هفته‌نامه-گاه‌نامه‌ی گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها

صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال!

…جریان‌هایی که به اجنبی مراجعه می‌کنند؛
به این دلیل است که پایگاه مردمی ندارند، حتی در «اتنیک» ادعاییِ خودشانپایگاه مردمی ندارند؛
و به این دلیل که پایگاه مردمی ندارند، مجبورند به جنگ و مبارزات قهرآمیز و خشونت‌گستری متوسل شوند؛
و به همین دلیل باید بیشتر متکدیِ قدرت‌ها بگردند،
و به این دلیل خود را ناچار می‌بینند از رسانه‌های انیرانیان و یا انواع رانت‌های رسانه‌ای استفاده کنند تا به زور پروپاگندا و جنگ روانی برای خود طرفدار پیدا کنند، و به این وسیله به سایر مردم بباورانند که از «ملیت» و یا «اتنیک» خاصی نمایندگی دارند؛ و به این دلیل که حتی در میان «ملیت» و یا «اتنیک» ادعایی خود طرفداران چندانی ندارند، در گفت‌وگو ناتوان‌اند،
و در نتیجه بعد از به‌راه انداختن انواع جبهه‌های جنگ روانی، چاره‌ای ندارند به‌جز تن ندادن به هیچ دعوتی برای بحث آزاد، و ادامهٌ انواع خشونت‌ها و مبارزات قهر‌آمیز!
پهلوی هم از همین جنس است، و خواهان انواع ادامهٌ انواع خشونت‌ها علیه ایران و ایرانیان! انواعِ خشونت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی علیه ایرانیان و البته خشونت‌های فیزیکی و دریوزگی از رژیم اسرائیل و امریکا برای انواع تجاوزها به ایران و ایرانیان، تا رسیده است به حملهٌ نظامی به میهن ما!
حال بعد از آن‌که به علت دفاع پیروزمندانهُ مردم (به‌خصوص هموطنانی که احزاب  «قومی» و «اتنیکی» بر آن‌ها منت گذاشته و آن‌ها را در «قوم» و «اتنیک» ‌خود راه می‌دهند!) از خود در رابطه با تزویر «فدرالیسم ’قومی‘» هم تیرشان به سنگ خورده، حالا به «فدرالیسم جغرافیایی» یا «فدرالیسم اقلیمی» و یا «فدرالیسم استانی» پناه آورده‌اند. (البته بعد از تلاش برای تجزیهٌ عراق با جدا کردن «اقلیم کردستان» از آن، واژه «اقلیم» را کمتر به‌کار می‌برند! در آن رسوایی، هیچ کشوری حاضر نشد آن اقلیم جدا شده را به رسمیت بشناسد، هیچ کشوری به غیر از؟؟؟  بله صد البته به غیر از رژیم اسرائیل!!!) 
توجه!:
پرسیدنی یک سوال مهم است که در «فدرالیسم جغرافیایی» واقعا مرز بین «جمهوری کردستان» و «آذربایجان» و »عربستان» یا «الاحواز» از کجا شروع، و به کجا ختم می‌شود؟ آیا بر سر این مهم میان مبلغان «فدرالیسم جغرافیایی» و یا «فدرالیسم استانی» بحث و توافقی بوده است؟ آیا مردمِ این «اقوام» حق ندارند از حالا بدانند که حد و مرز کشور آیندهٌ آن‌ها چیست و کجاست؟ اگر مذاکراتی برای تعیین مرزها وجود داشته، با سابقهٌ اسلحه‌کِشی و آدم‌کُشی که در بین بعضی از این احزاب با احزاب رقیب، و حتی بین اعضای حزبِ خودشان، شاهد بوده‌ایم، آیا این مباحثات دوستانه و روا دارانه و خشونت‌زدایانه و متمدنانه بوده است؟ آیا مقامات و رهبران این احزاب «اتنیکی» اعضای «اقوام» را قابل می‌دانند که این بحث‌های بسیارمهم که سرنوشت آن‌ها و نسل‌های بعد از آن‌ها را تعیین می‌کند را در علن مطرح و از آن‌ها نظرخواهی کنند؟ یا اینکه آن‌ها هم چون پهلوی می‌خواهند حتی به‌زور مردم را به دروازه‌های تمدن بزرگ ببرند! و یا چون خمینی می‌خواهند مردم را حتی به زور به بهشت ببرند!؟ خیر! آنها این توهم را دارند که «…مردم مهم نیستند، تشکیلات و احزاب مهمند…» و یا «…هر چی احزاب بگویند، مردم به‌دنبال آنها می‌دوند…» یعنی همان توهم ولایت مطلقه پهلوی و ولایت مطلقهٌ فقیه! ولی این قدرت‌مدارانِ متجاوز به حقِ ذاتیِ استقلال می‌گویند اگر آن‌ها بکنند بد است، ولی اگر من بکنم خوب است، چرا که برای دموکراسی می‌کنم و هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند!!

صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال! بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور

در دنیای پر تلاطم امروز که بحث انتخاب نظام حکومتی مناسب برای تدبیر و اداره امور کشور مجدداً داغ شده است، پرسش اصلی این تیست که آیا باید نظام جمهوری ریاستی داشت یا پارلمانی، بلکه این است که واقعاً چه نوع نظامی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر مناسب است که باید در راه رسیدن به آن هدف، از هم‌اکنون قدم‌های استواری بردارم/برداریم؟ این سؤال، برخلاف تصور، نه یک پرسش انتزاعی و تئوریک، بلکه یک مسئله کاملاً عملی و بالینی است که از خودِ شخص آغاز می‌شود و به خانواده ادامه می‌یابد، و به اجتماع بزرگتر، و به جامعه و ملت تسری می‌یابد. برای رسیدن به یک تعریف عملی از “نظام مطلوب”، باید ابتدا به ریشه‌ای‌ترین هسته‌های جامعه، یعنی فرد و خانواده، بپردازیم.
اول در سطح کوچک: تدبیر و اداره امور شخصی، بر پایهٌ استقلال و آزادی و خودانگیختگی.
دوم در سطح بزرگ: گسترش دایره حکمرانی (تدبیر و اداره امور): از خانواده تا جامعه محلی
سوم در سطح بزرگتر: شش رکن نظام مطلوب برای تدبیر و اداره امور (حکمرانی) در سطوح کلان‌تر، و در سطح کشور….

صدارت- نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها

حقِ آگاهی (آگاهی‌یابی و آکاهی‌رسانی) حقی از حقوق انسان است. با انقلاب داده‌ورزی و انفورماتیک، انسان‌ها منقلب شدند. در این انقلاب، در رابطه با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی از یک سو، و از سوی دیگر تجاوز به حقِ آگاهی‌یابی و تجاوز به حقِ آگاهی‌رسانی، شاهد تغییرات کیفی و کمی بی‌سابقه‌ای بوده‌ایم. دنیای مجازی در فضای اینترنت، به چالشی جهانی تبدیل شده. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیو (Pew)، بزرگسالان در ۲۵ کشور جهان آن را به عنوان تهدید شماره یک، بالاتر از بحران اقتصادی و تروریسم، شناسایی کرده‌اند. در این راستا، سواد رسانه‌ای را در سطح فردی، مورد بحث قرار داده‌ایم.
https://alisedarat.com/2025/08/04/14459/
مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند رویکردی جامع است که فراتر از سواد رسانه‌ای فردی رفته و اصلاحات ساختاری در اکوسیستم دیجیتال را هدف قرار دهد. این مدیریت، نباید دستوری و از بالا به پایین باشد. مدیریت احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، باید به صورت افقی و ریشه‌ای، و توسط افراد، و توسط هسته‌های مردمیِ حقوق‌مدار شروع و مدیریت شود. اگر هم یک هرم مدیریتی لازم شود، ماهیت ذاتی آن هرم باید مردمی، و مردمسالارانه، و حقوق‌مدار، بوده و هرمی باشد که از پایین به بالا ساخته شده است.
فضای مجازی، که شاید زمانی به عنوان ابزاری برای دموکزاتیزه کردن اطلاعات و توانمندسازی شهروندان تلقی می‌شد، اکنون به میدانی برای جنگ‌های روانی و اطلاعاتی تبدیل شده است. فن‌آوری‌هایی مانند ربات‌های آنلاین (Bot) که پیام‌های از پیش آماده را منتشر می‌کنند، هوش مصنوعی که قادر به تولید محتوای غیرقابل اعتماد است، و پلتفرم‌هایی که بستر تحریف تصاویر و وارونه‌سازی حقایق را فراهم می‌آورند، همگی به گسترش بی‌سابقه اطلاعات نادرست دامن زده‌اند.
تلاش قدرت‌ها برای ساختن و پرداحتن یک «بدیل» وابسته برای حاکم کردن به ایران و ایرانیان، جهت چپاول منابع ما، موضوع جدیدی نیست. این تلاش، کار ساده و پرنتیجه‌ای نبوده. قدرت‌های خارجی نتوانسته‌اند «آپوزیسیون بدیل» وابسته‌ای بهتر از پهلوی را بسازند! انسان در عدم وجود درایت و کفایت این قدرت‌ها شگفت‌زده می‌شود که چگونه میان تمام پیغمبرها، مجبور شده‌اند این جرجیس بی‌مایه را انتخاب کنند. گرچه وابستگان به قدرت‌ها را در تمام طیف‌های سیاسی می‌توان یافت، ولی از میان همه وابستگان طیف سلطنت‌طلب، مشروطه‌خواه و پادشاهی‌طلب توانسته بیش از بقیه، وطن‌فروشی و دریوزگی خود را به قدرت‌ها ثابت کند. این دستهٌ خائن به ایران و ایرانیان که در میان ایرانیان، هیچ‌گونه پایگاه مردمیِ قابل شمارشی ندارند، بیش از بقیه امکانات و رانت رسانه‌ای را در اختیار دارند. این واقعیت را که پهلوی خود هیچ نیست، و هرچه هست، بادِ رسانه‌ای و انواع قمپز در جبهه‌های متعدد جنگ روانی است را با تحلیل‌هایی طی دهه‌های گذشته، با هموطنان خود در میان گذاشته‌ایم. ولی اکنون راستیِ این تحلیل با محک تحقیقات علمی سیتیزن-لب، و رسانه‌گری تحقیقاتی و مستندسازی رسانه‌های هاآرتز، و دی-مارکر به اثبات رسید……

صدارت- افشای جبهه‌های مخفی جنگ روانی قدرت‌های خارجی، برای به‌زور مطرح نمودن پهلوی در رسانه‌ها بیشتر بخوانید »

رسانه‌های شخصی، عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شورا بخوان و کار کن، همکاری، همیاری، درآمیختن افکار عمومی-هسته

صدارت- یک پیروزی دیگرِ هسته‌های حقوق‌مدار مردمی، در مقابل قدرت‌های عظیم!

❊منظور از «هسته» جمع شدن عده‌ای از مردم معمولی برای همکاری در رابطه با یک هدف خاص است!
❊منظور از «حقوق‌مدار» این است که مدار پندار و گفتار و کردار و نوشتار و…، و همه فعالیت‌های آن هسته، حقوق باشد. چرا که تنها حقوق است که ذاتی، و همه‌مکانی، و همه‌زمانی، و همه‌کسانی هستند. به لحاظ همه‌کسانی بودن، این ایجاب مطلوب حاصل می‌گردد که تبعیض، و در نتیجه خشونت در آن هسته، ناموضوع می‌گردد!
❊منظور از «مردمی» این است که به‌وجود آمدن آن هسته، به صورت مستقل و خودجوش و خودانگیخته، بوده است، و نه قدرت‌فرموده و دستوری و تحمیلی!
نقش فعالیت‌های هسته‌های حقوق‌مدارِ مردمیِ ایرانیان، در مجبور کردن  رژیم ولایت فقیه به عقب‌نشینی‌های مکرر، بسیار چشم‌گیر بوده است. شکست مفتضح رژیم «ملاتاریا» در اجرای قانون حجاب اجباری که سرکوبگران آن‌را «آخرین خاکریزِ نظام» خواندند، فقط یک مثال از موفقیت هسته‌های حقوق‌مدارِ مردمیِ ایرانیان در تسلیم و علیل و ذلیل کردن رژیم است. 
درآمیحتن جوانان ایرانی در ایران و سراسر جهان با جوانان ساکن در کشورهای سلطه‌گری چون امریکا و بریتانیا، و اتحادیه اروپا و… برای تشکیل هسته‌های مردمی در فضای مجازی و رسوا کردن و فشار آوردن به کارخانه‌ها و شرکت‌هایی که ابزار شنود و جاسوسی و سرکوب و… به رژیم ملاتاریا می‌فروشند، بدون شک می‌تواند دست‌آوردهای بسیار مهمی را برای کوتاه‌تر کردن زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم ولایت مطلقه به همراه داشته باشد.

صدارت- یک پیروزی دیگرِ هسته‌های حقوق‌مدار مردمی، در مقابل قدرت‌های عظیم! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود

در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، جهان بیش از هر زمان دیگری با خشونت، جنگ و بی‌ثباتی و بحران‌های مصنوعی دست به گریبان است. آنچه قرار بود «سازمان ملل متحد» باشد، در عمل به «بی‌سازمانی دوَلِ متخاصم» تبدیل شده است؛ نهادی که نه تنها در مهار تجاوزها به حقوق ناکام مانده، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل خشونت‌گستری‌های قدرت‌ها با مشروعیت بخشیدن و «قانونی» کردن آن‌ها، بدل شده است. وتوی ششمین قطعنامه آتش‌بس در فلسطین توسط ایالات متحده آمریکا در ده هزارمین جلسه شورای امنیت، که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ (۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵) رخ داد، نمادی آشکار از این ناکارآمدی ساختاری است. در این جلسه، به جز آمریکا، تمامی ۱۴ عضو دیگر شورا به آتش‌بس رأی مثبت دادند (حتی بدون یک رای ممتنع)، اما حق وتو بار دیگر منطق، حقوق بشر و اراده جامعه جهانی را به سخره گرفت. این عمل امریکا، کاملا «قانونی» بود!
این رویداد تلخ، که انزوای بیشتر آمریکا و افول شتابان آن امپراتوری را به همراه دارد، نشان می‌دهد که چگونه منافع ملی یک قدرت بزرگ می‌تواند بر سرنوشت میلیاردها انسان سایه افکند. اکنون شاهدیم که رژیم اسرائیل، یعنی رژیمی را که به اذعان متخصصان نسل‌کشی، سازمان‌های حقوق بشری و حتی نهادهای وابسته به سازمان ملل، حداقل چهار ویژگی از پنج ویژگی تعریف‌شده نسل‌کشی را مرتکب شده، مصون نگاه دارد. سازمان ملل با ساختار فعلی خود، از جمله حق وتوی پنج قدرت در شورای امنیت، و استقرار مقر آن در نیویورک که به آمریکا دست بالا را می‌دهد، عملاً به ابزاری برای قلدری و تحمیل منافع قدرت‌ها، بر ملت‌ها تبدیل شده است.
امروزه سرنوشت انسان‌ها در این کره خاکی بیش از همیشه به هم تنیده شده است. بحران‌های تغییرات اقلیمی، خطر جنگ‌طلبی و تسلیحات کشتار جمعی، بیماری‌های همه‌گیر جهانی (پندمی‌ها)، و سلطه‌گری اقتصادی و سیاسی، مرزهای ملی را درنوردیده و حیات کل تمدن بشری را تهدید می‌کننذ. در چنین شرایطی، نیاز به یک نهاد بین‌المللی که بر پایه حقوق ذاتی، جهان‌شمول و بدون تبعیض عمل کند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. این نیاز حیاتی و وجودی، ما را به بازاندیشی در کل نظم جهانی و حرکت به سوی یک انقلاب در ساختارهای بین‌المللی فرا می‌خواند. این انقلاب، بدون منقلب‌تر شدن ما مردم واقعیت پیدا نخواهد کرد. پیش‌نیاز نفیِ سلطه‌گری توسط قدرت‌ها و دولت‌ها، چیزی به جز نفیِ سلطه‌پدیری توسط ما مردم و ملت‌ها نیست. بدون بحث و روشنگری این مفاهیم در میان ما مردم، طرح راه حل ناممکن است!
مبانی یک شورا و یا کنفدراسیون حقوقی بین‌المللی: جایگزینی برای «سازمان ملل متحد»
برای عبور از این بن‌بست، باید به فکر تأسیس یک «کنفدراسیون بین‌المللی حقوقی» (و یا «شورای بین‌المللی حقوقی») باشیم؛ سازمانی نوین که بر پایه اصول حقوقی و با هدف خشونت‌زدایی در تمام عرصه‌ها شکل بگیرد. این کنفدراسیون باید بر اصولی استوار باشد که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. آن اصول، از جمله عبارتند از:

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود بیشتر بخوانید »

نتانیاهو در 79th جلسه سالیانه مجمع عمومی «بی‌سازمانی دوَل متخاصم»۲۷سپتامبر۲۰۲۴در همان زمانی که حمله به داهیه و ترور نصرالله اجرایی می‌شد

صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی

در حالی که در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمانی به نام «سازمان ملل متحد» به سر می‌بریم که بیشتر به «بی‌سازمانی دوَل متخاصم» شبیه است،  راهی مناسب و عملی برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر چیست؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که ذهن بسیاری از ما ایرانیان را به خود مشغول کرده است. برای یافتن پاسخ، باید از تحلیل‌های سطحی فراتر رویم و به ریشه‌ی مشکلات، یعنی وجودِ موازنه قوا و مفهوم قدرت و اصالت آن، و سلطه و سلطه‌سالاری، بپردازیم.

اخیراً در مطلبی به تجاوزها و خشونت‌گستری‌های رژیم اسرائیل در منطقه اشاره کردم، هم‌وطن عزیزی برایم نوشتند: «دشمن اصلی مردم داخل ایران ’جمهوری اسلامی‘ست… نه اسرائیل و امریکا». این دیدگاه، هرچند از دردی عمیق و واقعی نشأت می‌گیرد، اما بخشی از تصویر بزرگ‌تر را نادیده می‌گیرد. آیا می‌توانیم وضعیت ایران را تنها با تمرکز بر عامل داخلی تحلیل کنیم و از تأثیر عوامل خارجی چشم بپوشیم؟

پاسخ این پرسش منفی است. به تکرار به یاد خود بیاوریم که قدرت‌های داخلی و خارجی مانند ظروف مرتبطه به یکدیگر متصل هستند، یکی به دیگری نیاز دارد، و یگدیگر را ایجاب می‌کنند. این یک خیال‌پردازی است که تصور کنیم با حذف رژیم ولایت فقیه، بدون در نظر گرفتن نقش سلطه‌سالاری و قدرت‌های خارجی، میهن ما به کشور گل و بلبل تبدیل خواهد شد! جنبش‌های مردمی ما، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که مفهوم ’استقلال‘ در این شعار در این شعار دیده نشد. در خیابان‌ها، شعار حقوقی‌ترِ «زن، زندگی، استقلال، آزادی» شنیده نشد! جنبش دقیقاً زمانی از جوش و خروش افتادند که حملات خارجی به کشورمان صورت گرفت و مهره‌های خودفروخته و وابسته به خارج، نبض آن را از دست مردم گرفتند. پس چگونه می‌توانیم تأثیر این دو عامل را از هم جدا بدانیم؟

مسئله اصلی، باور به سلطه‌سالاری و اصیل دانستن قدرت است. جغرافیا و خطوط مرزی  و کشورگشایی و اشغال‌گری، وجه رایجی است که در چهار سوق بازار روابط قوا، مبادله می‌گردند…..

صدارت- توازن قوا در هشتاد سالگی سازمان ملل، و عقاید دینی و دنیوی بیشتر بخوانید »

صدارت- «حالا چی میشه؟ آخوندها پس کی می‌رند؟ بعد چی میشه؟» ویژگی‌های نقشه راه از «حالا» تا «بعد» چیست

…پاسخ به این پرسش‌ها در گرو درک و باور قلبی به یک اصل اساسی است:
برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، من به سهم خود و به نوبه خود باید یک کاری انجام بدهم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به‌نظر ناچیز و کوجک بیاید.
اگر هر فردی وظیفه خود را برای مشارکت در اعمال حق حاکمیت ملی به خود و دیگران گوشزد کند، آنگاه این گفتگوها معنا پیدا خواهد کرد. در غیرِ این صورت، فقط اتلاف وقت است، و «آخوندها» ۱۰۰ سال دیگر هم نمی‌روند!
اگر فردی برای خود هیچ نقشی در این ماجرا قائل نباشد، طرح این سؤالات بی‌معنا است! و آن فرد منفعلانه منتظر خواهد نشست و قطعا شاهد اوضاع بسیار بدتری خواهد بود!
راه حل و نقشه راه: از یک فرد، هر یک فردی، تا «سند اساسی دوران گذار، برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران»
https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/ 
راه حل و پاسخ به سؤالات مطرح‌شده باید از درون خود فرد، هر یک فردی، و در زمان حال نشأت بگیرد، نه اینکه از یک کشور و دولت و ملت دیگر یا توسط شخص دیگری انجام شود، یا به آینده و مثلا به بعد از رفتن «آخوندها» موکول گردد. عده‌ای هموطنان، طی مدت طولانی، با هم‌فکری و هم‌اندیشی، سندی تحت عنوان «سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران» را به تصویب رسانده و منتشر کرده‌اند.
سه مرحله کلیدی در نقشه راه عبور از ساختار استبدادی، به نظام مردمسالار:
مرحله اول: 
از همین لحظه تا سقوط فیزیکی رژیم: 
این مرحله شامل زمان حال تا فروپاشی فیزیکی رژیم حاکم است، شبیه آنچه اخیرا در نپال، بنگلادش و دیگر کشورها دیدیم، و البته در «بهار ایران» در میهن خودمان مشاهده کردیم. آن عواملی که چفت و بست‌های اسکلت پوسیده رژیم را نگه داشته بود، ناگهان «مثل برف آب شد» یا «مثل یک حباب ترکید». فروپاشی می‌تواند به اشکال مختلفی رخ دهد: کودتا، مرگ رهبر، درگیری‌های داخلی رژیم،… ولی آنچه مطلوب است، اوج‌گیریِ موج‌های عظیم مردمی در خیابان‌های جقیقی و مجازی، که سرکوب‌گران را تحت تأثیر قرار داده و وژدانشان را بیدار کند. هرچه تعداد مردمی که در جنبش شرکت می‌کنند، بیشتر باشد، مدت این مرحله کوتاه‌تر می‌شود، و میزان خشونت‌ها به صفر میل می‌کنذ.
مرحله دوم: 
دوران موقت پس از سقوط: 
پس از فروپاشی فیزیکی، یک دوره موقت آغاز می‌شود که در آن گردانندگی کشور بر عهده «کنگره‌ای» از ایرانیان خواهد بود. این کنگره وظیفه تشکیل یک «دولت انتقالی» مستقل از عناصر متکی به قدرت‌های داخلی (مانند استمرارطلبان) و نیز مستقل از عناصر متکی به قدرت‌های خارجی (مانند سلطنت‌طلبان و مشروطه‌خواهان) را دارد. دولت انتقالی از ایرانیان غیروابسته و حقوقمدار تشکیل شده که تدبیر امور کشور را در دوران موقف انتقالی، مدیریت می‌کنند. از جمله وظایف دولت انتقالی، تشکیل یک «هسته انتخاباتی حقوقمدار» است که با بهره‌گیری از مؤسسات دولتی و کمک وطن‌دوستان با تجربه در امر انتخابات آزاد، یک انتخابات مهندسی‌نشده، آزاد، مستقل را برای تشکیل «مجلس مؤسسان» برگزار می‌کند. این «دولت انتقالی» یا «دولت موقت» پس از فروپاشی رژیم ولایت فقیه امور را در دست می‌گیرد تا زمانی که مجلس مؤسسان تشکیل شده، و قانون اساسی پیشنهادی مورد بحث و تصویب قرار گیرد و سپس در همه‌پرسی به آرای عمومی گذاشته شود.
مرحله سوم: 
استقرار دولت غیرموقت و انحلال دولت انتقالی: 
به محض اینکه همه‌پرسی برگزار و قانون اساسی مشروعیت پیدا کرد، همان هسته انتخاباتی، انتخابات را برای مقامات غیرموقت برگزار می‌کند. این مقامات شامل رئیس‌جمهور (شاخه مجریه)، وکلای مجلس شورا (شاخه مقننه)، و سوم شاخه قضائیه، و گردانندگان شاخه چهارم (رسانه‌های ملی و همگانی) خواهند بود. پس از انتخاب و استقرار این مقامات و متصدیان غیرموقت، دولت انتقالی بلافاصله منحل می‌شود.
نقش مردم: 
از هسته‌های کوچک، تا تلاش‌های خوجوش برای تشکیل هرم ملی از پایین به بالا برای مدیریت امور کشور:……

صدارت- «حالا چی میشه؟ آخوندها پس کی می‌رند؟ بعد چی میشه؟» ویژگی‌های نقشه راه از «حالا» تا «بعد» چیست بیشتر بخوانید »

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب

…رژیم دیکتاتوری ملاتاریا که می‌دانست پایگاه مردمی ندارد، به تکرار اعلام می‌کرد که ما اشتباهِ رژیمِ پهلوی را در ماههای قبل از انقلاب، تکرار نخواهیم کرد! فاجعه ملی تجاوزها به حقوق و کشتارهای جمعی ایرانیان در دهه ۱۳۶۰ و اوج آن در تابستان ۱۳۶۷، نتیجه این توحش بود. ولی این جانیانی که کاملا همجنس جنایت‌کاران دوره پهلوی هستند، نمی‌دانند که روند کاهش سرکوب در آخر دورهٌ ولایت مطلقهٌ پهلوی، یک «اشتباه» و یا از روی دلسوزی و شفقتِ پهلوی و شرکا نبود! این یک اجباری بود که توسط مردم به قدرت‌های داخلی و خارجی تحمیل شد. اسلحه و وسایل سرکوب قوای نظامی و انتظامی و ابزار شکنجه ساواک که یک مرتبه ناپدید نشده بودند! همه در دست رژیم بودند، ولی دیگر نمی‌توانست از آن‌ها استفاده بکند. نخست‌وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ شروع شد و به علت به گلوله بستن دانش‌آموزان در ۱۳ آبان، یک روز بعد در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ سقوط کرد، و شاه یک حکومت متشکل از نظامیان با نخست‌وزیری ارتشبد غلامرضا ازهاری را منصوب کرد که در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، رسما کار خود را شروع کرد. ازهاری تعدادی از مهره‌های مهم رژیم ولایت مطلقه پهلوی را قربانی کرد. از جمله ارتشبد نعمت نصیری رئیس ساواک، منوچهر آزمون، عبدالعظیم ولیان، داریوش همایون، غلامرضا نیک‌پی، و… هویدا نخست‌وزیر…
به همین ترتیب است که رژیم در ساختن لاجوردی‌ها، و خلخالی‌ها، و سعید امامی‌ها، و سعید مرتضوی‌ها، و… و جانیانی دیگری مانند آن‌ها، در مقابل مردم علیل و ذلیل شده است. با اینکه رادان با جنایت‌هایش برای اثبات وفاداری به شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» ترفیع گرفته و اکنون عالی‌ترین مقام انتظامی کشور است، ولی فشار افکار عمومی او را هم از تکرار جنایت‌های ۱۳۸۸، علیل و ذلیل کرده است. آن‌ها حتی از اجرایی کردن «قانون حجاب و عفاف»، که رژیم آن‌را «آخرین خاکریز!» خواند، نیز عاجز مانده‌اند. هیچ بعید نیست رژیم ولایت مطلقه فقیه هم مانند رژیم ولایت مطلقه پهلوی، او و امثال او را برای حفظ خود قربانی کند. یعنی همان کاری که پهلوی با نصیری‌ها و هویداها و… انجام داد! خانواده پهلوی هنگام فرار از ایران، سگ‌های خود را با خود از ایران خارج کردند، ولی خدمت‌گذاران وفادار خود را در چنگال خمینی و شرکا رها کردند!
…در ۱۴ آبان ۱۳۵۷، پهلوی خود را مجبور دید که مستقیما با مردم صحبت کند. وی بعد از آخرین سخنرانی خود از تلوزیون ایران در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۷، در سرگیجه‌گی آن روزها، در گفتگوی تلفنی تایید علی امینی را جویا می‌شود و از او تقاضای کمک می‌کند. 
پهلوی به امینی می‌گوید: «با یه همچین دولتی که ما نمی‌تونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) آیا اون دولت می‌اومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمی‌گفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.»
امینی هم نظر شاه را مبنی براینکه که چاره‌ای جز خشونت و خون‌ریزی و کشتار نیست، تایید می‌کند و می‌گوید: «بله بله متاسفانه بله!»
…پشت به قدرت داخلی و خارجی:
اگر شعارِ اصلاح‌طلبیِ «رای من کو» در سال ۱۳۸۸، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «حقِ من کو» متبلور می‌شد، خودِ ما مردم ایران با اعمال حقِ حاکمیت ملی، طومار رژیم را مدت‌ها پیش، بسته بودیم!
اگر شعار «زن، زندگی، آزادی»، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «زن، زندگی، استقلال، آزادی» متبلور می‌شد، رضا پهلوی به هیچ وجه نمی‌توانست عمر رژیم دیکتاتوری ملاتاریا را طولانی‌تر کند، و خودبراندازی رژیم را به تاخیر بیاندازد.
اگر یک عده از «ایرانیان» برای نتانیاهو و شرکا با همراه کردن ترامپ و شرکا فرش قرمز پهن نمی‌کردند که به میهن ما تجاوز کنند، روند اعتراضات، به اعتصابات می‌کشید، و چه بسا که امروز خود ما مردم ایران موفق شده بودیم، با خشونت‌زدایی، گذاری صلح‌آمیز را به رژیم تحمیل کنیم. 
ما مردم با اتحاد حولِ محورِ حقوق، با نفی انفعال و بی‌غمی، با پشت کردن به قدرت‌های داخلی و خارجی، با خشونت‌زدایی، ما مردم تمام «اشتباهات» شاه را به ملاتاریا تحمیل می‌کنیم.

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب بیشتر بخوانید »

رسانه‌های شخصی، عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شورا بخوان و کار کن، همکاری، همیاری، درآمیختن افکار عمومی-هسته

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بی‌سر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
کدامیک از اینها می‌توانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنه‌ای؟!
خامنه‌ای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچک‌ترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، وظیفه‌ی همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، این‌چنین معجزه آفریدند و هدف اسرائیل را برای تکه‌پاره کردن میهن، باز هم خنثی کردند. این پیروزیِ ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، به‌کمک صدام شتافتند!
ضرورتی حیاتی: خشونت‌زدایی و  درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند.
نتانیاهو و شرکا، بیش از پیش نگران حیات سیاسی خود هستند. آن‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند که در صورت صلح، و یا آتش‌بس، و یا حتی عدم افزایش بحران‌ها، با منحل شدن کنست و/یا سقوط حکومت ائتلافی نتانیاهو به علت استعفای دست‌راستی‌های افراطی‌ای چون اسمتویچ یا بن‌گویر، مصونیت سیاسی/قضایی آن‌ها برداشته خواهد شد و دیکر نخواهند توانست در امور قضاوت پرونده‌های فسادهای مالی و سیاسی خود، کارشکنی کنند. آن‌ها به سیاستمداران دنیا، فشار می‌اورند که سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که بر کمیت و کیفیت و تنوع انواع بحران‌ها، افزوده شود. توجه کنید که وضعیت آن‌ها به‌قدری متزلزل است که حتی نگه‌داشتن بحران‌ها به شکل و اندازهٌ فعلی برایشان کافی نیست، و نیاز حیاتی دارند که بر آن‌ها بیافزایند. برخی از نظامیان و اطلاعاتی/امنیتی‌های رژیم اسرائیل، دستورات نتانیاهو و شرکا را برای افزایش نسل‌کشی، و جنایت‌های جنگی، و گرسنگی و قحطی مهندسی شده، و اشغال منازل و سرزمین‌های بیشتر، و کوچ اجباری فلسطینی‌ها، و… غیرِعملی و حتی غیرِممکن می‌دانند. به این علت تنش‌ها بین مقامات بالای رژیم اسرائیل، تشدید یافته است.
با تمام این احوال، مقامات لشکری و کشوری در رژیم اسرائیل و ایران، خود را برای حملات نظامی دیگری آماده می‌کنند.
تصمیم روز پنجشنبه ۲۸ اوت۲۰۲۵، تروئیکای اروپایی [فرانسه، آلمان و بریتانیا (E3)]، برای فعال کردن «مکانیزم ماشه» یا «اسنپ بک» با این زمینه، و تحت فشارهای افزاینده به دولت‌ها توسط لابی‌های صهیونیسفر است. با این توجه که مهلت فعال کردن «مکانیسم ماشه» ۱۸ اکتبر۲۰۲۵ است.
از سوی دیگر فشارهای افزایندهٌ بی‌سابقهٌ افکار عمومی به دولت‌های متبوع خود، قدرت‌های دنیا که گرچه در دهه‌های اخیر به دست‌راستی‌ها و  دست‌راستی‌های افراطی متمایل شده‌اند را در موقعیتی خاص قرار داده است. با توجه با موفقیت شهروندخبرنگاران در غزه و سایر ملت‌ها، در احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و در احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، تعداد بیشتری از دولت‌ها خود را مجبود دیده‌اند که دولت فلسطین را به رسمیت بشناسند. برخی از آن‌ها شرایطی را به این تصمیم متصل کرده‌اند، و تاریخ آن‌را به اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل موکول کرده‌اند.

صالحی در مصاحبه تلوزیونی:
https://www.instagram.com/reel/DOCfa-wkpuK/ 
«یک پیشنهاد هوشمندانه‌ای امریکایی‌ها دادند…»
«حق وتو را به طور زیرکانه‌ای، از ۵ کشور گرفتند. پیشنهاد «اسنپ بک» اگر به شورای امنیت رفت، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند آن را وتو کنند»
امریکایی‌ها قرارداد را طوری نوشتند که پیشنهاد «اسنپ بک» را وقتی یک کشوری به شورای امنیت سازمان ملل بدهد، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند ممانعت کنند (چین و روسیه نمی‌توانند به کمک ایران بیایند. در یکی از جلسات مذاکرات «برجام»، لاوروف وزیر خارجه روسی اعتراض کرد: این که حق وتوی ما را می‌گیرد! ) (صالحی: «ولی خوب دیگه حالا…»)
جان کری، وزیر خارجه امریکا:
https://www.instagram.com/p/DOCfnAXgXkX/ 
 در مذاکرات «برجام»: ما این امکان را داریم که اکر از عمل‌کرد ایران راضی نبودیم، حتی یک کشور به تنهایی بتواند به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه کند و  [با کشیدن ’ماشه‘ «اسنپ بک»] تمام تحریم‌ها را بازگردانیم [منظور تمام تحریم‌های سازمان ملل است که اعتبار قانونی و ضمانت اجرایی بیشتری از تحریم‌های امریکا و سایر کشورها به تنهایی دارد
«این یک توافقنامه منحصر به‌فرد است که ما به تنهایی می‌توانیم به شورای امنیت مراجعه، و تمام تحریم‌ها را باز گردانیم»
یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیل یکی از نزدیکان نتانیاهو به شرط ناشناس ماندن، به المانیتور گفت: 
نتانیاهو تردید دارد که دولت ترامپ بتواند به توافقی بی‌نقص با ایران دست یابد که اساساً تلاش‌های این کشور برای دستیابی به توانایی هسته‌ای نظامی را مهار کند. از طرف دیگر  برخی مقامات نظامی اسرائیل معتقدند که چنین توافقی، اگر به دست آید و توسط دولت ترامپ اجرا و اعمال شود، بهترین گزینه است.
«هرچند تمایل ایران برای انتقام‌جویی قوی است، و ما می‌دانیم دیر یا زود تلاش خواهد کرد، اما آن‌ها اکنون مسائل مهم‌تری دارند، مانند تجدید تحریم‌های اروپا علیه ایران به دلیل توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.»
«برای ما واضح است که آن‌ها هر کاری خواهند کرد تا توازن قوا را تغییر دهند. موضوع انتقام در دستور کار میان‌مدت و بلندمدت باقی خواهد ماند.»
یک مقام امنیتی اسرائیل به المانیتور گفت: «آن‌ها به نظر نمی‌رسد که از هیچ‌یک از تلافی‌ها یا تهدیدهای اسرائیل متاثر شده باشند.»
چند نکته مهم:

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود! بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا