صدارت- مردم برای ادامه حیات به صلح نیازمندند، ولی ادامه جنگها برای قدرتها نیازی وجودی است
یک هفته از اعلام شروع «عملیات طرد اقتصادی» (“Operation Economic Outcast”) توسط اسکات بسنت (Bessent)، وزیر خزانهداری امریکا میگذرد. «روز ’دی‘ اقتصادی» (Economic D-Day) از جمله عبارات دیگری بودند که به عنوان یک جبهه جدید در جنگ روانی قدرتها علیه ایران و ایرانیان، مانند گردبادی در یک طوفان، در رسانهها چرخانده شدهاند! ولی در ایران، آنچه ترامپ و شرکا، به عنوان وعده، یا تهدید، و یا هدف اعلام کرده بودهاند بهجایی نرسیده، و در عمل هنوز آسمان به زمین نخورده است! با شکست این شقالقمر اقتصادی، امریکا خود را مجبور دید که از دیروز(یکشنبه ۸شهریور۱۴۰۵) عملیات نظامی را از سر بگیرد! نقشهٌ گردانندگان در صهیونیسفر این است که خشونتهای اقتصادی و سیاسی را با چاشنیِ تجاوزات تکرار شوندهٌ نظامی، ادامه دهد و بر شدت آنها بیافزاید. این تجاوزهای اقتصادی و سیاسی و نظامی، بیش از هر چیز برای افزایش شدت و حدت جنگ روانی در جبهههای مختلف آن است، تا با افزایش تنش و فشار بر ایرانیان، آنها را وادار به تسلیم کنند. ولی تجربه به مردم ایران ثابت کرده است که سلطهگران، هر تسلیمی را به عنوان مقدمهای برای تسلیمهای بعدی مدیریت کردهاند. این واقعیت را نه تنها در ایران، بلکه در رابطه با فلسطین و لبنان و سوریه و… هم شاهد بودهایم…
… خشونتگستریهای امریکا و شرکا، از همان ماههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، شروع شد، و بهتدریج ابعاد گستردهتری یافته، و از همان زمانها، شامل خشونتهای اقتصادی هم شده است. ابعاد وسیع تجاوزها و خشونتهای اقتصادی، کمتر از تروریسم اقتصادی نیست. از سوی دیگر، «تحریم»ها برای عدهای، هم در کشورهای تحریمکننده، و هم در کشورهای تخریمشونده، به یک دکان پر آب و نان مبدل میشوند! و قربانی واقعی این تروریسم اقتصادی، مردم معمولی هستند. مثال بارز این مدعی، تحریمها علیه کوبا و عراق و… بودهاند. تحریمها علیه عراق، تلفات و زیانهای جانی و مالی زیادی از مردم عراق گرفت، ولی در عین حال، جیبهای خانوادهٌ صدام و شرکا، پرپولتر شدند. بر اساس گزارشات، تا سال۲۰۰۳ حدود ۱.۷میلیون عراقی در نتیجه پیامدهای تحریمها جان باختند که حدود ۵۰۰هزار نفر از آنان کودک بودند. در سال۲۰۰۰ نیز یک مقام یونیسف گزارش داده بود که حدود یکچهارم کودکان عراقی از سوءتغذیه رنج میبرند.
ایرانیانی که بهخاطر اِعمال تحریمها علیه ایران، برای قدرتها کف میزدند و حتی آنها را توجیه میکردند و لازم و موجه میدانستند!، آیا هنوز تبعات فاجعهبار این تصمیم خود را درنیافتهاند؟ این رفتارشناسی بود که زمینهٌ دخالتهای بیشتر قدرتهای خارجی را در امور داخلی ما فراهم آورد، و با قتل قاسم سلیمانی ادامه یافت، و سپس به تجاوزات ۲۳خراد۱۴۰۴ و ۹اسفند۱۴۰۴ انجامید! تا جایی که امروز وطنفروشانِ دشمن ایران و ایرانیان، به ابعاد خیانتهای خود برای «مداخله بشردوستانه» افزودهاند و دهان به توجیه لزوم بمباران اتمی ایران گشودهاند! و با مقایسه با ژاپن، آنرا تنها راه رسیدن به خوشبختی امروز ژاپنیها تجویز کردهاند! پشت کردن به مردم، و روی کردن به قدرتها توسط هر کسی از مردم معمولی، از موارد بسیار کوچک شروع میشود. ولی وقتی پا در این راه بگذاری، ممکن است در این جنگ روانی آنچنان شکست بخوری و به جایی سقوط کنی که با پشتیبانی از تحریمها و تجاوزهای نظامی ۱۴۰۴ و مجلس ختم گرفتن برای سربازان متجاوز امریکایی و توهین به کودکان بهقتل رسیده در میناب و… تصویر خودت را هم در آینه نشناسی! و کمکم از لزوم حمله اتمی به ایران بگویی!
تحریم میتواند اقتصاد یک کشور را ویران کند، اما ویرانی اقتصادی الزاماً به فروپاشی سیاسی منجر نمیشود، و کوبا باز هم مثال مناسبی است…
…گفتند که فشار اقتصادی میتواند رژیم را تضعیف کند، اما آنچه آن را سرنگون میکند معمولاً تنها بحران اقتصادی نیست، و شکاف در ساختار قدرت ضروری است. ولی در این ادعا و در اینگونه تحلیلها و پیشگوییها، مردم فراموش شده، و اصلا هیچ نقشی برای مردم در نظر گرفته نشده است! در صورتیکه هرچه تعداد بیشتری از ما مردم دست از انفعال برداریم و در حقوقمداری ایستادگی کنیم، این سرنگونی و گذار، مستقلانه، توسط خود ما مردم، و با خشونتزدایی انجام خواهد بود. وگرنه فرد یا افرادی از درون رژیم، با قدرتهای خارجی تبانی میکنند، و کشور را به زیر یوغ سلطهسالاری و استعمار میبرند، یعنی رویدادنما و سناریویی که اکنون در ونزوئلا شاهد آن هستیم…
… ارتش امریکا باز دیروز، تجاوزات نظامی به خاک میهن ما را از سر گرفت. ادعای امریکا این است که مرکز پرتاب پهپادها(پرنده هدایتپذیر از دور) و شهپادها(شناور هدایتپذیر از دور) را مورد حمله قرار داده.
این بازآغاز تجاوزات نظامی، خود باز اعتراف به شکست تروریسم اقتصادی رژیم اسرائیل و امریکا، و اعتراف به استیصال و در باتلاق گیرکردن این «قدرت»ها است!…
… حدود یک ماه و نیم به انتخابات رژیم اسرائیل، و جدود دو ماه و نیم به انتخابات میاندورهای در امریکا مانده. موفقیت جنگ روانی قدرتها علیه مردم اسرائیل و مغزشویی آنها برای افزایش خشونتها و تجاوزها، بسیار موفقتر بود تا مردم سایر نقاط دنیا. در حالیکه اکثریت بلایی از مردم اسرائیل خواهان ادامه و تشدید جنگها هستند، جنگ ایران در افکار عمومی امریکا، یک اقلیت پایینی داشته است، و روزبهروز کمتر هم میشود.
عاملی که میتواند این بحران را به نفع مردم هدایت کند، خود ما مردم هستیم. هرچه تعداد ما مردمی که پشت به قدرت(قدرتهای داخلی و خارجی) میکنند، و روی به ملت(افکار عمومی داخلی و خارجی) میکنیم بیشتر باشد، به همه نسبت اسلحهٌ تجاوز در دست قدرتهای خارجی، و اسلحهٌ سرکوب در دست قدرتهای داخلی، بیاثرتر میشود. افکار عمومی ایرانیان، با فعالیتهای خشونتزدا و حقوقی، بهخصوص در شبکهبندیهای اجتماعی در فضای مجازی، باز هم به همان نسبت، با افکاز عمومی مردم منطقه و مردم دنیا درمیآمیزند و قدرتها را از تجاوزها و خشونتگستریها بازمیدارند…









