انقلاب

انقلاب ملت ایران نمی‌توانست مورد تأیید بسیاری از مردم دنیا نباشد! همه پیام انقلاب ملت ایران را شنیدند!

«انقلاب ملت ایران نمی‌تواند مورد تأیید من به عنوان پادشاه ایران و به عنوان یک فرد ایرانی نباشد»
«من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم»
انقلاب به تصمیم کسی صورت نمی‌گیرد. این‌طور نبود که مردم یک مرتبه از روی بی‌کاری در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ بگویند، خوب حالا فردا چه بکنیم؟! و بعد بگویند چون کار دیگری نداریم، پس برویم و انقلاب بکنیم!!
انقلاب بهمن ۱۳۵۷ در خلاء اتفاق نیفتاد. عوامل متعدد داخلی و خارجی در وقوع انقلاب نقش داشتند.
مهمترین عامل داخلی انقلاب، ولایت مطلقه پهلوی و شرکا، و شخص محمدرضا پهلوی بود. هشدارهایی که طی سال‌ها توسط نزدیک‌ترین معتمدهای او داده شد، درست از آب در آمد که می‌گفتند اگر به این نحوهٌ گرداندن کشور ادامه دهی، انقلاب خواهد شد! افکار عمومی منقلب شد، و با انقلاب در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، رژیم پهلوی به خودبراندازیِ خویش، زودتر رسید.
مهمترین عامل خارجی انقلاب، ولایت مطلقه سرمایه‌داری، و سلطه‌سالاری با افزون شدن خشونت و جنگ و فساد و تبعیض در غرب، به‌خصوص امریکا بود. افکار عمومی منقلب شد، و با انقلاب، سیاستمداران را از فساد و تزویر و خشونت، برحذر داشتند…
…از سوی دیگر، ملت ایران هم تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری و بی‌عدالتی‌ها و فسادهای قدرت‌ها را تجربه کرده بود. نتیجهٌ اینها همه، رسیدن شرایط کشور به نقطهٌ انفجار بود. افکار عمومی ایران که تجربه انقلاب مشروطه و ملی شدن صنعت نفت را در گذشتهٌ نه‌چندان دورِ خود در خاطر داشت، در دیالوگی ناگفته و در پیمانی نانوشته، با افکار عمومی امریکا و دنیا درآمیخت. بدین ترتیب قدرت‌ها خود را مجبور به بازنویسی سیاست‌ها دیدند. شرایط به حدی تغییر کرده بود که برای آن‌ها چاره‌ای جز این وجود نداشت.
محمدرضا پهلوی و شرکا، مهمترین عامل داخلی برای منقلب‌تر شدن مردم بودند. عصیان مردم و اعتراضات به سرکوب و خفقان و تجاوزها به حقوق، و خشونت‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی، به‌تدریج بالا می‌گرفت. پهلوی به توصیه‌ها، و حتی به هشدارهای واقع‌بینانهٌ نزدیک‌ترین افراد به خود هم اهمیتی نداد. سرانجام انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و منطقه، و بلکه دنیا را وارد عصر جدیدی کرد…

انقلاب ملت ایران نمی‌توانست مورد تأیید بسیاری از مردم دنیا نباشد! همه پیام انقلاب ملت ایران را شنیدند! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود

در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، جهان بیش از هر زمان دیگری با خشونت، جنگ و بی‌ثباتی و بحران‌های مصنوعی دست به گریبان است. آنچه قرار بود «سازمان ملل متحد» باشد، در عمل به «بی‌سازمانی دوَلِ متخاصم» تبدیل شده است؛ نهادی که نه تنها در مهار تجاوزها به حقوق ناکام مانده، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل خشونت‌گستری‌های قدرت‌ها با مشروعیت بخشیدن و «قانونی» کردن آن‌ها، بدل شده است. وتوی ششمین قطعنامه آتش‌بس در فلسطین توسط ایالات متحده آمریکا در ده هزارمین جلسه شورای امنیت، که در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ (۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵) رخ داد، نمادی آشکار از این ناکارآمدی ساختاری است. در این جلسه، به جز آمریکا، تمامی ۱۴ عضو دیگر شورا به آتش‌بس رأی مثبت دادند (حتی بدون یک رای ممتنع)، اما حق وتو بار دیگر منطق، حقوق بشر و اراده جامعه جهانی را به سخره گرفت. این عمل امریکا، کاملا «قانونی» بود!
این رویداد تلخ، که انزوای بیشتر آمریکا و افول شتابان آن امپراتوری را به همراه دارد، نشان می‌دهد که چگونه منافع ملی یک قدرت بزرگ می‌تواند بر سرنوشت میلیاردها انسان سایه افکند. اکنون شاهدیم که رژیم اسرائیل، یعنی رژیمی را که به اذعان متخصصان نسل‌کشی، سازمان‌های حقوق بشری و حتی نهادهای وابسته به سازمان ملل، حداقل چهار ویژگی از پنج ویژگی تعریف‌شده نسل‌کشی را مرتکب شده، مصون نگاه دارد. سازمان ملل با ساختار فعلی خود، از جمله حق وتوی پنج قدرت در شورای امنیت، و استقرار مقر آن در نیویورک که به آمریکا دست بالا را می‌دهد، عملاً به ابزاری برای قلدری و تحمیل منافع قدرت‌ها، بر ملت‌ها تبدیل شده است.
امروزه سرنوشت انسان‌ها در این کره خاکی بیش از همیشه به هم تنیده شده است. بحران‌های تغییرات اقلیمی، خطر جنگ‌طلبی و تسلیحات کشتار جمعی، بیماری‌های همه‌گیر جهانی (پندمی‌ها)، و سلطه‌گری اقتصادی و سیاسی، مرزهای ملی را درنوردیده و حیات کل تمدن بشری را تهدید می‌کننذ. در چنین شرایطی، نیاز به یک نهاد بین‌المللی که بر پایه حقوق ذاتی، جهان‌شمول و بدون تبعیض عمل کند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. این نیاز حیاتی و وجودی، ما را به بازاندیشی در کل نظم جهانی و حرکت به سوی یک انقلاب در ساختارهای بین‌المللی فرا می‌خواند. این انقلاب، بدون منقلب‌تر شدن ما مردم واقعیت پیدا نخواهد کرد. پیش‌نیاز نفیِ سلطه‌گری توسط قدرت‌ها و دولت‌ها، چیزی به جز نفیِ سلطه‌پدیری توسط ما مردم و ملت‌ها نیست. بدون بحث و روشنگری این مفاهیم در میان ما مردم، طرح راه حل ناممکن است!
مبانی یک شورا و یا کنفدراسیون حقوقی بین‌المللی: جایگزینی برای «سازمان ملل متحد»
برای عبور از این بن‌بست، باید به فکر تأسیس یک «کنفدراسیون بین‌المللی حقوقی» (و یا «شورای بین‌المللی حقوقی») باشیم؛ سازمانی نوین که بر پایه اصول حقوقی و با هدف خشونت‌زدایی در تمام عرصه‌ها شکل بگیرد. این کنفدراسیون باید بر اصولی استوار باشد که از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. آن اصول، از جمله عبارتند از:

صدارت- خشونت‌زدایی و تحمیل صلح جهانی پایدار، از بحث و تبادل نظر در میان ما مردم شروع می‌شود بیشتر بخوانید »

روزنامه «جمهوری اسلامی» نظر بنی‌صدر را منعکس کرد: «پس از گروگانگیری امریکاییها، در حقیقت ایران به‌گروگان امریکا در آمد»

صدارت: انقلابِ دوم، یا ضدِ انقلابِ اول؟

خمینی گروگان‌گیری را «انقلاب دوم» خواند. ولی حقیقت این است که این واقعه سرنوشت‌ساز، انقلاب دوم نبود بلکه ضدِ انقلاب اول بود! با تاکید بر مقابل قرار گرفتن دو توصیف متقابل، «انقلاب» و «ضد انقلاب»، برای وصف یک موضوع واحد، این واقعه بسیار مهم را در این نوشتار کوتاه، از زاویه‌ای دیگر می‌نگریم. چهره‌ای که ایران، و منطقه، و دنیای بعد از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ پیدا کردند، به‌طور مستقیم و غیر مستقیم، از این واقعه متاثر بوده است. از جمله این‌که حمله صدام به ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ با پشتیبانی و چراغ سبز امریکا و دولت‌های منطقه آغاز شد، و نزدیک به هشت سال ادامه یافت.

بسیاری تاثیرات منفی و تبعات فاجعه‌بار دیگری هم تا کنون هم ادامه داشته‌اند. شناخت جزئیاتِ تمام ابعاد بحران گروگان‌گیری اعضاء سفارت امریکا در تهران، اطلاعات مهمی را برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر برای این نسل و نیز نسل‌های آینده، با غنای وژدان تاریخی، فراهم خواهد کرد. در غیر این صورت، بسیاری تاثیرات منفی و تبعات فاجعه‌بار دیگری هم در راه خواهند بود……

صدارت: انقلابِ دوم، یا ضدِ انقلابِ اول؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان!

…سران کشورهای «اسلامی» خود را به خواب زده‌اند! تنها عاملی که می‌تواند آن‌ها را مجبور به اقدامات عملی برای توقف «نسل‌کشی» و «جنایات جنگی» رژیم اسرائیل نماید، فشار افکار عمومی است. آیا این عمل جنایت‌کارانه امروز هم، مشمول مرور زمان خواهد شد، و رژیم اسرائیل خواهد توانست به تجاوزها به حقوق ادامه دهد؟ ادامهٌ این جنایت‌ها فقط در صورت سکوت من و تو ممکن خواهد شد!
کانال ۱۲ اسرائیل به‌ نقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داد حمله به رهبران حماس در قطر، با موافقت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، انجام شد. امریکا بارها از قطر به عنوان یک کشور دوست و یک همپیمان خارج از ناتو یاد کرده‌اند. امریکا دارای پایگاه‌های نظامی متعددی در منطقه است، ولی بزرگترین آن‌ها در قطر، و در حدود ۳۰ کیلومتری محل مورد حمله رژیم اسرائیل قرار دارد. پایگاه هوایی العُدِیْد همچنین معروف به فرودگاه ابونَخله، فرودگاهی نظامی در جنوب‌غربی شهر دوحه است. این پایگاه مرکز نیروهای هوایی سنتکام است. عملیات ترور قاسم سلیمانی هم از این پایگاه انجام شد. قطر اعلام کرد یک عضو نیروهای امنیتی این کشور در حمله اسرائیل به دوحه کشته شد.
چند ماه پیش ترامپ شخصا به قطر سفر کرده بود، و طی این سفر، امیر قطر یک هواپیمای جت به او هدیه داد! قراردادهای پرسودی هم از این سفر عاید امریکا شد!
ترامپ از این عملیات مطلع بودند، ولی به گفتهٌ مقامات قطر، زمانی «کشور دوست و همپیمان خود» آن‌ها را مطلع کرد که بیش از ۱۰ دقیقه از شروع حمله گذشته بود.
قدرت، دوستی و وفا نمی‌شناسد! ایجاب قدرت و قدرت‌مداری، خشونت و بی‌وفایی و بلکه خیانت است. محمدرضا پهلوی هویدا (نخست وزیر) و تیمسار نصیری (رئیس ساواک) را برای آرام کردن مردم، به زندان انداخت. هنگام آخرین فرار از ایران، شاه سگ‌های خود را هم با خود برد، ولی خدمت‌گذاران خود را حتی از زندان هم آزاد نکرد! خمینی هم بعد از زندانی‌کردن و اعدام کسانی که سال‌ها به او خدمت کرده بودند گفت: «من با کسی عقد اخوت نبسته‌ام»
انفعال و سکوت مردم و بی‌غمی افکار عمومی، مهمترین عامل جنگ‌طلبی‌ها و خشونت‌گستری‌ها بوده است. در رابطه با تکرار عملیات تروریستی علیه وطن ما، سکوت و انفعال، و یا اعتراض و جنبش ما مردم نقش تعیین‌کننده خواهد داشت!

صدارت- رژیم اسرائیل، به‌خصوص شخص نتانیاهو، نیازمند تحمیل جنگ‌های دائمی و بدون پایان! بیشتر بخوانید »

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب

…رژیم دیکتاتوری ملاتاریا که می‌دانست پایگاه مردمی ندارد، به تکرار اعلام می‌کرد که ما اشتباهِ رژیمِ پهلوی را در ماههای قبل از انقلاب، تکرار نخواهیم کرد! فاجعه ملی تجاوزها به حقوق و کشتارهای جمعی ایرانیان در دهه ۱۳۶۰ و اوج آن در تابستان ۱۳۶۷، نتیجه این توحش بود. ولی این جانیانی که کاملا همجنس جنایت‌کاران دوره پهلوی هستند، نمی‌دانند که روند کاهش سرکوب در آخر دورهٌ ولایت مطلقهٌ پهلوی، یک «اشتباه» و یا از روی دلسوزی و شفقتِ پهلوی و شرکا نبود! این یک اجباری بود که توسط مردم به قدرت‌های داخلی و خارجی تحمیل شد. اسلحه و وسایل سرکوب قوای نظامی و انتظامی و ابزار شکنجه ساواک که یک مرتبه ناپدید نشده بودند! همه در دست رژیم بودند، ولی دیگر نمی‌توانست از آن‌ها استفاده بکند. نخست‌وزیری جعفر شریف امامی از ۵ شهریور ۱۳۵۷ شروع شد و به علت به گلوله بستن دانش‌آموزان در ۱۳ آبان، یک روز بعد در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ سقوط کرد، و شاه یک حکومت متشکل از نظامیان با نخست‌وزیری ارتشبد غلامرضا ازهاری را منصوب کرد که در ۱۵ آبان ۱۳۵۷، رسما کار خود را شروع کرد. ازهاری تعدادی از مهره‌های مهم رژیم ولایت مطلقه پهلوی را قربانی کرد. از جمله ارتشبد نعمت نصیری رئیس ساواک، منوچهر آزمون، عبدالعظیم ولیان، داریوش همایون، غلامرضا نیک‌پی، و… هویدا نخست‌وزیر…
به همین ترتیب است که رژیم در ساختن لاجوردی‌ها، و خلخالی‌ها، و سعید امامی‌ها، و سعید مرتضوی‌ها، و… و جانیانی دیگری مانند آن‌ها، در مقابل مردم علیل و ذلیل شده است. با اینکه رادان با جنایت‌هایش برای اثبات وفاداری به شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» ترفیع گرفته و اکنون عالی‌ترین مقام انتظامی کشور است، ولی فشار افکار عمومی او را هم از تکرار جنایت‌های ۱۳۸۸، علیل و ذلیل کرده است. آن‌ها حتی از اجرایی کردن «قانون حجاب و عفاف»، که رژیم آن‌را «آخرین خاکریز!» خواند، نیز عاجز مانده‌اند. هیچ بعید نیست رژیم ولایت مطلقه فقیه هم مانند رژیم ولایت مطلقه پهلوی، او و امثال او را برای حفظ خود قربانی کند. یعنی همان کاری که پهلوی با نصیری‌ها و هویداها و… انجام داد! خانواده پهلوی هنگام فرار از ایران، سگ‌های خود را با خود از ایران خارج کردند، ولی خدمت‌گذاران وفادار خود را در چنگال خمینی و شرکا رها کردند!
…در ۱۴ آبان ۱۳۵۷، پهلوی خود را مجبور دید که مستقیما با مردم صحبت کند. وی بعد از آخرین سخنرانی خود از تلوزیون ایران در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۷، در سرگیجه‌گی آن روزها، در گفتگوی تلفنی تایید علی امینی را جویا می‌شود و از او تقاضای کمک می‌کند. 
پهلوی به امینی می‌گوید: «با یه همچین دولتی که ما نمی‌تونستیم نظم برقرار بکنیم. (امینی: نخیر) آیا اون دولت می‌اومد دستور بده که هر کسی تکون خورد بگیریم بزنیم؟ نمی‌گفت، و چاره غیر از این نیست، این رو مطمئن باشید.»
امینی هم نظر شاه را مبنی براینکه که چاره‌ای جز خشونت و خون‌ریزی و کشتار نیست، تایید می‌کند و می‌گوید: «بله بله متاسفانه بله!»
…پشت به قدرت داخلی و خارجی:
اگر شعارِ اصلاح‌طلبیِ «رای من کو» در سال ۱۳۸۸، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «حقِ من کو» متبلور می‌شد، خودِ ما مردم ایران با اعمال حقِ حاکمیت ملی، طومار رژیم را مدت‌ها پیش، بسته بودیم!
اگر شعار «زن، زندگی، آزادی»، با محتوایی حقوقی‌تر، و به صورت «زن، زندگی، استقلال، آزادی» متبلور می‌شد، رضا پهلوی به هیچ وجه نمی‌توانست عمر رژیم دیکتاتوری ملاتاریا را طولانی‌تر کند، و خودبراندازی رژیم را به تاخیر بیاندازد.
اگر یک عده از «ایرانیان» برای نتانیاهو و شرکا با همراه کردن ترامپ و شرکا فرش قرمز پهن نمی‌کردند که به میهن ما تجاوز کنند، روند اعتراضات، به اعتصابات می‌کشید، و چه بسا که امروز خود ما مردم ایران موفق شده بودیم، با خشونت‌زدایی، گذاری صلح‌آمیز را به رژیم تحمیل کنیم. 
ما مردم با اتحاد حولِ محورِ حقوق، با نفی انفعال و بی‌غمی، با پشت کردن به قدرت‌های داخلی و خارجی، با خشونت‌زدایی، ما مردم تمام «اشتباهات» شاه را به ملاتاریا تحمیل می‌کنیم.

صدارت- شباهت‌های شرایط امروزه و دوران انقلاب بیشتر بخوانید »

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران

توجه! توجه!
قابل توجه کسانی که از اجنبی، برای تجاوز به مام وطن دعوت می کنند!
تو که خواهان حمله امریکا به میهن هستی، ببین در خودِ امریکا، افرادی مثل تو، چه موقعیت پستی دارند، و سایر مردمِ امریکا نسبت به او چگونه می‌اندیشند:
بر اساس قوانین امریکا، دعوت از اجنبی برای حمله به امریکا، در این کشور مجازات اعدام دارد!
شرم بر «ایرانیانی» که از اسرائیل/امریکا دعوت، و یا حتی خوشحالی می‌کنند که به میهن ما تجاوز کنند.
شرم بیشتر بر «ایرانیان» و «روشنفکرانی» که در نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، با توجیهات بی‌اساس و کژمنطق، برای مشاطهٌ چهرهٌ کریه خیانت و وابستگی، پذیرفته‌اند که سرباز پیادهٌ حقوق‌بگیرِ قدرت‌ها در جنگ روانی علیه مردم بشوند! همهٌ اینها حقوق‌بگیر نیستند، و برخی خدمتکارانِ بی جیره و مواجب اجنبیان هستند! ولی نقش همه این «ایرانی»ها در مغزشوی و پروپاگندا و جنگ روانی برای فرهم آوردن شرایط مناسب برای پذیرش تجاوزها به حقوق و خشونت‌گستری و جنگ و قتل و ترور و خونریزی، بسیار بیشتر از کارهایی است که خود اجنبیان انجام می‌دهند. 
شما «ایرانیان» ضدِایران و ضدِایرانیان از آن بترسید که چهره خود را در آینه ببینید و خود را نشناسید!
تا به‌حال کمی فکر کرده‌ای که همان شهروندان و مردمِ اسرائیل/امریکا راجع به تو که از حمله خارجی به وطن خودت، وطن من، وطن ما خوشحالی می‌کنی، چگونه می‌اندیشند!؟
با دست خودت، چهره جنگ و خشونت را بر صورت خود و عزیزان خود، و سایر انسان‌ها ثبت نکن:
https://www.instagram.com/p/DAz1k9Bu9mt/ 
نه! به جنگ!
وقتی از « قدرت‌ها» سخن به میان است، باید هم به قدرت‌های داخلی و خارجی؛ و هم به قدرت‌های دولتی و غیردولتی؛ و همچنین به قدرت‌های غربی و شرقی پرداخته شود.
بدون اینکه مثل بعضی از «اپوزیسیون» وقت عزیز خود و شما را با جنگ واژه‌ها (براندازی، فروپاشی، گذار، عبور، اصلاحات، تحولات،…) تلف بکنم، وارد بحث بررسی موقعیت قدرت‌های خارجی می‌شوم. با اطلاع‌یابی از این وضعیت، بهتر می‌توانیم از خود دفاع کنیم، و حتی توانا هستیم که اصلا از شروع جنگ جلوگیری کنیم، هر یک از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود.
از بزرگنمایی رژیم و قدرتِ نداشته‌اش در مقابل مردم نترسیم!  وضعیتِ “ابرقدرت” شرق در جنگ سرد را، فقط چند ماه قبل از خودبراندازی، ببینید:
https://www.instagram.com/p/DG7DzCSOG3M/ 
اصلا کسی می‌توانست باور بکند!؟ 
حتی “ابرقدرت” غرب هم نمی‌توانست سقوط «ابر قدرت شرق» را باور کند!! کنگره امریکا سی‌آی‌اِی (CIA) را مورد مواخذه قرار داد، که چرا از پیش‌بینی سقوط  روسیه شوروی عاجز مانده بود!
الان هم برخی از ایرانیان ، به علت شکست در جنگ روانی و از دست دادن اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، نزدیک‌تر شدن پایان عمر رژیم ولایت فقیه را نمی‌توانند ببینند، و در نتیجه منفعل و منتظر نشسته‌اند تا تراپپ و نتانیاهو میهن را نجات دهند!!! واین هموطنان به علت باور نداشتن به توانایی‌های خود و سایر ایرانیان، در انفعالی مرگبار، با سکوت نظاره گر وضعیت وخیم وطن هستند. 
امریکا:
https://alisedarat.com/2023/01/06/8977/
جان بولتون، و کالین پاول (Colin Powell)، و… سایر کارکشته‌گان سیاسی امریکا که به اسناد سری و طبقه‌بندی شده سازمان‌های جاسوسی و امنیتی امریکا دسترسی دارند، اعتراف کرده‌اند که روش‌های جنگ روانی که طی دهه‌ها در کشورهایی مثل ایران بکار برده‌اند (انواع بی‌ثباتی‌سازی‌ها، القای ترس و اضطراب در جامعه، بحران‌سازی، خصومت و کینه و دشمنی‌سازی، تحقیر یک گروه در مقابل سایر لایه‌های مردم، دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، تنش‌آفرینی، ایجاد ناامنی، ایجاد تزلزل در قلمروهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، انتشار ضداطلاعات و سوءاطلاعات، ترور شخصیت، اخبار دروغ، خشونت‌گستری، قدیس کردن قدرت و تقدیس و پرستش قدرت، تخریب و ترور شخصیت، خائن نمایاندن خادمان و خادم معرفی کردن خائنان  اعمال سانسور و تحمیل خودسانسوری، و…)، ترامپ و شرکا برای چیزی که کمتر از کودتا نبود، خودشان در کشور خود امریکا بکار بردند. 
کالین پاول که سابقه ۳۵ سال خدمت در ارتش، ریاست ستاد نیروهای مسلح، مشاور امنیت ملی، و وزارت خارجه امریکا را دارد، ساعت ۶ شب ۷ژانویه۲۰۲۱ یک روز بعد از حمله به کنگره (۶ژانویه۲۰۲۱) در مصاحبه زنده خود با Wolf ولف BLITZER بلیتزر در شبکه رسانه‌ایِ سی‌ان‌ان CNN به وضوح گفت:
«سوال: شما فکر می‌کنید دشمنان خارجی ما (…ایران،…) که این صحنه‌ها را می‌بینند [فیلم‌های حمله به کنگره آمریکا که به طور زنده در سراسر دنیا تماشا می‌شد] چگونه فکر می‌کنند؟
جواب پاول: آنها با اشتیاق فراوان تماشا می‌کنند و باور نمی‌کنند ما این کار را در مورد خودمان انجام دادیم.»
توضیح اینکه روشهای جنگ روانی که امریکا برای سلطه‌گری بر کشورهایی مانند ایران بکار برده و میبرد را ترامپ برای سلطه‌گری بر جامعه سیاسی و مدنی امریکا بکار برد که مورد اعتراض و تعجب پاول و بولتون و… قرار گرفت. یکی از اولین روشهای تخریبی جنگ روانی ترامپ در سال‌هایی که منجر شد به مقام ریاست جمهوری برسد، انتشار سواطلاعات در مورد اوباما بود که می‌گفت او مسلمان است،… و در امریکا بدنیا نیامده، و در نتیجه نمی‌تواند رئیس جمهور بشود. علی‌رغم انتشار عمومی گواهی‌نامه تولد اوباما در یک مریض‌خانه در هاوایی، بسیاری از مردم، در جنگ روانی ترامپ شکست خورده بودند، و دروغ ترامپ را باور کرده بودند.
در این روزها هم می‌بینیم که ترامپ، فرماندهی پلیس پایتخت امریکا را با قلدری گرفته، و در اختیار ارتش تحت کنترل خود درآورده. شبیه این کار را در سال ۱۳۳۲ در ایران انجام دادند. کودتاچیان، طی عملیاتی، شهید افشارطوس، رئیس پلیس، که به مصدق و به ایرانیان وفادار بود را ربودند و به قتل رساندند.
نقش قدرت‌های غیرِدولتی: گوگل قراداد ۴۵میلیون دلاری با دفتر نتانیاهو برای گسترش پروپاگندا و جنگ روانی
https://www.instagram.com/p/DOOGSaPk1L5/
نقش سفارت امریکا در بی‌ثباتی‌سازی‌ها و کودتاها
https://www.instagram.com/p/DONABwiiQ_R/
سوال: «چرا امریکا تنها کشوری است که در آن کودتا نشده؟»
پاسخ: «زیرا که امریکا تنها کشوری‌است که در آن سفارت امریکا وجود ندارد!»

صدارت-وضعیت قدرت‌های خارجی و نقش آن‌ها در موقعیت فعلی ایران بیشتر بخوانید »

رسانه‌های شخصی، عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شورا بخوان و کار کن، همکاری، همیاری، درآمیختن افکار عمومی-هسته

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بی‌سر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
کدامیک از اینها می‌توانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنه‌ای؟!
خامنه‌ای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچک‌ترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، وظیفه‌ی همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، این‌چنین معجزه آفریدند و هدف اسرائیل را برای تکه‌پاره کردن میهن، باز هم خنثی کردند. این پیروزیِ ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، به‌کمک صدام شتافتند!
ضرورتی حیاتی: خشونت‌زدایی و  درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند.
نتانیاهو و شرکا، بیش از پیش نگران حیات سیاسی خود هستند. آن‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند که در صورت صلح، و یا آتش‌بس، و یا حتی عدم افزایش بحران‌ها، با منحل شدن کنست و/یا سقوط حکومت ائتلافی نتانیاهو به علت استعفای دست‌راستی‌های افراطی‌ای چون اسمتویچ یا بن‌گویر، مصونیت سیاسی/قضایی آن‌ها برداشته خواهد شد و دیکر نخواهند توانست در امور قضاوت پرونده‌های فسادهای مالی و سیاسی خود، کارشکنی کنند. آن‌ها به سیاستمداران دنیا، فشار می‌اورند که سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که بر کمیت و کیفیت و تنوع انواع بحران‌ها، افزوده شود. توجه کنید که وضعیت آن‌ها به‌قدری متزلزل است که حتی نگه‌داشتن بحران‌ها به شکل و اندازهٌ فعلی برایشان کافی نیست، و نیاز حیاتی دارند که بر آن‌ها بیافزایند. برخی از نظامیان و اطلاعاتی/امنیتی‌های رژیم اسرائیل، دستورات نتانیاهو و شرکا را برای افزایش نسل‌کشی، و جنایت‌های جنگی، و گرسنگی و قحطی مهندسی شده، و اشغال منازل و سرزمین‌های بیشتر، و کوچ اجباری فلسطینی‌ها، و… غیرِعملی و حتی غیرِممکن می‌دانند. به این علت تنش‌ها بین مقامات بالای رژیم اسرائیل، تشدید یافته است.
با تمام این احوال، مقامات لشکری و کشوری در رژیم اسرائیل و ایران، خود را برای حملات نظامی دیگری آماده می‌کنند.
تصمیم روز پنجشنبه ۲۸ اوت۲۰۲۵، تروئیکای اروپایی [فرانسه، آلمان و بریتانیا (E3)]، برای فعال کردن «مکانیزم ماشه» یا «اسنپ بک» با این زمینه، و تحت فشارهای افزاینده به دولت‌ها توسط لابی‌های صهیونیسفر است. با این توجه که مهلت فعال کردن «مکانیسم ماشه» ۱۸ اکتبر۲۰۲۵ است.
از سوی دیگر فشارهای افزایندهٌ بی‌سابقهٌ افکار عمومی به دولت‌های متبوع خود، قدرت‌های دنیا که گرچه در دهه‌های اخیر به دست‌راستی‌ها و  دست‌راستی‌های افراطی متمایل شده‌اند را در موقعیتی خاص قرار داده است. با توجه با موفقیت شهروندخبرنگاران در غزه و سایر ملت‌ها، در احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و در احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، تعداد بیشتری از دولت‌ها خود را مجبود دیده‌اند که دولت فلسطین را به رسمیت بشناسند. برخی از آن‌ها شرایطی را به این تصمیم متصل کرده‌اند، و تاریخ آن‌را به اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل موکول کرده‌اند.

صالحی در مصاحبه تلوزیونی:
https://www.instagram.com/reel/DOCfa-wkpuK/ 
«یک پیشنهاد هوشمندانه‌ای امریکایی‌ها دادند…»
«حق وتو را به طور زیرکانه‌ای، از ۵ کشور گرفتند. پیشنهاد «اسنپ بک» اگر به شورای امنیت رفت، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند آن را وتو کنند»
امریکایی‌ها قرارداد را طوری نوشتند که پیشنهاد «اسنپ بک» را وقتی یک کشوری به شورای امنیت سازمان ملل بدهد، کشورهای دارای حق وتو، نتوانند ممانعت کنند (چین و روسیه نمی‌توانند به کمک ایران بیایند. در یکی از جلسات مذاکرات «برجام»، لاوروف وزیر خارجه روسی اعتراض کرد: این که حق وتوی ما را می‌گیرد! ) (صالحی: «ولی خوب دیگه حالا…»)
جان کری، وزیر خارجه امریکا:
https://www.instagram.com/p/DOCfnAXgXkX/ 
 در مذاکرات «برجام»: ما این امکان را داریم که اکر از عمل‌کرد ایران راضی نبودیم، حتی یک کشور به تنهایی بتواند به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه کند و  [با کشیدن ’ماشه‘ «اسنپ بک»] تمام تحریم‌ها را بازگردانیم [منظور تمام تحریم‌های سازمان ملل است که اعتبار قانونی و ضمانت اجرایی بیشتری از تحریم‌های امریکا و سایر کشورها به تنهایی دارد
«این یک توافقنامه منحصر به‌فرد است که ما به تنهایی می‌توانیم به شورای امنیت مراجعه، و تمام تحریم‌ها را باز گردانیم»
یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیل یکی از نزدیکان نتانیاهو به شرط ناشناس ماندن، به المانیتور گفت: 
نتانیاهو تردید دارد که دولت ترامپ بتواند به توافقی بی‌نقص با ایران دست یابد که اساساً تلاش‌های این کشور برای دستیابی به توانایی هسته‌ای نظامی را مهار کند. از طرف دیگر  برخی مقامات نظامی اسرائیل معتقدند که چنین توافقی، اگر به دست آید و توسط دولت ترامپ اجرا و اعمال شود، بهترین گزینه است.
«هرچند تمایل ایران برای انتقام‌جویی قوی است، و ما می‌دانیم دیر یا زود تلاش خواهد کرد، اما آن‌ها اکنون مسائل مهم‌تری دارند، مانند تجدید تحریم‌های اروپا علیه ایران به دلیل توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.»
«برای ما واضح است که آن‌ها هر کاری خواهند کرد تا توازن قوا را تغییر دهند. موضوع انتقام در دستور کار میان‌مدت و بلندمدت باقی خواهد ماند.»
یک مقام امنیتی اسرائیل به المانیتور گفت: «آن‌ها به نظر نمی‌رسد که از هیچ‌یک از تلافی‌ها یا تهدیدهای اسرائیل متاثر شده باشند.»
چند نکته مهم:

صدارت- خشونت‌زدایی، و تحمیلِ صلحِ جهانیِ پایدار به قدرت‌ها: توسط تو، من، تک‌تکِ ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود! بیشتر بخوانید »

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا

دشمنِ دشمنِ من، الزما دوست من نیست!
نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، ادعا می‌کنند دشمن خامنه‌ای و شرکا هستند! 
خامنه‌ای و شرکا، ادعا می‌کنند دشمن نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا هستند؟!
آیا من می‌توانم این ننگ را بر خود روا دارم که دوست هر کدام از این‌ها (خامنه‌ای و نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و رجوی و سایر شرکا، که همه از یک جنس هستند!) باشم؟! آیا تو می‌توانی!!؟
میهن ما در خطر است! در این روزها، احتمال تجاوز و حملهٌ مجدد رژیم اسرائیل به میهن ما، بیشتر به نظر می‌آید.
به اجلاس سالانه سازمان ملل، حدود سه هفته مانده. با توجه به موفقیت نسبی مردم غزه در آگاهی‌رسانی جنایت‌ها، به سایر مردم جهان، افکار عمومی در کشورهای مختلف، با قلبی جریحه‌دار، به دولت‌های مطبوع خود فشار آورده‌اند و تعداد افزاینده‌ای از آن‌ها اعلام کرده‌اند که در اجلاس ۲۰۲۵، دولت فلسطین را به‌رسمیت خواهند شناخت. 
نتانیاهو و شرکا که باز هم خود را در بن‌بست بیشتری می‌بینند، با یک ضرورت حیاتی مواجه هستند، و آن این‌که باید بحران‌های دیگری را بر سر منطقه و جامعه بین‌الملل بکوبند. 
چند روز پیش در یک سخنرانی، نتانیاهو ادعا کرد که در هفت جبهه با ایران در جنگ است. او به «جبههٌ هشتم» هم اشاره کرد، که آن جبهه جنگ دروغ‌گویی، و دروغ‌پراکنی، و پروپاگندا، و جنگ روانی است. برای نتانیاهو و شرکا، جنگ روانی مهمترین اولویت را دارد، زیرا که شکست آن‌ها در این جنگ، بیش از سایر جبهه‌ها بوده است. بدون پیروزی آن‌ها در جنگ روانی، هیچ پیروزی در هیچ جنگی برایشان ممکن نخواهد بود.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ ماتیو Miller میلر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در زمان جو بایدن، افشا کرد که ’واشنگتن می‌دانسته که اسرائیل در همان زمان که در حال مذاکرات آتش‌بس بود، ولی نقشهٌ واقعی این بود که جنگ را برای «دهه‌ها» به‌طول بکشاند!‘
حال که شرایط برای صلح، یا لااقل یک آتش‌بس، و به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین با راه حل «دو کشور» مناسب‌تر شده، نتانیاهو و شرکا، به خصوص دست‌راستی‌های افراطی کابینهٌ ائتلافی او (بن‌گویر Itamar BenGvir وزیر امنیت ملی، عضو کنست و رهبر حزب قدرت یهودی؛ و اسموتریچ Bezalel Smotrich وزیر اقتصاد و دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی) خود را مجبور می‌بینند که فتیله‌های بحران‌ها را بالا بکشند. صهیونیست‌ها و سایر قدرت‌های غربی، بیش از چهار دهه است جنگ روانی در جبهه‌های مختلف و متعدد را علیه ایران و ایرانیان به‌راه انداخته‌اند. متاسفانه آن‌ها در بدنام کردن ایران و ایرانیان، و هم‌طراز تبلیغ کردن ما با خامنه‌ای و شرکا، موفق بوده‌اند. افکار عمومی دنیا، به اندازه‌ای که برای جنایت‌های اسرائیل در غزه به اعتراض برخواسته، در مورد تجاوز به ایران، اعتراضات جهانی، با کمال تاسف، بسیار ناچیز بود. پشتیبانی پهلوی و شرکا و بعضی «ایرانیان» از حملهٌِ اسرائیل به میهن ما، یک گیجی و سردرگمی را در افکار عمومی دنیا باعث شده است. مثلا بهت و تعجب رسانه‌گر در مصاحبه با رضا پهلوی در این زمینه بسیار دیدنی بود. او خوب می‌دانست اگر یک امریکایی در مورد وطن خود چنین حرف‌هایی را بزند، او به عنوان خائن به وطن، در دادگاه قابل محاکمه است، و ممکن است حکم اعدام بگیرد. (در این باره، به نوشتاری از آقای دکتر محمود دلخواسته در ذیل مراجعه بفرمایید)
بدین ترتیب، و با وجود خائنان به ایران و ایرانیان، نتانیاهو و شرکا، ممکن است حمله به وطن ما را، یک راهِ حلِ ساده فرض کنند. آیا ما می‌توانیم ننگ طرفداری و یا حتی سکوت در مقابل تجاوز این جنایت‌کاران به مام وطن بر خود روا داریم!؟ آن‌ها که در «جنگ ۱۲روزه» جشن و شادی کردند، چگونه می‌توانند در چشمان نسل بعد نگاه کنند؟! 
طی ۸۰ سال گذشته، سیاست‌های اقتصادی صهیونیسفر در رژیم اسرائیل، از اقتصاد استعمارگری استیطانی، به اقتصاد نسل‌کشی مبدل شده است:
https://www.instagram.com/reel/DNzEyv3Xg1v/
مدیر عامل این شرکت «اقتصاد نسل‌کشی»، نتانیاهو و شرکا هستند. آیا با هیچ منطقی می‌توان دعوت از نتانیاهو و شرکا برای تجاوز به میهن را توجیه کرد!؟
وظیفهٌ ما ایرانیان این است که این فرار به جلو را برای آن‌ها، غیرِممکن بنماییم. به‌طوری که حمله به ایران نه یک راهِ حل ساده، بلکه یک اشتباه بزرگ که باید جدا از آن پرهیز کنند باشد.
در این رابطه، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، می‌توانیم یک عامل بازدارندهٌ حمله تجاوز به ایران و ایرانیان باشیم.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
از جمله اندیشمندانی که تغییر اوضاع و راه حل را توسط مردم می‌دانند، جان هالووِی «تغییر جهان بدون در دست گرفتن قدرت» و هنری جنکینز «تغییر جهان با هر رسانه‌ای که لازم باشد» هستند.
هر چند نفر از ما، می‌توانیم یک گروه یا «هسته» را تشکیل دهیم و لذت مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر را برای خود، به ارمغان بیاوریم.
هسته‌های مردمی:
نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار
https://alisedarat.com/2011/01/18/72/

نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت
https://alisedarat.com/2025/07/28/14409/

دومین خلعِ سلاحِ داوطلبانه‌ی اتمی در تاریخِ تسلیحاتِ کشتارِ جمعیِ هسته‌ای؟ نقش من!؟  نقش ما!؟
https://alisedarat.com/2023/12/04/12640/

…اگر آتش است یارت، تو برو در او همی‌سوز—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی‌ کن—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل می‌دوز
به میان بیست مطرب، چو یکی زند مخالف—همه گم کننده ره را، چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند، و ز صلح من چه آید—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز…

دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله‌ی انیرانیان، هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد، و وظیفه‌ی همه ما است، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!
اتحاد همگانی در هر نقطه‌ای از دنیا برای خشونت‌زدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوز اجنبی، صرف نظر از اینکه چه کسانی حاکم بر ایران هستند، هر کدام از همهٌ ما به سهم خود و به نوبهٌ خود!

صدارت- نقش تو و نقش من در پیشگیری از تجاوزهای مجدد اسرائیل، و در عین حال ادامه مبارزه با ملاتاریا بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل

از رسانه‌ها به عنوان کلیۀ وسایلی که در فضای حقیقی و مجازی می‌توان از آنها برای سیر اندیشه و خبر و نظر و علم و هنر و… استفاده کرد، یاد شده است. به عبارت دیگر هر وسیله‌ای که افکار عمومی بتوانند توسط آنها با یکدیگر در تماس باشند، نوعی از انواع رسانه‌ها هستند که به قرار ذیل از آنها یاد شده است:  
۱- رسانه‌های همگانی: 
از عنوان «رسانـه‌های همگانی» به معنای وسایل ارتباط جمعی آزاد و مستقل، که بودجه آن‌ها توسط ملت، و از منابع دولتی پرداخت می‌شود و گردانندگان آن،  توسط مردم، به طور مستقیم، برای دوره‌ای محدود، انتخاب می‌شوند، و در نتیجه مستقیما به مردم پاسخگو هستند. در حال حاضر، چنین حالت مطلوبی، در هیچ کشوری وجود ندارد. برای کشوری مثل ایران که قانون اساسی جدیدی باید تدوین شود، و به همه‌پرسی و رفراندم گذاشته شود، «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخه‌ٌ چهارمِ دولت» پیشنهاد شده است.
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی، متعلق به ما مردم است، پس گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند. تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
۲- رسانه‌های گروهی: 
از وسایل ارتباط جمعیِ غیرآزاد و نامستقل و وابسته به قدرت‌های دولتی و یا قدرت‌های غیردولتی، تحت عنوان رسانه‌های قدرت‌پیشه یا گروهی یاد شده است، زیرا که آنها منافع قدرت و گروهی  خاص را، چه بسا از راه ضایع کردن حقوق افراد و جامعه، پاسداری می‌کنند.
در دنیای امروز، قدرت‌های سلطه‌گر، وسایل ارتباط جمعی را در اختیار دارند، بطوری که همگان، با اجبارهای گوناگون، خود را مخاطب آن‌ها می‌یابند.
 در غرب، رادیو و تلوزیون و سایر رسانه‌ها، به شکل شبکه‌های عظیمی، که اکثرا متعلق به شرکت‌های خصوصی چندملیتی و فرامرزی هستند، پوشش رسانه‌ای را به اکثریت مطلق جامعه، در سلطه خود دارند. 
این رسانه‌ها، در زمره رسانه‌های گروهی قرار داده شده‌اند، بدین دلیل که منفع و منویات گروه خاصی را نمایندگی می‌کنند.
اگر درک قدرت‌پیشگی رسانه‌های غرب، در ظاهر به نظر مشکل بیاید، در میهن خود ایران، اختیار مطلق بر وسایل ارتباط جمعی، با ولایت مطلقه (قبلا ولایت مطلقه پهلوی و حالا ولایت مطلقه فقیه) بوده است. 
۳- رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی:
وسایل ارتباط جمعی از نوع تلفن همراه، وسایل ضبط صوت و تصویر، و وسایل انتشار مطلب و محتوی در اینترنت، کامپیوتر، نامه‌های الکترونیک (ای‌میل) به صورت محدود و گروهی و یا به صورت ارسال ای‌میل‌های انبوه، فیس‌بوک، توئیتر، وب‌سایت، وب‌لاگ، تلگرام، اینستاگرام، و…… و بسیار وسایل ارتباط جمعی دیگر که امروزه اکثرا  به طور رایگان و به سادگی در اختیار همگان قرار دارد و  مردم عادی و هسته‌های مردمی می‌توانند از آنها بطور آزاد و مستقل استفاده کنند، تحت عنوان «رسانه‌های شخصی  یا مردمی» یاد کرده شده است.

ملت اسرائیل، یکی از شکست‌خورده‌ترین مردم در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها هستند. در این رابطه، نقش رسانه‌های گروهی و رسانه‌های دولتی، بسیار عبرت‌آموز است. ولی همین ملت، کم‌کم بیدار می‌شود، و این بیدار شدن به علت فعال بودن و فعال‌تر شدن رسانه‌های شخصی و یا رسانه‌های مردمی است که توسط مردمی که در غزه هستند تولید و به خارج از فلسطین، از جمله یهودیان، ارسال شده است

صدارت- رسانه‌های دولتی و گروهی در کشورهای مختلف، نگاهی مختصر و تحلیل بیشتر بخوانید »

صدارت- رسانه‌های ملی به مثابه شاخه چهارم دولت

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت

برای تدوین قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید از انیرانیان تقلید کنیم، و باز هم قانون ما، ترجمهٌ قانون اساسی دیگران باشد؟
 قانون اساسیِ ایرانِ آینده، چرا باید حتما سه شاخه (مجریه، مقننه، قضائیه) داشته باشد؟
«رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
این طرح چیست؟
هستهٌ پنداری این طرح چیست:
رسانه‌هایی که بودجهٌ آنها توسط دولت (در واقع ما مردم، ملت) فراهم می‌شود، یعنی رسانه‌های ملیِ همگانی: 
متعلق به ما مردم است، پس:
گردانندگان آن باید توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب شوند، که:
مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند، و
اگر از برنامه‌هایی پخش می‌کنند و مدیریت آن‌ها راضی نبودیم، و هرگاه نظرات مردم را نمایندگی نکنند، مستقیما توسط ما مردم قابل عزل باشند.
تاکید مجدد و موکد: منظور از «رسانه‌های ملیِ همگانی»، فقط و فقط و فقط رسانه‌هایی هستند که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند.
رسانه‌های شخصی، شامل شاخه چهارم دولت نمی‌شوند.
در آینده، ما ایرانیان این فرصت را خواهیم یافت که قانون اساسی جدیدی برای نظام آینده کشورمان تدوین کنیم.
(در همینجا این یادآوریِ واضح مهم است که زمان رسیدن به این «آینده» می‌تواند خیلی کوتاه باشد، در صورتی‌که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، در این زمینه فعال باشیم. در غیر این صورت نباید شکایت کنیم اگر «ملاتاریا» تا صد سال دیگر هم بر ایران و ایرانیان سلطه‌گری کنند!)
با توجه به تجربیات دهه‌های گذشته در دنیا با قوانین اساسی ایدئولژیک (چه باورها و ایدئولژی‌های دینی، و چه عقاید و ایدئولژی‌های دنیوی)، و به‌خصوص تجربهٌ ما ایرانیان با رژیم تئولژیک ولایت فقیه، قانون اساسی آینده باید لائیک و غیرِایدئولژیک باشد.
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
نظام مطلوب برای اداره جامعه، «مردمسالاریِ مشاورتیِ مشارکتیِ مستقیم است. یک قانون اساسی لائیک و غیرِایدئولژیک، قدم بزرگی در آن جهت است. با ورود نظارت مردم در امور کشور و ملت و دولت این قدم‌ها، استوارتر می‌گردند. مدیریت و اداره رسانه‌هایی که هزینهٌ آنها از بودجهٌ دولت پرداخت می‌شوند، توسط متصدیانی که توسط خود ما مردم، مستقیما انتخاب می‌شوند، زمینه‌های عملی این نظارت را برای ما مردم فراهم می‌سازد. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» تبلور عملی این نظارت است. «رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهٌ‌ چهارمِ دولت» فعالیت‌های حقوقی آگاهی‌یابی و آگاهی‌رسانی را برای همه ما مردم فراهم می‌کند. در این صورت است که همهٌ می‌توانیم با احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان کنش‌گران حقوقِ بشر، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر فعال شویم.

صدارت-ورودی در مبحثِ رسانه‌های ملیِ همگانی به‌مثابه شاخهُ‌ چهارمِ دولت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا