وژدان تاریخی

صدارت- وژدان احساسى-روانی، كانون تاثير و تاثر ساير وژدانها، و قلمروهاى سياسى، و اجتماعى، و فرهنكى، و اقتصادى، و به مثابه تعقل و تفكر، تن و وطن است. وجدان=معربِ وژدان

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم.

…فوق‌العاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاه‌وهفتی‌ها» در سال‌های انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باج‌دهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکره‌کنندگان ایرانی سلطه‌سالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطه‌گر باشی، و یا باید سلطه‌پذیر و سلطه‌بر!)؟…
…مصدق و بنی‌صدر و پهلوی و خمینی و خامنه‌ای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و…  چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسان‌ها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسان‌ها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن  زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوش‌وقتی و خوش‌بختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاست‌های دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه می‌داریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی)، آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم، با دیگران به اشتراک می‌گذاریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی) و بدون تکیه بر قدرت‌های داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روش‌های خشونت‌زدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابان‌های مجازی و حقیقی مطرح می‌کنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور می‌شوم که قدرت‌ها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوسته‌ای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرت‌ها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آن‌ها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! 
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمی‌شود! سلطه‌سالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟ 
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنه‌ای)، بد(پهلوی) را انتخاب می‌کنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرت‌ها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آن‌ها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکه‌ها و جزئیات پارادایم، و تغییر آن‌ها است که تصمیم‌های ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین می‌کند! جنبش‌های مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عده‌ای دست به دامان قدرت‌ها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمی‌آید و باید همیشه برای کمک از قدرت‌ها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایت‌کاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالت‌های بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم. بیشتر بخوانید »

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

خادمان به ایران-⁨بنی‌صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم

قدرت‌ها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطه‌گری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.

حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطه‌سالاران است!

قبل از هر چیزی، ارتباط خدمت‌گذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آن‌ها. ولی همهُ این‌ها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.

در تاریخ معاصر، بنی‌صدر هدف بیشترین حملات در جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.

به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنی‌صدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.

چند بار هم تلاش کردند که بنی‌صدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.

در زمان دادگاه میکونوس، تلاش‌ها برای تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بی‌پایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنی‌صدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید می‌گرفت را هم دریافت نکرده بود!

بعد از فوت بنی‌صدر، برای مدتی از میزان حمله‌ها به او کاسته شد، ولی قدرت‌ها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنی‌صدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشه‌ی او  هم به همان قدر برای قدرت‌ها خطرناک است.

در سند زیر می‌بینیم که منویات قدرت‌های داخلی و خارجی در اینکه بنی‌صدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافته‌اند.

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن

…با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرت‌ها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمی‌توانند انواع جنگ‌های فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق را هم همین‌طور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرال‌های جنگِ روانیِ قدرت‌ها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کم‌کم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطه‌سالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند: 
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن، تکه‌پاره کردن ایران!
مصاحبه با خانم سرور سامانی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، برنامهٌ دریچه ای رو به آگاهی:
سؤال ۱: با توجه به کشته شدن صدها نفر در سرکوب‌ها و اعتراضات، چه راه‌هایی برای کاهش خشونت وجود دارد که جان مردم حفظ شود و کشتار تکرار نشود؟
سؤال ۲: مردم تا کجا حق دفاع از خود دارند، بدون اینکه این دفاع باعث افزایش تعداد کشته‌ها و تشدید خشونت شود؟
سؤال ۳: وقتی از خارج کشور درباره خشونت یا تقابل صحبت می‌شود، آیا این مواضع می‌تواند به افزایش کشته‌ها در داخل منجر شود؟ مسئولیت گویندگان چیست؟
سؤال ۴: ادامه کشتار و خشونت دولتی چه تأثیری بر جامعه دارد؟
آیا جامعه را به سمت رادیکالیسم می‌برد یا فرسوده و بی‌جان می‌کند؟
سؤال ۵: اگر اولویت اصلی نجات جان مردم و جلوگیری از کشته‌های بیشتر است، چه گزینه‌های عملی و غیرخشونت‌آمیزی در شرایط فعلی ایران وجود دارد….

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن بیشتر بخوانید »

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی

…هر مستبدی، و هر رژیم استبدادی حاکم بر هر کشور، و هر دولت دیکتاتوری نیاز دارد که برای بقای خود، ملتِ زیر یوغ خود را، همیشه در احساس ناتوانی و ترس و اضطراب و بی‌ثباتی و تزلزل و ابهام و بی‌اطلاعی و نگرانی و افسردگی و فرسودگی و ناامیدی و یاس و…  نگه دارد. این ترفند، به طور عملی، از طریق جنگ روانی اجرایی می‌گردد.
با شکست دادنِ یک حداقل لازمی از ما مردم در جنگ روانی، خامنه‌ای و نتانیاهو (که هر دو از یک جنس هستند) توانسته‌اند حاکمیتی بس طولانی بر مردم داشته باشند. جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم را، خامنه‌ای و شرکا «جهاد تبیین»، و نتانیاهو و شرکا «هاسبارا» می‌نامند! هر چه تعداد افرادی بیشتری، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، در این جنگ روانی شکست بخورند، طول عمر مستبد هم به همان نسبت بیشتر می‌شود.
…روش‌هایی که قدرت‌ها برای «رام کردن» ملت‌ها و به سکوت و سکون و انفعال نشاندن جامعه به‌کار می‌برند، مشابه همان روش‌هایی است که علیه زندانیان سیاسی به‌کار برده می‌شود. در واقع بدین ترتیب، همان اختلالات در تنظیمات طبیعی ترشحات سلول‌های عصبی ملت ما، باعث شده همان عارضهٌ احساسی-روانی-روحی-عاطفی  که در یک زندانی سیاسیِ «شکسته» یا «بریده» می‌افتد، در یک حداقل لازمی از ما ایرانیان هم ایجاد شود. به این دلیل است که این رژیم توانسته بیش از چهاز دهه، بر اریکهٌ قدرت دوام یابد! به این هموطنان هم نباید با دیدهٌ قضاوت‌مندانه نگریست.
…بدون تلاش برای غنای وژدانِ عمومیِ فردی برای وژدانِ عمومیِ فردیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته، نمی‌توانیم وژدانِ عمومیِ همگانی را غنی نماییم. برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، باید در جنبش و جوشش برای وژدانِ عمومیِ همگانیِ اختیارمدار و مختار و خودانگیخته باشیم! نفی سلطه و سلطه‌سالاری! پذیرش حقوق‌سالاری! مردم‌سالاری!
…برای رهایی از این سرنوشت فاجعه‌آمیز، باید اول از خود شروع کنم، باید اول از خود شروع کنیم! تا تغییر نکنم، نمی‌توانم تغییر بدهم! تا تغییر نکنیم، نمی‌توانیم تغییر بدهیم! برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، وژدان عمومی فردی و وژدان عمومی همگانی باید غنی شود، یک پارادایم شیفت!​

صدارت- روانشناسی انفعال، آسیب احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

تکمیل همایون-یادی از دوست! با افزودن بر تلاش‌ها برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم

ناصر تکمیل همایون، هموطن فرهیخه، پرتلاش، پرتولید، آزاده، ایران‌دوست، ایرانی‌دوست- یادی از دوست!
با افزودن بر تلاش‌ها برا استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم
دکتر ناصر تکمیل همایون (۲ آذر ۱۳۱۵ – ۲۵ آبان ۱۴۰۱) جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی و استاد پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود.

عذرا بنی صدر:
…آقای تکمیل همایون دوست خانوادگی ما بود و ما بیش از ۵۰ سال با هم دوست بودیم. فرزندانمان با هم بزرگ شدند. دوستی ما پایدار و عمیق بود. حتی در مواقع سختی، این دوستی را ادامه داد. او در کودتای خرداد ۶۰ که برای همسرم ۷ بار تقاضای اعدام کردند، حاضر شد جان خود را به خطر بیاندازد و مخفیگاهی برای او، پیدا کند. بعدها او را به همین جرم، دستگیر کردند و به زندان افتاد و تحت بازجوییها و خشونتهای بسیار قرار گرفت و ابتدا به اعدام محکوم شد. و چندین سال از عمر خود در زندان سپری کرد. و متاسفانه دوستان سیاسی او از حزب ملت ایران هم که خانه خود را در اختیار بنی صدر گذاشتند، آقایان قائمی، و لقایی پدر و فرزند، همگی دستگیر، زندانی و اعدام شدند. روحشان شاد!
من و فرزندانم مدیون آقای تکمیل همایون و دوستان سیاسی که اعدام شدند می دانیم.
در مواقع سخت که اکثراً تنهایت می گذارند، آنها بزرگی و انسانیت بخرج دادند و همسرم را تنها نگذاشتند. بگفته تکمیل همایون «من نمی خواستم که بعدها گفته شود که اولین منتخب مردم ایران تنها و بی پناه ماند». تکمیل همایون انسانی شریف و عاشق ایران بود. او عمر خود را وقف ایرانشناسی و ایران شناختن به جوانان کرد. او از هواداران دکتر مصدق بود.
حیف و صد افسون که وطنمان ایران، محروم بزرگانی چون او و یارانش است.
نامشان زنده و روحشان شاد
عذرا بنی صدر

تکمیل همایون-یادی از دوست! با افزودن بر تلاش‌ها برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم بیشتر بخوانید »

شهید دکتر حسین فاطمی: مبتکر ملی کردن صنعت نفت، مبتکر تشکیل جبهه ملی (۲۷مهر۱۳۳۱–۲۸مرداد۱۳۳۲)، جوان‌ترین وزیر خارجه ایران

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی

گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، به علت نبود حقانیت و مشروعیت، به علت عدم وجود جایگاه و پایگاه مردمی،
از یک طرف کنسرت خیابانی، از طرف دیگر سانسور و خفقان و سرکوب و انتشار سوءاطلاعات، حتی در مزار شهید فاطمی و در مراسم سال‌مرگ وی
یک مامور امنیتی/لباس شخصی: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» 
اگر این  بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی اطلاعاتی/امنیتی نیست، پس چیست!؟ که نتیجه ملموس آن، تجاوزهای اسرائیل و امریکا به میهن بوده و هست.
رژیم با بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی، دست به هر کاری که می‌زند، برای ایران و ایرانیان، به‌جز تخریب و تجاوز به حقوق نبوده است! دستگاههای متعدد اطلاعاتی/امنیتی نمی‌توانند از این قاعده مستثنی باشند!
مقامات کشوری و لشکری شاغل در رژیم ولایت فقیه، از جمله اطلاعاتی/امنتی‌ها، چند نوع هستند، از جمله:
هنوز کاملا باورمند به رژیم ولایت فقیه،
کاملا برگشته از رژیم، ولی دل‌سوز ایران و ایرانیان،
فقط به فکر خود و منافع خود، با بی‌غمی و حتی تنفر از ایران و ایرانیان، و بدون کمترین باور به رژیم از همان ابتدا، ولی دنبال ثروت و قدرت و رانت،
جاسوس اجنبیان،
باز هم در مزار شهید فاطمی، توجه عمده اطلاعاتی/امنیتی‌ها، تلفن‌های موبایل مردم بود. که این خود نایید دیگری است از اهمیت رسانه‌ها و رسانه‌گریِ «شهروندرسانه‌گران» به معنای فعالیت حقوقی ساده و عملی برای احقاقِ حقِ آکاهی (احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی)
ماموران اطلاعاتی/امنیتی بی‌جهت نیست که برای جنگ روانی و تخریب ایستادگان بر خط استقلال و آزادی، می‌گویند: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» چرا که خوب می‌دانند که استقلال، چه جایگاه رفیعی در اذهان ایرانیان دارد! و وابستگان به قدرت‌ها، چقدر نزد ایرانیان منفور و مطرود هستند!

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی بیشتر بخوانید »

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری

…برای تاراج منابع طبیعی مناطق و کشورهای دور دست، کشورهای استعمارگر در قرون گذشته، به آن مناطق قشون‌کشی و حمله می‌کردند، و ساکنان را به خاک و خون می‌کشیدند، و ضمن تجاوزهای گسترده به حقوق، منابع آن‌ها را به یغما می‌بردند.
با فشار افکار عمومی، این روش از اواخر قرن پیش، رو به مشکل‌تر شدن گذاشت. از آن زمان استعمارگران لازم دیدند که برای استثمار سرزمین‌های دیگران، وطن‌فروشان و هم‌وطن‌فروشان، و بلکه خودفروشانی از آن سرزمین را به خدمت خویش درآورند. 
هفتاد و دو سال پیش در وطن ما، با این روش، متاسفانه تعدادی «ایرانی» وطن‌فروش و هم‌وطن‌فروش، و بلکه خودفروش، به انیرانیان مراجعه کردند، و رسما سفرهٌ چپاول منابع میهن ما را برای آن‌ها گستردند! چرا که قدرت‌های خارجی، خود را در مقابله با مصدق، شکست‌خورده و ناکام دیدند:
«…در 31 ژوئیه 1952، سفیر امریکا در تهران، به وزارت خارجه آمریکا گزارش می‌کند، چاره‌ای جز حل مسئله نفت بر اساس پیشنهادهای مورد قبول مصدق نیست. او این پیشنهادها را نیز به اطلاع وزیر امور خارجه امریکا می‌رساند. 
اما در 7 و 11 اوت 1952، میدلتون [جرج میدلتون (George Middelton) دیپلمات انگلیسی، کاردار سفارت بریتانیا در تهران] به وزیر خارجه انگلستان و هندرسن [لوی هندرسون (Loy Henderson) سفیر امریکا در تهران] به وزیر خارجه امریکا گزارش می‌کنند چاره‌ای دیگر دارد پیدا می‌شود. میدلتون گزارش می‌کند: زاهدی به ما مراجعه کرده است که کاشانی و بقائی و مکی و … با مصدق مخالف شده‌اند. او اینک نامزد نخست‌وزیری است. در آن نوبت، مصدق موفق می‌شود مخالفان را بی‌اثر کند. 
نوبتی دیگر، 5 روز پیش از کودتا، سفارت امریکا در تهران گزارش دیگری به وزارت خارجه امریکا می‌دهد که مصدق بر اوضاع مسلط است و خطر حزب توده جدی نیست و مسئله نفت را باید با حکومت مصدق حل کرد. این بار نیز این “ایرانی‌ها” هستند که به قدرت خارجی مراجعه می‌کنند: “دست نگه‌دارید تا ما حکومت مصدق را براندازیم و مسئله را به دل‌خواه شما حل کنیم.”…»
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پهلوی و شرکا به سراغ انیرانیان رفتند و آن‌ها را مجاب کردند با کودتا حکومت زنده‌یاد دکتر محمد مصدق را ساقط کنند.
پهلوی و شرکا باعث حذف حکومت قانونی و مردمی و دموکراتیک دکتر مصدق شدند! و بدین ترتیب در واقع پهلوی و شرکا زمینه‌ساز به قدرت رسیدن خمینی و شرکا شدند.
امروز هم هم‌پالکی‌های همان خائنان به وطن و هم‌وطنان، به سراغ انیرانیان رفته‌اند تا آن‌ها را مجاب کنند که با تکرار حمله به ایران، و با افزایش حمله‌ها در جبهه‌های مختلف جنگ روانی، فعالیت‌ها و تلاش‌های مردم برای انتقالِ صلح‌آمیز و خشونت‌زدایِ حاکمیت کشور به نظام دموکراتیک، را حنثی کنند.
هشدار!
میهن ما در خطر است! باید از تجربه‌های تاریخ معاصر، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا شهریور ۱۴۰۱، درس عبرت بگیریم! به همین زودی فراموش نکنیم که ورود پهلوی و شرکا، با پشتیبانی انیرانیان، باعث شد جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی جرقه‌زده شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» معروفیت جهانی پیدا کرد، از جوشش افتاد و هنوز این رژیم بر اریکه قدرت تکیه زده است.
افرادی که برای به قدرت رسیدن، به راحتی حاضرند نقشهٌ شوم رژیم اسرائیل برای تکه‌پاره شدن ایران اجرایی شود، با نگرانی شاهد پیروزی روش‌های حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدای مردم برای خشونت‌زدایی و کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم هستند، بر تلاش‌های مذبوحانه‌ی خود را برای بازگرداندن رژیم ولایت پهلوی، افزوده‌اند. از طرف دیگر، ضعف افزایندهٌ اربابان این وطن‌فروشان، باعث اضطراب بیشتر آن‌ها شده است، و فوریتی بیش از پیش برای اعمال خیانت‌کارانهٌ خود احساس می‌کنند!…

صدارت- ادامه کودتای ۲۸ مرداد، ادامه کودتای سلطه‌سالاری علیه مردمسالاری بیشتر بخوانید »

تزویر، دروغ، سیاستمداران، مغزشویی، جنگ روانی، پروپاگندا، وعده دروغ، حقه

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی

حمله مجدد به ایران، و ایده‌ی تکه‌پاره کردن ایران با اسم رمز فدرالیسم، بار دیگر بالا گرفته.
برای نتانیاهو بازگرداندن زندانیان اسرائیلی در اولویت نیست. تظاهرات شهروندان اسرائیلی هم برای بازگرداندن زندانیان اسرائیلی و آنش‌بس فعلا به جایی نرسیده. او خواهان صلح نیست. هر وقت مذاکرات صلح به خوبی پیشرفته و به آتش‌بس و پایان جنگ نزدیک شده، با به قتل رساندن آن مذاکره‌کنندگانِ صلح‌طلب، و با ایجاد تشنج و بحران، به ابعاد خشونت افزوده است. این خشونت‌گستری‌ها، بدون دروغ‌سازی و دروغ‌پردازی، و در یک کلام بدون جنگ روانی به‌عنوان پیش‌نیاز، غیرِممکن است.
اولویت‌های نتانیاهو عبارتند از: 
بر قدرت ماندن (حفظ نتانیاهو، اوجب واجبات است!)، و…

…اکنون، ارتش اسرائیل، قشونی خسته است! در حمله ۲۰۰۶ اسرائیل به لبنان، ارتش اسرائیل نزدیک به دو سال در جنگ نبود!
اسرائیل نتوانسته به بسیاری از هدف‌هایی جنگی که خودِ نتانیاهو و شرکا از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد اعلام کرده‌اند، دست یابد. حذف مقامات عالی‌رتبه نظامی-انتظامی، و منصوب کردن مهره‌های مطلوب هم اثر لازم و مطلوب را نداشته است! از آن مهمتر، ناکامی و بلکه شکست فاحش ژنرال‌های رنگارنگ و بسیار پرشمار صهیونیسفر در پروپاگندا، و مغزشویی، و جنگ روانی در سراسر دنیا بوده است. ژنرال‌های جنگ روانی در جبهه‌های مختلف، خاکریزهای متعددی را از دست داده و می‌دهند. 
از این رو نتانیاهو، دیروز چهارشنبه ۱۳ اگوست ۲۰۲۵، بر خود واجب دید که یک پیام تصویری برای ایرانیان فرستاده و به آن‌ها دستور بدهد که به «خیابان‌ها را بگیرند!» برای موثرتر بودن این مغزشویی، وی یک لیوان و یک پارچ آب زلال خنک روی میز مقابل خود قرار داده، و می‌گوید: «…شما حتی آب تمیز و خنک که به بچه‌هایتان بدهید، ندارید!…»
امثال این کوته‌فکران از اتحاد و همیاری ایرانیان برای دفاع از وطن در «جنگ ۱۲ روزه» درس نگرفته‌اند، و تلاش مذبوحانهٌ دیگری را در سر می‌پرورانند.
پیش‌نیاز این جنگ، و هر جنگی، پیروزی ابتدایی آن‌ها در جنگ روانی است. برای همین دروغ گفتن واجب می‌شود. برای دروغ گفتن، قدرت‌ها باید اول به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، تجاوز کنند. برای تجاوز به حق آگاهی‌یابی و حق آگاهی‌رسانیِ مردم، قدرت‌ها باید روزنه‌های خبری را کور و مردم را با دروغ‌های خود، کر کنند. اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، وظیفه رسانه‌های تحت کنترل صهیونیسفر در بیش از یک قرنی که گذشت بوده. هر وقت هم که شبکه‌ها و یا رسانه‌گرانی، بر خلاف منویات قدرت عمل می‌کردند، به سرعت از کار بی‌کار و حذف می‌شدند.
ولی حالا به علت ضعفِ قدرت‌مداران و رسانه‌های قدرت‌پیشه، حالا باید روش‌های خشن‌تر، و حذف فیزیکی اجرایی شوند. ژنوسید در غزه، برای افکار عمومی دنیا، مستندتر شده است. ولی در بطن این نسل‌کُشی و ژنوسید عمومی، باید نسل گروههای خاصی بیشتر مورد توجه قرار داده شود. رسانه‌گران هم از جملهٌ این نسل‌ها هستند، که باید با کشتاری هدفمند، نسل‌شان برداشته شود.
در رابطه با کشتار هدفمند (و نه قتل اتفاقی در جبهه‌های جنگ) رسانه‌گران در غزه، تعداد ۲۳۷ و ۲۴۳ نفر را از منابع مختلف خوانده‌ام. گزارش‌گر آمریکایی دیگری می گوید: «… [از اکتبر ۲۰۲۳] بیش از ۲۰۰ رسانه‌گر توسط اسرائیلیان به قتل رسیده‌اند. این آمار بیش از مجموعه‌ی همهٌ رسانه‌گران کشته‌شده در جنگ جهانی اول+ جنگ جهانی دوم+جنگ کره+ جنگ ویتنام+ جنگ افغانستان بوده است(بیش از مجموعهٌ همهُ اینها!). کسی می‌تواند این آمار هولناک را ببیند و نپرسد: آخر چرا!؟ ولی پاسخ این پرسش بسیار ساده است. نتانیاهو و شرکا مجبورند که…….

صدارت-دروغ‌های سلطه‌گران و نیاز آن‌ها به دروغ‌گویی بیشتر بخوانید »

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی

انسان مجبور است با محیط خود، در بُعدهای مختلف ۱-اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، روبرو شود و تعامل کند.

فعالیت‌های روزانهٌ هر انسانی در همهٌ این چهار بُعد محیطی، بر اساس داده‌هایی در ۱-زمینهٌ علمی و ۲-زمینهٌ اخلاقی و ۳-زمینهٌ تاریخی است. 

یک کامپیوتر و یا یک روبات نیز در این بُعدها و در این زمینه‌ها، داده‌ورزی می‌کند. ولی البته یکی از وجوه تمایز انسان و کامپیوتر، احساس و عاطفه است. انسان یک موجود زنده است که دارای احساس و عاطفه است، و هر انسانی در زمان‌های مختلف، به دلایل متعدد، در حالات روحی روانی متفاوتی قرار می‌گیرد. این حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی، و در واقع زمینهٌ اصلی و مرکزی یعنی ۴-زمینهٌ احساسی_روانی انسان است که با ارتباطی چندطرفه با سه زمینهٌ دیگر (علمی و اخلاقی و تاریخی)، نحوهٌ تعاملِ هر انسانی را در بُعدهای مختلف (فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی) در محیط خود، نقش می‌بندد.

انسان یک موجودِ ۱-نسبی، و ۲-فعال است!

به هر مقدار که هر انسانی خود را نسبی‌تر ببیند، و از مطلق‌انگاری و مطلق‌اندیشی دوری گزیند، به همان نسبت در میدان ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، فعال‌تر می‌شود.

به هر مقدار که هر انسانی منفعل‌تر باشد، به همان نسبت به نیستی و بیماری و مرگ نزدیک‌تر می‌شود.

مجموعهٌ انسان‌های نسبی و فعال، جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند که مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را وظیفهُ خود می‌داند، و در عمل کردن به این وظیفهٌ حیاتی خویش، فعالانه می‌کوشد. در چنین جامعه‌ای، اعتماد به‌نفس فردی، و اعتماد به‌نفس جمعی و ملی پیوسته رو به افزایش است. در چنین جامعه‌ای، هر فردی و مجموعهٌ افراد، پیوسته مردمسالارتر و حقوق‌مدارتر می‌شوند.

میزان آگاهی احساسی_روانی، را به زبان انگلیسی emotional quotient= EQ می‌گویند، و در زبان فارسی به هوش احساسی_روانی معروف است. 

افرادی که از هوش احساسی_روانی بیشتری برخوردار هستند، زمینهٌ احساسی_روانی خود و دیگری و دیگران را بهتر و عمیق‌تر مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهند، و آن را کانون بررسی و تحلیل در رابطه با سه زمینه‌ٌ دیگر قرار می‌دهند. 

وژدان (وژدان یک واژه‌ی پارسی، با ریشه‌ی کردیِ لکی، و معرب آن وجدان است) به معنی خودآگاهی است. 

وژدان احساسی_روانی یا هوش احساسی_روانی، به معنای میزان سواد و آگاهی فرد از حالت‌های احساسی عاطفی روحی روانی خویش، و اطرافیان خود یعنی دیگری و دیگران است.

هر چه وژدان احساسی_روانی غنی‌تر باشد،وژدان علمی و وژدان اخلاقی و وژدان تاریخی فرد، و مجموعه افراد، غنی‌تر می‌گردد. در این صورت ارتباط و تعامل‌های یک انسان، و مجموعه انسان‌ها، در زمینه‌های -اجتماعی و ۲-فرهنگی و ۳-اقتصادی و ۴-سیاسی، حقوق‌مدارانه‌تر می‌گردد. و بدین ترتیب یک جامعه پیوسته مردمسالارتر می‌شود. 

صدارت- تاثیر حالات احساسی-روانی انسان بر سرنوشت، وژدان احساسی-روانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا