پهلوی

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان

برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد.
در این سی‌ویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده می‌سود. ما به‌عنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که می‌توان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهم‌آمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابان‌ها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکه‌پاره کنند.
ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرت‌های خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند!
ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند!
هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونت‌گستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند!
ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکه‌پاره شدن ایران شدند!
ما این امتحان سخت را با نمره‌ای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هم‌وطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اول‌های این امتحان، با کارنامه‌ای درخشان بودند! بین همه استان‌های پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامه‌ای چشم‌گیر را از آنِ خود کردند…
…تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، به‌ویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمی‌پذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوق‌مداری و صلح‌طلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دست‌های خودمان رقم می‌زنیم. ما می‌توانیم، چون با اعتماد به‌نفس فردی و با اعتماد به‌نفس ملی به توانایی‌های ایرانیان ایمان داریم!
امروز نه تنها هم‌وطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافته‌اند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرت‌ها، به‌خصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرت‌ها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده می‌کنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آن‌ها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آن‌ها بشوند!
خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکه‌پاره شدن ایران بود.
آن‌ها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابان‌ها بیایند و برای منافع آن‌ها رژیم را تغییر دهند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
آن‌ها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آن‌ها تکه‌پاره کنند!
زهی خیال باطل!
ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!

صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان بیشتر بخوانید »

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش! ستون به سقف تو می زنم، گر چه با استخوان خویش! ❊ مردمسالاری بدون‌تبعیض مشاورتی مشارکتی حقوق‌مدار مستقیم ❊ همکاری-همیاری-سازندگی-خشونتزدایی-دموکراسی

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید!

…سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دهه‌ی گذشته، ریشه در کجا دارد؟
تا وقتی که این به این ریشه‌یابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل می‌شود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرت‌ها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونت‌گستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیاده‌نظام خود کرده، و از آن‌ها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری می‌کنند!
به‌طور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قباله‌ای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود می‌بینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاش‌های آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاش‌های خشونت‌های فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکه‌پاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خون‌ریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند!
در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطه‌گری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است.
در همان سال‌های ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومت‌های مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد.
گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانی‌ها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است…
…اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمی‌تواند بر قلب و روح انسان‌ها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالت‌های قدرت‌ها، خود برای خویش سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری بسازیم.

صدارت- پشیمانی و ریزش چشم‌گیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایران‌دوستان خوش آمدید! بیشتر بخوانید »

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد!

نقشه تجاوز به ایران و تکه‌پاره کردن میهن ما، از همان اوان انقلاب ۱۳۵۷ در مخیلهٌ بیمار رژیم اسرائیل، و به خصوص نتانیاهو و شرکا بوده است. این توهم بالاخره در ۲۳خرداد۱۴۰۴ عملی شد. ولی به علت مقاومت ما مردم ایران متجاوزان به اهداف مطلوب خود نرسیدند! ما ملت ایران توانستیم آتش‌بس را به متجاوزان تحمیل کنیم، که در ۳تیرماه ۱۴۰۴ اعلام شد.
تحلیل‌گران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتیِ متجاوزان، با میلیاردها دلار بودجه و امکانات بی حد و حصر، گفتند که دلیل شکستشان در آن تجاوز دوازده روزه این بود که راس رژیم زده نشد و به‌قتل رساندن آن تعداد از سران نظامی کافی نبود. با این تحلیل توهم‌آمیز، باری دیگر در ۹اسفند۱۴۰۴به میهن ما تجاوز کردند و این بار اصلا تجاوزات را با کشتن خامنه‌ای و تعداد دیگری از سران رژیم (به قول ترامپ فاز اول، و فاز دوم، و نیز قسمتی از فاز سوم رهبری و فرماندهی) شروع کردند. ولی باز هم به علت ایستادگی و استقامت افتخارآمیز ما مردمِ ایران و بدنهٌ نیروهای نظامی، باز هم وطن ما فرو نپاشید. ایران هنوز ایران است، و نه آنچه نقشهٌ متجاوزان بود یعنی چند جمهوری در مناطق مرزی ایران، و یک منطقه شاهنشاهی هم در وسط آن چند جمهوری، با نام «پرشیا» با به قدرت رساندن و تحمیل مجدد پهلوی!
…باید واقعیت را یادآور شد! این بی‌اثر بودن اسلحه در دست سلطه‌سالاران متجاوز به وطن ما، علی‌رغم صدبرابر بیشتر بودن بودجه نظامی فقط یکی از آن‌ها نسبت به ایران، در نتیجه این بوده است که با احقاقِ حقِ استقلال، ما ایرانیان توانا بوده‌ایم که اجنبیان را در ساختن بدیل وابسته، علیل و ذلیل بکنیم. اگر بودجه نظامی رژیم اسرائیل و رژیم‌های دست‌نشانده منطقه که با ایران در جنگ بوده‌اند را هم به بودچه نظامی امریکا بیافزایم، نابرابری موازنهٌ قدرت نظامی و اسلحه واضح‌تر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
…بر عکس تصور اجنبیان، احزاب و گروههای جدایی‌طلب و فدرالیست و تجزیه‌طلب هم نتوانستند در تکه‌پاره کردن ایران، برای خود سهم‌گیری کنند و هر کدام، تکه‌ای از خاک میهن را به عنوان غنیمت جنگی، به مالکیت خود درآورند. این هم به علت ایستادگی ما ایرانیان در مناطق پیرامونی و مرزی ایران است که یکپارچگی وطن ما حفظ شد. ایران هنوز ایران است!
با حفظ و حراست ایران، بعد از دفع متجاوزان خارجی، این خود ما ایرانیان هستیم که با خشونت‌زدایی، تکلیف متجاوزان داخلی را هم روشن خواهیم کرد. ولی یک ایرانی باید باقی بماند که خودِ ما مردم ایران بتوانیم نظام دموکراتیک مطلوب را در کشورمان مستقر کنیم.
نپذیرفتن بدیل وابسته‌ی تحمیلی در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، و به‌تدریج منقلب‌تر و منقلب‌تر شدن، و سرانجام مدیریت انقلاب ۲۲بهمن۱۳۵۷ را در یک جنبش خود‌جوش و مستقل و خودانگیخته، به عهده گرفتن، ریشه در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ما ایرانیان دارد. آیا اصلا می‌توان انتظار داشت که پندار زورمدار ترامپ و نتانیاهو و شرکا کمترین توانایی برای درک این واقعیت را داشته با شد؟
گفت: تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!!؟
…عمل‌کرد پهلوی و شرکا، آن‌ها را به‌تدریج از رجوی و شرکا هم منفورتر کرده و خواهد کرد، ولی در این شرایط خطیر، هنوز باید بیشتر کار کنیم و فعال شویم! و فعال‌تر در احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی!…
به علت استقامت ما ایرانیان در تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال، ایران تکه‌پاره نمی‌شود! ایران همیشه ایران خواهد ماند!
هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، با پرکاری و همکاری، می‌توانیم در احقاق حق استقلال بکوشیم و استفاده قدرت‌ها از دریوزگان و وابستگان داخلی را ناممکن کنیم. با این روش می‌توانیم:……

صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بی‌اثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟

ترامپ در عمل می‌گوید «من توی دهن دولت‌ها میزنم!» علیرغم اینکه وی اعلام کرد که به کشورهای دوست، «دستور داده» و «فرمان داده» قوای خود را برای پیشگیری از شکست امریکا و اسرائیل به منطقه بیاورند، و ادعا کرد که « هم‌اکنون تعداد بیشماری از آن ها در راه هستند»! ولی واقعیت این است که امروز بیش از پیش، بسیاری از بنگاههای رسانه‌ای خبر می‌دهند که اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، چین، ژاپن، و… از راههای علنی و رسمی و غیرِرسمی اعلام کرده‌اند که خود را وارد تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران نمی‌کنند. چرا که نمی‌خواهند که گناه این تجاوز و شکست به حساب آنها هم نوشته شود.
یک امپراطور، امپراطوری لازم دارد! امپراطور باید پیوسته بر ابعاد این امپراطوری بیافزاید تا بتواند به سلطه‌گری ادامه دهد. یک امپریالیست باید یک قلمرویی داشته باشد که بر آن فرمانرایی کند، و آن را گسترش دهد، و منابع آن را چپاول کند. ولی امپراطورهای عصر ما، نه تنها نتوانسته‌اند قلمروهای گذشته را حفظ کنند، بلکه آن قلمروهای داشته را هم کم‌‌کم از دست داده و می‌دهند. رابطهُ بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای استعمارگر را، با مستعمرات خود، در چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم. ولی حالا نوبت امپراطوری‌ای که امریکا و اسرائیل به خشونت‌گستری و سلطه‌گری مشغول هستند…
…نتانیاهو و ترامپ اصلا تصور نمی‌کردند که مردم ایران، علی‌رغم مخالفت‌های عمیق و به حق با رژیم، در دفاع از میهن خود، مقاومتی قهرمانانه را به دنیا نشان دهند. آن‌ها با این توهم به ایران حمله کردند که با اولین جرقه‌های جنگ، مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و برای دست‌نشانده امریکا و اسرائیل فرش قرمز پهن می‌کنند. آن‌ها با سوءاستفاده از نارضایتی مردم از رژیم و جنبش‌های مردمی، سعی کردند «پهلوی» را به عنوان یک بدیل وابسته به ملت تحمیل کنند، اما نفهمیدند که برای ایرانیان، حق ذاتی استقلال و یک  ارزشی متعالی است که در فرهنگ تاریخی چند هزار سالهُ آنها نهادینه شده. مردم ایران، علی‌رغم تمام انتقادات به‌حق به ساختار قدرت داخلی، هرگز نمی‌پذیرند که یک افسر خارجی یا یک مهره‌ی وابسته که دهه‌ها و فرسنگ‌ها دور از درد این مردم، با پول‌های دزدیده شده از این مردم، خوش‌گذرانی کرده، بر آن‌ها حاکم شود…
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.
…حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریم‌های بی‌سابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطن‌دوست ایرانی بوده و هستند که زیرساخت‌های دفاعی کشور را ساخته‌اند. توانایی‌های ما امروز نه صرفاً در موشک‌ها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی می‌جنگند. یعنی همان تجربه‌ای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود.

ما در دورانی پر از التهاب برای گذار از سرنوشت فاجعه‌آمیز فعلی، به وضعیتی خوب و خوب‌ترهستیم! 

راه حل عملی برای رهایی از بحران‌های فعلی، فعال‌تر شدن در ساختن ایرانی دموکراتیک، با حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی است. راه حل فقط و فقط  در «من» و «تو» و «ما»  است! این فعال‌تر شدن ما، نباید به زمان آینده موکول شود! باید الان، و هرچه زودتر عمل کرد! عمل کردن مستقلانه با روش‌های خشونت‌زدا و حقوق‌مدار! باید هر چه زودتر و هر چه بیشتر در نفی و محکوم کردن مراجعه به قدرت‌ها بکوشیم تا بعد از جنگ و در جنبش بعدی، قدرت‌ها باز هم با وارد کردن مهرههای خود، جنبش‌های اعتراضی ما را از جوشش نیاندازند و خنثی نکنند. 

راه رهایی ما نه در دستان ترامپ و نتانیاهو است، و نه در گروی بازگشت به استبداد وابسته‌ی گذشته توسط وابستگان و دریوزگان، و نه در اختیار رژیم حاکم بر میهن, بلکه درست بر عکس، منشا همه خشونت‌ها از قدرت‌ها بوده و هستند و خواهد بود!
ایرانِ امروز، علی‌رغم زخم‌های ناشی از بمباران و تحریم، همچنان ایستاده است. وظیفه ما در این لحظات حساس، حفظ بافت اجتماعی، کمک به آسیب‌دیدگان و پافشاری بر حق تعیین سرنوشت بدون دخالت قدرت‌ها است. ما توانا هستیم، به شرط آنکه به توانایی لایزال ملت و حقوق ذاتی خود باور داشته باشیم.

صدارت- “من توی دهن دولت‌ها می‌زنم”!؟ بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود، peace begins with me خشونتزدایی، جنگ خودانگیختگی جنبش خودجوش استقلال نفی انفعال، تلاش، سرنوشت خوبتر

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها

حمله امریکا و اسرائیل به وطن ما، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را به تعویق انداخت. طرفداری معدودی از مردم از ترامپ و نتانیاهو و مهرهٌ وابسته به آنها، و عملکرد شرم‌آور پهلوی و شرکا در دریوزگی و چاکریِ دشمنان ایران و ایرانیان، بسیاری از ایرانیان را «اپوزیسیون» دلسرد کرده است. 
 سقوط فیزیکی رژیم می‌تواند با خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، به دست خود مردم ایران مدیریت شود. بی‌کفایتی رژیم هم ممکن است به سقوط فیزیکی، و خودبراندازی منجر شود. 
اکثریت مردم ایران، رژیم حاکم بر کشور را نمی‌خواهند. ولی مسلما این به خود مردم ایران مربوط است که با این رژیم چه کنند.
ولی آن‌چه که مسلم است، گذار از استبداد به مردمسالاری، با تجاوز اجنبیان حاصل نمی‌شود. بوتهٌ آزمایش عراق و افغانستان، در آزمایشگاه زمان، به وضوح ابعاد فاجعهٌ تجاوز به حقِ استقلال و تجاوز به حقِ حاکمیتِ ملی را در مقابل چشمان مردم به نمایش گذاشته است. به‌قتل رساندن خامنه‌ای و شرکا، نه تنها باعث گذار از استبداد به مردمسالاری نمی‌شود، بلکه آن‌را به تاخیر می‌اندازد. خدا می‌داند که تجاوز اسرائیل و امریکا به وطن ما منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بشر خواهد شد. فرصت‌طلبی احزاب و گروههایی که از قدرت‌های خارجی پول و اسلحه می‌گیرند، و ادعای نمایندگی از «اقوام» و اتنیک»های خاصی را دارند، بدون هیچ تردیدی منجر به تجاوز به حقِ حیاتِ و تجاوز به سایر حقوق بیشمار از همان «اقوام» و اتنیک»های خاص خواهد شد. جای تعجب نیست که انزجار هموطنان «اقوام» و اتنیک»ها، از آن احزاب و گروهها، بیشتر از سایر هموطنان ایرانی مقیم در سایر مناطق میهن بوده است.
در این شرایط وخیم، همه ما مردم ایران باید با روش‌های خشونت‌زدا از همدیگر مراقبت و محافظت کنیم.
برای این کار، باید ضمن یادآوری اهمیت وجودی و حیاتیِ حقِ استقلال، با اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، برای راهِ حل و راهِ نجات، سه مشخصهٌ خاص را در نظر داشت:
۱- جستجوی راه حل در خود و با ابتکارات و خلاقیت‌های خویش، و پرهیز از احساس علیل و ذلیل و ناتوان بودن،
۲- جستجوی راه حل در زمانِ خود، و پرهیز از انفعال در زمان حال و با بی‌عملی منتظر اتفاقی و عملی توسط قدرت‌ها در آینده،
۳- جستجوی راه حل در روش‌های حقوقی و خشونت‌زدا، و پرهیز از همجنسِ قدرت‌ها شدن و اِعمال خشونت و خشونت‌گستری…
…در میانه شعله‌های جنگ، انسان بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت می‌رسد که میان «سازندگی» و «تخریب» هیچ منطقه خنثی‌ای وجود ندارد. فقط دو صوورت ممکن است یا می‌سازیم، و یا در غیر این صورت تخریب می‌کنیم. اگر منفعلانه در کناری نظاره‌گر باشیم، در ساختن سرنوشت مشارکت نکنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و چه بدانیم و چه ندانیم، در واقع به تخریب مشغول هستیم! اگر نسازم، اگر در سازندگی فعال نباشم، به‌ناچار به شکلی پنهان و خاموش در صف ویرانی و ویران‌گری و تخریب ایستاده‌ام! 
به خود یادآوری کنم که انفعال من، هر چقدر هم با نیت خیر و بی‌طرفی باشد، به تخریب یاری می‌رساند.
به خود یادآوری کنم که صلح از من شروع می‌شود!

صدارت- راه نجات فردی در شرایط جنگی قدرتها بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت

اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخم‌های عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیت خارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هم‌میهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. این درد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود!»
با ریشه‌یابی این درد است که می‌توانیم ریشه‌های انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشه‌ایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی می‌کند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتی روبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخم‌ها و آسیب‌های عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیب‌گون، فرامنِ جمعیِ سخت‌گیرِ خود را می‌سازد، آسیبی که توجیه‌کنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت و تجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهن‌پرستی، بشردوستی، حقوق‌مداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانه می‌کند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژ‌دان احساسی-روانی افراد تحمیل کرده است….
….برای پیروزی جامعه در رابطه با بحران‌هایی که توسط قدرت‌ها ساخته می‌شوند و مردم را به آن‌ها گرفتار می‌کنند (کشتار مردم در تظاهرات حق‌طلبانه توسط قدرت داخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردن تجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحه‌دار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی-روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنار پهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» می‌خواند، مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی داشت که درست مانند مصاحبه‌های اجباری برخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشه‌های روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی-روانی است. وقتی که چپ، تبدیل به راستِ افراطی می‌شود، ضرورت روان‌کاوی و روان‌درمانی واضح‌تر می‌گردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیش‌گیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشه‌هایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنه‌ای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانند، مجموعهٌ این کاوش‌ها و درمان‌ها و غنایِ وژدان احساسی-روانی است که پیش‌بینی می‌کند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!

صدارت- برخی راهکارهای عملی روان‌کاوی و روان‌درمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت بیشتر بخوانید »

انصاری دزفولی- رضا شاه مستبد بود نه ملی‌گرا!

آشکار است غنا بخشیدن به وجدان تاریخی، و گفتگو پیرامون وقایع گذشته و رخدادهای تاریخی کشورمان و شخصیت‌های تاثیرگذار بر این رخدادها امری پسندیده و ستودنی است، اما خدشه وارد آوردن به حافظه تاریخی و تحریف نمودن تاریخ و واقعیت‌ها را دگرگون جلوه دادن به هر بهانه‌ای عملی ناصواب و غیراخلاقی و دور از انصاف است. متاسفانه گاهی بعضی از افرادی که با بادسنج ظاهراً قدرت روز دچار موتاسیون و یا دگردیسی می‌شوند، به چنین امر ناشایستی برای بهره‌وری سیاسی روز، اقدام می‌نمایند که کمتر انتظار از آنان می‌رود…
…ملی‌گرائی حکمران و حکمرانان یک کشور چیزی بجز تعهد به منافع و حقوق ملی و متعهد شدن به حقوق تک تک افراد جامعه نمی‌باشد، و این میسر نمی‌گردد مگر با برپائی حکومتی که قوای آن ناشی از اراده ملت باشد. اتباع هر مملکتی را ملت گویند که شامل تمام شهروندان بدون در نظر گرفتن کوچکترین تبعیض مذهبی، دینی، جنسیتی، قومی و مرامی– که تماماً در برابر قانون دارای حقوقی مساوی هستند-، است. حکمران و زمامدار ملی‌گرا، میهن‌دوستی است که به حقوق شهروندان خارج از تبعیض‌ها فوق‌الذکر احترام بگذارد….

انصاری دزفولی- رضا شاه مستبد بود نه ملی‌گرا! بیشتر بخوانید »

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق!

علی صدارت: جنبش ۷دی۱۴۰۴، با خشونت و تجاوز به حقوق، توسط خامنه‌ای و شرکا و پهلوی و شرکا، از جوشش افتاد. 
ولی در آنچه که مربوط به ما مردم می‌شود، باید پرسد: 
آیا مطالبات ما (هدف) غلط بودند؟
آیا روش‌های ما (وسیله) غلط بودند؟
آیا هدف، وسیله و روش را توجیه می‌کند؟
خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق توسط قدرت‌ها، بدون  جنگ روانی و زمینه‌سازی‌های لازم برای مدیریت آن، و بدون شکست خوردن ما مردم در جنگ روانیِ قدرت‌ها علیه ملت‌ها، غیرِ ممکن است!
باز هم زندانی کردنِ خود و دیگران، در «زندان ‘انتخاب’ بین بد و بدتر»:
«بد»: پهلوی
«بدتر»: خامنه‌ای

برای ساختن سرنوشت‌های خوب و خوب‌تر، ضروری است که از روی کردن به قدرت (قدرت داخلی، و قدرت خارجی) و زندانی کردن خود و دیگران در سیاه‌چال بد و بدتر اجتناب کنیم:
روی کردن به قدرت داخلی: ’انتخابات‘ طی بیش از چهار دهه در ایران! که نتیجه آن مشروعیت دادن به رژیم به عنوان دولتِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.
روی کردن به قدرت خارجی: بیعت با پهلوی و شرکا و اطاعت از فراخوان‌ها (توییت، وکالت، منشور مهسا در جنبش ۱۴۰۱، و نیز تظاهرات و شعارها در جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴) که نتیجه آن مشروعیت دادن به پهلوی به عنوان اپوزیسیونِ «منتخبِ» مردم، در افکار عمومی بوده است.

ولی متاسفانه:
در مورد قدرت داخلی: به جای تحریم ’انتخابات‘ و تحریم خیابان‌ها در روز ’رای‌گیری‘، برخی گفتند: می‌رویم و در برگه رای‌گیری فحش و ناسزا می‌نویسیم!
در مورد قدرت خارجی: به جای تحریم فراخوان و تحریم خیابان‌ها در روز و ساعت فراخوان(ساعت ۲۰ در روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴)، برخی گفتند: می‌رویم و شعار مرگ بر خامنه‌ای می‌دهیم!

همانطور که تحریم «انتخابات» به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و
 پشت به قدرت داخلی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به رژیم (نامزدهایی که از غربال استصوابی عبور کرده و نماد وابستگی به قدرت داخلی) است، 
تحریم فراخوان‌های پهلوی هم به معنی:
 خشونت‌زدایی با نافرمانی مدنی، و 
 پشت به قدرت خارجی و خودداری کردن از مشروعیت دادن به پهلوی (نماد وابستگی به قدرت خارجی) است.

امروز در ششم بهمن ماه ۱۴۰۴، با قلبی پر درد از کشته شدن هموطنان و در حالی قلم به دست می‌گیرم که…….

صدارت- سوگواریم! غصه‌داریم! دردمندیم! راه التیام و نجات(فردی و جمعی)؟… نفی انفعال و فقط تکیه بر حقوق! بیشتر بخوانید »

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری

در این زمان، مستبد چند راه برای «حفظ نظام» و ادامهٌ سلطه‌گری دارد:
۱- سرکوب‌های بیشتر برای ادامهٌ حاکمیت فردی: ادامه سرکوب‌ها به همان شکل‌های سابق، از تزلزل پایه‌های آن‌ها نمی‌کاهد، و حکمران مستبد، برای ادامهٌ حکمرانی خویش، خود را ناچار می‌بیند که بر کیفیت و کمیت سرکوب و اختناق بیافزاید. این روش‌ها به هیچ وجه استمرارپذیر نیستند، و خود باعث بی‌ثباتی بیشتر وضعیت می‌گردد(مانند قتل دولتیِ مهسا امینی). گرچه در بسیاری از موارد، فرد مستبد قادر به دیدن این واقعیت نیست.
در این زمینه، روش گذار به مردمسالاری، خشونت‌زدایی با پرهیز از همجنسِ رژیم شدن است، با حقوق‌مداری.
۲- ادامهٌ همان حاکمیت، ولی به شکل شورایی: مستبدان از سازوکار قدرت باخبر نیستند و نمی‌دانند که قدرت قابل تقسیم نیست! در ایران، سرنوشت «شورای سلطنت» را برای «حفظ نظام» حفظِ نظامِ شاهنشاهیِ پهلوی دیدیم. به همان ترتیب، شورای فقها هم به عنوان یک راهِ حلِ طولانی و پایدار برای «حفظ نظام» ممکن نشده، و نمی‌شود، و نخواهد شد.
۳- روش دیگر مراجعه به «اپوزیسیون» است. در زمان ولایت مطلقه پهلوی، تعویض نخست‌وزیرها بعد از امیرعباس هویدا، و سپس مراجعه به افرادی در خارج از رژیم شاه نتیجه نبخشید، و هیچ یک از آن‌ها، با درایت، این مقام را نپذیرفتند. شاپور بختیار این دوراندیشی را از خود نشان نداد، و در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیر شاه و شاهنشاهیِ در حال سقوط شد. سرنوشتی که بختیار برای خود ساخت، نقشی که وی در نحوهٌ فروپاشی رژیم ولایت مطلقه پهلوی، و سپس روی کار آمدن رژیم ولایت مطلقهٌ فقیه بازی کرد، و به‌طور کلی سرنوشت ایران و ایرانیان بعد از انقلاب، بسیار عبرت‌آموز است. این در حالی است که درست ۲۰ ماه قبل از انقلاب یعنی در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، خود او به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر، نامه‌ای هشدارآمیز به محمدرضا پهلوی نوشتند، ولی گوش مستبد شنوایی هشدارها، و چشم او بصیرت خطرات پیشِ رو در آیندهٌ نزدیک را نداشت. خامنه‌ای هم مانند پهلوی و سایر مستبدان، از آن شنوایی و بصیرت، عاجز است.
در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، خیل عظیمی از مردم ایران، به‌تدریج منقلب‌تر شدند که شاهد انقلاب ۲۲ بهمن شدیم. ولی در تعدادی از مردم…..

صدارت-راههای قدرت برای «حفظ نظام» و ادامهٌ قدرت‌سالاری، روش‌های مردم برای گذار به مردم‌سالاری بیشتر بخوانید »

شهید دکتر حسین فاطمی: مبتکر ملی کردن صنعت نفت، مبتکر تشکیل جبهه ملی (۲۷مهر۱۳۳۱–۲۸مرداد۱۳۳۲)، جوان‌ترین وزیر خارجه ایران

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی

گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، به علت نبود حقانیت و مشروعیت، به علت عدم وجود جایگاه و پایگاه مردمی،
از یک طرف کنسرت خیابانی، از طرف دیگر سانسور و خفقان و سرکوب و انتشار سوءاطلاعات، حتی در مزار شهید فاطمی و در مراسم سال‌مرگ وی
یک مامور امنیتی/لباس شخصی: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» 
اگر این  بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی اطلاعاتی/امنیتی نیست، پس چیست!؟ که نتیجه ملموس آن، تجاوزهای اسرائیل و امریکا به میهن بوده و هست.
رژیم با بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی، دست به هر کاری که می‌زند، برای ایران و ایرانیان، به‌جز تخریب و تجاوز به حقوق نبوده است! دستگاههای متعدد اطلاعاتی/امنیتی نمی‌توانند از این قاعده مستثنی باشند!
مقامات کشوری و لشکری شاغل در رژیم ولایت فقیه، از جمله اطلاعاتی/امنتی‌ها، چند نوع هستند، از جمله:
هنوز کاملا باورمند به رژیم ولایت فقیه،
کاملا برگشته از رژیم، ولی دل‌سوز ایران و ایرانیان،
فقط به فکر خود و منافع خود، با بی‌غمی و حتی تنفر از ایران و ایرانیان، و بدون کمترین باور به رژیم از همان ابتدا، ولی دنبال ثروت و قدرت و رانت،
جاسوس اجنبیان،
باز هم در مزار شهید فاطمی، توجه عمده اطلاعاتی/امنیتی‌ها، تلفن‌های موبایل مردم بود. که این خود نایید دیگری است از اهمیت رسانه‌ها و رسانه‌گریِ «شهروندرسانه‌گران» به معنای فعالیت حقوقی ساده و عملی برای احقاقِ حقِ آکاهی (احقاقِ حقِ آکاهی‌یابی، و احقاقِ حقِ آکاهی‌رسانی)
ماموران اطلاعاتی/امنیتی بی‌جهت نیست که برای جنگ روانی و تخریب ایستادگان بر خط استقلال و آزادی، می‌گویند: «…این ملی‌ها با مجاهدین هستند…» چرا که خوب می‌دانند که استقلال، چه جایگاه رفیعی در اذهان ایرانیان دارد! و وابستگان به قدرت‌ها، چقدر نزد ایرانیان منفور و مطرود هستند!

صدارت- گیجی قدرت، به علت تزلزل پایه‌های حاکمیت، و نبود حقانیت و مشروعیت، و عدم وجود پایگاه مردمی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا