صدارت- آسیبشناسیِ برخی عوارضِ احساسی-روانیِ ناشی از تجاوزها به حقوق توسط قدرتها
…با افزایش تهدیدهای قدرتها برای گسترش ابعاد جنگ، متاسفانه جوِ اضطراب از افزایش تجاوزها به میهن سنگینتر شده است. توجه به نقشی که هر کدام از ما در ساختن سرنوشت خود داریم، اهمیتی حیاتی و وجودی دارد. برای بررسی نحوهُ عملکرد هر کدام از ما، از جمله باید به حالات احساسی-روانی، به عنوان کانون اصلی تصمیمگیریهای ما، پرداخته شود…
…همهٌ قدرتها، برای مطیع و منفعل کردن ملتها و کنترل کردن جامعه، مجبورند جبهههای مختلفی از جنگ روانی را علیه ما مردم مدیریت کنند. زیرا که جنگ روانی، مادر همهٌ جنگها است.
جنگ روانی را خامنهای «جهاد تبیین» میگفت، و نتانیاهو و شرکا «هازبارا» میگویند. رسانهها، اسلحه و ابزارهای اصلی جنگ روانی هستند. بر کسی پوشیده نیست که صهیونیستها بر حجم عظیمی از انواع رسانهها در سراسر دنیا، سلطهای بلامنازع داشتهاند. این واقعیت بدون شک، مهمترین عامل برای اِعمال قدرت و زور و خشونت رژیم اسرائیل، برای سلطهگری، برای هجمونی و تمامتخواهی، برای استعمارگری استیطانی، برای خشونتگستری و جنگافروزی، و این همه تجاوزها به حقوق بوده است. اخیرا گزارشهای متعددی در رسانههای مختلف، روایت از این دارند که امنیتی-اطلاعاتیهای صهیونیسفر، بودجههای عظیمی را برای رام کردن مردم اختصاص دادهاند. کم و کیف این «جهاد» برای «تبیین»، بعد از ۷اکتبر۲۰۲۳، چندین برابر شده، و ابعاد عظیمِ بیسابقهای پیدا کرده است.
در هر فردی و در تمام افراد، پایهٌ همهٌ باورها(و به عبارت کلیتر «وژدان عمومی») آگاهیها از روایتها و اطلاعات است.
همهٌ جنگهای احساسی-روانی، از مهندسی روایت شروع میشوند، «روایتسازی» و «روایتپردازی» توسط وسایل ارتباط جمعیِ در اختیار قدرتها.
قدرتها برای باوراندن «روایت» مطلوب خود به جامعه، و هدایت ملت در جهت مطلوب خود، و کنترل مردم، با پراکندن سوءاطلاعات و ضداطلاعات، انتشار آزاد و مستقل اطلاعات و روایت واقعی را مختل میکنند. اِعمال سانسور، یک نوع تجاوز به حقوق است، تجاوز به حقِ اطلاعیابی، و تجاوز به حقِ اطلاعرسانی.
ایجاد خودسانسوری در مردم، جبههٌ مهم دیکری از جبهههای مختلف در جنگ احساسی-روانیِ قدرتها علیه مردم است. اگر افراد جامعه در مقابل ترفندها و فشارهای قدرتها مقاومت نکنند، و خودسانسوری را پذیرا شوند، یک پیروزی بزرگ به قدرتها هدیه دادهاند! چرا که خود رضایت دادهاند که خودشان با دستِ خویش، یک مامور اطلاعاتی-امنیتی در مغز خود تعبیه کنند!…
…انسان، موجودی نسبی و فعال است. انسان موجودی دارای هوش و تفکر است که با هوش مصنوعی و کامپیوتر و ربات یک فرق اساسی دارد، و آن وجود حس و عاطفه و حالات احساسی-روانی متفاوت در شرایط مختلف است. یک پله هم بالاتر! حالتهای احساسی-روانی انسان در کانون مرکزی تصمیمات در همهٌ زمینههای زندکی آدمی، یعنی زمینههای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی قرار دارد. همهٌ تصمیمات انسان در این زمینهها بر اساس دانستههای علمی، و اخلاقی، و تاریخی است. اندیشهٌ راهنما و باورها و عقاید دینی و دنیوی هم عامل دیگری است که در وجود فیزیکی یک فرد(تن) و در وجود فیزیکی یک جامعه و یک ملت(وطن) قرار دارد. اینها همه با هم و بر هم عمل و عکسالعمل و تعاملهای چندجانبهٌ متقابل دارند. ولی در کانون و کنه همهٌ اینها، شرایط احساسی-روانی انسان قرار گرفته که از بقیه متاثر میشود، و در نهایت به عنوان مرکز ثقل، بر بقیه تاثیر گذار است.
اگر مخاطب گرامی، هر جمله و خط به خطِ این پراگراف آخر را با نگریستن به تصویر داخل این پست دوباره بخواند، درک مطلب سادهتر میشود:…
صدارت- آسیبشناسیِ برخی عوارضِ احساسی-روانیِ ناشی از تجاوزها به حقوق توسط قدرتها بیشتر بخوانید »









