بایگانی برچسب: s

قشقایی، کسی که به میلیون‌ها دلار سیا برای شورش علیه مصدق، نه گفت

قشقایی، کسی که به میلیون‌ها دلار سیا برای شورش علیه مصدق، نه گفت

۹ بهمن ۱۴۰۱

زمانی که مصدق در ایران برسر قدرت بود، سیا به محمدحسین قشقایی، یک رهبر برجشته ایران، ۴ میلیون دلار نقد، در صورتی که وی قبول کند شورشی را رهبری کند، پیشنهاد کرد. بنابود پول در یک بانک سوئیس سپرده شود. پیشنهاد رد شد اما سپس آلن دولس به سوی رم پرواز کرد و با خواهر شاه، شاهدخت اشرف، برای آغاز انقلابی که موفق شد، کار کند.

صدارت: انقلاب ۱۳۰ روزه، بررسی و ارزیابی رویدادها

صدارت: انقلاب ۱۳۰ روزه، بررسی و ارزیابی رویدادها

۳ بهمن ۱۴۰۱

فردا روز صد و سیم جنبش خودجوش ۱۴۰۱ است. جنبشی که توانسته با افکار عمومی دنیا، تماس برقرار نماید و آن‌ها را به پشتیبانی خود فرا بخواند. قدرت‌های داخلی، در تلاش بوده‌اند تا با خشونت و نیز با تزویرهای مختلف، جنبش را از جوشش بیاندازند. گرچه هیچ یک از قدرت‌های خارجی هم مایل نیستند که نظامی واقعا مردم‌سالار در ایران متصدی تدبیر امور میهن بگردد، بسیاری از آن‌ها، تحت فشار افکار عمومی خود، مجبور به طرفداری از جنبش مردم ایران شده‌اند. انقلاب ۱۳۵۷ حدود ۱۳ ماه به‌طول انجامید.  از جمله دلایل مهم پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن، ویژ‌گی بر‌اندازانه و نه اصلاح‌طلبانه، و همچنین ویژگی خشونت‌زدایانه آن بود. جنبش خودجوشی ۱۴۰۱ هم که ۱۳۰ روز دوام یافته است، برانداز و خشونت‌زدا بوده است.  ویژگی مهم دیگر هم پشت کردن جنبش به قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و قدرت‌های خارجی، قدرت‌های دولتی و قدرت‌های غیردولتی، قدرت‌های غربی و قدرت‌های شرقی) بوده است. با بیش از ۴-۵ دهه تجربه، و انتقال آن به دهه هشتادی‌های وطن، سره از ناسره متمایز شده است. اخیرا برخی کسانی که روی به قدرت داشته‌اند، در توئیت‌گیت ۵+۱ و وکالت‌گیت، پشت به ملت کردند.  این رسوایی‌ها که از پس ققنوس‌گیت!، و فرشگردگیت! و مشروطه‌گیت! و ایران نوین‌گیت! و… آمد، به خوبی نشان داد که قدرت‌های خارجی از ساخته و پرداخته‌کردن بدیل وابسته، بیش از پیش عاجز و علیل شده‌اند. متاسفانه افراد و تشکیلاتی که روی به قدرت و پشت به ملت داشته‌اند، با نزدیک شدن به قدرت و آن‌ها که از رانت‌های عظیم رسانه‌ای برخوردار هستند، با دست خود باعث شده‌اند که توسط ملت ایران، طرد و منزوی بشوند. 

صدارت: توئیت‌گیت!

صدارت: توئیت‌گیت!

۱۹ دی ۱۴۰۱

دلیل مهم ادمه و افزایش کمی و کیفی جنبش خودجوش: پشت به قدرت! شرکت در رسوایی توئیت‌گیت ۵+۱ و همچنین کسانی که در عرض این ۹ روز از این عمل پشتیبانی کرده‌اند، محکی است برای شناسایی افراد و گروههایی که پشت به ملت، و روی به قدرت داشته‌اند. متاسفیم بعضی از این افراد که استعدادهای خوبی هم هستند، چطور خود را به علت آغشته شدن به قدرت سلطه‌گران، به مهرههای سوخته‌ای تبدیل کرده‌اند.

صدارت: خیابان مصدق!

صدارت: خیابان مصدق!

۱۴ آذر ۱۴۰۱

این انقلاب، این سلب انقلابی (پشت به قدرت)، و این ایجاب انقلابی (روی به ملت و حقوق) است که که این اتحاد نانوشته و این ائتلاف انقلابی را در شکل هسته‌های مردمیِ حقوق‌مدار، از جمله به شکل «جوانان محلات…» شکوفا کرده است. این انقلاب است که قدرت‌های داخلی، و نیز قدرت‌های خارجی را از مشاهده جنبش خودجوش خشونت‌زدا در ایران متعجب کرده، و آن‌ها را در خاموش کردن شراره‌ی اخگرهای آن فلج کرده است. «پهلوی»  و  «ولیعصر»، نام‌هایی هستند که قدرت‌هایِ دولتیِ داخلی به ما مردم ایران تحمیل کردند. حالا هم که انقلاب، ابعاد کیفی و کمی والاتری گرفته، گوگل، یک ابرشرکتِ فرامرزی، به عنوان یک قدرتِ خارجیِ غیردولتی، برای خود ولایت نداشته‌ای بر مردم ایران فرض کرده، و فعلا معلوم نیست تحت فشار کدام لابی، فضولی را به آن حد رسانده که برای خیابانی در پایتختِ وطن ما اسم تعیین کرده است. تا این زمان، هیج معلوم نیست که اجازه‌ی چنین فضولی را چه کسی به گوگل داده، و چگونه این ابرشرکت، دانسته و یا نادانسته، وارد این جبهه از جنگ روانی علیه ما مردم شده است. در حالی که قدرت‌ها تظاهر به ناشنوایی می‌کنند، ایرانیان با صدای بلند فریاد کردند: نه شاه می‌خوایم، نه رهبر! نه بد می‌خوایم، و نه بدتر! ترجمان این شعار پرشعور در مورد انتخاب اسم برای خیابان مهم در پایتخت وطن این است: نه پهلوی می‌خوایم، نه ولیعصر! نه بد می‌خوایم نه بدتر! نه پهلوی می‌خوایم، نه ولیعصر! و نه دوباره پهلوی! می‌خواهیم که ولایت‌مداران به ما تحمیل کنند! با توجه به مطالبی که در این نوشته عرض شد، در این بهار انقلاب ایران، به جوانان انقلابی وطن، این پیشنهاد را ارائه می‌دهم: ۱- تعویض اسم امکان عمومی که با اسامی ضدانقلاب نام‌گذاری شده‌اند در تمامی شهرها و شهرستان‌های ایران، به میدان و یا پل، و… و یا خیابان «مصدق»  ۲- تعویض اسم طولانی‌ترین خیابان تهران از «ولیعصر» به خیابان «مصدق» 

صدارت: آبان ۱۴۰۱، آبان ۱۳۹۸، و آبان ۱۳۵۷-پهلوی:من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم!

صدارت: آبان ۱۴۰۱، آبان ۱۳۹۸، و آبان ۱۳۵۷-پهلوی:من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم!

۱۵ آبان ۱۴۰۱

هیچ قدرتی نمی‌تواند دوست و رفیق داشته باشد و به آنها با وفا بماند. پهلوی هیچ‌وقت به هیچ‌یک از خدمت‌گذاران خود وفادار نماند. گردانندگان رژیم ولایت مطلقه پهلوی، قربانی پهلوی، و قربانی حفظ نظام شدند.  خمینی هم به خدمت‌گذاران خود بی‌وفا بود، و عده‌ای از نزدیک‌ترین آن‌ها را به جوخه‌های اعدام سپرد. خمینی صریحا گفت: من با هیچکس عقد اخوت نبسته‌ام.  خامنه‌ای هم از خمینی بی‌وفاتر است، و هم به علت موقعیت بسیار بحرانی که این روزها دارد، به شدت نیازمند قربانی گرفتن است. آیا گردانندگان رژیم ولایت مطلقه، حاضر هستند خود را قربانی خامنه‌ای، و یا حتی قربانی کل این رژیم بکنند!؟ و آیا تا دیر نشده بیدار می‌شوند و به خود می‌ایند و جبران مافات می‌کنند و به آغوش باز مردم پناه می‌آورند!؟

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۳)به‌مناسبت روز ۴۶ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۳)

صدارت- پیشنهاد جبهه (۱۳)به‌مناسبت روز ۴۶ جنبش خودجوش، مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر: شیوه و قلمرو فعالیت‌های دوران گذار(جلسه۱۳)

۹ آبان ۱۴۰۱

از آنجا که دوام مردم‌سالاری نیازمند توسعه فرهنگ مردم‌سالاری در میان توده‌های جامعه است و با توجه به اینکه وضعیت فرهنگی مردم هر کشوری با عقاید و رسوم و مرام‌ها و دین‌های آن کشور شکل می‌گیرد، بنابراین باید در این مقوله‌ها نیز تحولاتی اساسی صورت بگیرد. خصوصاً از آنجا که درتاریخ ایران شاهد هستیم که دین در رابطه با فرهنگ عمومی نقش عمده‌ای بازی کرده است. از اینرو کوشش برای تحولی اساسی در اندیشه دینی در جهت بیان آزادی بسیار ضروری به نظر می‌رسد. فرهنگ مردم‌سالاری در همۀ کشورها، از جمله ایران، بعید است پایدار بماند، اگر اندیشه دینی و یا مجموعه عقاید، و مرام‌ها، و باورهای مردم آن کشور، استبدادی باقی بماند. تجربه مغرب‌زمین نیز همین را تایید می‌کند. با استفاده از هر فرصتی، استقبال از بیان‌ها و گفتمان‌های آزادی‌محور، یعنی ارائه اندیشۀ راهنما و مرام و باور و دین و عقیده به مثابه گفتمانی خارج از روابط قدرت، از مهمترین گام‌ها برای تحقق مردم‌سالاری است.

صدارت - مقام‌های دولتی موروثی در قرن بیست و یکم

صدارت – مقام‌های دولتی موروثی در قرن بیست و یکم

۱۹ شهریور ۱۴۰۱

 اصل ششم: اساس سازماندهى كارهاى گوناگون در جمهوری نوین، تشکیل شورا بر مبنای هر شهروند یک رای است. در این جمهوری، مقام‌ها، از انتخابی و انتصابی، موروثی نیستند و هیچ شخص و گروه و نهاد و سازمانی شریک در ولایت جمهور شهروندان (به معنای حق شرکت در اداره امورخویش و امور جمعی بر وفق دوستی و برابری)نیست.

صدارت: پیشنهاد جبهه (۵)مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر. اصول بنیادین توافق در جبهه سیاسی (جلسه۵)

صدارت: پیشنهاد جبهه (۵)مشارکت همگانی در ساختن سرنوشت خوب و خوب‌تر. اصول بنیادین توافق در جبهه سیاسی (جلسه۵)

۳۱ مرداد ۱۴۰۱

وقتی پندار، از قدرت دوری بجویید و به سمت و سوی حقوق‌مداری میل کند، تعریف مفهوم لائیسیته را، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، این‌گونه می‌توان ارائه نمود: هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی اتخاذ کند؛ هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، نوع آن عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی، خودش انتخاب کند؛ این خودانگیختگی است که لائیسیته را در سطح افراد و هسته‌های مردمی و به تبع آن در سطح جامعۀ مدنی و ملت، به طور عملی، متبلور می‌کند. این تبلور، با اشراف به حقوق ذاتی بشر و حقوق شهروندی و حقوق ملی، و بر اساس این حقوق (از جمله، و به خصوص، استقلال و آزادی) استوار است.  یک چنین جامعه و ملتی به این ترتیب، نوعی قانون اساسی تدوین می‌کند که آکنده از حقوق و واکنده از هرگونه مرام دیگری باشد،  و بدین ترتیب مردم و هسته‌های مردمی، به طور مداوم، و با حضور هرچه فراگیرتر و هرچه خودانگیخته‌تر در میدان ساختن سرنوشتی خوب و خوب‌تر برای خویش حضوری مستر دارند، و با خشونت‌زدایی، لائیسیته را هرچه بیشتر به قدرت‌های دولتی و قدرت‌های غیردولتی تحمیل می‌کنند که قدرت و دولت نسبت به نهادهای دینی و عقیدتی، پیوسته بی‌طرف‌تر بگردد، و گسترۀ خصوصی از هرگونه سانسور و ممیزی و خشونت و تجاوز قدرت، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند،  و قلمرو خصوصی و جامعۀ مدنی از تجاوز قدرت‌های دولتی و خصوصی و غیردولتی، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند. این نباید دستاویزی برای قدرت باشد، که در روند هرچه فردی‌تر کردن و منزوی‌تر کردن افراد، از آنچه که امروز در دنیا می‌بنیم هم فراتر بروند. (انچنان که قدرت‌های امروز می‌کنند، و چه خوش گفت که: «انسان امروز، در حد یک شماره ناچیز شده است») تکلیف دین و عقیده را، خود مردم و هسته‌های مردمی، معین میکنند، و نه مدرسه و نه مسجد و نه دولت و حکومت و نه قدرت‌های غیردولتی  و یا هر قدرتی دیگر. در عین حال، لائیسیته به این معنی نیست که افراد باید بی‌دین و یا بی‌عقیده باشند. چنین چیزی محال ممکن است!

صدارت : پهلوی، خامنه‌ای، کودتاهای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰، درسی آموزنده برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری

صدارت : پهلوی، خامنه‌ای، کودتاهای ۱۳۳۲ و ۱۳۶۰، درسی آموزنده برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری

۲۸ مرداد ۱۴۰۱

تکلیف وابستگی به قدرت داخلی، جدیدا پررنگ‌تر می‌شود، و ایرانیان در تظاهرات خودجوش خویش با شعارهای پرشعور  از جمله گفتند: «...اصلاح‌طلب، اصول‌گرا - دیگه تمومه ماجرا...» تکلیف وابستگی به قدرت‌های خارجی، یا به قول معروف «نوکر اجنبی» بودن، مدت‌ها است که روشن بوده است. منتهی برخی هستند که گوش شنوا و چشم بینا ندارند. حتی اردشیر زاهدی در مورد رجوی و فرقه مجاهدین، و رضا پهلوی و فرقه سلطنت‌طلبی و یا به‌تازگی و با رنگی تازه مشروطه‌خواهی، در مصاحبه با آقای لیمونادی می‌گوید: «…هر دو شون پول بگیر هستند. برای من چه فرق می‌کند دزد، دزد است. می‌خواهد از این پنجره بیاد، می‌خواهد از آن در. اونی که از عرب پول می‌گیره، اونی که از سیا پول می‌گیره، اونی که از اسرائیل پول می‌گیره، هر کدوم یه اسمی ام دارن، اینا هیچکدوم برای آینده ایران بدرد نمی‌خورن. آینده ایران، آینده ایران جوانان ایران…»