صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر
…انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، نه تنها ایران و منطقه، بلکه دنیا را وارد عرصهٌ جدیدی کرد. منقلب شدن ایرانیان و انقلاب ایران، باید با شدت تمام مورد هدف قدرتهای شرق و غرب قرار میگرفت و منهدم میشد. قدرتها، بهخصوص امریکا و انگلیس و پایگاه نیابتی آنها، رژیم اسرائیل، تمام توان خود را در این راه بهکار بردند. بحرانها و بیثباتیسازیها، ابزار اولیهی جنگ روانی بودهاند، که بزرگترین و موثرترین و اولین آنها، طرح گروگانگیری اعضای سفارت امریکا در تهران بود. این طرح در امریکا ریحته شد، و توسط رابط-رابطههایی که حویت آنها هنوز ثابت نشده، به ایران آورده شد و توسط «دانشجویان خط امام» به اجرا در آمد. از همان موقع تخرینها و تحریمها و خشونتهای اقتصادی، فرهنگیو اجتماعی، و سیاسی علیه ایران شروع شد. ابعاد آن چنان گسترده بوده که جزئی از واقعیتِ پذیرفته شده زندگی بینالمللی گشته است!
اما پرسش اساسی، و بلکه حیاتی اینجاست: در این میانه، نقش من، به عنوان یک فرد، چیست؟ نقش تو، و نقش ما چیست؟ آیا ما تنها تماشاگران منفعل این تراژدیِ مهلک هستیم؟
در همه بحرانهای بسیار کلان و دنیاگیر و پاندمی، باید نقش هر یک از افراد جامعه را بهیاد آورد. پاندمی کووید-۱۹ مثال خوبی است، که هر یک از ما با شستن دستها، زدن ماسک و رعایت فاصلهگیریهای اجتماعی، نقشی حیاتی در جلوگیری از یک فاجعه بسیار بزرگتر ایفا کردیم.
خشونتگستری و جنگطلبی نیز مانند یک ویروس واگیردار است! اگر ما در فضای مجازی و حقیقی، به جای بازنشر اخبار جعلی و ترویج خشونت، به خنثیسازی جنگ روانی بپردازیم، به سهم خود سدی در برابر پیشروی، و حتی شروع جنگ ساختهایم. وجه اشتراک افرادی که به ایران و ایرانیان پشت کردند، و به قدرتها روی آوردند، شکستخوردگی آنها در جنگ روانی است. کانون این شکست، مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی افراد است. «وژدان احساسی، روانی و عاطفی» در مرکزیت ساختار تصمیمگیری انسان قرار دارد و با سایر ابعاد وژدان (علمی، اخلاقی و تاریخی) در تعامل مداوم است. این وژدان نقش کلیدی در نحوه عمل ما در قلمروهای مختلف، از جمله سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد، ایفا میکند. در تصمیمگیریهای سیاسی: قدرتها با استفاده از جنگ روانی، مستقیماً «وژدان احساسی» جوامع را هدف قرار میدهند تا اراده آنها را فلج کنند. در جوامعی مانند اسرائیل، وژدانهای مختلف افراد، حتی از دوران کودکی، با پروپاگاندا و مفاهیمی مانند «سرزمین موعود» و «اسرائیل بزرگ» و انسانزدایی از سایر انسانها، برنامهریزی میشود تا افراد حتی در صورت دیدن حقایق جنگ، همچنان از خشونت پشتیبانی کنند. به طور خلاصه، وژدان احساسی-روانی، مانند فیلتری عمل میکند که میتواند علم و دانش، تجربههای تاریحی، و اخلاقیات ما را تقویت یا فلج کند. اگر این وژدان بر اثر جنگ روانی دچار آسیب شود، فرد توانایی تصمیمگیری سازنده را از دست داده و در قلمروهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، به جای کنشگریِ سازنده، به واکنشگریِ مخرب، و به ابزاری در دست قدرتهای بزرگ تبدیل میشود!…
صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر بیشتر بخوانید »
