بایگانی برچسب: s

صدارت: قدرت دوستی نمی‌شناسد! اعدام کریم دستمالچی، عضو جبهه ملی، در ۲۲ تیر ۱۳۶۰، بجرم سازماندهی راهپیمائی ۲۵ خرداد

صدارت: قدرت دوستی نمی‌شناسد! اعدام کریم دستمالچی، عضو جبهه ملی، در ۲۲ تیر ۱۳۶۰، بجرم سازماندهی راهپیمائی ۲۵ خرداد

۲۲ تیر ۱۴۰۱

خمينى در سخنرانى خود در ۲۵ خرداد اعلام مى‏ كند:«اگر سى و پنج مليون نفر بگويند بله من مى‏گويم نه. ...آن روز مسلح نداشتيم موفق شديم حالا مسلح نيز داريم! ...جبهه ملى مرتد است. ...من حالا هم توبه را قبول مى‏كنم. اسلام توبه را قبول مى‏كند. نهضت آزادى از راديو اعلام كند اين اطلاعيه جبهه ملى كفر آميز است...و آن آقا [بنی صدر] هم بروند از ملت عذرخواهى كند."

پاکنژاد :سی و یکم خرداد شصت، روزی که ایران در مسیر استبداد و سقوط افتاد

پاکنژاد :سی و یکم خرداد شصت، روزی که ایران در مسیر استبداد و سقوط افتاد

۳۰ شهریور ۱۴۰۰

حذف اولین منتخب مردم ایران، در کودتای خزنده‌ای که پرده آخر آن در خرداد ۱۳۶۰ به نمایش در آمد، سرآغاز وقفه‌ای بزرگ در برپایی نظامی حقوق‌مدار در ایران و رساندن آن به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت بود.  کودتای خرداد ۱۳۶۰، پایان انقلاب نبود. از آن تاریخ، منقلب شدن مردم، شکل دیگری به خود گرفت و ادامه دارد. 

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۶از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۶از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

درست در همان تاریخ  19 اکتبر تا 21 اکتبر 1980 آن معامله پنهانی با ستاد تبلیغاتی ریگان و بوش در پاریس بر سر به تاخیر انداختن آزادی گروگانها تا انتخابات ریاست جمهوری که در ماه بعد در نوامبر 1980 در امریکا انجام میگرفت ،  این موافقت محرمانه  برای این بود که گروگانها آزاد نشوند تا کارتر شکست بخورد و ریگان  رئیس جمهور بشود ، همزمان با ان معامله این دو مقام میگویند ما اسلحه آمریکایی نمیخواهیم و  بعد گری سیک  در کتاب اکتبر سورپرایز مینویسد که :  وقتی که پیشنهاد ایران در باره مساله گروگانها آمد با کمال تعجب دیدیم که درخواست اسلحه و قطعات یدکی که ایران خریده بود و امریکا ان را توقیف کرده بود نبود  ، و آن را نمیخواهند با اینکه ما آماده بودیم آنها را تحویل بدهیم . یک کشور در جنگ ،  مذاکره کننده طرف مقابل حاضر است اسلحه را بدهد طرفی که مذاکره میکند نمیخواهد اسلحه را بگیرد و این معنایش خیلی روشن و واضح  است:

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۵از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۵از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

در نامه ۳ آبان به آقای خمینی اولاً درباره وضعیت ارتش نوشتم چون حالا یک ماه از جنگ گذشته بود دیگه اون چهار روز فعلاً یک ماه ازش گذشته بود و ایران شکست نخورده بود و ارتش هم در نامه به آقای خمینی نوشتم که شما بپرسید از اینهایی که وارد هستند کدوم ارتشی زیر ضربات دشمن توانسته تجدید سازمان کنه و با موفقیت از وطن خودش دفاع کند در برابر قشون مجهز متجاوز؟ به او گفتم‌ که ، برای این که دست از این توطئه ها بردارند و این مسئله سازیها و به اصطلاح جبهه از پشت گشودن ،  گفتم که:  بعد از جنگ استعفا می‌کنم ، البته استعفای من نزد او بود ، ولی من در این نامه باز هم گفتم که جنگ که تموم بشه استعفا می کنم  ، پس هیچ توجیهی برای کودتای خرداد ۶۰ نبود .

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

تاریخ‌نگاری حقایق کودتای ۱۳۶۰، (جلسه۴از۷) به نقل از آقای بنی‌صدر در گفتگو با علی صدارت

۲ اردیبهشت ۱۴۰۰

 من هم نامه‌ای به او نوشتم در تاریخ ۱۳ آذر نوشتم که آقای عرفات گفته است ،  این را آقای عرفات آن زمان گفته بود : ارتش عراق می‌تواند اهواز رو تصرف کند دست نگه داشته است منتظر فعل و انفال در تهران است حقیقت را ۱۸۰ درجه وارونه کرده به آقای خمینی گفته بودند ، به خمینی در رابطه با معنای حرف عرفات گفته بودند که :  معنای حرف عرفات به نقل از صدام این است که صدام  منتظر است که ارتش در تهران کودتا کند.  من به نوه این آقا نوشتم به اینکه ارتش در تهران نیرو نداره که کودتا کنه دوتا گردان این ارتش در تهران نیرو داشت با آن  نمی‌شد کودتا کرد ،  پس وارونه سخن رو آقای عرفات گفته ، و اون گفته اش این است که قوای صدام  توانایی حمله به اهواز را ندارد ، قوای صدام منتظر است فعل و انفعالی در تهران رخ بده  و این توانایی را حاصل کند  در واقع آقای صدام هم منتظر بوده که این آقای خمینی سرشاخ بشه با بنی صدر رئیس جمهوری و گرنه خوب ارتش عراق ۵۰ روز نوشتم به اون آقا ، ۵۰ روز بیکار موند و هرروز تلفات می‌بیند و این فقط به انتظار این است که در تهران ارتش کودتا کند ؟ اگر  ارتش کودتا کنه که دلیلی ندارد که تواناییش برای مقابله با قوای مهاجم بیشتر نشده باشه  خب بعد هم از او پرسیدم که غیر آقای خمینی چه کسی می توانه رئیس جمهوری رو خرد کند و نقشه نوار آقای حسن آیت را به یادش آوردم که گفت بود که ، طرح ما این است که امام رو با بنی‌صدر رویارو کنیم  در اینجا در این نامه یک مطلب مهمی هم هست ، همه اینها مهم بودا ولی این یک نکته مهم است: