آپارتاید

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران

برندهٌ واقعی در جنگ و تجاوزها به ایران، ایرانیانی بوده و هستند که به استقلال باور داشته‌اند، و در احقاقِ حقِ استقلال کوشیده‌اند. ایران ماندنِ ایران، و پابرجا ماندن وطن خود را مدیون این ایرانیان هستیم!
ولی در بین مردم، متاسفانه همه این حقوق‌مداری را از خود نشان ندادند. شوربختانه عده‌ای در عمل ثابت کردند که خودشان هم از جنس رژیم هستند، و متجاوز به حقوق! در بین مردم، عده‌ای به علت شکست خوردگی در جنگ روانی، از فرقهٌ ولایت پهلوی جانبداری کردند و از اجنبیان برای تجاوز به مام وطن دعوت کردند!
در تجاوزات ۱۲روزهٌ ۲۳خرداد تا ۳تیرماه ۱۴۰۴ و نیز در تجاوزهایی که در تاریخ ۹اسفند۱۴۰۴ با به قتل رسانده حداقل ۷۶دختربچه دانش‌آموز بی‌گناه در میناب شروع شد، و امروز روز سی‌وهشتم آن است، نقشهٌ امریکا از جمله «رژیم چنج» و «گرفتن نفت ایران» بود، و نقشهٌ رژیم اسرائیل جنگ داخلی و حمله احزاب «اتنیکی» مسلح و تکه‌پاره کردن و تجزیهٌ ایران بود.
ایستادگی و استقامت بسیاری از ایرانیان بود که این نقشه‌های شوم دشمنان ایران، عملی نشد!
این استقامت و ایستادگی که ایرانیان از خود نشان دادند، وجهه‌ای از ایرانیان در قلب بسیاری از مردم منطقه و مردم دنیا مصور کرده است که مشابه همان تصویری است که افکار عمومی در باره ایرانیان در سال ۱۳۵۷ داشتند.
هموطن بودن با این ایرانیان مستقل و آزاده، این برندگان واقعی جنگ در مقابل دو «ابر قدرت» مسلح به سلاح اتمی، افتخارآمیز است!
تمدن ۷هزار سالهُ ایران، در قلب و روح ایرانیان نقش بسته، و از نسلی به نسل بعد منتقل شده است. این در فهم امثال ترامپ و نتانیاهو و شرکا نمی‌گنجد. حیف و هیهات که برخی ایرانیان هم قدر و ارزش این گوهر را ندانستند و به وابستگان و دریوزگان متمایل شدند!…
… طبق قوانین بین‌المللی، تهران کاملاً حق دارد تنگه هرمز را به روی کشورهایی که با آنها در درگیری مسلحانه است، ببندد.
دو نکته حیاتی:
۱) کشورهایی که اجازه حمله به ایران از حریم [زمینی، دریایی، و هوایی] خود را می‌دهند، می‌توانند مسدود شوند و
  ۲) ایران می‌تواند از تجارت کشتی‌های بی‌طرف با کشورهایی که با آنها در مناقشه است، جلوگیری کند…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
❊❊سوالی که من در این شرایط باید از خود بپرسم این است:
من چکار می‌توانم انجام دهم؟ پاسخ آسان است:
تمرکز بر استقلال، و افزایش تلاش‌ها برای احقاقِ حقِ استقلال!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن وابستگان و وابستگی!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن نقش وابستگان و وابستگی در از جوشش انداختن جنبش‌های قبلی، از جمله جنبش ۱۴۰۱!
تلاش برای صلح و دوستی و همبستگیِ ملی، و رفتار خشونت‌زدا با افرادی که راه حل را در وابستگی، و حمایت از وابستگان دیدند، و حتی کسانی که از تجاوز اجنبیان طرفداری کردند، و تلاش برای جذب آن‌ها در آغوش باز هموطنانی که بر استقلال، پافشاری و استقامت کردند!
❊❊به خود یادآور شویم که جنگ و تجاوز به ایران، بدون سرسپردگی و فرمانبرداریِ یک عده «ایرانی» وابسته به اجنبیان، با هدفِ گماشتگی آن‌ها به‌قدرت دست‌نشانده، کاملا غیرِممکن است!
ماموریت این وابستگان، حفظ و نگهداری ساختار استبدادی، و:
در مناطق پیرامونی و مرزی میهن: تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران، و به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود در آن تکه‌ها!
در مرکز: به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود برای ادامه ولایت مطلقه در شکل و شمایل بازگشت به‌قدرت رژیم ولایت مطلقه پهلوی!
تفرقه‌افکنی میان همهٌ اینها و بی‌ثباتی و جنگ‌های بی‌پایان مابین مستبدان وابسته!

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران بیشتر بخوانید »

ای ایران ای مرز پرگوهر، ای خاکت سرچشمه هنر-پرچم وطن قلب-چو ایران نباشد تن من مباد

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت!

بدون توجه و بررسی وقایع تاریخ معاصر، نمی‌توان واقعیت‌ها در رابطه با دلایل و مقصران واقعی بحران موجود را شناسایی کرد. به این مهم، از جمله در جلسه هفته پیش هم پرداخته شد.
در این روز سی‌وهشتم تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به وطن، در ابتدا با افتخار یادآوری گنیم از:
۱-مردم ایران، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، میهن خود را تسلیم انیرانیان نکردند!
۲-مردم ایران در مناطق پیرامونی و مرزی میهن، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، همدست افراد و احزاب خودفروخته نشدند، و از تجزیه ایران و از تکه‌پاره شدن وطن توسط دشمنان ایران، جلوگیری کردند!
۳-مردم ایران در بدنهٌ قوای مسلح، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، با از خودگذشتگی، و با وجود تحریم‌های ۴۷ساله و با کمترین امکانات، از وطن و از هموطنان خود دفاعی جانانه کردند!
…جالب این است که از یک طرف خودِ امریکایی‌ها به دنبال برکناری ترامپ از راه بی‌کفایتی و اختلال مشاعر و متمم ۲۵، و یا از راه رای‌گیری در کنگرهٌ بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای برای عزل او هستند، ولی از یک طرف دیگر طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی با انجام رقص مضحک ترامپ، با حقارت او را «دایی ترامپ» و «عمو ترامپ» خطاب می‌کنند، و از او تقاضا می‌کنند به وطن ما بیشتر تجاوز کند!…
تهدید به آخرالزمان از سلاح‌های متداول در جبهه‌های جنگ روانی بوده است. ولی هم تاریخ و ساعت آخرالزمان، و هم اهداف آخرالزمان از امروز به فردا تغییر کرده است! ترامپ اکنون فقط چند ساعت وقت دارد که برای عدم توانایی «بزرگترین ارتش ابرقدرت دنیا» برای محو و نابود کردن ایران، بهانه و دروغ دیگری را سرِ هم کند!…
…قدرت‌های مغرور به ابرقدرتیِ خود، تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتند. هیچ فکر نمیکردند ایرانیان جرات و یا توانایی بستن و کنترل کامل آن‌را داشته باشند!
ترامپ مدعی است که امریکا بزرگترین قدرت نظامی تاریخ بشر است، و این او بوده است که در دور اول ریاست جمهوری خویش این ارتش را ساخته است! فرمانده کل قوای این ارتش، علنا به ناتوانی خود برای باز کردن تنگه هرمز قرار کرد، و از قوای ناتو و سایر کشورها تقاضای کمک کرد. ساعاتی پیش، ترامپ در گفتگو با خبرنگاران باری دیگر از اینکه همه به تقاضای او پاسخ منفی دادند، شکایت کرد و گفت: «…حتی کره جنوبی هم تقاضای کمک ما را رد کرد…»

ترامپ چند بار هم به اشکال مختلف گفته است که ما تنگه هرمز را لازم نداریم، هر کشوری لازم دارد خودش برود و بازش کند!

در همینجا هم به تکرار عارضم که برای احقاق حقوق ایرانیان، اعمال حاکمیت ایرانیان بر تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس، یک وسیله‌ایست که می‌تواند با خشونت‌زدایی، حتی بیشتر از هزارها بمب اتمی هم موثرتر باشد!

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت! بیشتر بخوانید »

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان

برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد.
در این سی‌ویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده می‌سود. ما به‌عنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که می‌توان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهم‌آمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابان‌ها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکه‌پاره کنند.
ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرت‌های خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند!
ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند!
هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونت‌گستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند!
ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکه‌پاره شدن ایران شدند!
ما این امتحان سخت را با نمره‌ای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هم‌وطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اول‌های این امتحان، با کارنامه‌ای درخشان بودند! بین همه استان‌های پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامه‌ای چشم‌گیر را از آنِ خود کردند…
…تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، به‌ویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمی‌پذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوق‌مداری و صلح‌طلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دست‌های خودمان رقم می‌زنیم. ما می‌توانیم، چون با اعتماد به‌نفس فردی و با اعتماد به‌نفس ملی به توانایی‌های ایرانیان ایمان داریم!
امروز نه تنها هم‌وطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافته‌اند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرت‌ها، به‌خصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرت‌ها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده می‌کنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آن‌ها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آن‌ها بشوند!
خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکه‌پاره شدن ایران بود.
آن‌ها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابان‌ها بیایند و برای منافع آن‌ها رژیم را تغییر دهند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
آن‌ها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آن‌ها تکه‌پاره کنند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد!

نقشه تجاوز به ایران و تکه‌پاره کردن میهن ما، از همان اوان انقلاب ۱۳۵۷ در مخیلهٌ بیمار رژیم اسرائیل، و به خصوص نتانیاهو و شرکا بوده است. این توهم بالاخره در ۲۳خرداد۱۴۰۴ عملی شد. ولی به علت مقاومت ما مردم ایران متجاوزان به اهداف مطلوب خود نرسیدند! ما ملت ایران توانستیم آتش‌بس را به متجاوزان تحمیل کنیم، که در ۳تیرماه ۱۴۰۴ اعلام شد.
تحلیل‌گران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتیِ متجاوزان، با میلیاردها دلار بودجه و امکانات بی حد و حصر، گفتند که دلیل شکستشان در آن تجاوز دوازده روزه این بود که راس رژیم زده نشد و به‌قتل رساندن آن تعداد از سران نظامی کافی نبود. با این تحلیل توهم‌آمیز، باری دیگر در ۹اسفند۱۴۰۴به میهن ما تجاوز کردند و این بار اصلا تجاوزات را با کشتن خامنه‌ای و تعداد دیگری از سران رژیم (به قول ترامپ فاز اول، و فاز دوم، و نیز قسمتی از فاز سوم رهبری و فرماندهی) شروع کردند. ولی باز هم به علت ایستادگی و استقامت افتخارآمیز ما مردمِ ایران و بدنهٌ نیروهای نظامی، باز هم وطن ما فرو نپاشید. ایران هنوز ایران است، و نه آنچه نقشهٌ متجاوزان بود یعنی چند جمهوری در مناطق مرزی ایران، و یک منطقه شاهنشاهی هم در وسط آن چند جمهوری، با نام «پرشیا» با به قدرت رساندن و تحمیل مجدد پهلوی!
…باید واقعیت را یادآور شد! این بی‌اثر بودن اسلحه در دست سلطه‌سالاران متجاوز به وطن ما، علی‌رغم صدبرابر بیشتر بودن بودجه نظامی فقط یکی از آن‌ها نسبت به ایران، در نتیجه این بوده است که با احقاقِ حقِ استقلال، ما ایرانیان توانا بوده‌ایم که اجنبیان را در ساختن بدیل وابسته، علیل و ذلیل بکنیم. اگر بودجه نظامی رژیم اسرائیل و رژیم‌های دست‌نشانده منطقه که با ایران در جنگ بوده‌اند را هم به بودچه نظامی امریکا بیافزایم، نابرابری موازنهٌ قدرت نظامی و اسلحه واضح‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
…بر عکس تصور اجنبیان، احزاب و گروههای جدایی‌طلب و فدرالیست و تجزیه‌طلب هم نتوانستند در تکه‌پاره کردن ایران، برای خود سهم‌گیری کنند و هر کدام، تکه‌ای از خاک میهن را به عنوان غنیمت جنگی، به مالکیت خود درآورند. این هم به علت ایستادگی ما ایرانیان در مناطق پیرامونی و مرزی ایران است که یکپارچگی وطن ما حفظ شد. ایران هنوز ایران است!
با حفظ و حراست ایران، بعد از دفع متجاوزان خارجی، این خود ما ایرانیان هستیم که با خشونت‌زدایی، تکلیف متجاوزان داخلی را هم روشن خواهیم کرد. ولی یک ایرانی باید باقی بماند که خودِ ما مردم ایران بتوانیم نظام دموکراتیک مطلوب را در کشورمان مستقر کنیم.
نپذیرفتن بدیل وابسته‌ی تحمیلی در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، و به‌تدریج منقلب‌تر و منقلب‌تر شدن، و سرانجام مدیریت انقلاب ۲۲بهمن۱۳۵۷ را در یک جنبش خود‌جوش و مستقل و خودانگیخته، به عهده گرفتن، ریشه در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ما ایرانیان دارد. آیا اصلا می‌توان انتظار داشت که پندار زورمدار ترامپ و نتانیاهو و شرکا کمترین توانایی برای درک این واقعیت را داشته با شد؟
گفت: تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!!؟
…عمل‌کرد پهلوی و شرکا، آن‌ها را به‌تدریج از رجوی و شرکا هم منفورتر کرده و خواهد کرد، ولی در این شرایط خطیر، هنوز باید بیشتر کار کنیم و فعال شویم! و فعال‌تر در احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی!…
به علت استقامت ما ایرانیان در تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال، ایران تکه‌پاره نمی‌شود! ایران همیشه ایران خواهد ماند!
هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، با پرکاری و همکاری، می‌توانیم در احقاق حق استقلال بکوشیم و استفاده قدرت‌ها از دریوزگان و وابستگان داخلی را ناممکن کنیم. با این روش می‌توانیم:……

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها

حمله امریکا و اسرائیل به وطن ما، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را به تعویق انداخت. طرفداری معدودی از مردم از ترامپ و نتانیاهو و مهرهٌ وابسته به آنها، و عملکرد شرم‌آور پهلوی و شرکا در دریوزگی و چاکریِ دشمنان ایران و ایرانیان، بسیاری از ایرانیان را «اپوزیسیون» دلسرد کرده است. 
 سقوط فیزیکی رژیم می‌تواند با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به دست خود مردم ایران مدیریت شود. بی‌کفایتی رژیم هم ممکن است به سقوط فیزیکی، و خودبراندازی منجر شود. 
اکثریت مردم ایران، رژیم حاکم بر کشور را نمی‌خواهند. ولی مسلما این به خود مردم ایران مربوط است که با این رژیم چه کنند.
ولی آن‌چه که مسلم است، گذار از استبداد به مردمسالاری، با تجاوز اجنبیان حاصل نمی‌شود. بوتهٌ آزمایش عراق و افغانستان، در آزمایشگاه زمان، به وضوح ابعاد فاجعهٌ تجاوز به حقِ استقلال و تجاوز به حقِ حاکمیتِ ملی را در مقابل چشمان مردم به نمایش گذاشته است. به‌قتل رساندن خامنه‌ای و شرکا، نه تنها باعث گذار از استبداد به مردمسالاری نمی‌شود، بلکه آن‌را به تاخیر می‌اندازد. خدا می‌داند که تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بشر خواهد شد. فرصت‌طلبی احزاب و گروههایی که از قدرت‌های خارجی پول و اسلحه می‌گیرند، و ادعای نمایندگی از «اقوام» و اتنیک»های خاصی را دارند، بدون هیچ تردیدی منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بیشمار از همان «اقوام» و اتنیک»های خاص خواهد شد. جای تعجب نیست که انزجار هموطنان «اقوام» و اتنیک»ها، از آن احزاب و گروهها، بیشتر از سایر هموطنان ایرانی مقیم در سایر مناطق میهن بوده است.
در این شرایط وخیم، همه ما مردم ایران باید با روش‌های خشونت‌زدا از همدیگر مراقبت و محافظت کنیم.
برای این کار، باید ضمن یادآوری اهمیت وجودی و حیاتیِ حقِ استقلال، با اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، برای راهِ حل و راهِ نجات، سه مشخصهٌ خاص را در نظر داشت:
۱- جستجوی راه حل در خود و با ابتکارات و خلاقیت‌های خویش، و پرهیز از احساس علیل و ذلیل و ناتوان بودن،
۲- جستجوی راه حل در زمانِ خود، و پرهیز از انفعال در زمان حال و با بی‌عملی منتظر اتفاقی و عملی توسط قدرت‌ها در آینده،
۳- جستجوی راه حل در روش‌های حقوقی و خشونت‌زدا، و پرهیز از همجنسِ قدرت‌ها شدن و اِعمال خشونت و خشونت‌گستری…
…در میانه شعله‌های جنگ، انسان بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت می‌رسد که میان «سازندگی» و «تخریب» هیچ منطقه خنثی‌ای وجود ندارد. فقط دو صوورت ممکن است یا می‌سازیم، و یا در غیر این صورت تخریب می‌کنیم. اگر منفعلانه در کناری نظاره‌گر باشیم، در ساختن سرنوشت مشارکت نکنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و چه بدانیم و چه ندانیم، در واقع به تخریب مشغول هستیم! اگر نسازم، اگر در سازندگی فعال نباشم، به‌ناچار به شکلی پنهان و خاموش در صف ویرانی و ویران‌گری و تخریب ایستاده‌ام! 
به خود یادآوری کنم که انفعال من، هر چقدر هم با نیت خیر و بی‌طرفی باشد، به تخریب یاری می‌رساند.
به خود یادآوری کنم که صلح از من شروع می‌شود!

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری

در این زمان، مستبد چند راه برای «حفظ نظام» و ادامهٌ سلطه‌گری دارد:
۱- سرکوب‌های بیشتر برای ادامهٌ حاکمیت فردی: ادامه سرکوب‌ها به همان شکل‌های سابق، از تزلزل پایه‌های آن‌ها نمی‌کاهد، و حکمران مستبد، برای ادامهٌ حکمرانی خویش، خود را ناچار می‌بیند که بر کیفیت و کمیت سرکوب و اختناق بیافزاید. این روش‌ها به هیچ وجه استمرارپذیر نیستند، و خود باعث بی‌ثباتی بیشتر وضعیت می‌گردد(مانند قتل دولتیِ مهسا امینی). گرچه در بسیاری از موارد، فرد مستبد قادر به دیدن این واقعیت نیست.
در این زمینه، روش گذار به مردمسالاری، خشونت‌زدایی با پرهیز از همجنسِ رژیم شدن است، با حقوق‌مداری.
۲- ادامهٌ همان حاکمیت، ولی به شکل شورایی: مستبدان از سازوکار قدرت باخبر نیستند و نمی‌دانند که قدرت قابل تقسیم نیست! در ایران، سرنوشت «شورای سلطنت» را برای «حفظ نظام» حفظِ نظامِ شاهنشاهیِ پهلوی دیدیم. به همان ترتیب، شورای فقها هم به عنوان یک راهِ حلِ طولانی و پایدار برای «حفظ نظام» ممکن نشده، و نمی‌شود، و نخواهد شد.
۳- روش دیگر مراجعه به «اپوزیسیون» است. در زمان ولایت مطلقه پهلوی، تعویض نخست‌وزیرها بعد از امیرعباس هویدا، و سپس مراجعه به افرادی در خارج از رژیم شاه نتیجه نبخشید، و هیچ یک از آن‌ها، با درایت، این مقام را نپذیرفتند. شاپور بختیار این دوراندیشی را از خود نشان نداد، و در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیر شاه و شاهنشاهیِ در حال سقوط شد. سرنوشتی که بختیار برای خود ساخت، نقشی که وی در نحوهٌ فروپاشی رژیم ولایت مطلقه پهلوی، و سپس روی کار آمدن رژیم ولایت مطلقهٌ فقیه بازی کرد، و به‌طور کلی سرنوشت ایران و ایرانیان بعد از انقلاب، بسیار عبرت‌آموز است. این در حالی است که درست ۲۰ ماه قبل از انقلاب یعنی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، خود او به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامه‌ای هشدارآمیز به محمدرضا پهلوی نوشتند، ولی گوش مستبد شنوایی هشدارها، و چشم او بصیرت خطرات پیشِ رو در آیندهٌ نزدیک را نداشت. خامنه‌ای هم مانند پهلوی و سایر مستبدان، از آن شنوایی و بصیرت، عاجز است.
در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، خیل عظیمی از مردم ایران، به‌تدریج منقلب‌تر شدند که شاهد انقلاب ۲۲ بهمن شدیم. ولی در تعدادی از مردم…..

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- افزایش خطر تکه‌پاره شدن ایران، خطراتِ بالقوه افکار «اتنیکی» و «فدرالیسم»، افزایش خشونت‌گستری‌ها در منطقه

جنبش شهریور ۱۴۰۱، معروف به جنبش «زن، زندگی، آزادی» (یا جنبش مهسا/ژینا)، یک رویداد بسیار بزرگ و ارزشمند بود که رسانه‌گران دلیر، خانمها الهه محمدی و نیلوفر حامدی، اطلاعات آن را یافتند (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی) و با جان و دل به آگاهی مردم ایران رساندند، (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی). این جنبشِ خودجوش مسیر مطلوبی را طی می‌کرد و با استقلال، هر چه فراگیرتر می‌شد. تا اینکه قدرت‌سالاران، اعم از داخلی و خارجی، در ابتدا لازم دیدند که به حق استقلال تجاوز کنند، و پای وابستگان را به میان آوردند. با شعار «رضا شاه روحت شاد» در چند خیابان، برای باری دیگر حرمت وابستگی شکسته شد. شعاری که در ابتدا در زمان روحانی، و با هدف چوب لای چرخ «ریاست جمهوری» گذاشتن، توسط علم‌الهدی و رئیسی در مشهد ساخته و پرداخته شده بود.
این جنگ روانی، منجر به سلسله‌ای از رویدادها شد، از جمله ماجرای رسوای «توییت گیت» و «وکالت گیت»، و در انتها «منشور مهسا گیت» در واشنگتن امریکا. افرادی که به سمت این چهره‌ها که پندارشان قدرت‌مکان بوده و وابستگی خود به قدرت‌ها را پنهان نکرده‌اند (نظیر سفر به اسرائیل و دیوار ندبه)، متمایل شدند، بعد از مدتی متاسفانه خود را با دست خود به «مهره‌های سوخته» مبدل کردند. این افراد، که از جمله شامل برنده جایزه صلح نوبل، تجزیه‌طلب، فوتبالیست، هنرمند، فعال «حقوق بشر» و رسانه‌گر بودند، جهت‌گیری خود را به سمت یک فرد قدرت‌مدار و وابسته گرفتند و در نتیجه سوختند. 
هر کسی به پهلوی نزدیک می‌شود، چه جامعه سیاسی و چه «مردم معمولی»، دیر یا زود خود را در یک مهرهُ سوخته ناچیز می‌کند!
تحلیل ظریف‌تر به بیراهه رفتن آن جنبش نشان می‌دهد که یکی از ضعف‌های اصلی آن در شعار محوری‌اش نهفته بود. در حالی که شعار، «زن، زندگی، آزادی» بود، آنچه از آزادی جدا نیست، استقلال است. اگر شعار، «زن، زندگی، استقلال، آزادی» بود، کمتر در معرض سوءاستفاده قدرت‌سالاران داخلی و خارجی قرار می‌گرفت.
تهدید جنگ و گفتمان تجزیه‌طلبانهٌ «اتنیکیِ» فدرالیسم
همزمان با ضعف‌های داخلی جامعه سیاسی، تهدیدهای خارجی علیه تمامیت ارضی ایران رو به افزایش است. باید به تحلیل ظریف‌تر توجه نمود، و از تکرار آن تجربهٌ تلخ، پیش‌گیری کرد. نباید اجازه داد که باری دیگر حرمت استقلال شکسته شود، و این بار، با جنگ روانی و غوغاسالاری و پروپاگندا، با میدان دادن به خشونت‌گستران و وابستگان، باز هم به حق استقلال تجاوز شود. نباید اجازه داد که با مطرح کردن کلیدواژههایی چون «ملیت»، یا «قوم»، یا «اتنیک»، یا «فدرالیسم» باز هم به هموطنان ساکن مناطق مختلف وطن، از جمله ساکنین مناطقی چون بلوچسالن و خوزستان و آذربایجان و گوردستان، باز هم توسط احزاب تجزیه‌طلب و مسلح و خشونت‌گستر، «ظلم مضاعف» اعمال شود! فدرالیسم برای به هم پیوستن برخی سرزمین‌ها مطرح شد، و ممکن است برای برخی کشورها تصمیم خوبی بوده باشد. 
ولی مطرح کردن فدرالیسم برای ایران، کوبیدن نعل وارونه است! و نه برای به هم پیوستن برخی سرزمین‌های جدا از هم، بلکه برای تجزیه و تکه‌پاره کردن میهن، و تجزیه و جدا کردن قسمت‌هایی از سرزمین ایران است! بیراهه‌ای درست مانند پهلوی و توئیت زدن و وکالت دادن و منشور مهسا امضا کردن! بیراهه‌ای که عمر رژیم ملاتاریا را طولانی‌تر خواهد کرد و سپس عواقبِ بسیار فاجعه‌باری را در پی خواهد داشت.

صدارت- افزایش خطر تکه‌پاره شدن ایران، خطراتِ بالقوه افکار «اتنیکی» و «فدرالیسم»، افزایش خشونت‌گستری‌ها در منطقه بیشتر بخوانید »

صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال!

…جریان‌هایی که به اجنبی مراجعه می‌کنند؛
به این دلیل است که پایگاه مردمی ندارند، حتی در «اتنیک» ادعاییِ خودشانپایگاه مردمی ندارند؛
و به این دلیل که پایگاه مردمی ندارند، مجبورند به جنگ و مبارزات قهرآمیز و خشونت‌گستری متوسل شوند؛
و به همین دلیل باید بیشتر متکدیِ قدرت‌ها بگردند،
و به این دلیل خود را ناچار می‌بینند از رسانه‌های انیرانیان و یا انواع رانت‌های رسانه‌ای استفاده کنند تا به زور پروپاگندا و جنگ روانی برای خود طرفدار پیدا کنند، و به این وسیله به سایر مردم بباورانند که از «ملیت» و یا «اتنیک» خاصی نمایندگی دارند؛ و به این دلیل که حتی در میان «ملیت» و یا «اتنیک» ادعایی خود طرفداران چندانی ندارند، در گفت‌وگو ناتوان‌اند،
و در نتیجه بعد از به‌راه انداختن انواع جبهه‌های جنگ روانی، چاره‌ای ندارند به‌جز تن ندادن به هیچ دعوتی برای بحث آزاد، و ادامهٌ انواع خشونت‌ها و مبارزات قهر‌آمیز!
پهلوی هم از همین جنس است، و خواهان انواع ادامهٌ انواع خشونت‌ها علیه ایران و ایرانیان! انواعِ خشونت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی علیه ایرانیان و البته خشونت‌های فیزیکی و دریوزگی از رژیم اسرائیل و امریکا برای انواع تجاوزها به ایران و ایرانیان، تا رسیده است به حملهٌ نظامی به میهن ما!
حال بعد از آن‌که به علت دفاع پیروزمندانهُ مردم (به‌خصوص هموطنانی که احزاب  «قومی» و «اتنیکی» بر آن‌ها منت گذاشته و آن‌ها را در «قوم» و «اتنیک» ‌خود راه می‌دهند!) از خود در رابطه با تزویر «فدرالیسم ’قومی‘» هم تیرشان به سنگ خورده، حالا به «فدرالیسم جغرافیایی» یا «فدرالیسم اقلیمی» و یا «فدرالیسم استانی» پناه آورده‌اند. (البته بعد از تلاش برای تجزیهٌ عراق با جدا کردن «اقلیم کردستان» از آن، واژه «اقلیم» را کمتر به‌کار می‌برند! در آن رسوایی، هیچ کشوری حاضر نشد آن اقلیم جدا شده را به رسمیت بشناسد، هیچ کشوری به غیر از؟؟؟  بله صد البته به غیر از رژیم اسرائیل!!!) 
توجه!:
پرسیدنی یک سوال مهم است که در «فدرالیسم جغرافیایی» واقعا مرز بین «جمهوری کردستان» و «آذربایجان» و »عربستان» یا «الاحواز» از کجا شروع، و به کجا ختم می‌شود؟ آیا بر سر این مهم میان مبلغان «فدرالیسم جغرافیایی» و یا «فدرالیسم استانی» بحث و توافقی بوده است؟ آیا مردمِ این «اقوام» حق ندارند از حالا بدانند که حد و مرز کشور آیندهٌ آن‌ها چیست و کجاست؟ اگر مذاکراتی برای تعیین مرزها وجود داشته، با سابقهٌ اسلحه‌کِشی و آدم‌کُشی که در بین بعضی از این احزاب با احزاب رقیب، و حتی بین اعضای حزبِ خودشان، شاهد بوده‌ایم، آیا این مباحثات دوستانه و روا دارانه و خشونت‌زدایانه و متمدنانه بوده است؟ آیا مقامات و رهبران این احزاب «اتنیکی» اعضای «اقوام» را قابل می‌دانند که این بحث‌های بسیارمهم که سرنوشت آن‌ها و نسل‌های بعد از آن‌ها را تعیین می‌کند را در علن مطرح و از آن‌ها نظرخواهی کنند؟ یا اینکه آن‌ها هم چون پهلوی می‌خواهند حتی به‌زور مردم را به دروازه‌های تمدن بزرگ ببرند! و یا چون خمینی می‌خواهند مردم را حتی به زور به بهشت ببرند!؟ خیر! آنها این توهم را دارند که «…مردم مهم نیستند، تشکیلات و احزاب مهمند…» و یا «…هر چی احزاب بگویند، مردم به‌دنبال آنها می‌دوند…» یعنی همان توهم ولایت مطلقه پهلوی و ولایت مطلقهٌ فقیه! ولی این قدرت‌مدارانِ متجاوز به حقِ ذاتیِ استقلال می‌گویند اگر آن‌ها بکنند بد است، ولی اگر من بکنم خوب است، چرا که برای دموکراسی می‌کنم و هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند!!

صدارت- استقلال! و باز هم استقلال! و باز هم با تاکید استقلال! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا