حق اطلاع‌رسانی

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن

جان لیمبرت از کارمندان گروگان‌گیری شدهٌ سفارت امریکا در تهران، اخیرا(پنج روز پیش) مطلب سِّریِ بسیار مهمی را فاش گفت که ارتباط مستقیمی دارد با بحران تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، که در واقع یکی از ریشه‌های اصلی آن است! «او [بیل کیسی] ایرانی‌ها را متقاعد کرده بود… او به ایرانی‌ها رشوه داده بود تا ما را سه ماه بیشتر نگه دارند، تا انتخاب شدن ریگان در [نوامبر] ۱۹۸۰ را تضمین کند. منظورم این است که توافق انجام شده بود، توافق در سپتامبر-اکتبر ۱۹۸۰ انجام شده بود [«اکتبر سورپرایز»]»…
…ابراهیم یزدی: سه نفر کارتر را ناچار کردند به پهلوی اجازه ورزو به امریکا را بدهد، با علم به اینکه می‌دانستند آمدن پهلوی به امریکا باعث گروگانگیری میشود!…
این خود زمینه‌ساز و هستهٌ اولیهٌ بهانه‌ای شد برای آماده‌سازی افکار عمومی ایران برای توجیه حمله به سفارت امریکا در تهران، که به‌گروگان گرفتن اعضای آن منتهی شد. ایرانیان دخالت‌های قدرت‌ها در امور داخلی خود را تجربه کرده بودند و از تگرار کودتا از نوع ۲۸مرداد۱۳۳۲ توسط امریکا و انگلیس، بسیار مضطرب و نگران بودند.
با اینکه تا فقط مدت کوتاهی قبل از انقلاب، پهلوی برای قدرت‌های غربی، به‌عنوان مهرهٌ دست‌نشانده و وابسته به غرب، مهمترین حاکم در کشورهای منطقه بود و برایشان یکی از محبوب‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رفت! افکار عمومی دنیا(از جمله مردم امریکا) در سال ۱۳۵۷، آن‌چنان طرفدار و حامی انقلاب ایران و ایرانیان بود که هیچ کشوری حاضر نمی‌شد که به خانوادهٌ پهلوی اجازه ورود به خاک خود را بدهد. با این یادآوری که در «جنبش سبز» در ۱۳۸۸ و در جنبش «زن، زندگی آزادی» در ۱۴۰۱ هم مردم جهان شاهد توانایی مردم ایران را برای درآمیختن با افکار عمومی دنیا از خود بروز دادند. این جو باید می‌شکست! چهرهُ ایران انقلابی و چهرهُ ایرانیان منقلب شده که با خودانگیختگی و استقلال، رژیم شاهنشاهی پشتیبانی شده توسط غرب را، بدون کمک قوای نظامی خارجی، و یا میلیشیا و جنگ داخلی، برانداخته بودند، باید به یک چهرهُ تیره و تار و پلید مبدل می‌شد. در این رابطه، پروژهٌ قدرت‌ها مبنی بر «گروگان‌گیری» و تاخیر در آزاد کردن آن‌ها، بسیار موفق بود. ابعاد کیفی و کمی این موفقیت، در عرض حدود نیم قرنی که از آن می‌گذرد، بیشتر هم شده است!
رابرت مالی، رئیس تیم مذاکره‌کننده حکومت بایدن گفت: «امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست.» او هم با این اعتراف صریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصم‌ها و تقابل‌ها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیه ایران و ایرانیانِ بعد از انقلاب، به‌طور واضح و روشن اعلام کرده‌اند…
… به علت ایستادگی پیروزمندانهٌ ایرانیان در مقابل تجاوزهای دو «ابرقدرت هسته‌ای»، افکار عمومی دنیا در رابطه با ایرانیان، مثبت‌تر شده است. ما مردم با دفاع پیروزمندانه از خود، در جنگ احساسی-روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها، اسلحه را در دست متجاوزان، بی‌اثر کرده‌ایم. دیوید بارنیا، بعد از شکست در تلاش‌های پنج‌سالهٌ خود برای تکه‌پاره‌کردن ایران دیگر رئیس موساد نیست، و برخی دیگر ژنرال‌های جنگ روانی در رژیم اسرائیل به علت شکست در مقابل ایرانیان حذف شده‌اند. همین امروز هم در خبرها دیدیم که رئیس جدید موساد دو مقام ارشد این سازمان جاسوسی را به‌دلیل شکست طرح تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران برکنار کرده است. یکی از مقام‌های برکنارشده ریاست اداره اطلاعات موساد را بر عهده داشت و دیگری رئیس بخش ایران این سازمان بود.
کم‌کم برای باری دیگر پشتیبانی و حمایت‌های افکار عمومی دنیا، به کمک ایران و ایرانیان می‌آید. در صورتی‌که ما با استقامت و ایستادگی، بیشتر به فرهنگِ ایرانیِ استقلال و آزادگی و حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی و مردمسالاری وفادار بمانیم، افکار عمومی دنیا مانند سال ۱۴۰۱، و ۱۳۸۸ به پشتیبانی ما خواهند آمد. اگر بیشتر تلاش کنیم و حمایت افکار عمومی از ایران و ایرانیان را به حالتی که در دوران انقلاب ایران، بهار ایران در سال۱۳۵۷  شاهد بودیم، برسانیم، پیروزی ما برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری نزدیک‌تر خواهد بود!

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن بیشتر بخوانید »

صدارت: ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، نه در مراجعه به قدرتها

در حالی که قدرت‌ها خود را در باتلاقی اسیر کرده‌اند، و بعد از امضای تفاهمنامه، یک وضعیت هم جنگ و هم صلح ادامه دارد، شاهد موقعیت بسیار حساس و تعیین‌کننذه‌ای هستیم. شرایطی که اگر به درستی آن را درک نکنم و منفعل بمانم، ممکن است اوضاع وطن به‌قدری خراب شود که روزی برای ایران، حسرت وضعیت فاجعه‌بار امروز سودان را بخوریم! کشوری که در آتش جنگ، فجایع انسانی و تکه‌پارگی می‌سوزد، و گناه اصلی این فاجعهٌ حقوقِ بشری، بر گردن سودانی‌هایی است که به قدرت‌ها در دنیا و در منطقه رجوع کرده‌اند. تجاوز به حقِ استقلال!
 پرسش اصلی و ساده‌ای که هر یک از ما باید از خود بپرسیم، و قبل از آن من از خودم باید بپرسم این است: «آیا من می‌توانم کاری انجام دهم یا باید بنشینم و ببینم قدرت‌های خارجی چه سرنوشتی برای من رقم می‌زنند؟» یا اینکه نه! واقعا لازم است بگویم «من می‌توانم کاری انجام دهم» و لازم است مرتب از خود بپرسم «آن کارهایی که من، به سهم خود و به نوبه خود، می‌توانم انجام دهم کدام‌ها هستند؟»
…این همان هشداری است که باید برای ایران جدی بگیریم، چرا که قدرت‌های خارجی و نیروهای نیابتی‌شان، همان سناریوی «سودانیزه کردن» را برای میهن ما در سر دارند. و در این صورت، با سودانی شدن ایران، ابعاد کیفی و کمی خشونت و تجاوز در کل منطقه افزایشی بی‌سابقه خواهد داشت.
خطر تجزیهٌ میهن، تحت پوشش فدرالیسم، یکی از جدی‌ترین تهدیدها، یک تلاش برای تکه‌پاره کردن ایران تحت عناوین فریبنده‌ای چون «فدرالیسم استانی» است. اگر این نقشهٌ شوم قبل از تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، در پرده‌ٌ ابهام بود، الان دیگر با اعترافاتِ علنیِ خودِ مهره‌های وابسته در رسانه‌ها، و نیز با فاش‌گویی‌های بی‌فیلتر ترامپ، چه به صورت صوتی-تصویری در رسانه‌های همگانی، و چه در پیام‌های نوشتاری بی‌محابا در تروث سوشیال و سایر رسانه‌های شخصی، شکی باقی نیست که رژیم اسرائیل و امریکا بر تلاش‌های خود برای تجزیه ایرن می‌افزایند. نتیجه این دسیسه‌ها و فتنه‌کاوی‌ها، چیزی جز به جان هم انداختن اقوام ایرانی و ایجاد جنگ‌های بی‌پایان نیست. قدرت‌ها در صهیونیسفر، که آرزوی «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیدهٌ خداوند» در سر دارند، ایران مقتدر و مستقل را، همیشه مانع اصلی برای رسیدن به اهداف خود می‌بینند، و به همین دلیل نیاز دارند از استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری توسطِ خودِ ما ایرانیان، جلوگیری کنند…
من باید بدانم که هیچ کدام از قدرت‌ها برای من و برای میهن من، آزادی و رفاه به ارمغان نمی‌آورد! راه حل در «خود من»، و در «زمان من»، و بر اساس «حقوق من» است. اگر ما مردم، چاره را در خود بیابیم، و برای کمک از قدرت‌ها، منفعلانه به انتظار ننشینیم، و خارجیان را وارد امور داخلی خود نکنیم، هیچ قدرتی نخواهد توانست ایران را به سودانی دیگر تبدیل کند.

صدارت: ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، نه در مراجعه به قدرتها بیشتر بخوانید »

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟

….در جنگ روانی، تلاش قدرت‌مداران این بوده که با روایت‌سازی و روایت‌پردازی، اولا نقطهٌ شروع این دشمنی‌ها را به برههٌ مورد نظر خودشان ببرند و در آن‌جا محدود کنند، و ثانیا قلم تاریخ‌نویسی را در انحصار خود قرار دهند و بررسی‌کننده و نویسندهٌ وقایع، فقط خودشان باشند! وقایع‌نویسی‌ای پر از ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات!
این‌ها همه، پیش‌نیاز سلطه‌سالاری، و زورمداری، و استعمارگری هستند!
در رابطه با سلطه‌سالاری، در کنار نقشی که سلطه‌گران دارند، باید به نقش سلطه‌بران و سلطه‌پذیران هم پرداخته شود! برای موفقیت در سلطه‌گری، باید «تولید رضایت» و روانشناسی سلطه‌پذیری را در سلطه‌بران تلقین و القا کرد:
ضروری است که هم در ذهنیت سلطه‌گران، و هم در ذهنیت سلطه‌بران، «برتر بودن سلطه‌گران»، و «پست بودن سلطه‌بران» جا افتاده باشد. 
با جنگ روانی، همراه با ایجاد توهم برتری/پست‌تری، انسان‌زدایی، و توهین و تحقیر، ایجاد عقده حقارت، و پذیرش انواع تبعیض و ضوابط دوگانه، و تجاوزها به حقوق، خشونت‌گستری و عادی‌سازی خشونت، افزایشِ تدریجی و پیوستهٌ ابعاد کیفی و کمیِ خشونت‌ها، افزایش سطح تحمل تجاوزها به حقوق، و… به عنوان یک روش معمول زندگی، پذیرفته می‌شود!…
…استعمار کهن: تسلط مستقیم و آشکار با اشغال و حکومت‌داری استعماری. مثال بارز استعمار استیطانی،  مربوط به چند قرن پیش می‌شود، امریکا است. نوعی از استعمار که کم‌کم منسوخ گردید، به غیر از یک مورد، که آن هم رژیم اسرائیل است.
۳- استعمار نو: تسلط غیرمستقیم از راه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بدون حکومت مستقیم. نتانیاهو و شرکا حتی به استعمار نو هم رضایت نمی‌دهند!!!….

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟ بیشتر بخوانید »

چو ایران نباشد تن من مباد- انقلاب، مبارزه، استقامت، همبستگی

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل

…شکست اعتراضات ایرانیان یک دلیل عمده داشته است، و آن وارد کردن قدرت‌ها در مطالبات حق‌طلبانه خود بوده است:
در سال ۱۳۸۸ قدرت داخلی وارد ماجرا شد، و قرار بود که با وارد کردن مهرههایی از قدرت داخلی، مانند رفسنجانی و میرحسین موسوی و کروبی، رژیم را به اصلاحاتی مجبور کنند. سرکوب و کشتار مردم، آتش آن جنبش خودجوش را زیر خاکستر کرد!
در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، قدرت خارجی وارد ماجرا شد، و قرار بود با وارد کردن مهرههایی که خود را و ایران و ایرانیان را به قدرت‌های خارجی فروخته‌اند، تغییر رژیم را تحمیل کنند. این بار اضافه بر سرکوب و کشتار مردم توسط رژیم، سرکوب و کشتار مردم توسط بمب و موشک و قشون قدرت‌های خارجی را هم شاهد بودیم. علاوه بر آن‌ها، پدیده جدید و باور نکردنی در این ماجرا که سرکوب و کشتار مردم را به ابعادی فاجعه‌بار مبدل کرد، جاسوسان مسلح قدرت‌های خارجی در خیابان‌های ایران بودند.
امید است که ما ایرانیان، از همه این تجربه‌های عواقبِ تلخِ مراجعه به قدرت‌های داخلی و خارجی، درس‌های لازم را گرفته باشیم و بعد از پایان جنگ و رفع تهدیدهای دشمنان خارجی، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدا، دشمنان داخلی را مجبور به یک گذار خشونت‌زدا از استبداد، به دموکراسی بکنیم.

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل بیشتر بخوانید »

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها

نقش ژئوپلیتیک، استراتژیک، نظامی، و…، و اقتصادیِ تنگه هرمز، دیگر از حدس و تثوری و تخمین عبور کرده، و واقعیت‌هایی در اثر ایستادگی و پیروزی ایرانیان در مقابل دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا، در عمل نمایان شدند!
ادامهٌ درگیری‌ها منجر به برملا شدن ضعف و ناتوانایی‌ها «ابرقدرت‌ها»، و نمایش توانایی‌های ایران کردیده است.
کشورهای منطقه که با عدم اعتماد به نفس ملی، برای حفظ امنیت خویش، دست تمنا به سوی دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا درازز کرده بودند، نتایج خطای فاجعه‌آمیز خود را در «توازن قوا» دیدند! بیشتر از حاکمان بر این کشورها، مردم منطقه دیدند که در «توازن قوا»، نه توازنی موجود است، و نزد قدرت‌های داخلی و خارجی، نه قوه و قوای ادعایی!…
…استقلال یک حق ذاتی است. حاکمیت مطلق بر منابع و قلمرو ملی، از جمله تنگه هرمز، راه موثری است که می‌تواند اسلحه را در دست قدرت‌های سلطه‌گر بی‌اثر کند و آن‌ها را از تروریسم اقتصادی بازدارد، خشونت‌هایی که نزدیک به نیم قرن بر ایران و ایرانیان اِعمل کرده‌اند! بدین ترتیب است که می‌توان امنیت پایدار را به منطقه بازگرداند. 

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟

ترامپ در عمل می‌گوید «من توی دهن دولت‌ها میزنم!» علیرغم اینکه وی اعلام کرد که به کشورهای دوست، «دستور داده» و «فرمان داده» قوای خود را برای پیشگیری از شکست امریکا و اسرائیل به منطقه بیاورند، و ادعا کرد که « هم‌اکنون تعداد بیشماری از آن ها در راه هستند»! ولی واقعیت این است که امروز بیش از پیش، بسیاری از بنگاههای رسانه‌ای خبر می‌دهند که اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، چین، ژاپن، و… از راههای علنی و رسمی و غیرِرسمی اعلام کرده‌اند که خود را وارد تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران نمی‌کنند. چرا که نمی‌خواهند که گناه این تجاوز و شکست به حساب آنها هم نوشته شود.
یک امپراطور، امپراطوری لازم دارد! امپراطور باید پیوسته بر ابعاد این امپراطوری بیافزاید تا بتواند به سلطه‌گری ادامه دهد. یک امپریالیست باید یک قلمرویی داشته باشد که بر آن فرمانرایی کند، و آن را گسترش دهد، و منابع آن را چپاول کند. ولی امپراطورهای عصر ما، نه تنها نتوانسته‌اند قلمروهای گذشته را حفظ کنند، بلکه آن قلمروهای داشته را هم کم‌‌کم از دست داده و می‌دهند. رابطهُ بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای استعمارگر را، با مستعمرات خود، در چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم. ولی حالا نوبت امپراطوری‌ای که امریکا و اسرائیل به خشونت‌گستری و سلطه‌گری مشغول هستند…
…نتانیاهو و ترامپ اصلا تصور نمی‌کردند که مردم ایران، علی‌رغم مخالفت‌های عمیق و به حق با رژیم، در دفاع از میهن خود، مقاومتی قهرمانانه را به دنیا نشان دهند. آن‌ها با این توهم به ایران حمله کردند که با اولین جرقه‌های جنگ، مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و برای دست‌نشانده امریکا و اسرائیل فرش قرمز پهن می‌کنند. آن‌ها با سوءاستفاده از نارضایتی مردم از رژیم و جنبش‌های مردمی، سعی کردند «پهلوی» را به عنوان یک بدیل وابسته به ملت تحمیل کنند، اما نفهمیدند که برای ایرانیان، حق ذاتی استقلال و یک  ارزشی متعالی است که در فرهنگ تاریخی چند هزار سالهُ آنها نهادینه شده. مردم ایران، علی‌رغم تمام انتقادات به‌حق به ساختار قدرت داخلی، هرگز نمی‌پذیرند که یک افسر خارجی یا یک مهره‌ی وابسته که دهه‌ها و فرسنگ‌ها دور از درد این مردم، با پول‌های دزدیده شده از این مردم، خوش‌گذرانی کرده، بر آن‌ها حاکم شود…
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.

ما در دورانی پر از التهاب برای گذار از سرنوشت فاجعه‌آمیز فعلی، به وضعیتی خوب و خوب‌ترهستیم! 

راه حل عملی برای رهایی از بحران‌های فعلی، فعال‌تر شدن در ساختن ایرانی دموکراتیک، با حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی است. راه حل فقط و فقط  در «من» و «تو» و «ما»  است! این فعال‌تر شدن ما، نباید به زمان آینده موکول شود! باید الان، و هرچه زودتر عمل کرد! عمل کردن مستقلانه با روش‌های خشونت‌زدا و حقوق‌مدار! باید هر چه زودتر و هر چه بیشتر در نفی و محکوم کردن مراجعه به قدرت‌ها بکوشیم تا بعد از جنگ و در جنبش بعدی، قدرت‌ها باز هم با وارد کردن مهرههای خود، جنبش‌های اعتراضی ما را از جوشش نیاندازند و خنثی نکنند. 

راه رهایی ما نه در دستان ترامپ و نتانیاهو است، و نه در گروی بازگشت به استبداد وابسته‌ی گذشته توسط وابستگان و دریوزگان، و نه در اختیار رژیم حاکم بر میهن, بلکه درست بر عکس، منشا همه خشونت‌ها از قدرت‌ها بوده و هستند و خواهد بود!
ایرانِ امروز، علی‌رغم زخم‌های ناشی از بمباران و تحریم، همچنان ایستاده است. وظیفه ما در این لحظات حساس، حفظ بافت اجتماعی، کمک به آسیب‌دیدگان و پافشاری بر حق تعیین سرنوشت بدون دخالت قدرت‌ها است. ما توانا هستیم، به شرط آنکه به توانایی لایزال ملت و حقوق ذاتی خود باور داشته باشیم.

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم!

……واقعیت این است که در هر جای دنیا، وقتی مردم منفعل باشند، هر کسی که در کانون قدرت قرار گیرد، ناچار یا به اختیار، به حقوق مردم تجاوز خواهد کرد. بنابراین، ضمانت اجرایی قانون، نه در جوهری بر روی کاغذی، بلکه در حضور فیزیکی و فکری ما مردم نهفته است!
درس‌های تلخ تاریخ، بسیار عبرت‌آموز هستند. ما مردم باید باید از خود بپرسیم چرا منفعل شدیم؟ ما نباید اشتباهات انقلاب ۵۷ را تکرار کنیم. در آن زمان، بسیاری تصور کردند که با سپردن کار به چند فرد «خوب»، رسالتشان تمام شده و می‌توانند به دنبال زندگی شخصی خود بروند. همین انفعال بود که به استبداد اجازه داد اولین قدم‌های سرکوب، مانند «حجاب اجباری»، را بردارد. اگر در همان روزهای نخست که شعار «یا روسری یا توسری» سر داده شد، مردم (چه موافق حجاب و چه مخالف آن) به عنوان یک حق و آزادی فردی در برابر آن می‌ایستادند، استبداد نمی‌توانست این‌گونه ریشه بدواند.
خط قرمز بین استقلال و وابستگی باید بسیار جدی گرفت! مسئله این است ما باید راه حل را در درون خود و بر اساس حقوق جستجو کنیم، نه در چشم‌داشت به قدرت‌های خارجی. کسانی که تصور می‌کنند قدرت‌هایی نظیر آمریکا و اسرائیل و…یا شخص ترامپ و نمتانیاهو و… می‌توانند ناجی ایران باشند، سخت در اشتباهند! اشتباهی مهلک! چرا که قدرت‌ها در نهایت به دنبال تأمین منافع خود هستند، نه حقوق ملت ایران. پذیرش دخالت خارجی در سرنوشت ملی، خود نوعی تجاوز به «حق استقلال» است، تجاوز به حقِ استقلالِ خود، تجاوز به حقِ استقلالِ ایران و ایرانیان! هیچ‌گاه از تجاوز اجنبی، خیری برای مام وطن حاصل نمی‌شود.
در همین راستا، برای شناسنامهٌ یک دولت حقوق‌مدار، شایسته و بایسته است که در تمدن امروز بشری، در کنار شاخهٌ مقننه، و شاخهٌ قضاییه، و شاخهٌ مجریه، یک شاخه چهارمی هم باشد به نام «رسانه‌هایِ ملیِ همگانی» یعنی رسانه‌هایی که بودجهٌ آن‌ها توسط مردم پرداخت می‌شود، در حقیقت متعلق به مردم هستند. پس گردانندگان آن رسانه‌ها هم باید نوسط خود ما مردم انتخاب شوند، تا آنها مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند. این رسانه‌ها به عنوان یک پان‌اپتیکان(Panopticon) و سراسربین واژگون، در واقع نه ابزار قدرت (آنچه که اکنون به‌علت انتصابی بودن مدیران آنها شاهد هستیم)، بلکه دیده‌بان حقوق مردم خواهند بود تا از بازتولید استبداد در هر شکلی جلوگیری کنند.
برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، مسیر ما از امروز تا فروپاشی رژیم، و از آنجا تا انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و رفراندم قانون اساسی و سپس انتخابات آزاد برای دولت غیرِ موقت، تنها با پرهیز از انفعال، و فعالیت و همکاری حول محور حقوق، و هوشیاری مدنی هموار می‌شود. اگر دوباره به انتظار بنشینیم تا کسی دیگر سرنوشت ما را رقم بزند، باز هم با چرخه تکراری استبداد مواجه خواهیم شد. ما باید خودمان ضامن حقوقمان باشیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنه‌ای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خوانده‌اند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برای روایت‌سازی و روایت‌پردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتی‌ها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم! بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران

… واقعیت این است که اضطراب، افسردگی و غمی که امروز جامعه ما را فراگرفته، می‌تواند یا به تخریب و خودتخریبی منجر شود، و یا می‌توانیم آن‌را به انرژی مثبتی برای تغییر وضعیت و سازندگی تبدیل کنیم.
سایهٌ جنگ توسط قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند! در این وادی، بازندهٌ بازی قدرت‌های جهانی در توازن قوا، همیشه ما مردم هستیم. بسیار تاسف‌با است که تعدادی از مردم، به این فاجعه گرایش پیدا کرده‌اند. یقین دارم که در آینده از این موضع خود، مانند مردم عراق و لیبی و افغانسات و سوریه و…سخت پشیمان خواهند شد…
… قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، از ترامپ و شرکا گرفته تا نتانیاهو و شرکا، به دنبال منافع خود هستند. نتانیاهو که حتی مردم ما را با تعابیر توهین‌آمیزی چون «عمالقه» خطاب می‌کند، نمی‌تواند خیرخواه ملت ایران باشد. او و امثال او خود را قوم برگزیده، و ما را «حیوان‌های انسان‌نما» می‌داند. تاریخ به ما آموخته است که مداخلات نظامی خارجی، مانند آنچه در افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و… رخ داد، نه تنها دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه با جمع کردن و تکیه به نیروهای وطن‌فروشِ وابسته به قدرت‌ها، تنها ویرانی به بار می‌آورد…
… قدرت‌ها متاسفانه توانستند با به‌راه انداختن یک جبهه دیگر از جنگ روانی، برای بعضی از ایرانیان، به طور کاذب یک توهمِ «ناجی خارجی» را جا بزنند! حقیقت این است که این توهم کاذب، به غیر از یک تزویر رسانه‌ای نیست که از جمله توسط چند رسانه‌گر محقق، مثلا در نشریه اسرائیلی هاآرتز و در نشریات معتبر دیگر، افشا و منتشر شده است. واقعیت این جنگ روانی باید مورد بررسی قرار بگیرد و وابستگی و تمایل مردم به وابستگان و قدرت‌ها باید مورد نقد قرار بگیرد، تا به کمک همدیگر بتوانیم از تکرار این خسران بزرگ پیش‌گیری کنیم…
… انفعال، در واقع یک خودکشی تدریجی و دردناک است، که در این زمان بسیار مهلک‌تر از قبل شده است.
سرنوشت ایران را نه در اتاق‌های دربسته واشینگتن و تل‌آویو و لندن، و نه در دور میزهای مذاکره‌ای که تنها با حضور افرادی که با شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» در واقع برای حفظ منافع ملی بیگانگان در تلاش هستند، بلکه در اراده ملت ایران باید جستجو کرد!
اگر ما وارد میدان ساختن سرنوشت خود نشویم، دیگران که چون گرگ‌های درنده جهانی ما را محاصره کرده‌اند، جای خالیِ ما را پر می‌کنند، و در نتیجه این قدرت‌ها هستند که برای ما تصمیم خواهند گرفت، البته تصمیم مطلوب خود را! نجات ما به دست خود ماست و این مسیر، مستلزم زحمت، آگاهی و نفی هرگونه وابستگی است.

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا