تجاوز به حقوق

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری

…برای تاراج منابع طبیعی مناطق و کشورهای دور دست، کشورهای استعمارگر در قرون گذشته، به آن مناطق قشون‌کشی و حمله می‌کردند، و ساکنان را به خاک و خون می‌کشیدند، و ضمن تجاوزهای گسترده به حقوق، منابع آن‌ها را به یغما می‌بردند.
با فشار افکار عمومی، این روش از اواخر قرن پیش، رو به مشکل‌تر شدن گذاشت. از آن زمان استعمارگران لازم دیدند که برای استثمار سرزمین‌های دیگران، وطن‌فروشان و هم‌وطن‌فروشان، و بلکه خودفروشانی از آن سرزمین را به خدمت خویش درآورند. 
هفتاد و دو سال پیش در وطن ما، با این روش، متاسفانه تعدادی «ایرانی» وطن‌فروش و هم‌وطن‌فروش، و بلکه خودفروش، به انیرانیان مراجعه کردند، و رسما سفرهٌ چپاول منابع میهن ما را برای آن‌ها گستردند! چرا که قدرت‌های خارجی، خود را در مقابله با مصدق، شکست‌خورده و ناکام دیدند:
«…در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون [جرج میدلتون (George Middelton) دیپلمات انگلیسی، کاردار سفارت بریتانیا در تهران] به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن [لوی هندرسون (Loy Henderson) سفیر امریکا در تهران] به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش از کودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگه‌دارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله را به دل‌خواه شما حل کنیم.”…»
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پهلوی و شرکا به سراغ انیرانیان رفتند و آن‌ها را مجاب کردند با کودتا حکومت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق را ساقط کنند.
پهلوی و شرکا باعث حذف حکومت قانونی و مردمی و دموکراتیک دکتر مصدق شدند! و بدین ترتیب در واقع پهلوی و شرکا زمینه‌ساز به قدرت رسیدن خمینی و شرکا شدند.
امروز هم هم‌پالکی‌های همان خائنان به وطن و هم‌وطنان، به سراغ انیرانیان رفته‌اند تا آن‌ها را مجاب کنند که با تکرار حمله به ایران، و با افزایش حمله‌ها در جبهه‌های مختلف جنگ روانی، فعالیت‌ها و تلاش‌های مردم برای انتقالِ صلح‌آمیز و خشونت‌زدایِ حاکمیت کشور به نظام دموکراتیک، را حنثی کنند.
هشدار!
میهن ما در خطر است! باید از تجربه‌های تاریخ معاصر، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا شهریور ۱۴۰۱، درس عبرت بگیریم! به همین زودی فراموش نکنیم که ورود پهلوی و شرکا، با پشتیبانی انیرانیان، باعث شد جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی جرقه‌زده شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» معروفیت جهانی پیدا کرد، از جوشش افتاد و هنوز این رژیم بر اریکه قدرت تکیه زده است.
افرادی که برای به قدرت رسیدن، به راحتی حاضرند نقشهٌ شوم رژیم اسرائیل برای تکه‌پاره شدن ایران اجرایی شود، با نگرانی شاهد پیروزی روش‌های حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدای مردم برای خشونت‌زدایی و کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم هستند، بر تلاش‌های مذبوحانه‌ی خود را برای بازگرداندن رژیم ولایت پهلوی، افزوده‌اند. از طرف دیگر، ضعف افزایندهٌ اربابان این وطن‌فروشان، باعث اضطراب بیشتر آن‌ها شده است، و فوریتی بیش از پیش برای اعمال خیانت‌کارانهٌ خود احساس می‌کنند!…

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی

تواناترین و بزرگترین «ابرقدرت دنیا» افکار عمومی است.
از خود بپرسیم، آیا ما می‌خواهیم سرنوشتی مانند مردم فراموش‌شدهٌ آفریقا را داشته باشیم؟ چرا نباید از تجربه‌های موفق از بهره‌گیری از تواناترین و بزرگترین ابرقدرت، باز هم استفاده کنیم و دفع شر دشمنان داخلی و خارجی را، ، خودمان مدیریت کنیم؟
اینکه سرنوشت ما چه خواهد شد، با ماست!
تصمیم اینکه سرنوشت ما چه بشود، واقعا با خودِ ماست!
مردم ایران، و مردم سایر مناطق، می‌توانند با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های غربی و شرقی، و قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی)، فشار بیاورند و برای خود سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند.
ما مردم ایران می‌توانیم و باید با استفاده از رسانه‌ها، با این بزرگترین «ابرقدرت دنیا» در بیامیزیم، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و با احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، میهن را از خطرات قدرت‌های داخلی و خارجی، مصون نگه داریم. در این باره، حداقل از سه تجربه خوبِ رسانه‌ای کردن جنبش خودجوش و درآمیختن با افکار عمومی می‌توان یاد کرد: جنبش خودجوشِ ۱۴۰۱؛ جنبش خودجوشِ ۱۳۸۸؛ و جنبش خودجوشِ ۱۳۵۷. اهمیت پرداختن به رسانه‌ها و سواد رسانه‌ای، از جمله در این است. مساله، مسالهٌ سرنوشت ماست!
…تعریف دقیق‌تر سواد رسانه‌ای، از زاویه حقوقی را می‌توان این گونه ارائه کرد:
باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌ها و دانسته‌های خود، تغییری مثبت در جهت حقوقمدارتر شدن در زندگی خود و دیگران و در جامعه و در زیست‌بوم ایجاد کند….
❊ اول- سواد رسانه‌ای:
«توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و مشارکت آگاهانه در رسانه‌ها و محتوای دیجیتال به صورت انتقادی و اخلاقی.»

صدارت- سواد رسانه‌ای از منظر حقوق، حقِ آگاهی، احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی بیشتر بخوانید »

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

قدرت‌های خارجی، امریکا و بریتانیا، با عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی-امنیتی که اسم رمز آن «عملیات آژاکس» بود، محمدرضا پهلوی فراری را به کشور بازگرداند و بر ما مردم حاکم کردند.

اگر یک حداقل لازمی از ما مردم ایران در آن زمان، در میدان ساختن سرنوشت خود می‌ماندیم، کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ، سه روز بعد بازسازی نمی‌شد. مطالعه‌ی اسنادی که طی سال‌ها از طبقه‌بندی خارج شده‌اند ثابت می‌کند که ما مردم چقدر آسانی می‌توانستیم مانع موفقیت کودتا  در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بشویم. اگر با اعتماد به نفس فردی و با اعتماد به نفس ملی، در کنار مصیدق و فاطمی، مصیدق‌ها و فاطمی‌های آن زمان می‌ایستادیم و حکومت مصدق و یاران برانداخته نمی‌شد، پدیده‌ای به نام خمینی و خمینیسم پدید نمی‌آمد. اندیشمندان غربی، ایران را قلب طپنده‌ی دنیای اسلان می‌خوانند، و معتقدند اگر در ایران یک نظام مردمسالار مستقر و مستمر گردد، امن و آرامش به سایر کشورهای منطقه هم سرایت می‌کند. بدین ترتیب، بوجود آمدن طالبان و القاعده و داعش و… هم بسیار بعید می‌شد.

پهلوی و شرکا، با تجاوزات به حقوق، و فساد، و بی‌لیاقتی، و بی‌کفایتی، و…، زمینه را برای استبداد «دینی» فراهم ساختند. 

حکومت استبدادی ولایت مطلقه‌ی پهلوی، و به‌ویژه شخصِ محمدرضا پهلوی، مهمترین عامل انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گردید.

به همین ترتیب، خمینی و خامنه‌ای هم مهمترین عوامل افول و سقوط «سلسله‌ی روحانیت» هستند. 

❊❊❊

صدارت- یاد‌آوری نکاتی مهم و جدید در باره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

لائیسته به معنی دین‌ستیزی نیست، درست برعکس! لائیسته دین‌ستیزی را محکوم می‌کند! لائیسیته نافی دین‌ستیزی است! لائیسیته به این معنی است که هر انسانی بتواند به‌طور خودانگیخته و بدون هیچ اکراهی، دین یا مرامی را برای خود انتخاب کند. باورمندان به لائیسته، یک قانون اساسی لائیک را تدوین می‌کنند که براساس باورهای دینی و دنیوی نیست، و براساس ۵ دسته حقوق تدوین شده: حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایران و ایرانیان در جامعه بین‌المللی، و حقوق طبیعت. تقابل دولت تئولژیک اسرائیل و دولت تئولژیک ایران، تجربه‌ای بس عبرت‌آموز را در اختیار ما قرار داده است. بررسیِ وقایع امروز با عینک حقوق، و یافتن نکات تاریخیِ تکرار شونده و استمرار یابنده‌ی آن، این درس تجربه را برای ما ایرانیان برای براندازی ولایت مطلقه، و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بسیار مفید خواهد کرد.

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران

لائیسیته را در رابطه با جدایی نهاد عقاید دینی و دنیوی از هر چهار شاخه‌ی دولت (شاخه‌ی مجریه=حکومت؛ و شاخه‌ی  مقننه؛ و شاخه‌ی قضائیه؛ و شاخه‌ی  رسانه‌های همگانی به مثابه شاخه‌ی چهارم دولت) باید مورد بحث قرار داد. 
با این یادآوری که شناسنامه دولت، قانون اساسی است. 
قانون اساسی وقتی لائیک است که اندیشه‌ی راهنمای آن عقاید دینی و دنیوی نیست، بلکه حقوق است.
سیاست به معنای تدبیر امور است.
تدبیر امور را نمی‌توان بدون اعتقادات دینی و یا اعتقادات دنیوی مدیریت کرد. سیاست نمی‌تواند از عقاید دینی و یا عقاید دنیوی جدا باشد!
هیچ فردی نمی‌تواند بدون اندیشه‌ی راهنما باشد. 
هیچ کسی نمی‌تواند انتظار داشته باشد یک فردی بتواند عقاید دینی و دنیوی خود را از مغز خود خارج، و سپس به تدبیر امور بپردازد!
یک فرد نمی‌تواند لائیک باشد، ولی یک فرد، می‌تواند باورمند به لائیسیته باشد. 
افراد باورمند به لائیسیته، این اندیشه را در جامعه مورد بحث قرار می‌دهند، و برای غنای وژدان علمی جامعه  تلاش می‌کنند.
جنبهٌ سلبی این اندیشه، تبعیض و خشونت است. تبعیض بر اساس عقاید دینی و دنیوی.
جنبهٌ ایجابی این اندیشه، حقوق است. حقوق ذاتی، که همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند! بدون هرگونه تبعیضی همه‌کسانی هستند.
هسته‌ای از افراد باورمند به لائیسیته، قانون اساسی لائیک را در جامعه مطرح می‌کنند و به بحث می‌گذارند. این هسته، قانون اساسی لائیک را تدوین و به جامعه پیشنهاد می‌کنند.

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک)

https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/


سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران، قانون اساسی موقت برای دوران انتقالی (سندی غیر ایدئولوژیک و لائیک):

https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/

این سند، که بر اساس حقوق پنج گانه تدوین شده است، لائیک و غیر ایدئولوژیک بوده، و متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست. صاحب این سند حقوقی در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی همهُ اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم برقرار کنیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!

صدارت- ابهام در «لائیسیته» و «سیاست»، و اهمیت این ابهام‌زدایی در ایران بیشتر بخوانید »

دوازده روز جنگ، خشونت، تجاوز اسرائیل(۲۳خرداد تا ۳تیر۱۴۰۴)گزارش جامع

هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل.

علی صدارت: از هر گونه دخالت خارجی در وطن، هیچ پیامد مثبتی نمی‌توان انتظار داشت، محال ممکن است!

افرادی که با شکست خودن در جنگ روانی قدرتها علیه مردم، از تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما خوشحال شدند، خیلی زود متوجه شدند که چهره کریه جنگ واقعا چقدر فاجعه‌بار است. خیلی زود بعد از شروع حملات، بسیاری از این افراد، متوجه اشتباه خود شدند. حالا بسیاری از افراد، بیش از پیش متوجه اهمیت استقلال، به عنوان یک حق ذاتی، شده‌اند. درجه انزجاز مردم از وابستگانی چون پهلوی و شرکا، بسیار بیشتر از گذشته، شده است.

ما ایرانیان در ساختن سرنوشت خود، به انیرانیان و اجنبیان هیچ احتیاجی نداریم، و هر گونه دخالت خارجی در امور میهن را شدیدا محکوم می‌کنیم!
هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل.

هرگونه دخالت اجنبیان در امور وطن محکوم است! دوازده روز زیر آتش: گزارش جامع خبرگزاری هرانا از جنگ ایران و اسرائیل. بیشتر بخوانید »

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن

پرسش‌هایی که در این جلسه پاسخ داده شدند:
– آیا گسترش دموکراسی در داخل کشور می‌تواند به کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند؟ اگر آری، چگونه؟
– شما سال‌هاست از «حقوق بشر» سخن می‌گویید. برخی می‌پرسند: آیا تمرکز بر حقوق بشر ما را در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر نمی‌کند؟ شما این تضاد ظاهری را چگونه توضیح می‌دهید؟
– چگونه می‌توان بین تجاوز نظامی مستقیم و مداخلات غیرمستقیم (مانند تحریم، جنگ شناختی یا جنگ رسانه‌ای) تمایز قائل شد و به هرکدام پاسخ مناسبی داد؟
– آیا تجربه‌ی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهایی که دچار مداخله‌ی خارجی شدند (مانند عراق، لیبی، اوکراین، سوریه)، می‌تواند برای ما آموزنده باشد؟ کدام تجربه‌ها بیشترین درس را برای ما دارند؟
– در دوره‌ای که «جنگ شناختی و روایت‌ها جای موشک و بمب را گرفته، نقش رسانه‌های مستقل چیست؟
– به نظر شما چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات واقعی حساس کرد بی‌آنکه گرفتار وحشت‌افکنی یا بی‌اعتمادی شد؟
– از نظر شما، نقش یک شهروند عادی در دفاع از استقلال کشور چیست؟ چه مسئولیت‌هایی بر دوش هر ایرانی است؟
– چه تلاش‌هایی از طرف ایرانیان پرنفوذ و صاحب اعتبار در جامعه مدنی کشورهای غربی در جهت فشار به دولت‌های خود برای محکومیت اسرائیل و حمایت حقوقی از ایران صورت گرفته؟
– چگونه میشه راه سوم بود در عمل؟ یعنی بدون اینکه از سیاست خارجی غیر ملی جمهوری اسلامی حمایت کنیم، بتونیم برای ایران در مقابل دشمن خارجی متحد بشیم.
اساساً آیا چنین چیزی ممکنه؟
آیا ایده رفراندوم و مجلس موسسان که از سوی میرحسین موسوی و به تبعش، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه ۱۷٠٠ امضایی مطرح شد، میتونه به جلوگیری از جنگ مجدد کمک کنه یا برعکس شانس ناامنی رو بالا میبره؟
– آیا امکانش هست که دولت پزشکیان، نیروهای تندرو داخل حکومت رو منزوی و متفرق کنه و یک صلح پایدار به وجود بیاره؟
– در صورتی که حکومت اقدامات اعتمادسازانه مثل تغییر در ترکیب صداوسیما یا آزادی بعضی زندانیان سیاسی بزنه، واکنش ما باید چه باشه؟

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن بیشتر بخوانید »

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل

دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان. 

باری دیگر، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۳ تیر ۱۴۰۴ شاهد تجاوز اسرائیل و امریکا به میهن بودیم. محاسبات متجاوزان، غلط از آب در آمد!

باز هم با صدای بلند به دنیا می‌گوییم، این خودِ ما مردم ایران هستیم که دروازه‌های زندان‌های سیاسی را باز می‌کنیم، نه اجنبیان!

هر کار به ظاهر خیری هم که توسط تجاوز قدرت‌ها به وطن حاصل شود، قطعا نوبه آزمایش زمان گواهی خواهد داد که به غیر از شر نبوده است!

صدارت- دروازه‌های زندان‌های سیاسی را، خودِ ما ایرانیان مردم باز می‌کنیم، نه انیرانیان! گزارش تحقیقی سازمان عفو بین‌الملل بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی

رسانه‌های بزرگ، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، ابزار و اسلحه موثری بوده‌اند.

مردم اسرائیل یکی از شکست‌خورده‌ترین ملت‌ها در جنگ روانی هستند!

بسیاری از آن‌ها، به سراغ رسانه‌های غیراسرائیلی نمی‌روند، و این خودسانسوری باعث شده که پروپاگندای «مسلمانان حیوانات انسان‌نما هستند» را بپذیرند. سانسور خبرها توسط بسیاری از رسانه‌های اسرائیل، بسیار وسیع بوده است. ایجاد بحران و جنگ و خشونت و… در منطقه، و در نتیجه ترس و اضطراب از «دشمن» در دل‌ها، بسیاری از آن‌ها پذیرنده‌ی سیاست‌های نتانیاهو کرده است. بعد از حمله به ایران، محبوبیت نتانیاهو بالا رفت و برای مدتی، خطر از دست دادن مقام نخست‌وزیری را از خود دور کرد.

هنوز اکثریت مردم اسرائیل عقیده دارند که باید جنگ با فلسطینی‌ها را ادامه داد، و سرزمین آن‌ها را غصب کرد.

بسیاری از آن‌ها واقعا باور دارند که «قوم برگزیده» هستند که وظیفه دارند به «سرزمین موعود» باز گردند و آنجا را «پاکسازی» و اشغال کنند. کسانی که این جعلیات را به عنوان فرمان خداوند و احکام دین بپذیرند، به زبانی دیگر: کسانی که در این جنگ روانی شکست بخورند، بر خود واجب می‌دانند که به حقوق تجاوز کنند.

ذهنیت بسیاری از مردم امریکا، در اثر مشاهده خبرهای دلخراش از «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» به‌درد آمده است و جنگ روانی رسانه‌های صهیونیسفر و وابسته به اسرائیل، اثرگذاری سابق را از دست داده است. به عبارت دیگر، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، این افراد توانسته‌اند از خود دفاع پیروزمندانه‌ای را مدیریت کنند.
قدرت‌ها، برای ادامه سلطه‌سالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونت‌های سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونت‌های فیزیکی و انواع جنگ‌ها هستند. مادرِ همه جنگ‌ها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همه‌ی جنگ‌ها،  نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، به‌راحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همه‌ی جنگ‌ها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.

جنگ روانی مادرِ همه‌ی جنگ‌ها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

❊❊❊

صدارت- بررسی و تحلیل زوایایی از تجاوز اجنبی‌ها به میهن؛ جنگ روانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا