ایران

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها

نقش ژئوپلیتیک، استراتژیک، نظامی، و…، و اقتصادیِ تنگه هرمز، دیگر از حدس و تثوری و تخمین عبور کرده، و واقعیت‌هایی در اثر ایستادگی و پیروزی ایرانیان در مقابل دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا، در عمل نمایان شدند!
ادامهٌ درگیری‌ها منجر به برملا شدن ضعف و ناتوانایی‌ها «ابرقدرت‌ها»، و نمایش توانایی‌های ایران کردیده است.
کشورهای منطقه که با عدم اعتماد به نفس ملی، برای حفظ امنیت خویش، دست تمنا به سوی دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا درازز کرده بودند، نتایج خطای فاجعه‌آمیز خود را در «توازن قوا» دیدند! بیشتر از حاکمان بر این کشورها، مردم منطقه دیدند که در «توازن قوا»، نه توازنی موجود است، و نزد قدرت‌های داخلی و خارجی، نه قوه و قوای ادعایی!…
…استقلال یک حق ذاتی است. حاکمیت مطلق بر منابع و قلمرو ملی، از جمله تنگه هرمز، راه موثری است که می‌تواند اسلحه را در دست قدرت‌های سلطه‌گر بی‌اثر کند و آن‌ها را از تروریسم اقتصادی بازدارد، خشونت‌هایی که نزدیک به نیم قرن بر ایران و ایرانیان اِعمل کرده‌اند! بدین ترتیب است که می‌توان امنیت پایدار را به منطقه بازگرداند. 

صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعف‌ها» با افزایش تبعیض‌ها بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ

…ما بدون تکیه بر قشون خارجی، در مقابل ابرقدرت‌های هسته‌ای ایستاده‌ایم و نشان دادیم که برای بازدارندگی، نیازی به سلاح هسته‌ای و بمب اتم نداریم. چرا که با خشونت‌زدایی و تکیه بر حق حاکمیت ملی – از جمله بر تنگه هرمز – تواتنا هستیم نقشه‌های شوم قدرت‌ها را خنثی کرد…
سوالی که لازم است هر کس برای خود مطرح کند و برای آن پاسخی داشته باشد این است که:
آیا من در ساختن سرنوشت، نقشی دارم، یا نه؟
اگر پاسخ مخاطب گرامی منفی است، بهتر است که وقت خود را برای بقیه این مطلب تلف نکند!
ولی اگر پاسخ مثبت است، و مخاطب گرامی معتقد است هر کسی به سهم خود و به نوبه خود، نه تنها می‌تواند، بلکه وظیفه دارد و باید در ساختن سرنوشت مشارکت کند، قطعا با کمک همدیگر می‌توانیم با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، وظیفه خود را برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر انجام دهیم.
پاسخ ایرانیان با این پرسش در مقاطعی حیاتی، مثبت بود. از جمله آن مقاطع، سال ۱۳۵۷، و نیز در دفاع از میهن در مقابل تجاوز صدام که با پشتیبانی بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، بود…
… متجاوزان این خیال خام را داشتند که با حملاتی بسیار گسترده‌تر از آنچه در عراق انجام دادند و با هدف قرار دادن «رهبر» و مقامات بالای کشوری و لشکری، شیرازه وطن ما از هم می‌پاشد. آن‌ها میلیاردها دلار صرف دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی خود کردند تا نقشهٌ قدیمیِ جنگ داخلی و تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران را از طریق جنگ داخلی و ورود گروه‌های تجزیه‌طلب وابسته اجرا کنند.
صهیونیست‌ها از ابتدا سودای «اسرائیل بزرگ» را در سر داشته‌اند. صهیونیسم سوسیالیست در ابتدا گفتمان غالب را در اختیار داشت، و رهبر تاریخی آن‌ها، دیوید بن گوریون، با وجود این‌که مردی کاملآ ناباور به دین بود، در سال ۱۹۳۷ اعلام می‌کند:
«کتاب مقدس فرمان ماست». با تکیه بر کتاب مقدس به عنوان راهنما، مرزهای «ارض اسرائیل» بر حسب شرایط و فتوحات، ناپایدار و تغییر پذیر می‌شود.
بیش از نیم قرن است که صهیونیست‌ها ایران را مانع اصلی رسیدن به توهم «اسرائیل بزرگ» می‌بینند! پس باید ایران را بی‌ثبات، تجزیه و تکه‌پاره، و گرفتار در خشونت‌ها و حتی جنگ‌های داخلی کرد
اما چرا شکست خوردند؟
پاسخ در پایداری در هم‌بستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق نهفته است.
این پایداری و همبستگی و اتحاد و حقوقمداری را در جامعه مدنی، و در بدنه قوای مسلح شاهد بودیم که به اتفاق، دفاع از وطن را ممکن ساختند!
دنیا امروز با تحسین به مقاومت جانانه ملت ایران می‌نگرد. این پیروزی نه فقط به خاطر بمب و موشک، بلکه بیشتر به دلیل ایستادگی بدنه نیروهای مسلح، در کنار ایران و ایرانیان بوده است. همان‌گونه که در سال ۱۳۵۷، بدنه ارتش شاهنشاهی در مقابل دستور تیر فرماندهان ایستاد و به ملت پیوست. امروز نیز فرزندان این مرز و بوم با اتحاد و ایستادگی در کنار هم، اجازه ندادند نقشه‌های شوم برای «ویرانی تمدن ایران» و «بردن به عصر حجر» به نتیجه برسد…
… حاکمیت بر تنگه هرمز که قسمتی از محدوده میهن مت است، ایران را توانا ساخته تا در مصاف با «ابرقدرت»های اقتصادی و نظامی و رسانه‌ای دنیا، پیروز باشد، و آن‌ها را به استیصال و عقب‌نشینی و حتی تسلیم وادارد.
اهمیت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، گرچه قبلا جنبه نظری و تئوریک داشت، ولی الان در عمل می‌بینیم که برای احقاق حقوق ایران و ایرانیان، بسیار موثر و مفیدتر از خوش‌بینانه‌ترین تحلیل‌ها شده است.
حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز، حربه‌ای بسیار موثرتر از سلاح هسته‌ای برای بازدارندگی دشمنان، از تجاوزات به میهن است!…

صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوب‌تر برای بعد از جنگ بیشتر بخوانید »

فقر، خشوت اقتصادی، سلطه، استعمار، دزدی، ثروت، استعمار، اگر مردم برخیزند، مهمانی سلطه‌گران به‌پایان خواهد رسید

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران

برندهٌ واقعی در جنگ و تجاوزها به ایران، ایرانیانی بوده و هستند که به استقلال باور داشته‌اند، و در احقاقِ حقِ استقلال کوشیده‌اند. ایران ماندنِ ایران، و پابرجا ماندن وطن خود را مدیون این ایرانیان هستیم!
ولی در بین مردم، متاسفانه همه این حقوق‌مداری را از خود نشان ندادند. شوربختانه عده‌ای در عمل ثابت کردند که خودشان هم از جنس رژیم هستند، و متجاوز به حقوق! در بین مردم، عده‌ای به علت شکست خوردگی در جنگ روانی، از فرقهٌ ولایت پهلوی جانبداری کردند و از اجنبیان برای تجاوز به مام وطن دعوت کردند!
در تجاوزات ۱۲روزهٌ ۲۳خرداد تا ۳تیرماه ۱۴۰۴ و نیز در تجاوزهایی که در تاریخ ۹اسفند۱۴۰۴ با به قتل رسانده حداقل ۷۶دختربچه دانش‌آموز بی‌گناه در میناب شروع شد، و امروز روز سی‌وهشتم آن است، نقشهٌ امریکا از جمله «رژیم چنج» و «گرفتن نفت ایران» بود، و نقشهٌ رژیم اسرائیل جنگ داخلی و حمله احزاب «اتنیکی» مسلح و تکه‌پاره کردن و تجزیهٌ ایران بود.
ایستادگی و استقامت بسیاری از ایرانیان بود که این نقشه‌های شوم دشمنان ایران، عملی نشد!
این استقامت و ایستادگی که ایرانیان از خود نشان دادند، وجهه‌ای از ایرانیان در قلب بسیاری از مردم منطقه و مردم دنیا مصور کرده است که مشابه همان تصویری است که افکار عمومی در باره ایرانیان در سال ۱۳۵۷ داشتند.
هموطن بودن با این ایرانیان مستقل و آزاده، این برندگان واقعی جنگ در مقابل دو «ابر قدرت» مسلح به سلاح اتمی، افتخارآمیز است!
تمدن ۷هزار سالهُ ایران، در قلب و روح ایرانیان نقش بسته، و از نسلی به نسل بعد منتقل شده است. این در فهم امثال ترامپ و نتانیاهو و شرکا نمی‌گنجد. حیف و هیهات که برخی ایرانیان هم قدر و ارزش این گوهر را ندانستند و به وابستگان و دریوزگان متمایل شدند!…
… طبق قوانین بین‌المللی، تهران کاملاً حق دارد تنگه هرمز را به روی کشورهایی که با آنها در درگیری مسلحانه است، ببندد.
دو نکته حیاتی:
۱) کشورهایی که اجازه حمله به ایران از حریم [زمینی، دریایی، و هوایی] خود را می‌دهند، می‌توانند مسدود شوند و
  ۲) ایران می‌تواند از تجارت کشتی‌های بی‌طرف با کشورهایی که با آنها در مناقشه است، جلوگیری کند…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
… ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند!
ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح می‌دهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»…
❊❊سوالی که من در این شرایط باید از خود بپرسم این است:
من چکار می‌توانم انجام دهم؟ پاسخ آسان است:
تمرکز بر استقلال، و افزایش تلاش‌ها برای احقاقِ حقِ استقلال!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن وابستگان و وابستگی!
شناسایی و افشاگری و محکوم کردن نقش وابستگان و وابستگی در از جوشش انداختن جنبش‌های قبلی، از جمله جنبش ۱۴۰۱!
تلاش برای صلح و دوستی و همبستگیِ ملی، و رفتار خشونت‌زدا با افرادی که راه حل را در وابستگی، و حمایت از وابستگان دیدند، و حتی کسانی که از تجاوز اجنبیان طرفداری کردند، و تلاش برای جذب آن‌ها در آغوش باز هموطنانی که بر استقلال، پافشاری و استقامت کردند!
❊❊به خود یادآور شویم که جنگ و تجاوز به ایران، بدون سرسپردگی و فرمانبرداریِ یک عده «ایرانی» وابسته به اجنبیان، با هدفِ گماشتگی آن‌ها به‌قدرت دست‌نشانده، کاملا غیرِممکن است!
ماموریت این وابستگان، حفظ و نگهداری ساختار استبدادی، و:
در مناطق پیرامونی و مرزی میهن: تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران، و به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود در آن تکه‌ها!
در مرکز: به قدرت رساندن دست‌نشانده‌های خود برای ادامه ولایت مطلقه در شکل و شمایل بازگشت به‌قدرت رژیم ولایت مطلقه پهلوی!
تفرقه‌افکنی میان همهٌ اینها و بی‌ثباتی و جنگ‌های بی‌پایان مابین مستبدان وابسته!

صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطه‌سالاران بیشتر بخوانید »

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان

برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد.
در این سی‌ویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده می‌سود. ما به‌عنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که می‌توان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهم‌آمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابان‌ها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکه‌پاره کنند.
ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرت‌های خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند!
ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند!
هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونت‌گستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند!
ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکه‌پاره شدن ایران شدند!
ما این امتحان سخت را با نمره‌ای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هم‌وطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اول‌های این امتحان، با کارنامه‌ای درخشان بودند! بین همه استان‌های پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامه‌ای چشم‌گیر را از آنِ خود کردند…
…تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، به‌ویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمی‌پذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوق‌مداری و صلح‌طلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دست‌های خودمان رقم می‌زنیم. ما می‌توانیم، چون با اعتماد به‌نفس فردی و با اعتماد به‌نفس ملی به توانایی‌های ایرانیان ایمان داریم!
امروز نه تنها هم‌وطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافته‌اند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرت‌ها، به‌خصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرت‌ها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده می‌کنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آن‌ها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آن‌ها بشوند!
خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکه‌پاره شدن ایران بود.
آن‌ها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابان‌ها بیایند و برای منافع آن‌ها رژیم را تغییر دهند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
آن‌ها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آن‌ها تکه‌پاره کنند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟

ترامپ در عمل می‌گوید «من توی دهن دولت‌ها میزنم!» علیرغم اینکه وی اعلام کرد که به کشورهای دوست، «دستور داده» و «فرمان داده» قوای خود را برای پیشگیری از شکست امریکا و اسرائیل به منطقه بیاورند، و ادعا کرد که « هم‌اکنون تعداد بیشماری از آن ها در راه هستند»! ولی واقعیت این است که امروز بیش از پیش، بسیاری از بنگاههای رسانه‌ای خبر می‌دهند که اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، چین، ژاپن، و… از راههای علنی و رسمی و غیرِرسمی اعلام کرده‌اند که خود را وارد تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران نمی‌کنند. چرا که نمی‌خواهند که گناه این تجاوز و شکست به حساب آنها هم نوشته شود.
یک امپراطور، امپراطوری لازم دارد! امپراطور باید پیوسته بر ابعاد این امپراطوری بیافزاید تا بتواند به سلطه‌گری ادامه دهد. یک امپریالیست باید یک قلمرویی داشته باشد که بر آن فرمانرایی کند، و آن را گسترش دهد، و منابع آن را چپاول کند. ولی امپراطورهای عصر ما، نه تنها نتوانسته‌اند قلمروهای گذشته را حفظ کنند، بلکه آن قلمروهای داشته را هم کم‌‌کم از دست داده و می‌دهند. رابطهُ بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای استعمارگر را، با مستعمرات خود، در چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم. ولی حالا نوبت امپراطوری‌ای که امریکا و اسرائیل به خشونت‌گستری و سلطه‌گری مشغول هستند…
…نتانیاهو و ترامپ اصلا تصور نمی‌کردند که مردم ایران، علی‌رغم مخالفت‌های عمیق و به حق با رژیم، در دفاع از میهن خود، مقاومتی قهرمانانه را به دنیا نشان دهند. آن‌ها با این توهم به ایران حمله کردند که با اولین جرقه‌های جنگ، مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و برای دست‌نشانده امریکا و اسرائیل فرش قرمز پهن می‌کنند. آن‌ها با سوءاستفاده از نارضایتی مردم از رژیم و جنبش‌های مردمی، سعی کردند «پهلوی» را به عنوان یک بدیل وابسته به ملت تحمیل کنند، اما نفهمیدند که برای ایرانیان، حق ذاتی استقلال و یک  ارزشی متعالی است که در فرهنگ تاریخی چند هزار سالهُ آنها نهادینه شده. مردم ایران، علی‌رغم تمام انتقادات به‌حق به ساختار قدرت داخلی، هرگز نمی‌پذیرند که یک افسر خارجی یا یک مهره‌ی وابسته که دهه‌ها و فرسنگ‌ها دور از درد این مردم، با پول‌های دزدیده شده از این مردم، خوش‌گذرانی کرده، بر آن‌ها حاکم شود…
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.

ما در دورانی پر از التهاب برای گذار از سرنوشت فاجعه‌آمیز فعلی، به وضعیتی خوب و خوب‌ترهستیم! 

راه حل عملی برای رهایی از بحران‌های فعلی، فعال‌تر شدن در ساختن ایرانی دموکراتیک، با حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی است. راه حل فقط و فقط  در «من» و «تو» و «ما»  است! این فعال‌تر شدن ما، نباید به زمان آینده موکول شود! باید الان، و هرچه زودتر عمل کرد! عمل کردن مستقلانه با روش‌های خشونت‌زدا و حقوق‌مدار! باید هر چه زودتر و هر چه بیشتر در نفی و محکوم کردن مراجعه به قدرت‌ها بکوشیم تا بعد از جنگ و در جنبش بعدی، قدرت‌ها باز هم با وارد کردن مهرههای خود، جنبش‌های اعتراضی ما را از جوشش نیاندازند و خنثی نکنند. 

راه رهایی ما نه در دستان ترامپ و نتانیاهو است، و نه در گروی بازگشت به استبداد وابسته‌ی گذشته توسط وابستگان و دریوزگان، و نه در اختیار رژیم حاکم بر میهن, بلکه درست بر عکس، منشا همه خشونت‌ها از قدرت‌ها بوده و هستند و خواهد بود!
ایرانِ امروز، علی‌رغم زخم‌های ناشی از بمباران و تحریم، همچنان ایستاده است. وظیفه ما در این لحظات حساس، حفظ بافت اجتماعی، کمک به آسیب‌دیدگان و پافشاری بر حق تعیین سرنوشت بدون دخالت قدرت‌ها است. ما توانا هستیم، به شرط آنکه به توانایی لایزال ملت و حقوق ذاتی خود باور داشته باشیم.

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟ بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم!

……واقعیت این است که در هر جای دنیا، وقتی مردم منفعل باشند، هر کسی که در کانون قدرت قرار گیرد، ناچار یا به اختیار، به حقوق مردم تجاوز خواهد کرد. بنابراین، ضمانت اجرایی قانون، نه در جوهری بر روی کاغذی، بلکه در حضور فیزیکی و فکری ما مردم نهفته است!
درس‌های تلخ تاریخ، بسیار عبرت‌آموز هستند. ما مردم باید باید از خود بپرسیم چرا منفعل شدیم؟ ما نباید اشتباهات انقلاب ۵۷ را تکرار کنیم. در آن زمان، بسیاری تصور کردند که با سپردن کار به چند فرد «خوب»، رسالتشان تمام شده و می‌توانند به دنبال زندگی شخصی خود بروند. همین انفعال بود که به استبداد اجازه داد اولین قدم‌های سرکوب، مانند «حجاب اجباری»، را بردارد. اگر در همان روزهای نخست که شعار «یا روسری یا توسری» سر داده شد، مردم (چه موافق حجاب و چه مخالف آن) به عنوان یک حق و آزادی فردی در برابر آن می‌ایستادند، استبداد نمی‌توانست این‌گونه ریشه بدواند.
خط قرمز بین استقلال و وابستگی باید بسیار جدی گرفت! مسئله این است ما باید راه حل را در درون خود و بر اساس حقوق جستجو کنیم، نه در چشم‌داشت به قدرت‌های خارجی. کسانی که تصور می‌کنند قدرت‌هایی نظیر آمریکا و اسرائیل و…یا شخص ترامپ و نمتانیاهو و… می‌توانند ناجی ایران باشند، سخت در اشتباهند! اشتباهی مهلک! چرا که قدرت‌ها در نهایت به دنبال تأمین منافع خود هستند، نه حقوق ملت ایران. پذیرش دخالت خارجی در سرنوشت ملی، خود نوعی تجاوز به «حق استقلال» است، تجاوز به حقِ استقلالِ خود، تجاوز به حقِ استقلالِ ایران و ایرانیان! هیچ‌گاه از تجاوز اجنبی، خیری برای مام وطن حاصل نمی‌شود.
در همین راستا، برای شناسنامهٌ یک دولت حقوق‌مدار، شایسته و بایسته است که در تمدن امروز بشری، در کنار شاخهٌ مقننه، و شاخهٌ قضاییه، و شاخهٌ مجریه، یک شاخه چهارمی هم باشد به نام «رسانه‌هایِ ملیِ همگانی» یعنی رسانه‌هایی که بودجهٌ آن‌ها توسط مردم پرداخت می‌شود، در حقیقت متعلق به مردم هستند. پس گردانندگان آن رسانه‌ها هم باید نوسط خود ما مردم انتخاب شوند، تا آنها مستقیما به ما مردم پاسخ‌گو باشند. این رسانه‌ها به عنوان یک پان‌اپتیکان(Panopticon) و سراسربین واژگون، در واقع نه ابزار قدرت (آنچه که اکنون به‌علت انتصابی بودن مدیران آنها شاهد هستیم)، بلکه دیده‌بان حقوق مردم خواهند بود تا از بازتولید استبداد در هر شکلی جلوگیری کنند.
برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری، مسیر ما از امروز تا فروپاشی رژیم، و از آنجا تا انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و رفراندم قانون اساسی و سپس انتخابات آزاد برای دولت غیرِ موقت، تنها با پرهیز از انفعال، و فعالیت و همکاری حول محور حقوق، و هوشیاری مدنی هموار می‌شود. اگر دوباره به انتظار بنشینیم تا کسی دیگر سرنوشت ما را رقم بزند، باز هم با چرخه تکراری استبداد مواجه خواهیم شد. ما باید خودمان ضامن حقوقمان باشیم، برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر.
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنه‌ای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خوانده‌اند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برای روایت‌سازی و روایت‌پردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی-امنیتی‌ها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگ‌ها است! تاکید می‌گردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم.

صدارت- ویژگی‌های دوران گذار و نقشهٌ راه. چه نمی‌خواهیم، و چه می‌خواهیم! بیشتر بخوانید »

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران

… واقعیت این است که اضطراب، افسردگی و غمی که امروز جامعه ما را فراگرفته، می‌تواند یا به تخریب و خودتخریبی منجر شود، و یا می‌توانیم آن‌را به انرژی مثبتی برای تغییر وضعیت و سازندگی تبدیل کنیم.
سایهٌ جنگ توسط قدرت‌های دولتی و غیرِدولتی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند! در این وادی، بازندهٌ بازی قدرت‌های جهانی در توازن قوا، همیشه ما مردم هستیم. بسیار تاسف‌با است که تعدادی از مردم، به این فاجعه گرایش پیدا کرده‌اند. یقین دارم که در آینده از این موضع خود، مانند مردم عراق و لیبی و افغانسات و سوریه و…سخت پشیمان خواهند شد…
… قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، از ترامپ و شرکا گرفته تا نتانیاهو و شرکا، به دنبال منافع خود هستند. نتانیاهو که حتی مردم ما را با تعابیر توهین‌آمیزی چون «عمالقه» خطاب می‌کند، نمی‌تواند خیرخواه ملت ایران باشد. او و امثال او خود را قوم برگزیده، و ما را «حیوان‌های انسان‌نما» می‌داند. تاریخ به ما آموخته است که مداخلات نظامی خارجی، مانند آنچه در افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و… رخ داد، نه تنها دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه با جمع کردن و تکیه به نیروهای وطن‌فروشِ وابسته به قدرت‌ها، تنها ویرانی به بار می‌آورد…
… قدرت‌ها متاسفانه توانستند با به‌راه انداختن یک جبهه دیگر از جنگ روانی، برای بعضی از ایرانیان، به طور کاذب یک توهمِ «ناجی خارجی» را جا بزنند! حقیقت این است که این توهم کاذب، به غیر از یک تزویر رسانه‌ای نیست که از جمله توسط چند رسانه‌گر محقق، مثلا در نشریه اسرائیلی هاآرتز و در نشریات معتبر دیگر، افشا و منتشر شده است. واقعیت این جنگ روانی باید مورد بررسی قرار بگیرد و وابستگی و تمایل مردم به وابستگان و قدرت‌ها باید مورد نقد قرار بگیرد، تا به کمک همدیگر بتوانیم از تکرار این خسران بزرگ پیش‌گیری کنیم…
… انفعال، در واقع یک خودکشی تدریجی و دردناک است، که در این زمان بسیار مهلک‌تر از قبل شده است.
سرنوشت ایران را نه در اتاق‌های دربسته واشینگتن و تل‌آویو و لندن، و نه در دور میزهای مذاکره‌ای که تنها با حضور افرادی که با شعار «حفظ نظام، اوجب واجبات است» در واقع برای حفظ منافع ملی بیگانگان در تلاش هستند، بلکه در اراده ملت ایران باید جستجو کرد!
اگر ما وارد میدان ساختن سرنوشت خود نشویم، دیگران که چون گرگ‌های درنده جهانی ما را محاصره کرده‌اند، جای خالیِ ما را پر می‌کنند، و در نتیجه این قدرت‌ها هستند که برای ما تصمیم خواهند گرفت، البته تصمیم مطلوب خود را! نجات ما به دست خود ماست و این مسیر، مستلزم زحمت، آگاهی و نفی هرگونه وابستگی است.

صدارت- بررسی و تحلیل اخبار اخیر دنیا در رابطه با ایران بیشتر بخوانید »

خادمان به ایران-⁨بنی‌صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم

قدرت‌ها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطه‌گری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.

حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطه‌سالاران است!

قبل از هر چیزی، ارتباط خدمت‌گذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آن‌ها. ولی همهُ این‌ها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.

در تاریخ معاصر، بنی‌صدر هدف بیشترین حملات در جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.

به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنی‌صدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.

چند بار هم تلاش کردند که بنی‌صدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.

در زمان دادگاه میکونوس، تلاش‌ها برای تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بی‌پایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنی‌صدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید می‌گرفت را هم دریافت نکرده بود!

بعد از فوت بنی‌صدر، برای مدتی از میزان حمله‌ها به او کاسته شد، ولی قدرت‌ها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنی‌صدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشه‌ی او  هم به همان قدر برای قدرت‌ها خطرناک است.

در سند زیر می‌بینیم که منویات قدرت‌های داخلی و خارجی در اینکه بنی‌صدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافته‌اند.

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا