رسانه

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟

…ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه دارد!
به علت ادامه عقدهٌ حقارت و خودکوچک‌بینی و سلطه‌پذیری مقامات و سران کشورهای منطقه، ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه پیدا کرده است!
تنگه هرمز ایران در مقابل تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی امریکا و شرکا: ترامپ بر مسدود کردن غیرقانونی فعالیت‌های اقتصادی ایران – کنترل کردن قانونی هرمز (تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی در مقابل تنگه هرمز) حساسیت زیادی دارد!
احتمال بر هم خوردن و شکست مذاکرات زیاد است،
بسیاری از خواسته‌های امریکا از ایران غیرقابل بازگشت است، ولی اکثر تعهدات امریکا قابل لغو هستند،
داستان «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ بک» در این مذاکرات چه خواهد بود؟
رژیم اسرائیل، به‌خصوص نتانیاهو، از زوایای مختلف تلاش‌های فراوانی برای شکست مذاکرات، و ادامه جنگ و تجاوز انجام می‌دهد. صهیونیست‌ها در دنیا، از جمله صهیونیست‌های مسیحی، به خصوص در امریکا هم در همین تلاش هستند…
… در شرایط موجود، مهمترین دست‌آوردی که ایران می‌تواند داشته باشد، کنترل کامل تنگه هرمز است! امیدواریم مذاکره کنندگان در احقاق حقوق و تامین منافع ایران و ایرانیان، از خود بی‌کفایتی نشان ندهند.
تنها راه حل بحران‌ها، فشار امریکا بر رژیم اسرائیل برای بازداری از ادامه جنگها و بی‌ثباتی‌سازی و خشونت‌گستری در منطقه است. تنها و تنها و تنها عاملی که می‌تواند باعث شود ترامپ رژیم اسرائیل را از این همه تجاوزهای آشکار باز دارد، فشار افکار عمومی دنیا، از جمله مردم امریکا است. بدون شک نقش ما مردم ایران در تاثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در این دوران خطیر، بسیار مهم و حیاتی است. امیدوارم این وظیفه را دریابم!
باید از خود پرسید: رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ به سوی قدرت‌ها و خشونت؟ و یا به سوی مردم و حقوق؟
باید از خود پرسید: در این دوران خطیر معیار رویکرد چه باید باشد؟ خشونت و تبعیض و تجاوز و اصالت قدرت؟ و یا حقوق و کرامت و منزلت انسان‌ها؟

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟ بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت»

دیشب قوای نظامی ایرانیان، خاک رژیم اسرائیل را مورد حمله قرار داد، در حالی‌که ارتش رژیم اسرائیل بعد از آتش‌بس مورخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به ایران حملهٌ اشکار و مستقیمی نکرده بود!

واقعه‌ای تاریخی بی‌سابقه در چندین دههٌ اخیر اتفاق افتاد که معادلات قدرت را در منطقه و دز دنیا تغییر می‌دهد! و حکایت از ریزش هیمنه و ابهت و هیبت دو «ابرقدرت» هسته‌ای، رژیم اسرائیل و امریکا دارد! ترس از قدرت نابود کننده این دو ارتش، تا به‌حال به هیچ کشوری این جرات را نمی‌داد که، بدون اینکه مورد حمله قرار گرفته باشد، مستقیما به خاک رژیم اشغال‌گر اسرائیل حمله کند! قدرت‌ها، و مشخصا امریکا و به‌خصوص رژیم اسرائیل، از شهامت ایرانیان غافل‌گیر و شگفت‌زده شدند!  افکار عمومی دنیا دیدند که ایرانیان از رژیم اسرائیل و امریکا نمی‌ترسد! هنوز بیش از چند ساعتی از شروع مجدد و افزایش درگیری‌ها نگذشته ولی این باورِ افکار عمومی، در تحلیل‌های بسیاری از متخصصان امور، حتی در امریکا و انگلیس و اروپا، و حتی در خود اسرائیل، از جمله کلیمیان، هم بازتاب واضحی داشته است.

این عملیات، حتی اگر تخریب نظامیِ زیادی نداشته باشد، صدمات روانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی آن غیرِقابل انکار است. هزینه سیاسی آن به‌ویژه برای نتانیاهو و شرکا، بسیار سنگین بوده است! از سوی دیگر، عمل‌کرد ترامپ از هنگام باخبر شدن از تلافی ایرانیان، حکایت از پریشانی احوال او دارد، به‌ویژه در رابطه با قیمت بنزین/سوخت در امریکا، و نیز دغدغهٌ انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر ۲۰۲۶. ترامپ و شرکا با فشارهای افزاینده‌ای از جانب افکار عمومی مواجه هستند. انتقادات به اینجا رسده که می‌گویند شعار مبارزات انتخاباتی ترامپ و شرکا حول محور «امریکا اول»(America First) بود، ولی الان در عمل ما شاهد شعار «اسرائیل اول» هستیم. خبر تماس تلفنی فحاشانه و پرخاشگرانه ترامپ با نتانیاهو، به طور کم‌سابقه‌ای به رسانه‌ها درز کرد…
…نظرات سه طرف درگیر جنگ در رابطه با مذاکرات و امضای توافق، جالبِ  توجه است:

ترامپ: خیلی نزدیکیم! بزودی! چهارشنبه، یا سه‌شنبه، شاید حتی دوشنبه! 

ایران: خیلی دوریم! معلوم نیست! پیش‌نیازها باید انجام شوند!

نتانیاهو در علن: ما صلح می‌خواهیم، دشمن جنگ می‌خواهد!… نتانیاهو در عمل: صلح!!!؟؟؟؟ هرگز! هیچوقت! با هیچکس! افزایش دامنه جنگ، بله! پیش به‌سوی سرزمین موعود برای قوم برگزیده، اسرائیل بزرک از نیل تا فرات!

این در حالی است که در خبری که در شبکه الجزیره هم منتشر شد، یوآو گالانت، وزیر اسبق جنگ رژیم اسرائیل (همان کسی که مردم غزه را «حیوانات انسان‌نما» خوانده بود)، گفت:

«ما نتوانسته‌ایم برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنیم! ما نخواهیم توانست رژیم ایران را تغییر دهیم، ایدهٌ ’رژیم چنج‘ با حملات هوایی، یک خواب‌وخیال و توهم بود! تنگهٌ هرمز هم موضوع مخاصمهٌ ما نیست و ایران در آن پیروز شده است»!

به تکرار تاکید می‌شود که این قول گالانت و امثال او، و اعترافات آن‌ها در رابطه با پیروزی‌های ’ایران‘ مربوط به عمل‌کرد اکثریتِ ایرانیان، به‌خصوص ایرانیانِ ساکن مناطق مرزی ایران، به‌ویژه کوردستان بوده است که همگی با همدیگر نقشه‌های تکه‌پاره کردن میهن را خنثی کردیم. ما ایرانیان اهمیتِ حیاتیِ حقِ استقلال را درک کرده‌ایم، و اینکه احقاقِ حقِ استقلال، وظیفهٌ حیاتیِ ملی، و اصلا وظیفهٌ حیاتیِ فردی همه ما است! وظیفهٌ حیاتیِ فردی هر کدام از ما به سهم خودمان و به نوبهٌ خودمان! و هر کدام از آن اکثریتِ ایرانیان، هر یک به سهم خود و به نوبهٌ خود!

به تکرار تاکید می‌شود که حمله‌ها و تجاوزها به ایران، در نتیجهٌ عمل‌کرد اقلیتِ ایرانیان بوده است، به‌خصوص آن‌ها که در داخل به فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ پهلوی پاسخِ مثبت دادند، و در خارج تصویرهای نتانیاهو و پهلوی و پرچم‌های اسرائیل و ساواک را در خیابان‌ها گرداندند، و نیز آن‌ها که این خیانت را پذیرفتند که هموطنان گوردِ ما باید باز هم نیرویِ زمینیِ نیابتیِ اسرائیل و امریکا و انگلیس، و گوشتِ دمِ توپِ نتانیاهو و ترامپ و شرکا باشند! هر کدام از آن‌ها به سهم خودشان و به نوبهٌ خودشان! و هر کدام از آن اقلیتِ ایرانیان، هر کدامشان به سهم خود و به نوبهٌ خود!…

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت» بیشتر بخوانید »

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری

در این زمان، مستبد چند راه برای «حفظ نظام» و ادامهٌ سلطه‌گری دارد:
۱- سرکوب‌های بیشتر برای ادامهٌ حاکمیت فردی: ادامه سرکوب‌ها به همان شکل‌های سابق، از تزلزل پایه‌های آن‌ها نمی‌کاهد، و حکمران مستبد، برای ادامهٌ حکمرانی خویش، خود را ناچار می‌بیند که بر کیفیت و کمیت سرکوب و اختناق بیافزاید. این روش‌ها به هیچ وجه استمرارپذیر نیستند، و خود باعث بی‌ثباتی بیشتر وضعیت می‌گردد(مانند قتل دولتیِ مهسا امینی). گرچه در بسیاری از موارد، فرد مستبد قادر به دیدن این واقعیت نیست.
در این زمینه، روش گذار به مردمسالاری، خشونت‌زدایی با پرهیز از همجنسِ رژیم شدن است، با حقوق‌مداری.
۲- ادامهٌ همان حاکمیت، ولی به شکل شورایی: مستبدان از سازوکار قدرت باخبر نیستند و نمی‌دانند که قدرت قابل تقسیم نیست! در ایران، سرنوشت «شورای سلطنت» را برای «حفظ نظام» حفظِ نظامِ شاهنشاهیِ پهلوی دیدیم. به همان ترتیب، شورای فقها هم به عنوان یک راهِ حلِ طولانی و پایدار برای «حفظ نظام» ممکن نشده، و نمی‌شود، و نخواهد شد.
۳- روش دیگر مراجعه به «اپوزیسیون» است. در زمان ولایت مطلقه پهلوی، تعویض نخست‌وزیرها بعد از امیرعباس هویدا، و سپس مراجعه به افرادی در خارج از رژیم شاه نتیجه نبخشید، و هیچ یک از آن‌ها، با درایت، این مقام را نپذیرفتند. شاپور بختیار این دوراندیشی را از خود نشان نداد، و در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیر شاه و شاهنشاهیِ در حال سقوط شد. سرنوشتی که بختیار برای خود ساخت، نقشی که وی در نحوهٌ فروپاشی رژیم ولایت مطلقه پهلوی، و سپس روی کار آمدن رژیم ولایت مطلقهٌ فقیه بازی کرد، و به‌طور کلی سرنوشت ایران و ایرانیان بعد از انقلاب، بسیار عبرت‌آموز است. این در حالی است که درست ۲۰ ماه قبل از انقلاب یعنی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، خود او به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامه‌ای هشدارآمیز به محمدرضا پهلوی نوشتند، ولی گوش مستبد شنوایی هشدارها، و چشم او بصیرت خطرات پیشِ رو در آیندهٌ نزدیک را نداشت. خامنه‌ای هم مانند پهلوی و سایر مستبدان، از آن شنوایی و بصیرت، عاجز است.
در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، خیل عظیمی از مردم ایران، به‌تدریج منقلب‌تر شدند که شاهد انقلاب ۲۲ بهمن شدیم. ولی در تعدادی از مردم…..

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی

…هر مستبدی، و هر رژیم استبدادی حاکم بر هر کشور، و هر دولت دیکتاتوری نیاز دارد که برای بقای خود، ملتِ زیر یوغ خود را، همیشه در احساس ناتوانی و ترس و اضطراب و بی‌ثباتی و تزلزل و ابهام و بی‌اطلاعی و نگرانی و افسردگی و فرسودگی و ناامیدی و یاس و…  نگه دارد. این ترفند، به طور عملی، از طریق جنگ روانی اجرایی می‌گردد.
با شکست دادنِ یک حداقل لازمی از ما مردم در جنگ روانی، خامنه‌ای و نتانیاهو (که هر دو از یک جنس هستند) توانسته‌اند حاکمیتی بس طولانی بر مردم داشته باشند. جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم را، خامنه‌ای و شرکا «جهاد تبیین»، و نتانیاهو و شرکا «هاسبارا» می‌نامند! هر چه تعداد افرادی بیشتری، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، در این جنگ روانی شکست بخورند، طول عمر مستبد هم به همان نسبت بیشتر می‌شود.
…روش‌هایی که قدرت‌ها برای «رام کردن» ملت‌ها و به سکوت و سکون و انفعال نشاندن جامعه به‌کار می‌برند، مشابه همان روش‌هایی است که علیه زندانیان سیاسی به‌کار برده می‌شود. در واقع بدین ترتیب، همان اختلالات در تنظیمات طبیعی ترشحات سلول‌های عصبی ملت ما، باعث شده همان عارضهٌ احساسی-روانی-روحی-عاطفی  که در یک زندانی سیاسیِ «شکسته» یا «بریده» می‌افتد، در یک حداقل لازمی از ما ایرانیان هم ایجاد شود. به این دلیل است که این رژیم توانسته بیش از چهاز دهه، بر اریکهٌ قدرت دوام یابد! به این هموطنان هم نباید با دیدهٌ قضاوت‌مندانه نگریست.
…بدون تلاش برای غنای وژدانِ عمومیِ فردی برای وژدانِ عمومیِ فردیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته، نمی‌توانیم وژدانِ عمومیِ همگانی را غنی نماییم. برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، باید در جنبش و جوشش برای وژدانِ عمومیِ همگانیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته باشیم! نفی سلطه و سلطه‌سالاری! پذیرش حقوق‌سالاری! مردم‌سالاری!
…برای رهایی از این سرنوشت فاجعه‌آمیز، باید اول از خود شروع کنم، باید اول از خود شروع کنیم! تا تغییر نکنم، نمی‌توانم تغییر بدهم! تا تغییر نکنیم، نمی‌توانیم تغییر بدهیم! برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، وژدان عمومی فردی و وژدان عمومی همگانی باید غنی شود، یک پارادایم شیفت!​

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور

در دنیای پر تلاطم امروز که بحث انتخاب نظام حکومتی مناسب برای تدبیر و اداره امور کشور مجدداً داغ شده است، پرسش اصلی این تیست که آیا باید نظام جمهوری ریاستی داشت یا پارلمانی، بلکه این است که واقعاً چه نوع نظامی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر مناسب است که باید در راه رسیدن به آن هدف، از هم‌اکنون قدم‌های استواری بردارم/برداریم؟ این سؤال، برخلاف تصور، نه یک پرسش انتزاعی و تئوریک، بلکه یک مسئله کاملاً عملی و بالینی است که از خودِ شخص آغاز می‌شود و به خانواده ادامه می‌یابد، و به اجتماع بزرگتر، و به جامعه و ملت تسری می‌یابد. برای رسیدن به یک تعریف عملی از “نظام مطلوب”، باید ابتدا به ریشه‌ای‌ترین هسته‌های جامعه، یعنی فرد و خانواده، بپردازیم.
اول در سطح کوچک: تدبیر و اداره امور شخصی، بر پایهٌ استقلال و آزادی و خودانگیختگی.
دوم در سطح بزرگ: گسترش دایره حکمرانی (تدبیر و اداره امور): از خانواده تا جامعه محلی
سوم در سطح بزرگتر: شش رکن نظام مطلوب برای تدبیر و اداره امور (حکمرانی) در سطوح کلان‌تر، و در سطح کشور….

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها

حقِ آگاهی (آگاهی‌یابی و آکاهی‌رسانی) حقی از حقوق انسان است. با انقلاب داده‌ورزی و انفورماتیک، انسان‌ها منقلب شدند. در این انقلاب، در رابطه با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی از یک سو، و از سوی دیگر تجاوز به حقِ آگاهی‌یابی و تجاوز به حقِ آگاهی‌رسانی، شاهد تغییرات کیفی و کمی بی‌سابقه‌ای بوده‌ایم. دنیای مجازی در فضای اینترنت، به چالشی جهانی تبدیل شده. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیو (Pew)، بزرگسالان در ۲۵ کشور جهان آن را به عنوان تهدید شماره یک، بالاتر از بحران اقتصادی و تروریسم، شناسایی کرده‌اند. در این راستا، سواد رسانه‌ای را در سطح فردی، مورد بحث قرار داده‌ایم.
https://alisedarat.com/2025/08/04/14459/
مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند رویکردی جامع است که فراتر از سواد رسانه‌ای فردی رفته و اصلاحات ساختاری در اکوسیستم دیجیتال را هدف قرار دهد. این مدیریت، نباید دستوری و از بالا به پایین باشد. مدیریت احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، باید به صورت افقی و ریشه‌ای، و توسط افراد، و توسط هسته‌های مردمیِ حقوق‌مدار شروع و مدیریت شود. اگر هم یک هرم مدیریتی لازم شود، ماهیت ذاتی آن هرم باید مردمی، و مردمسالارانه، و حقوق‌مدار، بوده و هرمی باشد که از پایین به بالا ساخته شده است.
فضای مجازی، که شاید زمانی به عنوان ابزاری برای دموکزاتیزه کردن اطلاعات و توانمندسازی شهروندان تلقی می‌شد، اکنون به میدانی برای جنگ‌های روانی و اطلاعاتی تبدیل شده است. فن‌آوری‌هایی مانند ربات‌های آنلاین (Bot) که پیام‌های از پیش آماده را منتشر می‌کنند، هوش مصنوعی که قادر به تولید محتوای غیرقابل اعتماد است، و پلتفرم‌هایی که بستر تحریف تصاویر و وارونه‌سازی حقایق را فراهم می‌آورند، همگی به گسترش بی‌سابقه اطلاعات نادرست دامن زده‌اند.
تلاش قدرت‌ها برای ساختن و پرداحتن یک «بدیل» وابسته برای حاکم کردن به ایران و ایرانیان، جهت چپاول منابع ما، موضوع جدیدی نیست. این تلاش، کار ساده و پرنتیجه‌ای نبوده. قدرت‌های خارجی نتوانسته‌اند «آپوزیسیون بدیل» وابسته‌ای بهتر از پهلوی را بسازند! انسان در عدم وجود درایت و کفایت این قدرت‌ها شگفت‌زده می‌شود که چگونه میان تمام پیغمبرها، مجبور شده‌اند این جرجیس بی‌مایه را انتخاب کنند. گرچه وابستگان به قدرت‌ها را در تمام طیف‌های سیاسی می‌توان یافت، ولی از میان همه وابستگان طیف سلطنت‌طلب، مشروطه‌خواه و پادشاهی‌طلب توانسته بیش از بقیه، وطن‌فروشی و دریوزگی خود را به قدرت‌ها ثابت کند. این دستهٌ خائن به ایران و ایرانیان که در میان ایرانیان، هیچ‌گونه پایگاه مردمیِ قابل شمارشی ندارند، بیش از بقیه امکانات و رانت رسانه‌ای را در اختیار دارند. این واقعیت را که پهلوی خود هیچ نیست، و هرچه هست، بادِ رسانه‌ای و انواع قمپز در جبهه‌های متعدد جنگ روانی است را با تحلیل‌هایی طی دهه‌های گذشته، با هموطنان خود در میان گذاشته‌ایم. ولی اکنون راستیِ این تحلیل با محک تحقیقات علمی سیتیزن-لب، و رسانه‌گری تحقیقاتی و مستندسازی رسانه‌های هاآرتز، و دی-مارکر به اثبات رسید……

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها بیشتر بخوانید »

نسل جوان، در صورت حاضر ماندن در میدان ساختن سرنوشت خویش و تلاش برای خشونتزدایی صلح، اینده بهتری را بر روی ویرانه‌ها -غزه، فلسطین، لبنان- نفی جنگ

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی

تاکید بر این یادآوری مهم که «دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست» شروع خوبی برای این نوشتار است! هیچ عاملی در دنیا به اندازه رژیم اسرائیل، و به‌خصوص نتانیاهو و شرکا، برای تمامیت ارضی ایران و حیات ملی ایرانیان خطرناک نبوده است. نتانیاهو و شرکا، و خامنه‌ای و شرکا، به ظاهر دشمنِ خونیِ قسم‌خورده، ولی در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر خشونت‌گستری‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌های اسرائیل با حمایت از خودفروختگان «ایرانی» نبود، چه بسا که سال‌ها پیش رژیم ولایت فقیه سقوط کرده بود. طولانی‌تر شدن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را با ورود وابستگانی چون پهلوی و…، و تجزیه‌طلبانی چون مهتدی و…، و نیز ساکت شده تظاهرات و اعتراضات خودجوش مردمی به علت تجاوز اسرائیل و امریکا به وطنمان شاهد بودیم.
تمرکزگرایی و تبعیض محکوم است! تمرکززدایی و عدالت و برابری ساکنان همه مناطق میهن ما، ضرورتی حیاتی برای ایران و ایرانیان است! «فدرالیسم» برای ایران تبدیل به تزویری برای تکه‌پاره کردن میهن ما شده است، گرچه نظام فدرال در بعضی کشورها نسبتا خوب عمل کرده است.
افراد و احزاب وابسته به پول و اسلحه و رانت رسانه‌ای قدرت‌ها، به علت طرد شدن توسط ایرانیان، به‌خصوص مردم منطقه‌ای که آنها ادعای نمایندگی آن‌ها دارند، دیگر از به‌کار بردن واژگانی که ماهیت آن‌ها را رسوامی‌نماید، پرهیز می‌کند. واژگانی چون «تجزیه‌طلب» یا «جدایی‌طلب» یا «استقلال‌طلب» یا… ولی آن‌ها خود را مجبور می‌بینند، برای پیشبرد و اجرایی کردن طرح تکه‌پاره کردن وطن ما، از اسم رمز «فدرالیسم» استفاده کنند! تمامیت ارضی میهن و یک‌پارچگی وطن ما مقوله‌ای نیست که ایرانیان کوچک‌ترین چشم‌پوشی و تخفیفی را پذیرا باشند.
دنبال کردن اخبار، و بررسی و تحلیل موضوعات مربوط به اسرائیل و فلسطین، برای سرنوشت ایران و ایرانیان، از اهمیت زیادی برخوردار است. تجاوزها به حقوق و جنایت‌های صهیونیسفر، منحصر به جنگی که از ۲سال پیش شدت و حدت گرفت، نیست. شناخت نحوهُ عمل‌کرد و ماهیت مهره‌هایی که اهرم‌های قدرت را در منطقه و در دنیا در دست دارند، برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم، و گذار از ساختار استبدادی به نظام مردمسالاری ضرورتی حیاتی است…….

صدارت- درس‌های ایران و فلسطین برای یگدیگر، تمرکز بر حقوق و خشونت‌زدایی بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها

…..یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنرانی نتانیاهو، رد راه‌حل ۲دولتی بود. او با لحنی قلدرمابانه و طلبکارانه و پرخاشگرانه اعلام کرد که اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد سیاست دو کشوری به آن حقنه شود، و حتی امکان چنین طرحی را هم در فکر خود راه نخواهذ داد. 
گر چه نتانیاهو طی ۳۰سال گذشته مخالفت خود را دربارهٌ تشکیل کشور فلسطین مخفی نکرده است، ولی به گفته ناظران، موضع‌گیری امروز نتانیاهو، آشکارترین و بی‌پرده‌ترین مخالفت وی با طرح به‌وجود آمدن کشور مستقل فلسطین، در بیش از ۳دههُ گذشته است. این خود نشان دهندهٌ آن است که او و متحدانش نه تنها هیچ چشم‌اندازی برای صلح متصور نیستند، بلکه هنوز به دنبال تحقق ایده «اسرائیل بزرگ» هستند؛ طرحی که بخش‌های وسیعی از کشورهای همسایه از جمله لبنان، سوریه، عراق، و حتی ایران و عربستان سعودی را در بر می‌گیرد. اسرائیل، ایران و ایرانیان را مانع بزرگی بر سر راه تشکیل «اسرائیل بزرگ» می‌داند، برای همین حداقل در حدود نیم قرن است که تلاش می‌کند ایران را به ۵-۶ «جمهوری» تجزیه و تکه‌پاره کند. رویکرد و همکاری اسرائیل و احزاب و گروههای تجزیه‌طلب با اسم رمز «فدرالیسم» از این روی بوده است….

صدارت- انزوای بی‌سابقه اسرائیل، نوکِ کوهِ یخِ دفاعِ پیروزمندانه مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها بیشتر بخوانید »

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!

دولت «دینی» را ما ایرانیان نزدیک به نیم قرن تجربه کرده‌ایم.
در این مدت، دین‌ستیزی و به‌خصوص اسلام‌ستیزی، در دنیا قوت بیشتری گرفته است. در چنین حالتی، مردمِ باورمند به دین، به خاطر باورهایشان، از هر سو تحت فشارهای فراوان قرار می‌گیرند. این فشارها منحصر به خارج از ایران نیست و در داخل کشور هم فراوان دیده می‌شود. فشارهایی که منجر به بحران هویت با درجات مختلف، به‌خصوص در جوان‌ها می‌شود. 
از سوی دیگر، به برخی باورمندان قبولانده شده که با فروپاشی رژیم ولایت فقیه و رفتن «جمهوری اسلامی» دین و ایمان هم از ایران خواهد رفت! در تصور بسیاری، لائیسیته به عنوان دین‌ستیزی نقش بسته شده است. این تصویر نادرست، به «اپوزیسیون» منحصر نمی‌شود، و بسیاری از باورمندان نیز به همین شکل می‌اندیشند. متاسفانه نزد بسیاری از ایرانیان، مقولهٌ ارتباط باورهای دینی و دنیوی، با قدرت، از مطالعهٌ عمیقی برخوردار نبوده، و برخی هم خرافات را به‌جای علم نشانده‌اند! تاسف بیشتر این است که این پدیده در کسانی که خود را «اپوزیسیون لایک» می‌دانند بسیار بیشتر مشهود است!
با مشاهدهُ وقایع اخیر در منطقه، اهمیت جدایی و استقلال دولت از عقاید دینی و دنیوی، بیش از پیش نمایان است.
قدرت‌ها برای ادامهٌ سلطه‌گری، مجبور هستند در جوامع «خلق رضایت» بکنند. عقاید دینی، وسیلهٌ مهمی برای این منظور هستند. برای سلطه‌سالاری، استفاده از عقاید دینی بسیار راحت‌تر است، تا عقاید دنیوی. دیگر اینکه ساخت و پرداخت خرافات در باورهای «دینی» بسیار ساده‌تر است، تا در باورهای دنیوی.
باورهایی چون «قوم برگزیده» و «سرزمین موعود»‌ و «عمالقه» و «داهیه» «هانیبال» و «مسعده»‌ و «سامسون» و «عمالیق» و… تبعات فاجعه‌آمیزی را در مقابل دیدگان دنیا، از تئوری به عمل درآورده است، که……

صدارت- لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا