیه، وطنمان را دچار یک ضعف عمده کرده است: مردم ایران در تصمیمگیری درباره تعیین اهداف راهبردی، در دفاع از استقلال وطن، چه از نظر نظامی و چه از نظر سیاسی و دیپلماسی، هیچگونه نقشی ندارند. مردم ایران حتی نمی دانند حلقه تصمیم گیرنده نهایی قدرت کیست و چه کسانی میباید پاسخگو باشند. در حالی که هر روز رژیم، جوانان مردم را به اتهام جاسوسی اعدام می کند، هنوز به مردم گفته نشده است که افراد نفوذی در عالی ترین مقام های رژیم چه کسانی بودند که به اسرائیل امکان داد براحتی بخشی از سران رژیم را نابود سازد. آیا هنوز عوامل نفوذی در بالاترین سطح رژیم به کار خود ادامه می دهند ؟ و اگر هستند آیا نباید از خود بپرسیم که ماموریت خود را در چه نقشی ایفا می کنند؟
اما برای دفاع و مقاومت تأثیرگذار مردم، میباید اهداف راهبردی دفاع ملی و مقاومت مشخص باشند: آیا مقاومت برای اجرایی کردن تعهدات تفاهم نامه امضا شده در ژوئن 2026 است ؟ آیا بخشی از رژیم در توهم ابرقدرت منطقه شدن است و خواهان آن است که هست و نیست مردم را صرف این هدف بکند؟
ضعف عمده دیگر وضعیت اسف بار اقتصادی است که بخشی از آن نتیجه تحریمهای قدرتهای غربی است و بخش دیگر آن، ناشی از مافیای نظامی ـ اقتصادی که بر اقتصاد ایران چنگ انداخته. وجود تحریمها و اقتصاد رانتی آنها را به ثروتهای نجومی رسانده است. و البته برای این مافیا، ادامه بحران نعمت است.
همانطور که در زمان تجاوز عراق شاهد مقاومت شگفت انگیز نیروهای ایران بودیم در زمان تجاوز اسراییل و امریکا نیز نیروهای نظامی ما افتخار افریدند و جهان را شگفت زده کردند. اما چه باید کرد که این مقاومت پرافتخار نیز سرنوشت جنگ ایران و عراق را پیدا نکند؟
در این شرایط خطیر، دفاع هم از استقلال و هم از آزادی است که به جامعه امکان می دهد که بتواند در مقاومت با تجاوز بیگانه نقش ایفا کند .
از این رو، رهروان خط استقلال و آزادی در کنار حمایت از مقاومت نیروهای نظامی در مقابل تجاوز بیگانه،
– خواستار صلحی شرفتمندانه است. حق صلح یکی از حقوق انسان و حقوق ملی است. رهروان استقلال و آزادی خواستار اتمام بدون قید و شرط تجاوز آمریکا و اسرائیل و متحدانشان علیه وطن هستند. صلحی که نه از روی ضعف بلکه از روی دفاع از حق بدست آید. در این راه می باید تلاش کرد تا ترامپ و نتانیاهو یعنی مسئولان تجاوز هر چه بیشتر در افکار عمومی افشا و منزوی شوند. هر گونه بهانه دادن به آنها در شرایط فعلی تضعیف توان ملی است و محکوم است. حاکمیتی که به مردم خود تکیه ندارد، و به بطور مستمر به حقوق آنها تجاوز می کند، چگونه انتظار دارد که در این جنگ، قدرتهای بیگانه به حقوق مردم ایران احترام بگذارند. نقش مردم در تاب آوری در تاریکی نیست. مردم زمانی سختی ها را برای دفاع از حقوق ملی می پذیرند که هم از نقشه راه آگاه باشند و هم در آن دخیل.
مسلما یکی از شرایط مهم صلح باید لغو تحریم ها باشد. تحریم ها در واقع مردم ایران را به گروگان گرفته و گرفتار فقر سیاه و قخطی کرده است. طبق تحقیق 3 محقق دانشگاهی، تحریمهای غرب بین سال ها 1971 تا 2021 منجر به مرگ 28 میلیون نفر در جهان شده است. تحریمها ترامپ و دیگر کشورهای غرب که حتی دارو را دربردارد، مصداق نوعی جنایت علیه بشریت است و باید افشا و محکوم شوند.
3- رهروان استقلال و آزادی از آزادی و حقوق انسان و شهروندی مردم همچنان دفاع می کند و به کوشش برای ایجاد بدیلی مستقل و آزاد و جمهوری خواه ادامه می دهد تا مردم ایران از مدار بسته رژیم مستبد و مخالفین هم جنس او رها شوند.
در جهانی که سرمایه داری غرب آنرا در قهقرا خشونت فرو برده و قانون جنگل حرف اول را دارد، استوار هستیم تا هم از کرامت انسان و هم از کرامت ملی دفاع نماییم. دفاع از کرامت انسان و از کرامت ملی ملزم آنست که از خقوق انسان و شهروندی و از حقوق ملی دفاع نماییم. به میزان کوشش در دفاع از این حقوق، انسانیت، همبستگی، خشونت زدایی، عدالت و صلح امکان پدیر می شوند
به امید پیروزی مردم ایران، پیروزی وطن
پاینده ایران
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را خامنهای و شرکا «جهاد تبیین» یا «بلاغ مبین»، نتانیاهو و شرکا Hasbara و ترامپ و شرکا «مدیریت روایت» خواندهاند. عملیات روانی psychological operations برای روایتسازی و روایتپردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتیها در دنیا است. قدرتها و دیوانسالاریِ اطلاعاتی-امنیتیها (psyopcracy)، حتی آنها که با هم دشمنی دارند، مانند ظروف مرتبطه با هم تعامل و بدهبستان دارند.
نتانیاهو تاکید فراوان بر جنگ روانی دارد، و بهخصوص بعد از گماشتن دیوید بارنیا به ریاست موساد در سال ۲۰۲۱، ابعاد کیفی و کمی جنگ روانی افزایش چشمگیر و فزایندهای یافته است، که بسیاری از آنها، ایران و ایرانیان را مورد هدف قرار داشتهاند. نتایج جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان، در جنبشهای سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ فاجعهآور بود، و در ۱۴۰۴ به جنگهای فیزیکی و تجاوزهای بیسابقه رسیده است. با توجه به شکست استراتژیک در مقابل ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، بودجههای جنگ روانی خود علیه مردم را چندین برابر کردهاند.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگها است! ولی تکرار و تاکید لازم است که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.
روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! همهُ ما مردم هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!:
این روشِ ساده و عملی تلاش برای احقاق حقوق است، از جمله:
احقاقِ حقِ آگاهییابی، و
احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، و
احقاقِ حقِ استقلال!
قدرتها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمیتوانند انواع جنگهای فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونتها و تجاوزها به حقوق را هم همینطور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرالهای جنگِ روانیِ قدرتها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کمکم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطهسالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند:
هدف سلطهسالاران:
بعد از توهین و تحقیر ایرانیان،
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن،
دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، و به جان هم انداختن مردم!
ناممکن ساختن زندگی در میهن و تحمیل مهاجرتهای اجباری!
تکهپاره کردن ایران!
چپاول و به یغما بردن منابع طبیعی ایران!
❊❊❊❊❊
دوران گذار را چگونه میتوانیم طی کنیم؟
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسیِ موقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617
❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
❊❊❊❊❊

https://linktr.ee/sedarat
❊
❊
بیشتر از رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید