مشارکت در ساختن سرنوشت

صدارت- وژدان احساسى-روانی، كانون تاثير و تاثر ساير وژدانها، و قلمروهاى سياسى، و اجتماعى، و فرهنكى، و اقتصادى، و به مثابه تعقل و تفكر، تن و وطن است. وجدان=معربِ وژدان

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم.

…فوق‌العاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاه‌وهفتی‌ها» در سال‌های انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باج‌دهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکره‌کنندگان ایرانی سلطه‌سالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطه‌گر باشی، و یا باید سلطه‌پذیر و سلطه‌بر!)؟…
…مصدق و بنی‌صدر و پهلوی و خمینی و خامنه‌ای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و…  چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسان‌ها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسان‌ها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن  زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوش‌وقتی و خوش‌بختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاست‌های دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه می‌داریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی)، آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم، با دیگران به اشتراک می‌گذاریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی) و بدون تکیه بر قدرت‌های داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روش‌های خشونت‌زدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابان‌های مجازی و حقیقی مطرح می‌کنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور می‌شوم که قدرت‌ها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوسته‌ای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرت‌ها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آن‌ها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! 
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمی‌شود! سلطه‌سالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟ 
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنه‌ای)، بد(پهلوی) را انتخاب می‌کنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرت‌ها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آن‌ها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکه‌ها و جزئیات پارادایم، و تغییر آن‌ها است که تصمیم‌های ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین می‌کند! جنبش‌های مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عده‌ای دست به دامان قدرت‌ها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمی‌آید و باید همیشه برای کمک از قدرت‌ها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایت‌کاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالت‌های بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم. بیشتر بخوانید »

چو ایران نباشد تن من مباد- انقلاب، مبارزه، استقامت، همبستگی

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل

…شکست اعتراضات ایرانیان یک دلیل عمده داشته است، و آن وارد کردن قدرت‌ها در مطالبات حق‌طلبانه خود بوده است:
در سال ۱۳۸۸ قدرت داخلی وارد ماجرا شد، و قرار بود که با وارد کردن مهرههایی از قدرت داخلی، مانند رفسنجانی و میرحسین موسوی و کروبی، رژیم را به اصلاحاتی مجبور کنند. سرکوب و کشتار مردم، آتش آن جنبش خودجوش را زیر خاکستر کرد!
در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، قدرت خارجی وارد ماجرا شد، و قرار بود با وارد کردن مهرههایی که خود را و ایران و ایرانیان را به قدرت‌های خارجی فروخته‌اند، تغییر رژیم را تحمیل کنند. این بار اضافه بر سرکوب و کشتار مردم توسط رژیم، سرکوب و کشتار مردم توسط بمب و موشک و قشون قدرت‌های خارجی را هم شاهد بودیم. علاوه بر آن‌ها، پدیده جدید و باور نکردنی در این ماجرا که سرکوب و کشتار مردم را به ابعادی فاجعه‌بار مبدل کرد، جاسوسان مسلح قدرت‌های خارجی در خیابان‌های ایران بودند.
امید است که ما ایرانیان، از همه این تجربه‌های عواقبِ تلخِ مراجعه به قدرت‌های داخلی و خارجی، درس‌های لازم را گرفته باشیم و بعد از پایان جنگ و رفع تهدیدهای دشمنان خارجی، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدا، دشمنان داخلی را مجبور به یک گذار خشونت‌زدا از استبداد، به دموکراسی بکنیم.

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل بیشتر بخوانید »

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری

… میهن ما ایران، در آستانهٌ تغییر و تحولات عظیمی است. این تغییر و تحولات محتوم، می‌تواند در جهت بد و بدتر شدن اوضاع، و یا در جهت خوب و خوب‌تر شدن سرنوشت ما بشود. بر سر این دو راهی، انتخاب کنندهٌ راه، ما مردم هستیم، هر کدام از تک‌تک ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!…
…این روزها مصادف است با روز کارگر، روز معلم، و روز جهانی آزادی رسانه‌ها
شایسته و بایسته است که همه ۳۶۵ روز سال را روزهای مردمی، روزهای انسان، روزهای حقوق بدانیم. باشد که یادآوری و هشداری باشد برای برون‌رفت از بحران‌های عظیمی که نه تنها ایران و منطقه ما، بلکه دنیا را فراگرفته و مردم، همه انسان‌ها و نیز طبیعت را در خود غرق می‌کند….

…..بدین ترتیب شد که کارگران و معلمان، بعد از انقلاب هم دوباره وضعیت قبل از انقلاب را پیدا کردند، و حالا وضعیتی بسیار بدتر!……
… ساختار «ولایت مطلقهٌ سرمایه داری» هم همان وضعیت را دارد! «توازن قوا» و تضاد و تقابل و تبعیض و تجاوزها به حقوق!….
… در این سال‌روز معلم و کارگر، و در هیچ روز دیگری، لازم نیست با دیکتاتوری، پرولتاریا و کارگر را در مقابل قدرت سرمایه‌دار و کارفرما قرار داد، و در مبارزه با آن‌ها، از جنس همان‌ها و از آن‌ها هم بدتر شد!…
…لازمه مبارزه با قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) خشونت‌زدایی و پیشبرد فرهنگ مردمسالاری است، هم به‌عنوان هدف است و هم به‌عنوان وسیله، و هم به‌عنوان روش رسیدن به آن هدف!
برای مبارزه با سلطه‌گریِ قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی) حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی ضرورتی ابتدایی است. لازمهٌ این ضرورت ابتدایی، در هم آمیختن افکار عمومی است. بدون رسانه‌های آزاد و مستقل، در هم آمیختن افکار عمومی غیرِممکن است! غیرِممکنی بدیهی!…

…برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، برخی مفاهیم کلیدی که طرح و بحث می‌طلبند، از جمله از این قرار هستند:…………

صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانه‌ها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری بیشتر بخوانید »

صدارت-  قدرت و خشونت، در مقابل مردم و حقوق

…ما مردم ایران در کوردستان و سایر مناطق پیرامونی و مرزی کشور، به افراد و احزاب تجزیه‌طلب و مسلح، مجال خشونت‌گستری و تکه‌پاره شدن ایران را ندادیم!
ما مردم ایران در بدنهٌ نیروهای نظامی، با موفقیت در مقابل دو «ابرقدرت» مسلح به انواع سلاح‌های پیچیده و مدرن نظامی و اطلاعاتی، و البته سلاح‌های هسته‌ای ایستادگی کردیم و از مام وطن دفاع کردیم!
ما مردم ایران نقشه‌های شوم دشمنان ایران را برای جنگ داخلی در پی ترور مقامات کشور در ۲۳خرداد و ۹اسفند ۱۴۰۴، خنثی کردیم!
ما مردم ایران در کمک به آسیب‌دیدگان تجاوزهای اجنبیان، با جان و دل کوشیدیم!
ما مردم ایران با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر، باز هم در جنگ پیروز هستیم!
ما مردم ایران با ادامهٌ پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، کاملا توانا هستیم برای بعد از پایان جنگ و دفع شر قدرت‌های خارجی، بر تلاش‌های خود برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر بیافزاییم!

❊❊❊افرادی که سیاست‌گذاری‌های کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊
بدون شک قدرت‌ها مجبور خواهند بود که در مذاکرات به ایران و ایرانیان امتیازات بیشتری بدهند، ولی فقط در صورتی‌که پشتیبانی مردم ایران ادامه یابد!
❊❊❊افرادی که سیاست‌گذاری‌های کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊
در این زمان برای شما یک فرصت طلایی فراهم شده که به آغوش باز مردم بیایید! در کنار مردم بایستید و به اعتبار و مشروعیت ادامه پشتیبانی ایرانیان، از ایران دفع شر کنید! کژراهه‌های گذشته را تکرار نکنید! خواسته‌های به‌حقِ هموطنان خود را با سرکوب و خفقان پاسخ ندهید! هر چه زودتر همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید! قوای اطلاعاتی و امنیتی را در سرکوب هموطنان دردمند خود تلف نکنید، بلکه این نیروها را مردمی کنید و آن‌ها را صرف مقابله با جاسوسان واقعی کنید!
ایرانیانی که در بدنه قوای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی-امنیتی هستید، به این مطالب مطرح شده بیاندیشید! نسبت به فرماندهان، برای شما راحت‌تر است که به آغوش باز مردم بیایید! به مافوق‌های خود فشار بیاورید، و آن‌ها را از تجاوزها به حقوق بازدارید! آن‌ها را مجبور به احقاق حقوق حقهٌ ایران و ایرانیان کنید!
❊❊❊هشدار! ایرانیانی که از فرقه ولایت پهلوی حمایت کرده‌اید، و از اجنبی برای تجارز به مام وطن دعوت کردید! اجنبیان نمی‌توانستند بدون مهره‌های وابسته‌ای چون پهلوی و شرکا به میهن ما تجاوز کنند و ایران ما را تکه‌پاره و تجزیه، و گرفتار جنگ داخلی و جنگهای بی‌پایان کنند! پهلوی از خود هیچ ندارد! هیچ نیست! یک موجود مجازی است که ساخته و پرداختهٌ ایران‌اینترنشنال و دیگر رسانه‌های وابسته و سایر جبهه‌های جنگ روانی صهیونیسم است! ولی بدون حمایت شما، همین موجود مجازی هم نمی‌توانست ساخته شود! همه این جنگ و خشونت‌های اجنبیان علیه وطن و هموطنان ما، بدون حمایت شما از پهلوی و شرکا، امکان نداشت واقع شود. تا دیر نشده به آغوش باز مردم ایران باز گردید، دوستِ ایران و ایرانیان بشوید!

صدارت-  قدرت و خشونت، در مقابل مردم و حقوق بیشتر بخوانید »

نفی خشونت، گره به اسلحه، خشونت‌زدایی

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟

عبور از بحران‌های فعلی مستلزم یک تحول فکری در فضای سیاسی است: گذار از «قدرت‌مداری» به «حق‌مداری»….
…نقطه آغازین این بحث، محکومیت صریح هرگونه عمل خشونت‌آمیز در فضای سیاسی است. خشونت به هر شکلی و علیه هر کسی، چه در جایگاه قدرت باشد و چه دز اپوزیسیون، محکوم است. خشونت تنها به برخوردهای فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه خشونت کلامی در رسانه‌ها، توهین به باورها و مقدسات مخالفان و تهدید فیزیکی، همگی مصادیقی از یک چرخه مخرب هستند که مانع از استقرار و استمرار و پیشبرد مردم‌سالاری می‌شوند. خشونت و خشونت‌گستری، نه تنها سودی ندارد، بلکه نتایج عکس به بار آورده و اجازه می‌دهند افراد با ایفای نقش «قربانی»، افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کنند.
وابستگی، خود یک خشونت است، یک تجاوز به حقوق است، تجاوز به حق استقلال!
وابستکی محکوم است!
وابستگان محکوم هستند!
تنها راه رهایی از وضعیت موجود، خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به‌خصوص احقاق حقِ استقلال! استقلال از قدرت‌ها و تکیه بر توان ملی است!…
…یکی از موضوعات کلیدی، برای ساختار سیاسی آینده ایران، بازتعریف جایگاه رسانه‌ها است. با توجه به نقش حیاتی رسانه‌ها و افکار عمومی، شایسته است در قانون اساسی آینده، رسانه‌های ملی به عنوان «شاخه چهارم دولت» (در کنار قوه‌های مجریه، مقننه و قضاییه) تعریف شوند تا بتوانند جایگاه لازم در تمدن قرن ۲۱ را پیدا کنند. تفاوت بنیادین این الگو با دموکراسی‌های فعلی در این است که گردانندگان رسانه‌هایی که با بودجه ملی اداره می‌شوند، نباید منصوبِ قوای دیگر باشند؛ بلکه باید مستقیما توسط مردم و برای دوره‌ای محدود انتخاب شوند تا مستقیماً به جامعه پاسخگو بوده و از انحصار قدرت خارج گردند…
…احقاق حقوق استقلال و آزادی، بدون تکیه بر افکار عمومی و درآمیختن افکار با همدیگر، غیرِ ممکن است، و این خود بدون استفاده بهینه از رسانه‌ها غیرِ ممکن!

صدارت- خشونت‌مداری یا حقوق‌مداری؟ کدام راه به مردمسالاری می‌رسد؟ بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ

…ما بدون تکیه بر قشون خارجی، در مقابل ابرقدرت‌های هسته‌ای ایستاده‌ایم و نشان دادیم که برای بازدارندگی، نیازی به سلاح هسته‌ای و بمب اتم نداریم. چرا که با خشونت‌زدایی و تکیه بر حق حاکمیت ملی – از جمله بر تنگه هرمز – تواتنا هستیم نقشه‌های شوم قدرت‌ها را خنثی کرد…
سوالی که لازم است هر کس برای خود مطرح کند و برای آن پاسخی داشته باشد این است که:
آیا من در ساختن سرنوشت، نقشی دارم، یا نه؟
اگر پاسخ مخاطب گرامی منفی است، بهتر است که وقت خود را برای بقیه این مطلب تلف نکند!
ولی اگر پاسخ مثبت است، و مخاطب گرامی معتقد است هر کسی به سهم خود و به نوبه خود، نه تنها می‌تواند، بلکه وظیفه دارد و باید در ساختن سرنوشت مشارکت کند، قطعا با کمک همدیگر می‌توانیم با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، وظیفه خود را برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر انجام دهیم.
پاسخ ایرانیان با این پرسش در مقاطعی حیاتی، مثبت بود. از جمله آن مقاطع، سال ۱۳۵۷، و نیز در دفاع از میهن در مقابل تجاوز صدام که با پشتیبانی بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، بود…
… متجاوزان این خیال خام را داشتند که با حملاتی بسیار گسترده‌تر از آنچه در عراق انجام دادند و با هدف قرار دادن «رهبر» و مقامات بالای کشوری و لشکری، شیرازه وطن ما از هم می‌پاشد. آن‌ها میلیاردها دلار صرف دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی خود کردند تا نقشهٌ قدیمیِ جنگ داخلی و تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران را از طریق جنگ داخلی و ورود گروه‌های تجزیه‌طلب وابسته اجرا کنند.
صهیونیست‌ها از ابتدا سودای «اسرائیل بزرگ» را در سر داشته‌اند. صهیونیسم سوسیالیست در ابتدا گفتمان غالب را در اختیار داشت، و رهبر تاریخی آن‌ها، دیوید بن گوریون، با وجود این‌که مردی کاملآ ناباور به دین بود، در سال ۱۹۳۷ اعلام می‌کند:
«کتاب مقدس فرمان ماست». با تکیه بر کتاب مقدس به عنوان راهنما، مرزهای «ارض اسرائیل» بر حسب شرایط و فتوحات، ناپایدار و تغییر پذیر می‌شود.
بیش از نیم قرن است که صهیونیست‌ها ایران را مانع اصلی رسیدن به توهم «اسرائیل بزرگ» می‌بینند! پس باید ایران را بی‌ثبات، تجزیه و تکه‌پاره، و گرفتار در خشونت‌ها و حتی جنگ‌های داخلی کرد
اما چرا شکست خوردند؟
پاسخ در پایداری در هم‌بستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق نهفته است.
این پایداری و همبستگی و اتحاد و حقوقمداری را در جامعه مدنی، و در بدنه قوای مسلح شاهد بودیم که به اتفاق، دفاع از وطن را ممکن ساختند!
دنیا امروز با تحسین به مقاومت جانانه ملت ایران می‌نگرد. این پیروزی نه فقط به خاطر بمب و موشک، بلکه بیشتر به دلیل ایستادگی بدنه نیروهای مسلح، در کنار ایران و ایرانیان بوده است. همان‌گونه که در سال ۱۳۵۷، بدنه ارتش شاهنشاهی در مقابل دستور تیر فرماندهان ایستاد و به ملت پیوست. امروز نیز فرزندان این مرز و بوم با اتحاد و ایستادگی در کنار هم، اجازه ندادند نقشه‌های شوم برای «ویرانی تمدن ایران» و «بردن به عصر حجر» به نتیجه برسد…
… حاکمیت بر تنگه هرمز که قسمتی از محدوده میهن مت است، ایران را توانا ساخته تا در مصاف با «ابرقدرت»های اقتصادی و نظامی و رسانه‌ای دنیا، پیروز باشد، و آن‌ها را به استیصال و عقب‌نشینی و حتی تسلیم وادارد.
اهمیت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، گرچه قبلا جنبه نظری و تئوریک داشت، ولی الان در عمل می‌بینیم که برای احقاق حقوق ایران و ایرانیان، بسیار موثر و مفیدتر از خوش‌بینانه‌ترین تحلیل‌ها شده است.
حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز، حربه‌ای بسیار موثرتر از سلاح هسته‌ای برای بازدارندگی دشمنان، از تجاوزات به میهن است!…

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ بیشتر بخوانید »

ای ایران ای مرز پرگوهر، ای خاکت سرچشمه هنر-پرچم وطن قلب-چو ایران نباشد تن من مباد

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت!

بدون توجه و بررسی وقایع تاریخ معاصر، نمی‌توان واقعیت‌ها در رابطه با دلایل و مقصران واقعی بحران موجود را شناسایی کرد. به این مهم، از جمله در جلسه هفته پیش هم پرداخته شد.
در این روز سی‌وهشتم تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به وطن، در ابتدا با افتخار یادآوری گنیم از:
۱-مردم ایران، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، میهن خود را تسلیم انیرانیان نکردند!
۲-مردم ایران در مناطق پیرامونی و مرزی میهن، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، همدست افراد و احزاب خودفروخته نشدند، و از تجزیه ایران و از تکه‌پاره شدن وطن توسط دشمنان ایران، جلوگیری کردند!
۳-مردم ایران در بدنهٌ قوای مسلح، که بر خلاف محاسبات قدرت‌ها، با از خودگذشتگی، و با وجود تحریم‌های ۴۷ساله و با کمترین امکانات، از وطن و از هموطنان خود دفاعی جانانه کردند!
…جالب این است که از یک طرف خودِ امریکایی‌ها به دنبال برکناری ترامپ از راه بی‌کفایتی و اختلال مشاعر و متمم ۲۵، و یا از راه رای‌گیری در کنگرهٌ بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای برای عزل او هستند، ولی از یک طرف دیگر طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی با انجام رقص مضحک ترامپ، با حقارت او را «دایی ترامپ» و «عمو ترامپ» خطاب می‌کنند، و از او تقاضا می‌کنند به وطن ما بیشتر تجاوز کند!…
تهدید به آخرالزمان از سلاح‌های متداول در جبهه‌های جنگ روانی بوده است. ولی هم تاریخ و ساعت آخرالزمان، و هم اهداف آخرالزمان از امروز به فردا تغییر کرده است! ترامپ اکنون فقط چند ساعت وقت دارد که برای عدم توانایی «بزرگترین ارتش ابرقدرت دنیا» برای محو و نابود کردن ایران، بهانه و دروغ دیگری را سرِ هم کند!…
…قدرت‌های مغرور به ابرقدرتیِ خود، تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتند. هیچ فکر نمیکردند ایرانیان جرات و یا توانایی بستن و کنترل کامل آن‌را داشته باشند!
ترامپ مدعی است که امریکا بزرگترین قدرت نظامی تاریخ بشر است، و این او بوده است که در دور اول ریاست جمهوری خویش این ارتش را ساخته است! فرمانده کل قوای این ارتش، علنا به ناتوانی خود برای باز کردن تنگه هرمز قرار کرد، و از قوای ناتو و سایر کشورها تقاضای کمک کرد. ساعاتی پیش، ترامپ در گفتگو با خبرنگاران باری دیگر از اینکه همه به تقاضای او پاسخ منفی دادند، شکایت کرد و گفت: «…حتی کره جنوبی هم تقاضای کمک ما را رد کرد…»

ترامپ چند بار هم به اشکال مختلف گفته است که ما تنگه هرمز را لازم نداریم، هر کشوری لازم دارد خودش برود و بازش کند!

در همینجا هم به تکرار عارضم که برای احقاق حقوق ایرانیان، اعمال حاکمیت ایرانیان بر تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس، یک وسیله‌ایست که می‌تواند با خشونت‌زدایی، حتی بیشتر از هزارها بمب اتمی هم موثرتر باشد!

صدارت- ساعت‌شمار آخرالزمان: شش‌ونیم ساعت! بیشتر بخوانید »

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان

برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد.
در این سی‌ویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده می‌سود. ما به‌عنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که می‌توان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهم‌آمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابان‌ها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکه‌پاره کنند.
ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرت‌های خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند!
ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند!
هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونت‌گستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند!
ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکه‌پاره شدن ایران شدند!
ما این امتحان سخت را با نمره‌ای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هم‌وطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اول‌های این امتحان، با کارنامه‌ای درخشان بودند! بین همه استان‌های پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامه‌ای چشم‌گیر را از آنِ خود کردند…
…تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، به‌ویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمی‌پذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوق‌مداری و صلح‌طلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دست‌های خودمان رقم می‌زنیم. ما می‌توانیم، چون با اعتماد به‌نفس فردی و با اعتماد به‌نفس ملی به توانایی‌های ایرانیان ایمان داریم!
امروز نه تنها هم‌وطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافته‌اند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرت‌ها، به‌خصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرت‌ها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده می‌کنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آن‌ها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آن‌ها بشوند!
خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکه‌پاره شدن ایران بود.
آن‌ها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابان‌ها بیایند و برای منافع آن‌ها رژیم را تغییر دهند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
آن‌ها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آن‌ها تکه‌پاره کنند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان بیشتر بخوانید »

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد!

نقشه تجاوز به ایران و تکه‌پاره کردن میهن ما، از همان اوان انقلاب ۱۳۵۷ در مخیلهٌ بیمار رژیم اسرائیل، و به خصوص نتانیاهو و شرکا بوده است. این توهم بالاخره در ۲۳خرداد۱۴۰۴ عملی شد. ولی به علت مقاومت ما مردم ایران متجاوزان به اهداف مطلوب خود نرسیدند! ما ملت ایران توانستیم آتش‌بس را به متجاوزان تحمیل کنیم، که در ۳تیرماه ۱۴۰۴ اعلام شد.
تحلیل‌گران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتیِ متجاوزان، با میلیاردها دلار بودجه و امکانات بی حد و حصر، گفتند که دلیل شکستشان در آن تجاوز دوازده روزه این بود که راس رژیم زده نشد و به‌قتل رساندن آن تعداد از سران نظامی کافی نبود. با این تحلیل توهم‌آمیز، باری دیگر در ۹اسفند۱۴۰۴به میهن ما تجاوز کردند و این بار اصلا تجاوزات را با کشتن خامنه‌ای و تعداد دیگری از سران رژیم (به قول ترامپ فاز اول، و فاز دوم، و نیز قسمتی از فاز سوم رهبری و فرماندهی) شروع کردند. ولی باز هم به علت ایستادگی و استقامت افتخارآمیز ما مردمِ ایران و بدنهٌ نیروهای نظامی، باز هم وطن ما فرو نپاشید. ایران هنوز ایران است، و نه آنچه نقشهٌ متجاوزان بود یعنی چند جمهوری در مناطق مرزی ایران، و یک منطقه شاهنشاهی هم در وسط آن چند جمهوری، با نام «پرشیا» با به قدرت رساندن و تحمیل مجدد پهلوی!
…باید واقعیت را یادآور شد! این بی‌اثر بودن اسلحه در دست سلطه‌سالاران متجاوز به وطن ما، علی‌رغم صدبرابر بیشتر بودن بودجه نظامی فقط یکی از آن‌ها نسبت به ایران، در نتیجه این بوده است که با احقاقِ حقِ استقلال، ما ایرانیان توانا بوده‌ایم که اجنبیان را در ساختن بدیل وابسته، علیل و ذلیل بکنیم. اگر بودجه نظامی رژیم اسرائیل و رژیم‌های دست‌نشانده منطقه که با ایران در جنگ بوده‌اند را هم به بودچه نظامی امریکا بیافزایم، نابرابری موازنهٌ قدرت نظامی و اسلحه واضح‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
…بر عکس تصور اجنبیان، احزاب و گروههای جدایی‌طلب و فدرالیست و تجزیه‌طلب هم نتوانستند در تکه‌پاره کردن ایران، برای خود سهم‌گیری کنند و هر کدام، تکه‌ای از خاک میهن را به عنوان غنیمت جنگی، به مالکیت خود درآورند. این هم به علت ایستادگی ما ایرانیان در مناطق پیرامونی و مرزی ایران است که یکپارچگی وطن ما حفظ شد. ایران هنوز ایران است!
با حفظ و حراست ایران، بعد از دفع متجاوزان خارجی، این خود ما ایرانیان هستیم که با خشونت‌زدایی، تکلیف متجاوزان داخلی را هم روشن خواهیم کرد. ولی یک ایرانی باید باقی بماند که خودِ ما مردم ایران بتوانیم نظام دموکراتیک مطلوب را در کشورمان مستقر کنیم.
نپذیرفتن بدیل وابسته‌ی تحمیلی در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، و به‌تدریج منقلب‌تر و منقلب‌تر شدن، و سرانجام مدیریت انقلاب ۲۲بهمن۱۳۵۷ را در یک جنبش خود‌جوش و مستقل و خودانگیخته، به عهده گرفتن، ریشه در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ما ایرانیان دارد. آیا اصلا می‌توان انتظار داشت که پندار زورمدار ترامپ و نتانیاهو و شرکا کمترین توانایی برای درک این واقعیت را داشته با شد؟
گفت: تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!!؟
…عمل‌کرد پهلوی و شرکا، آن‌ها را به‌تدریج از رجوی و شرکا هم منفورتر کرده و خواهد کرد، ولی در این شرایط خطیر، هنوز باید بیشتر کار کنیم و فعال شویم! و فعال‌تر در احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی!…
به علت استقامت ما ایرانیان در تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال، ایران تکه‌پاره نمی‌شود! ایران همیشه ایران خواهد ماند!
هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، با پرکاری و همکاری، می‌توانیم در احقاق حق استقلال بکوشیم و استفاده قدرت‌ها از دریوزگان و وابستگان داخلی را ناممکن کنیم. با این روش می‌توانیم:……

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد! بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا