رسانه

صدارت- اگر تعداد بیشتری از ما مردم، در جنبش‌های اخیر، خشونت‌زدایی پیشه می‌کردیم…!؟ درس تجربه!

…اگر در این جنگ روانی و افزایش ان از سال ۲۰۲۱ میلادی و از سال ۱۴۰۱ شمسی، تعداد بیشتری از ما مردم، مقاومت می‌کردیم، و در خیابان‌های مجازی و حقیقی، به قدرت‌های خارجی اجازه نمی‌دادیم که گروههای مسلح تجزیه‌طلب و پهلوی و شرکا را به مبارزات حق‌طلبانهٌ ایرانیان حقنه کنند، افزایش تجاوزها و جنگ‌های نظامی در خرداد۱۴۰۴، اصلا از همان ابتدای شروع و قبل از آن، غیرِممکن می‌شد!

به آن روزهایی بازگردیم که در رسانه‌های وابسته به قدرت‌ها و در فضای مجازی، کم‌کم و اینجا و آنجا، شروع مطرح شدنِ حملهٌ نظامی به ایران را شاهد بودیم! به‌تدریج عده‌ای از هموطنان، در این جنگ روانی شکست خوردند، و خود را تبدیل به پیاده نظامِ بی جیره و مواجبِ موساد و سیا کردند! و خودشان در خیابان‌های حقیقی و مجازی، از بیگانگان برای تجاوز به مام وطنشان دعوت کردند! به‌تدریج مطرح‌شدن حمله نظامی به ایران در گفتگوهای معمولیِ افراد عادی، شایع‌تر شد، و قبح و حرمت دعوت از اجنبی برای تجاوز به مام وطن، از بین رفت! 

آن روزها را در خاطر خود حک کنیم، و از آن روزها به امروز بیاییم که چگونه اکنون عده‌ای که نه تنها دشمن ایران و ایرانیان، بلکه دشمن بشر و بشریت و طبیعت هستند، با لحنی متین و آرام! با ظاهری بسیار «متمدنانه»! ولی در واقع در کمال توحش، از بمب اتمی و سلاح هسته‌ای صحبت به میان می‌اورند! جنایت علیه بشریت، برای «مداخلهُ بشردوستانه»…

صدارت- اگر تعداد بیشتری از ما مردم، در جنبش‌های اخیر، خشونت‌زدایی پیشه می‌کردیم…!؟ درس تجربه! بیشتر بخوانید »

از B۱ و B۲ و B۵۲ نترسید- از Bوطن و Bشرف و Bغیرت بترسیم

صدارت- مردم برای ادامه حیات به صلح نیازمندند، ولی ادامه جنگ‌ها برای قدرت‌ها نیازی وجودی است

یک هفته از اعلام شروع «عملیات طرد اقتصادی» (“Operation Economic Outcast”) توسط اسکات بسنت (Bessent)، وزیر خزانه‌داری امریکا می‌گذرد. «روز ’دی‘ اقتصادی» (Economic D-Day) از جمله عبارات دیگری بودند که به عنوان یک جبهه جدید در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ایران و ایرانیان، مانند گردبادی در یک طوفان، در رسانه‌ها چرخانده شده‌اند! ولی در ایران، آن‌چه ترامپ و شرکا، به عنوان وعده، یا تهدید، و یا هدف اعلام کرده بوده‌اند به‌جایی نرسیده، و در عمل هنوز آسمان به زمین نخورده است! با شکست این شق‌القمر اقتصادی، امریکا خود را مجبور دید که از دیروز(یکشنبه ۸شهریور۱۴۰۵) عملیات نظامی را از سر بگیرد! نقشهٌ گردانندگان در صهیونیسفر این است که خشونت‌های اقتصادی و سیاسی را با چاشنیِ تجاوزات تکرار شوندهٌ نظامی، ادامه دهد و بر شدت آن‌ها بیافزاید. این تجاوزهای اقتصادی و سیاسی و نظامی، بیش از هر چیز برای افزایش شدت و حدت جنگ روانی در جبهه‌های مختلف آن است، تا با افزایش تنش و فشار بر ایرانیان، آن‌ها را وادار به تسلیم کنند. ولی تجربه به مردم ایران ثابت کرده است که سلطه‌گران، هر تسلیمی را به عنوان مقدمه‌ای برای تسلیم‌های بعدی مدیریت کرده‌اند. این واقعیت را نه تنها در ایران، بلکه در رابطه با فلسطین و لبنان و سوریه و… هم شاهد بوده‌ایم…
… خشونت‌گستری‌های امریکا و شرکا، از همان ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، شروع شد، و به‌تدریج ابعاد گسترده‌تری یافته، و از همان زمان‌ها، شامل خشونت‌های اقتصادی هم شده است. ابعاد وسیع تجاوزها و خشونت‌های اقتصادی، کمتر از تروریسم اقتصادی نیست. از سوی دیگر، «تحریم»ها برای عده‌ای، هم در کشورهای تحریم‌کننده، و هم در کشورهای تخریم‌شونده، به یک دکان پر آب و نان مبدل می‌شوند! و قربانی واقعی این تروریسم اقتصادی، مردم معمولی هستند. مثال بارز این مدعی، تحریم‌ها علیه کوبا و عراق و… بوده‌اند. تحریم‌ها علیه عراق، تلفات و زیان‌های جانی و مالی زیادی از مردم عراق گرفت، ولی در عین حال، جیب‌های خانوادهٌ صدام و شرکا، پرپول‌تر شدند. بر اساس گزارشات، تا سال۲۰۰۳ حدود ۱.۷میلیون عراقی در نتیجه پیامدهای تحریم‌ها جان باختند که حدود ۵۰۰هزار نفر از آنان کودک بودند. در سال۲۰۰۰ نیز یک مقام یونیسف گزارش داده بود که حدود یک‌چهارم کودکان عراقی از سوءتغذیه رنج می‌برند.
ایرانیانی که به‌خاطر اِعمال تحریم‌ها علیه ایران، برای قدرت‌ها کف می‌زدند و حتی آن‌ها را توجیه می‌کردند و لازم و موجه می‌دانستند!، آیا هنوز تبعات فاجعه‌بار این تصمیم خود را درنیافته‌اند؟ این رفتارشناسی بود که زمینهٌ دخالت‌های بیشتر قدرت‌های خارجی را در امور داخلی ما فراهم آورد، و با قتل قاسم سلیمانی ادامه یافت، و سپس به تجاوزات ۲۳خراد۱۴۰۴ و ۹اسفند۱۴۰۴ انجامید! تا جایی که امروز وطن‌فروشانِ دشمن ایران و ایرانیان، به ابعاد خیانت‌های خود برای «مداخله بشردوستانه» افزوده‌اند و دهان به توجیه لزوم بمباران اتمی ایران گشوده‌اند! و با مقایسه با ژاپن، آن‌را تنها راه رسیدن به خوشبختی امروز ژاپنی‌ها تجویز کرده‌اند! پشت کردن به مردم، و روی کردن به قدرت‌ها توسط هر کسی از مردم معمولی، از موارد بسیار کوچک شروع می‌شود. ولی وقتی پا در این راه بگذاری، ممکن است در این جنگ روانی آن‌چنان شکست بخوری و به جایی سقوط کنی که با پشتیبانی از تحریم‌ها و تجاوزهای نظامی ۱۴۰۴ و مجلس ختم گرفتن برای سربازان متجاوز امریکایی و توهین به کودکان به‌قتل رسیده در میناب و… تصویر خودت را هم در آینه نشناسی! و کم‌کم از لزوم حمله اتمی به ایران بگویی!
تحریم می‌تواند اقتصاد یک کشور را ویران کند، اما ویرانی اقتصادی الزاماً به فروپاشی سیاسی منجر نمی‌شود، و کوبا باز هم مثال مناسبی است…
…گفتند که فشار اقتصادی می‌تواند رژیم را تضعیف کند، اما آنچه آن را سرنگون می‌کند معمولاً تنها بحران اقتصادی نیست، و شکاف در ساختار قدرت ضروری است. ولی در این ادعا و در این‌گونه تحلیل‌ها و پیش‌گویی‌ها، مردم فراموش شده، و اصلا هیچ نقشی برای مردم در نظر گرفته نشده است! در صورتی‌که هرچه تعداد بیشتری از ما مردم دست از انفعال برداریم و در حقوق‌مداری ایستادگی کنیم، این سرنگونی و گذار، مستقلانه، توسط خود ما مردم، و با خشونت‌زدایی انجام خواهد بود. وگرنه فرد یا افرادی از درون رژیم، با قدرت‌های خارجی تبانی می‌کنند، و کشور را به زیر یوغ سلطه‌سالاری و استعمار می‌برند، یعنی رویدادنما و سناریویی که اکنون در ونزوئلا شاهد آن هستیم…
… ارتش امریکا باز دیروز، تجاوزات نظامی به خاک میهن ما را از سر گرفت. ادعای امریکا این است که مرکز پرتاب پهپادها(پرنده هدایت‌پذیر از دور) و شهپادها(شناور هدایت‌پذیر از دور) را مورد حمله قرار داده.
این بازآغاز تجاوزات نظامی، خود باز اعتراف به شکست تروریسم اقتصادی رژیم اسرائیل و امریکا، و اعتراف به استیصال و در باتلاق گیرکردن این «قدرت»ها است!…
… حدود یک ماه و نیم به انتخابات رژیم اسرائیل، و جدود دو ماه و نیم به انتخابات میان‌دوره‌ای در امریکا مانده. موفقیت جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم اسرائیل و مغزشویی آن‌ها برای افزایش خشونت‌ها و تجاوزها، بسیار موفق‌تر بود تا مردم سایر نقاط دنیا. در حالی‌که اکثریت بلایی از مردم اسرائیل خواهان ادامه و تشدید جنگ‌ها هستند، جنگ ایران در افکار عمومی امریکا، یک اقلیت پایینی داشته است، و روزبه‌روز کمتر هم می‌شود.
عاملی که می‌تواند این بحران را به نفع مردم هدایت کند، خود ما مردم هستیم. هرچه تعداد ما مردمی که پشت به قدرت(قدرت‌های داخلی و خارجی) می‌کنند، و روی به ملت(افکار عمومی داخلی و خارجی) می‌کنیم بیشتر باشد، به همه نسبت اسلحهٌ تجاوز در دست قدرت‌های خارجی، و اسلحهٌ سرکوب در دست قدرت‌های داخلی، بی‌اثرتر می‌شود. افکار عمومی ایرانیان، با فعالیت‌های خشونت‌زدا و حقوقی، به‌خصوص در شبکه‌بندی‌های اجتماعی در فضای مجازی، باز هم به همان نسبت، با افکاز عمومی مردم منطقه و مردم دنیا درمی‌آمیزند و قدرت‌ها را از تجاوزها و خشونت‌گستری‌ها بازمی‌دارند…

صدارت- مردم برای ادامه حیات به صلح نیازمندند، ولی ادامه جنگ‌ها برای قدرت‌ها نیازی وجودی است بیشتر بخوانید »

صدارت- اعتراف به شکست تجاوزهای نظامی، افزایش تروریسم اقتصادی ۴۷ساله، در روز اجرای آخرالزمان اقتصادی

بعد از شکست عملیات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا علیه ایران، و بعد از اینکه قدرت‌ها بالاخره فهمیدند که تهدیدهایی چون «بمباران بی‌سابقه از جنگ جهانی دوم» برای باز گرداندن ایران به «عصرحجر» کارآیی‌های سابق اِعمال قدرت وو تهدید «تنها ابر قدرت دنیا» و «بزرگترین ارتش دنیا در تاریخ بشریت» را از دست داده است، چند روز پیش ترامپ تهدید افزایش ابعاد کیفی و کمیِ تروریسم اقتصادی را، با عنوان «روز ’دی‘ اقتصادی»(Economic D-Day)، مطرح نمود. در هنگام این تهدیدات، و از مدتی قبل از آن، اصلا از تجاوزهای نظامی، کلامی هم آورده نشده است. در رابطه با روش‌های تجاوزهای نظامی، ترامپ و شرکا، و حتی وزیر جنگ هگزت که همیشه به تهدیدهای آخرالزمانی معروف است، اخیرا دیگر فقط به توجیه شکست‌ها و کمبودهای نظامی پرداخته‌اند. در کنار صدمات و تخریب پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، ناو جنگی هواپیمابر لینکن، که ترامپ آن را با افاده «بزرگترین ناو دنیا» می‌خواند، به‌طور بی‌سابقه و غیرِقابل انتظار و پیش‌بینی نشده‌ای، در شرایط بسیار بدی قرار دارند. امریکا مجبور شد لینگن را از منطقه خارج، و ناو واشنگتن را به‌جای آن به منطقه بیاورد، که از چند روز پیش، همراه با ناوهای رزمی گروه ضربت خود، وارد حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه شد!
رژیم اسرائیل و امریکا، اهداف خود در تجاوز به وطن ما را، پایان دادن به برنامه‌های هسته‌ای، از بین بردن نفوذ ایران در منطقه، براندازی رژیم حاکم بر ایران، و تکه‌پاره کردن میهن ما اعلام کرده بودند که بنا بر قول مکرر ترامپ قرار بود در یک «سفر تفریحی یکی دو روزه» به نتیجه برسد! این در حالی است که تجاوزهای نظامی علنی به وطن ما در ۲۳خرداد۱۴۰۴ شروع شد! یعنی این «سفر تفریحی یکی دو روزه»، اکنون بیش از یک سال به‌طول انجامیده، و ادامهٌ آن، ضعف‌های «ابرقدرت اتمی منطقه» و «ابرقدرت اتمی دنیا» با «عظیم‌ترین ارتش تاریخ بشریت» را به وضوح نمایان کرده، و هرچه می‌گذرد شکست‌های بیشتری را برای آن‌ها به هممراه داشته است!
…حال امروز، روز موعود دونالد ترامپ و اسکات بسنت (وزیر خزانه‌داری آمریکا) برای شروع عملی کردن تهدیدها علیه ایران، با عنوان «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) است. این استعاره، اشاره به D-Day یا «روز ’دی‘» دارد که بزرگ‌ترین عملیات آبی‌ـ‌خاکی تاریخ خوانده می‌شود، که در ژوئن ۱۹۴۴ در جریان جنگ جهانی دوم انجام شد، و قرار است شامل تعدادی عملیات گسترده و شدید برای فشار مالی و اقتصادی بر ایران باشد. جزئیات این تروریسم اقتصادی هنوز اعلام نشده است.
…قبلا تحرکات دیپلوماتیک کشورهای منطقه را به بحث گذاشتیم، و امضای پیمان دفاعی مشترک بین سعودی(بزرگترین قدرت مالی منطقه) ترکیه(بزرگترین ارتش ناتو، بعد از امریکا) و پاکستان(قدرت اتمی منطقه) را بررسی و تحلیل کردیم، و گفتیم که کشورهای منطقه دریافته‌اند که «حمایت» رژیم اسرائیل و امریکا، چیزی به غیر از ناامنی و بی‌ثباتی و خشونت‌گستری نداشته است! و گفتیم که غیرقابل اجتناب بودن حضور جغرافیای ایران در منطقه به کشورهای منطقه تفهیم شده است! و نیز گفتیم که با دیپلوماسی موثر، ایران باید در این‌گونه قراردادهای منطقه‌ای حضور داشته باشد. امروز هاآرتز امکان حضور ایران در این پیمان دفاعی مشترک را مطرح کرد.
…ولی تروریسم اقتصادی-فرهنگی و جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان که به خاطر خنثی‌سازی انقلاب ۱۳۵۷ شروع شد، فعلا ادامه دارد. ولی همانطور که محدودیت‌های قدرت نظامی این «ابرقدرت» در تجاوز به ایران واضح و نمایان شد، محدودیت‌های اقتصادی آن هم، با ظهور ترامپیسم، واضح‌تر و نمایان‌تر شده است! 

صدارت- اعتراف به شکست تجاوزهای نظامی، افزایش تروریسم اقتصادی ۴۷ساله، در روز اجرای آخرالزمان اقتصادی بیشتر بخوانید »

مقاومت! ایستادگی بر حقوق! خشونت‌زدایی! تو مگو همه به‌جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزاری! تو چراغ خود برافروز!

صدارت- سرنوشت بحران تجاوزها به ایران، در گروگان دو بینش در سه کشور بازیگر در جنگ! نگرشی به بینش سوم

در این زمان، بازیگران اصلی جنگ در خلیج فارس، ایران و امریکا هستند. نقش «قوای نیابتی» در این خشونت‌گسترهایِ فاجعه‌آمیز، غیرقابل انکار بوده است. وقتی صحبت از «قوای نیابتی» می‌شود، توجه و تمرکز بسیاری، ناخودآگاه، به سمت «قوای نیابتیِ ایران» منعطف می‌گردد، و حزب‌الله و انصارالله و… تداعی می‌شود. دلیل این توجه و تمرکزِ ناخودآگاه هم واضح است! و آن این‌که اکثریت نزدیک به اتفاق رسانه‌ها و شبکه‌های خبریِ بزرگ، زیر سلطهٌ صهیونیسفر بوده‌اند، که به علت انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، از همان آغاز دشمنی با ایرانیان را شروع کرده و به مدت ۴۷سال ادامه داده‌اند، و جبهه‌های متعدد از جنگ روانی علیه ایران و ایرانیان را مدیریت می‌کنند. ولی حقیقت این است که استفاده از «قوای نیابتی» نه تنها در ابتدا از طرف مقابل شروع شده و ادامه یافته، بلکه بسیار تشدید هم شده است!…
…با توجه به روابط رژیم اسرائیل و امریکا، این‌که در هر زمانی، کدامیک از این دو،  «قوای نیابتیِ» آن دیگری است، قابل تامل است! آیا رژیم اسرائیل «قوای نیابتیِ» آمریکا در منطقهٌ ماست؟ و یا امریکا «قوای نیابتیِ» رژیم اسرائیل در دنیا است؟ ولی در هر دو صورت، رژیم اسرائیل و امریکا، بدون سایر «قوای نیابتی» خود در منطقه، این تجاوزها را حتی نمی‌توانستند آغاز کنند، چه رسد به این‌که جنگ را به مدت ۱۴ماه ادامه دهند…
…بسیاری هستند که هم در جامعه مدنی، و هم در جامعه سیاسی، و هم در رژیم اسرائیل، به این شعار واقعا معتقد هستند: «جنگ، جنگ تا پیروزی!» و بلکه «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در دنیا!» از دید آن‌ها «پیروزی» یعنی «اسرائیل بزرگ» به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده»،  و «فتنه» هم یعنی هر کسی و کشوری که در سر راه هدفِ «اسرائیل بزرگ» قرار بگیرد! که البته در این میان، ایران و ایرانیان را بزرگترین مانع رسیدن به آن هدف می‌دانند!
بسیاری هستند که هم در جامعه مدنی، و هم در جامعه سیاسی، و هم در دولت امریکا، به همین نوع شعارهای «جنگ، جنگ تا پیروزی!» و بلکه «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در دنیا!» باور دارند. جان هیگی و مارک بیلتز دو کشیشی هستند که این شعارها را در باورهای آخرالزمانی تبلیغ می‌کنند. کشیش جان هیگی از جمله این باور را تبلیغ می‌کند: «…برای تعجیل و تسریع ظهور دوباره مسیح، باید از اسرائیل پشتیبانی کرد. در هنگام ظهور دوباره مسیح، جهودها مجبور خواهند شد به مسیحیت بگروند، و گرنه باید سوزانده شوند!…» طرفه اینکه امثال این تفکر توسط همان «جهودها» یعنی رژیم اسرائیل و لابی آن‌ها، حمایت می‌شوند!…
…گرچه اکثریت مردم ایران و امریکا خواهان پایان جنگ هستند، ولی خواسته‌های مردمِ اسرائیل و طرفداران آن رژیم، طور دیگری است!
مقایسهُ دغدغه‌ها و خواسته‌های مردم ایران و امریکا، قابل تامل است. در حالی‌که نگرانی اکثر امریکایی‌ها تورم چند دهمِ درصدی و قیمت بنزین است، دل‌نگرانی و اضطراب ایرانیان، حیات و ممات انسان‌ها و بلکه حیات ملی، تکه‌پاره شدن ایران توسط جدایی‌خواهان وتجزیه‌طلبان و جنگ‌های بی‌پایان مابین طرفدارانِ «فدرالیسم استانی» برای تعیین کردن حدود و مرزهای استانی بعد از تکه‌پاره کردن میهن ما است! ولی ایرانیان آمادکی و توانایی خود را برای تحمل سختی‌های اقتصادی، نشان داده‌اند. میزان تحمل ایرانیان در ادامه این وضعیتِ صبر و انتظار، و انسداد تنگه هرمز، بسیار بیشتر از امریکایی‌ها است. تا کنون هیچ تحلیل‌گری را ندیده‌ام که مخالف این نظر را ابراز کند…
…در رابطه با بینش دوم، ایرانیان، تسلیم ایران را با پوششِ صلح نمی‌پذیرند. بی‌اعتمادی به رژیم اسرائیل و امریکا، بی‌دلیل نیست، و سابقهٌ آن منحصر به کودتای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰ نمی‌شود. آن‌ها باعث بسیاری از بحران‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌ها از انقلاب ۱۳۵۷ تا به‌حال بوده‌اند، که  مستقیما و یا به‌طور غیر مستقیم، باعث وصعیت فعلی ایرانیان شده است. چرا که ۴۷سال است که هرگاه ایرانیان تمایل به سیاست ملایم‌تری را با امریکا از خود نشان داده‌اند، با زیاده‌خواهی و انتظار تسلیم مطلق ایرانیان در مقابل امریکا روبرو شده‌ و تحریم‌ها علیه ایران را ادامه داده و سخت‌تر کرده‌اند. شکی نیست که رژیم اسرائیل و لابی آن در شکست تمایلات دو طرف برای برقراری روابط طبیعی عامل اصلی بوده است! امریکا دولتی است که سابقهٌ فراموش نشدنیِ شروع و بازشروع تجاوزهای نظامی به وطن ما را دارد، آن هم درست در میانهٌ «مذاکرات»! این بدقولی و خیانت از دیدهٌ کسی پوشیده نمانده و از یادها نمی‌رود!…
…با احقاقِ حقِ استقلال، اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی افزایش می‌یابد. در این صورت است که دست گدایی به سوی قدرت‌ها دراز نمی‌شود! باید مرتب به خود یادآور شویم که میدان ساختن سرنوشت، نمی‌تواند خالی بماند. اگر ما مردم منفعلانه میدان ساختن سرنوشت خود را خالی بگذاریم، این خلاء به‌ناچار و بلافاصله توسط قدرت‌ها و «قوای نیابتی» آن‌ها پر می‌شود. فقط در آن صورت است که امثال فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» و سایر وابستگان به قدرت‌ها، امکان فعالیت پیدا می‌کنند. اگر ما امکان ورود آن‌ها را در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ فراهم نمی‌کردیم، به‌طور یقین الان این سرنوشت فاجعه‌آمیز و خطیر را برای خود نمی‌ساختیم!…
…یادآوری و توجه به دو روایت واقعی لازم و بسیار مهم است:
۱- رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا، بدون ساختن و پرداختن روایت فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» نمی‌نوانستند جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از جوشش بیاندازند و جنگ و ستیزهای ۱۴ماه اخیر را شروع کنند و ادامه بدهند!
۲- فرقهٌ ولایت پهلوی و فرقهٌ ولایت «اتنیکی» نمی‌نوانستند بدون حمایت یک حداقل لازمی از مردم، مطرح شوند و اصلا موضوعیتی پیدا کنند!…
…سرنوشت بحران تجاوزها به ایران و ایرانیان، توسط ما مردم تعیین می‌گردد، هر کدام از تک‌تک همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- سرنوشت بحران تجاوزها به ایران، در گروگان دو بینش در سه کشور بازیگر در جنگ! نگرشی به بینش سوم بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟

…ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه دارد!
به علت ادامه عقدهٌ حقارت و خودکوچک‌بینی و سلطه‌پذیری مقامات و سران کشورهای منطقه، ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه پیدا کرده است!
تنگه هرمز ایران در مقابل تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی امریکا و شرکا: ترامپ بر مسدود کردن غیرقانونی فعالیت‌های اقتصادی ایران – کنترل کردن قانونی هرمز (تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی در مقابل تنگه هرمز) حساسیت زیادی دارد!
احتمال بر هم خوردن و شکست مذاکرات زیاد است،
بسیاری از خواسته‌های امریکا از ایران غیرقابل بازگشت است، ولی اکثر تعهدات امریکا قابل لغو هستند،
داستان «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ بک» در این مذاکرات چه خواهد بود؟
رژیم اسرائیل، به‌خصوص نتانیاهو، از زوایای مختلف تلاش‌های فراوانی برای شکست مذاکرات، و ادامه جنگ و تجاوز انجام می‌دهد. صهیونیست‌ها در دنیا، از جمله صهیونیست‌های مسیحی، به خصوص در امریکا هم در همین تلاش هستند…
… در شرایط موجود، مهمترین دست‌آوردی که ایران می‌تواند داشته باشد، کنترل کامل تنگه هرمز است! امیدواریم مذاکره کنندگان در احقاق حقوق و تامین منافع ایران و ایرانیان، از خود بی‌کفایتی نشان ندهند.
تنها راه حل بحران‌ها، فشار امریکا بر رژیم اسرائیل برای بازداری از ادامه جنگها و بی‌ثباتی‌سازی و خشونت‌گستری در منطقه است. تنها و تنها و تنها عاملی که می‌تواند باعث شود ترامپ رژیم اسرائیل را از این همه تجاوزهای آشکار باز دارد، فشار افکار عمومی دنیا، از جمله مردم امریکا است. بدون شک نقش ما مردم ایران در تاثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در این دوران خطیر، بسیار مهم و حیاتی است. امیدوارم این وظیفه را دریابم!
باید از خود پرسید: رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ به سوی قدرت‌ها و خشونت؟ و یا به سوی مردم و حقوق؟
باید از خود پرسید: در این دوران خطیر معیار رویکرد چه باید باشد؟ خشونت و تبعیض و تجاوز و اصالت قدرت؟ و یا حقوق و کرامت و منزلت انسان‌ها؟

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟ بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت»

دیشب قوای نظامی ایرانیان، خاک رژیم اسرائیل را مورد حمله قرار داد، در حالی‌که ارتش رژیم اسرائیل بعد از آتش‌بس مورخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به ایران حملهٌ اشکار و مستقیمی نکرده بود!

واقعه‌ای تاریخی بی‌سابقه در چندین دههٌ اخیر اتفاق افتاد که معادلات قدرت را در منطقه و دز دنیا تغییر می‌دهد! و حکایت از ریزش هیمنه و ابهت و هیبت دو «ابرقدرت» هسته‌ای، رژیم اسرائیل و امریکا دارد! ترس از قدرت نابود کننده این دو ارتش، تا به‌حال به هیچ کشوری این جرات را نمی‌داد که، بدون اینکه مورد حمله قرار گرفته باشد، مستقیما به خاک رژیم اشغال‌گر اسرائیل حمله کند! قدرت‌ها، و مشخصا امریکا و به‌خصوص رژیم اسرائیل، از شهامت ایرانیان غافل‌گیر و شگفت‌زده شدند!  افکار عمومی دنیا دیدند که ایرانیان از رژیم اسرائیل و امریکا نمی‌ترسد! هنوز بیش از چند ساعتی از شروع مجدد و افزایش درگیری‌ها نگذشته ولی این باورِ افکار عمومی، در تحلیل‌های بسیاری از متخصصان امور، حتی در امریکا و انگلیس و اروپا، و حتی در خود اسرائیل، از جمله کلیمیان، هم بازتاب واضحی داشته است.

این عملیات، حتی اگر تخریب نظامیِ زیادی نداشته باشد، صدمات روانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی آن غیرِقابل انکار است. هزینه سیاسی آن به‌ویژه برای نتانیاهو و شرکا، بسیار سنگین بوده است! از سوی دیگر، عمل‌کرد ترامپ از هنگام باخبر شدن از تلافی ایرانیان، حکایت از پریشانی احوال او دارد، به‌ویژه در رابطه با قیمت بنزین/سوخت در امریکا، و نیز دغدغهٌ انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر ۲۰۲۶. ترامپ و شرکا با فشارهای افزاینده‌ای از جانب افکار عمومی مواجه هستند. انتقادات به اینجا رسده که می‌گویند شعار مبارزات انتخاباتی ترامپ و شرکا حول محور «امریکا اول»(America First) بود، ولی الان در عمل ما شاهد شعار «اسرائیل اول» هستیم. خبر تماس تلفنی فحاشانه و پرخاشگرانه ترامپ با نتانیاهو، به طور کم‌سابقه‌ای به رسانه‌ها درز کرد…
…نظرات سه طرف درگیر جنگ در رابطه با مذاکرات و امضای توافق، جالبِ  توجه است:

ترامپ: خیلی نزدیکیم! بزودی! چهارشنبه، یا سه‌شنبه، شاید حتی دوشنبه! 

ایران: خیلی دوریم! معلوم نیست! پیش‌نیازها باید انجام شوند!

نتانیاهو در علن: ما صلح می‌خواهیم، دشمن جنگ می‌خواهد!… نتانیاهو در عمل: صلح!!!؟؟؟؟ هرگز! هیچوقت! با هیچکس! افزایش دامنه جنگ، بله! پیش به‌سوی سرزمین موعود برای قوم برگزیده، اسرائیل بزرک از نیل تا فرات!

این در حالی است که در خبری که در شبکه الجزیره هم منتشر شد، یوآو گالانت، وزیر اسبق جنگ رژیم اسرائیل (همان کسی که مردم غزه را «حیوانات انسان‌نما» خوانده بود)، گفت:

«ما نتوانسته‌ایم برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنیم! ما نخواهیم توانست رژیم ایران را تغییر دهیم، ایدهٌ ’رژیم چنج‘ با حملات هوایی، یک خواب‌وخیال و توهم بود! تنگهٌ هرمز هم موضوع مخاصمهٌ ما نیست و ایران در آن پیروز شده است»!

به تکرار تاکید می‌شود که این قول گالانت و امثال او، و اعترافات آن‌ها در رابطه با پیروزی‌های ’ایران‘ مربوط به عمل‌کرد اکثریتِ ایرانیان، به‌خصوص ایرانیانِ ساکن مناطق مرزی ایران، به‌ویژه کوردستان بوده است که همگی با همدیگر نقشه‌های تکه‌پاره کردن میهن را خنثی کردیم. ما ایرانیان اهمیتِ حیاتیِ حقِ استقلال را درک کرده‌ایم، و اینکه احقاقِ حقِ استقلال، وظیفهٌ حیاتیِ ملی، و اصلا وظیفهٌ حیاتیِ فردی همه ما است! وظیفهٌ حیاتیِ فردی هر کدام از ما به سهم خودمان و به نوبهٌ خودمان! و هر کدام از آن اکثریتِ ایرانیان، هر یک به سهم خود و به نوبهٌ خود!

به تکرار تاکید می‌شود که حمله‌ها و تجاوزها به ایران، در نتیجهٌ عمل‌کرد اقلیتِ ایرانیان بوده است، به‌خصوص آن‌ها که در داخل به فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ پهلوی پاسخِ مثبت دادند، و در خارج تصویرهای نتانیاهو و پهلوی و پرچم‌های اسرائیل و ساواک را در خیابان‌ها گرداندند، و نیز آن‌ها که این خیانت را پذیرفتند که هموطنان گوردِ ما باید باز هم نیرویِ زمینیِ نیابتیِ اسرائیل و امریکا و انگلیس، و گوشتِ دمِ توپِ نتانیاهو و ترامپ و شرکا باشند! هر کدام از آن‌ها به سهم خودشان و به نوبهٌ خودشان! و هر کدام از آن اقلیتِ ایرانیان، هر کدامشان به سهم خود و به نوبهٌ خود!…

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت» بیشتر بخوانید »

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری

در این زمان، مستبد چند راه برای «حفظ نظام» و ادامهٌ سلطه‌گری دارد:
۱- سرکوب‌های بیشتر برای ادامهٌ حاکمیت فردی: ادامه سرکوب‌ها به همان شکل‌های سابق، از تزلزل پایه‌های آن‌ها نمی‌کاهد، و حکمران مستبد، برای ادامهٌ حکمرانی خویش، خود را ناچار می‌بیند که بر کیفیت و کمیت سرکوب و اختناق بیافزاید. این روش‌ها به هیچ وجه استمرارپذیر نیستند، و خود باعث بی‌ثباتی بیشتر وضعیت می‌گردد(مانند قتل دولتیِ مهسا امینی). گرچه در بسیاری از موارد، فرد مستبد قادر به دیدن این واقعیت نیست.
در این زمینه، روش گذار به مردمسالاری، خشونت‌زدایی با پرهیز از همجنسِ رژیم شدن است، با حقوق‌مداری.
۲- ادامهٌ همان حاکمیت، ولی به شکل شورایی: مستبدان از سازوکار قدرت باخبر نیستند و نمی‌دانند که قدرت قابل تقسیم نیست! در ایران، سرنوشت «شورای سلطنت» را برای «حفظ نظام» حفظِ نظامِ شاهنشاهیِ پهلوی دیدیم. به همان ترتیب، شورای فقها هم به عنوان یک راهِ حلِ طولانی و پایدار برای «حفظ نظام» ممکن نشده، و نمی‌شود، و نخواهد شد.
۳- روش دیگر مراجعه به «اپوزیسیون» است. در زمان ولایت مطلقه پهلوی، تعویض نخست‌وزیرها بعد از امیرعباس هویدا، و سپس مراجعه به افرادی در خارج از رژیم شاه نتیجه نبخشید، و هیچ یک از آن‌ها، با درایت، این مقام را نپذیرفتند. شاپور بختیار این دوراندیشی را از خود نشان نداد، و در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیر شاه و شاهنشاهیِ در حال سقوط شد. سرنوشتی که بختیار برای خود ساخت، نقشی که وی در نحوهٌ فروپاشی رژیم ولایت مطلقه پهلوی، و سپس روی کار آمدن رژیم ولایت مطلقهٌ فقیه بازی کرد، و به‌طور کلی سرنوشت ایران و ایرانیان بعد از انقلاب، بسیار عبرت‌آموز است. این در حالی است که درست ۲۰ ماه قبل از انقلاب یعنی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، خود او به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامه‌ای هشدارآمیز به محمدرضا پهلوی نوشتند، ولی گوش مستبد شنوایی هشدارها، و چشم او بصیرت خطرات پیشِ رو در آیندهٌ نزدیک را نداشت. خامنه‌ای هم مانند پهلوی و سایر مستبدان، از آن شنوایی و بصیرت، عاجز است.
در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، خیل عظیمی از مردم ایران، به‌تدریج منقلب‌تر شدند که شاهد انقلاب ۲۲ بهمن شدیم. ولی در تعدادی از مردم…..

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی

…هر مستبدی، و هر رژیم استبدادی حاکم بر هر کشور، و هر دولت دیکتاتوری نیاز دارد که برای بقای خود، ملتِ زیر یوغ خود را، همیشه در احساس ناتوانی و ترس و اضطراب و بی‌ثباتی و تزلزل و ابهام و بی‌اطلاعی و نگرانی و افسردگی و فرسودگی و ناامیدی و یاس و…  نگه دارد. این ترفند، به طور عملی، از طریق جنگ روانی اجرایی می‌گردد.
با شکست دادنِ یک حداقل لازمی از ما مردم در جنگ روانی، خامنه‌ای و نتانیاهو (که هر دو از یک جنس هستند) توانسته‌اند حاکمیتی بس طولانی بر مردم داشته باشند. جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم را، خامنه‌ای و شرکا «جهاد تبیین»، و نتانیاهو و شرکا «هاسبارا» می‌نامند! هر چه تعداد افرادی بیشتری، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، در این جنگ روانی شکست بخورند، طول عمر مستبد هم به همان نسبت بیشتر می‌شود.
…روش‌هایی که قدرت‌ها برای «رام کردن» ملت‌ها و به سکوت و سکون و انفعال نشاندن جامعه به‌کار می‌برند، مشابه همان روش‌هایی است که علیه زندانیان سیاسی به‌کار برده می‌شود. در واقع بدین ترتیب، همان اختلالات در تنظیمات طبیعی ترشحات سلول‌های عصبی ملت ما، باعث شده همان عارضهٌ احساسی-روانی-روحی-عاطفی  که در یک زندانی سیاسیِ «شکسته» یا «بریده» می‌افتد، در یک حداقل لازمی از ما ایرانیان هم ایجاد شود. به این دلیل است که این رژیم توانسته بیش از چهاز دهه، بر اریکهٌ قدرت دوام یابد! به این هموطنان هم نباید با دیدهٌ قضاوت‌مندانه نگریست.
…بدون تلاش برای غنای وژدانِ عمومیِ فردی برای وژدانِ عمومیِ فردیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته، نمی‌توانیم وژدانِ عمومیِ همگانی را غنی نماییم. برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، باید در جنبش و جوشش برای وژدانِ عمومیِ همگانیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته باشیم! نفی سلطه و سلطه‌سالاری! پذیرش حقوق‌سالاری! مردم‌سالاری!
…برای رهایی از این سرنوشت فاجعه‌آمیز، باید اول از خود شروع کنم، باید اول از خود شروع کنیم! تا تغییر نکنم، نمی‌توانم تغییر بدهم! تا تغییر نکنیم، نمی‌توانیم تغییر بدهیم! برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، وژدان عمومی فردی و وژدان عمومی همگانی باید غنی شود، یک پارادایم شیفت!​

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور

در دنیای پر تلاطم امروز که بحث انتخاب نظام حکومتی مناسب برای تدبیر و اداره امور کشور مجدداً داغ شده است، پرسش اصلی این تیست که آیا باید نظام جمهوری ریاستی داشت یا پارلمانی، بلکه این است که واقعاً چه نوع نظامی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر مناسب است که باید در راه رسیدن به آن هدف، از هم‌اکنون قدم‌های استواری بردارم/برداریم؟ این سؤال، برخلاف تصور، نه یک پرسش انتزاعی و تئوریک، بلکه یک مسئله کاملاً عملی و بالینی است که از خودِ شخص آغاز می‌شود و به خانواده ادامه می‌یابد، و به اجتماع بزرگتر، و به جامعه و ملت تسری می‌یابد. برای رسیدن به یک تعریف عملی از “نظام مطلوب”، باید ابتدا به ریشه‌ای‌ترین هسته‌های جامعه، یعنی فرد و خانواده، بپردازیم.
اول در سطح کوچک: تدبیر و اداره امور شخصی، بر پایهٌ استقلال و آزادی و خودانگیختگی.
دوم در سطح بزرگ: گسترش دایره حکمرانی (تدبیر و اداره امور): از خانواده تا جامعه محلی
سوم در سطح بزرگتر: شش رکن نظام مطلوب برای تدبیر و اداره امور (حکمرانی) در سطوح کلان‌تر، و در سطح کشور….

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا