تصویری

صدارت- رسانه‌های ملی به مثابه شاخه چهارم دولت

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت

برای تدوین قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید از انیرانیان تقلید کنیم، و باز هم قانون ما، ترجمهٌ قانون اساسی دیگران باشد؟
 قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید حتما سه شاخه (مجریه، مقننه، قضائیه) داشته باشد؟
«رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
این طرح چیست؟
هستهٌ پنداری این طرح چیست:
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی: 
متعلق به ما مردم است، پس:
گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که:
مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و
اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند.
تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
رسانه‌های شخصی، شامل شاخه چهارم دولت نمی‌شوند.
در آینده، ما ایرانیان این فرصت را خواهیم یافت که قانون اساسی جدیدی برای نظام آینده کشورمان تدوین کنیم.
(در همینجا این یادآوریِ واضح مهم است که زمان رسیدن به این «آینده» می‌تواند خیلی کوتاه باشد، در صورتی‌که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، در این زمینه فعال باشیم. در غیر این صورت نباید شکایت کنیم اگر «ملاتاریا» تا صد سال دیگر هم بر ایران و ایرانیان سلطه‌گری کنند!)
با توجه به تجربیات دهه‌های گذشته در دنیا با قوانین اساسی ایدئولژیک (چه باورها و ایدئولژی‌های دینی، و چه عقاید و ایدئولژی‌های دنیوی)، و به‌خصوص تجربهٌ ما ایرانیان با رژیم تئولژیک ولایت فقیه، قانون اساسی آینده باید لائیک و غیرِایدئولژیک باشد.
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
نظام مطلوب برای اداره جامعه، «مردمسالاریِ مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم است. یک قانون اساسی لائیک و غیرِایدئولژیک، قدم بزرگی در آن جهت است. با ورود نظارت مردم در امور کشور و ملت و دولت این قدم‌ها، استوارتر می‌گردند. مدیریت و اداره رسانه‌هایی که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند، توسط متصدیانی که توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب می‌شوند، زمینه‌های عملی این نظارت را برای ما مردم فراهم می‌سازد. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» تبلور عملی این نظارت است. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» فعالیت‌های حقوقی آگاهی‌یابی و آگاهی‌رسانی را برای همه ما مردم فراهم می‌کند. در این صورت است که همهٌ می‌توانیم با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان کنش‌گران حقوقِ بشر، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال شویم.

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت بیشتر بخوانید »

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری

…برای تاراج منابع طبیعی مناطق و کشورهای دور دست، کشورهای استعمارگر در قرون گذشته، به آن مناطق قشون‌کشی و حمله می‌کردند، و ساکنان را به خاک و خون می‌کشیدند، و ضمن تجاوزهای گسترده به حقوق، منابع آن‌ها را به یغما می‌بردند.
با فشار افکار عمومی، این روش از اواخر قرن پیش، رو به مشکل‌تر شدن گذاشت. از آن زمان استعمارگران لازم دیدند که برای استثمار سرزمین‌های دیگران، وطن‌فروشان و هم‌وطن‌فروشان، و بلکه خودفروشانی از آن سرزمین را به خدمت خویش درآورند. 
هفتاد و دو سال پیش در وطن ما، با این روش، متاسفانه تعدادی «ایرانی» وطن‌فروش و هم‌وطن‌فروش، و بلکه خودفروش، به انیرانیان مراجعه کردند، و رسما سفرهٌ چپاول منابع میهن ما را برای آن‌ها گستردند! چرا که قدرت‌های خارجی، خود را در مقابله با مصدق، شکست‌خورده و ناکام دیدند:
«…در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون [جرج میدلتون (George Middelton) دیپلمات انگلیسی، کاردار سفارت بریتانیا در تهران] به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن [لوی هندرسون (Loy Henderson) سفیر امریکا در تهران] به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش از کودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگه‌دارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله را به دل‌خواه شما حل کنیم.”…»
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پهلوی و شرکا به سراغ انیرانیان رفتند و آن‌ها را مجاب کردند با کودتا حکومت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق را ساقط کنند.
پهلوی و شرکا باعث حذف حکومت قانونی و مردمی و دموکراتیک دکتر مصدق شدند! و بدین ترتیب در واقع پهلوی و شرکا زمینه‌ساز به قدرت رسیدن خمینی و شرکا شدند.
امروز هم هم‌پالکی‌های همان خائنان به وطن و هم‌وطنان، به سراغ انیرانیان رفته‌اند تا آن‌ها را مجاب کنند که با تکرار حمله به ایران، و با افزایش حمله‌ها در جبهه‌های مختلف جنگ روانی، فعالیت‌ها و تلاش‌های مردم برای انتقالِ صلح‌آمیز و خشونت‌زدایِ حاکمیت کشور به نظام دموکراتیک، را حنثی کنند.
هشدار!
میهن ما در خطر است! باید از تجربه‌های تاریخ معاصر، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا شهریور ۱۴۰۱، درس عبرت بگیریم! به همین زودی فراموش نکنیم که ورود پهلوی و شرکا، با پشتیبانی انیرانیان، باعث شد جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی جرقه‌زده شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» معروفیت جهانی پیدا کرد، از جوشش افتاد و هنوز این رژیم بر اریکه قدرت تکیه زده است.
افرادی که برای به قدرت رسیدن، به راحتی حاضرند نقشهٌ شوم رژیم اسرائیل برای تکه‌پاره شدن ایران اجرایی شود، با نگرانی شاهد پیروزی روش‌های حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدای مردم برای خشونت‌زدایی و کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم هستند، بر تلاش‌های مذبوحانه‌ی خود را برای بازگرداندن رژیم ولایت پهلوی، افزوده‌اند. از طرف دیگر، ضعف افزایندهٌ اربابان این وطن‌فروشان، باعث اضطراب بیشتر آن‌ها شده است، و فوریتی بیش از پیش برای اعمال خیانت‌کارانهٌ خود احساس می‌کنند!…

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی

حمله مجدد به ایران، و ایده‌ی تکه‌پاره کردن ایران با اسم رمز فدرالیسم، بار دیگر بالا گرفته.
برای نتانیاهو بازگرداندن زندانیان اسرائیلی در اولویت نیست. تظاهرات شهروندان اسرائیلی هم برای بازگرداندن زندانیان اسرائیلی و آنش‌بس فعلا به جایی نرسیده. او خواهان صلح نیست. هر وقت مذاکرات صلح به خوبی پیشرفته و به آتش‌بس و پایان جنگ نزدیک شده، با به قتل رساندن آن مذاکره‌کنندگانِ صلح‌طلب، و با ایجاد تشنج و بحران، به ابعاد خشونت افزوده است. این خشونت‌گستری‌ها، بدون دروغ‌سازی و دروغ‌پردازی، و در یک کلام بدون جنگ روانی به‌عنوان پیش‌نیاز، غیرِممکن است.
اولویت‌های نتانیاهو عبارتند از: 
بر قدرت ماندن (حفظ نتانیاهو، اوجب واجبات است!)، و…

…اکنون، ارتش اسرائیل، قشونی خسته است! در حمله ۲۰۰۶ اسرائیل به لبنان، ارتش اسرائیل نزدیک به دو سال در جنگ نبود!
اسرائیل نتوانسته به بسیاری از هدف‌هایی جنگی که خودِ نتانیاهو و شرکا از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد اعلام کرده‌اند، دست یابد. حذف مقامات عالی‌رتبه نظامی-انتظامی، و منصوب کردن مهره‌های مطلوب هم اثر لازم و مطلوب را نداشته است! از آن مهمتر، ناکامی و بلکه شکست فاحش ژنرال‌های رنگارنگ و بسیار پرشمار صهیونیسفر در پروپاگندا، و مغزشویی، و جنگ روانی در سراسر دنیا بوده است. ژنرال‌های جنگ روانی در جبهه‌های مختلف، خاکریزهای متعددی را از دست داده و می‌دهند. 
از این رو نتانیاهو، دیروز چهارشنبه ۱۳ اگوست ۲۰۲۵، بر خود واجب دید که یک پیام تصویری برای ایرانیان فرستاده و به آن‌ها دستور بدهد که به «خیابان‌ها را بگیرند!» برای موثرتر بودن این مغزشویی، وی یک لیوان و یک پارچ آب زلال خنک روی میز مقابل خود قرار داده، و می‌گوید: «…شما حتی آب تمیز و خنک که به بچه‌هایتان بدهید، ندارید!…»
امثال این کوته‌فکران از اتحاد و همیاری ایرانیان برای دفاع از وطن در «جنگ ۱۲ روزه» درس نگرفته‌اند، و تلاش مذبوحانهٌ دیگری را در سر می‌پرورانند.
پیش‌نیاز این جنگ، و هر جنگی، پیروزی ابتدایی آن‌ها در جنگ روانی است. برای همین دروغ گفتن واجب می‌شود. برای دروغ گفتن، قدرت‌ها باید اول به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، تجاوز کنند. برای تجاوز به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، قدرت‌ها باید روزنه‌های خبری را کور و مردم را با دروغ‌های خود، کر کنند. اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، وظیفه رسانه‌های تحت کنترل صهیونیسفر در بیش از یک قرنی که گذشت بوده. هر وقت هم که شبکه‌ها و یا رسانه‌گرانی، بر خلاف منویات قدرت عمل می‌کردند، به سرعت از کار بی‌کار و حذف می‌شدند.
ولی حالا به علت ضعفِ قدرت‌مداران و رسانه‌های قدرت‌پیشه، حالا باید روش‌های خشن‌تر، و حذف فیزیکی اجرایی شوند. ژنوسید در غزه، برای افکار عمومی دنیا، مستندتر شده است. ولی در بطن این نسل‌کُشی و ژنوسید عمومی، باید نسل گروههای خاصی بیشتر مورد توجه قرار داده شود. رسانه‌گران هم از جملهٌ این نسل‌ها هستند، که باید با کشتاری هدفمند، نسل‌شان برداشته شود.
در رابطه با کشتار هدفمند (و نه قتل اتفاقی در جبهه‌های جنگ) رسانه‌گران در غزه، تعداد ۲۳۷ و ۲۴۳ نفر را از منابع مختلف خوانده‌ام. گزارش‌گر آمریکایی دیگری می گوید: «… [از اکتبر ۲۰۲۳] بیش از ۲۰۰ رسانه‌گر توسط اسرائیلیان به قتل رسیده‌اند. این آمار بیش از مجموعه‌ی همهٌ رسانه‌گران کشته‌شده در جنگ جهانی اول+ جنگ جهانی دوم+جنگ کره+ جنگ ویتنام+ جنگ افغانستان بوده است(بیش از مجموعهٌ همهُ اینها!). کسی می‌تواند این آمار هولناک را ببیند و نپرسد: آخر چرا!؟ ولی پاسخ این پرسش بسیار ساده است. نتانیاهو و شرکا مجبورند که…….

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی بیشتر بخوانید »

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی

انسان مجبور است با محیط خود، در بُعدهای مختلف ۱-اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، روبرو شود و تعامل کند.

فعالیت‌های روزانهٌ هر انسانی در همهٌ این چهار بُعد محیطی، بر اساس داده‌هایی در ۱-زمینهٌ علمی و ۲-زمینهٌ اخلاقی و ۳-زمینهٌ تاریخی است. 

یک کامپیوتر و یا یک روبات نیز در این بُعدها و در این زمینه‌ها، داده‌ورزی می‌کند. ولی البته یکی از وجوه تمایز انسان و کامپیوتر، احساس و عاطفه است. انسان یک موجود زنده است که دارای احساس و عاطفه است، و هر انسانی در زمان‌های مختلف، به دلایل متعدد، در حالات روحی روانی متفاوتی قرار می‌گیرد. این حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی، و در واقع زمینهٌ اصلی و مرکزی یعنی ۴-زمینهٌ احساسی_روانی انسان است که با ارتباطی چندطرفه با سه زمینهٌ دیگر (علمی و اخلاقی و تاریخی)، نحوهٌ تعاملِ هر انسانی را در بُعدهای مختلف (فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی) در محیط خود، نقش می‌بندد.

انسان یک موجودِ ۱-نسبی، و ۲-فعال است!

به هر مقدار که هر انسانی خود را نسبی‌تر ببیند، و از مطلق‌انگاری و مطلق‌اندیشی دوری گزیند، به همان نسبت در میدان ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، فعال‌تر می‌شود.

به هر مقدار که هر انسانی منفعل‌تر باشد، به همان نسبت به نیستی و بیماری و مرگ نزدیک‌تر می‌شود.

مجموعهٌ انسان‌های نسبی و فعال، جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند که مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را وظیفهُ خود می‌داند، و در عمل کردن به این وظیفهٌ حیاتی خویش، فعالانه می‌کوشد. در چنین جامعه‌ای، اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس جمعی و ملی پیوسته رو به افزایش است. در چنین جامعه‌ای، هر فردی و مجموعهٌ افراد، پیوسته مردمسالارتر و حقوق‌مدارتر می‌شوند.

میزان آگاهی احساسی_روانی، را به زبان انگلیسی emotional quotient= EQ می‌گویند، و در زبان فارسی به هوش احساسی_روانی معروف است. 

افرادی که از هوش احساسی_روانی بیشتری برخوردار هستند، زمینهٌ احساسی_روانی خود و دیگری و دیگران را بهتر و عمیق‌تر مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهند، و آن را کانون بررسی و تحلیل در رابطه با سه زمینه‌ٌ دیگر قرار می‌دهند. 

وژدان (وژدان یک واژه‌ی پارسی، با ریشه‌ی کردیِ لکی، و معرب آن وجدان است) به معنی خودآگاهی است. 

وژدان احساسی_روانی یا هوش احساسی_روانی، به معنای میزان سواد و آگاهی فرد از حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی خویش، و اطرافیان خود یعنی دیگری و دیگران است.

هر چه وژدان احساسی_روانی غنی‌تر باشد،وژدان علمی و وژدان اخلاقی و وژدان تاریخی فرد، و مجموعه افراد، غنی‌تر می‌گردد. در این صورت ارتباط و تعامل‌های یک انسان، و مجموعه انسان‌ها، در زمینه‌های -اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، حقوق‌مدارانه‌تر می‌گردد. و بدین ترتیب یک جامعه پیوسته مردمسالارتر می‌شود. 

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی

تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما می‌خواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموش‌شدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربه‌های موفق از بهره‌گیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، می‌توانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های غربی و شرقی، و قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند.
ما مردم ایران می‌توانیم و باید با استفاده از رسانه‌ها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، میهن را از خطرات قدرت‌های داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانه‌ای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی می‌توان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانه‌ها و سواد رسانه‌ای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیق‌تر سواد رسانه‌ای، از زاویه حقوقی را می‌توان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌ها و دانسته‌های خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیست‌بوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانه‌ای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانه‌ها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

لائیسته به معنی دین‌ستیزی نیست، درست برعکس! لائیسته دین‌ستیزی را محکوم می‌کند! لائیسیته نافی دین‌ستیزی است! لائیسیته به این معنی است که هر انسانی بتواند به‌طور خودانگیخته و بدون هیچ اکراهی، دین یا مرامی را برای خود انتخاب کند. باورمندان به لائیسته، یک قانون اساسی لائیک را تدوین می‌کنند که براساس باورهای دینی و دنیوی نیست، و براساس ۵ دسته حقوق تدوین شده: حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایران و ایرانیان در جامعه بین‌المللی، و حقوق طبیعت. تقابل دولت تئولژیک اسرائیل و دولت تئولژیک ایران، تجربه‌ای بس عبرت‌آموز را در اختیار ما قرار داده است. بررسیِ وقایع امروز با عینک حقوق، و یافتن نکات تاریخیِ تکرار شونده و استمرار یابنده‌ی آن، این درس تجربه را برای ما ایرانیان برای براندازی ولایت مطلقه، و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بسیار مفید خواهد کرد.

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران

لائیسیته را در رابطه با جدایی نهاد عقاید دینی و دنیوی از هر چهار شاخه‌ی دولت (شاخه‌ی مجریه=حکومت؛ و شاخه‌ی  مقننه؛ و شاخه‌ی قضائیه؛ و شاخه‌ی  رسانه‌های همگانی به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت) باید مورد بحث قرار داد. 
با این یادآوری که شناسنامه دولت، قانون اساسی است. 
قانون اساسی وقتی لائیک است که اندیشه‌ی راهنمای آن عقاید دینی و دنیوی نیست، بلکه حقوق است.
سیاست به معنای تدبیر امور است.
تدبیر امور را نمی‌توان بدون اعتقادات دینی و یا اعتقادات دنیوی مدیریت کرد. سیاست نمی‌تواند از عقاید دینی و یا عقاید دنیوی جدا باشد!
هیچ فردی نمی‌تواند بدون اندیشه‌ی راهنما باشد. 
هیچ کسی نمی‌تواند انتظار داشته باشد یک فردی بتواند عقاید دینی و دنیوی خود را از مغز خود خارج، و سپس به تدبیر امور بپردازد!
یک فرد نمی‌تواند لائیک باشد، ولی یک فرد، می‌تواند باورمند به لائیسیته باشد. 
افراد باورمند به لائیسیته، این اندیشه را در جامعه مورد بحث قرار می‌دهند، و برای غنای وژدان علمی جامعه  تلاش می‌کنند.
جنبهٌ سلبی این اندیشه، تبعیض و خشونت است. تبعیض بر اساس عقاید دینی و دنیوی.
جنبهٌ ایجابی این اندیشه، حقوق است. حقوق ذاتی، که همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند! بدون هرگونه تبعیضی همه‌کسانی هستند.
هسته‌ای از افراد باورمند به لائیسیته، قانون اساسی لائیک را در جامعه مطرح می‌کنند و به بحث می‌گذارند. این هسته، قانون اساسی لائیک را تدوین و به جامعه پیشنهاد می‌کنند.

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک)

https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/


سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران، قانون اساسی موقت برای دوران انتقالی (سندی غیر ایدئولوژیک و لائیک):

https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/

این سند، که بر اساس حقوق پنج گانه تدوین شده است، لائیک و غیر ایدئولوژیک بوده، و متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست. صاحب این سند حقوقی در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی همهُ اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم برقرار کنیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران بیشتر بخوانید »

منقلب‌تر شدن!انقلاب کردن!پویایی ۳۰ تیرها!زنده‌باد دکتر مصدق‌ها! ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ محکوم‌باد قوام‌ها!

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت!

۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مانند یک رفراندم، ملت ایران، به قدرت (هم قدرت خارجی، و هم قدرت داخلی به عنوان دست‌نشاندگان و نوکران قدرت خارجی) پشت کردند. این رفتارشناسی خودجوش و مستقل مردم، یک منقلب‌تر شدن بود. این انقلاب، ادامه پیدا کرد تا ۱۳۵۷ و باز هم ادامه یافت تا ۱۴۰۴.
این منقلب‌تر شدن، به شکل یک رفراندمی که از تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و در ۳ تیر ۱۴۰۴ به تسلیم متجاوزان انجامید، باز هم یک نه! بزرگ بود به قدرت‌های داخلی و خارجی. پژواک این رفراندم، به این ترتیب بود که:
خودِ ما ملت ایران هر گونه تجاوز انیرانیان به مام میهن را محکوم می‌کنیم، و با خشونت‌زدایی و با ایستادن در کنار همدیگر، با آن‌ها مقابله می‌کنیم! و از ذره ذره خاک وطن دفاع می‌کنیم!
خودِ ما ملت ایران تکلیف رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران تکلیف سرکوب‌گران فاسد رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران دروازه‌های زندان اوین و سایر زندان‌های سیاسی را باز خواهیم کرد!

در رابطه با تجاوز اخیر اسرائیل و امریکا (۲۳خرداد-۳تیر ۱۴۰۴)، یکی از بارزترین تزویرهای قدرت‌ها در جبهه‌های جدید جنگ روانی این است که همبستگی مردم در دفاع از میهن را مساوی با تایید و طرفداری از رژیم ملاتاریا جعل کنند!
بازی‌خوردن در این سوءاطلاعات و پروپاگندا، از بدترین خطاهایی است که ممکن است مرتکب شویم.
بدترین خطاها به این علت که اجنبی‌ها، با فراهم‌ساختن زمینهٌ فکریِ افکار عمومی، عملیاتِ جنگ روانی را به شکلی مدیریت کنند که در تجاوز بعدیِ آن‌ها به وطن ما، همبستگی مردم کمتر شود و در نتیجهٌ آن، انیرانیان بتوانند باعث از هم پاشیگی اجتماعی، و جنگ داخلی، و تکه‌پاره شدن وطن بگردند.

از جمله روش‌های دفاع پیروزمندانه از خودمان در جنگ روانی و خنثی کردن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات و پروپاگندا، تسخیر بیشتر رسانه‌ها و شبکه‌بندی‌های اجتماعی است. این وسیله و روش، فعالیتی عملی، بی‌خطر، ساده، و در عین حال بسیار موثر است. برای مثال،  یک کنشِ ساده می‌تواند تولید و تکثیر و نشر و بازنشر مطالبات حقوقیِ ما، به شکل شعارهای پرشعور یک‌خطی باشد:
از جمله مطالباتِ حداقلیِ  ایرانیان:
حذف کامل و فوری مجازات اعدام!
لغو فوری همهٌ اعدام‌ها!
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و رسانه‌ای
پایان دادن به همهٌ شکنجه‌های روانی و فیزیکی
نه! به حجاب اجباری!
نه! به وابستگی!
نه! به وابستگان!
استقلال! استقلال! استقلال!
احقاقِ استقلال و آزادی
احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی
احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی
احقاقِ حقوق

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت! بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی

رسانه‌های بزرگ، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، ابزار و اسلحه موثری بوده‌اند.

مردم اسرائیل یکی از شکست‌خورده‌ترین ملت‌ها در جنگ روانی هستند!

بسیاری از آن‌ها، به سراغ رسانه‌های غیراسرائیلی نمی‌روند، و این خودسانسوری باعث شده که پروپاگندای «مسلمانان حیوانات انسان‌نما هستند» را بپذیرند. سانسور خبرها توسط بسیاری از رسانه‌های اسرائیل، بسیار وسیع بوده است. ایجاد بحران و جنگ و خشونت و… در منطقه، و در نتیجه ترس و اضطراب از «دشمن» در دل‌ها، بسیاری از آن‌ها پذیرنده‌ی سیاست‌های نتانیاهو کرده است. بعد از حمله به ایران، محبوبیت نتانیاهو بالا رفت و برای مدتی، خطر از دست دادن مقام نخست‌وزیری را از خود دور کرد.

هنوز اکثریت مردم اسرائیل عقیده دارند که باید جنگ با فلسطینی‌ها را ادامه داد، و سرزمین آن‌ها را غصب کرد.

بسیاری از آن‌ها واقعا باور دارند که «قوم برگزیده» هستند که وظیفه دارند به «سرزمین موعود» باز گردند و آنجا را «پاکسازی» و اشغال کنند. کسانی که این جعلیات را به عنوان فرمان خداوند و احکام دین بپذیرند، به زبانی دیگر: کسانی که در این جنگ روانی شکست بخورند، بر خود واجب می‌دانند که به حقوق تجاوز کنند.

ذهنیت بسیاری از مردم امریکا، در اثر مشاهده خبرهای دلخراش از «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» به‌درد آمده است و جنگ روانی رسانه‌های صهیونیسفر و وابسته به اسرائیل، اثرگذاری سابق را از دست داده است. به عبارت دیگر، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، این افراد توانسته‌اند از خود دفاع پیروزمندانه‌ای را مدیریت کنند.
قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

❊❊❊

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا