دیگران

دلخواسته، کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد

دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد

…هم‌زمان با هر نبرد نظامی، «نبرد روایت‌ها» نیز شکل می‌گیرد. سازمان ناتو با بهره‌گیری از همکاری مؤثر رسانه‌های بزرگ غرب، موفق شد با سرعتی بی‌سابقه روایت خود از این نبرد را به روایت غالب تبدیل کند. در این فرآیند، کارشناسان منتقد برچسب «پوتینیسم» و «مخالفت با دموکراسی» خوردند. روایت رسمی، این نبرد را نه یک جنگ «تحریک‌شده» (provoked)، بلکه جنگی «بدون تحریک» (unprovoked) میان «دموکراسی» و «استبداد» معرفی کرد که هدف پوتین از آن، بازسازی اتحاد جماهیر شوروی بوده است.

در نتیجه این فضای رسانه‌ای، نه تنها بسیاری از تحلیل‌گران ناچار به سکوت شدند و عرصه را به روایت‌سازان ناتو واگذار کردند، بلکه برخی نقدها با برخوردهای شدید مواجه شد. برای نمونه، حساب‌های بانکی ژاک باود (Jacques Baud)، سرهنگ بازنشسته اطلاعاتی سوئیس، مسدود شد؛ تا جایی که همسایگان و دوستانش برای او غذا تهیه می‌کردند.  درسی بود برای سایر منتقدان. به‌این‌ترتیب، هر پژوهش یا نقدی که روایت حاکم را به چالش می‌کشید، به‌سرعت با اتهام وابستگی به پروپاگاندای پوتین و نظام استبدادی او روبه‌رو می‌شد.

با این حال، گروهی از کارشناسان آمریکایی، اروپایی و اوکراینی — برخی به سبب شهرت جهانی‌شان نظیر پروفسور جان میرشایمر، پروفسور جفری ساکس، پروفسور یانیس واروفاکیس و هنری کیسینجر، و برخی دیگر با پذیرش ریسکِ برچسب خوردن — به وظیفه آکادمیک و ژورنالیستی خود عمل کردند. آنان با اتکا به اسناد و داده‌ها، ریشه‌ها و چرایی جنگی را آشکار ساختند که اگر نخبگان سیاسی اوکراین اصل بی‌طرفی در قانون اساسی خود را رعایت کرده بودند، هرگز رخ نمی‌داد.

میان روایت ناتو و روایت این پژوهشگران، دو تفاوت اصلی وجود دارد:

۱. نقطه آغاز جنگ: برای راویان ناتو، نقطه صفر جنگ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ است؛ یعنی زمان ورود ارتش روسیه به اوکراین و نقض حقوق بین‌الملل. این روایت، تمام زمینه‌های تاریخی جنگ را سانسور می‌کند. در مقابل، پژوهشگران مستقل همانند هر محقق علمی، این حمله را در بستر تاریخی و علل ایجادکننده آن تحلیل می‌کنند. نقطه آغاز در این تحلیل، نه اعتراضات ۲۰۱۴ و سرنگونی رئیس‌جمهور قانونی اوکراین (که از آن به عنوان کودتا یاد می‌شود)، و نه کنفرانس سال ۲۰۰۸ ناتو در بخارست (که با الحاق اوکراین و گرجستان موافقت شد)، بلکه زمان تعهد آمریکا و رهبران ناتو به گورباچف است؛ متعهد شدنی که بر اساس آن قرار بود در صورت خروج ارتش سرخ از آلمان شرقی، ناتو «حتی یک اینچ» به سمت شرق گسترش نیابد.  تعدهدی که نقض شد و ناتو در سه مرحله به طرف مرزهای روسیه گسترش یافت.

۲. روش‌شناسی و مبنای داده‌ها: روایت ناتو به‌دلیل حذف بستر تاریخی و تحریف وقایع کلیدی پس از آغاز جنگ، بنایی ناپایدار دارد و به همین دلیل با شدت با تحلیل‌های منتقد برخورد می‌کند. در مقابل، روایت چالشی بر پایه داده‌ها، اسناد و ارجاعاتِ عمدتاً دستِ‌اول (Primary Sources) شکل گرفته است.

در این تحقیق، به‌طور گسترده از منابع اوکراینی، انگلیسی و آمریکایی استفاده شده و حتی در یک مورد نیز از اسناد رسمی روسیه بهره گرفته نشده است. شایان ذکر است که تا پیش از حمله روسیه به اوکراین، روایت رسمی ناتو هنوز به‌طور کامل بر رسانه‌ها دیکته نشده بود؛ از این‌رو، آن رسانه‌ها اطلاعات ارزشمندی منتشر کرده بودند که بخشی از آن‌ها در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.

دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد بیشتر بخوانید »

صفری: ارتجاع مذهبی به رهبری کاشانی و بهبهانی درکودتا 28مرداد 1332 شرکت فعال داشتند

*امریکا شکست کودتا را قطعی می داند اما کاشانی و بهبهانی در تدارک  کودتای ٢٨ مرداد اند:
١ – در خاطرات زنده یاد نصرت الله امینی از یاران مصدق آمده است: شروع مخالفت مرحوم کاشانی با آقای دکتر مصدق از اینجا شروع شد که عرض کردم همین ایشان می‌ خواست در تمام شئون دخالت بکند و اشخاصی را منصوب کند، و اشخاصی را بردارد. بنده رفتم … پیش آقای کاشانی … آقای کاشانی با یک طرز عجیبی گفتند که «این فرماندار کی است که برای سبزه‌ وار انتخاب کردند، این خیلی آدم مزخرفی است و …». گفتم: «آقا این از عوامل و از ارداتمندان شما بوده است که انتخاب شد، اتفاقاً اسم او را من داده بودم». گفت: «نه این حالا با من بد شده است». گفتم که «کی می‌ تواند با شما بد باشد، شما مقامی دارید و حالا منظور چیست؟ فرماندار سبزه‌ وار که اینقدر مهم نیست». گفتند: «[این به قول خودشان] آقای معال می‌ خواهد از آنجا وکیل بشود، باید وکیل بشود. این [یکی] ممکن است، مخالفت کند». منظور او از آقای معال، آقای سید ابوالمعالی، پسر ایشان بود که بعد از مصطفی بود.
در رابطۀ کاشانی و بهبهانی، به دو سند اکتفا می کنم. در زیر، از منبع این سند که از سایت انقلاب در هجرت است، خلاصه آنرا در اینجا می آورم:
به مناسبت کودتای شوم و ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سندِ منتشر شده توسط وزارت امور خارجه امریکا را در اختیار خوانندگان می گذاریم. این گزارش که رایزن سفارت امریکا در ایران برای سفیر امریکا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۰ نوشته بود، به شخصیت و جایگاه آیت الله کاشانی اختصاص دارد. قدرت های خارجی همیشه سعی در شناخت ضعف‌های افراد دارند تا در صورت لزوم بتوانند از آنها استفاده کنند. در این سند، ملاحظه می شود که آمریکایی ها ضعف بزرگ آیت‌الله کاشانی، یعنی خودپسندی و خودبزرگ بینی شدید و جاه طلبی‌اش را به خوبی دریافته بودند. اما آنچه در این سند اساسی است، آنست که طبق آن، حداقل دو سال قبل از کودتای ۲۸ مرداد ١٣٣٢، معلوم می شود که آیت الله کاشانی به سراغ امریکایی ها رفته و درخواست کمک مالی کرده است، «که در ازای آن، احتمالاً از سیاست های ایالات متحده امریکا حمایت کند». در نتیجه، رایزن سفارت امریکا در گزارش خود در بارۀ آیت الله کاشانی نتیجه گیری می کند که «او می تواند رشوه بگیرد …».

صفری: ارتجاع مذهبی به رهبری کاشانی و بهبهانی درکودتا 28مرداد 1332 شرکت فعال داشتند بیشتر بخوانید »

انصاری دزفولی- رضا شاه مستبد بود نه ملی‌گرا!

آشکار است غنا بخشیدن به وجدان تاریخی، و گفتگو پیرامون وقایع گذشته و رخدادهای تاریخی کشورمان و شخصیت‌های تاثیرگذار بر این رخدادها امری پسندیده و ستودنی است، اما خدشه وارد آوردن به حافظه تاریخی و تحریف نمودن تاریخ و واقعیت‌ها را دگرگون جلوه دادن به هر بهانه‌ای عملی ناصواب و غیراخلاقی و دور از انصاف است. متاسفانه گاهی بعضی از افرادی که با بادسنج ظاهراً قدرت روز دچار موتاسیون و یا دگردیسی می‌شوند، به چنین امر ناشایستی برای بهره‌وری سیاسی روز، اقدام می‌نمایند که کمتر انتظار از آنان می‌رود…
…ملی‌گرائی حکمران و حکمرانان یک کشور چیزی بجز تعهد به منافع و حقوق ملی و متعهد شدن به حقوق تک تک افراد جامعه نمی‌باشد، و این میسر نمی‌گردد مگر با برپائی حکومتی که قوای آن ناشی از اراده ملت باشد. اتباع هر مملکتی را ملت گویند که شامل تمام شهروندان بدون در نظر گرفتن کوچکترین تبعیض مذهبی، دینی، جنسیتی، قومی و مرامی– که تماماً در برابر قانون دارای حقوقی مساوی هستند-، است. حکمران و زمامدار ملی‌گرا، میهن‌دوستی است که به حقوق شهروندان خارج از تبعیض‌ها فوق‌الذکر احترام بگذارد….

انصاری دزفولی- رضا شاه مستبد بود نه ملی‌گرا! بیشتر بخوانید »

تاکید بریتانیا به اپوزیسیون برای ‘خریدن’ پشتیانی [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] با وعده ایجاد یک نظام فدرال، بر اساس اسناد فاش شده

❊کورد ایران است، ایران کورد است!❊
مغز خشونت‌گستر، و عقل و پندار قدرت‌مدار بریتانیا، اصلا مردم را نمی‌بیند و مشخصا هموطنان کورد را به‌حساب نمی‌آورد!  و احزاب و گروههای ‘اتنیکی’ که مورد طرد توسط همان «اتنیک»ها هستند را مساوی ایرانیان ساکن در آن مناطق می‌پندارد! هیچ نمی‌فهمد که کورد ایران است، و ایران کورد است! استفادهٌ ابزاری از مردم برای چند قطبی کردن جامعه، با سیاست ‘تفرقه بیانداز و حکومت کن!’ از ترفندهای سیاست خارجی بریتانیا بوده است. خیال خام امپراطوری، تفرقه‌های «اتنیکی» در ایران بوده است، که بارها و بارها و در چندین بزنگاههای مهم تاریخی، دیده‌ایم که برعکس، بیشتر منجر به همبستگی بیشتر میان ساکنان مناطق مختلف ایران شده است!
– مراجعهٌ سلطنت‌طلب‌ها و طرفداران پهلوی، و برخی دیگر گروهها به دولت بریتانیا، برای دریافت حمایت سیاسی و نظامی،
’…بهترین راه برای «خریدن» حمایت [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردها این است که «وعده یک دولت فدرال داده شود»…‘
– ’…با ارائه وعده یک دولت فدرال در ایران، روابط خود را با [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردها پرورش دهند…‘
’… [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردهای ایران ممکن است در نهایت به هر حضور (خارجی) که به آن‌ها خودمختاری بدهد—حتی حضور اتحاد جماهیر شوروی—رضایت دهند،،،‘

تاکید بریتانیا به اپوزیسیون برای ‘خریدن’ پشتیانی [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] با وعده ایجاد یک نظام فدرال، بر اساس اسناد فاش شده بیشتر بخوانید »

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان!

قصد امریکا در آن ماهها و هفته‌های منتهی به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به طور خلاصه این بود: حفظ محمدرضا پهلوی به عنوان شاه؛ یا حفظ رژیم شاهنشاهی با حاکمیت شورای سلطنت؛ و یا حفظ شاپور بختیار برای کنترل منقلب شدن مردم و یش‌گیری از فروپاشی رژیم و از دست رفتن کامل کنترل بر منابع ایران و استقرار رژیمی که حافظ منافع غرب باشد.

بختیار در جایگاهی که قرار گرفت، می‌توانست نقش تاریخ‌ساز و مهمی را در ساختن وطن، و در استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری ایفا کند. پشت کردن به قدرت و روی کردن به ملت، شعار ایرانیان در خیابان‌ها گشته، ولی او عکس آن را عمل کرد! بدین ترتیب از جمله عواملی شد که خود را سوزاند، و ایران و ایرانیان را هم!

در این رابطه، برخی اسناد از طبقه‌بندی خارج شده را در ذیل می‌اوریم:

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان! بیشتر بخوانید »

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر

نوشتار خانم پرستو فروهر با عنوان «دستاوردهای جامعه‌مان را باور کنیم» مانند سفرنامه‌ای است از اقامت اخیر ایشان در ایران. این نوشته را حاوی نکات جالبی یافتیم از حال و روحیه ایرانیانی که با ایشان در تماس بودند. برخی نظرات که در باره حمله اسرائیل و امریکا به وطن، و استقبال و تایید آن است، گویایی فراوانی دارد از یک شباهتِ دیگرِ روانشناسیِ برخی از ایرانیان، به برخی زندانیان شکنجه شده و به درجه «شکستن» و «بریدن» رسیده. گفتآورد «بیاد بزنه ما رو خلاص کنه از شر اینا»، شنیده‌ای را در ذهنم تداعی کرد از هموطنی که برایم از شکنجه‌هایی که بر او اعمال شده بود تعریف می‌کرد: «بیان ببرن من رو اعدام کنن، خلاص کنه از شر این زندگی»
این هر دو گفتآورد، حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم است! هر دو تسلیم! یکی در بند، و دیگری «آزاد»، ولی هر دو منفعل! به این تسلیم و انفعال، به هیچ وجه نباید به شکل قضاوتمدانه نگریست. اهمیت این مطلب را بارها به تاکید خاطرنشان کرده‌ایم. خوشحالیم که خانم فروهر هم بر این نکتهٌ مهم، تاکید کرده‌اند.
هم‌فکری دیگر، یادآوری دستآوردهای ما ایران در دهه‌ها گذشته است. سال‌هایی که ایران و ایرانیان، تحت سخت‌ترین شرایط، و صعب‌ترین حوادث و بحران‌های خرد و کلان قرار گرفت. یکی از علائم پیروز بیرون آمدن ما ایرانیان از این آزمون، بی‌اثر شدن اسلحه در دست قدرت‌ها بوده است. روانشناسی چهره حرکات بدن مامور اطلاعاتی «کارشناس» خانم فروهر باید جالب بوده باشد! روانشناسی و حال و روحیه‌ای که حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی است! چاه‌کنی در تهِ چاه! 
ترسی که «ملاتاریا» در دهه ۱۳۶۰ به جان ما ایرانیان انداخته بودند، با مقاومت و ایستادگی ما در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، کم‌کم از تن و روح ما، به روان رژیم منتقل شده! شاهد این مدعا، سیر پیروزی‌های مردم، در ادامهٌ مراسم اول آذر بوده است، و اینکه چگونه هموطنان توانسته‌اند این یادبود را، از آنی که بوده با آن‌همه محدویت‌ها و سرکوب، به اینی که امسال شاهد آن بودیم متحول کنند! و این همه، نه با پشتیبانی قدرت‌ها، بلکه در اثر مقاومت و ایستادگی ایرانیان در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری.

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر بیشتر بخوانید »

تکمیل همایون-یادی از دوست! با افزودن بر تلاش‌ها برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم

ناصر تکمیل همایون، هموطن فرهیخه، پرتلاش، پرتولید، آزاده، ایران‌دوست، ایرانی‌دوست- یادی از دوست!
با افزودن بر تلاش‌ها برا استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم
دکتر ناصر تکمیل همایون (۲ آذر ۱۳۱۵ – ۲۵ آبان ۱۴۰۱) جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی و استاد پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود.

عذرا بنی صدر:
…آقای تکمیل همایون دوست خانوادگی ما بود و ما بیش از ۵۰ سال با هم دوست بودیم. فرزندانمان با هم بزرگ شدند. دوستی ما پایدار و عمیق بود. حتی در مواقع سختی، این دوستی را ادامه داد. او در کودتای خرداد ۶۰ که برای همسرم ۷ بار تقاضای اعدام کردند، حاضر شد جان خود را به خطر بیاندازد و مخفیگاهی برای او، پیدا کند. بعدها او را به همین جرم، دستگیر کردند و به زندان افتاد و تحت بازجوییها و خشونتهای بسیار قرار گرفت و ابتدا به اعدام محکوم شد. و چندین سال از عمر خود در زندان سپری کرد. و متاسفانه دوستان سیاسی او از حزب ملت ایران هم که خانه خود را در اختیار بنی صدر گذاشتند، آقایان قائمی، و لقایی پدر و فرزند، همگی دستگیر، زندانی و اعدام شدند. روحشان شاد!
من و فرزندانم مدیون آقای تکمیل همایون و دوستان سیاسی که اعدام شدند می دانیم.
در مواقع سخت که اکثراً تنهایت می گذارند، آنها بزرگی و انسانیت بخرج دادند و همسرم را تنها نگذاشتند. بگفته تکمیل همایون «من نمی خواستم که بعدها گفته شود که اولین منتخب مردم ایران تنها و بی پناه ماند». تکمیل همایون انسانی شریف و عاشق ایران بود. او عمر خود را وقف ایرانشناسی و ایران شناختن به جوانان کرد. او از هواداران دکتر مصدق بود.
حیف و صد افسون که وطنمان ایران، محروم بزرگانی چون او و یارانش است.
نامشان زنده و روحشان شاد
عذرا بنی صدر

تکمیل همایون-یادی از دوست! با افزودن بر تلاش‌ها برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم بیشتر بخوانید »

ریگان، Reagan آزادی گروگانها در زمان سوگند-خروج گروگانها از ایران طوری هماهنگ شده بود که درست هنگام مراسم تحلیف باشد

صدارت- برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران

برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران [به‌تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹) تا ۳۰ دی ۱۳۵۹ (۲۰ ژانویه ۱۹۸۱)]:

برای به بی‌راهه کشاندن انقلاب، برای اینکه مردم سایر کشورهای زیرسلطه هوس انقلاب نکنند، قدرت‌ها دست به دست هم داده و بی‌ثباتی‌سازی‌های و بحران‌هایی را ساخته و پرداخته و به ایران و ایرانیان تحمیل کردند. در این رابطه، چند ابربحران، مسیر انقلاب را به ضدِ آن مبدل نمود، فاجعه‌ای که امروز شاهد آن هستیم.

 اولین ابربحران، جمله به سفارت امریکا، و به گروگان گرفتن اعضای آن به مدت ۴۴۴ روز بود. این بحران به شکلی مدیریت شد که تلاشهای کارتر، ریاست جمهوری امریکا از یک سو، و بنی‌صدر، ریاست جمهوری ایران از سوی دیگر، توسط ریگان و شرکا و خمینی و شرکا خنثی شد. گروگانها را که در چندین محل در شهرهای مختلف ایران و دور از هم نگه داشته شده بودند را به تهران آوردند و ساعت‌ها در هواپیما به انتظار نشاندند، تا آنها را طبق توافق، درست موقعی از ایران خارج کنند که رونالد ریگان در واشنگتن در مراسم تحلیف ریاست جمهوری بود.

از آأن موقع، اسنادی منتشر شده‌اند که در این سایت جمع‌آوری شده‌اند. برخی از آن‌ها از این قرارند:

صدارت- برخی مطالب در رابطه با بحران گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران بیشتر بخوانید »

سخنرانی جمال صفری به مناسبت چهارمین سال درگذشت ابوالحسن بنی صدر

…در این لحظه حساس، تداعی تجاوز نیروهای متجاوز عراق به ایران را می کند که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، در پادگان وحدتی دزفول، ابوالحسن بنی صدر بعنوان فرمانده کل قوا نیروی هوایی ایران را به دفاع از میهن به مقاومت فرا خواند، که در آن شب آقای بنی صدر در جمع آنها حضور یافت و با یادآوری داستان رستم و اشکبوس، آنها را رستمی خواند که باید به نجات وطن بشتابند و سپس دستجعی درحالی که اشک در چشم داشتند سرود ای ایران را خواندند و خلبانان نیروی هوایی با پروازهای مکرر حماسه آفریدند و دزفول سقوط نکرد. با شکست نیروی دریایی عراق از نیروی دریایی ایران، ارتش ایران بر خلیج فارس نیز تسلط یافت….

سخنرانی جمال صفری به مناسبت چهارمین سال درگذشت ابوالحسن بنی صدر بیشتر بخوانید »

سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران

«در پی فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟»، پرسشی است که مردم کشور با یکدیگر در میان می‌گذارند و پاسخ روشنی برای این پرسش نمی‌یابند. چراکه تکرار بازسازی استبداد در پی سقوط سامانه سلطنت – با ایجاد ستون پایه‌های جدید، در دوران گذار، بنام پاسداری از انقلاب -، ترسهای شدید را برانگیخته و این ترسها ذهن‌ها را به خود مشغول و گرفتار تردید جدی ساخته‌اند. از این‌رو، ساختار حقوقی دوران گذار باید پیشاپیش معلوم بگردد و موضوع نقد و تصحیح شود تا که مردم ایران آن را اطمینان بخش بیابند و بپذیرند. 

سند حاضر، انتقال حاکمیت به مردم ایران را به ترتیبی پیشنهاد می‌کند که از روز نخست، نهادهایی که تشکیل می‌شوند بیانگر مردمسالاری حقوند باشند. افزون به اینکه عمل به حقوق پنج‌گانه و بکاربردن قواعد خشونت‌زدایی از سوی شهروندان، نیازمند رهایی کامل از استبداد نیست، بلکه روش استبدادزدایی در سطوح مختلف زندگی شهروندان و جامعه مدنی و سرانجام دولت هستند.

گذار از استبداد به مردم سالاری و تثبیت مردم سالاری مبتنی بر حقوق و کرامت انسان، به یک میثاق ملی حقوقی نیاز دارد که شرایط و روشهای جایگزین را ارائه کند. بدین‌سان، تدوین و نشر متنی بعنوان ساختار حقوقی دوران گذار که اصول راهنمایی برای سامان بخشیدن حقوقمدارانه به اداره کشور– در این دوران سرنوشت ساز – باشد، ضرور است. مهمترین کارکرد سند ساختار حقوقی دوران گذار روشنایی بخشیدن به مراحل عمده دوران گذار به یک دولت حقوقمدار پایدار است.

بنابر این، تا زمان تصویب قانون اساسی، سند حاضر، قانون مرجع دوران انتقال حاکمیت به ملت ایران است. قانون اساسی جمهوری اسلامی بر پایه ولایت مطلقه فقیه ملغی و فاقد اعتبار است. قوانین و مقررات ناسازگار با حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایرانیان به عنوان عضوی از جامعه جهانی، حقوق طبیعت و یا با این اصول راهنما، در حدود ناسازگاری‌اشان، نامعتبر‌اند. برای اداره امور کشور و تا تصویب قوانین جدید، شماری از قوانین و مقررات عادی سازگار با حقوق فوق لازم الاجرا هستند.

در دوران گذار، چهار قوه وجود دارند که با یکدیگر دولت موقت را تشکیل می‌دهند: شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم ایران، حکومت انتقالی، شورای عالی قضایی دوران گذار و شورای رسانه‌های ملی. علاوه بر این چهار قوه، هیات حقیقت یاب و صلح همگانی نیز تشکیل می شود. نحوه تشکیل و وظایف هر یک از این پنج نهاد در این سند که ساختار حقوقی دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران است، مشخص شده‌ است. 

برای دوران گذار انتقال حاکمیت به ملت ایران و استقرار دولتی حقوقمدار و حقوقمند و حقوند از زمان اعلام رسمی استقرار شورای انتقال حاکمیت در ایران، یک سال تا حداکثر هجده ماه در نظر گرفته می‌شود. هر چند کوشش متصدیان دولت در دوران انتقال و جامعه مدنی باید این باشد که این دوران هرچه زودتر به سر‌ آید. 

سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا