دموکراسی

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران

برندهٌ واقعی در جنگ و تجاوزها به ایران، ایرانیانی بوده و هستند که به استقلال باور داشته‌اند، و در احقاقِ حقِ استقلال کوشیده‌اند. ایران ماندنِ ایران، و پابرجا ماندن وطن خود را مدیون این ایرانیان هستیم!
ولی در بین مردم، متاسفانه همه این حقوق‌مداری را از خود نشان ندادند. شوربختانه عده‌ای در عمل ثابت کردند که خودشان هم از جنس رژیم هستند، و متجاوز به حقوق! در بین مردم، عده‌ای به علت شکست خوردگی در جنگ روانی، از فرقهٌ ولایت پهلوی جانبداری کردند و از اجنبیان برای تجاوز به مام وطن دعوت کردند!
در تجاوزات ۱۲روزهٌ ۲۳خرداد تا ۳تیرماه ۱۴۰۴ و نیز در تجاوزهایی که در تاریخ ۹اسفند۱۴۰۴ با به قتل رسانده حداقل ۷۶دختربچه دانش‌آموز بی‌گناه در میناب شروع شد، و امروز روز سی‌وهشتم آن است، نقشهٌ امریکا از جمله «رژیم چنج» و «گرفتن نفت ایران» بود، و نقشهٌ رژیم اسرائیل جنگ داخلی و حمله احزاب «اتنیکی» مسلح و تکه‌پاره کردن و تجزیهٌ ایران بود.
ایستادگی و استقامت بسیاری از ایرانیان بود که این نقشه‌های شوم دشمنان ایران، عملی نشد!
این استقامت و ایستادگی که ایرانیان از خود نشان دادند، وجهه‌ای از ایرانیان در قلب بسیاری از مردم منطقه و مردم دنیا مصور کرده است که مشابه همان تصویری است که افکار عمومی در باره ایرانیان در سال ۱۳۵۷ داشتند.
هموطن بودن با این ایرانیان مستقل و آزاده، این برندگان واقعی جنگ در مقابل دو «ابر قدرت» مسلح به سلاح اتمی، افتخارآمیز است!
تمدن ۷هزار سالهُ ایران، در قلب و روح ایرانیان نقش بسته، و از نسلی به نسل بعد منتقل شده است. این در فهم امثال ترامپ و نتانیاهو و شرکا نمی‌گنجد. حیف و هیهات که برخی ایرانیان هم قدر و ارزش این گوهر را ندانستند و به وابستگان و دریوزگان متمایل شدند!…
… طبق قوانین بین‌المللی، تهران کاملاً حق دارد تنگه هرمز را به روی کشورهایی که با آنها در درگیری مسلحانه است، ببندد.
دو نکته حیاتی:
۱) کشورهایی که اجازه حمله به ایران از حریم [زمینی، دریایی، و هوایی] خود را می‌دهند، می‌توانند مسدود شوند و
  ۲) ایران می‌تواند از تجارت کشتی‌های بی‌طرف با کشورهایی که با آنها در مناقشه است، جلوگیری کند…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
❊❊سوالی که من در این شرایط باید از خود بپرسم این است:
من چکار می‌توانم انجام دهم؟ پاسخ آسان است:
تمرکز بر استقلال، و افزایش تلاش‌ها برای احقاقِ حقِ استقلال!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن وابستگان و وابستگی!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن نقش وابستگان و وابستگی در از جوشش انداختن جنبش‌های قبلی، از جمله جنبش ۱۴۰۱!
تلاش برای صلح و دوستی و همبستگیِ ملی، و رفتار خشونت‌زدا با افرادی که راه حل را در وابستگی، و حمایت از وابستگان دیدند، و حتی کسانی که از تجاوز اجنبیان طرفداری کردند، و تلاش برای جذب آن‌ها در آغوش باز هموطنانی که بر استقلال، پافشاری و استقامت کردند!
❊❊به خود یادآور شویم که جنگ و تجاوز به ایران، بدون سرسپردگی و فرمانبرداریِ یک عده «ایرانی» وابسته به اجنبیان، با هدفِ گماشتگی آن‌ها به‌قدرت دست‌نشانده، کاملا غیرِممکن است!
ماموریت این وابستگان، حفظ و نگهداری ساختار استبدادی، و:
در مناطق پیرامونی و مرزی میهن: تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران، و به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود در آن تکه‌ها!
در مرکز: به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود برای ادامه ولایت مطلقه در شکل و شمایل بازگشت به‌قدرت رژیم ولایت مطلقه پهلوی!
تفرقه‌افکنی میان همهٌ اینها و بی‌ثباتی و جنگ‌های بی‌پایان مابین مستبدان وابسته!

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران بیشتر بخوانید »

ای ایران ای مرز پرگوهر، ای خاکت سرچشمه هنر-پرچم وطن قلب-چو ایران نباشد تن من مباد

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت!

بدون توجه و بررسی وقایع تاریخ معاصر، نمی‌توان واقعیت‌ها در رابطه با دلایل و مقصران واقعی بحران موجود را شناسایی کرد. به این مهم، از جمله در جلسه هفته پیش هم پرداخته شد.
در این روز سی‌وهشتم تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به وطن، در ابتدا با افتخار یادآوری گنیم از:
۱-مردم ایران، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، میهن خود را تسلیم انیرانیان نکردند!
۲-مردم ایران در مناطق پیرامونی و مرزی میهن، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، همدست افراد و احزاب خودفروخته نشدند، و از تجزیه ایران و از تکه‌پاره شدن وطن توسط دشمنان ایران، جلوگیری کردند!
۳-مردم ایران در بدنهٌ قوای مسلح، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، با از خودگذشتگی، و با وجود تحریم‌های ۴۷ساله و با کمترین امکانات، از وطن و از هموطنان خود دفاعی جانانه کردند!
…جالب این است که از یک طرف خودِ امریکایی‌ها به دنبال برکناری ترامپ از راه بی‌کفایتی و اختلال مشاعر و متمم ۲۵، و یا از راه رای‌گیری در کنگرهٌ بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای برای عزل او هستند، ولی از یک طرف دیگر طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی با انجام رقص مضحک ترامپ، با حقارت او را «دایی ترامپ» و «عمو ترامپ» خطاب می‌کنند، و از او تقاضا می‌کنند به وطن ما بیشتر تجاوز کند!…
تهدید به آخرالزمان از سلاح‌های متداول در جبهه‌های جنگ روانی بوده است. ولی هم تاریخ و ساعت آخرالزمان، و هم اهداف آخرالزمان از امروز به فردا تغییر کرده است! ترامپ اکنون فقط چند ساعت وقت دارد که برای عدم توانایی «بزرگترین ارتش ابرقدرت دنیا» برای محو و نابود کردن ایران، بهانه و دروغ دیگری را سرِ هم کند!…
…قدرت‌های مغرور به ابرقدرتیِ خود، تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتند. هیچ فکر نمیکردند ایرانیان جرات و یا توانایی بستن و کنترل کامل آن‌را داشته باشند!
ترامپ مدعی است که امریکا بزرگترین قدرت نظامی تاریخ بشر است، و این او بوده است که در دور اول ریاست جمهوری خویش این ارتش را ساخته است! فرمانده کل قوای این ارتش، علنا به ناتوانی خود برای باز کردن تنگه هرمز قرار کرد، و از قوای ناتو و سایر کشورها تقاضای کمک کرد. ساعاتی پیش، ترامپ در گفتگو با خبرنگاران باری دیگر از اینکه همه به تقاضای او پاسخ منفی دادند، شکایت کرد و گفت: «…حتی کره جنوبی هم تقاضای کمک ما را رد کرد…»

ترامپ چند بار هم به اشکال مختلف گفته است که ما تنگه هرمز را لازم نداریم، هر کشوری لازم دارد خودش برود و بازش کند!

در همینجا هم به تکرار عارضم که برای احقاق حقوق ایرانیان، اعمال حاکمیت ایرانیان بر تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس، یک وسیله‌ایست که می‌تواند با خشونت‌زدایی، حتی بیشتر از هزارها بمب اتمی هم موثرتر باشد!

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت! بیشتر بخوانید »

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان

برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد.
در این سی‌ویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده می‌سود. ما به‌عنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که می‌توان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهم‌آمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابان‌ها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکه‌پاره کنند.
ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرت‌های خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند!
ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند!
هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونت‌گستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند!
ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکه‌پاره شدن ایران شدند!
ما این امتحان سخت را با نمره‌ای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هم‌وطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اول‌های این امتحان، با کارنامه‌ای درخشان بودند! بین همه استان‌های پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامه‌ای چشم‌گیر را از آنِ خود کردند…
…تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، به‌ویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمی‌پذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوق‌مداری و صلح‌طلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دست‌های خودمان رقم می‌زنیم. ما می‌توانیم، چون با اعتماد به‌نفس فردی و با اعتماد به‌نفس ملی به توانایی‌های ایرانیان ایمان داریم!
امروز نه تنها هم‌وطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافته‌اند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرت‌ها، به‌خصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرت‌ها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده می‌کنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آن‌ها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آن‌ها بشوند!
خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکه‌پاره شدن ایران بود.
آن‌ها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابان‌ها بیایند و برای منافع آن‌ها رژیم را تغییر دهند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
آن‌ها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آن‌ها تکه‌پاره کنند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها

حمله امریکا و اسرائیل به وطن ما، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را به تعویق انداخت. طرفداری معدودی از مردم از ترامپ و نتانیاهو و مهرهٌ وابسته به آنها، و عملکرد شرم‌آور پهلوی و شرکا در دریوزگی و چاکریِ دشمنان ایران و ایرانیان، بسیاری از ایرانیان را «اپوزیسیون» دلسرد کرده است. 
 سقوط فیزیکی رژیم می‌تواند با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به دست خود مردم ایران مدیریت شود. بی‌کفایتی رژیم هم ممکن است به سقوط فیزیکی، و خودبراندازی منجر شود. 
اکثریت مردم ایران، رژیم حاکم بر کشور را نمی‌خواهند. ولی مسلما این به خود مردم ایران مربوط است که با این رژیم چه کنند.
ولی آن‌چه که مسلم است، گذار از استبداد به مردمسالاری، با تجاوز اجنبیان حاصل نمی‌شود. بوتهٌ آزمایش عراق و افغانستان، در آزمایشگاه زمان، به وضوح ابعاد فاجعهٌ تجاوز به حقِ استقلال و تجاوز به حقِ حاکمیتِ ملی را در مقابل چشمان مردم به نمایش گذاشته است. به‌قتل رساندن خامنه‌ای و شرکا، نه تنها باعث گذار از استبداد به مردمسالاری نمی‌شود، بلکه آن‌را به تاخیر می‌اندازد. خدا می‌داند که تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بشر خواهد شد. فرصت‌طلبی احزاب و گروههایی که از قدرت‌های خارجی پول و اسلحه می‌گیرند، و ادعای نمایندگی از «اقوام» و اتنیک»های خاصی را دارند، بدون هیچ تردیدی منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بیشمار از همان «اقوام» و اتنیک»های خاص خواهد شد. جای تعجب نیست که انزجار هموطنان «اقوام» و اتنیک»ها، از آن احزاب و گروهها، بیشتر از سایر هموطنان ایرانی مقیم در سایر مناطق میهن بوده است.
در این شرایط وخیم، همه ما مردم ایران باید با روش‌های خشونت‌زدا از همدیگر مراقبت و محافظت کنیم.
برای این کار، باید ضمن یادآوری اهمیت وجودی و حیاتیِ حقِ استقلال، با اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، برای راهِ حل و راهِ نجات، سه مشخصهٌ خاص را در نظر داشت:
۱- جستجوی راه حل در خود و با ابتکارات و خلاقیت‌های خویش، و پرهیز از احساس علیل و ذلیل و ناتوان بودن،
۲- جستجوی راه حل در زمانِ خود، و پرهیز از انفعال در زمان حال و با بی‌عملی منتظر اتفاقی و عملی توسط قدرت‌ها در آینده،
۳- جستجوی راه حل در روش‌های حقوقی و خشونت‌زدا، و پرهیز از همجنسِ قدرت‌ها شدن و اِعمال خشونت و خشونت‌گستری…
…در میانه شعله‌های جنگ، انسان بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت می‌رسد که میان «سازندگی» و «تخریب» هیچ منطقه خنثی‌ای وجود ندارد. فقط دو صوورت ممکن است یا می‌سازیم، و یا در غیر این صورت تخریب می‌کنیم. اگر منفعلانه در کناری نظاره‌گر باشیم، در ساختن سرنوشت مشارکت نکنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و چه بدانیم و چه ندانیم، در واقع به تخریب مشغول هستیم! اگر نسازم، اگر در سازندگی فعال نباشم، به‌ناچار به شکلی پنهان و خاموش در صف ویرانی و ویران‌گری و تخریب ایستاده‌ام! 
به خود یادآوری کنم که انفعال من، هر چقدر هم با نیت خیر و بی‌طرفی باشد، به تخریب یاری می‌رساند.
به خود یادآوری کنم که صلح از من شروع می‌شود!

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟»

عرض تسلیت خود را به هموطنان گرامی در آستانهٌ چهلم کشتار هزاران انسان تجدید می‌کنم.
امیدوارم مراسم سوگواری چهلم عزیزان از دست‌رفتهٌ ما، مانند موقعیت‌های پیشین در داخل و خارج کشور، توسط نتانیاهو و ترامپ و پهلوی و شرکا، باز هم به نفع قدرت مصادره نشود. امیدوارم که قدرت‌ها ما را لااقل در عزاداری، راحت بگذارند. گرچه با توجه به سابقهٌ قسی‌القلبی آن‌ها، خوش‌بین نیستم که حتی در سوگ و عزا هم ما شاهد تجاوز به حقوقمان نباشیم.
ولی با نگاهی به رسانه‌های دنیا، می‌پرسم که چرا ما ملت ایران، در سوگ این فاجعهٌ عظیم، تنها هستیم؟ چرا سایر ملت‌ها با ما همدردی نکرده‌اند؟ چرا در افسردگیِ از دست دادن فاجعه‌آمیز هزاران هموطن، و در اضطرابِ تجاوزِ مجدد اجنبیان به مام وطن، ما خود را در دنیا منزوی می‌بینیم؟
پاسخ به این پرسش، در روی‌کرد برخی از هموطنان به پهلوی و شرکا، و در نتیجه در همراهی و هم‌صدایی آن‌ها با نتانیاهو و شرکا و رژیم اسرائیل است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا—سوی ما آید نداها را صدا
……..بدین ترتیب، درآمیختن با افکار عمومی توسط یک فرد، یا یک جمع، و یا یک ملت، می‌تواند به صورت مثبت و یا منفی باشد، می‌تواند برای افکار عمومی جاذبه و یا دافعه داشته باشد، می‌تواند حول دو محور متضاد باشد و در نتیجه می‌تواند در دو جهت مخالف حرکت کند:
۱- حقوق‌محور: حقوق، مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت بنی آدم که اعضای یک‌دیگر و اعضای یک پیکر هستند، به یاری همدیگر برمیخیزند. اعضای این پیکر، از هزارها کیلومتر دورتر، در هم می‌آمیزند و به‌هم می‌پیوندند.
۲- قدرت‌محور: قدرت و توازن قوا و زور و خشونت مبنای کارها و کنش‌ها قرار می‌گیرند. در این صورت، تبعیض و سلطه‌سالاری، پیوندهای اعضای یک پیگر را درمی‌شکافد و آن‌ها را در تقابل‌های کاهنده، علیه یکدیگر می‌شوراند. برادر و خواهر را از کنار هم جدا می‌کند و به دوردست‌ها پرتاب می‌کند.
افکاری عمومی دنیا متاسفانه دیدند که مردم ایران یکی از نادر مردم دنیا هستند که جنایت‌های صهیونیست‌ها را علیه مسلمانان و حتی عرب‌های باورمند به مسیحیت و یا سایر باورها، به اندازهٌ کافی محکوم نکرده‌اند، و بسیاری حتی از رژیم اسرائیل طرفداری نموده‌اند. شعاری در مورد پرچم فلسطین که مدت‌ها قبل توسط معدودی از تماشاگران یک بازی فوتبال کوچک در یکی از شهرستان‌های ایران سر داده شد، همین اخیرا توسط داماد ترامپ (کوشنر) یادآوری شد! هر کنش و هر عملی که از هر کسی در این دنیا وارد شود، به سهم خود و به نوبه خود در سرنوشت این دنیا اثر می‌گذارد، به سهم خود و به نوبه خود! این اثرگذاری می‌تواند به صورت منفی و یا مثبت باشد، و بدین ترتیب جهنم و بهشت، نه در آن دنیا، که در این دنیا تجربه شود.
مجموعهٌ رفتارهای غیرِحقوقیِ برخی از ایرانیان در رابطه با پهلوی و رژیم اسرائیل، نمی‌تواند از دیدهٌ نقاد افکار عمومی پنهان بماند. 
در دورانی که به جنبش ۱۴۰۱، و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه به فراخوان سه‌شنبه ۱۶ دی و تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید، جمع جبری و برآیند کارها و کنش‌های یک حداقلِ لازمی از ما ایرانیان، قدرت‌محور بوده و نزد افکار عمومی، دافعه داشته است.
ما نتوانستیم با افکار عمومی به طور مثبت در بیامیزیم، بلکه این درآمیختن ما، جنبهٌ منفی هم هم پیدا کرد. چرا که کردار و گفتار و نوشتار یک حداقل لازمی از ما ایرانیان، ضدِ مردمی و ضدِ حقوقی، و حاکی از پندارِ قدرت‌محور بوده، و به جهتی رفته که در دادگاه افکار عمومی، در کنار نتانیاهو و ترامپ، و در کنار مهره‌های وابسته قرار گرفتیم و «آپوزیسیون» رژیم ولایت فقیه، در رژیمی ناچیز شد که در حقیقت «ولایت مطلقه پهلوی» خواهد بود که سران آن از جانب  نتانیاهو و ترامپ، «بر جان و مال ناموس مردم ایران بسط ید» خواهند داشت! جانب‌داری از پهلوی و در نتیجه تجاوز برخی ایرانیان به حق استقلال و حق صلح ایران و ایرانیان، از نظرهای افکار عمومی مخفی نمانده است!
سرانجام، وقتی که ایران و ایرانیان منتظر پشتیبانی افکار عمومی بودند، همان رفتاری با ما شد که عده‌ای از ایرانیان با مردم فلسطین کردند.
این جهان كوه است و گفت و گوی تو—چون صدا، هم باز آید سوی تو

صدارت- «اینکه می‌گویید ”حقوق، همه‌مکانی و همه‌زمانی و همه‌کسانی هستند“ به چه درد من می‌خورد!؟» بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم!

……واقعیت این است که در هر جای دنیا، وقتی مردم منفعل باشند، هر کسی که در کانون قدرت قرار گیرد، ناچار یا به اختیار، به حقوق مردم تجاوز خواهد کرد. بنابراین، ضمانت اجرایی قانون، نه در جوهری بر روی کاغذی، بلکه در حضور فیزیکی و فکری ما مردم نهفته است!
درس‌های تلخ تاریخ، بسیار عبرت‌آموز هستند. ما مردم باید باید از خود بپرسیم چرا منفعل شدیم؟ ما نباید اشتباهات انقلاب ۵۷ را تکرار کنیم. در آن زمان، بسیاری تصور کردند که با سپردن کار به چند فرد «خوب»، رسالتشان تمام شده و می‌توانند به دنبال زندگی شخصی خود بروند. همین انفعال بود که به استبداد اجازه داد اولین قدم‌های سرکوب، مانند «حجاب اجباری»، را بردارد. اگر در همان روزهای نخست که شعار «یا روسری یا توسری» سر داده شد، مردم (چه موافق حجاب و چه مخالف آن) به عنوان یک حق و آزادی فردی در برابر آن می‌ایستادند، استبداد نمی‌توانست این‌گونه ریشه بدواند.
خط قرمز بین استقلال و وابستگی باید بسیار جدی گرفت! مسئله این است ما باید راه حل را در درون خود و بر اساس حقوق جستجو کنیم، نه در چشم‌داشت به قدرت‌های خارجی. کسانی که تصور می‌کنند قدرت‌هایی نظیر آمریکا و اسرائیل و…یا شخص ترامپ و نمتانیاهو و… می‌توانند ناجی ایران باشند، سخت در اشتباهند! اشتباهی مهلک! چرا که قدرت‌ها در نهایت به دنبال تأمین منافع خود هستند، نه حقوق ملت ایران. پذیرش دخالت خارجی در سرنوشت ملی، خود نوعی تجاوز به «حق استقلال» است، تجاوز به حقِ استقلالِ خود، تجاوز به حقِ استقلالِ ایران و ایرانیان! هیچ‌گاه از تجاوز اجنبی، خیری برای مام وطن حاصل نمی‌شود.
در همین راستا، برای شناسنامهٌ یک دولت حقوق‌مدار، شایسته و بایسته است که در تمدن امروز بشری، در کنار شاخهٌ مقننه، و شاخهٌ قضاییه، و شاخهٌ مجریه، یک شاخه چهارمی هم باشد به نام «رسانه‌هایِ ملیِ همگانی» یعنی رسانه‌هایی که بودجهٌ آن‌ها توسط مردم پرداخت می‌شود، در حقیقت متعلق به مردم هستند. پس گردانندگان آن رسانه‌ها هم باید نوسط خود ما مردم انتخاب شوند، تا آنها مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند. این رسانه‌ها به عنوان یک پان‌اپتیکان(Panopticon) و سراسربین واژگون، در واقع نه ابزار قدرت (آنچه که اکنون به‌علت انتصابی بودن مدیران آنها شاهد هستیم)، بلکه دیده‌بان حقوق مردم خواهند بود تا از بازتولید استبداد در هر شکلی جلوگیری کنند.
برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، مسیر ما از امروز تا فروپاشی رژیم، و از آنجا تا انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و رفراندم قانون اساسی و سپس انتخابات آزاد برای دولت غیرِ موقت، تنها با پرهیز از انفعال، و فعالیت و همکاری حول محور حقوق، و هوشیاری مدنی هموار می‌شود. اگر دوباره به انتظار بنشینیم تا کسی دیگر سرنوشت ما را رقم بزند، باز هم با چرخه تکراری استبداد مواجه خواهیم شد. ما باید خودمان ضامن حقوقمان باشیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنه‌ای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خوانده‌اند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برای روایت‌سازی و روایت‌پردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتی‌ها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم! بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران

… واقعیت این است که اضطراب، افسردگی و غمی که امروز جامعه ما را فراگرفته، می‌تواند یا به تخریب و خودتخریبی منجر شود، و یا می‌توانیم آن‌را به انرژی مثبتی برای تغییر وضعیت و سازندگی تبدیل کنیم.
سایهٌ جنگ توسط قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند! در این وادی، بازندهٌ بازی قدرت‌های جهانی در توازن قوا، همیشه ما مردم هستیم. بسیار تاسف‌با است که تعدادی از مردم، به این فاجعه گرایش پیدا کرده‌اند. یقین دارم که در آینده از این موضع خود، مانند مردم عراق و لیبی و افغانسات و سوریه و…سخت پشیمان خواهند شد…
… قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، از ترامپ و شرکا گرفته تا نتانیاهو و شرکا، به دنبال منافع خود هستند. نتانیاهو که حتی مردم ما را با تعابیر توهین‌آمیزی چون «عمالقه» خطاب می‌کند، نمی‌تواند خیرخواه ملت ایران باشد. او و امثال او خود را قوم برگزیده، و ما را «حیوان‌های انسان‌نما» می‌داند. تاریخ به ما آموخته است که مداخلات نظامی خارجی، مانند آنچه در افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و… رخ داد، نه تنها دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه با جمع کردن و تکیه به نیروهای وطن‌فروشِ وابسته به قدرت‌ها، تنها ویرانی به بار می‌آورد…
… قدرت‌ها متاسفانه توانستند با به‌راه انداختن یک جبهه دیگر از جنگ روانی، برای بعضی از ایرانیان، به طور کاذب یک توهمِ «ناجی خارجی» را جا بزنند! حقیقت این است که این توهم کاذب، به غیر از یک تزویر رسانه‌ای نیست که از جمله توسط چند رسانه‌گر محقق، مثلا در نشریه اسرائیلی هاآرتز و در نشریات معتبر دیگر، افشا و منتشر شده است. واقعیت این جنگ روانی باید مورد بررسی قرار بگیرد و وابستگی و تمایل مردم به وابستگان و قدرت‌ها باید مورد نقد قرار بگیرد، تا به کمک همدیگر بتوانیم از تکرار این خسران بزرگ پیش‌گیری کنیم…
… انفعال، در واقع یک خودکشی تدریجی و دردناک است، که در این زمان بسیار مهلک‌تر از قبل شده است.
سرنوشت ایران را نه در اتاق‌های دربسته واشینگتن و تل‌آویو و لندن، و نه در دور میزهای مذاکره‌ای که تنها با حضور افرادی که با شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» در واقع برای حفظ منافع ملی بیگانگان در تلاش هستند، بلکه در اراده ملت ایران باید جستجو کرد!
اگر ما وارد میدان ساختن سرنوشت خود نشویم، دیگران که چون گرگ‌های درنده جهانی ما را محاصره کرده‌اند، جای خالیِ ما را پر می‌کنند، و در نتیجه این قدرت‌ها هستند که برای ما تصمیم خواهند گرفت، البته تصمیم مطلوب خود را! نجات ما به دست خود ماست و این مسیر، مستلزم زحمت، آگاهی و نفی هرگونه وابستگی است.

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- انقلابِ روی به ملت، پشت به قدرت: هم قدرت داخلی! و هم قدرت خارجی!

…در آستانه سالگرد چهل‌وهفتم انقلاب و تشکیل «جمهوری اسلامی ایران»، این رژیم بلایی بر سر مردم آورده که نمی‌توان این سه واژهٌ «جمهوری» و «اسلامی» و  «ایران»، را به زبان و قلم بیاوری، و آماج ناسزا و تخریب نشوی! و ناسزاهای بسیار بدتر از آن، وقتی از «انقلاب» سخن بگویی! 
قدرت‌ها به مقدار زیادی در این جنگ روانی علیه مردم، موفق بوده‌اند.
انقلاب یعنی منقلب شدن. ایرانیان در سال ۱۳۵۷ منقلب شدند و روی به ملت کردند، و پشت به قدرتِ داخلیِ غیرِقابلِ اصلاحِ موجود که دست‌نشاندهٌ قدرت خارجی بود، و پشت به قدرت خارجیِ آن زمان کردند، و گفتند: نه شرقی! نه غربی!
ولی یک حداقل لازمی از ما مردم  دوباره روی به قدرت کردیم، و اجازه دادیم قدرت در خمینی متمرکز شود. در پی این خطا، انفعالی را به خود تحمیل کردیم که به علت آن، ولایت مطلقه به خامنه‌ای منتقل شد. به تعبیر خودِ خامنه‌ای، هنگام رای‌گیری برای «رهبر» شدن وی، «…باید خون گریست!…» به حال مردم و خود به‌درستی گفت که «…خود من حقیقتا لایق این مقام نیستم…»
youtube.com/watch?v=WlnJ7ijJUMQ
البته در آن روز و در آن جلسه، رفسنجانی در مقام رئیس جلسه، قول موقتی بودن رهبری خامنه‌ای را تا زمان رفراندم داد. رفراندمی که هنوز که هنوز است، هیچ وقت برگزار نشده!
در پی تمرکز قدرت در «ولایت فقیه» نارضایتی‌ها بر هم افزوده شد، و اعتراضات مردمی ادامه یافت. وارد کردن عامل قدرت داخلی برای بهبود وضعیت، با ظاهرسازی اصلاح‌طلبی، از ریاست جمهوری خاتمی شروع و اوج «موفقیت» خود را در جنبش سبز به نمایش گذاشت. یک حداقل لازمی از ما مردم خود را در زندان خودساختهُ «‘انتخاب’ بین بد و بدتر» محبوس کردیم، و در نتیجهٌ آن، سرکوب و کشتار شروع شد. هنوز زخم آن تجاوزها به حقوق، در روح و روان ما التیام نیافته است. «‘انتخاب’ بین بد و بدتر» در میان لایه‌های مختلف قدرت داخلی ادامه پیدا کرد ولی به تدریج کمرنگتر شد. تا بالاخره گفتیم: «اصلاح‌طلب! اصول‌گرا! دیگه تمومه ماجرا!» با پشت کردن مردم به قدرت داخلی، شعار خودانگیخته و پرشعور «اصلاح‌طلب! اصول‌گرا! دیگه تمومه ماجرا» از جمله فعالیت‌های حقوقی بود که خودِ ما مردم، با خردِ جمعی و کوششی مستقلانه، تدبیر کردیم.
ولی باز متاسفانه با تجاوز به حق استقلالِ خود، و روی کردن به قدرت، جنبش‌ها بعدی منجر به براندازی رژیم استبدادی نشدند. این بار، جسد سیاسی پهلوی از تابوت شاهنشاهی در جنبش ۱۴۰۱ بیرون آمد: اول از توییت، بعد وکالت، و… و بعد از اینکه حرمت مطرح کردن قدرت خارجی و عوامل وابسته و دریوزه شکسته شد، شرم و حیا هم از وارد کردن قدرت خارجی از بین رفت.
پهلوی و شرکا، بسیاری از تظاهرات خیابانی و کنش‌های خارج کشور را، با آوردن پرچم و عکس‌های مشخصی، به نفع خود مصادره می‌کنند و تاثیر مثبت آن‌ها را برای کوتاه‌تر کردن عمر رژیم، از بین می‌برند. جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ را هم به همین سرنوشت بد مبتلا کردند و آن جنبش را هم از جوشش انداختند و طولانی شدن عمر رژیم را ضمانت کردند. پرچم رژیم اسرائیل و عکس نتانیاهو، و ارتباط مستقیم پرچم شاهنشاهی و ساواک و تصویر پهلوی را در افکار عمومی دنیا مصور کرد، و رسانه‌های دنیا، جنبش ۷ دی ۱۴۰۴ را در وی خلاصه و ناچیز کردند! در این زمان، افکار عمومی دنیا از  رژیم اسرائیل و نتانیاهو منزجر هستند. به این دلیل است که از وقتی که پهلوی جنبش ۱۴۰۱ را، به نفع خود و اربابانش مصادره کرد، حمایت افکار عمومی دنیا از مردم ایران کاهش یافت. به‌طوری‌که افکار عمومی دنیا حتی در کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و بعد از آن هم به حمایت از ایرانیان برنخاستند.
کوشش فراوانی لازم است تا زخمی که در افکار عمومی دنیا به‌علت عدم حمایت ایرانیان از مردم فلسطین، و برافراشتن پرچم رژیم اسرائیل ایجاد شد، التیام یابد.
افکار عمومی، بزرگترین «ابرقدرت» دنیا است! حمایت افکار عمومی دنیا از مردم ایران در انقلاب ۱۳۵۷، بی‌سابقه بود!
امروز هم ما مردم باید با افکار عمومی دنیا در تعامل باشیم، نه با دولت‌ها! خودِ ما مردم توانا هستیم که با خردِ جمعی و کوششی مستقلانه، فعالانه تدبیر امور را در دست بگیریم، و ابعاد کمی و کیفی آن‌را به کمک همدیگر افزایش دهیم تا ادامهٌ ضرر و زیان‌های وارد کردن عامل قدرت خارجی را متوقف کنیم. و گرنه جواب این سوال که «پس بالاخره آخوندها کی می‌روند» می‌شود: هیچ وقت! تا صد سال دیگر هم باقی خواهند ماند!…

صدارت- انقلابِ روی به ملت، پشت به قدرت: هم قدرت داخلی! و هم قدرت خارجی! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا