پهلوی

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت

سال‌ها دل طلب جام جم از ما (از من) می‌کرد؛ آن‌چه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد!
سه بحران کلان در دنیا:
۱- پاندمی کووید۱۹
۲- پاندمی آلودگی طبیعت و محیط زیست 
۳- پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری (این سومی، در دو پاندمی دیگر اثرگذار بوده است: خشونت انحصار علم و دانش، آپارتاید واکسن در  پاندمی کووید۱۹؛ و انواع خشونت‌های اقتصادی در پاندمی آلودگی محیط زیست)
این هر سه ابربحران‌ها، هر یک به طریقی نوعی جنگ هستند.
این هر سه ابربحران‌ها و جنگ‌ها، بدون «خلق رضایت» در مردم، با پروپاگندا و روایت‌سازی و روایت‌پردازی، و انتشار سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و…، و در یک کلام بدون جنگ روانی (جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم) و بدون شکست مردم از قدرت‌ها در جنگ روانی، غیرممکن است!
❊ پاندمی آلودگی محیط زیست
روز چهارشنبه ۲۳ جولای (ژوئیه) ۲۰۲۵ برابر با دوم مرداد ۱۴۰۴، به جهت یک ثبت یک پیروزی چشم‌گیر مردم علیه قدرت‌ها (قدرت‌های داخلی و خارجی، قدرت‌های دولتی و غیردولتی، قدرت‌های غربی و شرقی)، روز بزرگی در تاریخ معاصر است. 
بعد از بیش دو سال بحث، و علی‌رغم تلاش‌های پی‌گیر وکلای باتجربهُ سرآمد و ممتاز از طرف کشورهای قدرت‌مند نفتی و سایر سوخت‌های فسیلی، در دیوان بین‌المللی دادگستری (دبد)  یا International Court of Justice (ICJ)، با اتفاق آرای هر ۱۵ قاضی در هیئت قضات، رای محکومیت تجاوز به حقوق طبیعت را، با اجماع صادر کرد:
دولت‌ها وظیفه دارند با فوریت و به صورت موثر، در جهت جبران‌هایی متناسب با نقش خود در ایجاد بحران جهانی آلودگی زیست‌بوم، اقداماتی عملی انجام دهند.
❊ پاندمی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
مثال‌های دیگری در رابطه با نتیجهُ مدیریت ما مردم در سومین بحران جهانی، یعنی خشونت و خشونت‌گستری، سلطه و سلطه‌سالاری، و تبعیض و تبعیض‌مداری:
هفتهُ پیش، فرانسه مجبور شد از آخرین کشور افریقایی در آن‌جا حضور نظامی داشت، یعنی سنگال هم خارج شود. اخیرا شاهد خروج این سلطه‌گرِ استعمارگر تاریخی از برخی دیگر کشورهای مستعمرهٌ خود، مانند مالی، و نیجر، و بورکینافاسو هم بوده‌ایم.
در هفته‌ای که گذشت، دیدیم که فرانسه همچنین زیر یک اجبار دیگر هم کمر خم کرد و مجبور شد در مقابل فشار افکار عمومی زانو بزند، و فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل اعلام کند.
آخرین نمونه استعمارگریِ استیطانی در قرن ۲۱، اسرائیل است. این رژیم آپارتاید هم، پای خود را جای پای رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی گذاشته است، و همان راه را در جهت خودتخریبی و خودبراندازی طی می‌کند.
یکی از مطالبات اصلی انقلاب ۱۳۵۷، استقلال بود. 
از دلایل مهم این مطالبهٌ ایرانیان، خیانت‌های پهلوی و شرکا، به علت وابستگی آن‌ها به انیرانیان،  طی ۵۳ سال سلطهٌ رضا و محمدرضا بر ایران بود.
گرچه پهلوی و شرکا دست به هر کاری و پروژه‌ی رسوایی زده‌اند، آن را با شکست مفتضح به انجام رسانده‌اند، ولی نتانیاهو و شرکا به خوبی می‌دانند که با پهلوی و شرکا، رسیدن به هدف چندین دهه‌ای صهیونیسفر برای تکه‌پاره کردن وطن ما، بسیار ساده خواهد بود.

صدارت- نقش من در مدیریت بحران‌های جهانی: پاندمی کووید۱۹ -پاندمی آلودگی طبیعت -پاندمی خشونت بیشتر بخوانید »

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن

پرسش‌هایی که در این جلسه پاسخ داده شدند:
– آیا گسترش دموکراسی در داخل کشور می‌تواند به کاهش تهدیدهای خارجی کمک کند؟ اگر آری، چگونه؟
– شما سال‌هاست از «حقوق بشر» سخن می‌گویید. برخی می‌پرسند: آیا تمرکز بر حقوق بشر ما را در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر نمی‌کند؟ شما این تضاد ظاهری را چگونه توضیح می‌دهید؟
– چگونه می‌توان بین تجاوز نظامی مستقیم و مداخلات غیرمستقیم (مانند تحریم، جنگ شناختی یا جنگ رسانه‌ای) تمایز قائل شد و به هرکدام پاسخ مناسبی داد؟
– آیا تجربه‌ی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهایی که دچار مداخله‌ی خارجی شدند (مانند عراق، لیبی، اوکراین، سوریه)، می‌تواند برای ما آموزنده باشد؟ کدام تجربه‌ها بیشترین درس را برای ما دارند؟
– در دوره‌ای که «جنگ شناختی و روایت‌ها جای موشک و بمب را گرفته، نقش رسانه‌های مستقل چیست؟
– به نظر شما چگونه می‌توان مردم را نسبت به خطرات واقعی حساس کرد بی‌آنکه گرفتار وحشت‌افکنی یا بی‌اعتمادی شد؟
– از نظر شما، نقش یک شهروند عادی در دفاع از استقلال کشور چیست؟ چه مسئولیت‌هایی بر دوش هر ایرانی است؟
– چه تلاش‌هایی از طرف ایرانیان پرنفوذ و صاحب اعتبار در جامعه مدنی کشورهای غربی در جهت فشار به دولت‌های خود برای محکومیت اسرائیل و حمایت حقوقی از ایران صورت گرفته؟
– چگونه میشه راه سوم بود در عمل؟ یعنی بدون اینکه از سیاست خارجی غیر ملی جمهوری اسلامی حمایت کنیم، بتونیم برای ایران در مقابل دشمن خارجی متحد بشیم.
اساساً آیا چنین چیزی ممکنه؟
آیا ایده رفراندوم و مجلس موسسان که از سوی میرحسین موسوی و به تبعش، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه ۱۷٠٠ امضایی مطرح شد، میتونه به جلوگیری از جنگ مجدد کمک کنه یا برعکس شانس ناامنی رو بالا میبره؟
– آیا امکانش هست که دولت پزشکیان، نیروهای تندرو داخل حکومت رو منزوی و متفرق کنه و یک صلح پایدار به وجود بیاره؟
– در صورتی که حکومت اقدامات اعتمادسازانه مثل تغییر در ترکیب صداوسیما یا آزادی بعضی زندانیان سیاسی بزنه، واکنش ما باید چه باشه؟

صدارت-راهکارهای عملی‌ برای هر یک از ما، جهت پیشگیری از تجاوز خارجی به میهن بیشتر بخوانید »

منقلب‌تر شدن!انقلاب کردن!پویایی ۳۰ تیرها!زنده‌باد دکتر مصدق‌ها! ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ محکوم‌باد قوام‌ها!

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت!

۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مانند یک رفراندم، ملت ایران، به قدرت (هم قدرت خارجی، و هم قدرت داخلی به عنوان دست‌نشاندگان و نوکران قدرت خارجی) پشت کردند. این رفتارشناسی خودجوش و مستقل مردم، یک منقلب‌تر شدن بود. این انقلاب، ادامه پیدا کرد تا ۱۳۵۷ و باز هم ادامه یافت تا ۱۴۰۴.
این منقلب‌تر شدن، به شکل یک رفراندمی که از تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و در ۳ تیر ۱۴۰۴ به تسلیم متجاوزان انجامید، باز هم یک نه! بزرگ بود به قدرت‌های داخلی و خارجی. پژواک این رفراندم، به این ترتیب بود که:
خودِ ما ملت ایران هر گونه تجاوز انیرانیان به مام میهن را محکوم می‌کنیم، و با خشونت‌زدایی و با ایستادن در کنار همدیگر، با آن‌ها مقابله می‌کنیم! و از ذره ذره خاک وطن دفاع می‌کنیم!
خودِ ما ملت ایران تکلیف رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران تکلیف سرکوب‌گران فاسد رژیم را روشن خواهیم کرد!
خودِ ما ملت ایران دروازه‌های زندان اوین و سایر زندان‌های سیاسی را باز خواهیم کرد!

در رابطه با تجاوز اخیر اسرائیل و امریکا (۲۳خرداد-۳تیر ۱۴۰۴)، یکی از بارزترین تزویرهای قدرت‌ها در جبهه‌های جدید جنگ روانی این است که همبستگی مردم در دفاع از میهن را مساوی با تایید و طرفداری از رژیم ملاتاریا جعل کنند!
بازی‌خوردن در این سوءاطلاعات و پروپاگندا، از بدترین خطاهایی است که ممکن است مرتکب شویم.
بدترین خطاها به این علت که اجنبی‌ها، با فراهم‌ساختن زمینهٌ فکریِ افکار عمومی، عملیاتِ جنگ روانی را به شکلی مدیریت کنند که در تجاوز بعدیِ آن‌ها به وطن ما، همبستگی مردم کمتر شود و در نتیجهٌ آن، انیرانیان بتوانند باعث از هم پاشیگی اجتماعی، و جنگ داخلی، و تکه‌پاره شدن وطن بگردند.

از جمله روش‌های دفاع پیروزمندانه از خودمان در جنگ روانی و خنثی کردن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات و پروپاگندا، تسخیر بیشتر رسانه‌ها و شبکه‌بندی‌های اجتماعی است. این وسیله و روش، فعالیتی عملی، بی‌خطر، ساده، و در عین حال بسیار موثر است. برای مثال،  یک کنشِ ساده می‌تواند تولید و تکثیر و نشر و بازنشر مطالبات حقوقیِ ما، به شکل شعارهای پرشعور یک‌خطی باشد:
از جمله مطالباتِ حداقلیِ  ایرانیان:
حذف کامل و فوری مجازات اعدام!
لغو فوری همهٌ اعدام‌ها!
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و رسانه‌ای
پایان دادن به همهٌ شکنجه‌های روانی و فیزیکی
نه! به حجاب اجباری!
نه! به وابستگی!
نه! به وابستگان!
استقلال! استقلال! استقلال!
احقاقِ استقلال و آزادی
احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی
احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی
احقاقِ حقوق

صدارت- تیرماه ۱۴۰۴، پویاییِ انقلاب! ادامه‌ی قیام ۳۰ تیر! رفراندم ملت علیه قدرت! بیشتر بخوانید »

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی

…اکثریت خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، در دنیای امروز، از تفکر سلطه‌گریِ صهیونیسم، و به‌خصوص از اسرائیل، سرچشمه‌ای مستقیم یا غیرِمستقیم دارند. این معضل و مشکل جهانی، به‌خصوص در منطقهٌ ما بسیار بارزتر است. تجاوز اسرائیل به میهن ما در ۲۳ خرداد – ۳ تیر ۱۴۰۴ اولین و آخرین خشونت‌گستری اسرائیل علیه ایران و ایرانیان نبوده و نیست!
سلطه‌سالاری بدون اِعمال تبعیض، و آن بدون اِعمال خشونت غیرِممکن است! اسرائیل، به عنوان جنگ‌جوی نیابتی قدرت‌های حاکم بر دنیای امروز، سلطه‌سالاری را در جهان سیطره داده است.
سلطه‌گری، بدون «دشمن» امکان‌پذیر نیست! و آن «دشمن» امروزه «اسلام» است! در میان تمام کشورهای «اسلامی»، ایران موقعیتی استثنایی دارد، و به آن جهت، نوک پیکان دشمنی‌ها به طرف ایران نشانه‌گیری شده است.
این یادآوری، نقش ما ایرانیان را در سرنوشت امروز و فردا گوشزد می‌کند. هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود، در ساختن سرنوشت نقش داریم. در ماههای اول جنبش شهریور ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی شعله‌ور شد، عده‌ای از هموطنان بر حقوق و حقوق‌مداری، به‌خصوص حق حاکمیت ملی و حق استقلال و خشونت‌زدایی،  ایستادگی و تاکید کردند. آنها به افزایش ابعاد جنبش خودجوش یاری رساندند. جنبشی که می‌رفت تا کار «ملاتاریا» را یک‌سره کند. ولی متاسفانه برخی دیگر، با تجاوز به حق استقلال و حاکمیت ملی، مراحل نهایی انحراف جنبش را به «منشور مهسا» کشاندند. این کژرویِ آن گروه، نه تنها جنبش را از جوشش انداخت، بلکه زمینه‌ساز تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به میهن ما شد. از همان روز اول حمله اسرائیل، بسیاری از این گروه از کردهٌ خود شدیدا پشیمان شده‌اند. امیدواریم این درس تجربه، عبرتی پایدار باشد، و به‌کارگیریِ مثبت این درس، زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را کوتاه‌تر کند، و تعداد بیشتری از هموطنان، پشت به قدرت، و روی به ملت کنیم. بدین ترتیب در موقعیت بعدی، قدمهای موثرتری برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری بر خواهیم داشت.

با پیشرفت تمدن‌های بشری، پایان اَشکالِ کلاسیک برده‌داری، و فئودالیسم، و استعمارگری، و… را شاهد بوده‌ایم.
نمونهٌ بارز استعمارگریِ استیطانی، در امریکا رخ داد. مهاجرت‌های وسیع، به‌خصوص از اروپا، با غصب سرزمین‌های و گستردهٌ «سرخپوستان» ساکنان بومی،  کشتارهای وسیع و نسل‌کشی شروع شد. سپس بازماندگان را با جنگ و اعمال خشونت و زور، به مناطق محدودی کوچ دادند.
اشغال و اسکان و استیطان یهودیان در منطقه‌ای خاص، و تشکیل کشور یهود، موضوعی قدیم است. در اواخر قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، و به خصوص بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، ایده شدت گرفت. قدرت‌های پیروز در جنگ، قلمرو امپراطوری عثمانی را تکه‌پاره و بین خود تقسیم کردند. با نام‌هایی که امروز به گوش آشنا است، فلسطین به سرزمین‌هایی در غرب دریای مدیترانه، در شرق سوریه و اردن، در شمال لبنان، و در جنوب مصر محدود شد. مالکیت این منطقه مورد توافق قدرت‌های پیروز در جنگ قرار نگرفت، ولی ادارهٌ آن به بریتانیا رسید. 
به علت جنایت‌های قدرت‌مداران آلمان و حزب نازی، مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین، طی جنگ جهانی دوم، و بعد از شکست آلمان، بسیار پرشمار شد. یهودیان ثروتمند، بیشتر در بریتانیا ساکن بودند، و زمینهٌ کوچ یهودیان کم‌ثروت‌تر به فلسطین را فراهم آوردند. در این دوره، شعار «مهاجرت مردمِ بدون سرزمین، به سرزمینِ بدون مردم» وسیله‌ای برای جنگ روانی و آماده کردن افکار عمومی جهت راندن مردم فلسطین از سرزمین‌های آبا و اجدادی آن‌ها شد.
این اشغال‌گری و استیطان، بدون خشونت‌گستری و تجاوز به حقوق و خونریزی و جنگ، حتما غیرِممکن بود، و فقط در صورتی می‌توانست ممکن شود که مورد پذیرش افکار عمومی واقع شود. مادر همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها، جنگ روانی است. جنگ روانی، در واقع، مانند یک مادر، زمینهٌ همه خشونت‌گستری‌ها و تجاوزها به حقوق و خونریزی‌ها و جنگ‌ها را به‌وجود می‌آورد و آن‌ها را می‌پرورد و بزرگ می‌کند. بدین ترتیب در انحصار خود قرار دادن رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با اولویتی بالا، در دستور کار صهیونیست‌ها قرار گرفت.
ولی در چند سال اخیر، این سلطه‌ٌ جهانی صهیونیسفر بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، با چالش‌هایی روبرو شده است. با عملیات نظامی هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این فقط دیوارها جداکنندهٌ شمال غزه و سرزمین‌های اشغالی نبود که در هم شکسته شدند!  شکسته شدن اسطوره‌ای که رسانه‌های تحت سلطهٌ صهیونیسفر از قدرت مطلقهٌ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی ساخته و پرادخته بودند، بسیار عظیم‌تر از دیوارهای بتونی بود!
از همان ابتدای اشغال و استیطان یهودیان در سرزمین‌های فلسطینیان، خون‌ریزی و خشونت و تجاوز به حقوق، به طور گسترده شایع بود، ولی تقریبا تماما از چشم و گوش افکار عمومی، دور نگه داشته می‌شد.
بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بخشی از این خون‌ریزی‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها به حقوق و جنگ‌ها، توسط مردم، به دنیا گزارش شد، و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت. دیوارهای قطور و بلند سانسورها، و از آن بدتر خودسانسوری‌ها، با کمیت و کیفیتی بی‌سابقه شکسته شدند.
امروز می‌بینیم که نتانیاهو و شرکا، در عرصه‌ٌ جنگ روانی، موقعیت تهاجمی سابق را ندارند و قافیه را باخته‌اند و حتی موضع دفاعی آن‌ها، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌گردد.

در هفته‌ای که گذشت، بیش از ۳۰ کشور برای اعتراض به جنایت‌های اسرائیل و ناپاسخگو بودن آن، در بوگوتا پایتخت کلمبیا جمع شدند. از آنها، ۱۲ کشور رسما اعلام کردند که اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار می‌دهند. 
این گونه تحریم‌ها را در اواخر عمر رژیم آپارتاید افریقای جنوبی هم دیدیم. 
این کشورها، شرکت در کارزار منزوی کردن، و عدم سرمایه‌گذاری، و تحریم کردن اسرائیل (Boycott, Divestment and Sanctions (BDS)) را اعلام کردند. جنبشی که در سال ۲۰۰۵ توسط فلسطینیان پایه‌گذاری شد، و از روش مبارزه سیاهپوستان علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی، و از یکی از بیانیه‌های سازمان ملل متحد علیه آن رژیم آپارتاید ایهام گرفته است…………

صدارت- واقعیت‌های امروز، حکایت دارد از موفقیت مردم در روند پایان دادن به استعمارگریِ استیطانی بیشتر بخوانید »

علی صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم!

در پی تجاوزِ تروریستیِ دولتیِ رژیم اسرائیل و امریکا به وطن ما، باری دیگر، پیام واضح و روشن ایرانیان، به انیرانیان و دریوزگان آنها این بود:
❊ تکلیف خامنه‌ای و شرکا و سران قوای سرکوب و پاسداران و بسیجی‌های خائن به وطن را خود ما ایرانیان در دادگاه‌های عادله مشخص خواهیم کرد، ، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ باز کردن درب‌های زندان اوین و آزاد کردن زندانیان سیاسی را خود ما ایرانیان انجام می‌دهیم، نه انیرانیان و اجنبی‌یان!
❊ هر گونه تغییری در حاکمیت ایران، حتما باید توسط خود ما ایرانیان انجام بگیرد، نه انیرانیان و اجنبی‌یان! همیشه همه تغییراتی که توسط انیرانیان و اجنبی‌یان انجام شده، تماما بدون استثنا، فاجعه‌آمیز بوده است. 

توهم پهلوی و هذیان او و سلطنت‌طلبان و سایر وابستگان غرب، و آنچه تحلیل اطلاعاتی-امنیتی‌های قدرت‌های خارجی امیدوار بود، واقع نشد. البته بنا بر عقل سلیم، قرار هم نبود واقع شود. مردم نه تنها به خیابان‌ها نریختند که برای سلطنت، فرش قرمز پهن کنند و رضا پهلوی را به شاهی برسانند (البته سلطنت به صورت دورکاری از امریکا!!! زیرا او صریحا گفت دوستان و خانواده‌اش در امریکا هستند، و لازم نیست در ایران میخ‌کوب شود!!!) بلکه ایرانیان، در دفاع از وطن، از خود همبستگی نشان دادند. حتی بمب‌باران و تخریب دروازهُ زندان اوین هم با انزجار و محکوم کردن توسط ایرانیان روبرو شد. 
در روز یازدهمِ جنگ دوازدهم روزه، اسرائیل دروازه‌ی زندان اوین را بمب‌باران می‌کند. به دنبال این تجاوز تروریستی به وطن، در همان روز، رضا پهلوی که در امریکا زندگی می‌کند، به ناگهان سر و کله‌اش در فرانسه پیدا می‌شود! وی به زبان انگلیسی (نه فارسی، انگلیسی!)، پیامی را از روی کاغذ می‌خواند، و به ایرانیان می‌گوید …این برای ما لحظهُ دیوار برلین است…!!! و می‌گوید …امروز من اینجا هستم که خود را برای رهبری ایرانیان معرفی کنم…!!!

صدارت- جنگ روانی مادر همهُ جنگهاست، ولی تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم! بیشتر بخوانید »

نه! به جنگ، آری! به خشونت‌زدایی، ما جنگ نمی‌خواهیم

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟

بعد از شکست ارتش اسرائیل و امریکا در تجاوز به مام وطن، آن کسی که زمینه‌ساز اصلی جنگ روانی برای تجاوز اجنبی به ایران است، یعنی آن وطن‌فروشی که می‌گفت: « سَرِ مار را…، سَرِ اختاپوس را… باید در تهران بزنند!»، باز هم از اربابان خود، یعنی «ابرقدرت» در دنیا و «ابرقدرت» در آسیای باختری (خاور میانه)، ناامید و سرخورده شد! وی حتی نمیداند که سَرِ مارِ واقعی چیست!

متاسفانه بودند برخی ایرانیانی که راه حل را حمله قشون خارجی تصور کرده بودند. بسیاری از این افراد، با مشاهده اثرات تخریبی این تصورِ غلطِ خود، در همان روز اول تغییر موضع دادند و در کنار مردم قرار گرفتند. اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم، تعداد افرادی که از پهلوی و شرکا روی برگردانده‌اند و با پشت کردن به قدرت، به مردم روی آورده‌اند، بیشتر و بیشتر می‌شود. 

ولی در جامعه سیاسی هم، اکنون هر چه می‌گذرد به وضوح بیشتری می‌بینیم که افرادی هم که با ناامیدی و سرخوردگی در کنار پهلوی و شرکا، روی به قدرت‌ها آوردند و آن‌ها را دعوت به حمله به ایران کردند، و یا از حمله خوشحال شدند، توسط مردم، بیش از پیش طرد و منزوی می‌شوند.

صدارت- بالاخره سَرِ مار را بزنیم!!!؟، یا اینکه به مردم مراجعه کنیم؟ بیشتر بخوانید »

صلح با من شروع میشود-peace begins with me-آدمی دیگر بباید ساخت-تا تغییر نکنی نمیتوانی تغییر دهی-

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی

در آستانه‌ی انقلاب بزرگ ۱۳۵۷ هستیم. یکی از کلیدواژههایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شعارهای پرشعور و خودجوش در تظاهرات پرپژواک بود، مفهوم استقلال بود.

حق استقلال، در هر پنج دسته حقوق(حقوق بشر، و حقوق شهروندی، و حقوق ملی، و حقوق بین‌المللی، و حقوق طبیعت)، از اهمیتی ملموس برخوردار است.

مفهوم مهم دیگر، نفی خشونت، و ایجاب خشونت‌زدایی بود. با اینکه گروههایی بودند که مبارزات قهرآمیز را راه حل می‌دانستند، و گرچه اعضای آن گروهها چه بسا در آن زمان قهرمانان کشور دانسته می‌شدند، ولی این خشونت و قهر نبود که منجر به پیروزی انقلاب شد.

روشی که باعث فروپاشی «ژاندارم منطقه» و «جزیره‌ی ثبات» شد، خشونت‌زدایی بود.

نفی جنگ و خشونت در چهار دهه‌ی اخیر بیشتر از پیش ملموس است. خشونت‌پرهیزی و اهمیت خشونت‌زدایی جایگاهی مهمی در افکار عمومی یافته است. 

دود آتش خشونت‌گستری‌هایی که از یک سو از جانب قدرت‌های خارجی و قوای نیابتی آن‌ها، و از سوی دیگر از طرف قدرت داخلی بر مردم مناطق مختلف، بیش از همه به چشم ساکنان مناطق مرزی وطنمان رفته و می‌رود. در نتیجه قابل تصور و فهم است که ایرانیانی که در مناطق مرزی وطنمان ساکن هستند، بیش از سایر ایرانیان به اهمیت خشونت‌زدایی واقف باشند. 

در این دوران که خودبراندازیِ رژیم ولایت مطلقه فقیه، شتابگیرتر می‌شود، گروههای تجزیه‌طلب یا جدایی‌خواه و یا فدرالیست، که به علت فقدان پایگاه مردمی، چاره‌ای جز وابستگی و خشونت‌گستری نمی‌بینند، دست به تهدیدهایی زده‌اند تا بلکه به زور خود را به افراد و گروههایی که برای انتقال حاکمیت به مردم هستند، تحمیل کنند. 

سرنوشت افراد و حاکمان احزاب و تشکیلات وابسته به قدرت‌ها، سرنوشتی مشابه و عبرت‌آموز بوده است. سرنوشت حاکمانی که با تجاوزها به حقوق در کشورها حکمرانی می‌کنند هم همان تشابه را دارد.

خامنه‌ای و نتانیاهو، گرچه در دو سر مخالف کشمکش‌ها هستند نیز مشابهِ هم هستند.

لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی خامنه‌ای برای ما ایرانیان بیش از پیش نمایان می‌گردد. لرزان‌تر شدن پایه‌های حکم‌رانی نتانیاهو، از قدرت‌نمایی ترامپ نیست، بلکه از ضعف رئیس جمهور امریکا در مقابل افکار عمومی است.

صدارت- سرنوشت مشابهِ خامنه‌ای و نتانیاهو، در صورت ادامه‌ی روند کنونی بیشتر بخوانید »

صدارت: اسناد دولت امریکا: ماموریت ژنرال هایزر و کودتای علیه انقلاب ۱۳۵۷

انقلاب ایران، با نام «انقلاب اسلامی ایران» مشهور شد. چرا که تعهداتی که توسط خمینی به چشم و گوش و قلب و روح مردم داده شد، از انقلابی در اسلام در ایران حکایت داشت. قدرت‌ها خیلی زود متوجه شدند که با مدیریت جنگ روانی گسترده،  معنای اصلی این سه کلمه (انقلاب اسلامی ایران) باید هر چه رودتر مخدوش کنند، و هر کدام از این سه کلمه در افکار عمومی (افکار عمومی ایران، افکار عمومی منطقه، و افکار عمومی جهان)، معنای عکس آن را مجسم کند.
عامل مهم مخدوش کردن مفهوم اسلام، خود روح‌الله خمینی بود. پندار و گفتار و کردار خمینی، خواسته یا ناخواسته، دانسته و یا نادانسته، هر گونه انقلابی را در اسلام فقاهتی حوزوی، نه تنها نفی و انکار می‌کرد، بلکه با تمام قوا این نوزایش و رنسانس را تخریب می‌کرد. او به وضوح گفت: «…خیال میکنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده، باید اسلام هم انقلاب بشود…»
کلمه‌ی دیگری که باید مخدوش می‌شد، «انقلاب» بود. از جمله اینکه با مغزشویی و جنگ روانی، در مغزها بفشارند که یراندازی رژیم ولایت مطلقه پهلوی توسط مردم ایران نبود، و بلکه «…از همان اول همه چیز کار انگلیس و کار امریکا بوده!»  و یا «تمام تصمیمات برای بردن شاه و آوردن خمینی توسط سران چهار کشور، در گوادلوپ گرفته شد!» و یا «هایزر آمد ایران و شیرازه ارتش را گسیخت!» و یا…

صدارت: اسناد دولت امریکا: ماموریت ژنرال هایزر و کودتای علیه انقلاب ۱۳۵۷ بیشتر بخوانید »

صدارت: بعد از سقوط اسد، سرنوشت ایران چه خواهد شد؟

هر یک روز بیشتری که این رژیم در قدرت مانده و بماند، خطر سوریه‌ای شدن، و غزه‌ای شدن، و اوکراینی شدنِ ایران بیشتر شده و خواهد شد. ابعاد کیفی و کمی بسیاری خطرات دیگری هم، با ادامه‌ی این حاکمیت در ایران، گسترده‌تر و شتاب‌گیرتر شده و خواهد شد. 
متاسفانه برخی از ایرانیان، در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم، شکست خورده‌اند و اضطرابی در اثر این تصور غلط به آن‌ها تلقین شده است که در صورت فروپاشی این رژیم، ایران ممکن است مورد مخاطراتی قرار بگیرد. بعضی از هموطنان هم گویی به شغل تمام‌وقت ترساندن خود و دیگران مشغول شده‌اند! این روانشناسی خطرناک، روانشناسی ترسیدن و ترساندن، در جامعه سیاسی بیشتر از جامعه مدنی دیده می‌شود. این روانشناسی خطرناک حاکی از عدم اعتماد به نفس شخصی، و عدم اعتماد به نفس ملی است….

صدارت: بعد از سقوط اسد، سرنوشت ایران چه خواهد شد؟ بیشتر بخوانید »

سه جنبش(مشروطه، نفت، انقلاب ۱۳۵۷ بهار ایران) قانون اساسی حقوق پنجگانه، چو ایران نباشد، دوباره میسازمت وطن،

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟

رسمیت یافتن مقام ریاست جمهوری امریکا در ۲۰ژانویه۲۰۲۵، با مراسم سوگندخوردن، یعنی کمتر از دو ماه، آغاز خواهد شد. پرسش‌های فراوانی در مورد حکمرانی ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری مطرح است. آنچه که به ایران و ایرانیان مربوط می‌شود، ذهن بسیاری را مشغول کرده است.
ولی با گشایش افق دید، ابعاد نگرش را بهتر است به ترامپ محدود نکرد. می‌توان پرسش را به بقیه رئیس جمهورهای امریکا، و یا بهتر، به سایر مقامات دولت امریکا افزایش داد.
ولی تکلیف بریتانیا، فرانسه، آلمان، و اتحادیه اروپا، و…، و یا سایر دولت‌های غربی چه می‌شود؟ چرا نپرسیم که تک تک آنها، و یا همه‌ی آنها با ایران و ایرانیان چه خواهند کرد؟
چرا افق دید را گسترده‌تر نگردانیم. تکلیف روسیه و چین و اقمار آن‌ها و سایر قدرت‌ها در این سوی دنیا چه می‌شود؟
چرا افق دید باز هم گسترده‌تر نگردانیم و به منافع ایران و ایرانیان در رابطه با همه‌ی دیگر کشورهای دنیا نیاندیشیم؟
ولی این هم باز، نگرشی با زاویه محدود به «منافع» است. آیا جور دیگری هم می‌توان نگریست؟
 اگر افق دید به منافع محدود شود و ارتباط کشورها به فقط منافع ناچیز گردد، باز هم قدرت را اصیل دانسته‌ایم. بدین ترتیب لاجرم در پیشبرد روابط قوا و «توازن قوا» (بخوانید بی‌توازنی ضعف‌ها!) شرکت جسته‌ایم، و خود را به مشکلی از مشکلات و معضلات جهان امروز مبدل کرده‌ایم. چرا که روابط بین ملت‌ها را، در منافع ایران و ایرانیان در مقابل ضررهای بقیه کشورها و ملت‌ها، تقلیل داده‌ایم. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی مادی-مادی تنها راه ارتباطات شناخته شده است. انسان و انسان‌ها و ملت‌ها، در مادیات ناچیز می‌شوند.
ولی می‌توان با احقاقِ حقِ مطلع‌گردانی (احقاقِ حقِ اطلاع‌یابی و احقاقِ حقِ اطلاع‌رسانی) به حقوق اندیشید. می‌توان به حقوقِ جامعه‌ی ملیِ ایران، و حقوق هرجامعه‌ی ملی به‌مثابه عضو جامعه جهانی اندیشید و بدین ترتیب کانون همکاری‌های بین‌المللی را، حقوق قرار داد. با این دید، حقوق بر منافع اولویت پیدا می‌کنند. با این دید و در این گونه روابط، رابطه‌ی حقوقی-مادی راه بهتری برای روابط و ارتباطات شناخته شده است. با این دید و در این گونه روابط، که رابطه‌ی حقوقی-مادی بر روابط مادی-مادی الویت پیدا می‌کند، و با تلاش برای مخرج مشترک قرار دادن حقوق در روابط بین‌المللی، تلاش‌ها برای دست‌آوردهای مادی، هرچه خشونت‌زداتر می‌شوند.

صدارت-ترامپ با ایران و ایرانیان چه خواهد کرد!؟ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا