افشاگری

ای ایران ای مرز پرگوهر، ای خاکت سرچشمه هنر-پرچم وطن قلب-چو ایران نباشد تن من مباد

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت!

بدون توجه و بررسی وقایع تاریخ معاصر، نمی‌توان واقعیت‌ها در رابطه با دلایل و مقصران واقعی بحران موجود را شناسایی کرد. به این مهم، از جمله در جلسه هفته پیش هم پرداخته شد.
در این روز سی‌وهشتم تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به وطن، در ابتدا با افتخار یادآوری گنیم از:
۱-مردم ایران، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، میهن خود را تسلیم انیرانیان نکردند!
۲-مردم ایران در مناطق پیرامونی و مرزی میهن، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، همدست افراد و احزاب خودفروخته نشدند، و از تجزیه ایران و از تکه‌پاره شدن وطن توسط دشمنان ایران، جلوگیری کردند!
۳-مردم ایران در بدنهٌ قوای مسلح، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، با از خودگذشتگی، و با وجود تحریم‌های ۴۷ساله و با کمترین امکانات، از وطن و از هموطنان خود دفاعی جانانه کردند!
…جالب این است که از یک طرف خودِ امریکایی‌ها به دنبال برکناری ترامپ از راه بی‌کفایتی و اختلال مشاعر و متمم ۲۵، و یا از راه رای‌گیری در کنگرهٌ بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای برای عزل او هستند، ولی از یک طرف دیگر طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی با انجام رقص مضحک ترامپ، با حقارت او را «دایی ترامپ» و «عمو ترامپ» خطاب می‌کنند، و از او تقاضا می‌کنند به وطن ما بیشتر تجاوز کند!…
تهدید به آخرالزمان از سلاح‌های متداول در جبهه‌های جنگ روانی بوده است. ولی هم تاریخ و ساعت آخرالزمان، و هم اهداف آخرالزمان از امروز به فردا تغییر کرده است! ترامپ اکنون فقط چند ساعت وقت دارد که برای عدم توانایی «بزرگترین ارتش ابرقدرت دنیا» برای محو و نابود کردن ایران، بهانه و دروغ دیگری را سرِ هم کند!…
…قدرت‌های مغرور به ابرقدرتیِ خود، تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتند. هیچ فکر نمیکردند ایرانیان جرات و یا توانایی بستن و کنترل کامل آن‌را داشته باشند!
ترامپ مدعی است که امریکا بزرگترین قدرت نظامی تاریخ بشر است، و این او بوده است که در دور اول ریاست جمهوری خویش این ارتش را ساخته است! فرمانده کل قوای این ارتش، علنا به ناتوانی خود برای باز کردن تنگه هرمز قرار کرد، و از قوای ناتو و سایر کشورها تقاضای کمک کرد. ساعاتی پیش، ترامپ در گفتگو با خبرنگاران باری دیگر از اینکه همه به تقاضای او پاسخ منفی دادند، شکایت کرد و گفت: «…حتی کره جنوبی هم تقاضای کمک ما را رد کرد…»

ترامپ چند بار هم به اشکال مختلف گفته است که ما تنگه هرمز را لازم نداریم، هر کشوری لازم دارد خودش برود و بازش کند!

در همینجا هم به تکرار عارضم که برای احقاق حقوق ایرانیان، اعمال حاکمیت ایرانیان بر تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس، یک وسیله‌ایست که می‌تواند با خشونت‌زدایی، حتی بیشتر از هزارها بمب اتمی هم موثرتر باشد!

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت! بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد!

نقشه تجاوز به ایران و تکه‌پاره کردن میهن ما، از همان اوان انقلاب ۱۳۵۷ در مخیلهٌ بیمار رژیم اسرائیل، و به خصوص نتانیاهو و شرکا بوده است. این توهم بالاخره در ۲۳خرداد۱۴۰۴ عملی شد. ولی به علت مقاومت ما مردم ایران متجاوزان به اهداف مطلوب خود نرسیدند! ما ملت ایران توانستیم آتش‌بس را به متجاوزان تحمیل کنیم، که در ۳تیرماه ۱۴۰۴ اعلام شد.
تحلیل‌گران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتیِ متجاوزان، با میلیاردها دلار بودجه و امکانات بی حد و حصر، گفتند که دلیل شکستشان در آن تجاوز دوازده روزه این بود که راس رژیم زده نشد و به‌قتل رساندن آن تعداد از سران نظامی کافی نبود. با این تحلیل توهم‌آمیز، باری دیگر در ۹اسفند۱۴۰۴به میهن ما تجاوز کردند و این بار اصلا تجاوزات را با کشتن خامنه‌ای و تعداد دیگری از سران رژیم (به قول ترامپ فاز اول، و فاز دوم، و نیز قسمتی از فاز سوم رهبری و فرماندهی) شروع کردند. ولی باز هم به علت ایستادگی و استقامت افتخارآمیز ما مردمِ ایران و بدنهٌ نیروهای نظامی، باز هم وطن ما فرو نپاشید. ایران هنوز ایران است، و نه آنچه نقشهٌ متجاوزان بود یعنی چند جمهوری در مناطق مرزی ایران، و یک منطقه شاهنشاهی هم در وسط آن چند جمهوری، با نام «پرشیا» با به قدرت رساندن و تحمیل مجدد پهلوی!
…باید واقعیت را یادآور شد! این بی‌اثر بودن اسلحه در دست سلطه‌سالاران متجاوز به وطن ما، علی‌رغم صدبرابر بیشتر بودن بودجه نظامی فقط یکی از آن‌ها نسبت به ایران، در نتیجه این بوده است که با احقاقِ حقِ استقلال، ما ایرانیان توانا بوده‌ایم که اجنبیان را در ساختن بدیل وابسته، علیل و ذلیل بکنیم. اگر بودجه نظامی رژیم اسرائیل و رژیم‌های دست‌نشانده منطقه که با ایران در جنگ بوده‌اند را هم به بودچه نظامی امریکا بیافزایم، نابرابری موازنهٌ قدرت نظامی و اسلحه واضح‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
…بر عکس تصور اجنبیان، احزاب و گروههای جدایی‌طلب و فدرالیست و تجزیه‌طلب هم نتوانستند در تکه‌پاره کردن ایران، برای خود سهم‌گیری کنند و هر کدام، تکه‌ای از خاک میهن را به عنوان غنیمت جنگی، به مالکیت خود درآورند. این هم به علت ایستادگی ما ایرانیان در مناطق پیرامونی و مرزی ایران است که یکپارچگی وطن ما حفظ شد. ایران هنوز ایران است!
با حفظ و حراست ایران، بعد از دفع متجاوزان خارجی، این خود ما ایرانیان هستیم که با خشونت‌زدایی، تکلیف متجاوزان داخلی را هم روشن خواهیم کرد. ولی یک ایرانی باید باقی بماند که خودِ ما مردم ایران بتوانیم نظام دموکراتیک مطلوب را در کشورمان مستقر کنیم.
نپذیرفتن بدیل وابسته‌ی تحمیلی در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، و به‌تدریج منقلب‌تر و منقلب‌تر شدن، و سرانجام مدیریت انقلاب ۲۲بهمن۱۳۵۷ را در یک جنبش خود‌جوش و مستقل و خودانگیخته، به عهده گرفتن، ریشه در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ما ایرانیان دارد. آیا اصلا می‌توان انتظار داشت که پندار زورمدار ترامپ و نتانیاهو و شرکا کمترین توانایی برای درک این واقعیت را داشته با شد؟
گفت: تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!!؟
…عمل‌کرد پهلوی و شرکا، آن‌ها را به‌تدریج از رجوی و شرکا هم منفورتر کرده و خواهد کرد، ولی در این شرایط خطیر، هنوز باید بیشتر کار کنیم و فعال شویم! و فعال‌تر در احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی!…
به علت استقامت ما ایرانیان در تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال، ایران تکه‌پاره نمی‌شود! ایران همیشه ایران خواهد ماند!
هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، با پرکاری و همکاری، می‌توانیم در احقاق حق استقلال بکوشیم و استفاده قدرت‌ها از دریوزگان و وابستگان داخلی را ناممکن کنیم. با این روش می‌توانیم:……

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد! بیشتر بخوانید »

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران

… واقعیت این است که اضطراب، افسردگی و غمی که امروز جامعه ما را فراگرفته، می‌تواند یا به تخریب و خودتخریبی منجر شود، و یا می‌توانیم آن‌را به انرژی مثبتی برای تغییر وضعیت و سازندگی تبدیل کنیم.
سایهٌ جنگ توسط قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند! در این وادی، بازندهٌ بازی قدرت‌های جهانی در توازن قوا، همیشه ما مردم هستیم. بسیار تاسف‌با است که تعدادی از مردم، به این فاجعه گرایش پیدا کرده‌اند. یقین دارم که در آینده از این موضع خود، مانند مردم عراق و لیبی و افغانسات و سوریه و…سخت پشیمان خواهند شد…
… قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، از ترامپ و شرکا گرفته تا نتانیاهو و شرکا، به دنبال منافع خود هستند. نتانیاهو که حتی مردم ما را با تعابیر توهین‌آمیزی چون «عمالقه» خطاب می‌کند، نمی‌تواند خیرخواه ملت ایران باشد. او و امثال او خود را قوم برگزیده، و ما را «حیوان‌های انسان‌نما» می‌داند. تاریخ به ما آموخته است که مداخلات نظامی خارجی، مانند آنچه در افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و… رخ داد، نه تنها دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه با جمع کردن و تکیه به نیروهای وطن‌فروشِ وابسته به قدرت‌ها، تنها ویرانی به بار می‌آورد…
… قدرت‌ها متاسفانه توانستند با به‌راه انداختن یک جبهه دیگر از جنگ روانی، برای بعضی از ایرانیان، به طور کاذب یک توهمِ «ناجی خارجی» را جا بزنند! حقیقت این است که این توهم کاذب، به غیر از یک تزویر رسانه‌ای نیست که از جمله توسط چند رسانه‌گر محقق، مثلا در نشریه اسرائیلی هاآرتز و در نشریات معتبر دیگر، افشا و منتشر شده است. واقعیت این جنگ روانی باید مورد بررسی قرار بگیرد و وابستگی و تمایل مردم به وابستگان و قدرت‌ها باید مورد نقد قرار بگیرد، تا به کمک همدیگر بتوانیم از تکرار این خسران بزرگ پیش‌گیری کنیم…
… انفعال، در واقع یک خودکشی تدریجی و دردناک است، که در این زمان بسیار مهلک‌تر از قبل شده است.
سرنوشت ایران را نه در اتاق‌های دربسته واشینگتن و تل‌آویو و لندن، و نه در دور میزهای مذاکره‌ای که تنها با حضور افرادی که با شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» در واقع برای حفظ منافع ملی بیگانگان در تلاش هستند، بلکه در اراده ملت ایران باید جستجو کرد!
اگر ما وارد میدان ساختن سرنوشت خود نشویم، دیگران که چون گرگ‌های درنده جهانی ما را محاصره کرده‌اند، جای خالیِ ما را پر می‌کنند، و در نتیجه این قدرت‌ها هستند که برای ما تصمیم خواهند گرفت، البته تصمیم مطلوب خود را! نجات ما به دست خود ماست و این مسیر، مستلزم زحمت، آگاهی و نفی هرگونه وابستگی است.

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- انقلابِ روی به ملت، پشت به قدرت: هم قدرت داخلی! و هم قدرت خارجی!

…در آستانه سالگرد چهل‌وهفتم انقلاب و تشکیل «جمهوری اسلامی ایران»، این رژیم بلایی بر سر مردم آورده که نمی‌توان این سه واژهٌ «جمهوری» و «اسلامی» و  «ایران»، را به زبان و قلم بیاوری، و آماج ناسزا و تخریب نشوی! و ناسزاهای بسیار بدتر از آن، وقتی از «انقلاب» سخن بگویی! 
قدرت‌ها به مقدار زیادی در این جنگ روانی علیه مردم، موفق بوده‌اند.
انقلاب یعنی منقلب شدن. ایرانیان در سال ۱۳۵۷ منقلب شدند و روی به ملت کردند، و پشت به قدرتِ داخلیِ غیرِقابلِ اصلاحِ موجود که دست‌نشاندهٌ قدرت خارجی بود، و پشت به قدرت خارجیِ آن زمان کردند، و گفتند: نه شرقی! نه غربی!
ولی یک حداقل لازمی از ما مردم  دوباره روی به قدرت کردیم، و اجازه دادیم قدرت در خمینی متمرکز شود. در پی این خطا، انفعالی را به خود تحمیل کردیم که به علت آن، ولایت مطلقه به خامنه‌ای منتقل شد. به تعبیر خودِ خامنه‌ای، هنگام رای‌گیری برای «رهبر» شدن وی، «…باید خون گریست!…» به حال مردم و خود به‌درستی گفت که «…خود من حقیقتا لایق این مقام نیستم…»
youtube.com/watch?v=WlnJ7ijJUMQ
البته در آن روز و در آن جلسه، رفسنجانی در مقام رئیس جلسه، قول موقتی بودن رهبری خامنه‌ای را تا زمان رفراندم داد. رفراندمی که هنوز که هنوز است، هیچ وقت برگزار نشده!
در پی تمرکز قدرت در «ولایت فقیه» نارضایتی‌ها بر هم افزوده شد، و اعتراضات مردمی ادامه یافت. وارد کردن عامل قدرت داخلی برای بهبود وضعیت، با ظاهرسازی اصلاح‌طلبی، از ریاست جمهوری خاتمی شروع و اوج «موفقیت» خود را در جنبش سبز به نمایش گذاشت. یک حداقل لازمی از ما مردم خود را در زندان خودساختهُ «‘انتخاب’ بین بد و بدتر» محبوس کردیم، و در نتیجهٌ آن، سرکوب و کشتار شروع شد. هنوز زخم آن تجاوزها به حقوق، در روح و روان ما التیام نیافته است. «‘انتخاب’ بین بد و بدتر» در میان لایه‌های مختلف قدرت داخلی ادامه پیدا کرد ولی به تدریج کمرنگتر شد. تا بالاخره گفتیم: «اصلاح‌طلب! اصول‌گرا! دیگه تمومه ماجرا!» با پشت کردن مردم به قدرت داخلی، شعار خودانگیخته و پرشعور «اصلاح‌طلب! اصول‌گرا! دیگه تمومه ماجرا» از جمله فعالیت‌های حقوقی بود که خودِ ما مردم، با خردِ جمعی و کوششی مستقلانه، تدبیر کردیم.
ولی باز متاسفانه با تجاوز به حق استقلالِ خود، و روی کردن به قدرت، جنبش‌ها بعدی منجر به براندازی رژیم استبدادی نشدند. این بار، جسد سیاسی پهلوی از تابوت شاهنشاهی در جنبش ۱۴۰۱ بیرون آمد: اول از توییت، بعد وکالت، و… و بعد از اینکه حرمت مطرح کردن قدرت خارجی و عوامل وابسته و دریوزه شکسته شد، شرم و حیا هم از وارد کردن قدرت خارجی از بین رفت.
پهلوی و شرکا، بسیاری از تظاهرات خیابانی و کنش‌های خارج کشور را، با آوردن پرچم و عکس‌های مشخصی، به نفع خود مصادره می‌کنند و تاثیر مثبت آن‌ها را برای کوتاه‌تر کردن عمر رژیم، از بین می‌برند. جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ را هم به همین سرنوشت بد مبتلا کردند و آن جنبش را هم از جوشش انداختند و طولانی شدن عمر رژیم را ضمانت کردند. پرچم رژیم اسرائیل و عکس نتانیاهو، و ارتباط مستقیم پرچم شاهنشاهی و ساواک و تصویر پهلوی را در افکار عمومی دنیا مصور کرد، و رسانه‌های دنیا، جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ را در وی خلاصه و ناچیز کردند! در این زمان، افکار عمومی دنیا از  رژیم اسرائیل و نتانیاهو منزجر هستند. به این دلیل است که از وقتی که پهلوی جنبش ۱۴۰۱ را، به نفع خود و اربابانش مصادره کرد، حمایت افکار عمومی دنیا از مردم ایران کاهش یافت. به‌طوری‌که افکار عمومی دنیا حتی در کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و بعد از آن هم به حمایت از ایرانیان برنخاستند.
کوشش فراوانی لازم است تا زخمی که در افکار عمومی دنیا به‌علت عدم حمایت ایرانیان از مردم فلسطین، و برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل ایجاد شد، التیام یابد.
افکار عمومی، بزرگترین «ابرقدرت» دنیا است! حمایت افکار عمومی دنیا از مردم ایران در انقلاب ۱۳۵۷، بی‌سابقه بود!
امروز هم ما مردم باید با افکار عمومی دنیا در تعامل باشیم، نه با دولت‌ها! خودِ ما مردم توانا هستیم که با خردِ جمعی و کوششی مستقلانه، فعالانه تدبیر امور را در دست بگیریم، و ابعاد کمی و کیفی آن‌را به کمک همدیگر افزایش دهیم تا ادامهٌ ضرر و زیان‌های وارد کردن عامل قدرت خارجی را متوقف کنیم. و گرنه جواب این سوال که «پس بالاخره آخوندها کی می‌روند» می‌شود: هیچ وقت! تا صد سال دیگر هم باقی خواهند ماند!…

صدارت- انقلابِ روی به ملت، پشت به قدرت: هم قدرت داخلی! و هم قدرت خارجی! بیشتر بخوانید »

خادمان به ایران-⁨بنی‌صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم

قدرت‌ها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطه‌گری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.

حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطه‌سالاران است!

قبل از هر چیزی، ارتباط خدمت‌گذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آن‌ها. ولی همهُ این‌ها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.

در تاریخ معاصر، بنی‌صدر هدف بیشترین حملات در جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.

به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنی‌صدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.

چند بار هم تلاش کردند که بنی‌صدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.

در زمان دادگاه میکونوس، تلاش‌ها برای تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بی‌پایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنی‌صدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید می‌گرفت را هم دریافت نکرده بود!

بعد از فوت بنی‌صدر، برای مدتی از میزان حمله‌ها به او کاسته شد، ولی قدرت‌ها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنی‌صدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشه‌ی او  هم به همان قدر برای قدرت‌ها خطرناک است.

در سند زیر می‌بینیم که منویات قدرت‌های داخلی و خارجی در اینکه بنی‌صدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافته‌اند.

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »

پهلوی، رضا-جنگ روانی-پروپاگندا-—تجاوز خشونت تزویر بزرگنمایی- اینترنشنال= ۳۷۶٪ ❊و بی‌بی‌سی= ۱۰۵٪ به نفع پهلوی، سلطنت، شاه،

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟

…ولی صلج پایدار، مورد نظر و مطلوب هیچ کدام از طرفهای مخامصه نیست! و همه از شرایط «نه جنگ-نه صلح» بیشتر منتفع می‌شوند!… و در این صورت است که با ادامهٌ بحران‌ها، ملت‌ها خود را به غلط ناچار می‌پندارند که باید به خفقان و سرکوب‌های دولت‌ها، تن دهند.
راه حل بحران جنگ و خشونت، مذاکرات بین قدرت‌ها نیست!
راه حل شرایط خطرناک فعلی، تسلیم شدن قدرت‌های داخلی، به قدرت‌های خارجی نیست!
راه حل تسلیم شدن قدرت‌ها به ملت‌ها است!
راه حل این است که ما مردم، خامنه‌ای و شرکا را مجبور کنیم که تسلیم مردم شوند!
در طول عمر این رژیم، اعتراضات متعددی را پشتِ سر گذاشته‌ایم ولی در همهٌ آن‌ها به محض اینکه یک حداقل لازمی از مردم، روی به قدرت کردند، آتش جنبش فروکش کرده و  به زیر خاکستر رفته است.
در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، روی‌کرد برخی از مردم ایران، به سوی قدرت‌های خارجی، و عوامل وابسته به آن‌ها شد. اینبار هم آتش به زیر خاکستر خزید. با وارد شدن تجاوزها به حقوق و خشونت به اعتراضات، نمی‌توانست هم جز این باشد!
در این روزها فیلمی با عنوان «سلطنت‌طلبان پاریس» برای من فرستاده شد که شخصی در پاریس، بالای تریبونی با عکس بزرگ محمدرضا پهلوی و پشت بلندگو، با فریاد می‌گوید: «…ملت ایران، اولین ملتی است در جهان که از کشورهای خارجی تقاضا می‌کنه بمب روی سرش بریزند…» یکی دیگر با بی‌آزرمی در مقابل دوربی گفت …اگر یک میلیون هم کشته شوند، مهم نیست… یادآوری کنم که این گونه افراد، خود در داخل ایران و در خطر بمباران و کشته شدن نیستند!
راه حل بحران، مذاکره و یا جنگ با ترامپ و نتانیاهو نیست، و با خفت و خواری تسلیم این یا آن شدن!  راه حل بحران، شنیدن صدای مردم و مطالبات برحق آنان است!
قدرتهای خارجی قادر نیستند بعد از بر هم زدن وضعت فعلی، چه با مذاکره و چه با جنگ، وضعیت مناسبی را به ارمغان بیاورند! تاریخ معاصر در افغانستان، و عراق، و لیبی، و سوریه، و… چیزی غیر از این را ثابت کرده است!؟
قدرت‌های خارجی، نتوانسته‌اند یک بدیل وابسته ساخته و به مردم ایران تحمیل کنند. پهلوی هم هیچ وقت نتوانست یک جایگاه واقعی در یک حداقل لازمی از ایرانیان پیدا کند. در خارج از ایران هم، به علت از حد خارج کردن بی‌مایه‌گی و دریوزگی، وی مورد تمسخر و توهین غیرِ ایرانیان است! گذشته از این در رابطه با پهلوی، هر آنچه که قدرت‌ها طی دهه‌ها با هزینه کردن میلیون‌ها دلار، بافته بودند، از شب پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ و روزهای بعد از آن، رشته رشته شد! آن هم به قیمت خون هزاران نفر.
راه حل در دست بزرگترین ابرقدرت دنیا، یعنی افکار عمومی است. راه حل واقعی در دست خود ما مردم است که با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، دولت‌های خارجی را زیر فشار ملت‌های خود قرار دهیم. با نزدیک شدن برخی ایرانیان به پهلوی و نتانیاهو و اسرائیل و ترامپ و امریکا، ما متاسفانه این فرصت را برای ۱۴۰۴ از دست دادیم! و شاهد مرگ هزاران نفر شدیم!

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟ بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا