فلسطین

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن

جان لیمبرت از کارمندان گروگان‌گیری شدهٌ سفارت امریکا در تهران، اخیرا(پنج روز پیش) مطلب سِّریِ بسیار مهمی را فاش گفت که ارتباط مستقیمی دارد با بحران تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، که در واقع یکی از ریشه‌های اصلی آن است! «او [بیل کیسی] ایرانی‌ها را متقاعد کرده بود… او به ایرانی‌ها رشوه داده بود تا ما را سه ماه بیشتر نگه دارند، تا انتخاب شدن ریگان در [نوامبر] ۱۹۸۰ را تضمین کند. منظورم این است که توافق انجام شده بود، توافق در سپتامبر-اکتبر ۱۹۸۰ انجام شده بود [«اکتبر سورپرایز»]»…
…ابراهیم یزدی: سه نفر کارتر را ناچار کردند به پهلوی اجازه ورزو به امریکا را بدهد، با علم به اینکه می‌دانستند آمدن پهلوی به امریکا باعث گروگانگیری میشود!…
این خود زمینه‌ساز و هستهٌ اولیهٌ بهانه‌ای شد برای آماده‌سازی افکار عمومی ایران برای توجیه حمله به سفارت امریکا در تهران، که به‌گروگان گرفتن اعضای آن منتهی شد. ایرانیان دخالت‌های قدرت‌ها در امور داخلی خود را تجربه کرده بودند و از تگرار کودتا از نوع ۲۸مرداد۱۳۳۲ توسط امریکا و انگلیس، بسیار مضطرب و نگران بودند.
با اینکه تا فقط مدت کوتاهی قبل از انقلاب، پهلوی برای قدرت‌های غربی، به‌عنوان مهرهٌ دست‌نشانده و وابسته به غرب، مهمترین حاکم در کشورهای منطقه بود و برایشان یکی از محبوب‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رفت! افکار عمومی دنیا(از جمله مردم امریکا) در سال ۱۳۵۷، آن‌چنان طرفدار و حامی انقلاب ایران و ایرانیان بود که هیچ کشوری حاضر نمی‌شد که به خانوادهٌ پهلوی اجازه ورود به خاک خود را بدهد. با این یادآوری که در «جنبش سبز» در ۱۳۸۸ و در جنبش «زن، زندگی آزادی» در ۱۴۰۱ هم مردم جهان شاهد توانایی مردم ایران را برای درآمیختن با افکار عمومی دنیا از خود بروز دادند. این جو باید می‌شکست! چهرهُ ایران انقلابی و چهرهُ ایرانیان منقلب شده که با خودانگیختگی و استقلال، رژیم شاهنشاهی پشتیبانی شده توسط غرب را، بدون کمک قوای نظامی خارجی، و یا میلیشیا و جنگ داخلی، برانداخته بودند، باید به یک چهرهُ تیره و تار و پلید مبدل می‌شد. در این رابطه، پروژهٌ قدرت‌ها مبنی بر «گروگان‌گیری» و تاخیر در آزاد کردن آن‌ها، بسیار موفق بود. ابعاد کیفی و کمی این موفقیت، در عرض حدود نیم قرنی که از آن می‌گذرد، بیشتر هم شده است!
رابرت مالی، رئیس تیم مذاکره‌کننده حکومت بایدن گفت: «امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست.» او هم با این اعتراف صریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصم‌ها و تقابل‌ها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیه ایران و ایرانیانِ بعد از انقلاب، به‌طور واضح و روشن اعلام کرده‌اند…
… به علت ایستادگی پیروزمندانهٌ ایرانیان در مقابل تجاوزهای دو «ابرقدرت هسته‌ای»، افکار عمومی دنیا در رابطه با ایرانیان، مثبت‌تر شده است. ما مردم با دفاع پیروزمندانه از خود، در جنگ احساسی-روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها، اسلحه را در دست متجاوزان، بی‌اثر کرده‌ایم. دیوید بارنیا، بعد از شکست در تلاش‌های پنج‌سالهٌ خود برای تکه‌پاره‌کردن ایران دیگر رئیس موساد نیست، و برخی دیگر ژنرال‌های جنگ روانی در رژیم اسرائیل به علت شکست در مقابل ایرانیان حذف شده‌اند. همین امروز هم در خبرها دیدیم که رئیس جدید موساد دو مقام ارشد این سازمان جاسوسی را به‌دلیل شکست طرح تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران برکنار کرده است. یکی از مقام‌های برکنارشده ریاست اداره اطلاعات موساد را بر عهده داشت و دیگری رئیس بخش ایران این سازمان بود.
کم‌کم برای باری دیگر پشتیبانی و حمایت‌های افکار عمومی دنیا، به کمک ایران و ایرانیان می‌آید. در صورتی‌که ما با استقامت و ایستادگی، بیشتر به فرهنگِ ایرانیِ استقلال و آزادگی و حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی و مردمسالاری وفادار بمانیم، افکار عمومی دنیا مانند سال ۱۴۰۱، و ۱۳۸۸ به پشتیبانی ما خواهند آمد. اگر بیشتر تلاش کنیم و حمایت افکار عمومی از ایران و ایرانیان را به حالتی که در دوران انقلاب ایران شاهد بودیم، برسانیم، پیروزی ما برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری نزدیک‌تر خواهد بود!

صدارت- بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن بیشتر بخوانید »

صدارت- سرنوشت تنگه هرمز، سرنوشت ایران و ایرانیان!

…اکنون، سرنوشت تنگه هرمز، بدون شک و تردید، تعیین‌کنندهٌ سرنوشت ایران و ایرانیان خواهد شد…
…بدین ترتیب، اهمیت آب‌راه‌ها برای اِعمال نفوذ و سلطه، و برای به تاراج بردن منابع ملی کشورهای منطقه توسط قدرت‌ها، مسبوق به سابقه است. در سابقهٌ کانال سوئز، ارتش امپراطوری بریتانیا نه تنها نتوانست مانع از شتابگیر شدن افول امپراطوری شود، بلکه به آن سرعت بخشید! به نظر می‌رسد بعد از ۷۰سال، وضعیت امپراطوری امریکا در رابطه با تنگه هرمز، سرنوشت امپراطوری بریتانیا در رابطه با کانال سوئز را تداعی می‌کند! در رابطه با ناکارآمدی قدرت نظامی امپراطوری، یک تفاوت مهم که خوش‌خیم‌تر بودن سرنوشت ایران را نوید می‌دهد، قدرت نظامی ایران، آن هم توانایی‌هایِ نظامیِ بومی‌شده و مستقل ایرانیان، از جمله توانایی ساختن موشک و پهپاد و… است. عامل برتری جغرافیایی ایران در تنگه هرمز را هم نباید فراموش کرد. از سوی دیکر، مهمترین عامل در سرنوشت تنگه هرمز، انگیزهٌ ایرانیان در استقامت و ایستادگی و دفاع از وطن است…
فشارها بر ایرانیان، از جمله بر مذاکره‌کنندگان، برای تسلیم، بی‌سابقه بوده است. ولی تجربه به وضوح ثابت کرده که هر تسلیمی از جانب ایران، طلبکاری‌های بیشتری را به دنبال آورده، و موج جدیدی از تجاوزها و زیاده‌خواهی‌ها را بر ایران و ایرانیان تحمیل کرده است.
پیش‌نیاز جنبش‌های خشونت‌زدای ایرانیان، همیشه کاهش تحدیدها و تهدیدهای قدرت‌های خارجی بوده است. برای استقرار و استمرار و پیش‌برد مردمسالاری، باید دخالت‌های قدرت‌های خارجی در امور داخلی ایران را به صفر متمایل کنیم. 
هدف رژیم اسرائیل، به‌عنوان قوایِ نیابتیِ امریکا و صهیونیسم در منطقهٌ ما، برپاییِ «اسرائیل بزرگ» است، با ادعایِ آخرالزمانیِ «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیده»! بنا بر اعترافات علنی مقامات ریز و درشت صهیونیست، و به دلایل متعدد، آن‌ها ایران و ایرانیان، مهمترین مانع برای رسیدن به اهدافِ خود می‌دانند…
هدف قدرت‌ها:
بعد از تحقیر و توهین به ایرانیان،
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثی‌سازی آن،
دوقطبی و چندقطبی کردن جامعه، و به جان هم انداختن مردم!
ناممکن ساختن زندگی در میهن، و تحمیل مهاجرت‌های اجباری!
تکه‌پاره کردن ایران! و تحمیل جنگ‌های بی‌پایان با بهانه‌های دین و مذهب و قوم و «اتنیک»، و… و اگر بتوانند فدرالیسم استانی» را جا بیاندازند، جنگ‌های دائمی برا تعیین مرزها بین استان‌های ادعایی آن‌ها!
چپاول و به یغما بردن منابع طبیعی ایران!
در مذاکرات جاری، هر پذیرش و قراردادِ بدون تضمینی بی‌تردید با کارشکنی و عهدشکنی و خیانت رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا روبرو خواهد بود. این در حالی است که گزارش‌هایی حاکی از خرید مقدار زیادی اسلحه (بمب سنگرشکن و پهپاد «هرمس ۹۰۰») توسط امارات از رژیم اسرائیل منتشر شده است. گروهها و احزاب جدایی‌خواه تجزیه‌طلب «اتنیکی» فدرالیست، هنوز به مسلح بودن خود، و در واقع به وابسته و مزدور بودن خود، افتخار می‌کنند. آن‌ها و فرقهٌ ولایت مطلقه رجوی، در کمین نشسته‌اند که با تحریک‌ها رژیم اسرائیل و امریکا، به وطن ما حمله کنند! این قوایِ نیابتیِ جیره‌خوارِ رژیم اسرائیل و امریکا، به همراه فرقهٌ ولایت مطلقه پهلوی، ابزار کار قدرت‌ها برای تکه‌پاره کردن ایران هستند! و باید اربابان آن‌ها را مجبور کرد که از حمایت آن‌ها دست بردارند.
مساله بسیار مهم در مذاکرات با امریکا و شرکا، خشونت‌زدایی و یافتن راه‌حلی پایدار است برای بازدارندگی و پیش‌گیری موثر برای انواع تجاوزات و خشونت‌ها علیه ایران و ایرانیان، که برای موثر بودن، باید توسط روش‌های خشونت‌زدا اِعمال شود. ما ایرانیان، با درآمیختن با افکار عمومیِ مردم دنیا، نباید اجازه دهیم که در آینده، امثال ترامپ و شرکا (بسته به اینکه آن روز از کدام دنده بیدار شد ه‌اند!) برای باری دیگر به میهن ما در آن روز حمله می‌کنند؟ و یا اینکه آن‌را به روزی دیگری واگذار می‌کنند!؟

صدارت- سرنوشت تنگه هرمز، سرنوشت ایران و ایرانیان! بیشتر بخوانید »

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟

… ترامپ، با اِعمال ضوابط دوگانه و قلدری بین‌المللی، رسماً مدعی مالکیت بر تنگه هرمز شده و با تغییر نام آن به «تنگهُ ترامپ»، خواهان باج‌گیری ۲۰ درصدی از کشتی‌های عبوری است. جالب اینجا است که عوارض گرفتن برای ما ایرانی‌ها در آب‌های سرزمینی خودمان «غیرقانونی» تلقی می‌شود، اما برای آمریکا از فرسنگ‌ها دورتر، کاملا قانونی است و با هیچ اعتراضی از جانب کشورهای منطقه و بسیاری دیگر نشده است!…
تجاوزهای اخیر اجنبیان به وطن ما، محصول همکاری مهره‌های «ایرانیِ» وابسته به قدرت‌های جهانی است، که به وطن‌فروشی و هموطن‌فروشی، و خودفروشی تن دادند. بر خلاف سازوکارهای استعمارگری در قرون گذشته، هیچ کشورِ استعمارگری در این عصر، نمی‌تواند بدون استفاده از عناصر وابستهُ نیابتی خود در کشوری دیگر، در چپاول و غارت منافع ملی آن کشور موفق شود. از جملهُ این مهره‌های وابسته و خود فروخته، فرقه ولایت پهلوی، و احزاب «انتنیکی» خواستار فدرالیسم برای تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران هستند. مثلا در مورد میهن ما، در قرن بیست و یکم، یک ژنرال رژیم اسرائیل یا آمریکا نمی‌تواند مستقیماً بر ایران حاکم شود، آن‌ها نیازمند مهره‌های ایرانی هستند تا تحت عناوین فریبنده‌ای چون «مداخله بشردوستانه»، لشکرکشی خود را توجیه کنند. این خیانت تنها به چهره‌های خائنِ شناخته‌شده‌ای چون پهلوی، رجوی محدود نمی‌شود. این جریان از دهه‌ها پیش با ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌آفرینی توسط گروه‌های وابسته و تجزیه‌طلب، به‌ویژه در کوردستان، آغاز شد تا زیرساخت‌های لازم برای مداخله فراهم گردد. باید به این واقعیت بسیار مهم توجه داشت که اگرچه ترامپ و نتانیاهو و شرکا، برای استعمارگری و تجاوزها به حقوق به قوای نیابتی چون پهلوی و رجوی و شرکا، و احزاب و تشکیلات «اتنیکی» فدرالیست نیازمند هستند، ولی همهُ اینها بدون طرفداری و حمایت یک حداقل لازمی از مردمِ معمولی در لایه‌های مختلف جامعه، نمی‌توانند مقاصد شوم خود را حتی آغاز کنند، چه برسد به اینکه ابعاد آن‌ها را به فاجعه‌های امروز برسانند! طرفداری و حمایت مردمِ معمولی، بدون شکست آن‌ها در جنگ روانی غیرِممکن است! ظرافتِ دقت در این واقعیتِ مهم، چراغی است که نقش من و تو و هر کدام از ما را در سرنوشتی که امروز برای خود و برای میهن خود ساخته‌ایم را، به وضوح می‌نمایاند. ولی دیدن همین چراغ برای برخی مشکل بوده است، و گفت «تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!»……

صدارت- جاسوسی و کمک به اجنبیان، و دعوت از آنها برای تجاوز به وطن از کجا شروع می‌شود؟ بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با ربات‌ها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و آمارِ مثبت جعل می‌کند! بی‌دلیل نیست که به‌درستی گفته می‌شود جنگِ روانی، مادر همه جنگ‌ها است، ولی خوشبختانه این تنها جنگی است که ما مردم در آن توانایی، و دانش، و وسایل دفاعِ پیروزمندانه از خود را به‌خوبی، و به‌آسانی دارا هستیم. اگر قدرت‌ها در جنگ روانی خود علیه مردم پیروز نشده بودند، ۱-رژیمِ «ملاتاریا» در اثر جنبشِ خودجوشِ «زن، زندگی، آزادی» فرو ریخته بود، و ۲-رژیم اسرائیل و امریکا جرات نمی‌کردند به میهن ما تجاوز کنند. پهلوی و شرکا با پشتیبانی ژنرال‌های جنگ روانی صهیونیسفر، عامل مهمی در این هر دو شدند! قدرت‌ها از همهٌ رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ وحشت دارند! چه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِِ حرفه‌ای، و چه شهروندرسانه‌گران! به همین دلیل است که قدرت‌ها مجبورند رسانه‌گرانِ حرفه‌ایِ وابسته به قدرت را برای پیشبرد اهداف جنگهای روانی خود، بپرورانند و مستخدم و گماشته‌ٌ خود کنند. مطلب مهم دیگر اینکه رسانه‌گرانِ حقوق‌مدارِ حرفه‌ای، بدون پشتیبانیِ ما شهروندرسانه‌گران،نخواهند توانست به حرفهٌ مقدس خود بپرداند. برای اینکه قدرتها هر جنگی را، واقعا هر جنگی را، حتی بتوانند شروع کنند، ابتدا باید زمینه‌های ذهنی آن جنگ را در افکار عمومی فراهم آورند: یعنی به عبارت دیگر قدرت‌ها باید ابتدا یک جبهه‌ی جدیدی از جنگ روانی را علیه ما مردم شروع کنند، و در آن پیروز بشوند، تا بتوانند یک جنگ فیزیکی جدید را شروع کنند! به یاد خود بسپاریم که حتی رسانه‌گرانِ مستقلِ حقوق‌مدار و آزاده، بدون پشتیبانی ما شهروندرسانه‌گران، نمی‌توانند در احقاق حقوق، موفقیت کافی به‌دست بیاورند. توانایی ما شهروندرسانه‌گران، بسیار بیشتر از زورِ همهٌ قدرت‌ها است!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد

تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ابعاد کیفی و کمی جدیدی رسید. پیش‌نیاز همهٌ جنگ‌ها، جنگ روانی است. دیوید بارنیا در ژوئن ۲۰۲۱ به ریاست موساد منصوب شد، و تغییرات بنیادینی را در این سازمان جاسوسی به‌اجرا گذاشت. تمرکز این سیاست‌های بارنیا بر جنگ روانی بود و بودجه و هزینه عظیمی به این راه اختصاص داده شد…
چند سال پیش برای اولین بار، شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!» شنیده شد که حاکی از شکست تعدادی از ایرانیان در جنگ روانی بود، و نه بیش از آن! این شعار به‌وضوح تبعیض‌آمیز است و نمی‌تواند به افزایش خشونت‌گستری‌ها، حتی علیه شعار دهندگان، نیانجامد! با توجه به اینکه حقوق، همه‌زمانی، و همه‌مکانی، و همه‌کسانی هستند، هیچ تبعیضی نمی‌تواند شامل آن‌ها بشود. در نتیجه در این زمینه، شعار حقوقی، می‌توانست «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران!» باشد. شکش نیست که البته اولویت با ایران و ایرانیان است، چرا که ما ایرانیان در ایران بومی هستیم، و در این مقوله است که می‌توانیم برای اعتراض به تجاوزها به حقوق و در تلاش برای احقاق حقوق موثرتر باشیم. تجاوز به حقوق مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و علیه هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! عکس آن هم کاملا صادق است. به این معنی که احقاقِ حقوق هم مانند کووید۱۹ واگیر دارد! و احقاقِ حقوق هر کسی در هر زمان و مکانی که باشد، به بقیه هم سرایت می‌کند! بی‌غم بودن از محنت دیگران، و چشم پوشیدن از تجاوزها به مردم غزه و لبنان، تا جایی که در خیابان‌ها تبدیل به شعار شود، زمینه‌ساز دوستی با دشمنی قسم‌خورده شد! دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
رژیم حاکم بر ایران، دشمن ایران و ایرانیان، و دشمن اسرائیل، و دوست غزه و لبنان؛
اسرائیل، دشمن غزه و لبنان و رژیم ایران؛
پس اسرائیل دوست ایران و ایرانیان؟!؟!
بدین ترتیب بود که زمینه‌سازیِ روانیِ تظاهرات با تصاویر نتانیاهو و پهلوی، و با پرچم‌های اسرائیل و امریکا، و به‌تدریج قبح و حرمت این ضدِ ارزش شکسته شد، و حتی به نشانه‌ای از ارزش و روشن‌فکری و وطن‌پرستی مبدل گردید! پیروزی اسرائیل در این جنگ روانی، زمینه‌ساز و چراغِ سبز آن‌ها، برای جنگ فیزیکی و تجاوزهای سال ۱۴۰۴ به میهن ما شد.
تجاوزهای اجنبیان به میهن ما، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است…
هرچه تعداد بیشتری از ما مردم،
در سراسر جهان برای دفاع از خود در جنگ روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها فعال‌تر شویم، و
برای شناخت و احقاق حقوق بکوشیم (از جمله برای احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی، و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی، و احقاقِ حقِ استقلال/آزادی و خودانگیختگی، و احقاقِ حقِ صلح و دوستی، احقاقِ حقِ بیان و آزادی بیان، احقاقِ حقِ حاکمیت و ولایت ملی، و…) و
دیوارهای سانسور و خودسانسوری را بیشتر بشکنیم،
بدین ترتیب نه تنها در ایران و در منطقه، بلکه در دنیا هم می‌توانیم با خشونت‌زدایی، نقش مثبتی داشته باشیم، …هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود!
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز!
که یکی چراغ روشن ز هزار خفته بهتر!—که به است یک قد خوش، ز هزار قامت کوز!

صدارت- جنگ و خشونت و تجاوز به حقوق، نمی‌تواند با انسان‌زدایی و تبعیض و برتری‌جویی همراه نباشد بیشتر بخوانید »

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟

…ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه دارد!
به علت ادامه عقدهٌ حقارت و خودکوچک‌بینی و سلطه‌پذیری مقامات و سران کشورهای منطقه، ضوابط دوگانه و تبعیض‌ها و نگاه از بالا به پایین سلطه‌گرانهٌ امریکا ادامه پیدا کرده است!
تنگه هرمز ایران در مقابل تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی امریکا و شرکا: ترامپ بر مسدود کردن غیرقانونی فعالیت‌های اقتصادی ایران – کنترل کردن قانونی هرمز (تنگه اقتصادی-مالی-پولی-بانکی در مقابل تنگه هرمز) حساسیت زیادی دارد!
احتمال بر هم خوردن و شکست مذاکرات زیاد است،
بسیاری از خواسته‌های امریکا از ایران غیرقابل بازگشت است، ولی اکثر تعهدات امریکا قابل لغو هستند،
داستان «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ بک» در این مذاکرات چه خواهد بود؟
رژیم اسرائیل، به‌خصوص نتانیاهو، از زوایای مختلف تلاش‌های فراوانی برای شکست مذاکرات، و ادامه جنگ و تجاوز انجام می‌دهد. صهیونیست‌ها در دنیا، از جمله صهیونیست‌های مسیحی، به خصوص در امریکا هم در همین تلاش هستند…
… در شرایط موجود، مهمترین دست‌آوردی که ایران می‌تواند داشته باشد، کنترل کامل تنگه هرمز است! امیدواریم مذاکره کنندگان در احقاق حقوق و تامین منافع ایران و ایرانیان، از خود بی‌کفایتی نشان ندهند.
تنها راه حل بحران‌ها، فشار امریکا بر رژیم اسرائیل برای بازداری از ادامه جنگها و بی‌ثباتی‌سازی و خشونت‌گستری در منطقه است. تنها و تنها و تنها عاملی که می‌تواند باعث شود ترامپ رژیم اسرائیل را از این همه تجاوزهای آشکار باز دارد، فشار افکار عمومی دنیا، از جمله مردم امریکا است. بدون شک نقش ما مردم ایران در تاثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در این دوران خطیر، بسیار مهم و حیاتی است. امیدوارم این وظیفه را دریابم!
باید از خود پرسید: رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ به سوی قدرت‌ها و خشونت؟ و یا به سوی مردم و حقوق؟
باید از خود پرسید: در این دوران خطیر معیار رویکرد چه باید باشد؟ خشونت و تبعیض و تجاوز و اصالت قدرت؟ و یا حقوق و کرامت و منزلت انسان‌ها؟

صدارت- در این دوران خطیر، رویکرد من به کدام سو باید باشد؟ معیار چیست؟ بیشتر بخوانید »

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر

…انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، نه تنها ایران و منطقه، بلکه دنیا را وارد عرصهٌ جدیدی کرد. منقلب شدن ایرانیان و انقلاب ایران، باید با شدت تمام مورد هدف قدرت‌های شرق و غرب قرار می‌گرفت و منهدم می‌شد. قدرت‌ها، به‌خصوص امریکا و انگلیس و پایگاه نیابتی آن‌ها، رژیم اسرائیل، تمام توان خود را در این راه به‌کار بردند. بحران‌ها و بی‌ثباتی‌سازی‌ها، ابزار اولیه‌ی جنگ روانی بوده‌اند، که بزرگترین و موثرترین و اولین آن‌ها، طرح گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران بود. این طرح در امریکا ریحته شد، و توسط رابط-رابطه‌هایی که حویت آن‌ها هنوز ثابت نشده، به ایران آورده شد و توسط «دانشجویان خط امام» به اجرا در آمد. از همان موقع تخرین‌ها و تحریم‌ها و خشونت‌های اقتصادی، فرهنگیو اجتماعی، و سیاسی علیه ایران شروع شد. ابعاد آن چنان گسترده بوده که جزئی از واقعیتِ پذیرفته شده زندگی بین‌المللی گشته است! 
اما پرسش اساسی، و بلکه حیاتی اینجاست: در این میانه، نقش من، به عنوان یک فرد، چیست؟ نقش تو، و نقش ما چیست؟ آیا ما تنها تماشاگران منفعل این تراژدیِ مهلک هستیم؟
در همه بحران‌های بسیار کلان و دنیاگیر و پاندمی، باید نقش هر یک از افراد جامعه را به‌یاد آورد. پاندمی کووید-۱۹ مثال خوبی است، که هر یک از ما با شستن دست‌ها، زدن ماسک و رعایت فاصله‌گیری‌های اجتماعی، نقشی حیاتی در جلوگیری از یک فاجعه بسیار بزرگتر ایفا کردیم.
خشونت‌گستری و جنگ‌طلبی نیز مانند یک ویروس واگیردار است! اگر ما در فضای مجازی و حقیقی، به جای بازنشر اخبار جعلی و ترویج خشونت، به خنثی‌سازی جنگ روانی بپردازیم، به سهم خود سدی در برابر پیشروی، و حتی شروع جنگ ساخته‌ایم. وجه اشتراک افرادی که به ایران و ایرانیان پشت کردند، و به قدرت‌ها روی آوردند، شکست‌خوردگی آن‌ها در جنگ روانی است. کانون این شکست، مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی افراد است. «وژدان احساسی، روانی و عاطفی» در مرکزیت ساختار تصمیم‌گیری انسان قرار دارد و با سایر ابعاد وژدان (علمی، اخلاقی و تاریخی) در تعامل مداوم است. این وژدان نقش کلیدی در نحوه عمل ما در قلمروهای مختلف، از جمله سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد، ایفا می‌کند. در تصمیم‌گیری‌های سیاسی: قدرت‌ها با استفاده از جنگ روانی، مستقیماً «وژدان احساسی» جوامع را هدف قرار می‌دهند تا اراده آن‌ها را فلج کنند. در جوامعی مانند اسرائیل، وژدان‌های مختلف افراد، حتی از دوران کودکی، با پروپاگاندا و مفاهیمی مانند «سرزمین موعود» و «اسرائیل بزرگ» و انسان‌زدایی از سایر انسان‌ها، برنامه‌ریزی می‌شود تا افراد حتی در صورت دیدن حقایق جنگ، همچنان از خشونت پشتیبانی کنند. به طور خلاصه، وژدان احساسی-روانی، مانند فیلتری عمل می‌کند که می‌تواند علم و دانش، تجربه‌های تاریحی، و اخلاقیات ما را تقویت یا فلج کند. اگر این وژدان بر اثر جنگ روانی دچار آسیب شود، فرد توانایی تصمیم‌گیری سازنده را از دست داده و در قلمروهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، به جای کنشگریِ سازنده، به واکنش‌گریِ مخرب، و به ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود!…

صدارت-مذاکرات؟ ادامه تجاوزات؟ صلح؟ بررسی اوضاع و وقایع اخیر بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت»

دیشب قوای نظامی ایرانیان، خاک رژیم اسرائیل را مورد حمله قرار داد، در حالی‌که ارتش رژیم اسرائیل بعد از آتش‌بس مورخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به ایران حملهٌ اشکار و مستقیمی نکرده بود!

واقعه‌ای تاریخی بی‌سابقه در چندین دههٌ اخیر اتفاق افتاد که معادلات قدرت را در منطقه و دز دنیا تغییر می‌دهد! و حکایت از ریزش هیمنه و ابهت و هیبت دو «ابرقدرت» هسته‌ای، رژیم اسرائیل و امریکا دارد! ترس از قدرت نابود کننده این دو ارتش، تا به‌حال به هیچ کشوری این جرات را نمی‌داد که، بدون اینکه مورد حمله قرار گرفته باشد، مستقیما به خاک رژیم اشغال‌گر اسرائیل حمله کند! قدرت‌ها، و مشخصا امریکا و به‌خصوص رژیم اسرائیل، از شهامت ایرانیان غافل‌گیر و شگفت‌زده شدند!  افکار عمومی دنیا دیدند که ایرانیان از رژیم اسرائیل و امریکا نمی‌ترسد! هنوز بیش از چند ساعتی از شروع مجدد و افزایش درگیری‌ها نگذشته ولی این باورِ افکار عمومی، در تحلیل‌های بسیاری از متخصصان امور، حتی در امریکا و انگلیس و اروپا، و حتی در خود اسرائیل، از جمله کلیمیان، هم بازتاب واضحی داشته است.

این عملیات، حتی اگر تخریب نظامیِ زیادی نداشته باشد، صدمات روانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی آن غیرِقابل انکار است. هزینه سیاسی آن به‌ویژه برای نتانیاهو و شرکا، بسیار سنگین بوده است! از سوی دیگر، عمل‌کرد ترامپ از هنگام باخبر شدن از تلافی ایرانیان، حکایت از پریشانی احوال او دارد، به‌ویژه در رابطه با قیمت بنزین/سوخت در امریکا، و نیز دغدغهٌ انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر ۲۰۲۶. ترامپ و شرکا با فشارهای افزاینده‌ای از جانب افکار عمومی مواجه هستند. انتقادات به اینجا رسده که می‌گویند شعار مبارزات انتخاباتی ترامپ و شرکا حول محور «امریکا اول»(America First) بود، ولی الان در عمل ما شاهد شعار «اسرائیل اول» هستیم. خبر تماس تلفنی فحاشانه و پرخاشگرانه ترامپ با نتانیاهو، به طور کم‌سابقه‌ای به رسانه‌ها درز کرد…
…نظرات سه طرف درگیر جنگ در رابطه با مذاکرات و امضای توافق، جالبِ  توجه است:

ترامپ: خیلی نزدیکیم! بزودی! چهارشنبه، یا سه‌شنبه، شاید حتی دوشنبه! 

ایران: خیلی دوریم! معلوم نیست! پیش‌نیازها باید انجام شوند!

نتانیاهو در علن: ما صلح می‌خواهیم، دشمن جنگ می‌خواهد!… نتانیاهو در عمل: صلح!!!؟؟؟؟ هرگز! هیچوقت! با هیچکس! افزایش دامنه جنگ، بله! پیش به‌سوی سرزمین موعود برای قوم برگزیده، اسرائیل بزرک از نیل تا فرات!

این در حالی است که در خبری که در شبکه الجزیره هم منتشر شد، یوآو گالانت، وزیر اسبق جنگ رژیم اسرائیل (همان کسی که مردم غزه را «حیوانات انسان‌نما» خوانده بود)، گفت:

«ما نتوانسته‌ایم برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنیم! ما نخواهیم توانست رژیم ایران را تغییر دهیم، ایدهٌ ’رژیم چنج‘ با حملات هوایی، یک خواب‌وخیال و توهم بود! تنگهٌ هرمز هم موضوع مخاصمهٌ ما نیست و ایران در آن پیروز شده است»!

به تکرار تاکید می‌شود که این قول گالانت و امثال او، و اعترافات آن‌ها در رابطه با پیروزی‌های ’ایران‘ مربوط به عمل‌کرد اکثریتِ ایرانیان، به‌خصوص ایرانیانِ ساکن مناطق مرزی ایران، به‌ویژه کوردستان بوده است که همگی با همدیگر نقشه‌های تکه‌پاره کردن میهن را خنثی کردیم. ما ایرانیان اهمیتِ حیاتیِ حقِ استقلال را درک کرده‌ایم، و اینکه احقاقِ حقِ استقلال، وظیفهٌ حیاتیِ ملی، و اصلا وظیفهٌ حیاتیِ فردی همه ما است! وظیفهٌ حیاتیِ فردی هر کدام از ما به سهم خودمان و به نوبهٌ خودمان! و هر کدام از آن اکثریتِ ایرانیان، هر یک به سهم خود و به نوبهٌ خود!

به تکرار تاکید می‌شود که حمله‌ها و تجاوزها به ایران، در نتیجهٌ عمل‌کرد اقلیتِ ایرانیان بوده است، به‌خصوص آن‌ها که در داخل به فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ پهلوی پاسخِ مثبت دادند، و در خارج تصویرهای نتانیاهو و پهلوی و پرچم‌های اسرائیل و ساواک را در خیابان‌ها گرداندند، و نیز آن‌ها که این خیانت را پذیرفتند که هموطنان گوردِ ما باید باز هم نیرویِ زمینیِ نیابتیِ اسرائیل و امریکا و انگلیس، و گوشتِ دمِ توپِ نتانیاهو و ترامپ و شرکا باشند! هر کدام از آن‌ها به سهم خودشان و به نوبهٌ خودشان! و هر کدام از آن اقلیتِ ایرانیان، هر کدامشان به سهم خود و به نوبهٌ خود!…

صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت» بیشتر بخوانید »

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟

….در جنگ روانی، تلاش قدرت‌مداران این بوده که با روایت‌سازی و روایت‌پردازی، اولا نقطهٌ شروع این دشمنی‌ها را به برههٌ مورد نظر خودشان ببرند و در آن‌جا محدود کنند، و ثانیا قلم تاریخ‌نویسی را در انحصار خود قرار دهند و بررسی‌کننده و نویسندهٌ وقایع، فقط خودشان باشند! وقایع‌نویسی‌ای پر از ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات!
این‌ها همه، پیش‌نیاز سلطه‌سالاری، و زورمداری، و استعمارگری هستند!
در رابطه با سلطه‌سالاری، در کنار نقشی که سلطه‌گران دارند، باید به نقش سلطه‌بران و سلطه‌پذیران هم پرداخته شود! برای موفقیت در سلطه‌گری، باید «تولید رضایت» و روانشناسی سلطه‌پذیری را در سلطه‌بران تلقین و القا کرد:
ضروری است که هم در ذهنیت سلطه‌گران، و هم در ذهنیت سلطه‌بران، «برتر بودن سلطه‌گران»، و «پست بودن سلطه‌بران» جا افتاده باشد. 
با جنگ روانی، همراه با ایجاد توهم برتری/پست‌تری، انسان‌زدایی، و توهین و تحقیر، ایجاد عقده حقارت، و پذیرش انواع تبعیض و ضوابط دوگانه، و تجاوزها به حقوق، خشونت‌گستری و عادی‌سازی خشونت، افزایشِ تدریجی و پیوستهٌ ابعاد کیفی و کمیِ خشونت‌ها، افزایش سطح تحمل تجاوزها به حقوق، و… به عنوان یک روش معمول زندگی، پذیرفته می‌شود!…
…استعمار کهن: تسلط مستقیم و آشکار با اشغال و حکومت‌داری استعماری. مثال بارز استعمار استیطانی،  مربوط به چند قرن پیش می‌شود، امریکا است. نوعی از استعمار که کم‌کم منسوخ گردید، به غیر از یک مورد، که آن هم رژیم اسرائیل است.
۳- استعمار نو: تسلط غیرمستقیم از راه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بدون حکومت مستقیم. نتانیاهو و شرکا حتی به استعمار نو هم رضایت نمی‌دهند!!!….

صدارت: ریشه جنگ و درگیری‌های امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- وژدان احساسى-روانی، كانون تاثير و تاثر ساير وژدانها، و قلمروهاى سياسى، و اجتماعى، و فرهنكى، و اقتصادى، و به مثابه تعقل و تفكر، تن و وطن است. وجدان=معربِ وژدان

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم.

…فوق‌العاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاه‌وهفتی‌ها» در سال‌های انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند!
تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باج‌دهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکره‌کنندگان ایرانی سلطه‌سالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطه‌گر باشی، و یا باید سلطه‌پذیر و سلطه‌بر!)؟…
…مصدق و بنی‌صدر و پهلوی و خمینی و خامنه‌ای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و…  چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسان‌ها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسان‌ها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن  زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوش‌وقتی و خوش‌بختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟…
مشارکت در ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاست‌های دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه می‌داریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی)، آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم، با دیگران به اشتراک می‌گذاریم (احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی) و بدون تکیه بر قدرت‌های داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روش‌های خشونت‌زدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابان‌های مجازی و حقیقی مطرح می‌کنیم!
برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور می‌شوم که قدرت‌ها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوسته‌ای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرت‌ها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آن‌ها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! 
تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمی‌شود! سلطه‌سالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟ 
آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟
آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنه‌ای)، بد(پهلوی) را انتخاب می‌کنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرت‌ها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آن‌ها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟
بررسی این تکه‌ها و جزئیات پارادایم، و تغییر آن‌ها است که تصمیم‌های ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین می‌کند! جنبش‌های مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عده‌ای دست به دامان قدرت‌ها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانی‌تر کنند؟
آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمی‌آید و باید همیشه برای کمک از قدرت‌ها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایت‌کاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالت‌های بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟…….

صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه می‌کردی؟نیاز به تغییر پارادایم. بیشتر بخوانید »

چو ایران نباشد تن من مباد- انقلاب، مبارزه، استقامت، همبستگی

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل

…شکست اعتراضات ایرانیان یک دلیل عمده داشته است، و آن وارد کردن قدرت‌ها در مطالبات حق‌طلبانه خود بوده است:
در سال ۱۳۸۸ قدرت داخلی وارد ماجرا شد، و قرار بود که با وارد کردن مهرههایی از قدرت داخلی، مانند رفسنجانی و میرحسین موسوی و کروبی، رژیم را به اصلاحاتی مجبور کنند. سرکوب و کشتار مردم، آتش آن جنبش خودجوش را زیر خاکستر کرد!
در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، قدرت خارجی وارد ماجرا شد، و قرار بود با وارد کردن مهرههایی که خود را و ایران و ایرانیان را به قدرت‌های خارجی فروخته‌اند، تغییر رژیم را تحمیل کنند. این بار اضافه بر سرکوب و کشتار مردم توسط رژیم، سرکوب و کشتار مردم توسط بمب و موشک و قشون قدرت‌های خارجی را هم شاهد بودیم. علاوه بر آن‌ها، پدیده جدید و باور نکردنی در این ماجرا که سرکوب و کشتار مردم را به ابعادی فاجعه‌بار مبدل کرد، جاسوسان مسلح قدرت‌های خارجی در خیابان‌های ایران بودند.
امید است که ما ایرانیان، از همه این تجربه‌های عواقبِ تلخِ مراجعه به قدرت‌های داخلی و خارجی، درس‌های لازم را گرفته باشیم و بعد از پایان جنگ و رفع تهدیدهای دشمنان خارجی، با روش‌های مردمسالارنه و حقوق‌مدارانه و خشونت‌زدا، دشمنان داخلی را مجبور به یک گذار خشونت‌زدا از استبداد، به دموکراسی بکنیم.

صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا