علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن

…با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم. روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، احقاقِ حقِ استقلال!
قدرت‌ها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمی‌توانند انواع جنگ‌های فیزیکی را حتی شروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق را هم همین‌طور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرال‌های جنگِ روانیِ قدرت‌ها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتی کم‌کم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطه‌سالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّ عمل بپوشانند: 
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن، تکه‌پاره کردن ایران!
مصاحبه با خانم سرور سامانی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، برنامهٌ دریچه ای رو به آگاهی:
سؤال ۱: با توجه به کشته شدن صدها نفر در سرکوب‌ها و اعتراضات، چه راه‌هایی برای کاهش خشونت وجود دارد که جان مردم حفظ شود و کشتار تکرار نشود؟
سؤال ۲: مردم تا کجا حق دفاع از خود دارند، بدون اینکه این دفاع باعث افزایش تعداد کشته‌ها و تشدید خشونت شود؟
سؤال ۳: وقتی از خارج کشور درباره خشونت یا تقابل صحبت می‌شود، آیا این مواضع می‌تواند به افزایش کشته‌ها در داخل منجر شود؟ مسئولیت گویندگان چیست؟
سؤال ۴: ادامه کشتار و خشونت دولتی چه تأثیری بر جامعه دارد؟
آیا جامعه را به سمت رادیکالیسم می‌برد یا فرسوده و بی‌جان می‌کند؟
سؤال ۵: اگر اولویت اصلی نجات جان مردم و جلوگیری از کشته‌های بیشتر است، چه گزینه‌های عملی و غیرخشونت‌آمیزی در شرایط فعلی ایران وجود دارد….

صدارت- خشونت‌ها، عوامل وابسته، قدرت‌ها، من و وژدان احساسی-روانی، جنبش ۷دی و بعد از آن بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت!

امروز در پانزدهمین روز جنبشی هستیم که از ۷ دی ۱۴۰۴ شروع شده است. 
سابقهٌ تلاش و مبارزه برای مردمسالاری در ایران، قدیم است. مردمسالاری یک فرهنگ است. هر فردی، و هر جامعه و ملتی می‌تواند و باید پیوسته مردمسالارتر بشود. طی دهه‌های اخیر، بسیاری از ما ایرانیان مردمسالارتر شده‌ایم. ما ایرانیان راه مردمسالاری را، اُفتان و خیزان، دست به دست همدیگر پیموده‌ایم. آخرینِ این خیزش‌ها را در جنبش شهریور ۱۴۰۱ شاهد بوده‌ایم، که جرقهٌ آن، قتل دولتی مهسا امینی بود. گرچه آن جنبش به فروپاشیِ ساختار استبدادی نیانجامید، ولی باز هم با مردمسالارتر شدن ما ایرانیان، پایه‌های ساختار دیکتاتوری متزلزل‌تر شده است. جنبش ۱۴۰۱ و قبل از آن، زمینه را برای جنبش ۱۴۰۴ فراهم کرده‌اند.
با قطع کامل امواج اینترنت و نیز امواج موبایل در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، تجاوز به حقوق، حقِ آگاهی‌یابی و حقِ آگاهی‌رسانی، ابعاد تازه‌ای یافت.
رژیم تمام تلاش خود را برای سرکوب مردم و خاموش کردن این جنبش هم به‌کار انداخته است. دستگاه جنگ روانیِ رژیم، با تبلیغات فراوان، و با فشار بر هر کسی که زورش رسیده، امروز ۲۲ دی ۱۴۰۴، تعدادی را برای نمایش طرفداری از رژیم ولایت مطلقه فقیه، به خیابان‌ها کشیده است. صحنه‌ای که تظاهرات مشابهی در سال ۱۳۵۷ را توسط رژیم ولایت مطلقه پهلوی، تداعی می‌کند!
افرادی هم رویکردن به قدرت را به اشکال دیگری بروز دادند. برای تقاضای کمک، از یک سو ۷ نفر نامه‌ای سرگشاده را به ترامپ امضا کرده‌اند، و از سوی دیگر پهلوی در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز، به ترامپ پیام دریوزگی داده‌اند. پهلوی و عبادی و مهتدی و شرکا، از عواملی بودند که باعث شدند جنبش ۱۴۰۱ از جوشش بیفتد، و منجر به سقوط فیزیکی رژیم نشود.
امیدوارم ما ایران، تجربهٌ شکست‌خوردهُ جنبش‌های قبلی، و از جمله جنبش ۱۴۰۱ را فراموش نکنیم، و آن شکسته شدن را تکرار نکنیم.
امیدوارم ما ایران با روی‌کردن به قدرت‌ها، نادانسته و ناخواسته، باعث افزایش طول عمر این رژیم نشویم.
مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:
فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت
رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹
تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 
مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 
گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 
الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه
سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر
آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

در برخی از مثال‌های فوق، استقرار مردمسالاری به استمرار و پیشبرد آن نیانجامیده است، چرا که مردم آن کشور، در میدان ساختن سرنوشت خود باقی نماندند، و به استمرار حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی به اندازهٌ کافی بها نداده‌اند.

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت! بیشتر بخوانید »

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است

استقامت و ایستادگی بر حقوق‌مداری، استقلال، و خشونت‌زدایی منجر به ریزش در قوای لشکری و در پرسنل کشوری می‌گردد. 

مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:

فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت

رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹

تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 

مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 

گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 

الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه

سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر

آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت

روش‌هایی که برای پیروزی در جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ می‌تواند موثر باشد، بسیاری همان‌ها هستند که در تجربهٌ موفق سال ۱۳۵۷ موثر بودند:
هرچه فراگیرتر کردن اعتراضات و تظاهرات از مطالبات موضعی/گروهی (قیمت طلا، و ارز، و بازار، و…) تا برای مطالبات عمومی (تجاوزات به حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خشونت‌های روانی)
درآمیختن با بزرگترین «ابرقدرت» دنیا، یعنی «افکار عمومی»، با استفاده از رسانه‌های شخصیِ عمومی و رسانه‌های شخصیِ خصوصی، برای احقاقِ حقِ آگاهی:  حقِ آگاهی‌یابی و  حقِ آگاهی‌رسانی!
احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی، با این هشیاری:
پرهیز از اغراق و دروغ، نفی خشونت و خشونت‌زدایی در گفتار و نوشتار،
شکستن دیوارهای سانسور، پرهیز از خودسانسوری،
همکاری و اتحاد حول محور حقوق، هسته‌های حقوق‌مدار،
خودانگیختگی: آزادی و استقلال! استقلال! استقلال! (پشت به‌قدرت!)
احقاقِ حقِ استقلال
غنای وژدان تاریخی: احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی: آگاهی از تاریخ معاصر و عواملی که انقلاب ۱۳۵۷ را به پیروزی رساند، و عواملی که باعث شد ضدانقلاب، به قدرت برسد، و عواملی که باعث سرنوشت امروز ما شده‌اند
غنای وژدان تاریخیِ فردی و جمعی و ملی.
ادامهٌ نظاهرات و اعتصابات و هرچه فراگیرتر کردن آن‌ها!
هدایت راهپیمایی‌ها و تجمعات در مقابل زندان‌ها، و تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی،
فلج کردن چرخ‌دنده‌های ماشینِ «حفظ نظام»
عدم آغازگری در روش‌های خشونت‌آمیز، دفاع از خود در مقابل خشونت، خشونت‌زدایی و جذب پرسنل قوای سرکوب (قوای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی، امنیتی، لباس شخصی و بسیجی)
از جنس رژیم نبودن و نشدن، پشت به قدرت، روی به ملت:
پشت به قدرت!(قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) و روی به ملت!(همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
مشارکت در ساختن سرنوشت، هر کس به سهم خود و به نوبه خود!
هدف: گذار از ساختار استبداد به نظام مردمسالار، مجبور کردن مستبد برای شنیدن صدای مردم و تحمیل انتقال حاکمیت به مردم و یا براندازی مستبد، با تکیه به حقوق به‌خصوص حق استقلال
وسیله/روش: حقوق‌مداری، مردمسالاری، خشونت‌زدایی

صدارت- ونزوئلا-ایران! مادورو-خامنه‌ای! ماچادو-پهلوی! جایگاه ما مردم: پشت به قدرت، روی به ملت بیشتر بخوانید »

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان!

قصد امریکا در آن ماهها و هفته‌های منتهی به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به طور خلاصه این بود: حفظ محمدرضا پهلوی به عنوان شاه؛ یا حفظ رژیم شاهنشاهی با حاکمیت شورای سلطنت؛ و یا حفظ شاپور بختیار برای کنترل منقلب شدن مردم و یش‌گیری از فروپاشی رژیم و از دست رفتن کامل کنترل بر منابع ایران و استقرار رژیمی که حافظ منافع غرب باشد.

بختیار در جایگاهی که قرار گرفت، می‌توانست نقش تاریخ‌ساز و مهمی را در ساختن وطن، و در استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری ایفا کند. پشت کردن به قدرت و روی کردن به ملت، شعار ایرانیان در خیابان‌ها گشته، ولی او عکس آن را عمل کرد! بدین ترتیب از جمله عواملی شد که خود را سوزاند، و ایران و ایرانیان را هم!

در این رابطه، برخی اسناد از طبقه‌بندی خارج شده را در ذیل می‌اوریم:

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان! بیشتر بخوانید »

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴

…..خب این فرهنگ مردم‌سالاری چجوری میشه؟ اولاً من باید بپذیرم که من حق حاکمیت خودم رو، حق حاکمیت ملی خودم رو، احقاق بکنم. وظیفه دارم – یه چیز لوکس نیست: یک وظیفه است! هر فردی وظیفه دارد که که به سهم خودش و به نوبهٌ خودش در احقاق حق حاکمیت ملی تلاش بکنه! به صورت فردی. دوم اینه که راه حل در منه. من دارم راجع به «من» میگم که تحکم نکرده باشم به کسی دیگه؛ تو، تویِ مخاطب که دوم شخص مفرد هستی، به بغل دستت نگاه نکنی بگی ما باید یه کاری بکنیم. هر کسی منتظر «ما مردم» بشه، بالاخره ما نفهمیدیم این ما مردم چه کسانی هستند که باید یه کاری بکنن!؟ راه حل در توئه، در منه و در زمان منه؛ اونوقت اون اعمال حق حاکمیت ملی زمینه‌اش فراهم میشه. و در این صورت هستش که هر اتفاقی بیفته، یعنی حتی اگر نتانیاهو و ترامپ و ۱۰۰ مقابلش هم بیان ایران رو بزنن، کاری از پیش نمی‌برن! مگه ۱۲ روز نزدن؟ چی شد؟! مگه فکر نمی‌کردن که دیگه کار تموم میشه؟ خب نشد! گفتن پس بریم در زندان اوین رو بزنیم، زندانیان رو آزاد بکنیم، دیگه میان مردم بیرون! چی شد؟ نیومدن مردم بیرون. اون فرهنگ استقلال و آزادی نهادینه شده در پندار ما مردم؛ ما مردم نپذیرفتیم از جنس این رژیم قدرت‌سالار بشیم. ما مردم‌سالار بودیم که نپذیرفتیم اجنبی بیاد سرنوشت ما رو تحمیل بکنه بهمون. گفتیم تو خارجی هستی، تو اجنبی هستی برو پی کارت، این قدرت داخلی رو من خودم می‌تونم بر بیاندازم؛ موقعش که شد! تو برو بیرون من خودم درستش می‌کنم. حالا از اون موقع تا حالا درستش کردیم؟ بله که کردیم. منتهی هنوز منجر به سقوط رژیم نشده، ولی فرهنگ مردم‌سالاری پیشرفت کرده. یعنی بعد از حمله در عرض اون ۱۲ روز و بعد از اون تا حالا، ما مردم فرهنگمون مردم‌سالارتر و حقوق‌مدارتر شده.
نقشه راه و روش‌های حقوق‌مدارانه 
حالا از این به بعد چیکار بکنیم که این جنبش نخوابه و رژیم دوباره سرکوب نکنه؟…..

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴ بیشتر بخوانید »

جنبش همگانی، بیا بیرون هموطن، حقت رو فریاد بزن! اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، انقلاب،

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز!

…در صورتی‌که در پندارِ یک فرد برای قدرت، اصالت فرض شود، آن پندار با مطلق کردن قدرت و قدرت‌مداران، اصلا نمی‌تواند بپذیرد که «کله»ی قدرتمدار، کار نکند!
بعد از گذشت ۴۶ سال و با وجود انتشار بی‌شمار مقاله‌ها، و تحقیق‌ها، و خاطرات‌نویسی‌های مقامات مختلف، و ویکی‌لیکس، و…، و اسنادِ سریِ دولتیِ از طبقه‌بندی خارج شده، امروز و این روزها که باز هم مردم ایران فریادهای دادخواهی را بلندتر کرده‌اند، به خوبی می‌دانیم که این فقط «کله»ی محمدرضا پهلوی نبود که دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی هیچ‌یک از قدرت‌های داخلی دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی همهٌ قدرت‌های داخلی به‌کنار! کله‌ی همهٌ قدرت‌های خارجی هم دیگر کار نمی‌کرد!
کله‌ی کارتر و شرکا در امریکا هم دیگر کار نمی‌کرد! 
در گوادلوپ هم همین‌طور! کله‌ی جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و کله‌ی جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، و کله‌ی هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی، و کله‌ی میزبان یعنی خودِ ژیسکار دستن هم دیگر کار نمی‌کرد!
برای حفظ شاه، و یا اگر نتوانستند برای حفظ شاهنشاهی (شورای سلطنت)، و یا اگر آن هم نشد برای حفظ بختیار، و در نهایت اگر آن هم نشد برای کودتایی با رهبری ژنرال هایزر و شرکا برای پیشگیری از پیروزی انقلاب و برپا کردن یک رژیمِ جدیدِ حافظِ منافع آن‌ها در وطن ما،… کله‌ی هیچ‌کدامشان دیگر کار نمی‌کرد!
جنبشِ خودجوشِ مردمی که منقلب شده‌اند، مردمی که توسط افکار عمومی با یکدیگر درآمیخته‌اند و انقلاب کرده‌اند، کله‌ی قدرت‌ها را از کار می‌اندازد، و در نهایت پیروز است، در سال ۱۳۵۷ و امروز!

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز! بیشتر بخوانید »

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر

نوشتار خانم پرستو فروهر با عنوان «دستاوردهای جامعه‌مان را باور کنیم» مانند سفرنامه‌ای است از اقامت اخیر ایشان در ایران. این نوشته را حاوی نکات جالبی یافتیم از حال و روحیه ایرانیانی که با ایشان در تماس بودند. برخی نظرات که در باره حمله اسرائیل و امریکا به وطن، و استقبال و تایید آن است، گویایی فراوانی دارد از یک شباهتِ دیگرِ روانشناسیِ برخی از ایرانیان، به برخی زندانیان شکنجه شده و به درجه «شکستن» و «بریدن» رسیده. گفتآورد «بیاد بزنه ما رو خلاص کنه از شر اینا»، شنیده‌ای را در ذهنم تداعی کرد از هموطنی که برایم از شکنجه‌هایی که بر او اعمال شده بود تعریف می‌کرد: «بیان ببرن من رو اعدام کنن، خلاص کنه از شر این زندگی»
این هر دو گفتآورد، حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم است! هر دو تسلیم! یکی در بند، و دیگری «آزاد»، ولی هر دو منفعل! به این تسلیم و انفعال، به هیچ وجه نباید به شکل قضاوتمدانه نگریست. اهمیت این مطلب را بارها به تاکید خاطرنشان کرده‌ایم. خوشحالیم که خانم فروهر هم بر این نکتهٌ مهم، تاکید کرده‌اند.
هم‌فکری دیگر، یادآوری دستآوردهای ما ایران در دهه‌ها گذشته است. سال‌هایی که ایران و ایرانیان، تحت سخت‌ترین شرایط، و صعب‌ترین حوادث و بحران‌های خرد و کلان قرار گرفت. یکی از علائم پیروز بیرون آمدن ما ایرانیان از این آزمون، بی‌اثر شدن اسلحه در دست قدرت‌ها بوده است. روانشناسی چهره حرکات بدن مامور اطلاعاتی «کارشناس» خانم فروهر باید جالب بوده باشد! روانشناسی و حال و روحیه‌ای که حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی است! چاه‌کنی در تهِ چاه! 
ترسی که «ملاتاریا» در دهه ۱۳۶۰ به جان ما ایرانیان انداخته بودند، با مقاومت و ایستادگی ما در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، کم‌کم از تن و روح ما، به روان رژیم منتقل شده! شاهد این مدعا، سیر پیروزی‌های مردم، در ادامهٌ مراسم اول آذر بوده است، و اینکه چگونه هموطنان توانسته‌اند این یادبود را، از آنی که بوده با آن‌همه محدویت‌ها و سرکوب، به اینی که امسال شاهد آن بودیم متحول کنند! و این همه، نه با پشتیبانی قدرت‌ها، بلکه در اثر مقاومت و ایستادگی ایرانیان در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری.

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا

رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊

رسانه‌ای برای هم‌رسانی مستقل و آزادِ اندیشه و خبر و نظر... عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شوری بخوان و کار کن

پرش به محتوا ↓