خشونت‌گستری

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق!

علی صدارت: جنبش ۷دی۱۴۰۴، با خشونت و تجاوز به حقوق، توسط خامنه‌ای و شرکا و پهلوی و شرکا، از جوشش افتاد. 
ولی در آنچه که مربوط به ما مردم می‌شود، باید پرسد: 
آیا مطالبات ما (هدف) غلط بودند؟
آیا روش‌های ما (وسیله) غلط بودند؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟
خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق توسط قدرت‌ها، بدون  جنگ روانی و زمینه‌سازی‌های لازم برای مدیریت آن، و بدون شکست خوردن ما مردم در جنگ روانیِ قدرت‌ها علیه ملت‌ها، غیرِ ممکن است!
باز هم زندانی کردنِ خود و دیگران، در «زندان ‘انتخاب’ بین بد و بدتر»:
«بد»: پهلوی
«بدتر»: خامنه‌ای

برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، ضروری است که از روی کردن به قدرت (قدرت داخلی، و قدرت خارجی) و زندانی کردن خود و دیگران در سیاه‌چال بد و بدتر اجتناب کنیم:
روی کردن به قدرت داخلی: ’انتخابات‘ طی بیش از چهار دهه در ایران! که نتیجه آن مشروعیت دادن به رژیم به عنوان دولتِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.
روی کردن به قدرت خارجی: بیعت با پهلوی و شرکا و اطاعت از فراخوان‌ها (توییت، وکالت، منشور مهسا در جنبش ۱۴۰۱، و نیز تظاهرات و شعارها در جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴) که نتیجه آن مشروعیت دادن به پهلوی به عنوان اپوزیسیونِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.

ولی متاسفانه:
در مورد قدرت داخلی: به جای تحریم ’انتخابات‘ و تحریم خیابان‌ها در روز ’رای‌گیری‘، برخی گفتند: می‌رویم و در برگه رای‌گیری فحش و ناسزا می‌نویسیم!
در مورد قدرت خارجی: به جای تحریم فراخوان و تحریم خیابان‌ها در روز و ساعت فراخوان(ساعت ۲۰ در روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴)، برخی گفتند: می‌رویم و شعار مرگ بر خامنه‌ای می‌دهیم!

همانطور که تحریم «انتخابات» به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و
 پشت به قدرت داخلی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به رژیم (نامزدهایی که از غربال استصوابی عبور کرده و نماد وابستگی به قدرت داخلی) است، 
تحریم فراخوان‌های پهلوی هم به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و 
 پشت به قدرت خارجی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به پهلوی (نماد وابستگی به قدرت خارجی) است.

امروز در ششم بهمن ماه ۱۴۰۴، با قلبی پر درد از کشته شدن هموطنان و در حالی قلم به دست می‌گیرم که…….

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق! بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت!

امروز در پانزدهمین روز جنبشی هستیم که از ۷ دی ۱۴۰۴ شروع شده است. 
سابقهٌ تلاش و مبارزه برای مردمسالاری در ایران، قدیم است. مردمسالاری یک فرهنگ است. هر فردی، و هر جامعه و ملتی می‌تواند و باید پیوسته مردمسالارتر بشود. طی دهه‌های اخیر، بسیاری از ما ایرانیان مردمسالارتر شده‌ایم. ما ایرانیان راه مردمسالاری را، اُفتان و خیزان، دست به دست همدیگر پیموده‌ایم. آخرینِ این خیزش‌ها را در جنبش شهریور ۱۴۰۱ شاهد بوده‌ایم، که جرقهٌ آن، قتل دولتی مهسا امینی بود. گرچه آن جنبش به فروپاشیِ ساختار استبدادی نیانجامید، ولی باز هم با مردمسالارتر شدن ما ایرانیان، پایه‌های ساختار دیکتاتوری متزلزل‌تر شده است. جنبش ۱۴۰۱ و قبل از آن، زمینه را برای جنبش ۱۴۰۴ فراهم کرده‌اند.
با قطع کامل امواج اینترنت و نیز امواج موبایل در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، تجاوز به حقوق، حقِ آگاهی‌یابی و حقِ آگاهی‌رسانی، ابعاد تازه‌ای یافت.
رژیم تمام تلاش خود را برای سرکوب مردم و خاموش کردن این جنبش هم به‌کار انداخته است. دستگاه جنگ روانیِ رژیم، با تبلیغات فراوان، و با فشار بر هر کسی که زورش رسیده، امروز ۲۲ دی ۱۴۰۴، تعدادی را برای نمایش طرفداری از رژیم ولایت مطلقه فقیه، به خیابان‌ها کشیده است. صحنه‌ای که تظاهرات مشابهی در سال ۱۳۵۷ را توسط رژیم ولایت مطلقه پهلوی، تداعی می‌کند!
افرادی هم رویکردن به قدرت را به اشکال دیگری بروز دادند. برای تقاضای کمک، از یک سو ۷ نفر نامه‌ای سرگشاده را به ترامپ امضا کرده‌اند، و از سوی دیگر پهلوی در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز، به ترامپ پیام دریوزگی داده‌اند. پهلوی و عبادی و مهتدی و شرکا، از عواملی بودند که باعث شدند جنبش ۱۴۰۱ از جوشش بیفتد، و منجر به سقوط فیزیکی رژیم نشود.
امیدوارم ما ایران، تجربهٌ شکست‌خوردهُ جنبش‌های قبلی، و از جمله جنبش ۱۴۰۱ را فراموش نکنیم، و آن شکسته شدن را تکرار نکنیم.
امیدوارم ما ایران با روی‌کردن به قدرت‌ها، نادانسته و ناخواسته، باعث افزایش طول عمر این رژیم نشویم.
مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:
فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت
رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹
تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 
مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 
گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 
الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه
سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر
آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

در برخی از مثال‌های فوق، استقرار مردمسالاری به استمرار و پیشبرد آن نیانجامیده است، چرا که مردم آن کشور، در میدان ساختن سرنوشت خود باقی نماندند، و به استمرار حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی به اندازهٌ کافی بها نداده‌اند.

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت! بیشتر بخوانید »

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است

استقامت و ایستادگی بر حقوق‌مداری، استقلال، و خشونت‌زدایی منجر به ریزش در قوای لشکری و در پرسنل کشوری می‌گردد. 

مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:

فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت

رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹

تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 

مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 

گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 

الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه

سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر

آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

صدارت-جنبش خودجوش ۷دی۱۴۰۴ ایرانیان هرچه فراگیرتر شده است بیشتر بخوانید »

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴

…..خب این فرهنگ مردم‌سالاری چجوری میشه؟ اولاً من باید بپذیرم که من حق حاکمیت خودم رو، حق حاکمیت ملی خودم رو، احقاق بکنم. وظیفه دارم – یه چیز لوکس نیست: یک وظیفه است! هر فردی وظیفه دارد که که به سهم خودش و به نوبهٌ خودش در احقاق حق حاکمیت ملی تلاش بکنه! به صورت فردی. دوم اینه که راه حل در منه. من دارم راجع به «من» میگم که تحکم نکرده باشم به کسی دیگه؛ تو، تویِ مخاطب که دوم شخص مفرد هستی، به بغل دستت نگاه نکنی بگی ما باید یه کاری بکنیم. هر کسی منتظر «ما مردم» بشه، بالاخره ما نفهمیدیم این ما مردم چه کسانی هستند که باید یه کاری بکنن!؟ راه حل در توئه، در منه و در زمان منه؛ اونوقت اون اعمال حق حاکمیت ملی زمینه‌اش فراهم میشه. و در این صورت هستش که هر اتفاقی بیفته، یعنی حتی اگر نتانیاهو و ترامپ و ۱۰۰ مقابلش هم بیان ایران رو بزنن، کاری از پیش نمی‌برن! مگه ۱۲ روز نزدن؟ چی شد؟! مگه فکر نمی‌کردن که دیگه کار تموم میشه؟ خب نشد! گفتن پس بریم در زندان اوین رو بزنیم، زندانیان رو آزاد بکنیم، دیگه میان مردم بیرون! چی شد؟ نیومدن مردم بیرون. اون فرهنگ استقلال و آزادی نهادینه شده در پندار ما مردم؛ ما مردم نپذیرفتیم از جنس این رژیم قدرت‌سالار بشیم. ما مردم‌سالار بودیم که نپذیرفتیم اجنبی بیاد سرنوشت ما رو تحمیل بکنه بهمون. گفتیم تو خارجی هستی، تو اجنبی هستی برو پی کارت، این قدرت داخلی رو من خودم می‌تونم بر بیاندازم؛ موقعش که شد! تو برو بیرون من خودم درستش می‌کنم. حالا از اون موقع تا حالا درستش کردیم؟ بله که کردیم. منتهی هنوز منجر به سقوط رژیم نشده، ولی فرهنگ مردم‌سالاری پیشرفت کرده. یعنی بعد از حمله در عرض اون ۱۲ روز و بعد از اون تا حالا، ما مردم فرهنگمون مردم‌سالارتر و حقوق‌مدارتر شده.
نقشه راه و روش‌های حقوق‌مدارانه 
حالا از این به بعد چیکار بکنیم که این جنبش نخوابه و رژیم دوباره سرکوب نکنه؟…..

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴ بیشتر بخوانید »

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری

در این زمان، مستبد چند راه برای «حفظ نظام» و ادامهٌ سلطه‌گری دارد:
۱- سرکوب‌های بیشتر برای ادامهٌ حاکمیت فردی: ادامه سرکوب‌ها به همان شکل‌های سابق، از تزلزل پایه‌های آن‌ها نمی‌کاهد، و حکمران مستبد، برای ادامهٌ حکمرانی خویش، خود را ناچار می‌بیند که بر کیفیت و کمیت سرکوب و اختناق بیافزاید. این روش‌ها به هیچ وجه استمرارپذیر نیستند، و خود باعث بی‌ثباتی بیشتر وضعیت می‌گردد(مانند قتل دولتیِ مهسا امینی). گرچه در بسیاری از موارد، فرد مستبد قادر به دیدن این واقعیت نیست.
در این زمینه، روش گذار به مردمسالاری، خشونت‌زدایی با پرهیز از همجنسِ رژیم شدن است، با حقوق‌مداری.
۲- ادامهٌ همان حاکمیت، ولی به شکل شورایی: مستبدان از سازوکار قدرت باخبر نیستند و نمی‌دانند که قدرت قابل تقسیم نیست! در ایران، سرنوشت «شورای سلطنت» را برای «حفظ نظام» حفظِ نظامِ شاهنشاهیِ پهلوی دیدیم. به همان ترتیب، شورای فقها هم به عنوان یک راهِ حلِ طولانی و پایدار برای «حفظ نظام» ممکن نشده، و نمی‌شود، و نخواهد شد.
۳- روش دیگر مراجعه به «اپوزیسیون» است. در زمان ولایت مطلقه پهلوی، تعویض نخست‌وزیرها بعد از امیرعباس هویدا، و سپس مراجعه به افرادی در خارج از رژیم شاه نتیجه نبخشید، و هیچ یک از آن‌ها، با درایت، این مقام را نپذیرفتند. شاپور بختیار این دوراندیشی را از خود نشان نداد، و در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیر شاه و شاهنشاهیِ در حال سقوط شد. سرنوشتی که بختیار برای خود ساخت، نقشی که وی در نحوهٌ فروپاشی رژیم ولایت مطلقه پهلوی، و سپس روی کار آمدن رژیم ولایت مطلقهٌ فقیه بازی کرد، و به‌طور کلی سرنوشت ایران و ایرانیان بعد از انقلاب، بسیار عبرت‌آموز است. این در حالی است که درست ۲۰ ماه قبل از انقلاب یعنی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، خود او به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامه‌ای هشدارآمیز به محمدرضا پهلوی نوشتند، ولی گوش مستبد شنوایی هشدارها، و چشم او بصیرت خطرات پیشِ رو در آیندهٌ نزدیک را نداشت. خامنه‌ای هم مانند پهلوی و سایر مستبدان، از آن شنوایی و بصیرت، عاجز است.
در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، خیل عظیمی از مردم ایران، به‌تدریج منقلب‌تر شدند که شاهد انقلاب ۲۲ بهمن شدیم. ولی در تعدادی از مردم…..

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری بیشتر بخوانید »

صدارت- واژه‌ها و عبارت‌ها: فشنگ‌های جنگ روانیِ قدرت‌ها برای منفعل کردن ما مردم

همهٌ سلطه‌سالاران و قدرت‌ها، ما مردم را منفعل و رام و سربه‌زیر و ساکت و سامت می‌خواهند! برای اینکار، باید با مغزشوی در ملت‌ها، «تولید رضایت» کنند! این معزشویی را نتانیاهو «هاسبارا» می‌خواند، و همجنس او خامنه‌ای به آن «بلاغ مبین»، یا «جنگ نرم» و یا «جهاد تبیین» می‌گوید. در یک کلام این‌ها انواع «جنگ روانی» هستند و برای این خشونت‌گستری حتی مقری به نام «قرارگاه جنگ ترکیبی» هم دارند! 
قدرت‌ها در جنگ روانی علیه ملت‌ها، باید بتوانند خود ما مردم را هم در پیشبرد این تجاوزات، به‌کار بگیرند. واژه‌ها و عبارت‌هایی که به وضوح تزویرهای مغزشویی و ترفندهای پروپاگندا، و در واقع فشنگ‌های جنگ روانی هستند، به طور ناملموس، توسط خود ما مردم مصرف و بازمصرف و بازنشر می‌گردد که داستانِ «خر برفت و خر برفت» از مثنوی مولوی را تداعی می‌کند…
واژهها و عبارتهایی که با چشم و گوش خود می‌بینیم و می‌شنویم، به مغز ما می‌روند، و در قلب و روح ما اثر می‌گذارند، و هر آن‌چه که از قلم و زبان ما بیرون می‌آید، از آن متاثر است! این رفت و برگشت، می‌تواند باعث غنای وژدان عمومی بگردد، و یا بر عکس، آن‌را مخدوش کند:…..

صدارت- واژه‌ها و عبارت‌ها: فشنگ‌های جنگ روانیِ قدرت‌ها برای منفعل کردن ما مردم بیشتر بخوانید »

لائیسته به معنی دین‌ستیزی نیست، درست برعکس! لائیسته دین‌ستیزی را محکوم می‌کند! لائیسیته نافی دین‌ستیزی است! لائیسیته به این معنی است که هر انسانی بتواند به‌طور خودانگیخته و بدون هیچ اکراهی، دین یا مرامی را برای خود انتخاب کند. باورمندان به لائیسته، یک قانون اساسی لائیک را تدوین می‌کنند که براساس باورهای دینی و دنیوی نیست، و براساس ۵ دسته حقوق تدوین شده: حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایران و ایرانیان در جامعه بین‌المللی، و حقوق طبیعت. تقابل دولت تئولژیک اسرائیل و دولت تئولژیک ایران، تجربه‌ای بس عبرت‌آموز را در اختیار ما قرار داده است. بررسیِ وقایع امروز با عینک حقوق، و یافتن نکات تاریخیِ تکرار شونده و استمرار یابنده‌ی آن، این درس تجربه را برای ما ایرانیان برای براندازی ولایت مطلقه، و استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بسیار مفید خواهد کرد.

صدارت- کانون تعامل و روابط: حقوق! نفی و رفعِ تبعیض با بهانهُ عقاید- خنثی کردن زور/خشونت- خشونت‌زدایی! =لائیسیته

بحث امروز ما و سال‌روز لائیسته، همزمان شد با از دست دادن دوستی گرامی، شیدان وثیق که در زمینهٌ لائیسیته، کارهای باارزشی را در اختیار افکار عمومی قرار داد. فقدان این هموطن مبارز را به سایر هموطنان تسلیت عرض می‌کنیم.
 با افزودن بر تلاش‌ها برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، روحش را شاد می‌کنیم.
🖤❤️🤍💚🖤
سه اصل بنیادین لائیسیته:
۱-تکیه بر حقوق
۲-تفکیک دولت از نهادهای دینی
۳-نفی تبعیض

لائـیـسـیـتـه، و ابـهـامزدایـی از تـعـریـف و توضیح آن: 
وقتی پندار، از قدرت و سلطه‌سالاری دوری بجویید و به سمت و سوی حقوقمداری میل کند، تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته را، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، اینگونه میتوان ارائه نمود:
هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، عقاید دینی و دنیوی را بدون هیچ اکراهی، خود اتخاذ کند؛ هر شهروندی وظیفه‌مند است که این حق را برای دیگری و دیگران هم قائل باشد.
هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، نوع آن عقاید دینی و دنیوی را بدون هیچ اکراهی، خود انتخاب کند؛ هر شهروندی وظیفه‌مند است که این حق را برای دیگری و دیگران هم قائل باشد.
هر شهروندی وظیفه‌مند است که اگر به این حقوق وی، و یا به این حقوق شخص دیگر و یا اشخاص دیگری، توسط قدرتهای دولتی و قدرتهای غیر دولتی، و یا توسط فرد و یا  افراد دیگر، هر گونه تجاوزی شد، آن تجاوز را منفعلانه نپذیرد و با خشونتزدایی آن تجاوزات را نفی کند، و به آنها اعتراض کند، و برای توقف آن تجاوزها بکوشد، و برای احقاق آن حقوق تلاش کند.
این خودانگیختگی و این وظیفه‌مندی است که لائیسیته را در سطح فرد، و در سطح افراد، و در سطح هسته‌های مردمی، و به تبع آن در سطح جامعۀ مدنی و ملت، به طور عملی، متبلور میکند.
این تبلور، با اشراف به حقوق ذاتی بشر و حقوق شهروندی و حقوق ملی، و حقوق ملتها و کشورها در جامعهٌ بین‌الملل، و بر اساس این حقوق (از جمله، و به خصوص، استقلال و آزادی) استوار است. 
یک چنین جامعه و ملتی به این ترتیب، نوعی از قانون اساسی را تدوین میکند که آکنده از حقوق و واکنده از هرگونه مرام دیگری باشد، 
و بدین ترتیب مردم و هسته‌های مردمی، به طور مداوم،
و با حضور هرچه فراگیرتر و هرچه خودانگیخته‌تر در میدان ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر حضوری مستمر دارند، و با خشونتزدایی، لائیسیته را هرچه بیشتر به سلطه‌سالاران و قدرتهای دولتی و قدرتهای غیردولتی تحمیل می‌کنند، که قدرت و دولت نسبت به نهادهای دینی و عقیدتی، پیوسته بی‌طرف‌تر بگردد، و گسترۀ خصوصی از هرگونه سانسور و ممیزی و خشونت و تجاوز قدرتها، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند، 
و قلمرو خصوصی افراد و جامعۀ مدنی از تجاوز سلطه‌سالاران و قدرتهای دولتی و غیردولتی، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند.
مصون ماندن قلمرو خصوصی، به معنای منزوی کردن افراد نیست. لائیسیته نباید دستاویزی برای قدرتها و سلطه‌سالاران باشد، که در روند هرچه فردی‌تر کردن و منزوی‌تر کردن افراد، بکار برده شود.  لائیسیته برای از انزوا بیرون آوردن افراد و افزایش سرمایه‌های اجتماعی است. سلطه‌سالاران و قدرتها، برای پیشبرد منویات خود، در روند هرچه فردی‌تر کردن و منزوی‌تر کردن افراد، انسان‌ها را تا حد یک شماره ناچیز کرده و می‌کنند. در مدیریت این روند توسط سلطه‌سالاران و قدرت‌ها، عقاید دینی و دنیوی و تبعیض‌های مربوطه، برای هرچه فردی‌تر کردن و منزوی‌تر کردن افراد، و چندقطبی کردن و دسته دسته کردن جامعه، وسیله‌ی بسیار موثری بوده است. با افزایش سرخوردگی‌ها از دین‌های دولتی و عقاید دینی و دنیویِ آغشته به قدرت، متاسفانه می‌بینیم که سلطه‌سالاران، از «لائیسیته» هم یک «دین» ساخته‌اند و از آن به عنوان یک وسیله‌ای برای خشونتگستری و اِعمال انواع تبعیض‌های مثبت و یا منفی استفاده می‌کنند. در حالی‌که این روش و منش، با تعریف و توضیح مفهوم لائیسیته کاملا در تناقض است…..

صدارت- کانون تعامل و روابط: حقوق! نفی و رفعِ تبعیض با بهانهُ عقاید- خنثی کردن زور/خشونت- خشونت‌زدایی! =لائیسیته بیشتر بخوانید »

صدارت- نقشه راه گذار از استبداد به مردمسالاری، با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری

نقشه راه گذار از استبداد به مردمسالاری، با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقف، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!

صدارت- نقشه راه گذار از استبداد به مردمسالاری، با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا